چرا نظام جمهوری اسلامی به چنین دستگیریهای خشونتبار و سرکوبگرانه پیشگیرانه دست میزند؟
روز جمعە ٢١ آذر ١٤٠٤، سپیده قلیان ، پوران ناظمی، هستی امیری، عالیه مطلبزاده، دکتر حسن باقری نیا، خانم دکتر نورا حقیو نرگس محمدی، هنگام شرکت در مراسم هفتم وکیل مردمی خسرو علیکردی و زندانی سیاسی سابقی که به طرز مشکوکی جان باخت- با توسل به خشونت از سوی نیروهای امنیتی بازداشت و تحت نظارت اطلاعات سپاه منتقل شدەاند و سپس برخی به اداره اطلاعات مشهد تحویل دادهشده. طبق اخباری که رسانهای شده است بیش از ۵۳ نفر بازداشتشدهاند.
جواد علیکردی برادر خسرو اندکی پسازآنکه هشدار داد در صورت عدم آزادی بازداشتشدگان در مراسم هفتم برادرش، اقدام به انتشار “متن محرمانه” خواهد کرد، توسط نیروهای حکومتی بازداشت شد.
سؤال اساسی این است که: چرا نظام جمهوری اسلامی به چنین دستگیریهای خشونتبار و سرکوبگرانه پیشگیرانه دست میزند؟ شرایط پیشِ رو و ضرورت کنونیاش چیست؟
وقتی ضرورت این وضعیت را در چارچوب ماتریالیسم تاریخی و سنتز نوین کمونیسم عمیقاً واکاوی و سپس درک کنیم، نقطه عزیمت نه رویدادهای امنیتی، بلکه بحران بازتولید مادی زندگی اجتماعی است. جمهوری اسلامی امروز با وضعیتی روبهروست که در آن افزایش بیسابقه قیمتها، سقوط مداوم قدرت خرید، جهش نرخ ارز و تنگنای مزمن تأمین ارز برای واردات، جامعه را به آستانه یک بحران غذایی سوق داده است. این دیگر صرفاً فقر یا نابرابری نیست، بلکه اختلال مستقیم در بازتولید زیستی تودههای مردم است.
در ۲۳ آذر، حسین عبده تبریزی، اقتصاددان و دبیر کل پیشین بورس تهران، نسبت به خطر تورم سههزار درصدی در کشور هشدار داد. او گفت که اگر تورم ۶۰ درصدی فعلی در سال آینده نیز ادامه یابد، ممکن است نرخ تورم بهصورت جهشی به حدود سه هزار درصد برسد؛
محسن باقری، عضو کارگری شورای عالی کار، ۲۳ آذر با اشاره به کوچک شدن سفره کارگران در پی ادامه روند افزایش قیمتها در ایران اعلام کرد ماه گذشته هزینه سبد معیشت برای یک خانوار ۳.۳ نفری به ۳۳ میلیون تومان رسید. برخی تشکلهای کارگری این هزینهها را حدود ۵۸ میلیون تومان اعلام کردهاند.
در ماههای اخیر، بهویژه پس از بازگشت تحریمهای سازمان ملل، پدیدهای مشاهده میشود که پیشتر سابقه نداشته است: افزایش قیمتها بهصورت روزانه. گزارشهای منتشرشده از طرف مردم(از هر صنف، گروه، قشر و طبقه اجتماعی) در رسانهها نشان میدهند که اگر تنها بافاصله چند روز برای خرید مراجعه کنند، قیمتها حتماً افزایش یافته است.
بهاینترتیب، مفاهیمی مانند تورم سالانه یا حتی ماهانه برای مردم بیمعنا شده و جای خود را به تورم هفتگی و روزانه داده است. بر اساس اعلام رسمی سران حاکم نظام ضد بشری جمهوری اسلامی که خود بانی وضعیت معیشتی و غذایی وحشتناک و فاجعهبار مردم هستند، تنها در مدت چهار ماه، قیمت لبنیات بین ۷۰ تا ۱۰۰ درصد افزایشیافته است؛ افزایشی که عمدتاً پس از بازگشت سریع تحریمهای سازمان ملل (اسنپ بک) رخ داده است.
به یک معنی واقعی «ما فقط برای زنده ماندن در حال جنگیدن هستیم،» وضعیت دهشتناک مردم ستمبر ایران را بیان میکند و هرروز برای دهها میلیون ایرانی ملموستر میشود.
وقتی بخشهایی از جامعه برای زنده ماندن به فروش کلیه، خون و دیگر اجزای بدن روی میآورند، ما با یک شاخص حاشیهای مواجه نیستیم، بلکه با نشانه فروپاشی رابطه دولت و جامعه طرفیم. اهمیت این نکته در آن است که این وضعیت حتی دامنگیر بخشهایی از خودیهای فقیر نظام نیز شده است. یعنی تمایز مادی میان خودی و غیرخودی در پایینترین سطوح جامعه در حال از بین رفتن است. از منظر ماتریالیسم تاریخی، این به معنای آن است که دولت دیگر قادر به تضمین حداقلهای زیستی حتی برای پایگاه اجتماعی سنتی خود هم نیست.
