دو ترجمه /١ــ شورش‌ها در ایران٢ــ کمک‌های سخاوتمندانه و توهمات تحقق‌نیافته

شورش‌ها در ایران

اغتشاشگران و تروریست‌ها به دستور سازمان‌های اطلاعاتی خارجی عمل کردند

ایوان آخ‌وردوف (IVAN AKHVERDOV)، تحلیلگر حقوقی

ا. م. شیری- در خصوص اغتشاشات و عملیات تروریستی دی ماه در کشورم، نکته‌ای نمانده که نگفته باشم جز اظهار همدردی با بازماندگان قربانیان و عرض تسلیت به آن‌ها!

*-*-*

اقدامات مخرب آن‌ها مورد تأئید یا حمایت اکثریت قریب به اتفاق مردم قرار نگرفت.

هیاهوی اطلاعاتی که با تقسیم‌بندی‌های جغرافیای اقتصادی و سیاسی جهان معاصر توأم است، ممکن است در نگاه اول آشفتگی به نظر برسد. اما، این تنها بخشی از استراتژی جنگ است. خود روش‌ها قدیمی هستند، اما فناوری‌های امروزی امکانات کاملاً جدیدی را برای استقرار و کاربرد آن‌ها ارائه می‌دهند. آخرین تلاش آمریکا و شرکای آن (اسرائیل و انگلیس) برای سازماندهی یک انقلاب رنگی در ایران شکست خورده است و جهان در حالی که مرحلۀ جدید و داغ جنگ در حال وقوع را تجربه می‌کند، نفس خود را در سینه حبس کرده است. از آنجایی که روایات طرفدار آمریکا توسط دولت پنهان به طور گسترده در رسانه‌های سراسر جهان منتشر می‌شود، ما می‌خواهیم مطالبی را از منابع ایرانی و ارمنی در ایران ارائه دهیم.

در اینجا به نظر آرام شاه‌نظریان، سردبیر روزنامۀ ارمنی «آلیک» («موج»)، که در ایران منتشر می‌شود، استناد می‌کنیم: «در ایران، آن‌ها می‌خواستند سناریوی سوریه را اجرا کنند: ایجاد هرج و مرج سیاسی با تشدید اجتناب‌ناپذیر به جنگ داخلی… در ابتدا، اعتراضات ظاهراً ماهیت اجتماعی-اقتصادی داشتند و با کاهش ارزش ریال مرتبط بودند. با این حال، تا روز سوم، اعتراضات به تدریج شروع کرد به تغییر شکل: «معنا و تمرکز آن‌ها دستکاری شد. مشخص شد که در پشت این رویدادها، برای کشاندن ایران به هرج‌ومرج سیاسی، ایجاد خلاء قدرت و تحریک درگیری‌های داخلی تلاش‌ می‌شود که در نهایت می‌تواند به تجزیۀ کشور بیانجامد». مقیاس ناآرامی‌ها بی‌سابقه بود. شاه‌نظریان در مورد سازمان‌دهندگان،  ادعا می‌کند که آن‌ها با سازمان‌های اطلاعاتی اسرائیل و غرب مرتبط بوده‌اند. او از پاداش‌های نقدی برای تظاهرکنندگان صحبت می‌کند و خاطرنشان می‌سازد که آن‌ها عمدتاً جوان بودند. به گفتۀ او، مخاطبان اصلی سازمان‌دهندگان، نوجوانان و جوانان ۱۵ تا ۲۲ ساله بودند. به آن‌ها مبالغ نسبتاً کم- ۵۰ تا ۱۰۰ دلار – پرداخت می‌شد. اما، آن‌ها را به صورت اسکناس‌های یک دلاری به این امید می‌دادند، که تأثیر روانی داشته باشد: برای نوجوانان، یک دسته اسکناس خارجی ۵۰ تا ۱۰۰ دلاری انگیزۀ قابل توجهی به نظر می‌رسید.

در بازگویی وقایع‌نگاریِ تلاش برای «انقلاب رنگی» در ایران، به مهم‌ترین نکات مطرح‌شده در منابع ارمنی و ایرانی اشاره خواهیم کرد.

