عزم و ارادۀ سرد ایران
آیا آمریکا در رویارویی با جمهوری اسلامی به اقدامات افراطی دست خواهد زد؟
والری بورت (Valery BURT) – روزنامهنگار، مورخ، نویسنده
ا. م. شیری- کار وارونۀ دنیا حیرتانگیز است. دو کشور جعلی، غیر تاریخی، بیپی و ریشه ()، که به دنبال قتلعام، نسلکشی و تار ومار کردن جمعیت بومی در سرزمین دیگران تأسیس شدهاند، برای نابودی ایران باستانی سر از پا نمیشناسند. شوربختانه، نظام مستقر کنونی در میهن ما برای مقابله با چنین قصد پلید رژیمهای تروریست، مسیر «مذاکره» را در پیش گرفته است و حتی، بیتوجه به حملۀ تروریستی در حین مذاکره در خرداد ماه و تکرار آن در دی ماه سال جاری، بجای شکایت و درخواست غرامت از مهاجمان، باز هم به این مسیر آزمودهشده ادامه میدهد. آخرین دور مذاکرات نمایندگان آمریکا و ایران در مسقط در ١٧ بهمن و تصمیم به ادامۀ آن در آینده، این پرسش را در ذهن مطرح میکند، که مقامات ایران برای گرفتن چه امتیاز بزرگی از آمریکا تن به چنین ذلت و خواری میدهند؟
*-*-*
فراموش نکردهایم که مذاکرات بین دو کشور پس از حمله اسرائیل به ایران در ژوئن گذشته، به حالت تعلیق درآمد. تهران در آن زمان محکم پایداری کرد. رهبران جمهوری اسلامی اکنون قصد ندارند موضع خود را تغییر دهند. به نظر میرسد آنها فراموش کردهاند که تنها چند هفته پیش، رژیم زیر فشار معترضان میلرزید و خیابانها به معنای واقعی کلمه و به صورت مجازی شعلهور بودند.
سیاستمداران آمریکایی نباید انتظار داشته باشند که فرستادگان تهران ضعف نشان دهند. گاردین مینویسد: «دیپلماتهای ایرانی بسیار باتجربه هستند و هرگز ضعف نشان نمیدهند. آنها مایلند در مورد هر چیزی که قابل بحث باشد، گفتگو کنند. به گفتۀ وندی شرمن، مذاکرهکنندۀ ارشد توافق هستهای با ایالات متحده از سال ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۵، عبارت مورد علاقۀ ایرانیها «باز هم مسئلۀ دیگری هست»، بود. شرمن یادآوری میکند که تیم مذاکرهکنندۀ ایرانی از نظر حقوقی زیرک، مقاوم، آماده و سرسخت بود».
همچنین جا دارد سخنان دونالد ترامپ را به خاطر آوریم که در جریان آخرین تشدید روابط بین ایران و ایالات متحده در ژوئیۀ ۲۰۱۹ در توییتر نوشت: «فقط به یاد داشته باشید: ایرانیها هرگز در جنگی پیروز نشدهاند، اما هرگز در مذاکره شکست نخوردهاند»!
با این حال، ترامپ به سمت آنها بازگشت. منتها، در متن تشدید قدرتمند نظامی…
چند هفته پیش، در جریان اعتراضات گسترده علیه نظام حاکم، همه انتظار داشتند آمریکا به ایران حمله کند. به نظر میرسد رئیس جمهور ترامپ از قبل آماده بود ایران را به دلیل «سرکوب وحشیانۀ اعتراضات» و از سرگیری برنامۀ هستهای مجازات کند. اما، دلایلی برای مهار شور و شوق ارتش پیدا کرد. با این حال، این بدان معنی نیست که او کاملاً از برنامۀ خود صرف نظر کرده است.
شانس موفقیت مذاکرات چقدر است؟
نه زیاد. موانع بسیاری وجود دارد که به نظر میرسد هر دو طرف به حل آنها تمایل ندارند و صرفاً تشریفات دیپلماتیک را رعایت میکنند. اما این نیز قطعی نیست که در صورت شکست مذاکرات، آمریکا لزوماً به ایران حمله خواهد کرد.
مارکو روبیو، وزیر امور خارجۀ آمریکا، اخیراً اذعان کرد که ایالات متحده برنامۀ عملیاتی مشخصی در مورد ایران ندارد. کاملاً واضح است که ارتش کار خود را به روشی خواهد کرد که همه را از وحشت به لرزه خواهد انداخت.
