این هم یک هدیه به تو بابت ایران
ترامپ قربانی یک عملیات ویژۀ ماهرانه شد
کریل استرلنیکوف (Kirill Strelnikov)
ا. م. شیری
اکنون که جهان نفس در سینه حبس کرده و اخبار و افزایش قیمت سوخت را تماشا میکند، یک کسی مصرانه تلاش میکند تا هرگونه امکان توافق صلح بین آمریکا و ایران را از بین ببرد.
دقیقاً دو روز قبل از شروع دور دوم مذاکرات مورد انتظار در پاکستان، خبرگزاری آمریکایی فاکس نیوز یک مقالۀ بسیار مفصل، کامل و عملاً آکادمیک در مورد مذاکرهکنندۀ اصلی، فیلد مارشال عاصم منیر، رئیس ستاد کل ارتش پاکستان منتشر کرد.
پس از این مطلب، آقای منیر دیگر هرگز به انجام MRI [تصویربرداری رزونانس مغناطیسی] و سیتیاسکن نیاز نخواهد داشت: تکتک استخوانهایش با دقت «بررسی»، فهرستبندی و سر جای خود گذاشته شدهاند. اگر هم عکسهای منیر از مهدکودک اسلامآباد و حاشیهسازیها را کنار بگذاریم، در نهایت نکات زیر بهروشنی برجسته میشوند که کسی سخت میکوشد آنها را به مخاطب خاصی انتقال دهد.
اول، ظاهراً برخی «منابع ناشناس در سازمانهای اطلاعاتی آمریکا» ناگهان به شدت نگران شدند که فیلد مارشال منیر «روابط نزدیکی با سپاه پاسداران و رهبری ایران دارد».
دوم، یک گزارش اطلاعاتی فوری مبنی بر این به کاخ سفید ارسال شد که «منیر، فرمانده نظامی پاکستان، نقش دوگانه در حل و فصل اوضاع خاورمیانه ایفا میکند».
سوم، خود پاکستان (به عنوان یک کشور و یک محل مذاکره) از زمان عملیات آمریکا در افغانستان، از نظر تاریخی «متحد خائن واشنگتن» بوده است.
چیدمان صحنه بقدری ساده است که چشم ناخودآگاه به دنبال این جمله میگردد: «و تازه او ترامپ را کرم خاکی هم نامیده بود!»
درک این موضوع دشوار است که چرا فاکس نیوز ناگهان به این فیلد مارشال پاکستانی که بهطورکلی، در میان چهرههای اصلی خبری در پروندۀ ایران نبود، گیر داده است.
نام او چندین بار در اوج درگیری هند و پاکستان، که گفته میشود او تقریباً به تنهایی (البته با کمک ترامپ) به آن پایان داد، مطرح شد. و پس از آنکه ایران به مقابله با آمریکا و اسرائیل برخاست و روندهایی به سوی یک وقفهٔ صلحآمیز آغاز شد، خود ترامپ اعلام کرد که احتمال برگزاری مذاکرات در اسلامآباد، از جمله بهدلیل نقش فعال رئیس ارتش پاکستان، فیلد مارشال عاصم منیر افزایش مییابد: «این موضوع محتملتر است، میدانید چرا؟ چون فیلد مارشال کارش را بهخوبی انجام میدهد».
بر اساس برخی گزارشها، هیئتهای ایرانی و آمریکایی در دور اول مذاکرات، یادداشتهایی از طریق منیر رد و بدل کردند.
اما در مورد «ارتباط با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و رهبری ایران»، در واقع دقیقاً به همین دلیل بود که نامزدی منیر برای هر دو طرف ایدهآل تلقی شد. همانطور که روزنامهٔ نیویورک تایمز در آن زمان نوشته بود: «روابط نزدیک سید عاصم منیر با سپاه پاسداران به او امکان میدهد پیامها را میان طرفهای درگیر منتقل کند».
همین امر در مورد پاکستان نیز صدق میکند، که به عنوان «متحد خائن» و «سکوی غیرقابل اعتماد» شناخته میشود. باز هم، در میان گزینههای دیگر (از جمله ترکیه، عمان و سایر مکانها)، هر دو طرف آگاهانه و آشکارا پاکستان را انتخاب کردند. دلایل آن کاملاً واضح است: پاکستان هم با ایران هممرز است و هم روابط دیرینه و نزدیکی با پادشاهیهای نفتی و کاخ سفید دارد. اما از همه مهمتر، خود پاکستان نیز در پایان دادن به این درگیری منافعی دارد. همانطور که بیبیسی نوشت، «پاکستان موقعیت منحصر به فردی دارد. زیرا، مورد اعتماد آمریکا، ایران و کشورهای خلیج فارس است».
حالا، این سؤال مطرح میشود: چه کسی و چرا این تبلیغات ضد منیر و ضد پاکستان را راه انداخته است؟
در اینجا، میتوان به عنوان مثال، به گزارش مندرج در روزنامۀ اسپانیایی «الپائیس» اشاره کرد که در آن چنین رویدادی توصیف شده بود: زمانی که میانجیگری پاکستان به مرحلۀ حساس رسیده بود، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، شخصاً با دونالد ترامپ تماس گرفت و او را متقاعد میکرد که با آتشبس موافقت نکند و بر ادامۀ جنگ پافشاری نماید. همچنین میتوان سخنان اسحاقدار، وزیر امور خارجۀ پاکستان را به خاطر آورد که نتانیاهو را صراحتاً متهم کرد که با حمله به تهران، درست زمانی که طرفین آمادۀ نشستن بر سر میز مذاکره بودند، سعی کرد تلاشهای میانجیگرانۀ او را بیاثر کند.
در همین راستا، میتوانیم مصاحبۀ سفیر اسرائیل در هند در اوایل ماه آوریل با خبرگزاری محلی «اخبار بین المللی آسیا» (ANI) را اضافه کنیم که در آن سفیر اظهار داشت که «پاکستان را نمیتوان یک شریک قابل اعتماد» در مذاکرات دانست.
نظر رسانههای غربی حاکی از آن است که در دور دوم، طرفها بیش از هر زمان دیگری به یک راهحل صلحآمیز نزدیک شدند و این مسئله، رهبری اسرائیل را بهشدت نگران کرد. آنها تصمیم گرفتند از بدگمانیهای ترامپ سوءاستفاده کنند و در مورد پاکستان و میانجی اصلی آن بیاعتمادی ایجاد کنند. تنها یک نکته باقی مانده بود: فیلد مارشال منیر در یک تماس شخصی با رئیس جمهور ترامپ، گزارش داد که «محاصرۀ بنادر ایران توسط آمریکا مانع اصلی از سرگیری مذاکرات است» و ترامپ نیز قول داد آن را بررسی کند.
شاید همۀ اینها صرفاً یک تصادف باشد. اما، از سر کنجکاوی جالب است ببینیم که چه کسی مقاله فاکس نیوز را نوشته است. نویسندۀ مقاله زنی است به نام افرات لاختر، فارغالتحصیل دانشگاه تلآویو، که سالها در تلویزیون اسرائیل کار کرده و جایزۀ معتبر «بهترین روزنامهنگار جوان اسرائیل» را دریافت کرده است.
انجام عملیات اطلاعاتی دقیق همیشه به نیروهای ویژهٔ «موساد» نیاز ندارد. گاهی اوقات داشتن عنوان شغلی «خبرنگار خارجی فاکس نیوز دیجیتال در امور بینالملل و سازمان ملل متحد» کافیست.
نقل از: دزن.رو
٣ اردیبهشت-ثور ١۴٠۵
مبارزان کمونیست