آمریکا از کوبا چه میخواهد؟
لئونید ساوین (Leonid SAVIN)، دانشمند علوم سیاسی، کارشناس مسائل بینالملل
ا. م. شیری: «کمونیسمهراسی»، بیماری مزمن فسیلهای عهد باستانی دولت پنهان آمریکا، که این بار در قد و قوارۀ یک قمارباز عربدهکش بنام دونالد ترامپ عود کرده، قصد دارد ثروت و داراییهای کوبای انقلابی را به داشتههای سرقتی قمارخانههای سرمایهداری امپریالیستی اضافه کند. و گرنه، جزیرۀ کوچک آزادی که قریب هفت دهه تحت محاصرۀ کانگسترهای لات و لمپن به سر میبرد، چه خطری میتواند برای دولت مخفی آمریکا ایجاد کند.
*-*-*
علاوه بر مؤلفۀ ایدئولوژیک، یک زمینه و انگیزۀ اقتصادی نیز در اقدامات دولت ترامپ وجود دارد.
پس از اظهارات دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، دربارۀ ضرورت انجام کودتای ضد دولتی در کوبا تا پایان سال ۲۰۲۶ و اعمال محدودیتهای جدید، از جمله، لغو تمامی پروازهای هوایی از آمریکا به کوبا، این اقدامات در «جزیرۀ آزادی» (و نه فقط در آنجا) بهعنوان مداخلۀ آشکار و خشن در امور حاکمیتی یک کشور مستقل و جلوۀ دیگری از واپسین تقلاهای نئوامپریالیسم واشنگتن تلقی شد.
با اینکه تاریخ روابط آمریکا و کوبا پس از انقلاب ۱۹۵۹ همواره با دشمنی مستمر از سوی «یانکیها» همراه بوده است، مرحلۀکنونی در متن عملیات ژانویه برای ربودن نیکولاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا و همسرش سیلیا فلورس، و همچنین تهدید ایران به بمباران، موجب نگرانی عمیق جامعۀ جهانی شده است.
علاوه بر این، مارکو روبیو، وزیر امور خارجۀ آمریکا، نسبت به دولت انقلابی کوبا، دولتی که دههها متوالی الگوی سیاسی جایگزین به جهان عرضه کرده است، خصومت شخصی دارد. همچنین شکست آمریکا در خلیج خوکها در سال ۱۹۶۱ ضربۀ جدی به اعتبار واشنگتن بود و عملاً نخستین پیروزی بر «یانکیها» در نیمکرهٔ غربی به شمار میرفت. این کینه علیه کوبا با درخواستهای واشنگتن به پرداخت غرامت برای الیگارشهای فراری که اموالشان پس از انقلاب ملی شد، تشدید شده است. تحریمهای آمریکا در خصوص ورود کشتیها، از جمله کشتیهای تفریحی کروز، نیز با همین موضوع مرتبط است.
اما کوبا ثروتهایی نیز دارد که تاجرانی مانند ترامپ مایل به تصاحب آنها هستند. این شامل نه تنها حوزۀ گردشگری، که بخش قابل توجهی از درآمد خزانهداری دولت را تشکیل میدهد، بلکه معدن، تولید مواد شیمیایی و صنایع مرتبط نیز میشود. اگرچه در سالهای اخیر شاهد کاهش تولید نفت خام، آهک، سیمان، اسید سولفوریک و سایر بخشها بودهایم، اما بخشهای خاصی نیز شایستۀ توجه ویژه هستند.
در ماه مه ۲۰۲۳، کارخانۀ فولاد خوزه مارتی (آنتیلانا دِ آسرو)، به عنوان بخشی از همکاری کوبا و روسیه، فاز اول تولید کورۀ قوس الکتریکی ساخت روسیه را راهاندازی کرد. ظرفیت تولید کورۀ قوس الکتریکی ۲۲۰ تا ۲۳۰ هزار تن فولاد مایع در سال است.
نوسازی کارخانۀ فولاد هاوانا با وام از روسیه آغاز شد. واضح است که این بخش با منافع روسیه پیوند دارد.
