کنفرانس مونیخ دو هزار و بیست و شش
کلانتر به مشکلات سرخپوستان اهمیت نمیدهد
ایگور ولکوف (Egor VOLKOV)، روزنامهنگار
ا. م. شیری
کشورهای اروپایی نمیدانند چگونه آمریکا را به حمایت از اوکراین وادار کنند.
طبق معمول، در اواسط فوریه، نمایندگان کشورهای غربی (و چند کشور دیگر) در مونیخ گرد هم میآیند تا در مورد مشکلات امنیتی که خودشان با اقداماتشان در جهان به وجود آوردهاند، بحث کنند.
در سال ۲۰۲۵، ونس، معاون رئیس جمهور آمریکا آب سرد آمریکایی بر سر کشورهای اروپایی ریخت. اما این، به رهبران آنها هیچ کمکی نکرد تا اشتباهات خود را، به ویژه در به وجود آوردن و توسعۀ بحران اوکراین، درک کنند.
امسال، از ۱۳ تا ۱۵ فوریه، کنفرانس امنیتی مونیخ، به بستری برای رویارویی دو رویکرد غربی در قبال بحران اوکراین تبدیل شد: رویکرد آمریکایی- پایان دادن به درگیری نظامی و بهرهمندی از همکاری اقتصادی با روسیه؛ و رویکرد اروپایی- برای ادامۀ سرمایهگذاری میلیاردها یورویی در حمایت از اوکراین، در نظامیسازی اروپا و در نهایت در آفراهم کردن زمینه برای درگیری نظامی مستقیم با روسیه، به امید شکست و غارت بیشتر آن.
اروپاییها حاضر نیستند مسئولیت بیتوجهی خود به منافع روسیه، حمایت از رژیم نامشروع کییف، کشته شدن صدها هزار شهروند اوکراینی و فرار میلیونها نفر از کشور را بپذیرند. در غیر این صورت، آنها باید در مقابل رأیدهندگان خود اعتراف کنند که تمام سالهای حمایتشان از کییف، درست مانند صدها میلیارد یورو پول مالیاتدهندگان اروپایی که صرف اوکراین شد، بیهوده بوده است.
به مناسبت آغاز کنفرانس مونیخ-٢٠٢۶، برگزارکنندگان آن گزارشی منتشر کردند که در آن به مسائل امنیتی جاری پرداخته شده بود و یکی از نکات کلیدی آن بحران اوکراین بود. عنوان گزارش خود گویای همه چیز است: («در حال نابودی»).
شکی نیست که این موضوع در وهلۀ اول به شکاف در مواضع غرب مربوط میشود، که پیش از این به عنوان یک بلوک یکپارچه تحت رهبری واشنگتن عمل میکرد. با این حال، اکنون کشورهای اروپایی متوجه شدهاند که آنها صرفاً یک گله هستند که توسط یک گلّهبان آمریکایی هدایت میشوند. با این حال، آنها کماکان امیدوارند که گلّهبان آنها را همچنان در همان جهت روسهراسی همیشگی هدایت کند.
اما، واشنگتن گردهمایی اخیر در مونیخ را چندان جدی نگرفت. در حالی که پیشتر در کنفرانسهای امنیتی مونیخ یا رئیسجمهور آمریکا شرکت میکرد یا معاون او، این بار ریاست هیئت رسمی آمریکا را وزیر خارجه، روبیو، بر عهده داشت. هرچند شماری از فرمانداران، شهرداران و اعضای کنگرۀ آمریکا نیز البته از حزب دموکرات بهعنوان اپوزیسیون ترامپ به آلمان آمدند.
گزارش کنفرانس که در آستانۀ شروع جلسات منتشر شد، سندی بود که تمام مشکلات جهان را به گردن رئیس جمهور ترامپ میانداخت و او را «قدرتمندترینِ فردی مینامید که قوانین و نهادهای موجود را نابود میکنند». کارشناسان معتقدند که او در حال مختل کردن «بسیاری از حوزههای سیاستگذاری»، «نادیده گرفتن قوانین تجارت جهانی (اعمال تعرفهها)»، حمایت از نیروهایی است که «تخریب را بر اصلاحات ترجیح میدهند»؛ از سیاستمدارانی با «دیدگاههای ضدلیبرال و ملیگرایانه» (مثلاً اوربان نخست وزیر مجارستان،) و بسیاری موارد دیگر حمایت میکند.
