دو ترجمه

آیا توافق هسته‌ای جدید بین ایران و آمریکا امکان‌پذیر خواهد بود؟

ترامپ به جای دیپلماسی، به تهران پیشنهاد تسلیم می‌دهد.
نیکولای بابکین (Nikolay BOBKIN)، پژوهشگر ارشد مرکز مطالعات سیاسی و نظامی، آکادمی علوم روسیه، دانشکدۀ مطالعات آمریکا و کانادا
ا. م. شیری- با اینکه فکر می‌کنم «صلاح مملکت خویش خسروان دانند»، اما من هم به عنوان یک شهروند «بی‌حقوق»، بر این باورم که مذاکره بر سر حق طبیعی و قانونی کشور تحت فشار تحریم اقتصادی و تهدید به حملۀ نظامی، از ابتدا یک اشتباه مهلک بود و ادامۀ آن در هر شرایطی، بخصوص، بعد از حملۀ اتمی دو کشور اتمی آمریکا و اسرائیل به کشور ما- دو کشور غیرتاریخی که از قضا هر دو فرزند نامشروع روباه پیر استعمار انگلیس هستند، فرورفتن هر چه بیشتر در باتلاق، اگر نگوئیم خیانت، اشتباه محض است. بنابراین، … از این پس، باید مسلۀ اعلام جرم، تعیین میزان خسارات وارده به کشور و پرداخت غرامت از سوی مهاجمان و اقامۀ دعوی در محاکم قضایی بین‌المللی علیه آن‌ها موضوع مذاکرات آتی باشد نه برنامۀ هسته‌ای، میزان غنی‌سازی اورانیوم و هر هر خواست دیگر آمریکا.
***
در روز ۱۱ فوریه، بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، با دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، در واشنگتن دیدار خواهد کرد. آن‌ها دربارۀ ایران و مذاکرات با تهران گفتگو خواهند کرد. کارشناسان ایرانی معتقدند که نتانیاهو تلاش خواهد کرد تا ترامپ را متقاعد کند که تحریم‌های جدید و سختگیرانه‌ای علیه ایران وضع کند و مانع از دستیابی به یک راه حل دیپلماتیک شود. به گزارش تهران تایمز، پس از مذاکرات اولیه در مسقط در ۶ فوریه، نتانیاهو با عجله به واشنگتن می‌رود. زیرا، از گفتگوی بیشتر بین مقامات دولت ترامپ و دیپلمات‌های ایرانی بیم دارد.
مذاکرات عمان نخستین دور گفتگو بین آمریکا و ایران از زمان حمله به این کشور در تابستان گذشته بود. این جلسه در شرایطی برگزار شد که حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه تقویت شده و تنش‌ها در منطقه پس از تهدیدهای ترامپ مبنی بر حملۀ احتمالی به ایران افزایش یافته است. مذاکرات بدون هیچ پیشرفتی پایان یافت و نشان داد که نبود جنگ، جایی برای دیپلماسی باقی می‌گذارد، هر چند احتمال دستیابی به توافق همچنان کم است. باید دید انتخاب دولت ایالات متحده چه خواهد بود. رئیس جمهور ترامپ مذاکرات با ایران را «بسیار خوب» خواند، اما هشدار داد که عدم توافق منجر به عواقب «بسیار جدی» خواهد شد.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجۀ ایران، بار دیگر «خطوط قرمز» کشورش را در مذاکرات با ایالات متحده مشخص کرد. او تأکید کرد که اگرچه این خطوط بدون تغییر باقی می‌مانند، اما ایران آماده است تا در مورد سایر مسائل، مانند مقیاس و سطح غنی‌سازی اورانیوم، مصالحه کند. عراقچی بارها اعلام کرده است که ایران نه در مورد برنامۀ موشکی خود و نه در بارۀ توقف کامل غنی‌سازی اورانیوم مذاکره نخواهد کرد. این دیپلمات تأکید کرد که اگرچه تاریخ و مکان دقیق دور جدید مذاکرات هنوز مشخص نیست، اما هر دو طرف اطمینان دارند که این مذاکرات به زودی برگزار خواهد شد.
