فریدریش مرتس نمی‌تواند این‌گونه ادامه دهد

اکونومیست | ترجمه کمال فرهمند

صبحی آفتابی و بهاری در زالتس‌ودل است؛ شهری خوش‌منظر با خانه‌های نیمه‌چوبی و خیابان‌های سنگ‌فرش در ایالت زاکسن-آنهالت در شرق آلمان. مردم آمده‌اند تا بر سر فریدریش

‘مرتس فریاد بزنند. …

بیرون مرکز فرهنگی‌ای که صدراعظم آلمان پذیرفته است در آن به پرسش‌های شهروندان پاسخ دهد، کشاورزان و دیگر معترضان علیه سیاست‌های انرژی او اعتراض می‌کنند. در داخل سالن، زنی که به سرطان پوست مبتلاست و از تغییرات پیشنهادی در مقررات غربالگری ناراضی است، شکایت می‌کند که سیاستمداران برای خودشان سفره پهن می‌کنند، در حالی که مردم عادی رنج می‌کشند. توماس بکر، کارآفرینی که از بوروکراسی و کمک به اوکراین خشمگین است، می‌گوید: «صدراعظم فقط دور مسائل می‌چرخد، هیچ چیز مشخصی ارائه نمی‌کند.» او خواهان انتخابات تازه است.

مرتس، که یک سال پیش به قدرت رسید، بی‌دستاورد نیست. او حتی پیش از آن‌که صدراعظم شود، تغییراتی در قانون اساسی از تصویب گذراند تا سرمایه‌گذاری‌های عظیم در بازتسلیح و زیرساخت‌ها ممکن شود. ائتلاف او ــ که حزب دموکرات مسیحی راست میانه و حزب خواهر آن در بایرن، اتحادیه سوسیال مسیحی، را با حزب سوسیال دموکرات متحد می‌کند ــ اصلاحاتی را در حوزه رفاه اجتماعی، مالیات، انرژی و به‌تازگی درمان تصویب کرده است. از تندی بحث تلخ بر سر مهاجرت غیرقانونی نیز کاسته شده، زیرا تعداد مهاجران کاهش یافته است؛ هرچند این کاهش عمدتاً به دلیل رخدادهایی خارج از کنترل دولت بوده است. افزون بر این، با وجود مشاجره اخیر او با دونالد ترامپ، مرتس توانسته است نوعی سرزندگی را به سیاست خارجی و امنیتی آلمان بازگرداند.

با این همه، همان‌گونه که برنامه زالتس‌ودل نشان می‌دهد، آلمانی‌ها از صدراعظم خسته شده‌اند. مرتس هرگز محبوبیت عاطفی گسترده‌ای در میان آلمانی‌ها نداشت، اما اکنون فقط ۱۳ درصد می‌گویند از کار او راضی‌اند و تنها ۱۱ درصد فکر می‌کنند دولتش عملکرد خوبی دارد. اتحاد دموکرات مسیحی و سوسیال مسیحی، پس از آن‌که در انتخابات فدرال سال گذشته با ۲۹ درصد آرا پیروز شد، اکنون در نظرسنجی‌ها به فقط ۲۳ درصد سقوط کرده است. وضع حزب سوسیال دموکرات حتی بدتر است؛ این حزب در دو انتخابات ایالتی اخیر شکست سختی خورد و اکنون در سطح ۱۳ درصد درجا می‌زند.

در همین حال، حزب راست پوپولیست «آلترناتیو برای آلمان» با وجود رسوایی‌ها و کشمکش‌های بی‌پایان، در نظرسنجی‌ها پیش افتاده است. این حزب امیدوار است در انتخابات سپتامبر در زاکسن-آنهالت، برای نخستین بار قدرت را به دست گیرد. مرتس هنوز خوب حرف می‌زند و از نقش خودخوانده‌اش به‌عنوان کسی که حقیقت‌های تلخ و بی‌پرده را به کشوری گرفتار و بی‌میل به تغییر می‌گوید، لذت می‌برد. اما در حالی که سه سال از دوره زمامداری‌اش باقی مانده، بیش از پیش چهره‌ای تنها به نظر می‌رسد. او خود این هفته پذیرفت: «روایت بحران، زندگی مستقل خود را پیدا کرده است.»

چه چیزی خراب شده است؟ ضعف‌های شناخته‌شده مرتس کمکی به او نمی‌کند: ناتوانی در درک جزئیات، تندخویی، و تمایل به حرف زدن پیش از فکر کردن. در زالتس‌ودل نیز به جای آن‌که با زن بیمار همدردی کند، او را سرزنش کرد. اما مشکل عمیق‌تر، کنترل لرزان او بر دستگاه سیاسی‌ای است که بر آن ریاست می‌کند. دفتر صدراعظمی بی‌نظم است و هماهنگی ضعیفی با نمایندگان دموکرات مسیحی و سوسیال مسیحی در پارلمان دارد. لارس کلینگبایل، معاون صدراعظم و یکی از رهبران حزب سوسیال دموکرات، رابطه نسبتاً خوبی با مرتس دارد، اما خود او با بدنه حزبش مشکل دارد. سخنرانی‌های سیاستمداران شاید لحن درستی داشته باشد، اما به سیاست عملی تبدیل نمی‌شود. وعده‌های بزرگ، مانند «پاییز اصلاحات» در سال گذشته، بی‌نتیجه می‌مانند. سایه‌ای از فرسودگی بر دولت افتاده است.