روی و سرب در رتبههای بعدی قرار دارند. در سال ۲۰۲۳، تولید روی کوبا با ۱۲ درصد افزایش، از ۵۲۰۰۰ تن در سال ۲۰۲۲ به ۵۸۰۰۰ تن رسید که این رشد به لطف افزایش تولید در معدن کاستلانوس، متعلق به شرکت «Empresa Minera del Caribe Santa Lucía S.A. Emincar»، تنها شرکت تولیدکنندۀ سرب و روی در کوبا، حاصل شد. روی و سرب نیز در بخشهای مختلف تولیدی کاربرد دارند.
با وجود این، نیکل و کبالت سودآورترین مواد معدنی کوبا هستند که در حال حاضر تقاضای زیادی برای آنها وجود دارد.
مؤسسۀ «Cubaníquel»، یک سازمان پیشرو مسئول استخراج، فرآوری و فروش نیکل است، که شامل ۱۴ شرکت، از جمله دو تولیدکنندۀ این مادۀ کانی بنامهای فرمانده پدرو سوتو آلبا و فرمانده ارنستو چهگوارا میباشد.
اولین کارخانه در اواخر دهۀ ۱۹۵۰ تأسیس شد و تولید خود را در سال ۱۹۵۹ آغاز کرد. در آوریل ۱۹۶۰، شرکت آمریکایی که آن را اداره میکرد، از پرداخت مالیات تحت امتیازات اعطاشده توسط دیکتاتور فولخنسیو باتیستا خودداری کرد و متعاقباً کشور را ترک کرد و تمام اسناد فنی را با خود برد. اما تا آوریل ۱۹۶۱، انقلابیون کوبایی توانستند خودشان تولید را از سر بگیرند.
در دسامبر ۱۹۹۴، در دورۀ دشوار پس از انحلال اتحاد جماهیر شوروی، یک سرمایهگذاری مشترک با شرکت کانادایی «Sherritt International» تأسیس شد که در تولید و بازاریابی مخلوطهای سولفید نیکل-کبالت و همچنین تولید، فروش و عرضۀ اسید سولفوریک به شرکتهای ملی تخصص دارد.
کارخانۀ دوم بطور کامل به کوبا تعلق دارد. این کارخانه با همکاری اتحاد جماهیر شوروی احداث شد و تولید خود را در سال ۱۹۸۴ آغاز کرد.
لازم به ذکر است که علیرغم مشکلات تأمین انرژی و تداوم محاصرۀ اقتصادی، تجاری و مالی از سوی آمریکا، معادن کوبا نوسازی شدند و بهرهوری افزایش یافت؛ امری که امکان داد در سال ۲۰۲۴ حجم کل تولید به ۳۲ هزار تن برسد و از شاخصهای سالهای ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ فراتر رود. در سال ۲۰۲۵ شرکت «Sherritt International» در کارخانۀ ترکیبی «Moa Nickel S.A.» واقع در استان اولگین، ۲۵۲۴۰ تن نیکل و ۲۷۲۹ تن کبالت تولید کرد.
خود کاناداییها نیز اذعان میکنند که عدم قطعیت ژئوپلیتیکی در منطقه بر صنعت تأثیر میگذارد. وخامت فعلی روابط بین آمریکا و کانادا نیز یک عامل است. در ماه مارس ٢٠٢۵، داگ فورد، نخست وزیر انتاریو، هشدار داد که اگر آمریکا تعرفههای جدید وضع کند، این استان صادرات برق به ایالتهای هممرز با ایالات متحده را کاهش داده و حملونقل نیکل را متوقف خواهد کرد.
بر اساس گزارش گمرک و حفاظت مرزی ایالات متحده و آژانس خدمات مرزی کانادا، طی سه سال گذشته، تقریباً نیمی از واردات نیکل آمریکا از کانادا بوده است. باز هم دقیقتر، مقصد ۴۰ تا ۵۰ درصد از صادرات نیکل کانادا، ایالات متحده بوده است.