در چنین شرایطی، خطر قحطی فقط یک پیشبینی اقتصادی نیست، بلکه یک امکان اجتماعی بالفعل است. با بالا رفتن قیمت دلار، سقوط ریال و تورم افسارگسیخته، بهویژه در حوزه مواد غذایی، دهکهای پایین جامعه عملاً از دسترسی به کالاهای اساسی حذفشدهاند. اینجا مسئله این نیست که مردم فقیرتر شدهاند، بلکه این است که بخش بزرگی از جامعه توان خرید غذا را ازدستداده است. این نقطهای است که فقر به گرسنگی تبدیل میشود و گرسنگی، به تعبیر مارکسیستی، یک تضاد کیفی است نه کمی.
در این سطح، آنچه شکل میگیرد شورش گرسنگان است. شورشی که حاملان آن چیزی برای از دست دادن ندارند و به همین دلیل نه اصلاحطلباند، نه قابلمهار با وعده، و نه قابلکنترل با سرکوب محدود. از منظر سنتز نوین کمونیسم، این دقیقاً همان لحظهای است که یک نظام وارد بحران ارگانیک میشود. یعنی بحرانی که در آنهم پایه مادی نظم موجود فروریخته و همتوان ایدئولوژیک و سیاسی آن برای مدیریت جامعه تحلیل رفته است.
تجربه خیزش مهسا این وضعیت را به سطح بالاتری منتقل کرد. خیزش مهسا لحظهای بود که نفی مشروعیت سیاسی نظام به شکل گسترده اجتماعی تثبیت شد. حتی باوجود سرکوب خونین، این خیزش کارکرد تاریخی خود را ایفا کرد، چون ترس را شکست و این آگاهی جمعی را تثبیت کرد که کل نظم موجود قابل نفی است. ازآنپس، هر بحران اقتصادی یا اجتماعی جدید بر بستری شکل میگیرد که مشروعیت سیاسی از پیش ترکخورده است. به زبان دیالکتیکی، آستانه جهش کیفی بهشدت پایین آمده است.
در چنین شرایطی است که یک جرقه کوچک میتواند به انفجار بزرگ منجر شود. اعتراضات آبان ۹۸ نشان داد که چگونه یک تصمیم اقتصادی میتواند بهسرعت به نفی کلیت نظام تبدیل شود. امروز شرایط مادی بهمراتب حادتر از آبان ۹۸ است. بحران غذایی، گرسنگی واقعی و انباشت خشم اجتماعی، جامعه را در وضعیتی قرار داده که اعتراضات سراسری گرسنگان بیچیز نه یک احتمال دور، بلکه یک امکان عینی است.
دقیقاً از همینجا باید سرکوبهای پیشدستانه(پیشگیرانه) را فهمید. بازداشت خشن فعالان شرکتکننده در مراسم هفتم وکیل خسرو علیکردی واکنشی به یک مراسم خاص نیست، بلکه واکنشی به امکان تاریخی است که چنین تجمعهایی در خود حمل میکنند. این مراسمها میتوانند به نقطه تلاقی سوگ، خشم، فقر و حافظه سرکوب تبدیل شوند. از نگاه حاکمیت، چنین وقایعی میتوانند همان جرقهای باشند که اعتراضات سراسر گرسنگان را شعلهور میکند.
به همین دلیل است که نظام با شتاب، خشونت، بیتحملی و بی قراری اضطرابگرانه (دلواپسی) عمل میکند و با مشت آهنین دیکتاتوریش را تحمیل میکند. این رفتار نشانه قدرت نیست، نشانه فرسودگی شالودههای مادی و سیاسی و نگرانی عمیق نظام است. جمهوری اسلامی برای ادامه عمر ضد مردمی خود دیگر ابزار حل تضادها را در اختیار ندارد و ناچار به سرکوب پیشدستانه متوسل شده است. اما از منظر ماتریالیسم تاریخی و سنتز نوین کمونیسم، تضاد گرسنگی و ناتوانی ساختاری در بازتولید زندگی اجتماعی تضادی نیست که بتوان آن را با زندان، اتهام امنیتی یا خشونت عریان حل کرد.
این تضاد یا باید به نفع اکثریت جامعه حل شود، یا دیر یا زود به شکلی انفجاری خود را تحمیل خواهد کرد. آنچه امروز میبینیم، نه ثبات، بلکه یک تعادل ناپایدار است. تعادلی که هرلحظه ممکن است با یک جرقه، به گسستی بزرگ تبدیل شود. این دقیقاً همان وضعیتی است که در سنتز نوین کمونیسم بهعنوان امکان عینی دگرگونی انقلابی شناخته میشود، نه پیشبینی مکانیکی، بلکه نتیجه منطقی انباشت تضادهای حلنشده اجتماعی.
