نادر ثانی
چهارشنبه ۲۲ بهمنماه ۱۴۰۴ (۱۱ فوریه ۲۰۲۶)
رفیقی گرامی تصویری را برایم ارسال کرده که به موجب آن یکی از فرزندان بیژن جزنی در یکی از تظاهرات سلطنتطلبان به مثابه یکی از آنان شرکت کرده است (این تصویر در کنار این نوشته آمده است). اگر این تصویر بیانگر واقعیت بوده و فردی که در تصویر دیده میشود پسر بیژن جزنی، ماکسیملیان (مازیار) جزنی، باشد. در اینصورت باید به چند مسئله توجه کنیم:
۱) این امر که فردی، هر فردی و به هر دلیلی که میخواهد باشد، به جمع طالبان سلطنت بپیوندد امری منفی است و جای تاسف دارد. چرا که سیاستی ارتجاعی و ضدخلقی حرکت این قافله را رهبری و هدایت میکند و پیوستن هر فرد به آنان گامی به سود و جهت تقویت سگهای زنجیری سرمایه است.
۲) در این امر که “عقیده” از طریق ارث منتقل نمی شود شکی نیست. من حامل عقاید و نظرات مادر یا پدرم نیستم و خود با توجه به شرایط زندگی عقاید و جهانبینی خود را به دست آوردهام. نمیتوان از این پیشفرض نادرست حرکت کرد که نظرات فرزند یا فرزندان نیککرداران و نیکنامان و یا بدکرداران و بدنامان تاریخ با نظرات مادر یا پدر آنان همخوانی دارد. ضرورتی نیست که ماکسیملیان (مازیار) جزنی حامل نظرات مادرش میهن قریشی (جزنی) یا پدرش بیژن جزنی باشد.
۳) در این مورد مشخص برایم جالب است بدانم که نظر ماکسیملیان (مازیار) جزنی در مورد آنچه که در۳۰ فروردین ماه ۱۳۵۴ در تپههای اوین رخ داد چیست. آیا او به آنچه که پرویز ثابتی در اینمورد گفته است باور دارد یا بر آن است که پدر او و آن ۸ مبارز دیگر توسط دستاندرکاران ساواک تیرباران شدند.
۴) من ماکسیملیان (مازیار) جزنی را نمیشناسم اما فکر میکنم باید به او این را گفت که آنها که “جاوید شاه” سر میدهند یا تاریخ ایران را نمیدانند و نادان هستند و یا میدانند و آگاهانه این شعار ارتجاعی را تبلیغ میکنند که در اینصورت تبهکار میباشند.
مبارزان کمونیست