امروز ۱۲ ژوئن است؛ روزی که نهادهای بینالمللی آن را روز مبارزه با کار کودک نامیدهاند. اما این روز نه برای تشریفات و بیانیههای بیخاصیت نهادهای رسمی، بلکه مجالی برای صادر کردن کیفرخواست علیه ساختاری است که کار کودک را تولید، بازتولید و بر میلیونها کودک تحمیل میکند.
کار کودک یک حادثه، یک انتخاب شخصی یا یک استثنا نیست. این پدیده محصول مستقیم فقر، نابرابری ساختاری، بیحقوقی و مناسبات اقتصادی و سیاسی سرمایهداری است؛ مناسباتی که زندگی میلیونها انسان را قربانی سود، قدرت و انباشت ثروت کردهاند. در چنین جامعهای، کودکان نخستین و بیدفاعترین قربانیان این ستم و تبعیض طبقاتی هستند. کار کودک بخشی از واقعیت روزمره جامعهای است که در آن محرومیت، بیحقوقی و استثمار به شکلی سازمانیافته بازتولید میشود.
کودکی که در خیابان دستفروشی میکند، در کارگاههای زیرزمینی، مراکز تفکیک زباله و مزارع کار میکند یا در مناطق مرزی به کولبری و سوختبری کشیده میشود، قربانی انتخاب خود نیست؛ قربانی ساختاری است که فقر و محرومیت را به شکلی سازمانیافته تولید و بازتولید میکند. در ایران امروز، میلیونها خانواده در فقر، گرانی، بیکاری و ناامنی معیشتی زندگی میکنند. نتیجه مستقیم این وضعیت، رانده شدن کودکان به بازار کار و تبدیل شدن آنان به نانآوران کوچک خانواده است. و ای کاش فقط همین بود؛ کودکان در چنین شرایطی مورد انواع بیحرمتیها، اذیت و آزار و سوءاستفاده جنسی نیز قرار میگیرند. این یک فاجعه انسانی عظیم و یک جنایت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است.
در کردستان و بلوچستان و در برخی مناطق دیگر، این فاجعه چهرهای هولناکتر و خونینتر پیدا میکند. نامهایی مانند فرهاد خسروی ۱۴ ساله و آزاد خسروی ۱۷ ساله، اسناد زندهٔ این جنایت سازمانیافته هستند.
آن یلدای خونین و چلهٔ مهآلود هرگز فراموش نمیشود؛ شبی که هزاران انسان مبارز در کردستان، جانشان را در کولاک کوهستان به دست گرفتند تا پیکر یخزدهٔ فرهاد را از کام مرگ بیرون بکشند.
آن روز، تراژدی نان و جان به یک خشم سرکش عمومی تبدیل شد که مستقیماً قلب ساختار موجود را هدف گرفت. کولبری و سوختبری انتخاب نیستند؛ حکم شلاقِ فقر، تبعیض و بیآیندگیِ تحمیلشده بر گردهٔ مردم محروم و طبقه کارگرند.
جمهوری اسلامی نه تنها هیچ راهحلی برای این فاجعه ارائه نکرده، بلکه خود عامل اصلی خشونت ساختاری علیه کودکان است. قوانینی این حکومت تماماً مبتنی بر بیحقوقی کودک است. فعالان حقوق کودک به زندان میافتند و در مقابل، صدها طرح و قانون در مورد تحمیل حجاب، جداسازی مدارس، آموزشهای عقبمانده و تبعیضآمیز، و همچنین ازدواج در سنین کودکی تصویب شده و در رسانههای حکومتی تبلیغ میشود.
حکومتی که میلیاردها دلار صرف دستگاههای سرکوب، جنگافروزی، نظامیگری و حفظ قدرت میکند؛ در نظامی که یک قشر مفتخور و آقازاده پول پارو میکنند، طبیعی است که میلیونها کودک از ابتداییترین حقوق انسانی محروم باشند. این سیستم به جای ایجاد شغل، رفاه و امنیت اجتماعی، فقر را گسترش داده و در برابر مطالبه نان، زندگی و کرامت مردم، گلوله و سرکوب قرار داده است.
در ۲۲ مهر ۱۴۰۰، ژیان علیپور در حالی که برای تأمین زندگی همسر و دو فرزندش کولبری میکرد، با شلیک مستقیم نیروهای جنایتکار جمهوری اسلامی جان باخت. این قتل سیستماتیک، نتیجهٔ مستقیم همان سیاستی است که پاسخ فقر، بیکاری و مطالبهٔ نان را با گلوله میدهد. پشت هر کولبر کشتهشده، پشت هر سوختبر جانباخته و پشت هر کودک کار، دست جنایتکار و خونین حاکمان و آقازادههای مفتخور دیده میشود؛ ساختاری که نانآوران جامعه را هدف قرار میدهد، خانوادهها را داغدار میکند و کودکان خردسالشان را به آوارگی، محرومیت و کار اجباری میکشاند.
مبارزه با کار کودک فقط به معنای بیرون آوردن کودکان از محیط کار نیست. مبارزه با کار کودک یعنی تیشه به ریشهٔ این مناسبات گندیده زدن. مبارزه علیه فقر یعنی بیدار شدن تمام وجدانهای خفته؛ یعنی سازمان دادنِ خشم و نفرت عمومی علیه استثمار، ستم و تبعیض بر کودکان. یعنی مبارزه علیه بیحقوقی و سرکوب. یعنی مبارزه برای جامعهای که در آن:
هیچ کودکی مجبور نباشد برای زنده ماندن کار کند.
هیچ کودکی نانآور خانواده نباشد.
هیچ کودکی از آموزش، درمان رایگان، امنیت و شادی محروم نشود.
حق هر کودک است که از یک زندگی آزاد، ایمن، خلاق و شایسته برخوردار باشد و جامعه موظف است این حق را بدون هیچ قید و شرطی تضمین کند.
روز جهانی مبارزه با کار کودک باید روز اعتراض و همبستگی اجتماعی باشد. ممنوعیت کار کودک با شعار و وعده محقق نمیشود. این مطالبه باید به خواست عمومی جامعه، جنبشهای اجتماعی، تشکلهای کارگری، معلمان، فعالان حقوق کودک و همه مردم آزادیخواه تبدیل شود.
جامعهای که کودکانش برای زنده ماندن کار میکنند یا در مرزها هدف گلوله قرار میگیرند، جامعهای آزاد و انسانی نیست. لغو کار کودک بخشی جداییناپذیر از مبارزه برای آزادی، برابری، رفاه، عدالت اجتماعی و پایان دادن به هر شکل از استثمار انسان از انسان است. تا زمانی که کودکی مجبور باشد برای زنده ماندن کار کند، وظیفه ماست که سکوت نکنیم، افشا کنیم، اعتراض کنیم و برای ساختن جامعهای آزاد، برابر و انسانی مبارزه کنیم.
۱۲ ژوئن ۲۰۲۶
مبارزان کمونیست