مبارزه علیه دستمزدهای معوقه، بخش مهمی از مبارزه علیه فقر و فلاکت اقتصادی است!

 

 

رحمان حسین زاده

 

جنگ و شرایط جنگی مانع بزرگی در مقابل اعتراضات کارگری و اجتماعی ایجاد کرده است. با این وجود در مقابل جنگ جمهوری اسلامی علیه کارگران و مردم، در مقابل تعرض معیشتی و موج بیکاری و سرکوب و اعدام، جنبش کارگری و جنبشهای اعتراضی رادیکال دست و پنجه نرم کرده با سرمایه داری اسلامی حاکم و مستبد، تمکین نمیکنند. پیام اصلی موارد متعددی از اعتراضات کارگری و اجتماعی روزهای اخیر، به جامعه و  دیگر بخشهای جنبش کارگری و جنبشهای اجتماعی، دوباره به حرکت در آمدن و نپذیرفتن شرایط سختی است که جمهوری اسلامی با دستاویز جنگ میخواهد برجامعه تحمیل کند. به همین دلیل تک تک تحرکات اعتراضی این روزها، بزرگ و یا کوچک، نقش مهمی در ترسیم روند مبارزات امروز و آینده کارگران و مردم دارند.

اعتراضات کارگری این مدت، عمدتأ علیه دستمزدهای پرداخت نشده شکل گرفته است. هم اکنون اعتصاب کارگران ماشین سازی تبریز علیه وضعیت سخت معیشتی و سه ماه دستمزد معوقه در جریان است. علت اینست، دستمزدهای معوقه زخمی عمیق بر پیکر جنبش کارگری است. در این مطلب به اثرات زیانبار این ترفند ضد کارگری و ضد انسانی سرمایه داران و حکومت سرمایه داری در ایران و نحوه مقابله مؤثرتر جنبش کارگری در این شرایط میپردازیم.

در مسیر پرفراز و نشیب جنبش کارگری بارها و بارها شاهد تحرک اعتراضی علیه عدم پرداخت دستمزد، در ابعاد سه ماهه، شش ماهه، نه ماهه و به نحو باورنکردنی مواردی به مدت  ۱۷ ماه تا ۳۶ ماه بوده ایم. این تعرض سبعانه به حقوق کارگر و شرایط زندگی کارگران و خانواده های کارگری که این وضعیت فاجعه باررا تحمل میکنند، براستی غیرقابل تصوراست. نه تنها از زاویه معیشت و زندگی، بلکه از زوایه مبارزات جاری کارگری هم، مجبور کردن کارگران به اینکه محور مبارزه خود را به طور مثال نه حول افزایش دستمزدها بلکه حول دستمزدهای معوقه متمرکز کنند، تحمیل شرایطی بشدت نامساعد و سوق دادن اعتراض کارگری به شرایطی بسیار ناهموار در مبارزه برسر بهبود شرایط کار و زندگی است. دستمزد تعیین شده و رسمی کارگران هر ساله توسط “شورایعالی کار” ضد انسان و ضد کارگری چند بار زیر خط فقر است. بخش وسیعتر کارگران، یعنی کارگران قراردادی، روزمزد و کنتراتی و سفید امضا حتی شامل همین دستمزد چند بار زیر خط فقر هم نیستند. بلکه این بخشهای کارگری در شرایطی بسیار بدتر و نه چند برابر، بلکه به اصطلاح دستمزد آنها چندین برابر زیر خط فقررسمی  تعیین شده است. تصور اینکه از سه ماه تا ۳۶ ماه همین چندرغاز حقوق به موقع پرداخت نشود، سخت فاجعه بار است. صرفنظر از تلخی عمیق این مسئله، اما این پدیده جنگ نفس بری است که سرمایه داران و دولت سرمایه اسلامی سالها است به طبقه کارگر ایران تحمیل کرده اند. اکنون جنگ وشرایط جنگی مستمسکی است شنیع تراز هر دوره ای به طبقه کارگر و مزدبگیران تحمیلترش کنند. طبیعی است در برابر این تعرض وسیع ایستادگی و مقاومت برحق و ضروری در قالب اعتصاب و اعتراض و تجمع اعتراضی شکل بگیرد و حتی بسیار گسترده تر و مؤثرتر از ابعاد تاکنونی سازماندهی  شود.

