از مکزیک تا ایران
هیچ چیز جز جنگ
پلاتون [افلاطون] بسدین (Platon BESEDIN)، تحلیلگر سیاسی، نویسندۀ کتابهای داستانی و روزنامهنگاری
ا. م. شیری
ما از درگیریهای اخیر جهان چه درسی باید بگیریم؟
وزارت دفاع مکزیک در ۲۲ فوریه، از نابودی سلطان مواد مخدر، نمسیو اوسگوئرا سروانتس، معروف به ال منچو، خبر داد. او رهبری کارتل مواد مخدر نسل جدید جالیسکو را بر عهده داشت. ترور ال منچو شبیه صحنۀ حماسی یک فیلم هیجانی عالی بود. راهزنان به خوبی آموزش دیده و مسلح، با نیروهای ویژۀ مکزیک بشدت درگیر شدند. چند روز پس از آن، در ۲۷ فوریه، ایالات متحده به ایران حمله کرد. تهران با حمله به پایگاههای آمریکایی در منطقه تلافی کرد. اما بین این دو حادثه ارتباط مستقیم وجود دارد.
اما در ابتدا دربارهٔ مکزیک. تاریخچهٔ کارتل مواد مخدر «نسل نوین خالیسکو» نمونۀ روشن این است که چگونه در عصر فناوریهای پیشرفته و کاهش ارزشهای انسانی، چهرهٔ جرم و جنایت دگرگون میشود. مکزیک بهطور سنتی با کوکائین و هروئین شناخته میشود. ما صحنهها و تصاویر مربوط به آن را در فیلمهای هالیوودی دیدهایم. در عین حال، هرچند عجیب به نظر برسد، کارتلهایی که با این مواد مخدر سروکار دارند، در مکزیک تقریباً همچون پایههای اقتصادی شهرها تلقی میشوند و حتی تا حدی محترم به شمار میآیند. آنها برای مردم شغل ایجاد میکنند و ظاهراً به نوعی «قانون نانوشته» پایبند هستند.
ال منچو، بنیانگذار «جالیسکو»، با بیرحمی مطلق عمل میکرد. این کارتل به سراغ ماده مخدر مصنوعی جدید فنتانیل رفت. تولید، قاچاق و توزیع آن نسبت به هروئین و کوکائین آسانتر است. در عین حال، افراد ال منچو هرگونه تهدیدی را بیرحمانه از بین میبردند. به عنوان مثال، برای کوچکترین سوءظن به خبرچینی، مثلاً افراد را جلوی دوربین با ارهبرقی تکهتکه میکردند. حتی باند السالوادوری «مارا سالواتروچا»، که به خاطر بیرحمی بیمارگونهاش شناخته میشود، در مقایسه با آنها رنگ میباخت.
آمریکا به بازار اصلی مصرف فنتانیل تبدیل شده است. گلههای معتادان آمریکایی خیابانها را تسخیر کردهاند. فنتانیل بسیار خطرناک است. این ماده به عامل اصلی مرگ و میر در میان آمریکاییهای ۱۸ تا ۴۵ ساله تبدیل شده است. این رقم را در نظر بگیرید: در طول پنج سال گذشته، بیش از ۴۵۰ هزار آمریکایی بر اثر مصرف بیش از حد فنتانیل جان خود را از دست دادهاند. این هشت برابر بیشتر از تلفات آمریکا در طول ۱۵ سال جنگ ویتنام است. و تعداد معتادان به فنتانیل به میلیونها نفر میرسد.
ظاهراً ترامپ نتوانست این را تحمل کند و علیه کارتل جالیسکو اعلام جنگ کرد و فنتانیل را «سلاح کشتار جمعی» نامید. جالب اینجاست که چین به تأمین مواد اولیه برای تولید این ماده مخدر متهم است. این یادآور جنگ تریاک است، اما به صورت معکوس. مشکل آمریکاییها این بود که صرفاً صدور دستورالعملهای مربوطه به دولت مکزیک کافی نبود. این کشور مدتهاست که دو دولت دارد: دولت رسمی و دولت سایه که توسط کارتلهای مواد مخدر کنترل میشود. هر دو ارتش، وزارتخانهها و حتی برنامههای اجتماعی خاص خود را دارند.
