این جنگ راه آزادی نیست، راه ویرانی است

اعلامیه حزب کمونیست کارگری ایران – حکمتیست
قطع جنگ بی درنگ
همان گونه که قابل پيش‌بينی بود، حمله گسترده نظامی ارتشهای اسرائيل و آمريکا امروز شنبه ۲۸ فوریه عليه رژيم اسلامی ايران آغاز شده است. بنا بر گزارشهای منتشر شده، دامنه اين حملات وسيع بوده و از بيت خامنه‌ای، مقر سران رژیم تا پايگاههای نظامی، موشکی و اتمی جمهوری اسلامی و همچنين بخشهايی از مراکز کار و زندگی مردم در تعدادی از شهرهای ايران را در بر گرفته است. جمهوری اسلامی نيز در اقدامی تلافی ‌جويانه، اهدافی در اسرائيل، برخی کشورهای عربی و پايگاههای نظامی امريکا در منطقه را با موشکهای دوربرد مورد حمله قرار داده است.
اين جنگ پس از توقف روند مذاکرات و اعلام نارضايتی ترامپ از نتايج گفتگوها آغاز شد. گزارشهای اوليه حاکی از آن است که در جريان اين حملات، شماری از شهروندان غيرنظامی نیز، از جمله دهها کودک در ميناب، جان خود را از دست داده‌اند. همزمان اخباری از وارد آمدن خسارات به مراکز نظامی و کشته شدن تعدادی از فرماندهان سپاه و ارتش اوباش رژیم جمهوری اسلامی منتشر شده است، هرچند ابعاد دقيق آن هنوز روشن نيست.
مستقل از اهداف اعلام ‌شده طرفين، اين يک جنگ ارتجاعی و تروريستی با ماهيتی عميقا ضد انسانی است و بايد فورا متوقف شود.
تبليغات رسمی آمريکا و اسرائيل می‌کوشد اين تهاجم را اقدامی “بشردوستانه” جلوه دهد. اين ادعا نه فقط پوچ، بلکه وارونه‌ سازی آگاهانه واقعيت است. اين جنگ نه برای رهايی مردم ايران، بلکه در چهارچوب کشمکش قدرتهای ارتجاعی منطقه و در امتداد پروژه‌های ژئوپليتيک برای بازآرايی خاورميانه در راستای اهداف ارتجاعی دولت اسرائيل وامریکا در مقابل رقبای جهانی پيش برده می‌شود. مردم در ايران و سراسر منطقه در اين ميان نه موضوع رهايی، بلکه نخستين قربانيان اين سناريو هستند.
صف جنگ‌ طلبان و سوداگران ويرانی
در کنار ماشين جنگی دولتهای آمريکا و اسرائيل، بخشی از اپوزيسيون راست و ناسيوناليست – از سلطنت‌ طلبان تا جريانات قوم‌پرست – نيز به صف مبلغان جنگ پيوسته‌اند. از ترامپ و نتانياهو که وقيحانه زبان تهديد و بمب را به عنوان “رهايی مردم” عرضه می‌کنند، تا رضا پهلوی و نيروهای سلطنت‌ طلب که قدرت‌گيری خود را در سايه موشکهای جنگی جستجو می‌کنند، و نيز جريانات قوم‌پرست که در تب جنگ به دنبال سهم‌ خواهی از آينده‌اند – همه در يک نقطه مشترکند: بی‌اعتنايی کامل به زندگی و مبارزه واقعی مردم، همگی ضد مردم و آزادی و رهایی اند.این نیروها می کوشند جنگ رابه عنوان “فرصت آزادی” قالب کنند، اما واقعیت عریانتر از این واقعیات است، آزادی با بمب افکن وارد نمی شود.تاریخ عراق، افغانستان، لیبی و سوریه جلو چشم جامعه است.
در اين ميان خود جمهوری اسلامی نيز يک سوی دیگر اين مسير ويرانگر است. اين رژيم بارها و با وقاحتی عريان نشان داده است که بقای حکومتش را بی‌هيچ ترديدی بر جان و زندگی ميليونها انسان ترجيح می‌دهد. منطق جنایتکارانه و ضد انسانی حاکم بر اين نظام از همان روز نخست روشن بود: “حفظ نظام” بر هر چيز مقدم است – حتی اگر جامعه زير آوار مرگ و ويرانی دفن شود، همانطور که در دی ماه خیزش مردم را قتل عام کردند. مقامات جمهوری اسلامی بارها وقیحانه اعلام کرده‌اند که تحميل فاجعه ‌بارترين هزينه‌های انسانی به مردم، کشتار و قتل عام آنها، خللی در اراده آنها برای حفظ قدرت ايجاد نمی‌کند.