با توجه به فعالتر شدن همکاری کانادا با چین، نمیتوان این احتمال را منتفی دانست که صادرات نیکل به همانسو هدایت شود. دونالد ترامپ در ۲۴ ژانویهٔ ۲۰۲۶ پیشاپیش تهدید کرد که در صورت امضای توافق تجاری جدید میان کانادا و چین، تعرفههای ۱۰۰ درصدی اعمال خواهد کرد.
در این ارتباط این پرسش مطرح میشود که ایالات متحده نیکلی را که برای تولیدات دانش پیشرفته و فناوریمحور به آن نیاز دارد، از کجا تأمین خواهد کرد؟
علاوه بر این، ضرابخانۀ آمریکا و یکی از تأمینکنندگان آن، «Artazn»، در اواخر سال ۲۰۲۵، بررسی راههای کاهش هزینۀ تمامشدۀ تولید سکۀ نیکل را تا سطح کمتر از ۵ سنت آغاز کردند. زیرا، نیکلهای ایالات متحده از ٪۷۵ مس و ٪۲۵ نیکل تشکیل شدهاند و قیمت این فلزات در ۱۰ سال گذشته تقریباً دو برابر شده است.
تنها در سال گذشته، قیمت نیکل بیش از ٪۱۵ افزایش یافته است. و قیمت کبالت نیز بیش از ٪۱۶۰ رشد داشته است. در ژانویۀ ۲۰۲۶، قیمت نیکل ۱۸۵۰۰ دلار به ازای هر تن بود.
و اگر در گرینلند ذخایر منابع طبیعی هنوز باید استخراج شوند و پیش از آن لازم است اکتشافات زمینشناسیِ به عمل آید، در کوبا همهٔ محلهای فعلی و بالقوهٔ ذخایر از پیش شناخته شدهاند.
بر اساس گزارش ادارهٔ کل صنایع معدنی کوبا، با نرخ کنونی استخراج، امکان استخراج و صادرات نیکل برای مدت ۱۷ تا ۲۰ سال دیگر وجود خواهد داشت. البته، کوبا از نظر میزان ذخایر نیکل در رتبهٔ پنجم جهان و از نظر ذخایر کبالت در رتبهٔ سوم قرار دارد
بنابراین، لفاظیهای سیاسی آمریکا در مورد «خطر کمونیستی» از جانب کوبا، انگیزههای اقتصادی کاملاً زمینی نیز وجود دارد. فراتر از مثال نیکل، میتوانیم به مجتمع پالایشگاه نفت در سینفوئگوس نیز اشاره کنیم که در زمان حیات هوگو چاوز و فیدل کاسترو ساخته شد. قرار بود این مجتمع به یک قطب اصلی برای کل منطقه تبدیل شود، اما اکنون در حالت تعلیق قرار دارد. واضح است که واشنگتن نیز به آن چشم دوخته است…
١۶ بهمن- دلو ١۴٠۴
خودداری پرتغال از پاسخگویی در قبال جنایات استعماری خود
ولادیسلاو کلیوچینسکی (VLADISLAV KLYUCHINSKY)، نویسنده، تاریخپژوه
ا. م. شیری: تاریخ استعمار از سال ١۵٠٣، از زمان اشغال جزایر ایرانی خلیج فارس از سوی پرتغال، اکنون فقیرترین کشور اروپا شروع میشود. ابعاد هولناک جنایات این کشور اکنون فقیر را میتوان از این واقعیت حدس زد، که زبان و فرهنگ ملتهای آمریکای جنوبی، آمریکای لاتین و حوزۀ دریای کارائیب بطور کامل نسلکشی شده و جای آنها را زبان و فرهنگ اسپانیولی یا پرتغالی گرفته است.