 هدف حکومت سرمایه اسلامی و سرمایه داران از تحمیل دستمزد معوقه چیست؟

 

پدیده دستمزدهای معوقه در جنبش طبقه کارگر ایران، برخلاف توجیهات بیشرمانه کارفرمایان و دولت حامی شان، جنگ و شرایط جنگی و یا ناشی از کمبود مالی صاحبان سرمایه، کاهش بارآوری و سود کارخانه و مراکز کارگری و محدودیتهای مالی مالکان ابزار تولید و ناتوانی آنها در پرداخت دستمزد کارگران نیست، و مطلقا امری خودبخودی و تصادفی هم نیست. سرمایه داران جانی با همدستی قانون و دولت، آگاهانه و سازمانیافته این فاجعه را بر طبقه کارگر تحمیل کرده اند. این پدیده زشت اگر فاجعه ای علیه طبقه کارگر است، برای سرمایه داران و سرمایه داری ایران و دولتش منبع پول و ثروت و غنیمتی بزرگ در خدمت انباشت سرمایه و سودآوری باورنکردنی و سرسام آور است.

این واقعیت را هر کارگر آگاهی متوجه است،  که سودآوری نجومی کاپیتالیسم ایران چه در دوران کارکرد روتین و غیر بحرانی نظم سرمایه و چه در دوران بحران و رکود بر اساس تضمین وجود نیروی کار ارزان ممکن شده است. افسارگسیختگی سرمایه داری ایران در تعرض به طبقه کارگر از این سطح هم فراتر رفته و با حربه و تاکتیک تحمیل دستمزد معوقه نه تنها تأمین نیروی کار ارزان بلکه اولأ ارزانترین و سخت ترین شرایط کار را بر اردوی کار تحمیل کرده است. ثانیأ سودآوری نجومی سرمایه و سرمایه داران با اتکا به تباهی کشاندن زندگی میلیونها انسان کارکن و آماده بکار در آن جامعه حاصل شده است. ثالثأ دستمزد معوقه خاصیت بزرگ دیگری هم برای کارفرمایان و حکومت سرمایه داران دارد، آنهم بیشرمانه و بیرحمانه با غصب دستمزد کارگران، با اتکا به پول چند ماهه ای که میبایست پرداخت کنند، عملا مزد پرداخت نشده کارگر را به جیب زده و بخش مهمی از سرمایه شرکت و فابریک و کمپانی خود را تأمین و به گردش درمیاورند و سود آن را به جیب میزنند. رابعأ و علاوه بر اینها خاصیت مهمتر وجود دستمزد معوقه از جانب سرمایه داران اعمال فشار باورنکردنی برای پایین کشاندن توقعات و انتظارات طبقه کارگر از زندگی و شرایط کار، کاهش دادن سطح خواسته ها و مطالبات کارگری و به قعر سوق دادن سطح اعتراضات کارگری است. براین اساس متأسفانه عقب نشینی های جدی به کارگر و جنبش کارگری ایران تحمیل شده است. در شرایطی که دستمزد رسمی چندبار زیر خط فقر است، در شرایطی که بخش بسیار وسیعتر طبقه کارگر از جمله کارگران قراردادی، روزمزد، کنتراتی، سفید امضاء شامل همین دستمزد زیرخط فقر هم نیستند، قاعدتأ برای بهبود وضعیت زندگی و کار، افزایش دستمزدها در سطح تأمین زندگی شایسته برای خانواده کارگری میبایست، محوری ترین مطالبه جنبش کارگری باشد. اما می بینیم مبارزه کارگری مجبور است  گامی عقب تر بردارد و در سطح پایین تری ایستادگی کند. بنا به ضرورت و ناچاری فعلا علیه دستمزد معوقه سنگربندی گسترده را ایجاد کند. تا زمانیکه هیولای دستمزد معوقه آن هم در شرایط جنگی این چنین وسیع و گسترده گریبان طبقه کارگر را گرفته باشد، طبیعی است مبارزه برحق علیه آن با همان گستردگی باید ادامه پیدا کند. اما کارگر آگاه و کمونیست میداند این محدودیتی بزرگ به مبارزه عملی در مسیر بهبود مداوم سطح دستمزدها و افزایش دستمزدها و بهبود واقعی شرایط کار و زندگی است. فعالین کارگری پیشرو متوجه اند، حربه دستمزدهای معوقه بخشی از ترفند تحمیل فقر و فلاکت و بر طبقه کارگر و مزدبگیران جامعه است. با این وصف تلاش مبارزاتی گسترده در این زمینه مهم است و لازم است آن را ادامه داد، تا اثری از پدیده شوم دستمزد معوقه باقی نماند و از سطح بالاتر و پرتوقع تری مبارزه برای افزایش دستمزدها و در این دوران علیه فقر و فلاکت و بیکاری و برای تحقق دیگر خواسته های  عاجل کارگری محوریت پیدا کند.