واضح است که اروپا هنوز از حیرتزدگی امتناع واشنگتن از حمایت بیقید و شرط بیشتر از کییف، و همچنین ادعاهای ارضی آن علیه دانمارک بر سر گرینلند، به خود نیامده است: «تکاندهندهترین نکته این است که ایالات متحده تحت رهبری ترامپ اکنون برخی از اساسیترین هنجارهای نظام پس از سال ۱۹۴۵ ، از جمله «تمامیت ارضی و ممنوعیت تهدید یا استفاده از زور علیه سایر کشورها» را نادیده میگیرد این گزارش همچنین به مخرب بودن سیاستهای ترامپ در تمایل او برای ساختن جهانی اشاره میکند که «به جای همکاری اصولی، بر اساس معاملات و به جای منافع عمومی، بر اساس منافع خصوصی شکل گرفته باشد».
ولفگانگ ایشینگر، رئیس کنفرانس امنیتی مونیخ، نارضایتی خود را از اقدامات واشنگتن صراحتاً ابراز کرد: «بسیاریها متوجه هستند که اگر همچنان نظارهگر سیاستهای بولدوزری ترامپ باشند، خود را در معرض خطر سیاست قدرتهای بزرگ خواهند یافت و نباید از مشاهدۀ قوانین و نهادهای ارزشمند ویرانشده تعجب کنند».
لازم به ذکر است که اروپا، که همیشه بخش مهمی از دنیای غرب بوده، از حل مشکلات بینالمللی خود به شکلی که مایل بوده، بیتوجه به هنجارهای قانونی، سود زیادی برده است. این کشور دولتهای خارجی را سرنگون کرده، مداخلات نظامی کرده، سیاستهای داخلی سایر کشورها را تعیین نموده و غیره. و همۀ اینها بر «قوانین و اصول» خاصی مبتنی بوده است، نه بر اساس قوانین بینالمللی. از این گذشته، اقدامات کشورهای غربی کاملاً مغایر با آن بوده و خواهد بود. یوگسلاوی، عراق، لیبی و افغانستان تنها فهرست کوچکی از جنایات جنگی غرب است.
در بخشی از گزارش که به مشکلات اروپا اختصاص داده شده، کارشناسان اذعان میکنند که «اروپا وارد دوران طولانی رویارویی شده است. زیرا، جنگ تهاجمی تمام عیار روسیه و گسترش کارزار ترکیبی آن، بقایای نظم امنیتی پس از شوروی را از میان بمیدارد».
اروپاییها واشنگتن را به عقبنشینی از «نقش سنتی خود به عنوان ضامن اصلی امنیت اروپا، که در حمایت متزلزل آن از اوکراین و لفاظیهای تهدیدآمیز در مورد گرینلند منعکس شده» ، که به سهم خود «احساس ناامنی را در اروپا افزایش میدهد» متهم کردند و اروپا را مجبور میکند تا امنیت خود را تأمین کند. در این وضعیت، کشورهای اروپایی «به دنبال حفظ دخالت ایالات متحده هستند و در عین حال با احتیاط به سمت خودمختاری بیشتر» در این موضوع حرکت میکنند.
در این گزارش اذعان میشود که «اروپا طی دههها زیر چتر امنیتی آمریکا شکوفا شده؛ چتری که به آن امکان میداد بهجای رویاروییهای سخت و قدرتمحور، بر همگرایی و رونق اقتصادی تمرکز کند». با این حال اکنون «آن دوره به پایان رسیده است». زیرا، «دولت ترامپ بهروشنی اعلام کرده که دفاع از قاره و حمایت از اوکراین پیش از هر چیز مسئولیت خودِ اروپا است». در همین راستا، کشورهای اروپایی «هزینههای دفاعی خود را افزایش داده و منابعی در اختیار اوکراین قرار دادهاند تا تلاشهای نظامیاش را ادامه دهد». اما، تردید دارند که این اقدامات کافی است یا خیر.
همانگونه که پیشتر نیز گفته شد، کارشناسان اروپایی روسیه را مسئول وضعیت بهوجودآمده میدانند: «تجاوز روسیه جدیترین و مستقیمترین تهدید برای اعضای ناتو و امنیت اروپا بهشمار میرود». برای اینکه، این کشور «معماری همکاریهای امنیتی در اروپا را ویران کرده و اصل تمامیت ارضی را نقض کرده است».