ابتدا، ترامپ تحریمهایی را علیه مقامات مکزیکی و چینی مظنون به ارتباط با تولید فنتانیل اعمال کرد. سپس تعرفههای ۲۵ درصدی را بر مقامات مکزیکی اعمال نمود و ۱۰ هزار نیروی گارد ملی را در مرز مستقر کرد. کارتلهای مکزیکی به عنوان سازمانهای تروریستی خارجی تعریف شدند. آنها به شدیدترین شکل مجازات شدند. هزاران نفر دستگیر و مقادیر زیادی مواد مخدر کشف شد. به نظر میرسد که اینگونه باید با مافیای مواد مخدر مبارزه کرد. در نهایت، ال منچو، که برای اطلاعات مربوط به او، در صورت دستگیری او بطور زنده، ۱۵ میلیون دلار جایزه پیشنهاد شده بود، کشته شد.
و در ادامه، در مکزیک جهنم به پا شد. شیاطین جالیسکو تصمیم گرفتند، اولاً، حتی پس از مرگ رهبرشان، تمام نیروی خشم خود را آزاد کنند و ثانیاً، دولت مکزیک را به خاطر تسلیم شدن در برابر «آمریکاییهای لعنتی» مجازات کنند. جالیسکوها به شکار پلیس و پرسنل نظامی شروع کردند. معلوم شد که این شبهنظامیان، که برخی از آنها برای آموزش در منطقۀ عملیان نظامی ویژه به اوکراین سفر کرده بودند، به خوبی آموزش دیده و مسلح بودند. آنها پهپاد، تانک، خودروهای جنگی و هزاران سلاح در اختیار داشتند.
ساکنان محلی همچنان از «جالیسکو» حمایت میکنند. کارتلهای مواد مخدر جزو بزرگترین کارفرمایان در کشوری هستند که یک سوم جمعیت آن زیر خط فقر زندگی میکنند. رسماً، یک سوم خاک مکزیک توسط کارتلهای مواد مخدر که تعداد اعضای آنها میتواند به نیم میلیون نفر برسد، کنترل میشود. به طور غیررسمی، آنها در تمام نهادها نفوذ دارند. در واقع، دو دولت در حال حاضر در خیابانهای مکزیک در حال جنگ هستند. این بهایی است که کشور و مردم آن برای تشکیل یک دولت قانونی در درون یک کشور میپردازند.
در اصل، «نسل جدید جالیسکو» شرکتی است که حق امتیاز تولید مواد مخدر خود را میفروشد. این شرکت در ۲۸ ایالت از ۳۲ ایالت مکزیک دفتر دارد. ایالتها به بخشهایی تقسیم شدهاند که هر کدام ناظر خاص خود را دارند. این یک شبکۀ گسترده و کارآمد است که به موازات ایالات وجود دارد. حتی یک بخش بازاریابی دارد که از تکنیکهای روابط عمومی و تبلیغات برای تبلیغ محصول خود استفاده میکنند. به این واقعیت اضافه کنید که برای فقرا، نمایندگان کارتل، نوعی عدالت منحرف: علیه ثروتمندان، علیه گرینگوها را نمایندگی میکنند.
همۀ اینها به خودی خود عجیب هستند. همانطور که میبینیم، شرّ چهرههای زیادی دارد – تقسیم و تکثیر میشود و پس از آن، اجزای آن به جنگ با یکدیگر شروع میکنند. قدرت رو به رشد کارتلها بدون شک بدون کمک سازمانهای اطلاعاتی مکزیک و همچنین افبیآی آمریکا، قانونگذاران، شهرداران و وزرای فاسد غیرممکن بود. اما ترفند اصلی این است که اگر میخواهید یک کسبوکار به راه اندازید، دقیقاً به همین شکل عمل کنید.
اما کارتل اصلی مواد مخدر، قدرتمندترین شرکت قاچاق مواد مخدر، نخبگان آمریکایی هستند که طبق برآوردهای مختلف، ۸۵ تا ۹۵ درصد از بازار جهانی مواد مخدر را کنترل میکنند. وقتی میگوییم آمریکا در جایی که نفت یافت میشود مداخله میکند، فراموش میکنیم بگوئیم: قاچاق مواد مخدر نیز نقش بسیار پر رنگی ایفا میکند. و آمریکاییها، عمدتاً با پولی که از قاچاق مواد مخدر به دست میآورند، اعتراضات میدان و «اصلاحات دموکراتیک» را در کشورهایی که میخواهند به انقیاد خود درآورند، انجام میدهند.