در روز یکشنبه، ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵، به دلیل افزایش نرخ مبادلۀ پول ملی-نرخ ارز واقعی ایران، برخی از مغازه‌داران در بازار بزرگ تهران اعتراضاتی را ترتیب دادند. این اعتراضات با انگیزۀ مشکلات اقتصادی (تحریم‌های آمریکا و اتحادیۀ اروپا و غیره) و در پاسخ به تأثیر منفی نوسانات نرخ ارز بر فعالیت‌های تجاری، قدرت خرید و امنیت اقتصادی برگزار شد.

خواست اصلی شرکت‌کنندگان، بازگرداندن ثبات به بازار و اتخاذ تدابیر مؤثر برای مهار نوسانات در این بخش بود.

این اعتراضات در ایران مسالمت‌آمیز، از همان ابتدا، حرفه‌ای (سازماندهی‌شده توسط اصناف) و با هدف تحقق این خواسته‌ها بود.

با این حال، از ۸ ژانویه ۲۰۲۶، اعتراضات مسالمت‌آمیز به خشونت کشیده شد و به دلیل دخالت خارجی، درگیری‌های جدی و حتی مسلحانه با نیروهای انتظامی روی داد. این رویدادها هیچ ارتباطی با خواسته‌های مشروع یا اقتصادی معترضان نداشتند و مورد تأئید یا حمایت اکثریت قریب به اتفاق مردم قرار نگرفتند.

علاوه بر قتل‌های عمدی و برنامه‌ریزی‌شدۀ متعددی که در جریان این شورش‌ها اتفاق افتاد، خسارات عمدی به اموال عمومی و خصوصی در شهرهای مختلف و همچنین تخریب تأسیسات عمومی و اموال خصوصی نیز صورت گرفت. این اقدامات با هدف ایجاد ترس و ارعاب شهروندان عادی و معترضان مسالمت‌آمیز و همچنین افزایش هزینه‌های دولت انجام گرفت.

در تعدادی از شهرها، تنها طی دو روز – ۸ و ۹ ژانویه ۲۰۲۶، موارد زیر توسط شورشیان/تروریست‌ها ویران یا به شدت آسیب دیدند:

اضافه می‌کنم: هر کسی که تا به حال به ایران سفر کرده باشد، می‌داند که برای ایرانیان، مسجد نه تنها خانۀ خدا و محل نمازگزاری است، بلکه مکانی برای تعامل اجتماعی و رفاقت نیز می‌باشد. مساجد  ٢۴ ساعته باز هستند و نقش مهمی برای هر ایرانی ایفا می‌کنند؛ مردم حتی شب‌ها، با خانواده‌هایشان، پس از یک روز کاری به مساجد می‌روند. در نظر آن‌ها، آتش زدن مسجد یا قرآن نهایت کفر و توهین به مقدسات است. بنابراین، این‌ها قطعاً ایرانی نیستند…

منابع ایرانی نشان می‌دهند که تروریست‌های مسلح عمداً و به‌طور منظم به کارکنان نهادهای بشردوستانه و پزشکی، بیمارستان‌ها و آمبولانس‌ها حمله کرده و آن‌ها را تخریب، کشته و به آتش کشیده‌اند. نمونه‌هایی از این موارد عبارتند از:

ــ خانم مرضیه نبوی‌زاده، پرستار و مادر یک کودک سه ساله، در اثر آتش زدن درمانگاه امام سجاد در رشت توسط تروریست‌ها بر اثر سوختگی شدید درگذشت؛

ــ سه نفر از کارکنان کمک‌های فوری پزشکی ۱۱۵ در مشهد توسط آشوبگران مورد ضرب و شتم و حمله قرار گرفتند؛

ــ آشوبگران به ۴۵ نفر از کارکنان نهاد بشردوستانه در شهرهای مختلف حمله کرده و آن‌ها را با چاقو و تبر مجروح کردند؛