به گفتۀ آنها، «ماشین تبلیغاتی مسکو ن این جنگ را همچنابه عنوان یک مبارزۀ تمدنی بین روسیه و غرب به تصویر میکشد». اروپاییها از این ایده که «روسیه میتواند نیروهای خود را برای یک «جنگ منطقهای» در منطقۀ دریای بالتیک ظرف دو سال پس از آتشبس احتمالی در اوکراین و برای یک جنگ «محلی» علیه یک همسایه ظرف شش ماه بازسازی کند، وحشت دارند».
شرمآور است که کارشناسان سخنرانی ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه را در همان کنفرانس مونیخ در سال ۲۰۰۷ به خاطر نیاوردند. پوتین در آن سخنرانی خود به غرب هشدار داد که روسیه سلطۀ آن را تحمل نخواهد کرد و گفت: «مدل تک قطبی نه تنها غیرقابل قبول، بلکه غیرممکن است». رهبر روسیه در سخنرانی خود مخصوصاً تأکید کرد که گسترش ناتو در اروپا «به یک عامل جداً تحریکآمیز تبدیل شده»؛ اعتماد متقابل را کاهش میدهد و سؤالاتی را در این باره که «این گسترش علیه چه کسی است؟ و چه بر سر آن تضمینهایی آمد که پس از انحلال پیمان ورشو از سوی شرکای غربی داده شده بود؟ آن بیانیهها اکنون کجا هستند؟»، برمیانگیزد.
٢۶ بهمن- دلو ١۴٠٠
آمریکا در قفقاز
دستآورد جی. دی. ونس از ارمنستان و آذربایجان چه بود؟
یوری ماواشف (Yuri MAVASHEV)، خاورشناس و مدرس گروه سیاست جهانی و اقتصاد جهانی در دانشکدۀ مدیریت آکادمی اقتصاد ملی و مدیریت عمومی جنب ریاست جمهوری روسیه
ا. م. شیری- پیشتر راجع به سفر معاون رئیس جمهور آمریکا به ارمنستان و آذربایجان یک مقاله زیر عنوان «معاون رئیس جمهور آمریکا در ایروان» منتشر کردم. و حالا ادامۀ آن. منتها برای آن مقاله، پیشگفتاری هم نوشتم. اما به مقالۀ حاضر بجای پیشگفتار، فقط یک بیت از حضرت حافظ به عاریت میگیرم:
«سزدم چو ابر بهمن که بر این چمن بگریم
طرب آشیان بلبل بنگر که زاغ دارد».
*-*-*
شرکتهای آمریکایی در منطقه فعالتر میشوند.
هفتۀ گذشته، جی. دی. ونس، معاون رئیس جمهور آمریکا، با هدف تأثیرگذاری بر توازن نیروی در حال ظهور در قفقاز جنوبی، به ارمنستان و آذربایجان سفر کرد. از فروش پهپاد گرفته تا ساخت نیروگاه هستهای، از یک منشور استراتژیک با باکو گرفته تا «جادۀ ترامپ»، واشنگتن به طور فعال تلاش میکند تا باکو و ایروان را به جایگزینی برای همکاری با روسیه متقاعد کند.
همانگونه که میدانیم، ونس سفر را خود به قفقاز جنوبی در ۹ فوریه از ایروان آغاز کرد. او پیش از آن همراه با خانوادهاش و در میان تدابیر امنیتی گسترده، در طول چهار روز رقابتهای المپیک، در میلان سپری کرده بود. امضای توافقنامه همکاری در استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای، موسوم به «توافقنامۀ ١٢٣»، پس از مذاکرات با نخستوزیر نیکول پاشینیان، یکی از دستاوردهای کلیدی محسوب میشود.
ظاهراً، این سند اکنون واقعاً در را برای شرکتهای آمریکایی باز میکند تا «راکتورهای مدولار کوچک» را برای جایگزینی نیروگاه هستهای قدیمی متسامور که در دوران شوروی ساخته شده، در سال ۱۹۹۵ دوباره راهاندازی شده و با مشارکت روساتم به بهرهبرداری رسیده است، به ارمنستان تحویل دهند.
