در اقلیم کردستان عراق!
بهرام رحمانی
bahram.rehmani@gmail.com
بر اساس گزارشهای معتبر و خبرهای تازه، ریاست جمهوری آمریکا «دونالد ترامپ» در اوایل مارس ۲۰۲۶ با چندین رهبر کرد در منطقه کردستان عراق تماس تلفنی داشته است تا درباره وضعیت جنگ آمریکا و ایران(بهویژه پس از حملات هوایی مشترک آمریکا و اسرائیل) صحبت کند. این تماسها شامل گفتوگو با مسعود بارزانی و بفل طالبانی بوده است، دو شخصیت کلیدی در دولت اقلیم کردستان عراق. هدف این تماسها گزارش شده که «بحث درباره توسعه عملیات و نقش کردها در آینده تنشها» بوده است، هرچند جزئیات دقیق افشا نشدهاند.
همزمان گزارشهای متعدد رسانهای حاکیاند که دولت ترامپ احتمالا در حال بررسی پشتیبانی نظامی و اطلاعاتی از نیروهای مخالف ایران، بهویژه کردهای ایرانی و عراقی، برای تحریک یک «قیام داخلی» علیه حکومت ایران است ـاین پشتیبانی ممکن است شامل آموزش، تسلیحات یا حمایت اطلاعاتی باشد.
این تماسها معمولا نشاندهنده این است که آمریکا میخواهد «نقش منطقهای» کردها را در استراتژی فعلی خود بازنگری کند. اما چند نکته مهم:
*تماس با بارزانی و طالبانی بهمعنی تضمین پشتیبانی کامل نیست. آمریکاییها معمولا در چنین گفتوگوهایی «گزینهها» را بررسی میکنند، نه تصمیم نهایی میگیرند.
*صحبتها در چارچوب جنگ با ایران بوده و نه صرفا حمایت از استقلال یا تشکیل کشور کردستان مستقل.
*بغداد(حکومت مرکزی عراق) نیز از مذاکرات آمریکاییها با کردها مطلع است و بعضی منابع میگویند حتی با این تماسها موافق بودهاند زیرا این امر میتواند موقعیت اقلیم کردستان را در مقابل ایران تقویت کند.
پس از حمله آمریکا به عراق در ۲۰۰۳، منطقه پرواز ممنوع در شمال عراق برقرار شد و کردها توانستند اقلیم کردستان عراق را بهطور موثر اداره کنند. این تجربه توانست به عنوان یک خودگردانی بسیار بزرگتر و با چشمانداز اقتصادی و سیاسی نسبی موفقتر نسبت به روژاوا باشد چون:
*دولت کردستان عراق بهتدریج ساختار حکومتی نسبتا ثابت ایجاد کرد.
*روابط بینالمللی بهوجود آور(با ترکیه، جمهوری اسلامی ایران، کشورهای غربی).
*درآمد نفتی و بودجه نسبی مستقل داشت.
اما در عین حال، دو حزب عمده کردها درگیریهای داخلی داشتند. از سوی دیگر، وابستگی به دولتهای خارجی باعث شده که همیشه در سایه بازیهای بزرگ قدرت قرار گیرند.
نهادهای حکومتی ایران روز چهارشنبه ۱۳ اسفند آمارهای متفاوتی از کشتهشدگان ناشی از حملات آمریکا و اسرائیل ارائه دادند. به گزارش رسانههای ایران، سخنگوی جمعیت هلال احمر گفت که تا عصر چهارشنبه کشته شدن ۹۴۰ تن به این نهاد اعلام شده و ۱۷۴ شهر درگیر حملات بودهاند.
بنیاد «شهید و امور ایثارگران» جمهوری اسلامی ظهر روز پنجشنبه ۱۴ اسفند اعلام کرد که شمار کشتهشدگان تشییعشده به ۱۲۳۰ نفر رسید.
روز چهارشنبه این بنیاد اعلام کرده بود که تعداد «شهدای تشییعشده» در پی این حملات «۱۰۴۵ نفر» است.
خبرگزاری رویترز نیز همین آمار روز چهارشنبه را به عنوان آمار رسمی جمهوری اسلامی منتشر کرده است. بر اساس این گزارش، از این تعداد، ۱۷۵ نفر از دانشآموزان و کارکنان مدرسه شجره طیبه در میناب در استان هرمزگان گزارش شده است؛ مدرسهای دخترانه که در نخستین روز جنگ هدف حمله قرار گرفت.
«ناوچه دنا» که چند روز پیش از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، برای شرکت در یک رزمایش بینالمللی به میزبانی نیروی دریایی هند، به این منطقه رفته بود، در آبهای بینالمللی نزدیک سریلانکا هدف اژدر یک زیردریایی آمریکایی قرار گرفت و غرق شد.
مقامات قضایی بندر گاله سریلانکا، روز پنجشنبه ۱۴ اسفند گفتند که اجساد ۸۴ نفر از سرنشینان این کشتی از آب گرفته شده و در پزشکی قانونی بیمارستانی در بندر گاله نگهداری میشوند. همچنین به گفته مقامات سریلانکایی، ۳۲ نفر دیگر از سرنشینان این کشتی که مجروح شدند، در بیمارستان بندر گاله بستری شدند. یکی از مجروحان در بخش مراقبتهای ویژه بستری است.
