برگی از تاریخ برگرفته از پیام نشریه صدای انقلاب ایران در مرداد ماه ۱۳۶۹.
تقدیم به: کارگران مبارز و انقلابی در ایران تحت سُلطه رژیم جمهوری اسلامی.
شمس الدین – امانتی. ۲۸/۴/۲۰۲۶
رفقای کارگر! همانطور که میدانید رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی در سالهای اخیر دست به تعرض علیه کارگران زده و این تعرضات را بطور مشخص قبل از اول ماه مه و بعد از مراسم های اول مه شدت بخشیده است و هر بار تعدادی از کارگران را دستگیر، زندانی و اعدام کرده است. اینکه چرا رژیم بعد از برگزاری هر مراسم و بطور مشخص بعد از برگزاری مراسم های اول مه پارسال و امسال یورش خود را بر علیه کارگران شدت بخشیده است قابل بحث است و در جای خود باید به آن پرداخت، ما کارگران این یورش ها را سند ورشکستگی این رژیم گندیده و پوسیده می دانیم.
اما رفقا! برای هر انسان شرافتمند و آزاده ای جای سوال است که ما هم اکنون برای آزادی کارگرانی که دستگیر شده و زندانی هستند چکار می توانیم انجام دهیم. کارگرانی که در دست رژیم اسلامی سرمایه اسیر و زندانی هستند، جرمشان چه بود؟ جمال چراغ ویسی رفیق گرامی مان که از میان خودمان برخواست و حرفهای دل ما را زد، چرا این رژیم جنایتکار او را اعدام کرد؟ جواب همهٔ این سوالات برای هر کارگر آگاه مثل روز روشن است!
رژیم اسلامی کارگران را فقط به جرم شرکت در مراسم اول ماه مه و گفتن حقایق و بیان کردن هزاران درد و رنج که هر روزه مثل خوره گریبانگیر ما کارگران است، دستگیر و زندانی کرده است.
رفقای کارگر! همهٔ شما شاهد بودید که جمال در مراسم اول مه سال ۶۸ از میان خودمان برخاست و چه گفت، شما به زندگی پُر از درد و رنجی که جمال داشت نگاه کنید تا بیشتر پی به حقیقت حرفهای او ببرید. آیا غیر از این بود که جمال حقیقت را بیان کرد و خواست هزاران هزار کارگر را گفت؟ آری، جمال از بیکاری، از گرانی، از فقر و فلاکت و نبودن آزادی بیان، از نبودن آزادی تشکل و امنیت شغلی و بیمه بیکاری، از نبودن بهداشت در محیط کار و محلات کارگری و صدها و هزاران درد و رنج ما کارگران و خانواده هایمان که بطور روزمره با آن دست به گریبان هستیم، گفت «این را همه میدانیم که حرفهای کارگران در مراسمها، حرف دل هزاران کارگر است، هزاران کارگر که هر روزه درد و رنج را با پوست و گوشت و استخوان خود و خانواده هایشان لمس میکنند.»
آری رفقای کارگر رژیم سرمایه داران و دولت اسلامی شان فقط به این جرم که کارگران دیگر به منافع خود آگاه شده و نمی خواهند به این زندگی نکبت بار تن دهند. گامی که در مراسمهای اول مه برداشته شد و صدور قطعنامه در این مراسم ها بخشی از آن مطالباطی است که ما کارگران خواهان آنیم و عزم کرده ایم برای تحقق آنها برخیزیم و مبارزه کنیم.
حال که همه اینها را می دانیم، چرا باید دست روی دست بگذاریم و شاهد یکه تازی رژیم جنایتکار اسلامی باشیم، چرا باید شاهد فقر و فلاکت هزاران خانواده هم طبقه ای خود باشیم، چرا باید شاهد تعرض رژیم بر علیه تشکلهایمان و سنت دیرینهٔ اول ماه مه، روز همبستگی کارگران جهان که بیش از صد و چند سال است، حقانیت ما و طبقه ما را اثبات کرده است، باشیم؟
رفقای کارگر ایران و جهان! کارگران کُردستان فقط بجرم شرکت در اول ماه مه روز جهانی کارگر دستگیر شده اند. ما نباید ساکت بنشینیم، ما باید دست در دست هم نهیم و این جنایتکاران را به هر وسیله ای که امکان دارد افشاء و به محاکمه بکشانیم. روز کارگر فقط در کُردستان برگزار نمی شود، روز کارگر روز اتحاد و همبستگی تمام کارگران جهان است. اگر کارگران ایران و جهان در برابر یورش این رژیم اسلامی قرون وسطائی در ایران، ساکت باشند و برای آزادی کارگران زندانی تلاش نکنند، تاریخ جنبش کارگری در آینده در بارهٔ ما یعنی این نسل از کارگران چه خواهد شد؟
رفقای کارگر خانوادهٔ بزرگ کارگری، اگر ما برای آزادی کارگران زندانی و افشای چهرهء کریه رژیم اسلامی تلاش و کوشش خود را تا آزادی تمام کارگران زندانی به خصوص کارگرانی که در مراسمهای اول مه سنندج دستگیر شدند، بعمل نیاوریم، در جنبش کارگری مسئول خواهیم بود. پس بار دیگر تأکید می کنیم که آزادی این کارگران که جرمشان صرفا شرکت در مراسم اول مه بود و توسط رژیم جمهوری اسلامی زندانی شده اند، فقط و فقط با مبارزه و همت و اتحاد ما امکان پذیر است. ما نباید دیگر دست روی دست بگذاریم و شاهد آن باشیم که هر وقت رژیم خواست رفقای اسیرمان را تک تک و مثل رفیقمان جمال اعدام کند.