ونس اعلام کرد که طبق این توافق، تا سقف ۹ میلیارد دلار بشرط کاهش وابستگی انرژی به روسیه سرمایهگذاری در نظر گرفته شده است. این سند چارچوب قانونی فروش فناوری، عرضۀ سوخت و خدمات هستهای توسط شرکتهای آمریکایی به ارمنستان، از جمله آن دسته از راکتورهای کوچک مدولار را که عملاً هیچ تجربۀ عملیاتی در هیچ کجا، از جمله در خود ایالات متحده ندارند، تعیین میکند.
علاوه بر توافق هستهای، ایالات متحده از فروش پهپادهای آمریکایی به ارزش ۱۱ میلیون دلار به ارمنستان، از جمله پهپادهای V-BAT، خبر داد. این اولین معاملۀ بزرگ برای عرضۀ تجهیزات نظامی آمریکایی به ایروان است که به گفتۀ ونس، «تواناییهای دفاعی این جمهوری را تقویت خواهد کرد».
طرفین همچنین پیشرفت در حوزۀ فناوریهای هوش مصنوعی و نیمههادیها را تأئید کردند. بهویژه، واشنگتن مجوزهای صادرات برای تأمین تراشههای قدرتمند «انویدیا» برای ساخت مرکز داده و کارخانۀ هوش مصنوعی «فایربرد» در ارمنستان را تأئید کرد.
یکی دیگر از موضوعات مورد انتظار این سفر، البته، بحث جامع در مورد اجرای پروژۀ «جادۀ ترامپ برای صلح و رفاه بینالمللی»، یک راهرو ترانزیتی ۴۳ کیلومتری بود که از طریق جنوب ارمنستان، آذربایجان را به منطقۀ محصور نخجوان و از آنجا به ترکیه متصل خواهد کرد.
بدین منوال، آمریکا در حال تقویت حضور خود در منطقه است. زیرا، این پروژه از طریق پیوند اقتصادی و اعمال قدرت، از جمله از طریق شرکتهای نظامی خصوصی پیشنهادی در سواحل رودخانۀ ارس، که اخیراً موضوع بحثهای زیادی بوده، امکان کنترل نسبی واشنگتن بر قفقاز جنوبی را فراهم میآورد. در عین حال، آمریکاییها این فرصت را خواهند داشت تا به گسترش جای پای خود در آسیای مرکزی، از جمله با هدف ایجاد کانالهای قابل اعتماد برای تأمین فلزات خاکی کمیاب، ادامه دهند. این واقعیتی است که کارشناسان باکو به آن اذعان دارند.
سفر ونس به ایروان و باکو با یک حادثۀ دیپلماتیک که بهطور نمادین اولویتهای فعلی دولت ترامپ را برجسته میکند، خدشهدار شد. صبح سهشنبه، حساب رسمی معاون رئیس جمهور در رسانههای اجتماعی عکسی از مراسم اهدای تاج گل در مجتمع یادبود تسیتسرناکابرد را تحت این عنوان منتشر کرد که ونس و همسرش، اوشا، «به قربانیان نسلکشی ارامنه در سال ۱۹۱۵ ادای احترام کردند». با این حال، ساعتی بعد، این پست به دلیل عدم هماهنگی با خط رسمی کاخ سفید حذف شد. سخنگوی دفتر معاون رئیس جمهور اظهار داشت که این پست «به اشتباه توسط کارکنانی که عضو هیئت اعزامی نبودند» منتشر شده بود.
کاربرد اصطلاح «نسلکشی» با سیاست رسمی کاخ سفید در دورۀ دونالد ترامپ در تضاد است. چرا که این کاخ از ترس آسیب رساندن به روابط با ترکیه، شریک کلیدی واشنگتن در ناتو، از به کار بردن این واژه خودداری میکند. آک سارای [کاخ سفید ترکیه. م] بر اساس اهداف بلندمدت خود، تلاش میکند نقش میانجی بین واشنگتن و تهران ایفا کند؛ کنترل قابل توجهی بر اوضاع سوریه داشته باشد و تلاش میکند نقش فعال در خاورمیانه ایفا کند.
به استثنای جو بایدن که در سال ۲۰۲۱ کشتار جمعی را نسلکشی نامید، تمام رؤسای جمهور آمریکا از به کار بردن این اصطلاح خودداری کردهاند. دولت ترامپ به رویۀ استفاده از اصطلاح ارمنی «Meds Yeghern» («جنایت بزرگ») بدون ترجمه آن به عنوان «نسلکشی» بازگشته است.