اما بعد چه اتفاق خواهد افتاد؟ گزینهها فراواناند و همه ناامیدکننده. ایران تهدید کرده است که در پاسخ، با موشکهای بالستیک به اسرائیل و پایگاههای آمریکایی در منطقه حمله خواهد کرد. تقریباً هیچ تردیدی نیست که تهران در صورت تهاجم هوایی آمریکا دست به چنین اقدامی بزند. ایران توان نظامی کافی در اختیار دارد، شاید حتی بیش از زمان جنگ ۱۲روزه سال گذشته با اسرائیل. افزون بر این، فرماندهان ایرانی بیتردید در بارۀ یک راهبرد تازه نیز اندیشیدهاند.
اما آنها میتوانند برخی از ذخایر قدیمی خود را نجات دهند. به عنوان مثال، با استفاده از مین، قایق و پهپاد، تنگه هرمز را که روزانه ٢٠ میلیون بشکه نفت خام، میعانات گازی و محصولات پالایششده از آن عبور میکند، ببندند. این یک فاجعه برای صدها تاجر از کشورهای مختلف خواهد بود.
تلاش آمریکا، حتی اگر بیسابقه و قدرتمند باشد، اما برای سرکوب رژیم تهران و تضعیف ظرفیت نظامی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، به هزینهها و تلاشهای عظیمی نیاز خواهد داشت. با این حال، ممکن است حاکمیت تهران حفظ شود. ولی اگر سقوط کند، کشور در هرجومرج بیسابقه فروخواهد رفت و ممکن است سراسر خاورمیانه در میان شعلههای سوزان آتش گرفتار شود.
«محور مقاومت» – حزبالله، حماس و حوثیهای یمن را نیز نباید نادیده گرفت. اگرچه آنها در اثر حملات اسرائیل و تغییر رژیم در سوریه به شدت آسیب دیدهاند، اما بعید است بیکار بنشینند. البته، ممکن است گروههای اسلامی دیگری نیز دوباره ظهور کنند.
پس ترامپ چه باید بکند؟ عقبنشینی؟ یا پیشروی؟
نشریۀ «میدل ایست آی» دو سؤال بسیار جدی مطرح میکند: «آیا واقعاً کسی فکر میکند که انقلاب اسلامی که هشت سال جنگ، از جمله، حملات شیمیایی صدام حسین، تحریمها و تلاشهای ترور را پشت سر گذاشته، مانند خانۀ پوشالی در مواجهه با ترامپ فروخواهد ریخت»؟
آیا این فکر واقعاً ممکن است ایران از الگوی عراق پیروی کند؟ از تاریخ ۲۲ مه ۲۰۰۳ که جورج دبلیو بوش، رئیس جمهور وقت آمریکا یک فرمان اجرایی امضا کرد، تمام درآمدهای حاصل از فروش نفت عراق مستقیماً به حسابی در بانک فدرال رزرو نیویورک واریز میشود.
… در اسرائیل مشتاقانه منتظر تصمیمات ترامپ هستند. محافل نظامی این کشور معتقدند که جمهوری اسلامی برنامۀ موشکهای بالستیک خود را نوسازی کرده است. به گزارش جروزالم پست، سپهبد ایال زامی، رئیس ستاد کل نیروهای دفاعی اسرائیل، هشدار داد که ایران میتواند تولید موشکهای بالستیک را به ۳۰۰ فروند در ماه افزایش دهد و ظرف چند سال از سطح تولید قبلی خود فراتر رود.
تحلیلگران اسرائیلی نگرانند که اگر ایران در سالهای آینده، زمانی که ۶۰۰۰، ۸۰۰۰ و ۱۰۰۰۰ موشک در زرادخانۀ خود ذخیره کند، حتی ساختارهای دفاعی چندلایۀ اسرائیل نیز نتوانند با چنین حجم عظیم حمله مقابله کنند.
ارتش اسرائیل همچنین به عوامل خطرناک دیگری نیز توجه دارد. از اوایل ژوئن سال گذشته، ایران از بخشهایی از کشور به سمت اسرائیل موشک شلیک کرد که هواپیماهای اسرائیلی به آنها دسترسی نداشتند. علاوه بر این، جمهوری اسلامی از تاکتیکهای پرتاب سریعتر موشکهای بالستیک، از جمله از زیر زمین و از مهمات خوشهای برای وارد کردن حداکثر خس
قدرتهای غربی علیه ایالات متحده
آیا امپراتوری باید سقوط کند؟
پلاتون [افلاطون] بسدین (Platon BESEDIN)، تحلیلگر سیاسی، نویسندۀ کتابهای داستانی و روزنامهنگاری
ا. م. شیری- در این واقعیت که باز هم یک طعمۀ عظیم (تقسیم جهان) باعث بروز اختلاف بین یک هیولای خونخوار (آمریکا) و چندین توله کفتار گرسنه (اروپا) شده است، تردیدی نیست. اما اینکه در این جنگ، هیولا موفق خواهد شد یا تولهکفتارها، به عوامل متعددی، از جمله، به اقدامات مؤثر جنوب جهانی بستگی دارد.