ــ تعداد زیادی از خودروهای کمک‌های فوری پزشکی و هلال احمر در شهرهای مختلف به آتش کشیده شد. حمله به آمبولانس‌های حامل مجروحان در چندین شهر از جمله، در بهارستان، عنبرآباد، نکا، ایرانشهر، شمش‌آباد، کاشمر، خمین و تهران اتفاق افتاد که اغلب به آسیب دیدن پرسنل پزشکی منجر شد؛

ــ پایگاه‌ها و تجهیزات هلال احمر در استان‌های خوزستان، اصفهان، کرمان، مرکزی، آذربایجان شرقی، کهگیلویه و بویر احمد بطور گسترده تخریب شد. در ایذه، تخریب به حدی شدید بود که تمام خودروهای امدادی و تجهیزات جستجو و نجات به طور کامل از بین رفتند؛

ــ در تهران، سه مرکز کمک‌های فوری پزشکی هلال احمر تخریب شد. بیمارستان سینا در تهران با گاز اشک‌آور در محوطۀ بیمارستان مورد حمله قرار گرفت.

پس از هشتم و نهم ژانویه، «بازرگانان و معترضان مسالمت‌آمیز»، اما در واقع تروریست که رسانه‌های غربی به تصویر می‌کشیدند، به طور فزاینده‌ای از کوکتل مولوتوف، سلاح‌های برنده و سلاح گرم استفاده کردند. وضعیت در ایران با اقدامات گروه‌های شورشی (از جمله اقلیت‌های قومی) پیچیده‌تر شد. مقامات ایرانی کل خسارات مادی را بیش از ۱۲۵ میلیون دلار، از جمله ویرانی در بیش از ۲۰ شهر در سراسر کشور، تخمین می‌زنند.

وزارت امور خارجۀ ایران اعلام کرد که شواهد غیرقابل انکاری از دخالت آمریکا و اسرائیل در امور داخلی این کشور وجود دارد. دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، آشکارا از معترضان در ایران خواست تا ساختمان‌های دولتی را تصرف کنند و اظهار داشت که «کمک به معترضان» در راه است.

رسانه‌های غربی با استناد به گزارش‌های سازمان‌های غیردولتی تحت حمایت مالی دولت آمریکا، اغتشاشات مرگباری که شهرهای ایران را به کام آتش کشید، نادیده گرفتند. سازمان اطلاعات اسرائیل «مسئولیت شورش‌های مرگبار را تا حدی بر عهده گرفت و در یک پست توییتری در ۲۹ دسامبر ادعا کرد که مأمورانش «در معرض دید» معترضان بوده‌اند. موساد نه تنها در گسترش ناآرامی‌های ژانویۀ امسال در سراسر ایران، نقش کلیدی ایفا کرد، بلکه اعتبار این ناآرامی‌ها را از مایک پمپئو، رئیس سابق سیا، دریافت کرد و در حساب توییتری خود نوشت: «سال نو بر همۀ ایرانیان در خیابان‌ها و هر مأمور موسادی که در کنار آنها قدم می‌زند مبارک….»!

داده‌های کلیدی ارائه شده توسط وزارت امور خارجۀ ایران:

آمار کشته‌شدگان: وزارت امور خارجۀ ایران رسماً تعداد کشته‌شدگان را ۳۱۱۷ نفر، شامل ۲۴۲۷ غیرنظامی و پرسنل امنیتی، و ۶۹۰ تروریست، اعلام کرد.

ویرانگری: به بیش از ۳۰۵ خودرو کمک‌های فوری پزشکی و اتوبوس، ۲۴ جایگاه سوخت، تقریباً ۷۰۰ فروشگاه مواد غذایی و بیش از ۳۰۰ خانۀ شخصی خسارت وارد شد. ۶۰۰ دستگاه خودپرداز و تقریباً ۸۰۰ خودرو شخصی آسیب دید.

حمله به زیرساخت‌ها و تأسیسات اجتماعی: طبق گزارش‌ها، ۷۵۰ بانک، ۴۱۴ ساختمان دولتی، ۷۴۹ پاسگاه پلیس و ۱۲۰ مرکز بسیج تخریب یا به آتش کشیده شد. ۲۰۰ مدرسه، ۳۵۰ مسجد، ۱۵ کتابخانه و دو کلیسای ارمنی مورد حمله قرار گرفت.