امروز دیگر به تحقیق میتوان گفت که نوع بشر تمام جنگ و ویرانی، قتلعام و نسلکشی، هر گونه فاجعه و فلاکت، نکبت و نگونبختی، ظلم و ستم، فسق و فجوری را که در طول تاریخ متحمل شده و هنوز هم محکوم است تا آیندۀ نامعلوم متحمل شود، از سایۀ سر اروپاییهاست. پیدایش امپراتوری تروریستی آمریکا، یکی دیگر از جنایات اروپای «متمدن» است. متأسفانه، زرق و برق فریبندۀ اروپا بحساب غارت مستعمرات و دموکراسی بشدت کاذب آن، بخش اعظم بشریت را بطرز حیرتانگیزی دچار توهم ساخته، میدان دید آنها را همچون پردۀ ضخیم آهنی تنگ و تاریک کرده، که توانایی دیدن ابعاد هولناک فجایع تاکنون ادامهدار اروپا و بطور کلی، دنیای غرب را ندارند. اگر کسی در این باره تردید دارد، بگذار خود امتحان کند، مثلاً: علیه همجنسبازی یا دروغی بنام هولوکاست تحقیق کند، مطلب بنویسد.
*-*-*
پرتغالیها، اولین اروپاییهابودند، که واردات بردگان آفریقایی به اروپا را آغاز کردند.
لیسبون در حال آماده شدن برای میزبانی سومین کنگرۀ بینالمللی «منظرۀ استعماری و پسااستعماری: معماری، استعمار، کار» است. این کنگره با حمایت اتحادیۀ اروپا، مرکز تحقیقات اروپا، دانشگاه لیسبون و بنیاد علوم و فناوری پرتغال برگزار خواهد شد.
برگزارکنندگان کنگره با دعوت از شرکتکنندگان برای طرح مسائل مربوط به نابرابری جنسیتی در موضوع معماری استعماری، خاطرنشان میکنند: «تأثیر کار در مقیاس بزرگ بر ایجاد محیط ساختهشده، از جمله طراحی، ساخت و نگهداری زیرساختها، ساختمانها و مناظر، موضوع رایج در تاریخنگاری استعماری است، که در زمینۀ معماری استعماری به طور کامل بررسی نشده است. این سؤال نه تنها برای توصیف جوامع گذشته، بلکه برای درک و حمایت از جوامع معاصر با گذشتۀ استعماری نیز بسیار مهم است».
این نمونۀ بارز چگونگی تلاش قدرتهای استعماری سابق برای منحرف کردن بحث در مورد چنین فصل فاجعهبار در تاریخ بشر مانند استعمار و تجارت برده با تحمیل تفاسیر غیرمستقیم است. معماری در زمینۀ استعمار پرتغال ممکن است موضوع جالبی باشد، اما اهمیت آن بسیار کمتر از مسئولیت مستقیم لیسبون در غارت و قتل جمعیت سیاهپوست کرۀ زمین است. شرکتکنندگان کنگره احتمالاً به رنجی که پرتغالیها بر جمعیتهای آفریقایی تحمیل کردند، اشاره خواهند کرد و حتی ابراز پشیمانی نیز خواهند کرد. اما، هیچکس از لیسبون نخواهد خواست که رسماً عذرخواهی کند و به فرزندان قربانیان غرامت بپردازد. بحث در مورد معماری استعماری و نابرابری جنسیتی سهلتر از بحث در مورد قتل عامهای خونین آفریقاییهاست.
میگل کاردینا، مورخ استعماری معاصر، از «فراموشی سازمانیافته» پیامدهای وحشتناک حکومت پرتغال در آفریقا مینویسد. کاردینا خاطرنشان میکند: «روایتهای رسمی، گسترش دریایی را ستایش میکنند و استعمار پرتغال را بر اساس ماهیت ظاهراً خیرخواهانه آن، بازتفسیر میکنند».
تاریخ پرتغال دربارۀ «قهرمانان سرزمینهای فرادریایی» به ما میآموزد و بسیاری از میدانها و خیابانهای شهرهای پرتغال هنوز نام فرماندهان نظامی را بر خود دارند که رهبری به اصطلاح «کارزارهای صلحآمیز» مردمان مستعمره را در قرنهای نوزدهم و بیستم بر عهده داشتند. در سال ۲۰۰۷، یک نظرخواهی تلویزیونی به آنتونیو دِ سالازار، دیکتاتور سابق، عاشق هیتلر و استعمارگر بیرحم، عنوان «پرتغالی کبیر» اعطا کرد. حتی او آراء بیشتری نسبت به شاه آلفونسو اول، بنیانگذار پرتغال کسب کرد.
