حملۀ آمریکا به ونزوئلا و ربودن مادورو
مأموران سیا در ونزوئلا چگونه عملیات علیه مادورو را آماده کردند و چرا عکسهای آدمربایی او دستکاری شد
ولادیمیر مالیشف (Vladimir MALYSHEV) – رئیس هیئت مدیرۀ سازمان مستقل غیرتجاری «کتابفروشی نویسنده»، سردبیر روزنامهای به همین نام، عضو اتحادیۀ نویسندگان روسیه. خبرنگار سابق و رئیس دفاتر خبرگزاری تاس در ایتالیا و یونان، نویسندۀ بیش از ٣٠ کتاب داستانی و روزنامهنگاری.
ا. م. شیری- رژیم تروریستی آمریکا جنگ بعد از جنگ به راه میاندازد تا جنایت جنگ قبلی را از حافظهها بزداید. همچنانکه شاهدیم در اثر حملۀ کانگسترهای آمریکایی به ونزوئلا، پاکسازی قومی، قتلعام و نسلکشی در غرب آسیا، بویژه در فلسطین بدست صهیونیستهای آنگلوساکسونی به فراموش سپرده شده است. بطوریکه دیگر کسی به کشتار کودکان فلسطین توجهی ندارد. برای حمایت از آنها و تقبیح دولت آدمخوار قوم یهود نمایشهای اعتراضی برگزار نمیکند؛ حرفی نمیزند؛ مطلب نمینویسد؛ عربدهکشیهای دیوانهوار سردستۀ تروریستهای دولت آمریکا را نمیشنود؛ هیچ کس نمیگوید که رژیم امپراتوری آمریکا، از ابتدای پیدایش تروریسم را به سطح سیاست دولتی پذیرفته است. در این غوغا کسی کس را نپرسد…
*-*-*
در حالی که هنوز دقیقاً مشخص نیست که چگونه ایالات متحده، تنها چند روز قبل از عملیات، در ۲۷ دسامبر، ربودن برقآسای مادورو را برنامهریزی کرد، پورتال آنلاین آمریکایی Grayzone مقالهای با تیتر گویای «تاریخ مخفی: سفیر سابق ایالات متحده در ونزوئلا با همکاری افسران سابق سیا از طرح کودتا پول درمیآورد»، منتشر کرد. در این مقاله، نویسندگان، جک پالسون و مکس بلومنتال جزئیات چگونگی توطئۀ انریکه د لا توره، رئیس سابق سیا، و جیمز استوری، سفیر سابق ایالات متحده در ونزوئلا، برای تغییر رژیم را شرح میدهند.
همانطور که در این مقاله اشاره شده است، این جیمز جیمی استوری، سفیر سابق آمریکا در ونزوئلا، «رهبر بالفعل مخالفان تحت حمایت واشنگتن در ونزوئلا، از کودتا حمایت میکند». با این حال، سال گذشته، استوری و د لا توره سمتهای رسمی خود را در دولت آمریکا ترک کردند و در شرکتهای تجاری مشغول به کار شدند.
بطوریکه استوری اکنون در مقام مشاور ارشد در شرکت Dinámica Americas شاغل است و ظاهراً «به شرکتها، سازمانهای خیریه، سازمانهای غیرانتفاعی، سازمانهای چندجانبه و دیگران کمک میکند تا با موفقیت در چشمانداز در حال تغییر در قارۀ آمریکا حرکت کنند». خوان کروز، مدیر سابق سیا در امور آمریکای لاتین،جزو همکاران او در شرکت Dinámica است که پیش از این توسط The Grayzone به دلیل نقشش در مدیریت داراییهای مخالفان در آستانۀ تهاجم ناموفق مزدوران، عملیات گیدئون، افشا شده بود.