پانوشت:

١ــ در ۱۴ اکتبر ۲۰۲۵، ایستگاه جدید متروی تهران به نام مریم مقدس نامگذاری شد که نماد روابط دوستانۀ ارمنی‌ها و ایرانی‌ها است و با عناصر معماری ارمنی تزئین شده و با نقش برجستۀ کلیسای جامع ارمنی‌های سرکیس مقدس در تهران مزین شده است.

٢ــ ایران یکی از قدیمی‌ترین محل اسکان جوامع ارمنی در جهان است که از حدود قرن پنجم میلادی شکل گرفت و در حال حاضر تقریباً ۱۸۰۰۰۰ نفر جمعیت دارد. ارمنی‌ها یکی از بزرگترین اقلیت‌های قومی در ایران هستند. آن‌ها در شهرهای تهران، اصفهان (نورجوغا)، تبریز و جاهای دیگر زندگی می‌کنند. طبق قانون اساسی ایران، به ارمنی‌ها دو کرسی در مجلس (پارلمان ایران) اعطا شده است. ارمنی‌ها محله‌ها، مدارس، بیمارستان‌های ارمنی، مجتمع‌های ورزشی، روزنامه‌ها و غیرۀ خاص خود را دارند. بسیاری از ارمنی‌های مشهور در روسیه از جمله لازاروف‌ها، ینی‌کولوپوف‌ها، باگدان سالتانوف و دیگران از تبار ارمنی‌های ایران بودند.

ارامنهٔ ایران امروزه شریک رنج‌ها و دشواری‌های ایرانیان می‌شوند و شهادت‌ها و روایت‌های خود را از رویدادهای امروز ایران ارائه می‌دهند.

