“قطع بیدرنگ جنگ” به معنای قطع فوری حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران و مقاومت جمهوری اسلامی از طرف دیگر میباشد. قطع بیدرنگ جنگ به معنای این است که جدا از اینکه توازن قوا بنفع کدام طرف جنگ میباشد، جنگ باید فورا خاتمه یابد. اینکه در این جنگ کدام طرف تسلیم میشود و یا امتیاز میدهد، مهم نیست، مهم این است که جنگ خاتمه یابد و آتش بس و صلح ناپایدار و یا ” پایدار” برقرار شود. قطع بیدرنگ جنگ به این معناست که اختلافات و تضادهای دو طرف به راهکارهای دیپلماتیک سپرده شود. قطع بیدرنگ جنگ به معنای آن است که برای مردم ایران علی السویه است که ایران در میان قطبندی که میرود در جهان شکل گیرد و این حمله نظامی و جنگ یکی از لحظات مهم آن میباشد، جزء کدام یک از قطبها در آینده قرار میگیرد.
” قطع بیدرنگ جنگ” به معنای آن است که در سطح جهانی باید خواهان قطع حمله آمریکا و اسرائیل به ایران شد و در ایران ضمن محکومیت حمله نظامی، باید به حکومت اسلامی فشار آورد تا جنگ را فورا تمام کند. مقاومت حکومت اسلامی در مقابل آمریکا و اسرائیل تنها برای حفظ موجودیت خود میباشد و برای این حتی حاضر میباشد تا جامعه را وارد جنگ نابود کننده بر سر هست و نیست خود و هست و نیست جامعه کند. تسلیم و یا امتیاز دادن رژیم به طرف مقابل، مشکل مردم ایران نیست مردم ایران باید خواهان صلح فوری باشند. قطع بیدرنگ جنگ یعنی مقاومت مردم در مقابل سرکوبها و بگیر ببندها و اعدامها و…..
اگر یکطرف نیروهای جنگ طلب پیروزی آمریکا و اسرائیل را بنفع مردم ایران میدانند، طرف مقابل زیر پوشش دفاع طلبی خواهان پیروزی جمهوری اسلامی در جنگ میباشند. البته برخی از دفاع طلبها آشکارا از تبلیغ پیروزی و کمک به پیروزی جمهوری اسلامی اجتناب میکنند و آن را زیر پوشش ” شکست آمریکا و اسرائیل” بیان میکنند. هر دو طرف خواهان ادامه جنگ تا رسیدن به هدف مطلوب خود یعنی پیروزی آن طرف که نتایج “مثبتی” به بار میاورد، هستند.
به هر حال کسی که شعار “قطع بیدرنگ جنگ” میدهد، نمیتواند خواهان پیروزی و شکست یکطرف شود. همانطور که کسی در این شرائط جنگی بدنبال سرنگونی فوری جمهوری اسلامی میباشد و یا از ادامه جنگ برای سرنگونی جمهوری اسلامی دعا میکند، به آلت دست نیروی جنگی آمریکا و اسرائیل تبدیل میشود، همانطور هم کسی که خواهان پیروزی جمهوری اسلامی میباشد، به آلت دست جمهوری اسلامی تبدیل میشود. تحمیل خفت بارترین قرارداد صلح به جمهوری اسلامی نمیتواند مورد اعتراض قرار گیرد و نمیتوان و نباید هم با آن مخالفت کرد. راه حفظ جامعه و زیرساختهای آن و راه حفظ جان و زندگی مردم در گرو قطع بیدرنگ جنگ میباشد.
جمهوری اسلامی حکومت ونزوئلا و برزیل و شیلی و…نیست که کمونیستها و کارگران در آنجا بتوانند مستقلا قدرتمند شوند و قدرت خود را اعمال کنند. در جمهوری اسلامی یا زائده حکومت هستید و یا در مقابل آن ایستاده ای.
نتایج شعار پیروزی جمهوری اسلامی و یا همان شکست آمریکا و اسرائیل
کسی که شعار شکست آمریکا و اسرائیل و یا همان پیروزی جمهوری اسلامی در جنگ میدهد، نتیجتا باید امروز مردم را دعوت کند تا از رژیم جمهوری اسلامی در مقابل حمله آمریکا و اسرائیل حمایت کنند. تازه باید از قبل از آمادگی جمهوری اسلامی در مقابل حمله آمریکا و اسرائیل نیز حمایت میکرد. یعنی از نیروهای نظامی و اطلاعاتی آن، یعنی از زرادخانه های موشکی آن، یعنی از نیروهای نیابتی آن در منطقه و تمام بودجه ای که صرف سازماندهی و مسلح کردن این نیروهای نیابتی در عراق و لبنان و یمن شده است…، حمایت به عمل آورد، حتی از روانه شدن حشد الشعبی و فاطمیون به ایران برای حمایت از جمهوری اسلامی در مقابل دشمنان داخلی و خارجی باید حمایت شود. وگرنه کف زدن خالی برای جمهوری اسلامی در جنگ و آرزوی پیروزی برای آن در جنگ بی مایه فطیر میباشد.