او در شرکت مدیریت ریسک Frontier Advisors که استوری تأسیس کرده، در کنار دیوید کول، مدیرعامل Zodiac Gold، کار میکند. شرکت استوری از ثروت معدنی لیبریا، کشوری که به دلیل تسلط خارجی بر مناطق تولیدکنندۀ طلا، از قاچاق گسترده و جنگلزدایی رنج میبرد، بهرهبرداری میکند. ستوان سابق، دیو بلو، مدیرعامل دیگر استوری در شرکت Frontier، شرکت سهام خصوصی Global Frontier Capital را نیز اداره میکند که «اعتبارات کربن را برای فروش به سرمایهگذاران و آلودهکنندگانی که به دنبال جبران خسارت هستند»، در جنوب آسیا و آمریکای جنوبی ایجاد میکند. نویسندگان مقاله در Grayzone، تنها چند روز قبل از ربودن رئیس جمهور ونزوئلا، خاطرنشان کردند که اینها همان افرادی هستند که به دنبال سود بردن از ویرانههای کشور ونزوئلا در یک سناریوی خیالی پس از مادورو هستند.
علاوه بر این، از استوری به عنوان «شریک راهبردی» در Tower Strategy LLC، یک شرکت لابیگری که توسط انریکه د لا توره، رئیس سابق سیا در ونزوئلا تأسیس شده، نام برده شده است. انریکه د لا توره پیش از این برای یک شرکت لابیگری که توسط یکی از نزدیکان وزیر امور خارجۀ ایالات متحده، مارکو روبیو، معمار اصلی استراتژی تغییر رژیم ترامپ در ونزوئلا، تأسیس کرده، کار میکرد. ماه گذشته، انریکه د لا توره شرکت لابیگری خود، Tower Strategy LLC، را راهاندازی کرد و جیمز بی. استوری، سفیر سابق ایالات متحده در ونزوئلا، را به عنوان «شریک استراتژیک» خود معرفی کرد. هر چهار مشتری جدید Tower Strategy از طریق کار آقای د لا توره در شرکت قبلیاش، به شرکت Continental Strategy مستقر در واشنگتن، جذب شدهاند.
شرکت کانتیننتال در سال ۲۰۲۱ توسط کارلوس تروخیو، سفیر سابق ایالات متحده در سازمان کشورهای آمریکایی که روابط نزدیکی با مارکو روبیو، وزیر امور خارجۀ فعلی آمریکا داشت، تأسیس شد. دِ لا توره به عنوان بخشی از اعلام پیوستن به شرکت تروخیو، عکسی از خود را که نشان سازمان سیا را در کنار وزیر امور خارجه، روبیو به تن داشت، به طور گسترده منتشر کرد.
به گزارش Grayzone، مایک پمپئو، مدیر سابق سیا، روز دوشنبه در مصاحبه با فاکس اند فرندز، توقیف نفتکشها را «اقدامی درست» خواند و اظهار داشت که اگر دولت مادورو سرنگون شود، «شرکتهای آمریکایی میتوانند وارد شوند و محصولات خود را بفروشند – شلومبرگر، هالیبرتون، شورون – همۀ شرکتهای بزرگ انرژی ما میتوانند به ونزوئلا بروند و یک مدل سرمایهداری اقتصادی بسازند».
گریزون از نمونههای دیگری از همکاری مأموران سیا و دیپلماتهای آمریکایی با شرکتهای تجاری که توسعۀ منابع در ونزوئلا و سایر کشورهای آمریکای لاتین را هدف قرار میدهند، نام میبرد. این نشان میدهد که استراتژی فعلی ترامپ از حمایت از مخالفان به ایجاد نهادهای تجاری تحت نظارت مأموران سیا برای بهرهبرداری از ثروت نفتی ونزوئلا تغییر کرده است. این اتفاقی نیست که پس از دستگیری مادورو، رئیس جمهور آمریکا اعلام کرد که واشنگتن اکنون بر ونزوئلا حکومت خواهد کرد. به عبارت دیگر، هیچ صحبتی از «دموکراسی» و «آزادی» مردم ونزوئلا از «دیکتاتور مادورو» در میان نیست.