آرسنیو دومینگز، دبیرکل سازمان بینالمللی دریایی به خبرگزاری فرانسه گفته که اکنون به دلیل جنگ در خاورمیانه و فلجشدن تردد در تنگه هرمز، نزدیک به ۲۰ هزار ملوان و ۱۵ هزار مسافر در خلیج فارس گرفتار شدهاند.
در چنین روندی، باید تاکید کنیم که قبل از احزاب کردی، رضا پهلوی و طرفدارانش به نیروی پیادهنظام اسرائیل تبدیل شدهاند و با آغاز حمله مجدد اسرائیل و آمریکا، دست به رقص و پایکوبی زدند و حمله به ایران را جشن گرفتند. این اقدام شاهالهیها و رسانههای وابسته به آنها و اسرائیل همچون «منووتو» «انترنشنال» و …، شنیعتر و چندشآور از این است که تعدادی از مردم فقیر کردستان و کولبر و یا نقاط دیگر ایران از سر ناچاری و نداری به نیروهای نظامی آمریکایی و اسرائیل تبدیل شوند. کسانی که در آمریکا، کانادا، استرالیا و کشورهای اروپا و اسکاندیناوی زندگی میکنند و چندان غم نان و امنیت ندارند این چنین برای حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران هورا بکشند از هر نیروی دیگری «مزدورتر» و «وظنفروشتر هستند. تاریخ کارنامه هر نیروی سیاسی را در حافظه خود ثبت میکند و روزی از آنها حسابرسی خواهد شد.
***
اکنون شش روز از این جنگ ویرانگر میگذرد و طبیعیست که هر نیروی سیاسی ایرانی، به ویژه احزاب کردستانی، این وضعیت جدید را بستگی به سیاستهایشان مورد تجزیه و تحلیل طبقاتی خود را داشته باشند و نقش خود را ایفا کنند.
اما مزدوری برای اسرائیل و آمریکا از نظر سیاسی و اخلاقی امر دیگری است. مارکی که به آن نیرو زده میشود تا آخر بر پیشنانی رهبری و فعالین و اعصای آن حزب و یا سازمان سیاسی باقی میماند و مورد نفرت افکار عمومی مترقی و پیشرو جامعه قرار میگیرد.
تجارب تاریخی، به ویژه عراق، سوریه، لیبی، افغانستان و یوگسلاوی سابق نشان داده است که در چنین شرایطی، برخی سازمانها و احزاب سیاستهای خود را با سیاستهای جنگی متخاصمین داخلی و یا خارجی تنظیم میکنند تا از حاکمیت آینده سهم خود را ببرند. اما در این میان، احزاب چپ و کمونیست و آزادیخواه، با هر کم و کیفی و ضعف و قوتی، منافع مردم و منافع عمومی طبقاتی را در نظر میگیرند و سعی میکنند راه سوم را نتخاب کنند. یعنی نه در کنار حکومت تبهکار جمهوری اسلامی ایران قرار گیرند و نه آمریکا و اسرائیل؛ بلکه راه سوم را انتخاب میکند و آن راه هم قطع جنگ و سیستماتیکتر از گذشته به سازماندهی و اتحاد طبقاتی کارگران، بیکاران، جوانان، زنان و همه نیروهای آزادیخواه در جهت سرنگونی کلیت جمهوری اسلامی گام برمیدارند. برای آزادی همه زندانیان چه سیاسی و چه غیرسیاسی تلاش میکنند که در جنگها بیش از همه در معرض خطر هستند و هیچ راه گریزی ندارند.
هرچند این راه سوم پرخطر و هزینهبردار است اما یک نیروی جدی و مبارز و مستقل آگاهانه این بها را میپردازد تا با سرافرازی و با افتخار به مبارزه رهاییبخش خود ادامه دهد.
اما نگرانی از آنها شروع شد که ترامپ رییس جمهور امریکا اعلامکرد با نیروهای کردستان عراق و اپوزیسیون کرد ایرانی صحبت تلفنی کرده است. پس از این ماجرا، بحث و حدیثهای مختلفی راه افتاده است. از جمله گفته میشود آمریکا پول و اسلحه زیادی در اختیار ائتلاف پنج حزب کردستانی و ی ابخشی از آنها قرار داده است تا نیروهای جدید برای جنگ با جمهوری اسلایم در کردستان استخدام کنند. در جامعه ایارن به ویزه کردستان مردم بیشماری بیکارند و سرخورده هستند و حاضرند برای تامین زندگی خود، دست به هر کار بزنند. بنابراین، این اقدام احزاب کردستانی نتیجه فاجعهباری از جمله درگیری بین کرد و ترک به وجود خواهد آورد. چرا که احتمالا دولت فاشیست تریکه نیز قصد دارد پانترکیستهای طرفدار خود را مسلح کند و در این میان بقایای جمهوری اسلامی نیز تلاش خواهند کرد درگیری بین کرد و ترک را به ویژه در شهرهای سلماس، ارومیه، نقده، پیرانشهر و… را بانیدازند تا از آب گلآود ماهی خود را بگیرند.
اما اکثریت مردم کردستان و آذربایجان آگاهتر از آن هستند که به دام نیروهای مزدور دولتهای ترکیه و اسرائیل و آمریکا و اقلیم کردستان عراق بیفتند. اگر چنین فاجعهای رخ دد مسئولیت حزب کمونیست ایران و سازمان کردیتن این حزب کومهله وظیفه سنگینتری خواهند داشت و طبیعتا همه نیروهای آگاه و چپ و آزادیخواه سراسر ایران از این حزب و کومهله در کردستان حمایت خواهند کرد. اکنون باید تجربه سالهای نخست کومهله در کردستان را یادآوری کرد که چگونه شوراها را تشکیل دادند و کارگران و زنان و جوانان و مردم آزاده را بر علیه جمهوری اسلامی و نیروهای کرد که به دنبال ساز با حکومت اسلامی بودند سازماندهی کردند و با افتحار و سربلندی به پیکار بر حق و طبقاتی خود ادامه دادند.
