ــ روز زبان مادری ٢ــ سیب‌های نفاق در دریای کارائیب

روز زبان مادری

جمهوری اسلامی و رژیم پهلوی رقیب و مکمل همدیگر در کار نسل‌کشی زبان‌ها و فرهنگ‌های ملی
ا. م. شیری
روز دوم اسفند (٢١ فوریه) در سال ١٩٩٩٩ در کنفرانس عمومی یونسکو به‌عنوان روز جهانی زبان مادری نامگذاری شد و هدف از آن کمک به تنوع زبانی و فرهنگی بود. بعد از آن، مجمع عمومی سازمان ملل متحد نیز با توجه به اهمیت بی‌بدیل زبان مادری، سال ٢٠٠٨ را سال جهانی زبان‌ مادری اعلام کرد.
اگر امروز از فراز ۴٧ سال به عملکرد حاکمیت جمهوری در طول این سال‌ها توجه کنیم، به جرأت می‌توان گفت حاکمیت بعد از انقلاب نه تنها هیچ تغییری در سیاست‌های رژیم خلف خود- حداقل در بعد داخلی- به وجود نیاورد، حتی با شدت و حدت هر چه بیشتر و با روش‌های خشن‌تر و خونین‌تر ادامه داد. به‌عنوان مثال، توجهات را به یک نمونۀ معلوم برای عموم جلب می‌کنم: سازمان‌های جاسوسی- آدم‌کشی چهار دولت آمریکا، انگلیس، اسرائیل و خود رژیم پهلوی با بهره‌گیری از تمام امکانات، حتی بعد از کودتای ٢٨ مرداد سال ١٣٣٢ نیز نتوانستند حزب تودۀ ایران را قلع‌وقمع کنند، اما حاکمیت جمهوری اسلامی با توسل به سخیف‌ترین روش‌ها، این حزب پرسابقه و مجرب میهن‌دوست را بدون هیچ سند و دلیلی، تارومار کرد.
یکی دیگر از سیاست‌های ویرانگر و ضدایرانی رژیم شاه پهلوی که حاکمیت اسلام‌پناه به خشن‌ترین شکل و شیوه ادامه داد، سیاست پان‌ایرانیستی- استعماری انکار و نفی حقوق مدنی، زبانی و فرهنگی ملیت‌های ایران بود. اگر رژیم وابستۀ پهلوی از سال‌های دهۀ ١٣٣٠ در تلاش برای تک‌زبانی کردن کشور به ضرب و زور، با ممنوعیت گویش به زبان‌های ملی با تطبیق جریمه‌های نقدی در مدارس، راه‌اندازی «جشن‌های»‌ کتاب‌سوزان و مترادف کردن هر گونه خواست آزادی زبانی و فرهنگی ملی با «تجزیه‌‌طلبی»، تغییر اسامی محلی روستاها، قصبات، شهرها، کوه‌ها و رودخانه‌ها و دیگر مکان‌ها و مناطق نسل‌کشی زبان‌های ملی را آغاز کرد، حاکمیت اسلام‌پناه با توسل به سخیف‌تر روش‌ها و متدها، با بخشنامه‌های استعماری «بسندگی فارسی» نسل‌کشی زبان‌های ملی را درست از سر گهوارۀ کودکان ادامه داد و کار ناتمام رژیم پهلوی را به حد کمال رساند.
این مدعا اگرچه در ارتباط با زبان‌های دارای ریشۀ هند-اروپایی آنقدرها محسوی نیست، اما در رابطه با زبان‌های التصاقی مثلاً، ترکی و ترکمنی فوق‌العاده وحشتناک است. بگونه‌ای که قبل از همه، ساختار چنین زبان‌ها‌ بطور کامل و بنیادی از بین رفته، با دستور زبان فارسی منطبق گردیده و صرفاً تک واژه‌ها، کلمات و یکسری مصادر و افعال از آ‌ن‌ها باقی مانده است.