همچنین، تصور اینکه از طریق این ساختارهای تجاریِ تابع سازمان سیا، رشوهها به خائنین در رأس نخبگان نظامی ونزوئلا پرداخت شده، که گمان میرود مادورو را به نیروهای ویژه آمریکایی تحویل دادهاند، دشوار نیست.
با این حال، نیویورک تایمز دستگیری رئیس جمهور یک کشور مستقل را عملیاتی «شجاعانه» توسط نیروهای ویژۀ ایالات متحده توصیف میکند. این روزنامه مینویسد: «به محض رسیدن به محل، نیروهای دلتا به سرعت از ساختمان عبور کردند تا آقای مادورو را پیدا کنند. حدود ۱۳۰۰ مایل دورتر، در اتاقی در مارالاگو، آقای ترامپ و دستیاران ارشدش به لطف دوربینی که بر روی هواپیما بالای صحنه نصب شده بود، شاهد وقوع حمله به صورت زنده بودند. در حالی که ژنرال کین در مورد وقایع روی صفحۀ نمایش اظهار نظر میکرد، رئیس جمهور او را با سؤالاتی در مورد چگونگی انجام عملیات مورد حمله قرار داد».
آقای ترامپ صبح شنبه در فاکس نیوز گفت: «من به معنای واقعی کلمه آن را مثل یک برنامۀ تلویزیونی تماشا کردم» [هیلاری کلینتون هم صحنۀ ترور فجیع سرهنگ قذافی را تماشا کرد. مترجم].
در حالی که رئیس جمهور از فلوریدا شاهد حمله بود، نیروهای دلتا فورس با استفاده از مواد منفجره وارد ساختمان شدند. یک مقام آمریکایی گفت که نیروهای ویژه سه دقیقه پس از انفجار در، از ساختمان عبور کردند تا به محل اقامت آقای مادورو برسند. ترامپ در یک کنفرانس مطبوعاتی با ژنرال کین گفت: «او سعی داشت به یک محل امن برسد. در بسیار ضخیم و سنگین بود. اما او نتوانست به آن برسد. او به در رسید، اما نتوانست آن را ببندد».
آیا واقعاً اینطور بود؟ همه چیز خیلی ساده به نظر میرسد. نیویورک تایمز توضیح نمیدهد که مثلاً محافظان شخصی مادورو در جریان حملۀ نیروهای ویژۀ آمریکایی چه میکردند. همچنین این واقعیت را توضیح نمیدهد که بالگردهای حامل نیروهای آمریکایی در کاراکاس عملاً با هیچ مقاومت جدی مواجه نشدند.
با این حال، این فرضیه که ممکن است تیم امنیتی شخصی مادورو به او خیانت کرده باشد، چندان منطقی نیست. همانطور که فایننشال تایمز در ماه نوامبر به نقل از منابع خود گزارش داد، تیم امنیتی شخصی او اخیراً تقویت شده و عمدتاً از کوباییها تشکیل شده بود. و رشوه دادن به آنها بعید است.
و این هم یک نکتۀ عجیب دیگر. همانطور که نیویورک تایمز گزارش میدهد، «قبل از اینکه آقای ترامپ عکس مرد دستگیر شده را منتشر کند، یکی از سردبیران، ما را از تصویر دیگری که در رسانههای اجتماعی دست به دست میشد و به نظر میرسید آقای مادورو را در بازداشت نیروهای آمریکایی یا ادارۀ مبارزۀ با مواد مخدر نشان میدهد، مطلع کرد. این تصویر تأئید نشده و از سوی یک منبع – خبرنگار نیویورک تایمز – ارائه شده بود. کلینتون کارگیل، مدیر خبری ما برای عملیات عکاسی، آن تصویر و همچنین تصویر دیگری را در رسانههای اجتماعی کشف کرد. عکسی که به خبرنگار نیویورک تایمز ارائه شده بود، ظاهراً رئیس جمهور مادورو را در بازداشت نظامی نشان میداد. تصویری که در رسانههای اجتماعی دست به دست میشد، ظاهراً رئیس جمهور مادورو را با لباسهای متفاوت، آن هم در بازداشت نظامی، نشان میداد».