از سوی دیگر، برای خنثی کردن توطئه پیش روی و با تضعیف آن، آگاه کردن جوانان و مردم کردستان یک شرط ضروری است و از سوی دیگر، در تاریخ نه دورتر تجربه روژآوا(کردستان سوریه) نیز بسیار ارزشمند و عملی است. یعنی سازماندهی یگانهای مدران و زنان و تلاش برای برقراری یک جامعه خودمدیریت و یا شورایی دموکراتیک است. شوراهایی که همگان با گرایشات مختلف سیاسی و و حتی مذهبی متشکل میشوند اما همه در جهت ساختن یک جامعه دموکراتیک آزاد و برابر تلاش و مبارزه میکنند. در این شورا و در همه عرصههای مباراتی جامعه زن و مرد برابرند و تمام امور سیاسی و امنیتی را مشترکا پیش میبرند. شعار «ژن، ژیان، آزادی» و «زندهباد سوسیالیسم» و کرد و ترک و عرب و فارس و همه شهروندان ایران برابرند سر داده شود.
نیروهای کردستان از نظر سیاسی و حتی اخلاقی نباید با اسرائیل و آمریکا و یا بقایای جمهوری اسلامی همکاری کنند و اجازه ندهند سیاست آمریکا در دوران حمله به عراق در دوران صدام حسین تکرار شود و احزاب و سازمانهای کردستان ایران زیر فرماندهی آمریکا قرار گیرند.
***
در وضعیت فعلی، یعنی پس از تجربه جنگ مستقیم، فشارهای اقتصادی، تهدیدات خارجی و محدودیت شدید رسانهای، وضعیت ایدهآل برای مردم کرد، ترک و سایر مردم تحت ستم ایران را میتوان در قالب چند محور تحلیلی و عملی ترسیم کرد. این وضعیت ایدهآل، نه یک آرمان خیالی، بلکه ترکیبی از شرایط صلح، امنیت، مشارکت سیاسی و عدالت اجتماعی است:
امنیت و ثبات داخلی
پایان درگیریها و تهدیدات خارجی: هیچ گروه محلی یا منطقهای نباید تحت فشار یا حمله مستقیم قرار گیرد. امنیت مرزها، شهرها و مناطق باید توسط خود مردم محلی تضمین شود.
همه نیروهای امنیتی بدون تبعیض، حفاظت از شهروندان و جلوگیری از خشونت را تضمین کنند.
مناطق کردی و ترک در چارچو توافق و همبستگی طرفین، بتوانند مدیریت محلی و فرهنگی خود را داشته باشند.
رسانه آزاد و جریان اطلاعات شفاف
مردم بتوانند اخبار واقعی را از منابع متعدد دریافت کنند بدون سانسور یا تهدید روزنامهنگاران.
در زمان جنگ، بلایای طبیعی یا بحران اقتصادی، نیروهای محلی و سراسری باید اطلاعات دقیق و قابل اعتماد ارائه دهد.
ابزارهای آموزشی و رسانهای برای تفکیک اخبار واقعی از جعلی.
باید شرایطی فراهم کرد که کردها، ترکها و دیگر مردمان منطقه کردستان و آذربایجان بتوانند در مجالس و شوراهای محلی نقش واقعی داشته باشند.
همه منابع اقتصادی و غیره باید عادلانه بین مناطق تقسیم شود.
آموزش به زبان مادری، توسعه رسانهها و فرهنگ بومی.
برنامههای حمایتی برای اشتغال جوانان، کارآفرینی و کاهش مهاجرت اجباری.
سازماندهی اقتصاد داخلی، باید به گونهای تقویت شود که مردم نیازمند کمک خارجی نشوند.
برای حل اختلافات به جای درگیری نظامی، با گفتوگو و مصالحه. مردم با شناخت حقوق خود و نقش قانونیشان بتوانند در تصمیمگیریها مشارکت کنند.
در چنین وضعیتی:
– مردم از تهدیدهای خارجی و داخلی در اماناند.
– اختلافات قومی و منطقهای به جای خشونت، با گفتوگو حل میشوند.
– هر گروه خودجوش مردمی و منطقه حق دارد فرهنگ، زبان و منابع خود را مدیریت کند، در حالی که وحدت سراسری و همکاری داخلی حفظ میشود.
***
در ایران امروز، فهم واقعی بحرانها با محدودیت و سانسور رسانهها، تهدید خبرنگاران مستقل و انتشار اخبار جعلی مختل شده است. مردم و تحلیلگران با حجم زیادی از روایتهای متناقض مواجهاند و تشخیص واقعیت دشوار است.
مردم مبارز کرد بهعنوان یک ملت پراکنده بدون دولت، نقش پیچیدهای در سیاست داخلی و منطقهای دارند. بحران اخیر «شش روز جنگ» میان ایران و اسرائیل و آمریکا نشان داد که درگیریهای مدرن صرفا نظامی نیستند، بلکه سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و رسانهای نیز هستند.