در سال ۲۰۱۷، مارسلو ربلو دِ سوزا، رئیس جمهور پرتغال، تجارت برده را یک بیعدالتی تاریخی خواند. اما، نه بر مسئولیت پرتغال در قبال این پدیده زشت، بلکه بر لغو بردهداری توسط پرتغالیها در سال ۱۷۶۱ تأکید کرد. او این واقعیت را که در سال ۱۷۶۱، بردهداری فقط در خود پرتغال لغو شد، چشم پوشید؛ قاچاق انسان در مستعمرات پرتغال تا سال ۱۸۶۹ ادامه داشت. قبل از آن تاریخ، پرتغالیها، اولین اروپاییهایی بودند که بردههای آفریقایی را به اروپا آوردند و تقریباً ۶ میلیون مرد، زن و کودک آفریقایی را بین قرنهای ۱۵ تا ۱۹ از طریق اقیانوس اطلس انتقال دادند.
امپراتوری استعماری پرتغال در اوج خود از آمریکای جنوبی (برزیل) و آفریقا (کیپ ورد، موزامبیک، آنگولا، گینۀ بیسائو) تا آسیا (ماکائو در چین، گوا در هند) و تقریباً تا استرالیا (تیمور شرقی) امتداد داشت. در قرن نوزدهم، پرتغالیها تلاش کردند تا به اصطلاح یک کمربند صورتی (خط ممتد کنترل استعماری از سواحل آنگولا تا سواحل موزامبیک در اقیانوس هند) ترسیم نمایند و آن را روی نقشههای خود به رنگ صورتی رنگآمیزی کنند.
اگر چه این طرح هرگز به طور کامل محقق نشد، اما به پیدایش اصل یک دولت واحد «از (استان پرتغالی) مینهو تا تیمور شرقی» کمک کرد. مساحت متصرفات فرادریایی پرتغال با قلمرو مرز پرتغال و اسپانیا تا مناطق غربی روسیه امروزی برابر بود.
پرتغال نه تنها از طریق تجارت برده، بلکه از طریق تجارت ادویه، چای، قهوه، چوب، طلا، الماس، ابریشم و به ویژه نیشکر، که پایه و اساس نظام سرمایهداری آن دوران و منبع اصلی اقتصاد فراآتلانتیک از همان آغاز بود، نیز ثروتمند شد.
آنگولا، موزامبیک و برزیل یک مثلث استراتژیک را که حضورشان پرتغال را به بازیگر مهم سیاسی و مالی جهانی تبدیل کرد، تشکیل میدهند. پرتغال امروزی، مانند پرتغال استعماری، به دنبال جلوگیری از حضور طولانی مدت سایر قدرتها در مثلث استراتژیک است. زیرا، این امر ایدئولوژی لوستروپالیسم، یعنی وحدت فرهنگی، زبانی و سیاسی مستعمرات گرمسیری پرتغال با کشور مادر را تضعیف میکند.
لیسبون، لوستروپالیسم را به عنوان مبنای ایدئولوژیکی برای اتحاد پرتغالیها، برزیلیها، موزامبیکیها، آنگولاییها، گینهایها و تیموریها در یک ملت سیاسی واحد مبتنی بر زبان پرتغالی و سنتهای دولتی پرتغال میبیند. به رسمیت شناختن ماهیت جنایتکارانۀ استعمار پرتغال به عنوان بخشی از این سنتها، ضربۀ قوی به اعتبار ایدئولوژی لوستروپالیسم وارد خواهد کرد.
از سال ۱۹۶۱ تا ۱۹۷۴، پرتغال جنگ فرادریایی (موسوم به جنگ استعماری) را به راه انداخت و تلاش کرد از استقلال آنگولا، موزامبیک و گینۀ بیسائو جلوگیری کند. در همان زمان، پرتغالیها تلاش کردند از سرنگونی سلطۀ استعماری خود در گوای هند ممانعت کنند. اما، شکست خوردند. ارتش هند، استعمارگران را از گوا، که ۴۵۱ سال تحت حکومت پرتغال بود، بیرون راند.
