بازندگان جنگ طلب در اپوزیسیون را باید منزوی کرد

رحمان حسین زاده
طیف وسیعی از اپوزیسیون بورژوایی مدافع جنگ ویرانگر آمریکا، اسرائیل در ایران و خاورمیانه بودند. سلطنت‌طلبان،مشروطه‌خواهان، جمهوریخواهان پروغربی، ناسیونالیست‌های متفرقه در سراسر ایران و فدرالیست‌های کردستان، از آن جمله اند. در میان اینها اما سلطنت طلبان تحت هدایت رضاپهلوی و شش جریان ناسیونال، فدرالیست کردستان گردآمده در “ائتلاف هم پیمانی” نه تنها مبلغ جنگ اسرائیل و آمریکا بودند، بلکه رسمأ و عملأ آماده همکاری با دولتهای ضد مردمی اسرائیل و آمریکا شدند. بار دیگر تمام افق، سیاست، تاکتیک و نحوه به قدرت رسیدن خود را به جنگ ویرانگر فاشیست‌های حاکم بر آمریکا و اسرائیل گره زدند. “تفاهم نامه” ترامپ، جمهوری اسلامی، همه امیدشان را برباد داده است. همانند نتانیاهو از سازش در حال جریان دولتهای آمریکا- جمهوری اسلامی ناراضی اند. به امید شکنندگی پروسه سازش در فکر بازسازی سیاستهای شکست خورده و ضد مردمی شان برای آینده هستند.
یکی از درسهای به دست آمده در جریان این جنگ ارتجاعی، برملا شدن عمق تباهی و سیاهی سیاستهای این جریانات است. جامعه رنج کشیده از این جنگ و جنبش آزادیخواه و برابری‌طلب جامعه ایران و منطقه موظفیم با آگاهگری و فعالیت مؤثرتر، چنین نیروهای تماماً ارتجاعی و سناریوسیاهی را به انزوا بکشانیم. از این زوایه نگاهی کوتاه و مجدد به نقشه و سیاستهای سلطنت طلبان و شش جریان ناسیونالیست کرد در دوره اخیر و جنگ ٤٠ روزه ضروری است.

رضا پهلوی و نقش ضد مردمی در خیزش دی ماه و جنگ

در خیزش چند ماه قبل در دی ماه ١٤٠٥ نقش سلطنت طلبان و شخص رضا پهلوی، شعارها و تاکتیکهای اتخاذ شده ‌آنها نقطه مقابل شعارها و تاکتیکهای مبارزاتی جاری در آن مبارزات بود. آنها در همسویی معماری شده نانوشته و یا نوشته شده با عوامل جمهوری اسلامی و گروههای اطلاعات رژیم و به کمک رسانه های مزدور شعارهای برحق “مرگ بر خامنه ای و مرگ بردیکتاتور و آزادی، آزادی” و “علیه فقر و گرانی میریم تا سرنگونی” را عامدانه به حاشیه راندند، شعارهای بی ربط به زندگی و مبارزه مردم از جمله “ایران را پس میگیریم” و “پهلوی برمیگردد” و امثالهم را باد زدند. روشهای مبارزاتی متحد کننده توده مردم و منطبق با تناسب قوا و هر روز گسترش یابنده را فرعی و روشهای آوانتوریستی “اماکن دولتی” را تصرف کنید و نگه دارید و نگران نباشید چون “وعده کمک پرزیدنت آمریکا” در راه است را به کمک رسانه های معلوم الحال و عوامل مرتجع برجسته کردند. این شعارها و تاکتیکها نه سهوأ و به قول بعضی تبیینهای سطحی “غیرمسئولانه” بلکه کاملأ آگاهانه و منطبق با استراتژی اتکا به “دخالت نظامی آمریکا- اسرائیل” از جانب رضا پهلوی و تیم دست راستی همکار او انتخاب شده بود. از نظر آنها باکی نبود که هزاران نفر در راستای شعارها و تاکتیکهای ضد انقلابی و ضد مردمی جان و زندگی خود را از دست بدهند، چون شرط ترامپ برای دخالت نظامی آمار بالای “کشته شدگان” بود. اگر برای مردم و ما صف آزادیخواهان و برابری طلبان قتل عام وسیع دی ماه فاجعه بود، برای سلطنت طلبان و رضا پهلوی “غنیمت و مدارک و فاکت کافی و رضایت بخش” برای تشویق کردن دولت آمریکا و اسرائیل جهت دخالت جنگی و جابجایی قدرت در بالا و از این طریف جناب پهلوی امید داشت “ایران پس گرفته شود” و به قیمت جنگ و خون و تباهی تحمیل شده بر جامعه او “شاه” شود. جنگ ٣٩ روزه اتفاق افتاد. سلطنت طلبان ذوق زده و با همه امکانات از آن فاجعه استقبال کردند. رضا پهلوی یک جانبه کفش و کلاه کرده بود، در جزیره ای و یا گوشه ای از جغرافیای به اشغال درآمده توسط ارتش آمریکا فرود آید و “تاجگذاری” کند. قرار شد “گارد جاویدان” ناموجود پیاده نظام ارتش نسل کش اسرائیل و آمریکا برای تحمیل سناریو سیاه بر ایران باشد. اما غافل از اینکه حتی جایگاهی در معاملات و حتی بند و بست احتمالی دولت آمریکا برای رژیم “چنیج احتمالی” نداشت. این واقعه و ناکامی دولت آمریکا در دستیابی به اهداف جنگی اش، شکست و رسوایی دیگری را در پرونده سلطنت طلبان و رضا پهلوی به ثبت رساند.