 تحرک مبارزاتی همبسته علیه دستمزدهای معوقه بخش مهم مبارزه علیه فقر و فلاکت است!

 

همانطور که در آغاز مطلب اشاره کردم، پدیده دستمزدهای معوقه زخمی عمیق بر پیکر جنبش کارگری ایران است. گفتیم تا زمانیکه این پدیده هست اعتراضات و اعتصابات برحق هم علیه آن هست. اکنون بحث اینست چگونه میتوان راه مؤثرتر اعتراض و مبارزه علیه همین پدیده را سازمان داد. مبارزات جاری به طور کلی برای تحقق مطالبات عاجل کارگری و به طور مشخصتر علیه دستمزدهای معوقه پتانسیل همبسته و متحدتر شدن و قدرتمند شدن در سطح بالاتر و سراسری تر شدن را دارد. این معضل گریبان بخش وسیعی از مراکز و رشته های کارگری را گرفته است. خواست پایان دادن به دستمزدهای معوقه آن فصل مشترکی است، در سطح گسترده اعتراضات و اعتصابات جاری کارگری حول این مطالبه را همگام و هم بسته و متحد کند. اما در همین رابطه توجه به چند مسئله مهم است. تجربه تاکنونی نشان داده، اعتصابات و اعتراضات برحق و با اهمیت کنونی، مادام جدا از هم و تک موردی و محدود به همان مرکز و رشته کارگری است، هنوز به اندازه کافی کارفرما و دولت حامیشان را به عقب نشینی وادار نمیکند. مسئله قابل توجه دیگر اینکه، در این دوره “تحمیل دستمزدهای معوقه” بخشی از تعرض معیشتی حکومت سرمایه برای تحمیل فقر و فلاکت اقتصادی و گرسنگی است. لذا گامی بالاتر باید برداشته شود. این را رهبران و فعالین کارگری دست اندرکار میتوانند بررسی و در دستور کار بگذارند. به تصور من میتوان حول گرفتن دستمزدهای معوقه نارضایتی و اعتراض برحق بسیاری از مراکز و رشته های کارگری را همگام و همبسته کرد، اما چنین تحرک مبارزاتی را به مبارزه علیه فقر و فلاکت و بیکاری که در جنبش کارگری و در میان دیگر بخشهای اعتراضی جامعه همانند معلمان، بازنشستگان، بیکاران و غیره مطرح است، گره زد. به علاوه به سازماندهی تحرک اعتراضی فرا رشته ای و فرا کارخانه ای در چهارچوبهای بزرگتر شهر و استان و حتی سراسر کشور فکر کرد و عمل کرد. میتوان تصور کرد، مبارزات کارگری  گسترده علیه فاجعه دستمزد، محورجنبش اعتراضی  دهها مرکز و رشته کارگری در ابعاد سراسری و استانی، همگام با تحرک اعتراضی معلمان و بازنشستگان و بیکاران با دیگر خواسته های مشترک مبارزاتی باشد. این کار شدنی است، اما کلید مسئله در دست رهبران و فعالین کارگری و رهبران و فعالین جنبشهای اعتراضی رادیکال موجود است که بدوأ ارتباط مبارزاتی محکم در میان آنها ایجاد شده و محکم شود. شبکه ای از رهبران و فعالین جنبش کارگری و جنبشهای اجتماعی رادیکال هم بسته و متحد در سطح کشور و استان و شهر احتیاج است که به عنوان ستون فقرات جنبش کارگری و توده ای همبسته و متحد علیه فقر و فلاکت و بیکاری و سرکوب عمل کنند. با طرح خواسته های مشترک، تاکتیک و روش مبارزاتی هماهنگ و سازماندهی مؤثر، جنبش پرتوان مبارزاتی را به صحنه بکشانند.

٢٥ ژوئیه ٢٠٢٦

***