به نظر من کسی و یا نیرویی که چنین موضعی میگیرد حتما تا اندازه ای باید خواهان تعامل مردم با جمهوری اسلامی هم شود.( اندازه اش را خودشان تعیین میکنند). وگرنه اگر مردم ایران برای قطع جنگ به جمهوری اسلامی فشار بیاورند و یا مطالبات خود را از طریق اعتراضات پیگیری کنند، جمهوری اسلامی تضعیف میشود و نمیتواند در جنگ پیروز شود. حتی این دیدگاه باید طبیعتا خواهان تضعیف جریانات ” سازشکار” در درون جمهوری اسلامی شود تا جریانات هاردکرد و جنگ طلب بتوانند با تعرض و با به گرو گرفتن هست و نیست مردم و جامعه پیروزی داخلی خود و پیروزی جمهوری اسلامی را تحقق ببخشند. بیخود نیست که پیشروان این خط مثلا در آخرین انتخابات جمهوری اسلامی از جلیلی در مقابل پزشکیان حمایت کرده بودند. اگر کسی خواهان شکست آمریکا و اسرائیل و یا به معنای دقیقتر پیروزی جمهوری اسلامی در جنگ میباشد، میبایست چنین موضعی بگیرد. منظورم این نیست که تمام نیروها و کسانی که خواهان پیروزی جمهوری اسلامی در جنگ میباشند در این موضع میباشند، بلکه نتیجه منطقی و امتداد این موضع گیری را میگویم.
حمایت از رژیم در DNA حزب توده و اکثریت نبود!
حزب توده و سازمان اکثریت در سالهای ابتدایی به روی کار آمدن رژیم جمهوری اسلامی، به دفاع از جمهوری اسلامی پرداختند. علت آن موضع گیری این نبود که گویا دفاع از رژیم در ماهیت این جریانات وجود داشت. حزب توده قبل از انقلاب سال 57 مانند بقیه جریانات اپوزیسیون رژیم سلطنتی، اگر نگوییم خوشنام، به هر حال بدنام نبود. نیرویی بود مانند دیگر نیروهای اپوزیسیون چپ و ملی. اما با روی کار امدن جمهوری اسلامی و درگیریهای آن با آمریکا و غرب، حزب توده که تضعیف آمریکا و غرب و تقویت موقعیت شوروی را به نفع مردم ایران و استقلال ایران میدید، به حمایت از جمهوری اسلامی پرداخت. در آن زمان در خیابانهای شهرهای ایران شعاری از حزب توده بر دیوارها نوشته شده بود با این عنوان ” خطر آمریکا نزدیک و جدی است”. توطئه های آمریکا برای بازگرداندن نظم سابق، اگر نزدیک نبود، جدی بود. وقایع دیگر مانند اشغال سفارت و حمله طبس و حمله نظامی عراق به ایران هم وقایع کوچکی نبودند و میتوانست هر نیروی سیاسی را، اگر کمونیستی و کارگری نبود و معیار آن نه تقویت کارگر و کمونیسم و آزادیخواهی، بلکه تضعیف امپریالیسم آمریکا و مبارزه ضد امپریالیستی صرف بود، به حمایت از رژیم اسلامی بکشاند و در مقابل مردم ایران قرار دهد. و هر نیرویی که با شاقول “شکست آمریکا موجب تقویت جبهه مردم در ایران و جهان میشود” به سراغ مسئله میرفت، به ورطه حزب توده و اکثریت و یا گروههای دیگر که کم و بیش در آن وقایع زانوهایشان سست شد میافتاد.
به نظر من تجربه کمونیستهای ایران در جهان بینظیر میباشد. امروز حتی حزب توده ضمن محکومیت حمله نظامی، سیاست حمایت از جمهوری اسلامی و یا سیاست حمایت از پیروزی جمهوری اسلامی در جنگ ندارد. حالا کسان و جریاناتی پیدا شده اند که ولنگارانه به موضع حمایت از پیروزی جمهوری اسلامی در جنگ، که موضعی حمایت از جمهوری اسلامی میباشد کشیده شده اند. این موضع در پایه ای ترین حالت خود موضع گیری حزب توده در سالهای ابتدای پس از انقلاب 57 میباشد.
شعار قطع بیدرنگ جنگ شعار مقابله با هر نیرو و جریانی است که به این و یا آن بهانه با حمله آمریکا و اسرائیل و یا با مقاومت جمهوری اسلامی و نیروهای اسلامی شیعه نیابتی آن همسو میشود و از آن حمایت میکند.
محمود قزوینی
17 آوریل 2026، 28 فروردین 1405
مبارزان کمونیست