این روزنامۀ آمریکایی خاطرنشان کرد: «کلینتون از یک ابزار تشخیص مبتنی بر هوش مصنوعی استفاده کرد و با استوارت تامپسون، نویسندۀ اطلاعات نادرست، مشورت کرد. هر دو اشاره کردند که این دو تصویر حاوی تناقضاتی هستند که نشان میدهد جعلی هستند. به عنوان مثال، استوارت به ردیف دوم عجیب و غریب پنجرهها در قسمت بار هواپیما اشاره کرد».
بنابراین، آیا عکس مادوروی ربوده شده، همانطور که روزنامۀ معتبر آمریکایی ادعا میکند، جعلی است؟ اما چرا؟
از همه مهمتر، همانطور که روزنامۀ گاردین انگلیس، که به هیچوجه با مادورو همدل نیست، مینویسد: «مشخص نیست منظور ترامپ از اینکه گفته آمریکا بر ونزوئلا حکومت خواهد کرد، دقیقاً چه بوده است. زیرا، هیچ نشانۀ مبنی بر تصرف پایتخت توسط آمریکا وجود نداشت و سربازان ونزوئلایی در پستهای خود در پایگاههای نظامی در سراسر کشور باقی مانده بودند. ترامپ اعزام نیروهای آمریکایی به خاک ونزوئلا را رد نکرد، اما اظهار داشت که مقامات ونزوئلایی با خواستههای او موافقت کردهاند، در صورتیکه با اظهارات شجاعانۀ مقامات در ساعات پس از ربودن مادورو، کاملاً در تضاد است».
این نشریه یادآوری میکند: «در گذشته، ایالات متحده رزمایشهای نظامی را با شبیهسازی سناریوی «سر بریدن» رهبری ونزوئلا انجام میداد. این رزمایشها هرج و مرج طولانی مدت، خروج گستردۀ پناهندگان از ونزوئلا و مبارزه بین جناحهای متخاصم برای کنترل کشور را پیشبینی میکردند».
داگلاس فرح، متخصص آمریکای لاتین که به سازماندهی رزمایشهای نظامی کمک کرد، گفت: «این امر منجر به هرج و مرج طولانی مدت خواهد شد… بدون هیچ راه خروجی مشخصی».
بنیاد فرهنگ راهبردی
دو مطلب مرتبط دیگر:
ــ ترامپ علیه ونزوئلا
ــ یک صلحطلب قلابی یا عروسک خیمهشببازی اربایان پول
١۶ دی- جدی ١۴٠۴
تجاوز نظامی آمریکا علیه یک کشور مستقل، یعنی نابودی مبانی اعتقادی حقوق بینالملل
«شیر در محاصرۀ کفتاران»
سرگئی لوتسنکو (Sergey LUTSENKO) – مدیر مرکز تحلیل اقتصادی مسائل حقوقی و انتظامی در دانشکدۀ استراتژیهای اقتصادی آکادمی علوم روسیه…
ا. م. شیری- انگار این جناب لوتسنکو همین امروز همراه اصحاب کهف از غار بیرون آمده و نمیداند امپراتوری جعلی، بی پی و ریشه بنام ایالات متحدۀ آمریکا از ابتدای پیدایش خود در دو و نیم سدۀ پیش، جز «قانون جنگل» به هیچ قاعده و قانونی پایبند نبوده، دولت آن یک دولت رسماً و عملاً تروریستی است، که تمام تاریخ خود در جنگ، کودتا، قتلعام، نسلکشی، آدمربایی، دزدی، یغماگری، قاچاقچیگری گذرانده و در مقابل هیچ سازمان بینالمللی پاسخگو نیست. بطوریکه هیچ خلق و ملتی، حتی متحدان نزدیکش از گزند آن در امان نبوده تا چه رسد به کشورهایی که سعی میکنند مسیر توسعۀ مستقل خویش را طی کنند.