جنگ فرامرزی نیز بدون کمک اتحاد جماهیر شوروی که برای کشورهای شورشی سلاح تأمین میکرد و دانشجویان آفریقایی را در آکادمیهای نظامی آموزش میداد، با شکست پرتغال به پایان رسید.
قتلعام در روستای ویریامو (موزامبیک) گویای روشهای مورد استفادۀ پرتغالیها در طول جنگ است. در اینجا، در سال ۱۹۷۲، نظامیان پرتغال تقریباً ۳۰۰ نفر از ساکنان، از جمله زنان و کودکان را به دلیل پناه دادن به چریکهای محلی اعدام کردند. پرتغالیها از اعدامهای مخفیانه مخالفان استعمار نیز خودداری نمیکردند. ادواردو موندلین، برجستهترین روشنفکر مقاومت موزامبیک و فارغالتحصیل دانشگاه لیسبون نیز که قبلاً به آن اشاره شد، بدین نحو کشته شد.
بنیاد فرهنگ راهبردی
١۶ بهمن- دلو ١۴٠۴
مذاکره به زور اسلحه
حلقۀ محاصره به دور کوبا تنگتر میشود
دمیتری نفیودوف (Dmitry NEFYODOV)، دانشمند علوم سیاسی، کارشناس مسائل بینالمللی
ا. م. شیری
پایالات متحده برای در هم شکستن ارادۀ مقاومت مردم کوبا تلاش میکند.
کلودیا شینباوم، رئیس جمهور مکزیک، در اول فوریه اعلام کرد که مکزیک به زودی کمکهای بشردوستانه، از جمله مواد غذایی به کوبا ارسال خواهد کرد و این موضوع را که با دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، در مورد وضعیت داخل و اطراف این جزیره صحبت کرده است، تکذیب کرد. رئیس جمهور مستقر در کاخ سفید به خبرنگاران گفت: «ببینید، ما نمیخواهیم شما به آنجا نفت بفرستید. و آنها این کار را نکردند». او افزود که به لطف تلاشهای او، «وضعیت در کوبا در حال حاضر بسیار بد است: نه پولی وجود دارد و نه نفتی».
شینباوم اظهار داشت که دولت او به دنبال «حل همۀ مسائل مربوط به تأمین نفت از طریق روشهای دیپلماتیک و به دلایل بشردوستانه» است. بحران اقتصادی در این جزیره به طور روزافزونی در حال تشدید است و تقریباً هر روز به دلیل کمبود انرژی، ۱۲ ساعت یا بیشتر، برق قطع میشود. پس از عملیات نظامی آمریکا در کاراکاس در ۳ ژانویه، تأمین نفت ونزوئلا به این جزیره قطع شد و مکزیک، که نفت آن قبلاً منبع حیاتی برای کوبا بود، به تأمینکنندۀ اصلی نفت خام و فرآوردههای نفتی تصفیهشده به هاوانا تبدیل گردید.
بنا به برخی گزارشها، مکزیکوسیتی از نزدیک تحرکات همسایۀ شمالی خود را زیر نظر دارد. همسایهای که به هیچ وجه قصد ندارد از برنامههای خود برای خفه کردن کوبا دست بردارد، و این شامل تغییر رژیم در آنجا و صحبتهای کلی در مورد «معامله با کوبا» از موضع قدرت نیز میشود. یک دیپلمات کوبایی که نخواست نامش فاش شود، گفت: «کوبا هرگز از مذاکره با دولت آمریکا امتناع نکرده است و همواره بر این اصرار داشته که مذاکرات باید در شرایط برابری انجام شود و حاکمیت ما محترم شمرده شود». سفارتخانههای اروپایی و آمریکای لاتین برنامههای تخلیه خود را انجام دادهاند. طبق گزارشها، مایک هامر، کاردار آمریکا در کوبا، هفتۀ گذشته در یک جلسۀ توجیهی داخلی به کارکنان سفارت آمریکا توصیه کرد که اگر تا به حال چمدانهای خود را نبستهاند، چمدانهای خود را ببندند و افزود: «کوباییها سالهاست که از «محاصره» [تحریم اقتصادی طولانی مدت ایالات متحده] شکایت دارند… اما اکنون یک محاصرۀ واقعی خواهد بود».