نتیجۀ اصلی این جلسه در باکو، امضای منشور همکاری راهبردی بین ایالات متحده و آذربایجان بود. الهام علییف اعلام کرد که دو طرف وارد «مرحله کاملاً جدید» همکاری در فروش تجهیزات دفاعی، هوش مصنوعی، امنیت انرژی و مبارزه با تروریسم شدهاند. یک برنامه اقدام جدید با عنوان «معماری دیجیتال جدید آذربایجان» اعلام شد و بلافاصله پس از عزیمت ونس در ۱۱ فوریه، جلسه بزرگی در مورد این موضوع به ریاست رئیس دولت برگزار گردید.
انتظار میرود که در تمام نهادهای دولتی، برای دیجیتالسازی معاونتهایی ایجاد شود و وزارت توسعۀ دیجیتال و حملونقل هماهنگی عمومی را بر عهده داشته باشد. علاوه بر این، آذربایجان همچنان به نوسازی زیرساختهای انرژی و دیجیتال خود ادامه میدهد.
از میان پروژههای کلیدی میتوان به ایجاد مراکز داده تحت کنترل ایالات متحده، پشتیبانی از اینترنت پهنباند و احداث کابل فیبر نوری در بستر دریای خزر اشاره کرد. شایان ذکر است که سرعت اینترنت در آذربایجان طی سال گذشته از ۱۲ به ۹۰ مگابیت در ثانیه افزایش یافته و انتظار میرود تا پایان سال ۲۰۲۶ به ۲۰۰ مگابیت در ثانیه برسد.
منشور مذکور نخستین بار در مذاکرات بین علییف و ترامپ در کاخ سفید در اوت ۲۰۲۵ ارائه شد. معمولاً چنین اسناد چارچوبی را وزرای امور خارجه امضا میکنند، اما در این مورد، سطح آن ارتقا یافته است. علاوه بر این، مهمان آمریکایی اظهار داشت که ایالات متحده «چندین قایق جدید را برای کمک به حفاظت از آبهای سرزمینی» در دریای خزر به آذربایجان تحویل خواهد داد.
منشور یادشده نخستین بار در جریان مذاکرات میان علیاف و ترامپ در کاخ سفید در اوت ۲۰۲۵ ارائه شد. معمولاً چنین اسناد چارچوبی را وزرای امور خارجه امضا میکنند، اما در این مورد، سطح امضا ارتقا یافت. افزون بر این، مهمان آمریکایی اعلام کرد که ایالات متحده «چند قایق جدید به آذربایجان تحویل خواهد داد تا در حفاظت از آبهای سرزمینی در دریای خزر استفاده کند».
جزئیات مربوط به نوع و تعداد کشتیها اعلام نشده است. اما، این اقدام با توجه به مادۀ ۹۰۷ «قانون حمایت از آزادی» مصوب ۱۹۹۲ که هدف آن محدود کردن کمکهای آمریکا به آذربایجان به دلیل درگیری قرهباغ بود، اهمیت نمادین ویژه دارد. لازم به ذکر است که حتی از آغاز دهۀ ۱۹۹۰، این مادۀ عملاً صوری مانع همکاری نظامی-فنی ایالات متحده با آذربایجان، از جمله به عنوان بخشی از عملیات «آزادی پایدار» در افغانستان (۲۰۱۱-۲۰۲۱) نشده است.
دولت ترامپ بارها معافیت از مادۀ ۹۰۷ را تمدید کرده و کارشناسان پیشبینی میکنند که ممکن است کنگره با نزدیک شدن به پایان مناقشۀ ارضی، این محدودیت را به طور کامل لغو نماید.
بررسی اینکه سفر ونس، معاون رئیس جمهور آمریکا، چه معنایی برای توازن قوا در قفقاز جنوبی دارد، خالی از لطف نیست. توافق هستهای ٩ میلیارد دلاری با ایروان، بدون شک یک پیشرفت استراتژیک برای آمریکاییها در منطقهای است که جایگاه روسیه در آن مدتها بدون چالش بوده است.
