دوره پسا جنگ: علیه فقر و بیکاری و سرکوب

در یک نگاه!

دوره پسا جنگ: علیه فقر و بیکاری و سرکوب

 

رحمان حسین زاده

 

فقر و فلاکت و بیکاری و سرکوب محصول حاکمیت استبدادی سرمایه و جمهوری اسلامی در ایران است. در ٤٧ سال حکومت سیاه اسلامی تصویر آزار دهنده از جامعه ایران وجود میلیونها بیکار و بی مسکن، کارتن خواب و گور خواب و کودکان کار، زندگی زیر خط فقر بیش از نیمی از جمعیت ایران که فاقد بیمه های اجتماعی و درمانی و محروم از کمترین امکانات سلامت و بهداشت و پزشکی بوده اند. تحمیل این شرایط با اتکا استبداد خشن و سرکوب و صدها هزار اعدام ممکن شده است. کاپیتالیسم عمیقا بحران زده ایران و اقتصاد در حال فروپاشی و حکومت جنایت پیشه جمهوری اسلامی سرمنشاء این تراژدی است.

 

در یک سال اخیر جنگ تحمیل شده به مردم توسط دولتهای تروریست آمریکا، اسرائیل و جمهوری اسلامی علاوه بر ابعاد چندین وجهی و فاجعه بار برای مردم ایران و منطقه، به طور ویژه گسترش عمیق فقر و فلاکت، سونامی بیکاری و تشدید سرکوب و اعدام را به همراه داشته است. جمهوری اسلامی جنگ را نه تنها به عنوان غنیمتی در راستای بقای خود، بلکه در خدمت تحمیل گرانی سرسام آور و تورم افسارگسیخته و تعرض معیشتی شنیع، اجرای بیکارسازی میلیونی و جاری کردن هر روزه سیاست بازداشتهای  وسیع و اعدامهای جنایتکارانه بکار گرفته است. در دوره پسا جنگ هم و تا زمانی که در مقابل خود سد اعتراضی سازمانیافته کارگری و توده ای را نبیند، همین سیاستهای جنایتکارانه را ادامه میدهد.

 

دوره پسا جنگ : علیه فقرو بیکاری و سرکوب !

آتش بس تاکنونی و طرح امضا شده “تفاهم نامه” بین دولتهای آمریکا و جمهوری اسلامی شرایط جدیدی را در تحولات سیاسی جاری رقم میزند. اولین شاخص آن، بازگشت جامعه به شرایط کار و زندگی و سوخت و ساز روتین است. در نتیجه جامعه و کارگران و مردم حق طلب نباید از مقامات جنایتکار اسلامی بپذیرند، فقر و بیکاری و سرکوب و اعدام را به بهانه پیامدهای جنگ ادامه دهند. چنین نپذیرفتنی در گرو صف بندی مبارزاتی جدی است. در این مقطع حساس مقابله و سنگربندی جنبش طبقه کارگر و جنبش اعتراضی توده ای علیه فقر و بیکاری و سرکوب و اعدام مبرمیت جدی دارد. در این راستا:

 

۱- جنبش سازمانیافته و هدفمند نه به فقر و بیکاری و سرکوبرا به میدان بکشیم!

اکنون وقت آن است همه بخشهای متنوع مبارزات کارگری و توده ای، آگاهانه و مبتکرانه و سازمانیافته، خواست و شعار محوری “نه به فقر و بیکاری و سرکوب ” را در دستور کار جدی بگذارند. نیروی فعاله و ستون فقرات شکل دادن به چنین صفبندی مبارزاتی، جنبش طبقه کارگر است. شبکه رهبران و پیشروان آگاه جنبش کارگری و کمونیستهای طبقه کارگر در ارتباط محکم با شبکه رهبران و فعالین دیگر جنبشهای اعتراضی رادیکال با ابتکار و خلاقیت و همگامی و اتکا به پلاتفرم روشنی با محوریت “نه به فقر و بیکاری و سرکوب” میتوانند هدایت گر و موتور محرکه جنبش اعتراضی موثر و کار ساز باشند.

 

۲در محل کار و زیست، در مراکز کار و محله و شهربه سازمان و تشکل باید متکی شویم!

پیشروی و پیشبرد مبارزه و جنبش “نه به فقر و بیکاری و سرکوب” در گرو اتحاد و سازمانیابی کارگری و توده ای مؤثر است. در تناسب قوای ناهموار کنونی هر سطح از سازمانیابی و ایجاد اتحاد و تشکل را باید در دستور گذاشت. شبکه مبارزاتی رهبران و فعالین کارگری در مراکز و رشته های کارگری و در جنبش کارگری، شبکه فعالین رادیکال و مبارز در محله و در جنبشهای اجتماعی، و برقراری ارتباط محکم بین این شبکه های مبارزاتی محور مهم سازمانیابی مؤثر در تناسب قوای موجود است. شبکه های مبارزاتی کارگری و توده ای با هم مرتبط شده، میتوانند حول شعار متحد کننده “نه به فقرو بیکاری و سرکوب” همگامی مهمی بین اعتصابات و اعتراضات کارگری و مبارزات توده ای و تحرک جنبشهای اجتماعی ایجاد کنند. در این چهارچوب انواع نهادها و تشکلها و کمیته ها و صندوقهای مالی و کانونهای متحد کننده میتوانند شکل بگیرند. مهمتر در گامی فراتر به مجامع عمومی در محل کار و محله و در بطن جنبش کارگری و جنبشهای اعتراضی باید متکی شد. قدم به قدم و با تغییر تناسب قوا ایجاد شوراها در هر مرکز کار و رشته کارگری و هر محله و شهر، به مثابه ابزار و پایه اصلی متشکل شدن و قدرتمند شدن مبارزه و جنبش “نه به فقر و بیکاری و سرکوب” را در دستور کار گذاشت. لازمست رهبران و فعالین کمونیست جنبش طبقه کارگر و اردوی انقلابی درهر جا که هستند، در مراکز کار و رشته های کارگری، در محلات، در مراکز آموزشی و دانشگاهها و میان نسل جوان محروم از کار و معیشت و توده عظیم بیکاران، ابتکار سازماندهیهای متنوع مورد نیاز مبارزات و مجامع عمومی و شوراها را بدست بگیرند.

 

٣جنبش نه به فقر و بیکاری و سرکوببخش لاینفک نبرد برای سرنگونی جمهوری اسلامی و ساقط کردن حاکمیت بورژوایی است!

هدف مستقیم و فوری مبارزه و جنبش “نه به  فقر و بیکاری و سرکوب”، به شکست کشاندن تعرض اقتصادی و سیاسی حکومت اسلامی و ایجاد بهبود جدی و سریع در شرایط کار و زندگی طبقه کارگر و مردم جنگ زده و محروم جامعه ایران است. تردیدی نیست هر قدم پیشروی این جنبش در گرو عقب راندن جمهوری اسلامی است. نهایتأ بهبود جدی شرایط زندگی کارگران و مردم در گرو به زیر کشیدن حاکمیت جمهوری اسلامی و نظام سرمایه داری است. به این ترتیب مبارزه و جنبش “نه به فقر و بیکاری و سرکوب ” بخش لاینفک جنبش انقلابی سرنگونی جمهوری اسلامی با اتکا به جنبش طبقه کارگر و جنبشهای اجتماعی رادیکال موجود و اردوی آزادیخواهی است که حول سیاست و رهبری کارگری – سوسیالیستی سرراست و شفاف میتواند به فرجام برسد. در این راستا باید آستینها را بالا زد.