برای نشان دادن ابعاد فاجعه‌بار سیاست پان‌ایرانیستی- استعماری جمهوری اسلامی، دو نمونه از درّافشانی بردگان استعمار را نقل می‌کنم:
درّافشانی آقای دکتر نجفی، بخشدار شادیان، از بردگان استعمار:
بسم‌الله الرحمان الرحیم. عرض سلام و ادب و احترام واریمدی خدمت اهالی محترم شهرستان چاراویماق، علی‌الخصوص مردم نجیب بخش شادیان. الله‌آ شاکروخ که بو نعمتی بیزه نازیل الدی، اما عزیزلر… در پی بو بارشلر که اخیراً بیزیم منطقه‌میزده صورت تاپیب، کولاکی که وار ایدی، بیزیم مسیرها، در حقیقت راه‌های روستایی دهستان جنوب شرقی در اثر برف و کولاک مسدود اولموشدو. اکثر روستاهای جنوب شرقی‌میز کوهستاندا قرار تاپیبلار، مستعد برف و کولاک دیلار، باعث اولموشدو که تمامی راه‌هایی روستایی…مسدود اولموشدو. تدابیری که بعد از بارشلر صورت تاپدی، باعث اولدو که بیزیم دسگاهلاریمیز یوللاریمیزا مستقر اولدو برای بازگشایی مسیرلریمیز. عزیزلر، بیزیم بارشی‌میز بو منطقه‌ده… بوگؤنلریم بعد از دؤرت گؤن یئتیشمیشک بخشداری قیزیل قلعه‌یه…
لجن‌خواری بخشدار بخش مرکزی، یکی دیگر از دست‌پروردگان استعمار:
اعوذ بالله من الشیطان رجیم، بسم‌الله الرحمان الرحیم. بویؤنلری شش بهمن هزار و چهار صد و چهار روز دوشنبه‌دی، ساعته هفت شب‌دی. مسیری که دایامئشئق آی عباس‌زاده‌نین خدمتینده و آی معاون‌گیلده او ماشیندا… مسیر قره‌آغاج به آغزیارات دی که انصافاً همانطور که ملاحظه بویورورسوز ارتفاع برف بیش از دو متردی که انشالله، الله عنایت اله‌سه، دستگاهی‌مئز خطا وئرمه‌سه انشالله یئتیشروخ روستای آغزیاراتا. من خواهشیم بودو که مردم صبورانه تحمل اله‌سینلر تا بو وضعیتی که وار، بو شدتی که در اندازۀ برفی که واردی، انصافاً چوخ یوخاریدی، ائؤمید…
پرسش از آقای جمهوری اسلامی، از جناب پان‌ایرانیست‌های انگلیسی‌تبار: این دو نمونۀ مشت از خروار را، این جنایت هولناک را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ زبان‌ شرم‌آور دو متن فوق را چه می‌‌نامید؟ مقصر و موجد آن کیست؟ آیا شرم نمی‌‌کنید که حداقل چهل درصد جمعیت کشور، در بهترین حالت، بدین شکل رسوا تکلم می‌کند؟
و نیز، از بیش از چهل درصد جمعیت ایران می‌پرسم: به نظر شما دو متن فوق شرم‌آور نیست؟ تحقیر و توهین نیست؟ نماد و نمونۀ عریان نسل‌کشی زبان‌های ملی با روش و متدهای استعماری نیست؟ آیا چنین جنایت هولناکی قابل چشم‌پوشی است یا چارۀ درد باید کرد؟
آقای جمهوری اسلامی، جناب پان‌ایرانیستِ تابع استعمار انگلیس که بی‌هیچ دلیل و برهانی، هر گونه خواست و مطالبه برای احقاق حقوق ملی، زبانی و فرهنگی را با انگ استعماری «پان» و «تجزیه‌طلبی»‌ به خشن‌ترین شکل و شیوه سرکوب می‌کنی، هیچ به عاقبت این جنایت هولناک اندیشیده‌اید؟ فکر کرده‌اید چنین جنایت استعماری نمی‌تواند تا ابد دوام داشته باشد؟!
آیا به مخیله‌تان هیچ راه یافته که قیام بردگان مستعمرات با نیستی استعمار و آزادی بردگان برابر خواهد بود؟!
استعمارگران اروپایی، بخصوص انگلیس برای گسترش مستعمرات، همواره به یک اصل ثابت تکیه می‌کردند: «برای تصرف یک سرزمین و به بردگی گرفتن جمعیت آن، قبل از نسل‌کشی خلق، باید زبان آن را نسل‌کشی کرد»!
تحلیل و بررسی این موضوع را در فرصت مناسب پی خواهم گرفت. اما، فعلا بمناسبت روز جهانی زبان مادری، «اگر در خانه کس است، همینقدر بس است».
زبان و زبان‌‌های مادری را پاس می‌دارم!
