تهران، شهری که دوبار میمیرد!
وریا روشنفکر
حمله به انبارهای سوخت و پالایشگاهها در تهران تنها یک اقدام نظامی علیه زیرساختهای اقتصادی یک دولت نبود؛ این حمله در عمل به حملهای علیه زندگی و سلامت میلیونها انسان تبدیل شد. در پی آتشسوزی گسترده مخازن سوخت، ستونهای عظیم دود سیاه آسمان تهران را پوشاند و ابری از مواد سمی بر فراز شهری قرار گرفت که پیش از این نیز یکی از آلودهترین کلانشهرهای منطقه به شمار میرفت. تصاویر منتشر شده از آتشسوزی مخازن نفتی نشان میدهد که حجم عظیمی از ترکیبات نفتی، ذرات معلق و مواد شیمیایی وارد هوای شهری شده است که جمعیتی ۱۵میلیونی در آن زندگی میکنند.
کارشناسان محیط زیست سالهاست هشدار میدهند که دود ناشی از سوختن نفت و فرآوردههای نفتی از خطرناکترین انواع آلودگی هوا است. سوختن نفت خام و مشتقات آن مقادیر بزرگی از هیدروکربنهای سمی، دیاکسید گوگرد، اکسیدهای نیتروژن، بنزن، فلزات سنگین و ذرات بسیار ریز را وارد جو میکند؛ ذراتی که به راحتی وارد ریه انسان شده و حتی میتوانند به جریان خون برسند. مطالعات سازمانهایی مانند World Health Organization نشان دادهاند که چنین آلایندههایی خطر بیماریهای قلبی و تنفسی، تشدید آسم، مسمومیتهای شیمیایی و حتی افزایش خطر سرطان را به شدت بالا میبرند.
این فاجعه زیستمحیطی در شهری رخ میدهد که پیش از این نیز با بحران مزمن آلودگی هوا دست و پنجه نرم میکند. تهران سالهاست در فهرست آلودهترین شهرهای خاورمیانه قرار دارد. ترکیب خودروهای فرسوده، سوخت بیکیفیت، صنایع آلاینده و شرایط جغرافیایی خاص این شهر باعث شده است که در بسیاری از روزهای سال لایهای از مهدود سمی بر فراز آن باقی بماند. طبق گزارشهای بینالمللی، آلودگی هوا سالانه جان هزاران نفر را در ایران میگیرد و سهم تهران در این آمار بسیار بالا است. در چنین شرایطی، آتش گرفتن انبارهای عظیم سوخت به معنای تزریق ناگهانی حجم بزرگی از مواد سمی به هوای شهری است که پیشاپیش در آستانه خفگی قرار دارد. چرخه ای ازعملکرد حکومتی فشل و جنگ میان تروریسم و ارتجاع و تروریسم و فاشیسم.
پیامدهای این حملات تنها به هوا محدود نمیشود. آتشسوزی مخازن نفتی و انبارهای سوخت معمولاً با نشت گسترده مواد نفتی همراه است. این مواد میتوانند وارد خاک و منابع آب شوند و آلودگیهای طولانیمدت ایجاد کنند. ایران در سالهای اخیر با بحران شدید کمآبی روبهرو بوده است و بسیاری از منابع آب زیرزمینی در وضعیت بحرانی قرار دارند. در چنین وضعیتی، آلودگی منابع آب با ترکیبات نفتی میتواند اثراتی ماندگار بر محیط زیست و سلامت عمومی داشته باشد؛ اثراتی که حتی سالها پس از پایان آتشسوزیها نیز باقی میماند.
همچنین نشت مواد سوختی به درون فاضلاب شهری نیز باعث تغییر اکوسیستم، مرگ موجودات زنده درون آن سیکل که بصورت طبیعی توارنی نسبی در چرخه حیات ایجاد کرده اند میشود که در دراز مدت امکان سونامی هجوم موجودات موضی نظیز موشها وسوسکها را در سطح شهربدنبال دارد.