تجربه خودمدیریتی روژآوا
روژاوا در شمال سوریه نمونهای از خودمدیریتی نیمهپایدار است. ساختارهای محلی و مشارکتی، برابری جنسیتی و امنیت نسبی در بحران سوریه از ویژگیهای آن است. بدون توافق با دولت مرکزی و حمایت خارجی پایدار، 15 سال دوام آورده است. اکنون به شدت زیر فشار فشار آمریکا و ترکیه و نیروهای حاکم بر سوریه با سابقه تروریستی، قرار دارند. کوبانی در محاصره قرار دارد تا دست از خودمدیریتی دومکراتیک خود بردارند و به قوانین مردسالار و مذهبی حکومت جدید اسلامی سوریه تن دردهند.
اقلیم کردستان عراق
پس از سقوط صدام حسین و ایجاد منطقه پرواز ممنوع، وبا حمایت آمریکاییها توانستند نیمهخودمختار شوند. اما رقابتهای داخلی KDP و PUK، تا به امروز ادامه داشته و آنها نتوانسته از وابستگی به دولتها آمریکا، ترکیه و ایران رها شوند. حتی هر از چند گاهی بین این دو حزب حاکم اقلیم کردستان درگیریها خونینی روی داده و عملا کردستان را بین خود تقسیم کردهاند. در این منطقه بیکاری و مردسالاری و فقر غوغا میکند در حالی که سران احزاب سرمایهگذاریهای میلیادها دلاری در کردستان و خارج کردهاند. با گذشت چندین دهه از حاکمیت این دو حزب بر اقلیم کردستان، هنوز هم وابستگیشان به حمایت خارجی و حکومت مرکز عراق تمام نشده است.
اگر برخی سازمانهای کردی در ایران یا اطراف مرزها با آمریکا و اسرائیل همکاری نظامی یا اطلاعاتی کنند، این وضعیت میتواند پیچیدهترین و خطرناکترین بحران امنیتی، سیاسی و اجتماعی در ایران در دهههای اخیر را رقم بزند. تحلیل دقیق این سناریو را میتوان در چند لایه توضیح داد:
احتمالا استراتژیستهای سیاسی-نظامی آمریکایی و اسرائیلی، بر این تصورند که سیاستهای آمریکا در حمله به عراق و خارج کردن کردستان عراق از کنترل حکومت مرکزی این کشور و یا حملات سریع گروههای تحریرالشام به دمشق و تسخیر آن را در کردستان ایران تکرار کنند و ….
دونالد ترامپ، در گفتوگویی با وبسایت آکسیوس، ادعا کرده است که باید شخصا در انتخاب رهبر بعدی ایران نقش داشته باشد؛ همانگونه که به گفته او در روند انتقال قدرت در ونزوئلا نیز مداخله کرده است. ترامپ این اظهارات را در یک گفتوگوی تلفنی هشتدقیقهای با آکسیوس مطرح کرد. این رسانه میگوید این دومین گفتوگوی او در روزهای اخیر برای توضیح برنامهریزیهای جنگی دولت آمریکا است.
رییسجمهور خودشیفته و جنگطلب آمریکا، در این مصاحبه اذعان کرد که مجتبی خامنهای، فرزند علی خامنهای، رهبر کشتهشده جمهوری اسلامی، محتملترین گزینه برای جانشینی پدرش به شمار میرود. با این حال، او تأاکید کرد چنین سناریویی را «غیرقابل قبول» میداند.
در حالی که چند روز از کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی میگذرد، مقامهای ایرانی هنوز جانشین او را بهطور رسمی اعلام نکردهاند. با این حال، برخی اظهارنظرهای سیاستمداران ایرانی در روز پنجشنبه نشان میدهد که اعلام رهبر جدید ممکن است بهزودی انجام شود.
ترامپ در این مصاحبه گفت: «آنها دارند وقتشان را تلف میکنند. پسر خامنهای یک چهره سبکوزن است. من باید در این انتصاب دخالت داشته باشم؛ همانطور که در مورد دلسی رودریگز در ونزوئلا چنین کردم.» او افزود که حاضر نیست رهبری در ایران روی کار بیاید که سیاستهای علی خامنهای را ادامه دهد؛ سیاستهایی که به گفته او میتواند ایالات متحده را «پنج سال دیگر دوباره به جنگ بکشاند.»
ترامپ گفت: «پسر خامنهای برای من قابل قبول نیست. ما کسی را میخواهیم که برای ایران هماهنگی و صلح به ارمغان بیاورد.»
بهنظر میرسد ترامپ و نتانیاهو، به این توافق رسیدهاند که تا تعیین دولت مورد نظر خود ایران را ویران خواهند کرد و در این میان، هر جریانی با سیاستهای جنگطلبانه این دولتها چه از نظر سیاسی و خبری و چه از نطر نظامی و همکاری مستقیم، عملا یک جنایت و تروریسم جنگی محسوب میشود و کمترین ربطی به حمایت از مردم ایران و حقوق بشر ندارد.
نتیجهگیری
ششمین روز جنگ، حملات شبانه و بمباران شدید شرق تهران-پارچین، کرمانشاه، شهریا، دماوند، شهرک باغمیشه، تبریز، شیراز، مهاباد، گرمسار سمنان، قزوین، و… ادامه دارد.
شامگاه روز پنجشنبه اسرئیل و آمریکا از آغاز مرحله جدید حملات به جمهوری اسلامی و تاسیسات موشکی زیر زمینی را اعلام کردند. در واکنش به این حملات، رژیم موشکپرانی به کشورهای حوزه خلیج را از سر گرفته. در اقدامی دیگر جمهوری اسلامی چند موشک به مقر نیروهای اپوزیسیون کرد در عراق شلیک کرد.