اگر چه عامل و علتالعلل تمام فقر و فلاکت، جرم و جنایات گسترده در جهان امروزی در وهلۀ اول نظام سرمایهداری است، اما در وهلۀ بعدی، همین امپراتوری تروریستی در جایگاه سرکردۀ امپریالیسم جهانی با داشتن صدها پایگاه نظامی- تروریستی، سازمانهای تروریستی، ستون پنجم قویاً سازمانیافته و کنترل رسانهها و ابزارهای مغزشویی در سرتاسر جهان است. بنابراین، حملۀ تروریستی به ونزوئلا و ربودن رئیس جمهور محبوب آن، نه اولین جنایت این رژیم جرم و جنایت است و طبیعتا، اگر «درِ جهان بر همین پاشنه بچرخد»، آخرین نخواهد بود. روی این اصل، همۀ کشورها از جمله ایران ما و حتی بزرگترین و قدرتمند آنها مانند روسیه و چین باید به فکر حفاظت از خود در مقابل تروریستهای وحشی آمریکایی باشند.
با این حال، جناب لوتسنکو در مقالۀ خود یکسری قوانین و مقرارت، کنوانسیونها و معاهدات بینالمللی را یادآوری کرده، که خود این برای گوشهای شنوا بسیار ارزشمند است.
*-*-*
مقامات ونزوئلا حق دارند در مقابل خسارات وارده درخواست غرامت کنند.
در ۳ ژانویۀ ۲۰۲۶، سرنگونی خشونتآمیز دولت ونزوئلا رخ داد. دولت فعلی ایالات متحده با نقض اصول اساسی حقوق بینالملل، مرتکب تجاوز نظامی علیه یک کشور مستقل شد.
دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، عملیاتی با دقت برنامهریزی شده در ونزوئلا را با مشارکت شمار زیادی از نیروها توصیف کرد که طی آن، به گفتۀ وی، به تأسیسات این کشور حمله شد و نیکلاس مادورو، رهبر این جمهوری، دستگیر شد.
ایوان گیل، وزیر امور خارجۀ ونزوئلا، به خبرگزاری ریانووستی گفت: ناپدید شدن رئیس جمهور نیکولاس مادورو و همسرش یک حادثۀ جدی و نقض مصونیت رؤسای جمهور است.
وزیر گفت: «آنچه امروز در ونزوئلا اتفاق افتاد، ناپدید شدن رئیس جمهور قانونی نیکولاس مادورو و همسرش، بانوی اول سیلیا فلورس، حتی جدیتر است. زیرا، مصونیتی را که رؤسای کشورها و دولتها در سراسر جهان از آن برخوردارند، نقض میکند. این یک اصل اساسی نظمی است که ما در سازمان ملل میشناسیم، نظمی که اکنون ۸۰ سال قدمت دارد».
در واقع، این یک اقدام تجاوزکارانه از سوی ایالات متحده علیه یک کشور مستقل – ونزوئلا – است که اصول اعتقادی منشور سازمان ملل را نقض میکند.
حق حاکمیت، برابری همۀ کشورها و ممنوعیت تهدید یا استفاده از زور علیه یک کشور دیگر، اصول بنیادی منشور سازمان ملل را تشکیل میدهد.
این اصول یک پیامد عملی دارند که قبلاً در مادۀ ۷ اعلامیۀ معروف حقوق بشر (۱۹۷۵) آمده است: «هیچ ملتی حق دخالت در امور داخلی دولت دیگری را ندارد».
ادعاهای نقض حقوق بشر در یک کشور دیگر، آشکارا بهانۀ مناسب برای دخالت در سیاست داخلی آن و حتی بدتر از آن، برای سرنگونی دولتهای مشروع فراهم میکند.
اصول عدم مداخله در امور داخلی دیگر کشورها در تعدادی از هنجارها، به ویژه در مادۀ ۸ کنوانسیون مونتهویدئو در مورد حقوق و وظایف دولتها در سال ۱۹۳۳، مادۀ ۱ پروتکل الحاقی آن در مورد عدم مداخله در سال ۱۹۳۶ و مادۀ ۳ پروتکل الحاقی دوم کنوانسیون ژنو در حقوق بینالملل تعریف شده است.