نمایندگان احزاب حاکم معمولاً با لحنی اندوهگین‌تر از خشمگین، از شکست‌های شریکان ائتلافی خود گلایه می‌کنند. در این گلایه‌ها چیزی از حقیقت وجود دارد. نمایندگان سوسیال دموکرات بر سر تغییرات کوچک در مقررات تأمین اجتماعی فریاد اعتراض سر داده‌اند. سال گذشته، گروهی از جوانان سرسخت در فراکسیون دموکرات مسیحی و سوسیال مسیحی تهدید کردند تغییر مربوط به نظام بازنشستگی را، که به گفته آنان تأمین مالی‌اش ممکن نبود، از مسیر خارج کنند. اکثریت شکننده دولت، که فقط ۱۲ کرسی است، باعث می‌شود نمایندگان سرکش بتوانند نفوذی بیش از اندازه پیدا کنند. ایزابل کادمارتوری، نماینده سوسیال دموکرات، از «گسستی گیج‌کننده در برداشت‌ها» سخن می‌گوید؛ وضعیتی که در آن هر دو حزب حاکم گمان می‌کنند رهبران‌شان همه چیز را به طرف مقابل واگذار کرده‌اند، و همین، فضای لازم برای سازش‌هایی را که چرخ‌های ائتلاف را روان می‌کند، محدود می‌سازد.

بخشی از این مشکل از آن‌جا ناشی می‌شود که حکومت‌داری به ریتمی خسته‌کننده و عبوس از کاهش هزینه‌ها، مدیریت بحران و اصلاحات دردناک تبدیل شده است. دولت به‌تازگی پیش‌بینی رشد اقتصادی سال ۲۰۲۶ را به فقط ۰.۵ درصد کاهش داد؛ بخشی به دلیل بسته شدن تنگه هرمز، اما همچنین به دلیل کندی اصلاحات داخلی. آلمانی‌ها، همان‌گونه که مرتس اغلب یادآوری می‌کند، از مردم تقریباً همه کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی، یعنی باشگاه عمدتاً کشورهای ثروتمند، ساعات کمتری کار می‌کنند. هزینه‌های فزاینده تأمین اجتماعی و نرخ‌های بالای مالیات نهایی نیز انگیزه‌ای برای بیشتر کار کردن ایجاد نمی‌کند. صنعت آلمان هم زیر فشار هم‌زمان حمایت‌گرایی آمریکا و سوداگری دولتی چین خم شده است. راینهارد براندل، نماینده سوسیال مسیحی در پارلمان، می‌گوید: «مشکل واقعی این است که نمی‌توانیم بگوییم اوضاع در سه یا چهار ماه آینده بهتر خواهد شد.»

نگران‌کننده‌تر این‌که نبردهای بزرگ‌تری در پیش است. احزاب حاکم بر سر چگونگی تأمین مالی کاهش مالیات پیشنهادی برای درآمدهای پایین و متوسط درگیرند. به‌جز وزارت دفاع، تقریباً همه وزارتخانه‌ها باید پیش از نهایی شدن بودجه سال آینده هزینه‌های خود را کاهش دهند. به گفته منابع آگاه، بزرگ‌ترین درام بر سر نظام بازنشستگی عمومی خواهد بود؛ نظامی که یک‌چهارم بودجه فدرال را می‌بلعد. پس از آن‌که یک کمیسیون رسمی در اواخر ژوئن گزارش خود را ارائه کند، دولت باید راهی پیدا کند تا چهار میلیارد یورو، معادل ۴.۷ میلیارد دلار، از هزینه‌های بازنشستگی بکاهد؛ و خطوط نبرد از هم‌اکنون ترسیم شده‌اند. اشتفان کولف، رئیس اندیشکده «فوروم لودویگ ارهارد»، می‌گوید: «بحث اصلاحات از یک نقص بزرگ رنج می‌برد: این کشور به چشم‌انداز نیاز دارد، اما چشم‌اندازی ندارد.»

فضا آن‌قدر تیره است که مرتس ناچار شده به‌شدت در برابر شمار فزاینده‌ای از هم‌حزبی‌های خود بایستد که می‌خواهند ائتلاف را منفجر کنند؛ یا از طریق برگزاری انتخابات زودهنگام، یا از راه حکومت کردن به‌تنهایی با اکثریت‌های موردی و موقت. چنین گزینه‌ای بعید است، زیرا در هر دو حالت، بزرگ‌ترین بهره‌برنده حزب آلترناتیو برای آلمان خواهد بود. با این حال، هنوز می‌توان خوش‌بینانی پیدا کرد. براندل تأکید می‌کند: «وقتی کارمان را درست انجام دهیم، حمایت از ما دوباره بالا خواهد رفت»؛ سخنی که شاید بیش از آن‌که بر انتظار واقعی تکیه داشته باشد، بر امید استوار است.