این مذاکرات در ابتدا به عنوان یک مجمع چندجانبه در استانبول برنامه‌ریزی شده بود. قرار بود این نشست با شرکت آمریکا، ایران، ترکیه، قطر، عمان و عربستان سعودی برگزار شود. ایران موفق شد برای مذاکرات با ایالات متحده در عمان به قالب دوجانبه روی آورد. در آنجا فقط موضوع هسته‌ای مورد بحث قرار گرفت. واشنگتن در ابتدا امتناع کرد، اما تحت فشار ترکیه و متحدان خلیج فارس خود که نگران بودند جنگ منجر به درگیری‌های منطقه‌ای شود، موافقت کرد.
آمریکا ممکن است در صورت حمله، به تهدیدهای ایران مبنی بر انتقام‌جویی در منطقه اهمیت ندهد. اما، عواقب آن از قبیل بستن احتمالی تنگۀ هرمز، حملات موشکی به پایگاه‌ها و نظامیان آمریکایی و هرج‌ومرج عمومی در صورت فروپاشی ایران به دلیل یک جنگ طولانی، برای متحدان آمریکا واضح است. با توجه به این وضعیت، تهران ماهرانه از ترس همسایگان خود برای جلوگیری از یک جنگ ناخواسته در زمانی که فشارهای خارجی و مشکلات داخلی رو به افزایش است، استفاده کرده است. اصرار ایران بر کنترل محل، قالب و دستور کار مذاکرات نشان می‌دهد که حتی تحت فشارهای شدید خارجی و داخلی، تهران قصد تسلیم شدن ندارد، بلکه از موضع قدرت مذاکره خواهد کرد.
تحلیلگران آمریکایی معتقدند که تضعیف رژیم ایران می‌تواند شرایط مساعدی برای مداخله نظامی خارجی فراهم کند و سقوط آن را تسریع نماید. با این حال، پیش‌بینی‌های مشابهی پیش از این، در جریان شورش‌های قبلی، صورت گرفته است. نکتۀ کلیدی در اینجا «فروپاشی» و پیامدهای آن است که باعث عدم اطمینان در مورد آینده می‌شود. مارکو روبیو، وزیر امور خارجۀ ایالات متحده، در جلسۀ استماع سنا در مورد پیامدهای احتمالی فروپاشی رژیم ایران، به این عدم اطمینان اذعان کرد. او پاسخ داد که این یک «سؤال بی‌پاسخ» است. توجه به این نکته مهم است که هیچ اپوزیسیون متحد و سازمان‌یافته‌ای با رهبری مشخص که آماده به دست گرفتن قدرت در ایران باشد، وجود ندارد. به احتمال زیاد، قدرت در ایران به دست یک دیکتاتوری نظامی تحت کنترل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خواهد افتاد.
ترامپ در مورد شرایطی که ایران برای جلوگیری از حملۀ آمریکا باید بپذیرد، بیشتر توضیح نداد. با این حال، سه موضوع کلیدی مطرح است. موضوع نخست، درخواست توقف غنی‌سازی اورانیوم توسط ایران است. اما، ایران در حال حاضر اورانیوم را غنی‌سازی نمی‌کند و ظاهراً از زمان حملات اسرائیل و آمریکا در ژوئن گذشته نیز توان انجام این کار را ندارد. اگر این موضوع برای ایالات متحده در تصمیم‌گیری در مورد حمله به ایران، به موضوع تعیین‌کننده تبدیل شود، به این معنی است که صلح یا جنگ به چنان درخواستی بستگی خواهد داشت که در کوتاه‌مدت هیچ اهمیت عملی ندارد.
تعهد رسمی ایران مبنی بر امتناع رسمی از غنی‌سازی اورانیوم می‌تواند در آینده سودمند باشد. اما، رئیس‌جمهور ترامپ به دنبال نتایج سریع است و دورۀ مسئولیت او نیز محدود است. افزون بر این، اگر ایالات متحده به چنین اقدامی تن دهد، به‌طور غیرمستقیم اذعان خواهد کرد که ایران در چنین موضوعاتی نسبت به دولت‌های پیشین آمریکا به وعده‌های خود پایبندتر بوده است. این مسئله به‌ویژه با توجه به خروج از توافق هسته‌ای پیشین که ایران آن را با حسن‌نیت اجرا می‌کرد، آشکارتر می‌شود
مسئلۀ دوم به محدودیت‌های برد و تعداد موشک‌های بالستیک ایران مربوط است. دلایل قانع‌کننده‌ای برای یک توافق منطقه‌ای وجود دارد که تعداد موشک‌ها در خاورمیانه را محدود کند. با این حال، نه دولت ترامپ و نه سایر طرف‌ها توضیح نداده‌اند که چرا چنین محدودیت‌هایی باید فقط در مورد ایران اعمال شود و نه سایر کشورهای منطقه. همچنین مشخص نیست که چرا سیاست‌گذاران ایرانی باید چنین رویکرد نابرابری را بپذیرند. ایران قابلیت‌های موشکی خود را عامل بازدارندۀ کلیدی در برابر حملات موشکی و هوایی بالقوه می‌داند.
