یک ســـــــــــوال  

 

 

رحمان حسین‌زاده رئیس دفتر سیاسی حزب کمونیست کارگری – حکمتیست در مطلبی با عنوان « بازندگان جنگ طلب در اپوزیسیون را باید منزوی کرد»، به سهو یا به عمد بخشی از جریانات جنگ طلب را از لیستی که برشمرده حذف کرده است. یا شاید به دلیل همسانی و یکی بودن برنامه حزب خود با حزب کمونیست کارگری فرقه تقوایی، برای احراز مقام یک ناجی ناشی یا جاعل تاریخ ظاهر و تلاش کرده است.

در این مطلب به درست به بخشی از جنگ طلبان و بازندگان این سناریوی کثیف و ارتجاعی اشاره و جایگاه آنها بعد از جنگ را نمایان کرده است. اما هنگامی که در میان این بازندگان جنگ طلب اسمی از حزب کمونیست کارگری فرقه تقوایی به میان آورده نمیشود تیتر مطلب رحمان حسین زاده با محتوای آن ناقص و سوال برانگیز میشود.

قبل از ادای مطلب یک حقیقت را روشن نمایم که، ایراد یا نقد و اعتراض من و امثال من به رفتار سیاسی و موضع گیری‌های قبل و بعد از جنگ و تا هم اکنون فرقه تقوایی و دار و دسته‌اش، نه بر مبنای « تئوری توطئه»  است و نه  در رقابت و تلاش برای نیرو‌کشی و یا نزدیکی و ادغام با شخص و نیرویی.

روشنتر بگویم هیچگاه هم فکر يا «رقیب» تقوایی نبوده و نیستم. اگر چه سهم معین و غیر قابل انکاری در شکل‌گیری نه این بلکه آن حزب کمونیست کارگری داشته‌ام، اما خواهان تقسیم ارث و میراث بر سر نام کمونیسم کارگری و برنامه آن هم نبوده و نخواهم بود.

اما جنگی ارتجاعی، ویرانگر و توحشی غیر قابل انکار توسط رژیم های متجاوز و اشغالگر اسرائیل و آمریکا  به خاورمیانه و مردمان آن تحمیل شده  که هنوز هم ادامه دارد. هر شخص و حزب و سازمانی به سهم خود یا در این جنایات شرکت داشته و همکاری نموده است یا علیه آن موضع‌گیری روشن و قاطع گرفته و یا میانه دعوا را برگزیده‌اند. سهم و موضع‌گیریهای حزب کمونیست کارگری فرقه تقوایی چه در جنگ غزه و چه در جنگهای اخیر در ایران در تایید و در نتیجه در همکاری با رژیم مذهبی و نسل‌کش اسرائیل و رژیم زورگو، چپاولگر و متجاوز آمریکا حقیقتی غیر قابل انکار میباشد.

سهم سلطنت طلبان و بقیه جریانات راست جنگ طلب  لیبرال و بعضی از جمهوری خواهان و سازمانهای مرتجع کرد در این جنایات و افتضاحات سیاسی مربوط به آنرا را نمیتوان با ترازو و کیلویی اندازه گرفته گرفت. در این سناریو اگر اسرائیل و آمریکا سهم بیشتری به سامانه پادشاهی داده بودند، به دلیل توانایی این جریان در سرنگونی جمهوری اسلامی نبود. برای جانشین کردن آنها با رژیم اسلامی هم نبود. دلیل آن استفاده به موقع از جریانی بود که اسم و رسم و پیشینه‌ای در فضای سیاسی دیاسپورای خارج از ایران و امکانی در دسترس و گروه فشاری حساب شده و از قبل تعیین شده توسط آنان بود.

همه جریاناتی که برای «سرنگونی جمهوری اسلامی» از جمله حزب کمونیست کارگری فرقه تقوایی به اسراییل و امریکا متوسل شده و «دعای خیر» نثار نتانیاهو و ترامپ می‌کردند میدانستند که خود توانایی سرنگونی جمهوری اسلامی را ندارند. برخلاف افاضات جدید رضا پهلوی که میگوید «من از اسرائیل و آمریکا خواستم به ایران حمله کنند»، آگاهی کامل از ناتوانی «اپوزیسیون» بویژه در خارج از ایران مولفه مهمی در تصمیم گیریهای اسرائیل و آمریکا در حمله به ایران و استفاده آنها از گروههای فشار و نیابتی از جمله نیروهای راست و نیروهای مرتجع کرد و البته فرقه تقوایی، برای عبور از مرحله‌ای بود که خود آنها هم ارزیابی دقیقی از نیروهای نظامی، سیاسی و شکل و شیوه رهبری و قدرت در ایران نداشتند.

موضع گیری و مزخرفات اخیر رضا پهلوی مبنی بر خواست ایشان برای شروع جنگ و بمباران ایران به دنبال گفته‌های ترامپ «هیچ احمقی خواست  و آرزوی بمباران کشورش را نمی کند»، یا حذف یک جریان از دخالت در این سناریوی کثیف، چیزی از این واقعیت که اسراییل و آمریکا برنامه حمله به ایران را طبق امیال و منافع خود پیش برده و می برند نمی کاهد. رحمان حسین زاده بدرستی خواهان انزوای نیروهای جنگ طلب شده است. اما حذف حزب کمونیست کارگری فرقه تقوایی از دایره نیروهای جنگ‌طلب، با خواست و تصمیم خود تقوایی همخوانی ندارد. این جماعت با نیت و سیاستی «مثبت» با چرخشی پایه‌ای نسبت به سیاست و برنامه کمونیسم کارگری رویزیون کرده‌‌اند. از این چرخش براست و تبدیل شدن به نیروی پروکسی امپریالیستها کوتاه نمی‌آیند بلکه افتخار هم می‌کنند. تقوایی و همکارانش از کارگر و کمونیسم و انقلابش مدتهاست دست کشیده‌اند. برای یک جریان چند نفره در خارج از ایران که به دنبال «سرنگونی» رژیم است، راهی جز تبدیل شدن به نیروی نیابتی قدرتهای بزرگ و نشستن در انتظار وعده‌های آنها نمی‌ماند.

حذف نام این فرقه از دایره نیروها و سازمانهای جنگ طلب، توجیه  رحمان حسین زاده از این چرخش تاریخی فرقه تقوایی، تلاشی بی حاصل برای جلوگیری از فرایندی تاریخیست که تقوایی و دار ودسته‌اش آگاهانه برگزیده‌اند.

بویژه در چنین شرایط و با وجود دهها فاکتی و موضع‌گیری روشن، که از طرف فرقه تقوایی در این رابطه گفته و نوشته شده است، سوالاتی را در مقابل رحمان حسین‌زاده قرار میدهد.

بدنبال جنگهای اخیر و احتمال وقوع جنگها و سناریوهای دیگر علیه جمهوری اسلامی و ایران همانطور که در  نوامبر۲۰۲۲ در مطلبی تحت عنوان (فقط کارگران میتوانند)، نوشته بودم که جریان سلطنت و مجاهدین خلق جایگاهی در حکومت آینده ایران نخواهند داشت.« نجات» فرقه تقوایی هم از این باتلاق تلاشی بی‌حاصل است.

آزاد نسیم

۳۰ ژوئن ۲۶