بنیاد فرهنگ راهبردی

https://wp.me/pQXdS-3eC

١١ بهمن- دلو ١۴٠۴

کمک‌های سخاوتمندانه و توهمات تحقق‌نیافته

و سفر جی. دی. ونس به باکو و ایروان

یوری ماواشف (Yuri MAVASHEV)، خاور‌شناس و مدرس گروه سیاست جهانی و اقتصاد جهانی در دانشکدۀ مدیریت آکادمی اقتصاد ملی و مدیریت عمومی جنب ریاست جمهوری روسیه
ا. م. شیری: آنکه عمری هوس سوختن ما می‌کرد، کاش می‌آمد و از دور تماشا می‌کرد! اگر انسان باشی و این داستان بی‌نیاز از شرح «شوروی فروپاشید»؛ «شراکت» آمریکا با آذربایجان و ارمنستان؛ «همکاری نظامی» آمریکا با ارمنستان و آذربایجان؛ «توافقنامۀ عالی» آمریکا با آذربایجان و ارمنستان؛ «شورای صلح» ترامپ؛ «صلح و رفاه»؛ نامگذاری گذرگاه زنگه‌زور بنام «مسیر ترامپ برای صلح و رفاه بین‌المللی» را بخوانی و به «اصالت» بخشی از بشریت با دل سیر خون گریه نکنی، خیلی حرف است!
*-*-*
آمریکا با وعده‌های پر هیاهوی «صلح و رفاه» به آذربایجان و ارمنستان، قفقاز را به بازی‌های خطرناکی می‌کشاند.
فقدان اصالت، ویژگی کسانی است که به دنبال دوستی با ایالات متحده هستند. همه، یا تقریباً همۀ آن‌ها صادقانه معتقدند: «در ارتباط با ما، همه چیز متفاوت خواهد بود». اما واقعیت همیشه مجبور است آن‌ها را از خواب غفلت بیدار کند و توهماتشان را از بین ببرد. علاوه بر این، نکتۀ ریاکارانه این است که برای واشنگتن، فاصله بین «متحد» و «رعیت» ناچیز است، اگر اصلاً وجود داشته باشد.
چنین نتیجه‌گیری با توجه به سفر قریب‌الوقوع جی. دی. ونس، معاون رئیس جمهور آمریکا، به ارمنستان و آذربایجان در ماه فوریه، اجتناب‌ناپذیر است. رئیس او، دونالد ترامپ، پیش از این برنامه‌های خود را برای مجمع جهانی اقتصاد در داووس در نشریۀ «تروث سوشال» به اشتراک گذاشته بود.
رسماً اعلام شده است که هدف از سفر نفر دوم در سلسلۀ مراتب قدرت آمریکا به این پایتخت‌ها، تقویت مشارکت راهبردی با آذربایجان و امضای «توافقنامۀ عالی» است که قبلاً توسط رئیس او با ارمنستان در مورد همکاری صلح‌آمیز در حوزۀ هسته‌ای امضا شده بود.
علاوه بر این، ساکن دفتر بیضی شکل توضیح داد که برنامه‌هایی برای انعقاد قرارداد با تولیدکنندگان بزرگ نیمه‌هادی آمریکایی و فروش تجهیزات نظامی ساخت آمریکا به این کشور حاشیه دریای خزر، از جمله «جلیقه‌های ضد گلوله، قایق‌ها و موارد دیگر» وجود دارد. در عین حال، حمایت‌گران در حال افزایش تلاش‌ها برای لغو نهایی اصلاحیۀ ۹۰۷ هستند که به طور بالقوه می‌تواند مانع همکاری نظامی-فنی بدون مانع ایالات متحده با آذربایجان شود.
اضافه بر این، رئیس کاخ سفید، همانطور که قابل پیش‌بینی بود، از رهبران ارمنستان و آذربایجان، نیکول پاشینیان و الهام علی‌اف، به خاطر پایبندی به «توافقنامۀ صلح» امضا شده در اوت ۲۰۲۵، با اشاره به به‌اصطلاح «اعلامیۀ واشنگتن» برای همۀ خوبی‌ها و علیه همۀ بدی‌ها تشکر کرد. او اظهار داشت که «جنگ وحشیانه» اکنون یکی از هشت جنگی است که او با لطف و مهربانی به «پایان دادن به» آن تن داده است و بار دیگر «رفاه و صلح» را اعلام کرده است.