هم پیمانی شش حزب ناسیونالیست کرد با فاشیسم ترامپ، نتانیاهو!

با نشانه های آغاز جنگ، شش حزب ناسیونالیست کردستان ایران، شتابزده ائتلافی را به منظور همکاری و هم پیمانی با دولتها و ارتشهای آمریکا و اسرائیل سرهم بندی کردند. با صراحت و علنی اعلام کردند، آماده اند، همچون پیاده نظام جنگ آمریکا-اسرائیل در ایران عمل کنند. همانوقع نوشتیم و هشدار دادیم هم پیمانی سیاسی و نظامی با ارتشهای آمریکا و اسرائیل فقط خطای سیاسی و عملی نیست، به دلایل زیر اقدامی مجرمانه علیه منافع مردم در کردستان و ایران و حتی منطقه است.
الف- در قدم اول همکاری سیاسی و عملی این جریانات، لطمه بزرگی به سابقه مثبت جنبش سیاسی و اعتراضی مردم کردستان ایران از مقطع انقلاب ٥٧ تاکنون وارد میکند. از مقطع تحولات سیاسی سال ٥٧ و سرنگونی رژیم سلطنتی، به دلیل حضور قدرتمند قطب چپ و سوسیالیست جامعه کردستان و تأثیرگذاری آن برفضای تحولات سیاسی جامعه کردستان، مبارزات سیاسی و نظامی مردم کردستان، که دوره کوتاهی به نام “جنبش مقاومت مردم کردستان” و دوره دیگری به نام “جنبش انقلابی مردم کردستان” تا میرسیم به خیزش انقلابی بعد از قتل ژینا امینی در سه سال قبل به عنوان مبارزات انقلابی و قابل دفاع و مثبت در افکارعمومی جهان و در فضای سیاسی ایران ثبت شده اند. دورانی از جامعه کردستان به عنوان “سنگر انقلاب” یاد میشد.
ب- همکاری شش جریان مرتجع ناسیونالیست با دولتهای فاشیست معاصر نقش منفی مهمی در ایجاد شکاف میان مبارزات سراسری مردم ایران و کردستان که در ٤٧ ساله گذشته به درجه بالایی این همسرنوشتی نهادینه شده خواهد داشت.
ج- ورود احتمالی نیروی مسلح این شش جریان زیرچتر حمایتی تروریسم هوایی ارتش آمریکا و اسرائیل، و احتمال عکس العمل سرکوبگرانه و نظامی جنایتکاران اسلامی، عملأ کردستان را به میدان جنگ سهمگین، به صحنه تخریب شهرها و روستاها و به هم زدن بنیادهای کار و زندگی تبدیل میکند.

نقشه همکاری و هماهنگی عملی بین دولتهای آمریکا و اسرائیل اساسأ به دلیل مخالفت دولت ترکیه و بعضی موانع دیگر اجرایی نشد. شش حزب ناسیونالیست و فدرالیست چیزی جز شکست و ناکامی نصیب شان نشد. نکته قابل توجه اینست رهبران و سخنگویان این جریانات درسی از ناکامی شان نگرفته و نه تنها سیاستهای ضد مردمی تاکنونی شان را توجیه میکنند، به وضوح برای آینده نیز همین افق و سیاستهای ارتجاعی را سرلوحه کار خود قرار میدهند.

جنگ و فجایع آن تند پیچ مهمی در صحنه سیاسی ایران و منطقه بود. تمامی اپوزیسیون بورژوایی مدافع جنگ ارتجاعی دولتهای تروریست آمریکا، اسرائیل و جمهوری اسلامی بار دیگر با صراحت انکارناپذیر عمق سیاستهای ضد انسانی خود را به نمایش گذاشتند. در رأس اپوزیسیون راست جنگ طلب رضا پهلوی و سلطنت طلبان و شش جریان ناسیونالیست کرد نقش مخرب و ضد مردمی بسیار شاخصتری را ایفا کردند. لذا لازمست آگاهانه و هدفمند این جریانات و سیاستهای آنها به انزوا کشانده شود. وظیفه ما و همه نیروهای چپ و کمونیست جامعه ایران است، با فعالیت وسیعتر سیاست‌های ضد مردمی اپوزیسیون راست پروغرب را به حاشیه جامعه سوق دهیم.

***
٢٦- ٦- ٢٠٢٦