دولت اسرائیل به دنبال محدود کردن توانایی ایران برای انجام حملات تلافی‌جویانه است. این امر به اسرائیل اجازه می‌دهد بدون ترس از انتقام ایران، همانطور که سال گذشته اتفاق افتاد، به عملیات تهاجمی شدید‌تری دست بزند. با این حال، هرگونه اقدام اسرائیل ناگزیر بر منافع ایالات متحده تأثیر می‌گذارد، که دوباره به شرکت در عملیات نظامی به نفع اسرائیل مجبور خواهد شد. چنین آزادی عمل برای اسرائیل با منافع ایالات متحده مغایر است.
خواستۀ سوم آمریکا این است که ایران حمایت از گروه‌های منطقه‌ای را که متحد خود می‌داند، متوقف کند. این گروه‌ها عبارتند از حوثی‌ها در یمن، حزب‌الله در لبنان و حماس در فلسطین. اگرچه این گروه‌ها اغلب به عنوان گروه‌های نیابتی شناخته می‌شوند، اما آن‌ها مستقل هستند و اهداف خود را دنبال می‌کنند. این امر به ویژه در مورد حوثی‌ها مشهود است که برخلاف توصیۀ ایران، صنعا، پایتخت یمن را تصرف کردند.
علاوه بر این، حمایت ایران از گروه‌های مختلف، موضوعی است که بدون تعهدات جدید در حال حل شدن است. به دلیل مشکلات اقتصادی و خواسته‌های مردمی برای هدایت منابع به سمت برنامه‌های داخلی، ایران نه تنها در حمایت از متحدان منطقه‌ای، بلکه در تأمین مالی برنامه‌های دفاعی خود نیز با مشکل فزاینده‌ای مواجه است. طبق گزارش مؤسسه تحقیقات صلح بین‌المللی استکهلم ، بودجۀ دفاعی ایران برای سال ۲۰۲۴ تقریباً ۷ میلیارد و ٩٠٠ میلیون دلار تخمین زده می‌شود. این رقم، تقریباً ده برابر کمتر از هزینه‌های دفاعی عربستان سعودی، نزدیک‌ترین همسایه و رقیب منطقه‌ای ایران است که در حال حاضر ۸۰ میلیارد و ٣٠٠ میلیون دلار است.
علاوه بر این، هرگونه درخواستی از این دست، حمایت خارجی را که برخی دولت‌ها از طرف‌های درگیر در بعضی از مناقشات خاورمیانه به عمل می‌آورند، نادیده می‌گیرد. این امر شامل کمک‌های قابل توجه آمریکا به اسرائیل نیز می‌شود. به ایران در حالی گفته می‌شود که حق ندارد یک سیاست منطقه‌ای کامل و مستقل دنبال کند، که سایر کشورها می‌توانند چنین حمایتی را بکنند. نمی‌توان انتظار داشت که رهبری ایران با چنین ادعایی موافقت کند
همان‌طور که مشاهده می‌شود، هیچ‌یک از این مشکلات اعلان جنگ را توجیه نمی‌کند. برای درک اینکه چرا این اتفاق دقیقاً اکنون رخ می‌دهد، باید به سیاست داخلی دولت آمریکا توجه کرد. به‌ویژه به تلاش ترامپ برای منحرف کردن توجهات از مشکلات فوری و نشان دادن موفقیت‌هایی در روابط با ایران که از دستاوردهای سلف او فراتر باشد.
بیش از دو دهه است که مذاکرات هسته‌ای بین ایران و ایالات متحده یکی از دشوارترین مسائل در سیاست جهانی بوده است. این مباحث نه تنها مربوط به برنامۀ هسته‌ای ایران بود، بلکه منعکس‌کنندۀ رویارویی عمیق بر سر برداشت واشنگتن از نقش ایران در ساختارهای سیاسی منطقه‌ای و جهانی نیز هست. همانطور که تاریخ نشان می‌دهد، آمریکا اغلب فشار، تهدید و اجبار را به جای پذیرش واقعیت‌های ژئوپلیتیکی انتخاب کرده است. این رویکرد تنها به بی‌اعتمادی و بی‌ثباتی دامن زده، بلکه با گذشت زمان معلوم شد که راهبرد آمریکا کارساز نبوده و فقط عزم ایران را برای مقاومت تقویت کرده است.
بنیاد فرهنگ راهبردی