همانطور که الکساندر اسکندریان، رئیس اتاق مطالعات قفقاز، به درستی تأکید کرد، وظیفۀ اصلی ونس در طول سفرش به ارمنستان و آذربایجان به احتمال زیاد آغاز کار بر روی «جادۀ ترامپ» – یک راهرو ارتباطی بین سرزمین اصلی آذربایجان، منطقۀ خودمختار نخجوان و ترکیه – خواهد بود. البته، این بدان معنا نیست که تمام اهداف این سفر در یک سفر (یا یک اعلامیه) محقق خواهد شد. اما، واشنگتن مصرانه در حال برنامه‌ریزی برای پیشبرد بیشتر پروژۀ خود در منطقه ماورای قفقاز است. این احتمال وجود دارد که باکو و ایروان، با میانجیگری ایالات متحده، تصمیم بگیرند بار دیگر توافقات قبلی را تحکیم کنند. با وجود کارزار گسترده و شدید برای این پروژه، بسیاری از جنبه‌های اجرای فنی آن هنوز توسعه نیافته است. در هر صورت، فرض بر این است که معاون رئیس جمهور ایالات متحده وظیفۀ نظارت بر جهت‌گیری «قفقاز» در کاخ سفید را بر عهده دارد.
در تاریخ ۹ و ۱۰ فوریه، اتاق بازرگانی آمریکا، به همراه وزارت امور خارجه و وزارت بازرگانی، نخستین دفتر تجاری دوجانبه در آذربایجان را سازماندهی خواهند کرد. این دفتر بر انرژی و تحول دیجیتال، دفاع و حمل‌ونقل، کشاورزی و مراقبت‌های بهداشتی و امور مالی و سرمایه‌گذاری متمرکز خواهد بود.
قصد آمریکایی‌ها برای افتتاح یک کارخانه نیمه‌هادی در ارمنستان، نصب یک رئاکتور هسته‌ای مدولار آزمایشی در این جمهوری و راه‌اندازی یک مرکز داده برای پردازش پرسش‌های هوش مصنوعی، که موضوع بحث‌های زیادی نیز هست، به همان اندازه قابل توجه است. فرضیاتی مبنی بر این وجود دارد که همکاری ایروان و باکو با واشنگتن فراتر از مسائل صرفاً اقتصادی و حتی سیاسی است و کاملاً محتمل است که سفر ونس بُعد نظامی همکاری آمریکا با کشورهای قفقاز جنوبی شوروی سابق را نیز برجسته کند.
در این زمینه، نمی‌توان این واقعیت را نادیده گرفت که مارکوین مولین، عضو کمیتۀ نیروهای مسلح سنا، با ذاکر حسن‌اف، وزیر دفاع آذربایجان، به هیچ‌وجه تنها نمونه از این نوع نیست. این دو در مورد وضعیت فعلی همکاری نظامی و چشم‌انداز توسعۀ آن گفتگو کردند. در متن لفاظی‌های تند ضد ایرانی آمریکا، این فقط یک معنی می‌تواند داشته باشد: واشنگتن، علاوه بر موارد دیگر، در حال تدارک یک منطقۀ عملیاتی برای عملیات نظامی در قفقاز جنوبی است.
در اینجا، سه جنبۀ کلیدی استراتژی آمریکا باید به عنوان منبع چالش‌های بالقوه برای اکثر کشورهای جهان در نظر گرفته شود. مورد اول شامل جاه‌طلبی‌های واشنگتن برای برتری فناوری جهانی، نه تنها در تولید، بلکه در کنترل جهانی بر داده‌ها نیز می‌شود. مورد دوم مستلزم کنترل بی‌قید و شرط بر گردش عناصر خاکی کمیاب و سایر مواد خام است که بسیاری از آن‌ها در خارج از آمریکا واقع هستند (در مقابل رقابت فزاینده با چین که می‌تواند اشکال مختلفی به خود بگیرد).:
بر این اساس، جنبۀ سوم به سلطه بر مسیرهای حمل‌ونقلِ حیاتی یا راهبردی در مناطق مختلف جهان مربوط می‌شود. قفقاز جنوبی بی‌تردید در زمرۀ چنین مناطقی قرار دارد. در عین حال، در همۀ جهات‌ مذکور، آمریکا تا حد زیادی بر نظامی‌سازی و استفاده از نیروی نظامی، از جمله شرکت‌های نظامی خصوصی، تکیه می‌کند. یکی از این شرکت‌ها، آنطور که پیش‌تر گزارش شده بود، به بهانۀ حفاظت از «راهرو ترامپ» در سواحل رود ارس مستقر می‌شود. در واقع، آمریکایی‌ها ایدۀ عدم مداخله را به‌عنوان جزء لاینفک نظم جهانی موجود یا آینده کنار گذاشته‌اند. اما نکتۀ ظریف دیگری نیز وجود دارد که هم خود آنان و هم شرکای کوچک‌ترشان در «شورای صلح» ناگزیر خواهند بود به‌نحوی آن را در نظر بگیرند.