آنچه در مکزیک شاهد بودیم، یک عمل فریبکارانه دیگر بود که توسط استادان دستکاری انجام گرفت. همانطور که حملۀ آمریکا به ایران نشان داد، این نکته را باید همیشه هنگام برخورد با آمریکاییها مد نظر داشت. شایان ذکر است که این اتفاق در بحبوحۀ مذاکرات دیپلماتیک بین تهران و واشنگتن رخ داد. با این حال، آمریکاییها، البته به همراه اسرائیل، طبق معمول، تصمیم به حمله گرفتند. گویی نمیتوانستند تحقیر برآورده نشدن فوری خواستههایشان را تحمل کنند. نتیجه: ایران در هرج و مرجی آتشین فرو رفته است – مردم کشته میشوند. در این زمینه، اظهارات «شاهزاده» پهلوی، یک ایرانی، در مورد حمایت از مداخلۀ ایالات متحده، مانند کفرگویی آدمخوارانه به نظر میرسد.
روشن است که هم آمریکاییها و هم ایرانیها مدتهاست برای این نبرد آماده میشوند. آمریکا برتری هوایی مطلق دارد و رهبران ایران میخواهند سربازان آمریکایی را در کنار سربازان اسرائیلی به خیابانها بکشانند. در این صورت، این میتواند به یک ماجرای طولانی تبدیل شود. اگر ایالات متحده درگیر آن شود و نتواند همه چیز را فوراً حل کند، واشنگتن، اگر نه متزلزل، حداقل بسیار خشمگین خواهد شد. زیرا، شروع جنگ در خاک خارجی یک چیز است و وقتی مادران آمریکایی تابوتهای حاوی اجساد پسرانشان را دریافت میکنند، چیز دیگری است. هم اکنون، آمریکا ترجیح میدهد مکزیک را گرفتار هرج و مرج کند و با حمایت اسرائیل، دختران دبستانی را در ایران به قتل برساند. الگویی آشنا، شیطانی!
بنیاد فرهنگ راهبردی
١٣ اسفند- حوت ١۴٠۴
حملۀ آمریکا و اسرائیل به ایران
جهان خشمگین و نگران است
ولادیمیر مالیشف (Vladimir MALYSHEV) – رئیس هیئت مدیرۀ سازمان مستقل غیرتجاری «کتابفروشی نویسنده»، سردبیر روزنامهای به همین نام، عضو اتحادیۀ نویسندگان روسیه. خبرنگار سابق و رئیس دفاتر خبرگزاری تاس در ایتالیا و یونان، نویسندۀ بیش از ٣٠ کتاب داستانی و روزنامهنگاری
ا. م. شیری
این عمل آشکار تجاوز، «اقدام بیملاحظه» نامیده میشود.
حمله بیدلیل آمریکا و اسرائیل به ایران، موجب خشم و نگرانی جدی در سراسر جهان شده است. محکومیت اقدامات بیملاحظه واشنگتن و تلآویو حتی در صفحات رسانههای اصلی آمریکایی نیز شنیده میشود. «استدلالهای ترامپ برای حمله به ایران بر اساس ادعاهای مشکوک» – این عنوانی است که، برای مثال، روزنامۀ معتبر آمریکایی نیویورک تایمز در مورد حمله به ایران انتخاب کرده است.
این روزنامه یادآوری میکند: «در بیانیههای عمومی که از کارزار نظامی جدید آمریکا علیه ایران حمایت میکنند، رئیس جمهور ترامپ و دستیارانش ادعا کردهاند که ایران برنامۀ هستهای خود را از سر گرفته است، مواد هستهای کافی برای ساخت بمب در عرض چند روز دارد و در حال توسعۀ موشکهای دوربردی است که میتوانند به زودی آمریکا را هدف قرار دهند. هر سه این ادعاها یا بکلی نادرست هستند یا اثبات نشدهاند».