مطالب مرتبط:
ــ بمناسبت روز جهانی زبان مادری
ــ اسراف وزیر آموزش و پرورش در شکرخوری
منشاء تصویر سر صفحه

روز زبان مادری


٣ اسفند- حوت ١۴٠۴

سیب‌های نفاق در دریای کارائیب

محاصرۀ سوخت کوبا، دکترین مونرو و رقابت برای منابع
دمیتری نفیودوف (Dmitry NEFYODOV)، دانشمند علوم سیاسی، کارشناس مسائل بین‌المللی
ا. م. شیری- جمهوری سوسیالیستی کوبا شرف و وجدان جهان است؛ آبرو و حیثیت بشریت است؛ نماد و سمبل مقاومت در برابر برده‌داران است؛ سنگر دفاع از کرامت انسان، آزادی و استقلال در مقابل امپریالیسم جهانی و اقمار آن است؛ کوبا خاری است در چشم استعمارگران؛ صخره‌ای خارائین است در برابر سلطه‌جویان. حمایت از کوبا، دفاع از کوبا، کمک به کوبا وظیفۀ وجدانی، اخلاقی و سیاسی و هر انسان فهیم و متفکر است!
*-*-*
تشدید اختلافات ارضی در منطقه در اثر سیاست‌های آمریکا
ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور فدراسیون روسیه، در ۱۸ فوریه هنگام پذیرایی از برونو رودریگز پاریلا، وزیر امور خارجۀ کوبا، در کرملین اظهار داشت که روسیه محدودیت‌های جدید علیه کوبا را غیرقابل قبول می‌داند. او گفت: «ما اکنون در حال گذراندن یک دورۀ خاص، تحریم‌های جدید هستیم. شما می‌دانید که ما در این مورد چه احساسی داریم. ما چنین کاری را نخواهیم پذیرفت». نکتۀ قابل توجه این است که ایگور سچین، مدیرعامل شرکت «روس‌نفت»، در بحبوحۀ کمبود سوخت رو به وخامت این جزیره، در دیدار پوتین با رودریگز، وزیر امور خارجۀ کوبا، شرکت کرد. رهبر روسیه در ۱۵ ژانویه هنگام دریافت اعتبارنامۀ ۳۴ سفیر خارجی تازه وارد اظهار داشت: «ما همیشه به دوستان کوبایی خود کمک کرده‌ایم و همچنان کمک می‌کنیم و با عزم و ارادۀ آن‌ها برای دفاع از حاکمیت و استقلال خود با تمام توان همبستگی داریم». سفارت روسیه در هاوانا اعلام کرد، که روسیه قصد دارد به همکاری در حوزۀ انرژی با این جمهوری ادامه دهد و در حال آماده شدن برای تأمین نفت و فرآورده‌های نفتی به عنوان کمک‌های بشردوستانه است.
سرگئی ریابکوف، معاون وزیر امور خارجۀ روسیه، با خودداری از اظهار نظر در مورد چشم‌انداز اقدام مشترک در چارچوب انجمن بین دولتی بریکس، گفت که روسیه با کوبا اعلام همبستگی می‌کند و در چارچوب حمایت مادی، کمک‌هایی را ارائه خواهد داد و کار بر روی این موضوع در حال حاضر در دست انجام است. وی ادامه داد «بسته به چگونگی پیشرفت اوضاع، گزینه‌هایی ممکن است. اما در حال حاضر، وضعیت همان است: همکاری به صورت دوجانبه انجام می‌شود. ما، به عنوان یک شریک و متحد نزدیک، و سایر اعضای بریکس که روابط عمیقی با هاوانا دارند، از جمله چین، حداکثر توان خود را به کار می‌گیریم».
پکن نیز قویاً از حاکمیت کوبا حمایت می‌کند و با دخالت خارجی مخالف است. به طوری که علاوه بر ۱۰۰ میلیون دلاری که در سال ۲۰۲۴ اختصاص داده شده بود، ۹۰ هزار تن برنج به این جزیره ارسال کرده و ۸۰ میلیون دلار کمک اضطراری نیز به آن اختصاص داده است. در نوامبر ۲۰۲۵، چین به عنوان بخشی از حمایت گسترده‌تر خود از جزیرۀ آزادی، شش محمولۀ غذایی با هواپیما به کوبا ارسال کرد. در ۱۱ فوریه، دولت چین حمایت سیاسی خود را از هاوانا در مواجهه با تحریم‌های مجدد و محاصرۀ اقتصادی، تجاری و مالی ایالات متحده مجدداً تأئید کرد و از ایالات متحده خواست که «بلافاصله به محاصره، تحریم‌ها و هر نوع اقدام قهری علیه کوبا پایان دهد». چین به «ارائه حمایت و کمک به کوبا در حد توان خود» ادامه خواهد داد.