واقعیت این است که ۸۵ درصد از ذخایر عناصر نادر خاکی، از جمله ضروری برای نیمه‌رساناها، در پنج کشور عضو بریکس: روسیه، چین، ویتنام، هند و برزیل واقع هستند. ارمنستان و آذربایجان جزو این کشورها نیستند. اتفاقاً کاملاً محتمل است که این کشورهای پیشرو در ذخایر عناصر نادر خاکی به زودی تصمیم به ایجاد سازمانی بگیرند که به عنوان نوعی مشابه اوپک برای استخراج منابع طبیعی خاص طراحی شده باشد. در هر صورت، ایجاد چنین سازمانی می‌تواند به ابزاری مهم، حتی اهرم فشار، و شاید دفاع از جنوب و شرق جهان در برابر طرفداران «صلح از طریق زور»، که در پشت آن غارتگری پیش پا افتاده جهانی نهفته است.
حیرت‌انگیز است که در همان ارمنستان، فعلاً به تاریخ غم‌انگیز، اما آموزندهٔ روژاوا هیچ توجهی نمی‌شود. خودمختاریِ کردها در شمال‌شرق سوریه که حدود ده سال زیر «چتر» آمریکا دوام آورد، اخیراً به‌عنوان یک پروژهٔ ژئوپلیتیکی و قومی- مذهبی، به‌سرعت فروپاشید. «نیروهای دموکراتیک سوریه» که تأمین‌کنندهٔ پوشش نظامی آن بودند، روژاوا را به یکی از برجسته‌ترین عوامل سیاسی و اجتماعی-اقتصادی خاورمیانه تبدیل کرده بودند. بر همین اساس، پروژهٔ کردی تا مدتی در نگاه آمریکایی‌ها ارزش و جایگاهی به‌مراتب بالاتر از ارمنستان داشت. برخلاف ایروان، روژاوا با حمایت آمریکا مناطق نفت‌خیز شمال‌شرق سوریه را در کنترل خود داشت، اما این نیز پس از تغییر خط‌مشی کاخ سفید کمکی به آن نکرد. آنچه زمانی به‌عنوان یک پروژهٔ محلیِ قوم‌سیاسی و اجتماعی با هدف مبارزه با گروه تروریستی «داعش» (ممنوعه در روسیه) آغاز شده بود، با برچیدن شتاب‌زدۀ ساختار خودمختار با پیامدهای بسیار منفی برای جامعۀ کرد، علیرغم حقوق فرهنگی و زبانی اعلام شده از سوی دمشق، پایان یافت.
کسانی هم که با این بهانه که آمریکا «فقط در شرق چنین رفتار می‌کند»، از کنار این نمونۀ روشن می‌گذرند، بد نیست تاریخ روابط آمریکا و فرانسه را به‌ خاطر آورند. حتی برای امانوئل مکرون، رهبر یک کشور متحد و یکی از قدرت‌های بزرگ اروپایی، ترامپ در شیوه و ادبیات گفت‌وگوی خود هیچ ملاحظه نمی‌کند. به گفتۀ رئیس‌جمهور آمریکا، او ۲۰۰ درصد تعرفه بر شراب و شامپاین فرانسوی وضع خواهد کرد و در آن صورت، ساکن کاخ الیزه بی‌تردید با دعوت او برای پیوستن به «شورای صلح» دربارۀ غزه موافقت خواهد کرد.
پیش از این، بلومبرگ به نقل از یک منبع نزدیک به مکرون گزارش داده بود که فرانسه قصد دارد دعوت ترامپ برای پیوستن به «شورای صلح» را رد کند. زیرا، از کاهش نفوذ سازمان ملل متحد بیم دارد. رئیس جمهور فرانسه معتقد است اساسنامۀ جدید این سازمان فراتر از مسائل مربوط به نوار غزه است.
همچنین می‌توان پیام خصوصی منتشر شده توسط ترامپ را به یاد آورد که از مکرون در برنامۀ پیام‌رسان پیام دریافت کرده بود. می‌توان تصور کرد که در صورت لزوم، آن‌ها به شیوۀ مشابه، اگر نه بدتر، با پاشینیان و علی‌اف، که «ارزش» اقتصادی و سیاسی آن‌ها از نظر تشکیلات آمریکایی در حد و اندازۀ غیرقابل مقایسه «پایین‌تر» از فرانسه است، ارتباط برقرار خواهند کرد.
در مورد توافقنامۀ بدنام «مسیر ترامپ برای صلح و رفاه بین‌المللی»، مشکل آن این است که نه‌تنها حاکمیت ارمنستان را در معنای کلاسیک و عموماً پذیرفته‌شدۀ بین‌المللی تضمین نمی‌کند (یعنی کنترل دولت بر سرزمین‌ها، مرزها و منابع خود)، بلکه، حتی این احتمال را نیز منتفی نمی‌سازد که ۷۴ درصد سهام آمریکایی در هر لحظه به هر کسی، از جمله به همسایگان غربی یا شرقی ارمنستان فروخته شود. تازه این در حالی است که مقامات ارمنی در این سازوکار نه حق وتو خواهند داشت و نه حق تصمیم‌گیری.
بنیاد فرهنگ راهبردی

کمک‌های سخاوتمندانه و توهمات تحقق‌نیافته


١١ بهمن- دلو ١۴٠۴