پدیدهای که در برخی گزارشها از آن با عنوان “باران سیاه” یاد شده نیز یکی از پیامدهای شناختهشده آتشسوزیهای بزرگ نفتی است. هنگامی که دود غلیظ حاصل از سوختن نفت با رطوبت هوا ترکیب میشود، ذرات نفتی و مواد شیمیایی میتوانند همراه بارش به زمین بازگردند. چنین بارشی نهتنها خاک و ساختمانها را آلوده میکند، بلکه میتواند به آلودگی گسترده محیط شهری و منابع آبی نیز منجر شود.
در تبلیغات رسمی دولتها، حمله به پالایشگاهها و انبارهای سوخت اغلب به عنوان “هدف قرار دادن زیرساختهای استراتژیک” معرفی میشود. اما واقعیت این است که دود این حملات نه در پادگانها بلکه در ریه مردم عادی فرو میرود. کارگرانی که در این تأسیسات کار میکنند، ساکنان محلههای اطراف و میلیونها شهروندی که در این شهر زندگی میکنند نخستین قربانیان چنین حملاتی هستند. جنگ میان دولتها در عمل به جنگی علیه جامعه تبدیل میشود؛ جنگی که سلامت انسانها و محیط زیست را قربانی رقابتهای سیاسی و نظامی میکند.
تاریخ معاصر پیشتر نیز نشان داده است که آتش گرفتن زیرساختهای نفتی در جنگها چگونه میتواند به فاجعهای زیستمحیطی در مقیاس منطقهای تبدیل شود. در جریان جنگ خلیج در سال ۱۹۹۱، هنگامی که صدها چاه نفت در کویت به آتش کشیده شد، آسمان منطقه برای ماهها زیر ابرهای عظیم دود سیاه فرو رفت. میلیونها تن دوده، گازهای سمی و ذرات نفتی وارد جو شد و پدیدههایی مانند باران نفتی و آلودگی گسترده خاک و آب گزارش گردید. گزارشهای منتشر شده از سویUnited Nations وWorld Health Organization در سالهای بعد نشان داد که پیامدهای آن آتشسوزیها تنها به لحظه جنگ محدود نماند و اثرات آن بر سلامت انسان و محیط زیست تا سالها ادامه یافت. تجربه کویت نشان داد که سوختن تأسیسات نفتی صرفاً نابودی یک زیرساخت اقتصادی نیست؛ چنین رویدادی میتواند کل یک منطقه را به میدان انتشار گسترده مواد سمی تبدیل کند. امروز نیز هر حملهای که مخازن سوخت و پالایشگاهها را هدف قرار میدهد، در واقع همان سناریوی شناختهشده را تکرار میکند: جنگی که نه تنها میان دولتها، بلکه علیه هوا، آب، خاک و زندگی میلیونها انسان جریان پیدا میکند.
حمله به زیرساختهای نفتی در شهری مانند تهران نشان میدهد که در جنگهای مدرن، مرز میان هدف نظامی و زندگی غیرنظامیان عملاً از میان رفته است. آسمان تیره شهر و هوایی که با دود نفتی آغشته شده است تنها یک تصویر گذرا از جنگ نیست؛ این نشانه فاجعهای است که اثرات آن میتواند سالها بر سلامت انسانها و محیط زیست باقی بماند.
آنچه امروز بر فراز تهران دیده میشود تنها دود یک آتشسوزی نیست. این دود تصویر فشرده واقعیتی است که در آن رقابت دولتها و منطق جنگ، طبیعت و زندگی میلیونها انسان را به میدان خسارتهای بیپایان تبدیل کرده است؛ خسارتی که نه در گزارشهای نظامی بلکه در ریههای مردم و در خاک و آب این سرزمین ثبت خواهد شد.
۱۲ مارس ۲۰۲۶
مبارزان کمونیست