*-*-*
پیشگوییها در بارۀ ترامپ میتواند به واقعیت بپیوندد
دونالد ترامپ با دو تنش رسانهای جدید روبرو است. و این اوکراین نیست. در واقع تنشهای رسانهای بسیار بیشتری وجود دارد. اما دو مورد از آنها بیشتر از بقیه فعال شدهاند: یکی داخلی و دیگری خارجی. یکی از اینها مینهسوتاست، که اعتراضات گسترده علیه سیاستهای مهاجرتی واشنگتن در جریان است و دیگری، گرینلند است، که ترامپ و البته اطرافیانش، برای تصرف آن به شدت علاقهمند هستند. گرینلند به عنوان سکوی پرش برای کنترل مناطق اطراف و جایی برای استخراج منابع کانی اهمیت دارد. اما مینهسوتا سادهتر است: فقط باید آرام باشد.
من از علوم سیاسی، یا بهتر بگویم از آن نوعی که در تلویزیون و رسانههای اجتماعی به خوردمان میدهند، خیلی دورم. بنابراین، حرفهای قدیمی و جدید در مورد غربِ رو به زوال و آمریکای در شُرُف فروپاشی را، به عبارت ساده، بیش از حد خوشبینانه و بیاساس تصور میکنم. ما دیدیم که فعالان «BLM» [جنبش غیرمتمرکز برای مبارزه با نژادپرستی، خشونت پلیس و بیعدالتی نظاممند علیه سیاهپوستان. م] شهرها را در مینوردند و به آتش میکشند. همچنین دیدیم که نگهبانان بیرحم به طرفداران ترامپ که به ساختمان کنگره حمله میکنند، شلیک میکنند.
اما آن گذشت و اتفاق خاصی نیفتاد. واشنگتن همچنان پابرجاست. هرچند تماشای اینکه «کانال یک» روسیه بعد از مدتها بالاخره بهموقع فهمید و در پایان فیلم «برادر دوم» زیر ترانهٔ «خداحافظ، آمریکا!» تصاویری از غارتها و اغتشاشات در آمریکا را پخش کرد، واقعاً دیدنی بود. این کار، البته، بعد از مدتها، هوشمندانه و ظریف بود. با این حال، بندبازان خطدار بهخوبی از پس ماجرا برآمدند. افزون بر این، آمریکا اکنون در اوج است: فشار میآورد، ادعاهایش را تحمیل میکند، هم نفت استخراج میکند حتی از ونزوئلا و هم فلزات خاکیِ کمیاب بهدست میآورد.
در آنجا، جمع واقعاً عجیبی دوره هم جمع شده است. دو غول فناوری- ماسک و تیل- طالب قدرت مطلق هستند. آنها بسیار جاهطلبتر از هر کس دیگرند. آنها به چیزی کمتر از بردگی دیگران رضایت نمیدهند. فتح کردن، مطیع ساختن، روش آنهاست. میتوانیم ادامه دهیم، اما تصویر خانوادۀ آمریکایی، همانطور که مرلین منسون میگوید، کاملاً آشکار است. و البته ترامپ – واقعاً جنجالی است!
به نظر میرسد همه چیز تحت کنترل است. اما، این گروه ممکن است یک نقطهضعف داشته باشد: آنها گمان میکنند آسیبناپذیرند و بیش از حد تمامیتخواهند. گرینلند که زیاد از آن سخن میگویند، اما آن را واگذار نمیکنند، بیشتر به یک بت شباهت دارد، دیوار مرزی با مکزیک که ترامپ پیشتر دربارۀ آن صحبت کرده بود، در ابتدا برای بسیاری دست نیافتنی به نظر میرسید. آیا اروپا آماده است از این جزیرۀ باشکوه، اما یخی، دست بردارد؟ گمان میکنم نه، البته که نه. اما اینجا پرسش دیگری پیش میآید: اصلاً چه کسی قرار است از اروپا بپرسد؟ در نگاه اول، به نظر میرسد که اروپا کاملاً مطیع ایالات متحده است. هر چه آقای کاخ سفید بگوید، آنها همان خواهند کرد. و اصلاً چه کسی آنجا میتواند مخالفت کند؟ شخصیتهایی مانند مرتس و ماکرون؟ آدم دلش میخواهد فریاد بزند: دیگر کسی مثل دوگل نیست! و او را هم که نمیتوان زنده کرد.