علاوه بر این، نباید فراموش کرد که این جزیرهٔ کوچک توسط پایگاهها و دیگر تأسیسات نظامی ایالات متحده احاطه شده است. وجود چنین تأسیساتی در جزایر همجوار باهاما در نزدیکی کوبا معلوم است. همزمان، مقامات جمهوری دومینیکن که آن هم در فاصلهٔ نهچندان دور از کوبا واقع است، در اواخر نوامبر ۲۰۲۵ به نیروهای مسلح ایالات متحده اجازه دادند بهطور موقت از تأسیسات پایگاه سنایسیدرو (در نزدیکی پایتخت، سانتو دومینگو) و فرودگاه بینالمللی لاسآمِریکاس برای عملیات لجستیکی استفاده کنند.
لوئیس آبینادر، رئیسجمهور این کشور، توضیح داد: «هدف روشن است: تقویت حلقهٔ دفاع هوایی و دریایی که نیروهای مسلح ما از آن پشتیبانی میکنند. این توافق بر ترتیبات موجود سالهای ۱۹۹۵ و ۲۰۰۳ استوار است که تصریح میکنند همهٔ عملیاتها صرفاً با مجوز قبلی و با همراهی مستقیم مقامات دومینیکن انجام خواهد شد».
در ادامۀ این، نقش راهبردی اتحاد نظامی با آمریکا نیز مورد توجه قرار گرفته است: «… از طریق این همافزایی با مهمترین شریک استراتژیک خود، ایالات متحده، ما قابلیتهای نظارتی و عملیاتی نیروهای مسلح خود را تقویت میکنیم».
در سال ۲۰۲۴، وزارت امور خارجۀ آمریکا به بهانۀ مبارزه با هرجومرج و آشوب در هائیتی، از کنگره درخواست مجوز اعزام نیروهای آمریکایی به این کشور کرد، که مدتهاست در رنج است. تصمیم رسمی کنگره مشخص نیست. اما، در هر صورت، تأسیسات اطلاعاتی ایالات متحده مدتهاست که در هائیتی مستقر هستند و عمدتاً کوبا را هدف قرار میدهند. علاوه بر این، کوبا تنها با ۷۰ کیلومتر فاصله از گذرگاه ویندوارد از هائیتی جدا شده است. آمریکا ممکن است نیروهایی خود را برای «محافظت» از این تأسیسات، وارد کند (اگر تاکنون نکرده باشد)؛ امری که پیشتر نیز بارها اتفاق افتاده است.
علاوه بر این، ایالات متحده از نوامبر ۲۰۲۵ در حال نیروهای خود را در هفت تأسیسات نظامی در پورتوریکو، و همچنین در پایگاههای هوایی و دریایی واقع در جزایر نزدیکِ ویِکس (جزایر ویرجین غربی) تقویت میکند. بنا بر اطلاعات موجود، واشنگتن همچنین سعی میکند همسایگان، یعنی جامائیکا (۱) و جزایر کیمنِ انگلیس را به قطع روابط اقتصادی سنتی خود با کوبا وادار کند و حداقل در زمینۀ صادرات مجدد نفت و فرآوردههای نفتی مشارکت نکنند.
برخی از تحلیلگران آمریکایی معتقدند که اعلام وضعیت اضطراری ملی اخیر ترامپ در آمریکا، که ظاهراً «به بهانۀ کوبا» صورت گرفته، مقدمۀ احتمالی برای محاصرۀ کامل کوبا است که با عملیات نظامی و خرابکارانه علیه این جزیره همراه خواهد بود. در دستور اجرایی ترامپ آمده است که «… آمریکا جنایات رژیم کمونیستی کوبا را تحمل نخواهد کرد؛ برای حفاظت از منافع ملی اقدام خواهد کرد و رژیم کوبا را به خاطر اقدامات و روابط بدخواهانهاش پاسخگو خواهد دانست».