امروز نيز راندن جامعه به لبه يک جنگ تمام عیار و ويرانگر نه يک خطای محاسباتی، بلکه ادامه آگاهانه همان سياست بقای جنايتکارانه به هر قيمت است. بدين ترتيب، در يک سوی اين معادله، ماشين جنگی قدرتهای جهانی و متحدان منطقه‌ای آنها قرار دارد و در سوی ديگر رژيمی که برای حفظ بقای خود از تشديد تنش و نظامی ‌سازی فضا ابايی ندارد. قربانی مشترک هر دو سوی اين جدال، مردم ايران‌اند.
مردم، قربانيان اصلی اين جنگ
اگرچه جمهوری اسلامی در نتيجه اين جنگ ضربات نظامی و پرسنلی سنگينی خواهد خورد، اما تجربه نشان داده است که بار اصلی چنين جنگهايی بر دوش مردم معترض و به ستوه آمده ايران فرود می‌آيد. جامعه‌ای که همين چندی پيش در اعتراضات دی ماه با سرکوبی خونين روبرو شد، اکنون در ميان آتش متقابل دو نيروی تروريستی و ضد انسانی گرفتار شده است.
تداوم اين جنگ به معنای گسترش دايره کشتار غيرنظاميان، نابودی زيرساختهای حياتی جامعه، فلج شدن شبکه‌های برق، آب، درمان و حمل‌ونقل و رانده شدن ميليونها انسان به ورطه فقر و آوارگی خواهد بود. آنچه امروز از تلفات انسانی می‌بينيم، متاسفانه تنها پيش‌درآمد اين فاجعه است – گويی دفتر سياه جنگ تازه ورق خورده و هنوز بسياری از صفحات آن نانوشته مانده است. در کنار ضربات گسترده‌تر به مراکز نظامی جمهوری اسلامی، آنچه به طور فزاينده هدف قرار می‌گيرد بافت زندگی اجتماعی مردم است. اين مسير، اگر متوقف نشود، به چرخه‌ای از ويرانی فزاينده، بی‌ثباتی مزمن و عادی شدن مرگ و ناامنی در مقياس وسيعی منتهی خواهد شد. واقعيتی که از هم‌اکنون چهره جنايات جنگی را به‌ روشنی نشان می‌دهد.
برای ما – برای طبقه کارگر و جنبش آزادیخواه و سوسياليستی – ادامه اين جنگ جز گسترش کشتار، آوارگی، ويرانی و عقب راندن جنبش اعتراضی مردم حاصلی ندارد. جنگ فضای سياسی را نظامی می‌کند، مبارزات سرنگونی طلبانه توده های مردم را قیچی میکند، دست جمهوری اسلامی را برای تعرض بيشتر و تشديد سرکوب بازتر می‌گذارد، جان زندانيان سياسی را بيش از پيش در معرض خطر قرار می‌دهد و جامعه را به سوی سناريوی سياه سوق می‌دهد.
اين جنگ راه آزادی نيست – راه بستن نفس جامعه است.
فراخوان به اقدام
حزب کمونيست کارگری ايران – حکمتيست همه مردم آزادیخواه و برابری‌طلب، احزاب و سازمانهای مترقی و انقلابی را به اعتراض عليه اين جنگ ارتجاعی فرامی‌خواند.
اين جنگ، جنگ ما نيست. اين جنگ، جنگ طبقه کارگر نيست. اين جنگ، جنگ زنان، جوانان و مردم تحت ستم ايران نيست. اين جنگ برای آزادی و خلاصی از شر حکومت اسلامی نيست.
ما ضمن مقابله قاطع با تبليغات شوونيستی و جنگ ‌طلبانه جمهوری اسلامی تحت عنوان “دفاع از ميهن”، خواهان توقف فوری جنگ و همزمان پيشروی مبارزه برای سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی به دست طبقه کارگر و مردم آزادیخواه هستيم.
در شرايط کنونی، با گسترش جنگ و تشديد تنگناهای اقتصادی و انسانی، ضرورت سازمانيابی اجتماعی فوری و حياتی است. مردم بايد در محلات، مراکز کار و هر جا که ممکن است شبکه‌ها و کميته‌های همياری برای کمک به قربانيان جنگ، تامين نيازهای فوری جامعه، حفظ همبستگی اجتماعی و جلوگيری از فروپاشی شيرازه زندگی اجتماعی ايجاد کنند.
فراخوان ما به طبقه کارگر و مردم آزادیخواه جهان اين است که عليه اين جنگ ارتجاعی – از هر دو سو – در خاورميانه و عليه بانيان آن به ميدان بيايند و در دفاع از مبارزه مردم ايران برای آزادی، برابری و رفاه و علیه میلیتاریسم آمریکا و اسرائیل صف واحدی را تشکيل دهند.
نه به جنگ ارتجاعی، نه به جمهوری اسلامی
زنده باد جمهوری سوسیالیستی
حزب کمونيست کارگری ايران – حکمتيست
۲۸ فوریه ۲۰۲۶