این نشریه خاطرنشان میسازد: «مقامات دولتی آمریکا و اروپا، گروههای بینالمللی نظارت بر تسلیحات و گزارشهای اطلاعاتی ایالات متحده، تصویر بسیار متفاوتی از فوریت تهدید ایران نسبت به تصویری که کاخ سفید در روزهای منتهی به حملات روز شنبه ارائه داد، به نمایش میگذارند. ایران گامهایی را برای برچیدن تأسیسات هستهای آسیبدیده در حملات اسرائیل و ایالات متحده در ژوئن گذشته برداشته و کار در برخی از سایتها را که مدتهاست برای سازمانهای اطلاعاتی آمریکا شناخته شده بودند، از سر گرفته است. با این حال، مقامات گفتهاند هیچ مدرکی وجود ندارد که ایران به طور فعال به دنبال از سرگیری غنیسازی اورانیوم یا توسعۀ سازوکار انفجار بمب بوده باشد. ذخایر اورانیوم غنیشدۀ ایران پس از حملات سال گذشته همچنان مدفون است و ساخت بمب را برای ایران عملاً غیرممکن میکند».
نیویورک تایمز در پایان مینویسد: «ایران زرادخانۀ بزرگ موشکهای بالستیک کوتاهبرد و میانبرد در اختیار دارد که به هدف قرار دادن اسرائیل و پایگاههای نظامی آمریکا در خاورمیانه قادر هستند. اما، سازمانهای اطلاعاتی آمریکا معتقدند که ایران احتمالاً با داشتن موشکهایی که قادر به هدف قرار دادن ایالات متحده باشند، سالها فاصله دارد». این ادعای ترامپ مبنی بر اینکه او این حمله را «برای محافظت از مردم آمریکا انجام داده، عملاً رد میشود».
و همانطور که بلومبرگ گزارش داد، دموکراتهای آمریکا تلاش میکردند تا هفته آینده قطعنامهای را در زمینۀ محدود کردن اختیارات رئیس جمهور دونالد ترامپ برای حمله به ایران به رأی بگذارند، که این امر نقش کنگره را در تصویب استفاده از نیروی نظامی مجدداً تأئید میکند.
این خبرگزاری مینویسد: «تلاشها برای وادار کردن به رأیگیری در مورد قطعنامۀ اختیارات جنگی از قبل در جریان بود. اما، پس از شروع بمباران ایران توسط ایالات متحده و اسرائیل در اوایل صبح شنبه، شتاب جدیدی به خود گرفت. رهبران دموکرات مجلس نمایندگان، هفته گذشته، حتی قبل از حملات، اعلام کردند که روند وادار کردن به رأیگیری در مورد قطعنامۀ ایران را آغاز خواهند کرد. این قطعنامه ترامپ را ملزم میکند که استفاده از نیروی نظامی علیه ایران را متوقف کند، مگر اینکه کنگره صراحتاً اجازه دیگری داده باشد. رؤسای جمهور هر دو حزب پیش از این نیز از اجرای قطعنامههای اختیارات جنگی طفره رفتهاند».
البته، صدای اعتراضات و درخواستها برای خویشتنداری در کشورهای دیگر، از جمله از سوی متحدان آمریکا، به گوش میرسد. همانطور که در برلینر زایتونگ گزارش شده، مایکل لودرز، معاون رئیس «اتحاد سارا واگنکنخت»، در آلمان اظهار داشت: «صرف نظر از دیدگاه هر کس در مورد نظام سیاسی ایران، حملۀ آمریکا و اسرائیل به ایران همچنان نقض قوانین بینالمللی است. عواقب آن قابل پیشبینی نیست. اما، لفاظیهای تند رئیس جمهور ترامپ آشکارا به تغییر رژیم منجر میشود. ما از دولت آلمان میخواهیم که از این اقدام خشونتآمیز فاصله بگیرد».
مجلۀ آلمانی اشپیگل دیروز خاطرنشان کرد که حمله به ایران، این کشور را بیدفاع نخواهد گذاشت. کارشناسان تخمین میزنند که تهران میتواند به آمریکا پاسخ دهد، و در وهلۀ اول، از توانمندیهای موشکی خود استفاده کند. فرزان ثابت، تحلیلگر مؤسسۀ مطالعات بینالمللی ژنو، معتقد است که ایران میتواند به پایگاههای آمریکا در منطقه آسیب جدی وارد کند و خسارات قابل توجهی به ارتش وارد سازد. اتفاقاً این دقیقاً همان چیزی است که اکنون در حال وقوع است.