در عمل، سازمان ملل متحد، قطعنامهٔ مجمع عمومی ۳۶/۱۰۳ مورخ ۹ دسامبر ۱۹۸۱، حاوی «اعلامیهٔ عدم مداخله و دخالت در امور داخلی دولتها» را به تصویب رساند (A/RES/36/103). قطعنامهٔ ۲۶۲۵ (دورهٔ بیستوپنجم) مورخ ۲۴ اکتبر ۱۹۷۰، حاوی «اعلامیهٔ اصول حقوق بینالملل مربوط به روابط دوستانه و همکاری میان دولتها نیز با منشور سازمان ملل متحد» انطباق دارد (آ-٨٠٨٢- ١٩٧٠). قطعنامهٔ ۲۱۳۱ (دورهٔ بیستم) مورخ ۲۱ دسامبر ۱۹۶۵، «اعلامیهٔ عدم مداخله در امور داخلی دولتها» و همچنین، مادهٔ ۴ «پیشنویس اعلامیهٔ حقوق و وظایف دولتها» مصوب سال ۱۹۴۹ (کمیسیون حقوق بینالملل سازمان ملل متحد) تصویب شده است.
در رویه قضایی دیوان بینالمللی دادگستری، رأی نیکاراگوئه علیه ایالات متحده آمریکا مورخ ۲۷/۰۶/۱۹۸۶ و رأی کانال کورفو مورخ ۹/۰۴/۱۹۴۹ موجود است.
دولتها تعهد حقوقی دارند از ارتکاب، تدارک و تحریک به نسلکشی، جنایات جنگی، پاکسازی قومی و جنایات علیه بشریت پیشگیری کرده و آنها را سرکوب کنند. اگر دولتی خود مرتکب این جنایات شود یا به ارتکاب آنها میدان دهد و یا آشکارا ناتوان از جلوگیری از وقوعشان در قلمرو ملی یا در سرزمینهایی باشد که تحت کنترل خود قرار دارند، جامعۀ بینالمللی تعهد حقوقی دارد که با بهکارگیری همۀ ابزارهای مناسب و ضروری، از جمله، استفاده از ابزارهای نظامی، مطابق با فصول ششم و هفتم منشور سازمان ملل متحد (مصوب سانفرانسیسکو در ۲۶ ژوئن ۱۹۴۵) واکنش نشان دهد تا از جمعیتِ هدف حفاظت کند. این واکنش باید بهموقع، مؤثر و متناسب باشد.
بهویژه، فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد، اختیارات شورای امنیت را در موقعیتهایی که به عنوان «تهدید صلح، نقض صلح و اعمال تجاوز» مشخص میشوند، تعریف میکند. حتی استفاده از نیروی مسلح ممکن است طبق مادۀ ۴۲ منشور سازمان ملل متحد مجاز باشد. این تصمیم باید از سوی همۀ اعضای سازمان ملل متحد (مادۀ ۲۵ منشور سازمان ملل متحد) اتخاذ شود.
لازم به ذکر است که ایدۀ فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد این است که هنگام تصمیمگیری در مورد لزوم اتخاذ تدابیری برای حفظ صلح و امنیت، حرف آخر را باید شورای امنیت بزند، نه کشورها (از جمله، ایالات متحده).
مادۀ ۵ قانون اساسی ونزوئلا مصوب ۱۹۹۹ تصریح میکند که حاکمیت متعلق به مردم و «غیرقابل واگذاری» است.
با این ترتیب، دولت آمریکا مرتکب تجاوز نظامی علیه کشور مستقل ونزوئلا و اقدام خشونتآمیز علیه رهبر مشروع آن، نیکولاس مادورو شده است.