محاصرۀ نفتی و «تجارت عمومی» کوبا توسط آمریکا نه فقط ناشی از نفرت سیاسی و ایدئولوژیک از جزیرۀ آزادی، بلکه به‌ویژه در علاقۀ پایدار آمریکا به منابع عظیم نفتی در بخشی از خلیج مکزیک ریشه دارد که هنوز میان آمریکا و کوبا تقسیم نشده است. سخن از ناحیۀ موسوم به «حفرۀ غربی» می‌رود که در خارج از محدودۀ ۲۰۰ مایلی فلات‌قاره و در محل تلاقی مناطق اقتصادی آمریکا، کوبا و مکزیک واقع است. در عین حال، ایالات متحده ادعای مالکیت بسیاری (اگر نگوییم اکثر) مناطق مورد مناقشه و یا تقسیم‌نشده در کارائیب را دارد که با توجه به ادعاهای مشابه بین کشورهای کارائیب و آمریکای مرکزی، وضعیت نظامی و سیاسی در منطقه را بیش از پیش بغرنج و پیچیده می‌کند.
پیشتر، در ژانویۀ ۲۰۱۷، دولت اول ترامپ و کوبا در مورد تعیین حدود مناطق اقتصادی دریایی خود به توافق رسیدند. اما، حدود یک سوم آب‌ها بلاتکلیف ماند. این امر تعجب‌آور نیست. زیرا، دقیقاً در همین مناطق مورد اختلاف ذخایر بزرگ نفت و هیدرات‌های گازی در مجموع دست‌کم ۱۵۰ میلیون تُن و با در نظر گرفتن ذخایر پیش‌بینی‌شده در حدود ۲۱۰ تا ۲۳۰ میلیون تُن قرار دارد. این منابع برای کوبا اهمیتی حیاتی دارند. برای اینکه بهره‌برداری از آن‌ها امکان کاهش حداقلی واردات این نوع حامل‌های انرژی را فراهم می‌کند. در مقابل، ایالات متحده در پی اعمال حداکثر کنترل بر محل وجود منابع نفت و گاز، به‌ویژه در دریای کارائیب و خلیج مکزیک (آمریکا) است. لازم به ذکر است که «خفه‌کردن» نفتی کوبا عملاً به ایدۀ‌ ثابت دولت کنونی آمریکا بدل شده و همین امر تاکنون به کمبود شدید سوخت در این جزیره انجامیده است.
در عین حال، مناطق مورد اختلاف، که بسیاری از آن‌ها نیز از منابع انرژی ‌بهره‌مند هستند، همچنان در خود حوزۀ کارائیب واقع است (نگاه کنید به نقشه). تا اوایل دهۀ ۱۹۷۰، بیشتر این مناطق همراه با جزایر واقع در آن‌ها توسط واشنگتن تصرف شده بود؛ از جمله از طریق وادار کردن کشورها به اجاره‌های بلندمدت این نواحی، امری که به واشنگتن امکان داد تقریباً کل این حوزه را تحت کنترل خود درآورد.

مناطق مورد مناقشه و تقسیم‌نشدۀ کارائیب
در ادامه، ایالات متحده ناچار شد از برخی از مناطق یادشده و جزایر واقع در آن‌ها، از جمله، از جزیرۀ سوآن (هندوراس)، مایس (نیکاراگوئه)، رونکادور، پروویدنسیا، کیتو-سوئنیو (کلمبیا) و چند مورد دیگر صرف‌نظر کند. با این حال، در کاخ سفید همچنان کل حوزۀ کارائیب عملاً به‌عنوان آب‌های داخلی آمریکا تلقی می‌شود. در عین حال، پیشنهادهای بسیاری از کشورهای منطقه از اواسط دهۀ ۱۹۷۰ تا اوایل دهۀ ۱۹۸۰ دربارۀ تعیین دقیق‌تر مرزهای دریایی متقابل و وضعیت برخی جزایر و آبسنگ‌های جزیره‌ای یا نادیده گرفته شده یا از سوی آمریکا رد شده است. برای نمونه، واشنگتن از حل‌وفصل اختلاف دیرینه با کلمبیا بر سر جزایر سرانییا و باخو نوئوو در بخش مرکزی دریای کارائیب خودداری می‌کند.