آیا توافق هسته‌ای جدید بین ایران و آمریکا امکان‌پذیر خواهد بود؟


٢٢ بهمن- دلو ١۴٠۴

معاون رئیس جمهور آمریکا در ایروان

پیشرفت دیپلماتیک یا نمایش تبلیغاتی؟

آندری آرشف (Andrey ARESHEV)- کارشناس بنیاد فرهنگ راهبردی و ناظر سیاسی

ا. م. شیری- در ارتباط با سفر ونس به ایروان و دیدار با نیکول پاشینیان، با این فرزند وفادار جورج سوروس (تصویر سر صفحه) و سپس، سفر او به باکو و بازدید از مزار «شهدا»، باز هم تکرار می‌کنم: اگر انسان باشی و این داستان‌های بدون شرح «شوروی فروپاشید»؛ «شراکت» آمریکا با آذربایجان و ارمنستان؛ «همکاری نظامی» آمریکا با ارمنستان و آذربایجان؛ «توافقنامۀ عالی» آمریکا با آذربایجان و ارمنستان؛ «شورای صلح» ترامپ؛ نامگذاری گذرگاه زنگه‌زور بنام «جادۀ ترامپ برای صلح و رفاه بین‌المللی» را دوباره بخوانی و به «اصالت» بخشی از بشریت با دل سیر خون گریه نکنی، خیلی حرف است!

ایضاً، هر بار خاطرۀ چنین فجایعی در ذهنم بیدار می‌شود، آرزو می‌کنم کاش قدرتی داشتم که خاک عالم را در مشت بگیرم و بر سر آن دسته از جماعت ایرانی بریزم که در روند نابودسازی اتحاد شوروی با ارتجاعی‌ترین محافل سرمایه‌داری امپریالیستی، با رسانه‌های جاعل، با سازمان‌های تبلیغاتی و جاسوسی جنایت‌کار آن‌ها همصدا شدند؛ سخیف‌ترین ‌دروغ‌ها را ساختند و گفتند و از تجزیه و انحلال این منبع الهام و امید صلح و امنیت جهانی اظهار خوشحالی کردند و هنوز هم به شادمانی کاذب خود ادامه می‌دهند.

*-*-*

جی. دی. ونس از ارسال راکتورهای هسته‌ای کوچک ماژولار به ارمنستان خبر داد.

روز ٩ فوریه، جی. دی. ونس، معاون رئیس جمهور آمریکا، برای یک سفر کاری وارد ایروان شد و پس از آن به باکو سفر کرد. بنا به بیانیه‌های کاخ سفید، این سفر از ابتکارات رئیس جمهور ترامپ حمایت کرده و پروژۀ بین‌المللی (جادۀ ترامپ برای صلح و رفاه) را که توافقات اولیۀ آن سال گذشته حاصل شد، پیش خواهد برد. منطقی است که فرض کنیم برای ترامپ و تیمش که با چالش‌های جدی در داخل کشور روبرو هستند، نشان دادن موفقیت حداقل یکی از پروژه‌های بلندپروازانۀ اعلام شده قبلی «در مرزهای خارجی» بسیار مهم است.

و در واقع، با پشتیبانی تبلیغاتیِ مناسب، می‌شد مسیر موسوم به «جادهٔ ترامپ» میان سرزمین اصلی جمهوری آذربایجان، جمهوری خودمختار نخجوان و ترکیه را با تشریفات و سر و صدا تا پایان دومین دورهٔ ریاست‌جمهوریِ ساکن کنونی کاخ سفید افتتاح کرد و کوشید پیرامون این رویداد هیاهوی تبلیغاتی متناسبی به راه انداخت. و به‌هیچ‌وجه تصادفی نیست که متخصصان شرکت تازه‌تأسیس «توسعۀ » (TRIPP Development Company) اخیراً در کرانه‌های رود ارس مستقر شده‌اند و کار تهیهٔ توجیه فنی ـ اقتصادی و بررسی منطقه‌ای را که قرار است مورد بهره‌برداری قرار گیرد، آغاز کرده‌اند.