اشپیگل یادآوری میکند که ژنرال کنت مککنزی، فرمانده فرماندهی مرکزی آمریکا در سال ۲۰۲۲، زرادخانۀ ایران را بیش از ۳۰۰۰ موشک بالستیک با «دقت به طور قابل توجهی بهبود یافته» تخمین زد. ارزیابی وضعیت فعلی زرادخانه پس از جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل در ژوئن گذشته دشوار است. اما، کارشناسان میگویند ایران ذخایر موشکهای خود با برد ۱۰۰۰ تا ۳۰۰۰ کیلومتر را تکمیل میکند.
کانال تلویزیونی قطری الجزیره خاطرنشان میکند که ایران بارها ماهیت صلحآمیز برنامۀ هستهای خود را اعلام کرده و نه سازمانهای اطلاعاتی آمریکا و نه آژانس بینالمللی انرژی اتمی هیچ مدرکی دال بر خلاف این موضوع پیدا نکردهاند. منابعی در واشنگتن اظهار داشتند که هدف آمریکا «تغییر رژیم ایران» است. به همین دلیل، حملات در وهلۀ اول مناطقی را هدف قرار میدهد که ممکن است آیتالله علی خامنهای، رهبر معظم ایران، در آنجا مخفی شده باشد.
این منبع گفت: «هدف تلاش برای از بین بردن رهبر نظام و سپس دیدن اتفاقات بعدی بود». یک مقام ارشد ایرانی به الجزیره گفت که در پاسخ به این حملات «هیچ خط قرمزی» وجود نخواهد داشت و تمام داراییهای آمریکایی و اسرائیلی در خاورمیانه اهداف مشروع خواهند بود.
روزنامۀ گاردین انگلیس بیانیۀ امیلی تورنبری، نماینده پارلمان از حزب کارگر را منتشر کرد. او از دولت انگلیس خواست تا از کشیده شدن کشور به این درگیری جلوگیری کند. تورنبری اظهار داشت که حملات ایالات متحده و اسرائیل هیچ مبنای قانونی ندارد. او تأکید کرد که انگلستان در این اقدامات شرکت نمیکند و به آنها رضایت نداده است. او گفت: «آنها در معرض خطر فوری نبودند. بنابراین، چگونگی توجیه قانونی این دشوار است». او افزود که وضعیت تنها در صورتی میتواند تغییر کند که مردم انگلیس مستقیماً مورد حمله قرار گیرند.
روزنامۀ فایننشال تایمز گزارش میدهد که شدت حملات آمریکا علیه ایران میتواند به کمبود مهمات آمریکایی برای اوکراین منجر شود. به نوشتۀ این روزنامه، واشنگتن در طول عملیات سال گذشته تعداد بیسابقهای از موشکهای رهگیر دفاع منطقهای در ارتفاع بالا- تاد را به کار گرفته است. بنابراین، کارشناسان هشدار میدهند که اگر ایران با یک سری حملات گسترده پاسخ دهد، آمریکا میتواند به سرعت ذخیره مهمات حیاتی یک ساله خود را تمام کند. این امر به سهم خود، تأثیر جدی بر تأمین مهمات برای کییف و توانایی دفاعی واشنگتن خواهد گذاشت.
برخی از نزدیکترین متحدان آمریکا حتی در سطح رهبری، ابراز نگرانی میکنند و خواستار خویشتنداری و طرفداری از مذاکرات هستند. به عنوان مثال، دولت معمولاً جنگطلب انگلیس اظهار داشت که در این حملات نقشی نداشته و «به تشدید بیشتر و تبدیل آن به یک درگیری منطقهای گستردهتر تمایل ندارد». این دولت افزود که اخیراً ظرفیتهای دفاعی خود را در خاورمیانه تقویت کرده و اولویت اصلی آن ایمنی شهروندان انگلیس در منطقه است. در بیانیۀ دولت آمده است: «ایران هرگز نباید اجازۀ توسعۀ سلاحهای هستهای را داشته باشد و به همین دلیل است که ما به طور مداوم از تلاشها برای دستیابی به یک راهحل مذاکرهشده حمایت میکنیم».
