خاورمیانه در آستانه آتشبس یا جنگی طولانی؟
وریا روشنفکر
مذاکرات میان جمهوری اسلامی و دولت آمریکا در حالی ادامه دارد که همزمان منطقه هر روز شاهد دور تازهای از حملات نظامی، تهدیدهای متقابل و درگیری برسر کنترل مسیرهای انرژی است. آنچه امروز در جریان است، دیگر صرفاً یک بحران هستهای یا اختلاف دیپلماتیک نیست؛ بلکه نبردی بر سر توازن قدرت در خاورمیانه و کنترل شریانهای اقتصادی جهان است. در چنین شرایطی، حتی مذاکرات نیز زیر صدای موشکها و پهپادها برگزار میشود.
در روزهای اخیر، تنشها وارد مرحله تازهای شد. امارات متحده عربی اعلام کرد که برای دومین روز پیاپی هدف حملات موشکی و پهپادی رژیم اسلامی قرار گرفته و سامانههای دفاعی این کشور چندین پرتابه را رهگیری کردهاند. همزمان آتشسوزی در منطقه نفتی فجیره و تهدید مسیر صادرات نفت بدون عبور از تنگه هرمز، بازار جهانی انرژی را دوباره متشنج کرد.
هرچند رژیم اسلامی رسماً انجام این حملات را انکار کرده، اما مقامات نظامی جمهوری اسلامی هشدار دادهاند هرگونه استفاده از خاک امارات برای عملیات آمریکا یا اسرائیل علیه ایران، “پاسخی کوبنده” در پی خواهد داشت. این تهدیدها در شرایطی مطرح میشود که بنادر و زیرساختهای نفتی امارات به یکی از حساسترین نقاط جنگ تبدیل شدهاند.
از سوی دیگر گزارشهایی از حملات تازه به برخی بنادر و تأسیسات دریایی ایران منتشر شد؛ حملاتی که در ادامه درگیری بر سر کنترل تنگه هرمز و محاصره دریایی آمریکا ارزیابی میشود. همزمان رسانههای غربی از هدف قرار گرفتن نفتکشهای ایرانی و تشدید عملیات آمریکا در آبهای خلیج فارس خبر دادهاند.
در واقع، آنچه امروز جریان دارد یک جنگ فرسایشی برای کنترل اقتصاد منطقه است. آمریکا تلاش میکند با فشار نظامی و محاصره دریایی، جمهوری اسلامی را وادار به پذیرش توافقی کند که شامل محدودیت شدید برنامه هستهای و نفوذ منطقهای ایران باشد. در مقابل، جمهوری اسلامی نیز با تهدید تنگه هرمز و حملات پراکنده به زیرساختهای انرژی متحدان آمریکا میکوشد هزینه جنگ را برای طرف مقابل بالا ببرد.
همین وضعیت باعث شده مذاکرات اخیر دولتهای جمهوری اسلامی و آمریکا بیشتر شبیه مذاکره میان دو طرف خسته اما هنوز آماده درگیری باشد، نه گفتوگویی واقعی برای پایان بحران. رسانههایی مانند Reuters و Axios گزارش دادهاند که دو طرف اکنون روی یک «توافق موقت» کار میکنند؛ توافقی که هدف اصلی آن توقف کوتاهمدت جنگ، بازگشایی مسیرهای کشتیرانی و خریدن زمان برای مذاکرات بعدی است.
دونالد ترامپ در روزهای اخیر از یکسو از “پیشرفت بزرگ” در مذاکرات حرف زده و از سوی دیگر تهدید کرده اگر توافق حاصل نشود، حملات شدیدتری علیه ایران آغاز خواهد شد. در سوی مقابل، جمهوری اسلامی نیز با وجود فشار اقتصادی سنگین، هنوز حاضر نیست عقبنشینی کامل کند. حکومت ایران بهخوبی میداند پذیرش کامل خواستههای آمریکا میتواند به تضعیف موقعیت داخلی و منطقهایاش منجر شود. به همین دلیل، سیاست فعلی رژیم اسلامی ترکیبی از مذاکره، تهدید و نمایش قدرت نظامی است.
اما آنچه در این میان بیش از هر چیز آشکار شده، شکنندگی کل منطقه است. جنگ اکنون دیگر محدود به مرزهای ایران نیست. از بنادر امارات تا کشتیهای تجاری در تنگه هرمز، از زیرساختهای نفتی تا مسیرهای انتقال انرژی، همهچیز به میدان جنگ تبدیل شده است. سرمایهداران جهانی و دولتهای بزرگ شاید هنوز بتوانند پشت میز مذاکره معامله کنند، اما میلیونها انسان در ایران و منطقه هر روز هزینه این بحران را با گرانی، ناامنی، سقوط معیشت و ترس از گسترش جنگ میپردازند.
چشمانداز آینده نشان میدهد احتمال رسیدن به یک آتشبس موقت وجود دارد، اما احتمال پایان واقعی بحران بسیار ضعیفتر است. تضادهای اصلی همچنان پابرجاست: آمریکا خواهان مهار کامل جمهوری اسلامی است و جمهوری اسلامی بقای خود را در حفظ ساختار نظامی و منطقهایاش میبیند. همین تضاد میتواند هر توافقی را به توقفی کوتاه میان دو مرحله از یک جنگ طولانی تبدیل کند.این فقط جنگ میان چند کشور نیست؛ نوعی دگردیسی و بازتعریف سرمایه داریست، کشمکش اشکال مختلف سرمایه داری برای هژمونی.
۸ مه ۲۰۲۶
مبارزان کمونیست