مصونیت رؤسای کشورهای خارجی، از جمله، رؤسای بالفعل کشورها که در داخل و خارج از کشور خود از اختیارات مؤثر برخوردارند و در یک دولت خارجی بهعنوان رئیس دولت شناخته میشوند، همواره توسط جامعۀ بینالمللی به رسمیت شناخته شده است.
اقدامات هر نهاد دولتی باید طبق حقوق بینالملل بهعنوان اقدام همان دولت تلقی شود، فارغ از اینکه آن نهاد وظیفۀ قانونگذاری، اجرایی، قضایی یا هر وظیفه دیگری را به عهده دارد، و صرفنظر از جایگاهی که در نظام حکومتی دارد، و نیز بدون توجه به اینکه نهادِ قدرت مرکزی باشد یا نهادِ یک واحد اداری ـ سرزمینیِ دولت.
طبق حکم دیوان بینالمللی دادگستری سازمان ملل متحد در پروندۀ جمهوری دموکراتیک کنگو علیه بلژیک مورخ ۱۴ فوریۀ ۲۰۰۲، بویژه خاطرنشان میشود که حقوق بینالملل همواره این واقعیت را به رسمیت شناخته است که رئیس وقت یک کشور خارجی از مصونیت اعطا شده به خود برخوردار است که او را تا پایان دورۀ تصدیاش از پیگرد قانونی محافظت میکند؛ این مصونیت شامل پیگرد قانونی در رابطه با رفتار خصوصی او نیز میشود.
به عبارت دیگر، مصونیت رئیس جمهور فعلی ونزوئلا، نیکولاس مادورو، از شمول صلاحیت قضایی یک کشور دیگر (در این مورد، ایالات متحده)، که از اصل برابری حاکمیت کشورها ناشی میشود، محافظت میشود و بواسطۀ قواعد عرفی حقوق بینالملل تنظیم میگردد. این اصل هم از سوی دیوان بینالمللی دادگستری سازمان ملل متحد در رأی پیشگفته در پروندۀ «جمهوری دموکراتیک کنگو علیه بلژیک» تأئید شده و هم توسط انستیتوی حقوق بینالملل در قطعنامۀ سال ۲۰۰۱ خود (سالنامۀ انستیتو، نشست ونکوور، ۲۰۰۱، جلد دوم، ص. ۷۴۲).
بنابراین، حقوق بینالملل از همۀ کشورها میخواهد که به رؤسای فعلی دولتها در طول رسیدگیهای کیفری، مصونیت قضایی در دادگاههای خود اعطا کنند. مصونیت نسبی شخصی فارغ از اینکه رسیدگیها مربوط به اعمال رسمی یا خصوصی باشد، اعمال میشود و مطلق است. بخصوص، نه شدت جرم منتسب به رئیس فعلی دولت و نه وضعیت هنجار حقوق بینالملل که ادعا میشود نقض شده، هرگز بعنوان یک استثناء بر این تعهد محسوب نمیشود.
مصونیت دولتی یک مقام رسمی توسط حقوق بینالملل با در نظر گرفتن اصل «همۀ افراد برابرند هیچ برتری نسبت به یکدیگر ندارد»، تعریف شده است و بر اساس آن، یک دولت نمیتواند تحت صلاحیت دولت دیگری قرار گیرد (رأی دیوان اروپایی حقوق بشر مورخ ۲۱٫۱۱٫۲۰۰۱ در پروندۀ «الادسانی (Al-Adsani) علیه انگلیس»، رأی مورخ ۱۷٫۰۷٫۲۰۱۲ در پروندۀ «والیشهاوزر (Wallishauser) علیه اتریش» و رأی مورخ ۲۹٫۰۶٫۲۰۱۱ در پروندۀ «صباح اللیل (Sabeh El Leil) علیه فرانسه»).
مسئله این است که نیکلاس مادورو، رهبر فعلی ونزوئلا، از مصونیت دولتی برخوردار است که او را تا پایان دورۀ ریاست جمهوریاش از پیگرد قانونی، از جمله، از پیگرد قانونی به دلیل رفتارهای خصوصیاش مصون میدارد.