با این حال، روشن است که دیدار ونس از ایروان به «جادۀ ترامپ» محدود نشد. معاون رئیس جمهور آمریکا پس از مذاکرات با نیکول پاشینیان، معاون رئیس‌جمهور آمریکا از سرمایه‌گذاری‌های بزرگ پیشِ‌رو در حوزه انرژی هسته‌ای ارمنستان خبر داد: «امروز ما بیانیه‌ای دربارۀ پایان مذاکرات پیرامون توافق همکاری در حوزۀ هسته‌ای، موسوم به «توافق ۱۲۳»، امضا کردیم. این توافقنامه راه را برای شرکت‌های ارمنی و آمریکایی برای اجرای برنامه‌های آینده هموار می‌کند. این توافقنامه نشان‌دهندۀ سرمایه‌گذاری اولیۀ ۵ میلیارد دلاری است و ۴ میلیارد دلار دیگر نیز در ادامه به آن اضافه خواهد شد».

برنامۀه اعلام‌شدۀ ونس برای تضمین ثبات و امنیت انرژی برای آمریکا و ارمنستان که برای هر دو طرف سودمند است، به گفتۀ خودش، «به این معنی است که راکتورهای مدولار کوچک و فناوری آمریکایی به اینجا آورده خواهند شد. آمریکا به ندرت فناوری خود را با چنین اطمینانی به کشورهای دیگر منتقل می‌کند».

لازم به ذکر است که روسیه پیش از این بارها همکاری‌های سودمند متقابل در بخش انرژی هسته‌ای به مقامات ارمنستان پیشنهاد داده است. به عنوان مثال، در ۶ فوریه، الکسی لیخاچف، مدیر کل شرکت دولتی «روس اتم»، در جریان سفر آلن سیمونیان، رئیس پارلمان ارمنستان به مسکو، در مورد پیشرفت کار برای تمدید عمر نیروگاه هسته‌ای ارمنستان (ANPP) با تمرکز دقیق بر ساخت واحدهای جدید انرژی هسته‌ای در ارمنستان، توضیحاتی ارائه داد. طبق بیانیۀ مطبوعاتی «روس اتم»، به ایروان «همکاری جامع، از جمله ساخت نیروگاه‌های بزرگ، متوسط ​​و کوچک و اجرای پروژه‌های مرتبط، از جمله پروژه‌های غیرهسته‌ای» پیشنهاد شده است. پیشنهادهای مشابهی پیش از این در هفته جهانی اتمی که در سپتامبر ٢٠٢۵ در مسکو برگزار شد، به پاشینیان ارائه شده بود. تا همین اواخر، مقامات ارمنستان در حالی که به ترجیح خود برای فناوری‌های «مدولار» آمریکایی اشاره می‌کردند، که صرفاً ناشی از ملاحظات اقتصادی نیست، پاسخ مشخصی ندادند.

مخیتار هایراپتیان، وزیر صنایع پیشرفته، اعلام کرد که ایالات متحده مجوز صادرات برای فاز دوم شرکت «Firebird AI»، شرکتی که در زمینۀ فناوری‌های زیرساخت ابری و هوش مصنوعی فعالیت می‌کند، صادر کرده است. در نوامبر ۲۰۲۵، شرکت«Firebird AI» مجوز اجرای فاز نخست این پروژه را برای ساخت یک مرکز داده بزرگ هوش مصنوعی با استفاده از تراشه‌های شرکت «NVIDIA» دریافت کرده و از سرمایه‌گذاری اولیۀ ۵۰۰ میلیون دلاری خبر داده بود. به گفته معاون رئیس‌جمهور، «… پیش از هر چیز، این یک توافق فنی فوق‌العاده است که ایالات متحده با افتخار آن را برای شرکت«NVIDIA» تأئید کرده است. این توافق بازارها و فرصت‌های شغلی جدیدی را هم برای شرکت‌ها و کارگران آمریکایی و هم برای ارمنستان ایجاد می‌کند. سخن از تراشه‌هایی می‌رود که اکثر کشورهای جهان به آن‌ها دسترسی ندارند و نمی‌توانند هم داشته باشند. اکنون این فناوری‌ها در ارمنستان مستقر شده و به کار گرفته خواهند شد و روند استقرار آن‌ها از همین حالا آغاز شده است».