این بدان معناست که ارمنستان به تدریج روابط خود با مسکو را به حداقل ممکن کاهش میدهد. به عنوان مثال، مرزبانان روسی در اوایل سال ٢٠٢۵ گشتزنی در مرز این کشور با ترکیه را متوقف کردند، مرکز بازرسی در مرز جنوبی با ایران را رها کردند و بیش از دو سال است که ارمنستان عملاً مشارکت خود در سازمان پیمان امنیت جمعی را به حالت تعلیق درآورده است. با این حال، پاشینیان روز بعد از مذاکره با ونس اظهار داشت که «هیچ کس نمیتواند ما را به منطق اقدامات علیه روسیه بکشاند». الکسی اوورچوک، معاون نخست وزیر روسیه، به ابتکار ایروان، از آغاز مذاکرات در مورد احیای خطوط ریلی با آذربایجان و ترکیه خبر داد که دست روسیه برای رسیدن به بنادر مدیترانه، خلیج فارس و اقیانوس هند را باز میکند. طبق توافقات قبلی، «روسیه سعی میکند تمام مسیرهای مسدودشده در قفقاز را باز کند». پاشینیان، علاقهمند به حفظ روند و سرشار از ایدههای عجیب و غریب، پیشنهاد داد که مسکو فروش حق امتیاز راهآهن به یک کشور دوست را در نظر بگیرد، که از میان آنها از قزاقستان، قطر و امارات متحدۀ عربی را نام برد (هنوز به صراحت از آذربایجان نام برده نشده است). امارات به جادههای ارمنستان هم بهعنوان یک حوزۀ کسبوکار و هم از منظر همکاری با شرکت «AECOM» علاقهمندی خاصی نشان میدهد («AECOM» یک شرکت چندرشتهای مستقر در دالاس که بیش از ۵۰ سال بهعنوان طراح مهندسی در امارات فعالیت داشته و اکنون از سوی «جادۀ ترامپ برای توسعه و رفاه بینالمللی» قرارداد دریافت کرده است). این یک اقدام نمادین است که چنین بیانیۀ صریحی در ۱۳ فوریه، دقیقاً ۱۸ سال پس از امضای توافقنامۀ واگذاری ساختار حملونقل ریلی این جمهوری به مدیریت شرکت سهامی عام راهآهن قفقاز جنوبی بین راهآهن روسیه و دولت وقت ارمنستان صادر شد.
به راحتی میتوان نقش رو به رشد جمهوری خودمختار نخجوان را به عنوان یک چهارراه حملونقل مشاهده کرد. اما، اگر پروژۀ عظیم «جادۀ ترامپ برای توسعه و رفاه بینالمللی» اجرا شود، موقعیت ایران را در منطقۀ قفقاز نیز تضعیف خواهد کرد. گذشته از همه اینها، آذربایجان برای دسترسی به نخجوان در طول چند دهه به راهرو ارس که از شمال ایران میگذرد، متکی بود. این مسیر به عنوان منبع درآمد ترانزیتی برای تهران و اهرم نفوذ مهمی در گفتگو با آذربایجان، کشوری که ایران به دلیل روابط باکو با اسرائیل با آن رابطه دشواری دارد، عمل میکرد.
بیدلیل نبود علی اکبر ولایتی، مشاور رهبر، که دیدگاههای محافظهکاران سنتی را منعکس میکند، تأکید کرد که تهران از توسعۀ این گذرگاه توسط ایالات متحده جلوگیری خواهد کرد و پس از اجلاس واشنگتن، رسانههای ایرانی حتی تهدید کردند که جادۀ ترامپ برای توسعه و رفاه بینالمللی، «به گورستان مزدوران ترامپ تبدیل خواهد شد». در همین حال، تهران که در اثر جنگ با اسرائیل و آشفتگی داخلی ضعیف شده، دشوار است توانایی واقعی برای مخالفت با این پروژه را داشته باشد.
بنابراین، سفر ونس را که چشماندازهای جدیدی را میگشاید، باید تا حد زیادی موفقیتآمیز دانست. بیتردید این امر میتواند پشتوانۀ مناسبی برای آینده باشد، بهویژه اگر دیگر بازیگران منطقهای همچنان در چارچوب معمول واکنشهای مقطعی عمل کنند.
٢۶ بهمن- دلو ١۴٠٠
دوستان دلگیر
مذاکرات بین سران آمریکا و اسرائیل بینتیجه بود.