تماسهای آمریکا و اسرائیل با اتئلاف پنچ گانه و یا برخی احزاب و سازمانهای های کردی یک سناریوی سیاه و بسیار پرخطر است: پیامد نظامی(تلفات، خطوط درگیری مرزی)، پیامد سیاسی(درگیری دایمی با هر نوع حکومت مرکزی در اینده، تحریمها)، پیامد اجتماعی(شکافهای ملی، مهاجرت) و درگیری کرد و ترک. تجربه عراق، سوریه و لیبی و افغانستان نشان میدهد که وابستگی خارجی حتی محدود، بحران طولانی و چندلایه ایجاد میکند.
کومهله عدالله مهتدی که در ابتدا در این ائتلاف نبود اخیرا به این ائتلاف پیسوته است. در این میان تنها جریانی که بهطور مستقل و در نقد همکاری با اسرائیل و آمریکا در کردستان به مبارزه خود تاکید میورزد حزب کمونیست ایران و سازمان کردستان آن «کومهله» است.(در ضمیمه همین مطلب پیام رفیق ابراهیم علیزاده دبیرکل کومهله به مردم کردستان را مطالعه نمایید.)
باید درک کرد که پشتیبانی خارجی ابزار است، نه تضمین موفقیت. تماسهای ترامپ با کردها نشان میدهد که آمریکا ممکن است آنها را بهعنوان یک «عامل منطقهای» در جنگ فعلی علیه ایران ببیند، اما این لزوما بهمعنای تشکیل یک کشور منطقه یا خودمدیریتی رسمی در ایران نیست ـ این بیشتر یک ابزار ژئوپلیتیک است تا یک وعده ثابت.
سیاست اقلیم کردستان عراق، نشان میدهد که راه ایجاد هویت سیاسی و حقوقی مستقل، حتی پس از چندین دهه حاکمیت نیز حاصل نشده است و انها همچنان به دولتهای منطقه و آمریکا وابسته هستند. تجربهای که در دهه ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰ در شمال عراق رخ داد، نسبت به پروژههای نظامی یا شورشی معمولا پایداری بیشتری داشته است.
دخالتهای خارجی همیشه به ضرر مدرم است و منفعت و مصلحت مستقل مردم را تضمین نمیکند. همانطور که در سایر کشورها دیدهایم، حمایتهای نظامی یا سیاسی خارجی به نفع منافع قدرتهای بزرگ تمام شده، نه الزما منافع مردم حقطلب.
مردم و سازمانها و احزاب کردی، تجربه و ظرفیت بالایی در مبارزه رهاییبخش خود دارند، اما بدون استقلال و حمایت و همکاری با سایر جنبشها و نیروهای آزادیخواه سراسر ایران، پایدار نیستند. شش روز جنگ ایران و اسرائیل و آمریکا، نشان داد که مردم عادی بیشترین هزینه را میپردازند. دخالت قدرتهای خارجی ممکن است کوتاهمدت برای خود آنها راهبردی باشد اما بلندمدت استقلال جامعه کردستان و سراسر ایران را تهدید میکند. تنها مسیر پایدار، ایجاد همکاری و ائتلاف داخلی گسترده و گفتوگو محور میان همه مردم تحت ستم سراسر ایران است.
پنجشنبه چهاردهم اسفند 1404-پنجم مارس 2026
ضمایم:
پیام رفیق ابراهیم علیزاده، دبیر اول کومهله، به مردم کردستان
این پیام – به زبان کردی امروز از تلویزیون کومهله پخش شد.
ترجمه آن:
مردم شریف و مبارز کردستان،
امروز ششمین روزی است که منطقه ما در آتش جنگی میسوزد که نه ما آن را برپا کردهایم، نه به خواست ما شعلهور شده است و نه ذرهای با منافع واقعی مردم ایران و مردم کردستان پیوند دارد. جنگی که امروز جریان دارد، جنگ قدرتهای منطقهای و جهانی است؛ قدرتهایی که هر یک برای بقا، سلطه و منافع طبقاتیِ خود میجنگند. مردم ما اما نه در این میدان جایی دارند و نه کسی از آنها اجازهای خواسته است. آنچه در این جنگ برای مردم برجای میماند، نگرانی، ناامنی، گرانی و آوارگی است؛ و آنچه برای آنها میماند، سهمخواهی از قدرت و معامله پشت درهای بسته است.
اما کار ما دست روی دست گذاشتن نیست. کار ما نشستن و گلایه کردن از روزگار نیست. ما در هر شرایطی، حتی شرایطی که مطلوبمان نیست، باید این توان را داشته باشیم که امر بد را تا جایی که ممکن است به امر خوب تبدیل کنیم و از بدترین موقعیتها با کمترین زیان و بیشترین دستاورد بیرون بیاییم. رفقای ما، فعالین کومهله، در هیچ شرایطی بیوظیفه نخواهند بود؛ حتی وقتی که آن شرایط را خود برنگزیدهاند. ما در دل همین وضعیت دشوار باید راهی باز کنیم؛ نه با شعارهای توخالی، بلکه با عمل، با سازماندهی، با همبستگی، با تکیه به مردم.