علاوه بر توسعۀ تعدادی از حوزه‌های فناوری پیشرفته، زیرساخت‌هایی که تحت نظارت «فایربرد» ایجاد می‌شوند، به بازیگران علاقه‌مند اجازه می‌دهند جریان‌های اطلاعاتی قابل توجهی را نه تنها در قفقاز، بلکه در خاورمیانه نیز دستکاری کنند، که عملاً توافق‌نامۀ امضا شده بین دولتی روسیه و ارمنستان در آوریل ٢٠٢٢ در مورد همکاری در امنیت اطلاعات و موارد دیگر را نفی خواهد کرد.

قابلیت‌های اطلاعاتی ایالات متحده همچنین با فروش تأئیدشدۀ پهپادهای شناسایی «V-BAT» به ارزش ۱۱ میلیون دلار توسط پاشینیان به ارمنستان تقویت خواهد شد، که البته با بهترین نیات تنظیم شده است: ونس گفت: «بهترین راه برای تضمین صلح، ایجاد بازدارندگی واقعی است و بهترین راه برای ایجاد بازدارندگی، داشتن بهترین فناوری نظامی در جهان است». و افزود که واشنگتن چنین فناوریی را در اختیار دارد و قصد دارد همکاری دفاعی با ایروان را توسعه دهد. با این حال، با توجه به تشویق فعال کاخ سفید از مشارکت ارمنستان در پروژه‌های ارتباطی آذربایجان و ترکیه، هنوز مشخص نیست که ایروان دقیقاً چه کشوری را با فناوری نظامی آمریکا «واقعاً بازدارندگی» خواهد کرد. به راحتی می‌توان فرض کرد که این به روسیه و ایران اشاره دارد که گروه ضربت پنتاگون در خلیج فارس آن‌ها را هدف قرار داده است. به همان اندازه مهم است که اگر پیش‌تر دسترسی به فناوری‌های نظامی غربی به‌طور رسمی با واقعیت عضویت ارمنستان در سازمان پیمان امنیت جمعی محدود می‌شد، اکنون ظاهراً این وضعیت تغییر کرده است. بدین معنی که خود گواه برخی جابه‌جایی‌ها در توازن‌های منطقه‌ای به شمار می‌رود.

حضور جی‌هاب هلبرگ، معاون وزیر امور خارجۀ آمریکا در امور رشد اقتصادی، انرژی و محیط زیست در دولت ترامپ، در میان اطرافیان ونس از اهمیت بالایی برخوردار است. هلبرگ، طراح و از توسعه‌دهندگان طرح نئواستعماری پاکس سیلیکا، که به خاطر احساسات ضد چینی‌اش شناخته می‌شود، پیش از این مشاور ارشد الکس کارپ، مدیرعامل پالانتیر تکنولوژیز بود. طبق منابع عمومی، این تاجر ۳۶ ساله در ده‌ها شرکت فعال در حوزۀ هوش مصنوعی، دفاع و فناوری مالی، از جمله در کمپانی‌های «OpenAI»، «Anduril Industries»، «SpaceX»، «The Boring Company» و «Neuralink» سهام دارد.

طبیعتاً، طرفداران «نظم نوین جهانی» (یا اردوگاه کار اجباری الکترونیکی) مبتنی بر فناوری پیشرفته و هوش مصنوعی، علاقه خاصی به مسائل بشردوستانه‌ای که می‌تواند گفتگوی پویا و رو به رشد واشنگتن با ایروان و باکو را پس از فروپاشی «مسئله قره باغ» پس از وقایع سال‌های ۲۰۲۰-۲۰۲۳ تحت الشعاع قرار دهد، ندارند. در آستانه ورود ونس، نمایندگان سازمان بین‌المللی «همبستگی مسیحی» ابراز اطمینان کردند که او بازگشت زندانیان ارمنی محبوس در باکو و پایان آزار و اذیت روحانیون در خود ارمنستان را تسهیل خواهد کرد. با این حال، نه ونس و نه پاشینیان هیچ اظهار نظر عمومی در این مورد نکردند، که کاملاً قابل پیش‌بینی بود.