همچنین در اکتبر ۱۹۸۳، «تهاجم موفق» آمریکا به گرانادا (در کارائیب شرقی) با هدف سرنگونی دولت ضدامریکایی موریس بیشاپ، به‌عنوان نشانۀ تشدید دخالت آمریکا ارزیابی شد. مداخله‌‌ای که با تصرف مناطق دریایی، حتی آن‌هایی که پیش‌تر ظاهراً به کشورهای صاحب آن‌ها بازگردانده شده بودند، همراه بود.

جزایر قو کارائیب مرکزی (هندوراس)
جزایر سوآن هندوراس در کارائیب مرکزی، یک نمونۀ شاخص در این زمینه است که از اوایل قرن بیستم به مدت ۹۹ سال به ایالات متحده اجاره داده شده است. طبیعتاً، آمریکا در آنجا یک پایگاه نیروی هوایی، یک ایستگاه شنود و شناسایی الکترونیکی، یک مرکز هواشناسی نیروی دریایی و یک فرستندۀ رادیویی ضد کاسترو تأسیس کرد. نیروهای آمریکایی و کنتراهای گواتمالا در جریان وقایع ننگین سال ۱۹۵۴ از طریق جزیرۀ سوآن به گواتمالا حمله کردند.
در سال ۱۹۷۰، واشنگتن به دلیل اقدامات ضد آمریکایی در هندوراس در رابطه با حمایت آمریکا از السالوادور در جنگ ۱۹۶۹ با هندوراس، مجبور شد اجارۀ جزیرۀ سوآن را که از سال ۱۹۷۱ لازم‌الاجرا شده بود، پیش از موعد لغو کند. با این وجود، برخلاف جزایر مائیز (جنوب غربی کارائیب) که در سال ۱۹۷۱ از ایالات متحده به نیکاراگوئه بازگردانده شدند، این جزیره هنوز میزبان مراکز هواشناسی و ناوبری است که توسط ارتش و نیروی دریایی آمریکا اداره می‌شوند. در دهۀ ۱۹۸۰ و اوایل دهۀ ۱۹۹۰ نیز این جزیره به‌عنوان نقطۀ عبور جنگجویان کنترای ضد نیکاراگوئه و انتقال سلاح برای آن‌ها عمل می‌کرد.
در نهایت، پایگاه نظامی آمریکا واقع در خلیج گوانتانامو در جنوب شرقی کوبا، که از سال ۱۹۰۲ فعال است و مقامات هاوانا عدم مشروعیت آن را در اوایل دهۀ ۱۹۶۰ ثابت کردند، همچنان بعنوان عامل کلیدی در تنش‌های نظامی و سیاسی نه تنها میان کوبا و ایالات متحده، بلکه در کل منطقه عمل می‌کند. همین امر در مورد تأسیسات نظامی پنتاگون در اکثر کشورهای دیگر منطقه، از جمله در متصرفات هلند در جنوب کارائیب نیز صادق است.
بنابراین، خلیج مکزیک و حوزۀ دریای کارائیب همچنان مملو از اختلافات و مناقشات متعدد سرزمینی و دریایی هستند. اختلافاتی که هم ناشی از وجود منابع نفت و گاز در این مناطق است و هم از سیاست‌های توسعه‌طلبانۀ منطقه‌ای ایالات متحده، گرایش پایدار دولت‌های هر دو حزب «دموکرات» و «جمهوری‌خواه» ناشی می‌شود. تشدید بیشتر تنش‌ها و وخیم‌تر شدن محاصرۀ سوخت می‌تواند پیامدهای جدی برای ثبات منطقه‌ای در آمریکای لاتین، روابط تجاری بین‌المللی و مناسبات دیپلماتیک در داخل منطقه و فراتر از آن به همراه داشته باشد. به گفتۀ سرگئی ریابکوف، ایالات متحده «شدیدترین فشارها» را اعمال می‌کند و واشنگتن «در چارچوب نسخۀ به‌روزشدهٔ «دکترین مونرو»، از هیچ‌گونه روش غیرقانونی که اصول بنیادین حقوق بین‌الملل را نقض کند، دریغ نمی‌کند».
بنیاد فرهنگ راهبردی
٣ اسفند- حوت ١۴٠۴