ما حال و روز مردم کردستان را میبینیم. فقر، گرانی، بیکاری و کمبود ابتداییترین مایحتاج زندگی بیداد میکند. خانوادههایی هستند که نان شبشان به خطر افتاده است. کارگرانی هستند که دستمزدشان را نگرفتهاند و شرمندهی خانوادههایشان هستند. کولبری هست که دیگر نانآور خانه نیست و زیر فشار مرز و بیکاری و ناامنی، زندگیاش خرد شده است. معلمی هست که فریاد حقخواهیاش به جایی نرسیده و با تهدید و پروندهسازی روبهرو شده است. ما این درد را درک میکنیم. این رنج را میشناسیم. و میدانیم در روزهای جنگ و بحران، همین رنجها چند برابر میشود: قیمتها بالا میرود، کار میخوابد، دارو کم میشود، راهها ناامن میشود و همیشه این مردم هستند که تاوان میدهند.
اما مردم عزیز؛
گذر از این موقعیت دشوار، بدون همبستگی، بدون به فکر هم بودن، بدون یکدیگر را نگه داشتن، ممکن نیست. ما باید در همین روزهای سخت، دست هم را محکمتر بگیریم. فعالین کومهله و همه کسانی که دل در گرو خطمشی کومهله دارند، وظیفه دارند این همبستگی را سازمان بدهند: در محله، در بازار، در میان خانوادهها، در میان همسایهها، در میان کارگران یک کارگاه، در میان معلمان یک مدرسه، در میان جوانان یک کوچه و یک روستا. کسی نباید در این روزهای سخت تنها بماند. اگر خانوادهای نان ندارد، اگر بیماری دارو ندارد، اگر سالمندی بیپناه است، اگر کودکی در ترس شب را صبح میکند، از کنار اینها نباید بیتفاوت گذشت. ما از این وظایف شانه خالی نمیکنیم: ایجاد شبکههای یاریرسانی، تقسیم کار، خبررسانی درست و مراقبت از هم وظیفه فعالین کومهله در این شرایط است.
در عین حال باید یک چیز را با صدای بلند بگوییم: ما نه برای نیروهای رژیم جمهوری اسلامی دل میسوزانیم که زیر فشار بمباران مقرها و مواضعشان قرار گرفتهاند و نه به بخشی از پروژههای آمریکا و اسرائیل تبدیل خواهیم شد که از طریق این جنگِ ضد مردمی دنبال میکنند. دهها تجربه در گوشه و کنار جهان نشان داده که هر بار منافع آمریکا اقتضا کرده، متحدین دیروزش را رها کرده و قربانی معاملات پشتپرده نموده است. امروز هم اگر کسانی خیال کنند با تکیه به قدرتهای بزرگ میشود آزادی و برابری آورد، خودشان را فریب میدهند و مردم را قربانی میکنند. این جنگ، جنگ ما نیست. اما سرنوشت ما را میتواند زیر و رو کند. پس باید سیاستِ خودمان را داشته باشیم؛ مستقل، مردمی و متکی به نیروی خودمان.
مردم کردستان؛
در این میان راه سومی وجود دارد. این راه سوم، راه تودههای مردم است. راه سوم یعنی نه کوچکترین غفلت از مبارزه با جمهوری اسلامی و نه تبدیل شدن به پیادهنظام پروژههای آمریکا و اسرائیل و دیگران. مختصات این راه سوم چیست؟
اول: تلاش برای سازماندهی مردم در محل کار و زیست. در کارخانه، در کارگاه، در مدرسه، در دانشگاه، در روستا، در محله، در میان کسبهی بازار. هر جایی که مردم هستند، باید سازماندهی باشد. سازماندهی یعنی جمع شدن، انتخاب نمایندهی قابل پاسخگویی، تقسیم مسئولیت، داشتن برنامه برای کمکرسانی و دفاع از حقوق مردم و داشتن ارتباط منظم با دیگر محلات و دیگر مراکز کار و زندگی.
دوم: پر کردن هر خلأیی از قدرت که در نتیجهی عقبنشینی یا هزیمت نیروهای جمهوری اسلامی فراهم میشود. وقتی رژیم عقب مینشیند، نباید این فضا را خالی بگذاریم. اگر خلأ قدرت ایجاد شود و مردم سازمانیافته نباشند، یا هرجومرج ایجاد میشود یا نیروهای فرصتطلب و زورگو جای مردم مینشینند. روال زندگی، نظم اجتماعی و امنیت محله و شهر نباید مختل شود. اینها وظایفی هستند که مردم سازمانیافته میتوانند بر دوش بگیرند: نگهبانی از محله، حفاظت از مراکز عمومی، جلوگیری از غارت و زورگیری، کمک به رسیدگی به مجروحان و آوارگان و مراقبت از اینکه اختلافات اجتماعی به خشونت کور تبدیل نشود.
سوم: این سازماندهی را باید از همین امروز شروع کرد. نه فردا. نه وقتی که جنگ تمام شد. امروز. امروز که هنوز فرصت هست، امروز که هنوز میشود آمادگی ایجاد کرد، امروز که میشود شبکه ساخت و اعتماد ایجاد کرد. فردا ممکن است دیر باشد.
چهارم: آن دسته از جوانان کردستان را که این توانایی را در خود میبینند که سلاح بردارند، حال که دشواری عبور از مرزها کمتر شده است، دعوت میکنیم که به صفوف تشکیلات علنی کۆمەڵە بپیوندند و از این راه نیز کومهله را تقویت کنند. ما تا زمانی که اسلحه به دست صاحبان واقعی آن، یعنی نهادهای منتخب مردم برسد، حزب سیاسی با بازوی مسلح باقی خواهیم ماند و با فراهم شدن شرایط لازم سلاحهای خود را با امانت تمام به این نهادها تحویل خواهیم داد.