رفقای کارگر، زیاد دور نرویم در همین ایران، چندی پیش خبر دستگیری تعداد از لیبرالها و سرمایه داران را از رادیوها و روزنامه های ریز و درشت بورژوازی شنیدیم. منظور همان کسانی است که تا مدتی پیش در قدرت بودند و بر علیه ما کارگران و زحمتکشان هم عمل کردند و ایستادن و زمانی هم که توسط جناح دیگری از سرمایه داران از قدرت کنار گذاشته شدند، باز به شیوه های دیگر در تحمیق و فریب و سرکوب کارگران و مردم زحمتکش شرکت داشته اند. حال جنایتکاری این بی شرمانه در قدرت به حدی رسیده است که از هم مسلکان و هم دستان خودشان هم دریغ نمی کنند و آنها را هم به زندان انداخته و به زیر شکنجه و آزار و شلاق کشانده و مجبور به مصاحبه تلویزیونی می کنند. در همان حال رسانه های جمعی بین المللی و سازمان و موسسات حقوق بشر هم با وجود این همه زندانی کارگر در ایران، بیش از همه در اعتراض به زندانی این چند نفر صحبت می کنند و در مورد زندانیان کارگر سکوت کرده اند.
رفقای کارگر منظور این است که بورژوازی را نگاه کنید، ببینید چه تبلیغاتی راه انداخته اند، آنها برای آزادی آن چند نفر خودشان از تمام امکانات استفاده میکنند، از روزنامه گرفته تا رادیو ها و حتی سازمان حقوق بشر، همه دادشان بلند شده و در تلاشند تا آن تعداد سرمایه دار زندانی را آزاد کنند. ما هم باید برای آزادی هم طبقه ای هایمان تلاش کنیم.
رفقا می دانم می گوئید آخر آنها سرمایه دارند و امکانات زیادی را در اختیار دارند، ولی ما چه؟ رفقا اگر اینطور فکر کنید من کاملا با شما مخالفم چرا که ما هم قدرت زیادی داریم و هر وقت اراده کرده باشیم هارترین رژیم های سرمایه داری را به زانو در آورده ایم. پس با اتکا به اتحاد و همبستگی مان می توانیم کارگران زندانی را آزاد کنیم.به همان مثالی که درباره لیبرالها آوردم توجه کنید. ببینید در چه تلاشی هستند! آیا واقعا ما نمی توانیم برای آزادی رفقای زندانی مان دست به تلاشی گسترده بزنیم؟
رفقای کارگر، خانواده بزرگ کارگری! کارگران زندانی شهر سنندج و خانواده آنان را تنها نگذاریم. برای یاری رساندن به آنان آستین هایمان را بالا بزنیم و به کمکشان بشتابیم. طومار اعتراضی جمع کنیم و برای سازمانهای کارگری و تشکلهای آنان ارسال داریم مثل همان کارگری که جمعی از کارگران سنندج کردند و بیانیه، اعتراضی صادر کردند. شما هم این کار را ادامه دهید و بیانیه های خودتان را بدست کومه له و حزب کمونیست ایران برسانید تا طومار و نامه هایتان از این طریق در اختیار سازمانهای کارگری در سطح جهان قرار گیرد و حمایت کارگران جهان در پشتیبانی از ما و کارگران زندانی جلب شود. در طومارها و نامه هایتان از کارگران ایران و جهان بخواهید که برای آزادی کارگران زندانی نهایت تلاش خود را انجام دهند و نگذارند بیش از این رژیم جمهوری اسلامی کارگران را در اسارت نگه دارد و مثل گروگان هر وقت خواست برای جلوگیری از اعتراضات بر حقمان آنان را تک تک اعدام کند.
در پایان نامه ام این را به سران جمهوری اسلامی و سرمایه داران می گویم که در آینده نزدیک آنها
باید تاوان این همه جنایت را که نسبت به ما کارگران و مردم زحمتکش مرتکب شده اند، پس دهند.
ما کارگران با اتکاء به قدرت و اتحادمان حقوقمان را ازشان می گیریم.
رژیم جنایتکاران از کیفر ما کارگران نخواهند رست.
مبارزان کمونیست