در نهایت، کاربرد عبارت «تهدید فوقالعاده»، کوبا را از جایگاه یک عامل صرفاً مزاحمت در سیاست خارجی به یک نگرانی امنیتی برای آمریکا ارتقا میدهد و اعمال فشار بر متحدان و شرکای کاخ سفید را تسهیل میکند. زیرا، از آنها خواسته میشود از میان همکاری با کوبا و خطر قرار گرفتن در معرض تحریمهای ایالات متحده و محدودیتهای مرتبط با آنها، یکی یکی را انتخاب کنند.
اندکی پس از عملیات در ونزوئلا، ترامپ اعلام کرد که «شاید دیگر نیازی به تهاجم نظامی به کوبا نباشد. برای اینکه این کشور خودبهخود سقوط خواهد کرد. کوبا آمادهٔ سقوط است: وضعیتش طوری است که انگار هر لحظه آمادهٔ فروپاشی است». او بعدها گله کرد که آمریکا «تقریباً هیچ ابزار فشاری جز سناریوی مستقیمِ استفاده از زور» در اختیار ندارد. بهویژه از آنرو که به گفتهٔ او، رژیم حاکم بر کوبا «بهدلیل بحران شدید اقتصادی بر لبهٔ پرتگاه قرار دارد». پیامدهای منفی محاصرهٔ سوختی ویرانگر است: بیمارستانها برای صرفهجویی در برق، خدمات درمانی را به خطر میاندازند. حملونقل عمومی بهشدت نامنظم شده است. قطع برقهای ۲۰ ساعته یا بیشتر به آزمون روزانه بدل شدهاند. امتناع رهبری کوبا از تسلیم شدن را به هیچوجه نمیتوان به جزماندیشی یا میل به شهادتطلبی نسبت داد. این تصمیم کوبا بر درک روشن از اهداف کاخ سفید و بر تاریخ طولانی مبارزهٔ ضد استعماری خود استوار است. چشمپوشی از حاکمیت در ازای امتیازهای موقتی، بهمعنای بازگشت به دوران تاریک پیش از ۱۹۵۹، به زمانی خواهد بود که این جزیره ملک طلق مافیای آمریکایی- صاحبان قمارخانهها و شبکههای فحشا بود و نیز در اختیار شرکتهای فراملیتی قرار داشت که منابع طبیعی کوبا را در شرایط تبعیض نژادی، بیسوادی و نابرابری عظیم غارت میکردند.
پینوشت:
(١)- پیش از این، اطلاعاتی در مورد عرضۀ متناوب انواع خاص فرآوردههای نفتی به کوبا طی چندین دهه از پالایشگاه پتروجام کینگستون با ظرفیت متوسط در کینگستون، جامائیکا (ظرفیت پالایش: ۳۲۰۰۰ بشکه نفت در روز) که بنزین، سوخت دیزل، سوخت جت، نفتا، گاز مایع (پروپان-بوتان)، گوگرد و سوخت دریایی سبک و سنگین (بر اساس نفت کوره یا قیر) تولید میکند، منتشر شده بود. این پالایشگاه که فعالیت خود را در سال ۱۹۷۵آغاز کرد، مواد مورد نیاز خود را از مکزیک، ونزوئلا، ترینیداد و کلمبیا دریافت میکند. تا همین اواخر، جامائیکا به تحریمها علیه کوبا نپیوسته بود. اما، مطمئناً واشنگتن قادر است این کشور کوچک را مجبور به تسلیم شدن در برابر خواستههای خود کند.
همچنین گزارش شده است که جامائیکا در سال ۲۰۱۲ به واردکنندۀ اصلی محصولات پتروشیمی ایران تبدیل شده است. زیرا، صنعت شیمیایی جامائیکا عملاً توسعه نیافته است. بموازات این، گزارش شده که این محصولات ایرانی از آن زمان تقریباً به طور انحصاری به کوبا صادر شدهاند.
بنیاد فرهنگ راهبردی
١۶ بهمن- دلو ١۴٠۴
مبارزان کمونیست