با این حال، تحقیر نمیتواند برای همیشه دوام بیاورد. دیر یا زود، بردگان، اگر شورش نکنند، حداقل برای شورش تلاش خواهند کرد. در سال ۲۰۲۴، فیلم «جنگ داخلی» ساخته الکس گارلند (که در اینجا به نام «سقوط امپراتوری» ترجمه شده است) روی پردۀ سینما رفت و این یک اثر بسیار جالب است. من در مورد معانی پنهان که بدون شک وجود دارند، صحبت نمیکنم. بار دیگر تأکید میکنم که شخصیت کریستن متوجه شد، که با ورطه روبرو میشود و به آن خیره میشود، زیباست. من از بدیهیات صحبت میکنم.
داستان دربارۀ این است که طبق روایت فیلم، در آمریکا جنگ داخلی آغاز میشود. شورشیانِ ایالتهای کالیفرنیا و تگزاس (که در واقعیت ایالتهایی کاملاً متفاوت با جمعیتهایی متفاوت هستند) به واشنگتن یورش میبرند تا در نهایت رئیسجمهور آمریکا را که بسیار شبیه ترامپ است، به رگبار گلوله ببندند. هشدار لو رفتن داستان (ها ها!): آنها موفق میشوند. اما این شورشیان عجیب و غریب نیروهای غربی نامیده میشوند و به دهقانان چاقو، کلت و تفنگ ام١۶ به دست شباهت ندارند، بلکه شبیه یک ارتش واقعی هستند. چرا؟ چون ارتش همین است. مشخصتر بگوییم: کارگردان فیلم، ناتو را بهعنوان نیرویی که به واشنگتن حمله میکند، به این شکل به تصویر کشیده است. و ماجرا نیز دقیقاً از مسئلۀ مهاجران آغاز میشود.
به الکس گارلند پول پرداخت شد تا یک فیلم علیه ترامپ بسازد. اما، او در جایگاه یک هنرمند بزرگ، یک فیلم بسیار هوشمندانهتر، فیلمی در این بارۀ که غرب اصلاً جمعی یا متحد نیست و روزی این تناقضات میتوانند به درگیری آشکار فرارویند، ساخت. موضوع فیلم این است که چگونه خود آمریکا از هم پاشیده و رؤیای آمریکایی مرده است. این مانند داستانهای علمی تخیلی به نظر میرسد. اما من مطمئنم که فیلم هوشمندانه و تحت یک شرایط خاص، نوعی پیشگویی است. به خصوص اگر به تحقق آن کمک کنیم. در واقع میتوانیم به تحقق آن کمک کنیم و فیلمنامۀ خودمان را بنویسیم. همانطور که یک مو سرخ زمانی خواند: «و تاریخ دروغهای جنگهای داخلی ما را پنهان میکند». اما دروغها باید فاش شوند.
بنیاد فرهنگ راهبردی
٢١ بهمن- دلو ١۴٠۴
ارت استفاده کرد.
این روزنامه یادآوری میکند که در ژوئن ۲۰۲۵، تنها ۳۶ موشک ایرانی به خطوط دفاعی ارتش اسرائیل نفوذ کرده و ویرانی گستردهای به بار آوردند. سپس پرسشی تکاندهنده مطرح میکند: «تصور کنید اگر نه ۳۶ موشک، ۳۶۰ موشک بود چه؟!»
یک پرسش مهم دیگر هم ذهن مقامات دولت یهود را به خود مشغول کرده است: آیا در صورت وقوع درگیری، آنها ناگزیر به آن وارد خواهند شد؟ البته، پاسخ این سؤال بلافاصله پس از به صدا درآمدن آژیرهای حمله هوایی در اسرائیل که از نزدیک شدن موشکهای ایرانی خبر دهند، آشکار خواهد شد.
ناگفته روشن است که تلآویو به حملۀ آمریکا به جمهوری اسلامی بشدت علاقهمند است تا بتواند توان نظامی آن را تا حد ممکن تضعیف کند. این یکی از اهداف اصلی اسرائیل است. هدف نهایی آن، نابودی رژیم حاکم است. بنابراین، اسرائیل با بیم و امید اوضاع را زیر نظر دارد.
بنیاد فرهنگ راهبردی
٢١ بهمن- دلو ١۴٠۴
مبارزان کمونیست