بدیهی است که پیروان «نظم نوین جهانی» (یا اردوگاه کار اجباری الکترونیکی) که بر فناوری‌های پیشرفته و هوش مصنوعی استوار است، چندان علاقه‌ای به مسائل انسانی ندارند؛ مسائلی که می‌تواند گفت‌وگوی رو به گسترش واشنگتن با ایروان و باکو را پس از به فراموشی سپرده شدن «مسئلۀ قره‌باغ» در نتیجۀ رویدادهای سال‌های ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۳ خدشه‌دار کند. در آستانۀ سفر ونس، نمایندگان سازمان بین‌المللی «همبستگی مسیحی» ابراز اطمینان کردند که او به بازگشت اسیران ارمنیِ نگه‌داشته‌شده در باکو و نیز به توقف آزار و پیگرد روحانیت در خودِ ارمنستان کمک خواهد کرد. با این حال، نه ونس و نه پاشینیان هیچ اظهار نظر عمومی در این مورد نکردند، البته که کاملاً قابل پیش‌بینی بود.

همانطور که در بالا ذکر شد، معاون رئیس جمهور آمریکا ایروان را برای انجام مذاکرات در باکو ترک کرد. کاخ سفید اکنون برای لغو متمم ۹۰۷ «قانون حمایت از آزادی» مصوب ۱۹۹۲ که تا حدودی مانع همکاری‌های نظامی-فنی کامل بین دو کشور می‌شود، تلاش می‌کند. در آستانۀ سفر ونس، دومین جلسۀ هیئت اتاق بازرگانی ایالات متحده از اوت ۲۰۲۵ در سواحل دریای خزر برگزار شد. در این جلسه، رهبران شرکت‌های پیشرو محلی و سایر نهادها، از جمله شرکت نفت و گاز آذربایجان، صندوق دولتی نفت، پاشا هلدینگ و آژانس توسعۀ صادرات و سرمایه‌گذاری آذربایجان (AZPROMO) حضور داشتند. این احتمال وجود دارد که از آن‌ها خواسته شود تا در صندوق «جادۀ ترامپ برای صلح و رفاه» که ونس در ایروان اعلام کرد، مشارکت کنند و «سرمایۀ خصوصی» را برای ساخت راه‌آهن و خطوط لوله جذب کنند. اگرچه هنوز مشخص نیست که این ایده چقدر عملی خواهد بود، اما در مورد جدی بودن اهداف کاخ سفید نمی‌توان تردید کرد. سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجۀ روسیه، اخیراً خاطرنشان کرد: «آمریکایی‌ها می‌خواهند تمام مسیرهای تأمین انرژی به تمام کشورهای پیشرو، تمام قاره‌ها را به زیر سیطرۀ خود درآورند». به گفتۀ واهه داوتیان، محقق ارشد مؤسسۀ بلورشناسی و جامعه‌شناسی آکادمی علوم روسیه، «جادۀ ترامپ برای صلح و رفاه، عملاً حضور واشنگتن در گذرگاه بین‌المللی اروپا-قفقاز-آسیا را تضمین می‌کند و هم‌زمان امکان حل مجموعه‌ای از مسائل تدارکاتی، انرژی، مواد خام و نظامی- سیاسی، از جمله برقراری کنترل بر منابع معدنی سیونیک و ذخایر اورانیوم آن را فراهم می‌سازد».

بنیاد فرهنگ راهبردی

https://wp.me/pQXdS-3gj

مطالب مرتبط:

ــ کمک‌های سخاوتمندانه و توهمات تحقق‌نیافته

ــ پیوستن ارمنستان به مدار نظامی آمریکا علیه چین و احتمالاً روسیه

ــ رژیم پاشینیان در یک قدمی انجام مأموریت ژئوپلیتیکی خود

ــ جوانب پنهان منشور مشارکت راهبردی آمریکا و ارمنستان

ــ روگردانی ارمنستان از روسیه و تعظیم به غرب

ــ طوفان بر فراز دریای خزر- هم اکنون بر فراز ایروان

٢٢ بهمن- دلو ١۴٠۴