نقش سلطنتطلبان و فاشیستهای ایرانی در مراسم هفتم خسرو علیکردی چه بود؟
جبهه ملی ایران در بیانیهای که در ۲۲ آذر ماه بیرون داد به موارد زیر اشاره نمود:
« از لحظات ابتدایی مراسم هفتم دکتر علیکردی در روز ۲۱ آذرماه ، گروهی اندک ولی منسجم و سازمانیافته با برنامهریزی قبلی با دادن شعارهای سلطنت طلبانه و توهین به خانواده و نزدیکان دکتر علیکردی اقدام به متشنج کردن فضا و برهم زدن نظم مراسم نمودند.
محو شدن این گروه قلیل همزمان با آغاز حمله نیروهای امنیتی _ انتظامی از صحنه نشان از هماهنگی کامل آنان با نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی دارد. حتی تعدادی از این گروه همسو و همراه با نیروهای امنیتی در حمله و ضرب و شتم حاضرین در مراسم نقش داشتند!!
گواه این ادعا این است که با هیچیک از این افراد توسط مأمورین جمهوری اسلامی کوچکترین برخوردی صورت نگرفته و تمامی بازداشتشدگان و آسیب دیدگان مراسم هفتمین روز درگذشت دکتر علیکردی چهرههای سرشناس حقوق بشری و فعالین جمهوریخواه یا از بستگان خانواده داغدار علیکردی میباشند!» (پایان نقل قول از بیانیه جبهه ملی ایران)
امروزه هواداران سلطنت یا انواع گروههای فشار راست افراطی (شونیستهای ناسیونالیسم فاشیست) بیش از همه مشغول گیج کردن اذهان و صرفاً نمایش یک ویرانی و تباهی در حکومت و مخالفان حکومت هستند اما با یک رویکرد نیهیلیستی و انکار تلاشهای مردم ایران برای آزاد شدن و تأکید روی ناتوانی و انسداد در جامعه در خدمت نتیجهگیری به نفع دخالت و حضور اسراییل و آمريکا و ناتو و سپردن امور به دست مستشاران و پذیرش دربست توصیهها و وامهای امپریالیستی و دفاع از لزوم یکمشت آهنین برای حفظ ایران و منظم کردن جامعهٔ بینظم! بیخود نیست که بخشی از این اوباش حتی از پهلوی هم عبور کرده و قهرمانشان این ارهبرقیبهدستِ آرژانتینی است.
فاشیسم یعنی ناسیونالیسم متعصب، نفرت از بیگانه، نژادپرستی و سرکوب خشن به نام ارزشهای سنتی. با خشونت و تهدید رشد میکند، با ارعاب به قدرت میرسد و بعد از به دست گرفتن قدرت، حقوق دموکراتیک را نابود میکند، مخالفان را زندانی و اراذل خشونتگر را علیه اقلیتهای ملی، مذهبی و جنسیتی سازمان میدهد. سلطنتطلبان نمونه بارز فاشیست هستند.
فاشیستهای سلطنتطلب همچون انگلهای سمی (ویروسهای بدخیم) با نفوذ و رخنه کردن بیشرمانه در برخی اعتراضات و مراسم و سردادن «رضاشاه روحت شاد» و یا «کورش پدر ماست، ایران وطن ماست» همزمان با بقیه اقشار از ویرانی و تباهی و فقر حاصل از نظام سرمایهداری جمهوری اسلامی فریاد میزنند و چهبسا بلندتر و رساتر و با خیال آسوده خود را از پیگردهای قانونی که معمولاً متوجه کمونیستها و لیبرال دموکراتهای رادیکال است در امان نگه میدارند.
اما در مقام درمان و راهحل، آنها فقط به دنبال برداشتن موانع از پیش پای سرمایهداران و حفظ نرخ سود سوداگران مالی و سرکوب اعتراضات حاصل از بحرانهای جاری هستند.
کمونیستهای انقلابی نیاز دارند که سلطنتطلبها و راستهای افراطی را در این مورد منزوی کنند و ما موظفیم در تداوم ایده طردِ فاشیسم (Refuse Fascism) رفقای کمونیست انقلابی آمريکا(حزب کمونیست انقلابی آمریکا)، در کشور خودمان همزمان هواداران هر دو رژیم دیکتاتوری و مستبد پهلوی و جمهوری اسلامی را هدف قرار بدهیم و رویکردشان در خدمت به فاشیستهای آمریکایی-اسرائیلی را افشا کنیم.
۲۷ آذر ۱۴۰۴
گروه کمونیستهای انقلابی سنتز نوین کمونیسم در ایران
کانال کمونیسم نوین
https://t.me/New_Communism/3331
مبارزان کمونیست