با این حال، لازم به ذکر است که ایالات متحده پیش از این نیز از تاکتیکهای مشابه علیه رهبران «نامطلوب» کشورهای مستقل استفاده کرده است. ار جمله، با طرح اتهامات بیاساس علیه مقامات دولت کوبا. اقدامات بیاساس ایالات متحدۀ آمریکا تحت بهانۀ مبارزه با تروریسم، اهداف و اصول منشور سازمان ملل، حقوق بینالملل و قطعنامههای مربوطۀ مجمع عمومی را نقض میکند («گزارش دبیرکل سازمان ملل: اقداماتی برای از بین بردن تروریسم بینالمللی»، مصوب نیویورک در ۲ ژوئیه ۲۰۰۲).
متأسفانه، باید نتیجه گرفت که رهبران کشورهایی که سیاستهای مستقلی را در راستای منافع مردم خود دنبال میکنند، با خطر روزافزون سرنگونی خشونتآمیز از طرف ایالات متحده روبرو هستند، که صلاحیت کیفری خود را به کشورهای مستقل گسترش داده است.
در پایان، توجه شما را به نکات زیر جلب میکنم.
در سال ۲۰۰۱، کمیسیون حقوق بینالملل سازمان ملل متحد، پیشنویس مواد مربوط به مسئولیت دولتها در قبال اعمال غیرقانونی بینالمللی را تصویب کرد که سپس به مجمع عمومی سازمان ملل متحد ارائه شد و این مواد در مجمع مورد توجه قرار گرفت (رجوع شود به قطعنامۀ شماره A/RES/56/83 مورخ ۱۲ دسامبر ۲۰۰۱). این سند، از جمله، شامل مفاد زیر است:
فصل سوم «نقضهای جدی تعهدات ناشی از قواعد آمره حقوق بینالملل عام»، مادۀ ۴۰ کاربرد این فصل: ۱- این فصل در مورد مسئولیت بینالمللی ناشی از نقض جدی یک دولت از تعهد تحت یک قاعدۀ آمره حقوق بینالملل عام اعمال میشود؛ ۲- نقض چنین تعهدی در صورتی جدی است که شامل قصور فاحش یا نظاممند آن تعهد از سوی دولت مسئول باشد.
بر اساس قواعد مربوط به مسئولیت دولتها، پیامد اصلیِ ناشی از فعل متخلفانه بینالمللی، تعهد به جبران کامل خسارت است. این تعهد، یک تعهد مستقل به شمار میآید. کمیسیون حقوق بینالملل تصریح کرده است که تعهد کلی به جبران خسارت، پیامد مستقیم مسئولیت دولت است.
هر دولت زیاندیده (در این مورد، ونزوئلا) حق دارد دولت دیگر (در اینجا، ایالات متحده) را مسئول بداند و از دولت مسئول بخواهد که عمل متخلفانۀ بینالمللی خود را متوقف کند.
برای مثال، ممکن است صحبت از جبران خسارت از سوی دولتی باشد که مرتکب عمل متخلفانه شده است. در این صورت، دولت متخلف موظف است وضعیت را به همان وضعیتی بازگرداند که قبل از ارتکاب عمل متخلفانه بود.
به بیان دیگر، سخن بر سر جبران خسارتی است که با رفع تمامی پیامدهای اقدام غیرقانونی و بازگرداندن وضعیتی است که میتوانست در صورت عدم ارتکاب آن اقدام وجود داشته باشد.
ممکن است رضایت نیز مطرح باشد. رضایت میتواند شامل اذعان به تخلف، ابراز پشیمانی، عذرخواهی رسمی یا ابراز آن به هر شیوۀ مناسب دیگر باشد.
بنیاد فرهنگ راهبردی
تجاوز نظامی آمریکا علیه یک کشور مستقل، یعنی نابودی مبانی اعتقادی حقوق بینالملل
١۶ دی- جدی ١۴٠۴
مبارزان کمونیست