اجازه بدهید دربارهی یک مسئلهی مهمتر هم حرف بزنم: مسئلهی مسلح بودن. در شرایطی که انحصار داشتن اسلحه از دست رژیم خارج میشود، در شرایطی که هنوز احزاب اپوزیسیون در کردستان مسلح هستند، نهادهای مردمی هم ضروری است که بتوانند از امنیت خود، از امنیت مردمِ محل کار و زیست و از دستاوردهایشان دفاع کنند. ما میگوییم امنیت را باید مردمِ سازمانیافته تأمین کنند؛ نه نیروهای سرکوبگر رژیم، نه گروهها و احزاب و نه قدرتهای دیگر.
اما سئول این است: اسلحه از کجا به دست بیاورند؟ رفقا، کردستان در این روزها به انبار اسلحهی رژیم تبدیل شده است: پادگانها، مقرها، پاسگاهها. وقتی نیروهای رژیم به هزیمت میافتند، سلاحهایشان را با خود نمیبرند. این سلاحها جا میمانند. باید با استفاده از فرصتهای مناسب این سلاحها را تحویل گرفت – اما نه برای اینکه هر کس برای خودش قدرت درست کند؛ برای اینکه نهادهای مردمیِ منتخب بتوانند امنیت جمعی را تضمین کنند.
بگذارید از تجربه شخصی بگویم. در اسفند سال ۱۳۵۷، در شهر مهاباد، با تسلیم شدن پادگان در مقابل فشار مردم، سلاحها به کنترل شورای شهر مهاباد درآمد. کلید اسلحهخانهی پادگان در دست یکی از اعضای شورای شهر بود که اتفاقا عضو کومهله هم بود. متاسفانه در روزهای بعد، نیرویی که حزب دموکرات از روستاهای منطقه سردشت جمعآوری کرده بود، این سلاحها را از کنترل شورا خارج کرد و به کنترل آن حزب درآورد. در همان روزها، در سنندج نیز سلاحهای پادگان ژاندارمری به دست مردم افتاد.
منظور از ذکر این خاطره این است: اگر درست و به موقع عمل کنیم، به دست آوردن ملزومات مادیِ مبارزهای که در پیش داریم کار مشکلی نخواهد بود. مشکل، آمادگی سازمانی است. مشکل، قدرت سازماندهی است. مشکل، وجود نهادهای مردمی محلی است که بتوانند در لحظه مناسب، مسئولانه و جمعی عمل کنند؛ با حساب و کتاب، با شفافیت و با پاسخگویی به مردم.
مردم عزیز کردستان؛
در مبارزه با جمهوری اسلامی، متحدین ما مردم همسرنوشت ما در سراسر ایران هستند: کارگران، زنان، معلمان، دانشجویان و ملیتهای تحت ستم. آنها متحدین واقعی ما هستند، نه قدرتهای بزرگ که هر روز دوست و دشمن عوض میکنند. پیوند ما با مردم ایران، پیوند درد مشترک و آرزوی مشترک است: آزادی، برابری، رفاه و کرامت انسانی. ما باید صدای هم را تقویت کنیم، تجربهها را منتقل کنیم و اجازه ندهیم رژیم یا نیروهای بیرونی ما را از هم جدا کنند.
یک نکتهی دیگر هم هست که میخواهم روشن بگویم. احزاب مسلح کردستانی در اقلیم کردستان عراق، به نام همپیمانی احزاب کردستانی، ائتلافی تشکیل دادهاند. ما به دلایلی که پیش از این توضیح دادهایم، به این ائتلاف نپیوستهایم. ما فکر میکنیم که این مرکز سیاستهای روشنی در مورد حیاتیترین مسائل کنونی ندارد و استراتژی روشنی در قبال شعار سرنگونی جمهوری اسلامی ندارد. اما بیرون ماندن ما از این همپیمانی به هیچ وجه به معنای نادیده گرفتن آن نیست. همکاری و هماهنگی با آنها، هر جا که ضروری باشد و به نفع مردم باشد، ممکن است و خواهیم داشت. معیار ما روشن است: منافع مردم، امنیت مردم، هزینه کمتر برای دستاورد بیشتر.
و در پایان، مردم کردستان؛ ما مردمی هستیم که تاریخمان پر از سختی است. اما از هر سختی هم برخاستهایم. نه به خاطر اینکه کمکی از بیرون رسیده، بلکه به خاطر اینکه به هم تکیه دادهایم، به هم اعتماد کردهایم و با هم سازماندهی کردهایم. امروز هم همان درس را باید به یاد داشت.
همبستگی را زنده نگه دارید.
هر خلأ قدرتی را که رژیم جا میگذارد، با حضور سازمانیافته مردم پر کنید.
مستقل بمانید.
به راه سوم باور داشته باشید.
کومهله در کنار شماست، بوده و خواهد بود.
شاد و سرفراز باشید.
*گروههای کُرد برای عملیات زمینی آماده میشوند
باراک راوید، مارک کاپوتو / اکسیوس
به گزارش مقامهای آمریکایی و اسرائیلی و یکی از مقامهای ارشد یکی از گروههای کردی، نیروهای مسلح چند گروه کردی ایرانی در حال آمادهسازی برای احتمال آغاز یک عملیات زمینی علیه حکومت ایران در مناطق شمالغربی کشور هستند.