والری بورت (Valery BURT) – روزنامهنگار، مورخ، نویسنده
ا. م. شیری
هفتمین دیدار بین این دو رهبر از زمان بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید در سال گذشته، در واشنگتن پشت درهای بسته برگزار شد و سه ساعت به طول انجامید. با توجه به اظهارات مختصر مبنی بر اینکه ترامپ و بنیامین نتانیاهو به هیچ توافقی نرسیدهاند، میتوان گفت که این دیدار بسیار دشوار و برای مهمان ناامیدکننده بود.
مذاکرات در فضای محتاطانهتر و خویشتندارانهتر نسبت به دیدارهای پیشین برگزار شد. طرفین گفتوگو نگران به نظر میرسیدند و بهندرت لبخند میزدند که میتواند نشاندهندۀ اختلافات انباشتهشده باشد. نتانیاهو برای جلوگیری از ورود روزنامهنگاران از ورودی پشتی کاخ سفید استفاده کرد و رسانهها نیز به این دیدار راه داده نشدند.
بیانیه مختصر ترامپ در پورتال رسانۀ اجتماعی TruthSocial با عنوان «من اصرار داشتم که مذاکرات با ایران ادامه یابد تا ببینیم آیا توافقی امکانپذیر است»، به طور غیرمستقیم نشان داد که طرف مقابل او در حال تلاش برای یافتن راهحل متفاوتی است.
شایان ذکر است که روزنامۀ جروزالم پست اخیراً گزارش داد که اسرائیل آماده است تا به صلاحدید خود عمل کند. زیرا، خطر برنامۀ موشکهای بالستیک ایران کمتر از برنامۀ هستهای آن برای کشور یهود نیست. یک منبع ناشناس به این نشریه گفت: «ما به آمریکاییها گفتهایم که اگر ایران از خط قرمزی که برای موشکهای بالستیک تعیین کردهایم عبور کند، به تنهایی حمله خواهیم کرد».
اگر این صحت داشته باشد، تل آویو امیدوار است که اولین موفقیت خود در طول جنگ ۱۲ روزه سال گذشته را که هواپیماهای مزین به ستاره داوود حملات موثری را به تأسیسات نظامی جمهوری اسلامی انجام دادند، تکرار کند. اما، در روزهای بعد، اسرائیل متحمل حملات تلافیجویانه دردناک و ویرانگری در خاک خود شد. اما نگرانکنندهترین بخش ماجرا این بود که موشکهای ایرانی به سامانۀ دفاع هوایی پر تبلیغ گنبد آهنین نفوذ کردند.
اگر اسرائیل قصد دارد به اقدام مستقل متوسل شود، میتواند به این معنی باشد که ظرفیتهای تهاجمی خود را افزایش داده و سامانههای دفاعی خود را تقویت کرده است. دسامبر گذشته، روزنامۀ جروزالم پست در مورد سامانۀ دفاع هوایی لیزری پرانرژی «انقلابی» اسرائیل به نام «پرتو آهنین» نوشت: «این سامانۀ جدید به جای تکیه صِرف بر موشکهای رهگیر که هر کدام دهها هزار دلار هزینه دارند، یک پرتو متمرکز انرژی شلیک میکند که میتواند موشکها، خمپارهها و پهپادها را تقریباً با همان قیمتی که برق مصرفی خود را مصرف میکند، نابود کند».
با این حال، مشخص نیست که این سامانۀ جدید در برابر حملات گستردۀ موشکهای بالستیک ایران که تولید آنها اخیراً به طرز چشمگیری افزایش یافته است، چگونه عمل خواهد کرد. این دقیقاً همان چیزی است که در حال حاضر ارتش اسرائیل را به شدت نگران کرده است. و اگر اوضاع بدتر شود، تلآویو به کمک واشنگتن نیاز خواهد داشت.
بنابراین، استقلال اسرائیل تا حدودی یک بلوف به نظر میرسد. از این رو، خطر کشیده شدن ایالات متحده به اقدام نظامی علیه ایران وجود دارد. مطمئناً ترامپ و نتانیاهو در این مورد، شاید با صدای بلند، بحث کردهاند. روشن است ترامپ، که تا خرخره درگیر مشکلات داخلی و خارجی است، به هیچوجه تمایل ندارد خود را وارد این ماجراجویی خطرناک بکند.