پدرو سانچز، نخست وزیر اسپانیا و عضو ناتو، مستقیماً حملات آمریکا و اسرائیل را محکوم کرد و آنها را «تشدید تنش» خواند. او همچنین رژیم ایران را محکوم کرد. او نوشت: «ما نمیتوانیم یک جنگ طولانی و مخرب دیگر را در خاورمیانه تحمل کنیم».
اولف کریسترسون، نخست وزیر سوئد، خواستار خویشتنداری شد. اما، ایران را هم به دلیل ادعای «کشتن شهروندان خود» محکوم کرد. دولت سوئیس نیز اظهار داشت که از این حملات «عمیقا نگران» است. این دولت خواستار «رعایت کامل قوانین بینالمللی» شد و از همه طرفها خواست تا «حداکثر خویشتنداری» را به کار گیرند و از غیرنظامیان محافظت کنند.
حتی الکساندر استاب، رئیس جمهور فنلاند، یکی از دست نشاندگان مطیع آمریکا اظهار داشت که «وقایع اخیر در خاورمیانه عمیقاً نگران کننده است» و افزود که «تضمین امنیت هستهای و بلندمدت در منطقه برای همۀ ما از اهمیت ویژه برخوردار است.» وی افزود: «فنلاند تمام اقداماتی را که با هدف تشدید درگیری در منطقه انجام میشود، محکوم میکند و خواستار خویشتنداری حداکثری است».
آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، «تشدید تنش نظامی» در خاورمیانه را محکوم کرد و گفت: «استفاده از زور توسط آمریکا و اسرائیل علیه ایران و اقدامات تلافیجویانه بعدی ایران در منطقه، صلح و امنیت بینالمللی را تضعیف میکند». او نسبت به خطر یک جنگ منطقهای گستردهتر هشدار داد.
وزارت امور خارجۀ روسیه، با صدور بیانیۀ شدیدالحن این حملۀ بیدلیل آمریکا و اسرائیل به ایران را به شدت محکوم کرد و خواستار بازگشت فوری به یک توافق سیاسی و دیپلماتیک شد. مسکو همچنین آمادگی خود را برای تسهیل جستجوی راهحلهای مسالمتآمیز مبتنی بر قوانین بینالمللی، احترام متقابل و توازن منافع ابراز کرد.
وزارت امور خارجۀ روسیه حملات آمریکا و اسرائیل به ایران را «اقدامی بیملاحظه» خواند. این حمله پس از «آمادگیهای نظامی، سیاسی و تبلیغاتی» انجام شده بود. وزارت امور خارجه اظهار داشت که شکی نیست که این یک «عمل تجاوز مسلحانه از پیش برنامهریزی شده و بدون تحریک علیه یک کشور مستقل و دارای حق حاکمیت» بوده است. این حمله با نقض اصول و هنجارهای اساسی حقوق بینالملل رخ داده است.
روسیه این واقعیت را که این حملات تحت پوشش از سرگیری روند مذاکرات انجام میشود، محکوم میکند. علاوه بر این، اسرائیل پیش از این «عدم تمایل خود به درگیری نظامی با ایرانیان» را به روسیه ابلاغ کرده است.
وزارت امور خارجه اعلام کرد: «جامعۀ بینالمللی، از جمله رئیس سازمان ملل و آژانس بینالمللی انرژی اتمی، موظف هستند این اقدامات غیرمسئولانه با هدف تضعیف صلح، ثبات و امنیت در خاورمیانه را فوراً بطور عینی و بیطرفانه ارزیابی کنند».
این وزارتخانه تأکید کرد که ماجراجویی خطرناک واشنگتن و تلآویو «منطقه را به یک فاجعۀ انسانی، اقتصادی و احتمالاً حتی رادیولوژیکی به سرعت نزدیک میکند».
وزارت امور خارجه افزود: «نیت متجاوزان روشن است و کاملاً آشکارا اعلام شده است: نابودی نظم قانونی و حذف رهبری یک کشور «نامطلوب» که از تسلیم شدن در برابر دیکتههای زور و سلطه خودداری کرده است. مسئولیت پیامدهای منفی این بحران دستساز بشر، از جمله واکنش زنجیرهای غیرقابل پیشبینی و چرخه خشونت، بطور کامل بر عهده متجاوزان است».
١٣ اسفند- حوت ١۴٠۴
مبارزان کمونیست