اهمیت موضوع: هماهنگی یک تهاجم زمینی از سوی کردها با کارزار بمباران آمریکا و اسرائیل علیه تهران میتواند فشار بر حکومت ایران را افزایش دهد و به شورشی داخلی دامن بزند که احتمال گسترش آن به سایر نقاط کشور وجود دارد.
جزئیات تازه: شش روز پیش از آغاز جنگ، پنج گروه مخالف کردی ایرانی که در عراق مستقر هستند، تشکیل «ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران» را برای مبارزه با حکومت ایران اعلام کردند.
این گروههای کردی هزاران نیروی مسلح در امتداد مرز ایران و عراق دارند و بر مناطق راهبردی کنترل میکنند.
به گفته یک منبع نزدیک به یکی از این گروهها، طی هفتههای اخیر صدها تن از اعضای این گروهها از اردوگاههای مستقر در خاک عراق به سوی مرز ایران اعزام شدهاند تا خود را برای احتمال درگیری با نیروهای حکومتی آماده کنند.
پشتپرده: به گفته دو مقام آمریکایی و اسرائیلی و یک منبع مطلع دیگر، شبهنظامیان کرد ایرانی از سوی موساد و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) پشتیبانی میشوند.
یکی از مقامهای آمریکایی گفت هدف این است که گروههای کردی بتوانند کنترل بخشی از مناطق کردنشین داخل ایران را به دست بگیرند تا به چالش مستقیم با حکومت برخیزند و الهامبخش خیزشی گستردهتر شوند.
یک مقام اسرائیلی افزود: «جنگ با مرحلهی نظامی از سوی ارتشهای آمریکا و اسرائیل آغاز شد، اما در ادامه، فعالیتهای دیگری نیز از سوی موساد و سیا دنبال خواهد شد.»
وزیر خارجه آمریکا، مارکو روبیو، روز سهشنبه در نشست غیرعلنی کنگره گفت: «ما به کردها سلاح نمیدهیم. اما با اسرائیلیها هیچچیز بعید نیست.»
شبکه سیانان نخستین رسانهای بود که خبر نقش سیا در این طرح را منتشر کرد.
بر اساس گزارشها: یکی از مقامهای آمریکایی دیگر اعلام کرد که ایده حمایت از گروههای کردی ایرانی و استفاده از آنها برای یک حمله زمینی از عراق به داخل ایران در ابتدا از سوی نخستوزیر اسرائیل بنیامین نتانیاهو و موساد مطرح شد و سیا در مراحل بعدی به این طرح پیوست.
به گفته این مقام، مقامات اسرائیلی به رهبران گروههای کردی ایرانی وعده دادهاند که در صورت فروپاشی حکومت ایران، علاوه بر حمایت نظامی، از تشکیل منطقهای خودمختار در کردستان ایران نیز حمایت سیاسی خواهند کرد.
او با این حال افزود: «مشکل اینجاست که نیروهای کردی ایرانی از توان نظامی کافی برخوردار نیستند و ممکن است قربانی اصلی جنگ شوند.»
کارولاین لویت، سخنگوی کاخ سفید، روز چهارشنبه به خبرنگاران گفت که رییسجمهور ترامپ هنوز با هیچ طرحی برای پشتیبانی از حمله کردهای ایرانی علیه حکومت موافقت نکرده است.
سازمانهای موساد و سیا از اظهار نظر در اینباره خودداری کردهاند.
چشمانداز کلی: به گزارش اکسیوس، ترامپ روز یکشنبه با مسعود بارزانی و بافل طالبانی، رهبران کرد عراق، تلفنی گفتوگو کرده و درباره جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران و مراحل بعدی رایزنی کرده است.
یک مقام آمریکایی گفت که این گفتوگوها در فضای مثبتی انجام شد، اما هر دو رهبر کرد نگرانی خود را از درگیر شدن در عملیات زمینی علیه ایران ابراز کردند.
سیانان نیز گزارش داد که ترامپ بهصورت جداگانه با مصطفی هجری، رهبر حزب دمکرات کردستان ایران(حدکا)، گفتوگو کرده است.
عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، روز چهارشنبه در تماس تلفنی با محمد شیاع السودانی، نخستوزیر عراق، نگرانی تهران از احتمال حمله زمینی گروههای کردی ایرانی از خاک عراق به ايران را اعلام کرد.
وزارت خارجه ایران در بیانیهای گفت: «نخستوزیر عراق تاکید کرده است که دولت عراق تحت هیچ شرایطی اجازه نخواهد داد تهدیدی از خاک این کشور متوجه ایران شود.»
وضعیت میدانی: در روزهای پس از آغاز جنگ با ایران، جنگندههای اسرائیلی مواضع نظامی ایران در مرزهای اقلیم کردستان و همچنین پایگاهها و ایستگاههای سپاه پاسداران و پلیس ایران در منطقه را هدف حملات هوایی قرار دادهاند.
خبرگزاری تسنیم روز چهارشنبه گزارش داد که شهر بوکان در شمالغرب ایران، در نزدیکی مرز عراق، هدف بمبارانهای سنگین قرار گرفته است.
گروههای کردی ایرانی روز چهارشنبه آغاز هرگونه عملیات زمینی را تکذیب کردند. یک منبع کردی گفت ممکن است چنین حملهای در اواخر هفته جاری آغاز شود، اما گروهها در انتظار گرفتن «چراغ سبز» از سوی آمریکا هستند.
مبارزان کمونیست