اما، ترامپ یک روز قبل از دیدارش با نتانیاهو، در مصاحبهای با وبسایت خبری آکسیوس این ادعاها را رد کرد. او گفت: «ما در حال حاضر به اندازۀ کافی درگیر هستیم. لازم نیست درگیر کرانۀ باختری شویم».
نگرانی رئیسجمهور آمریکا قابل درک است. زیرا، تصمیم دولت نتانیاهو تلاشهای او برای برقراری صلح در منطقه را تضعیف میکند، چرا که میتواند به تشدید دوبارۀ اوضاع بیانجامد. حماس نیز با فراخواندن فلسطینیان به مقاومت مسلحانه علیه اسرائیلیها، بر آتش این تنشها دمید.
ترامپ اعلام کرد که در مورد وضعیت نوار غزه با نتانیاهو صحبت کرده و آن را «پیشرفت فوقالعاده» خوانده است. او اظهار داشت: «صلح واقعی در خاورمیانه برقرار است».
اما این، به بیان ساده، منطبق بر واقعیت نیست. طبق گزارش سازمان آمریکایی «ACLED»، که به پایش درگیریهای مسلحانه میپردازد، اسرائیل در ماه ژانویه بیشترین تعداد حملات را به نوار غزه از زمان اجرای توافق آتشبس در اکتبر ۲۰۲۵ انجام داده است. این، شامل بیش از ۳۷۰ حمله هوایی، گلولهباران توپخانه و تبادل آتش بوده که منجر به مرگ بیش از ۶۰۰ نفر شده است.
تلآویو اقدامات خود را با استناد به تحریکات حماس، گروهی که با سماجت بیشتری درخواستها برای خلع سلاح را ردمیکند، توجیه میکند. علاوه بر این، به گفتۀ مقامات اسرائیلی، بیش از نیمی از تونلهای زیرزمینی در نوار غزه که شبهنظامیان در آنها سلاح انبار کردهاند، دست نخورده باقی ماندهاند. بگزارش «تایمز آو اسرائیل»، ارتش اسرائیل در حال حاضر برنامههایی را برای حملۀ جدید علیه حماس تدوین میکند.
این امر، روند اجرای مرحلۀ دوم آتشبس در غزه را به شدت کُند میکند و حتی ممکن آن را با خطر فروپاشی مواجه سازد. نیویورک تایمز مینویسد: «به گفتۀ شیرا افرون، رئیس سیاست اسرائیل در شرکت رند، یک مؤسسۀ تحقیقاتی در ایالات متحده، غیرنظامیسازی امری اساسی است. اگر این اتفاق نیفتد، ممکن است در نهایت دو نوار غزه داشته باشیم: یکی تحت کنترل اسرائیل، دیگری تحت کنترل حماس، یا میتوانیم به جنگ تمام عیار بازگردیم».
اخیراً، خالد مشعل، رهبر حماس، اظهار داشت که سازمان او میخواهد سلاحهای خود را حفظ کند اما قصد ندارد در آینده نزدیک از آنها استفاده کند. اما این سخنان فقط باعث خنده میشود. پس، شبهنظامیان قرار است با آنها چه کنند؟
… نتانیاهو در واشنگتن رسماً به «شورای صلح» پیوست. اما بعید است این موضوع او را خوشحال کند. زیرا، او ناچار خواهد بود با نمایندگان کشورهای متخاصم با اسرائیل- ترکیه و قطر- تعامل داشته باشد. تصور اینکه آنها زبان مشترک پیدا کنند، دشوار است.
نتانیاهو به سبب اقدامات خود، با انتقادات شدیدی در داخل کشور مواجه است. اران اتزیون، معاون سابق رئیس شورای امنیت ملی اسرائیل، نخست وزیر را به دلیل امضای سندی که مشارکت اسرائیل در شورای صلح را «بدون هیچ گونه تأئیدی از سوی نهادهای دموکراتیک» مجاز میدانست، «دیکتاتور» خواند. گویی در اسرائیل نه دولت، نه کنست، نه قانون و نه دموکراسی وجود دارد.
با این حال، نتانیاهو نمیتوانست به ترامپ که «شورای صلح» تشکیل داده و با تمام توان از آن حمایت میکند، نه بگوید. آنها همینطوری هم اختلافات زیادی دارند.
٢۶ بهمن- دلو ١۴٠٠
مبارزان کمونیست