دو ترجمه ،سفر ولادیمیر پوتین به هند، تبدیل مثلث راهبردی بزرگ به مربع و«اسرائیل امپریالیستی» آرام نمی‌گیرد

سفر ولادیمیر پوتین به هند، تبدیل مثلث راهبردی بزرگ به مربع

دمیتری مینین(Dmitry MININ)، نویسنده، کارشناس بنیاد فرهنگ راهبردی

ا. م. شیری- نگاهی گذرا به تفاوت‌های میهن ما با کشور هندوستان:

کشور پهناور هندوستان، پر جمعیت‌ترین کشور جهان از نظر فرهنگی، زبانی و جغرافیایی فوق‌العاده متنوع است، که ترکیبی از سنت‌های غنی و معاصر را به نمایش می‌گذارد؛ این کشور با نظام سیاسی دموکراتیک فدرال اداره می‌شود؛

بیش از ۷۰۰ حزب سیاسی در هند وجود دارد که حزب کنگرۀ ملی و در ردیف بعدی حزب کمونیست مارکسیست، بزرگ‌ترین آن‌ها به شمار می‌روند. در برخی ایالت‌های هند نیز احزاب کمونیست مائویست حاکم است. در هند ۴۲۸ زبان وجود دارد و ۴۱۵ زبان زنده هستند و کاربرد دارند.

کشور هندوستان خود را بحق فرزند اتحاد شوروی می‌داند و همواره با آن و وارث اصلی آن- جمهوری فدرال روسیه مناسبات حسنه داشته و بر خلاف برخی کشورها، از جمله، ایران ما هرگز تبلیغات ضد شوروی و ضد سوسیالیستی لجام‌گیسخته براه نیانداخته است.

در ایران ما، انگار شیر مادران به ضدیت با عدالت اجتماعی آمیخته است. بگونه‌ای که هر کسی تا از کمونیزم حرفی بزند، فوراً می‌گویند کمونیزم یعنی خدا نیست؛ تا از عدالت اجتماعی سخن به میان آورد، بلادرنگ به ضدیت با خدا و اشتراکی کردن زنان متهم و مجازات می‌شود؛ تا از حق و حقوق فرهنگی و زبانی ملیت‌های ساکن کشور صحبت کند، بلافاصله به اتهام تجزیه‌طلبی سرکوب و کشتار می‌شود؛ هر کسی خواهان آزادی احزاب بشود، فی‌الفور با شعار «حزب فقط حزب‌الله» پاسخ دریافت می‌کند و تارومار می‌شود؛ در کشور ما ، علاوه بر اینکه قانون سیاه ١٣١٠ رضا شاه هنوز هم که هنوز است اعتبار دارد، کودتای سال ١٣٣٢برای کشتار عدالت‌خواهان بوقوع می‌پیوندد؛ انقلاب اسلامی ریشۀ نظریۀ عدالت‌خواهی را هدف قرار می‌دهد و پیروان آن را قتل‌عام می‌کند. در ایران ما دیگر از چه بگویم که ناگفتنم بهتر است. انگار «درد ما را نیست درمان الغیاث».

فعلاً خلاص!

*-*-*

انتظار می‌رود گردش مالی تجاری روسیه با هند تا سال ۲۰۳۰ از مرز ۱۰۰ میلیارد دلار در سال فراتر رود.

این اولین سفر ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، به هند نیست، اما آخرین سفر او به این کشور بزرگ که از ۴ دسامبر آغاز شد، بی‌تردید اهمیت ویژه‌ای دارد. این فقط به این دلیل نیست که به وضوح بی‌فایدگی تلاش‌های غرب برای محاصرۀ مسکو و انزوای جهانی آن را نشان می‌دهد. مذاکرات رهبر روسیه با نارندرا مودی، نخست وزیر هند، در کنار سایر موارد، جایگاه دهلی نو را به عنوان یک قطب قدرت مستقل در چهارضلعی بزرگ قدرتمندترین کشورهای جهان، در کنار آمریکا، چین و روسیه، تثبیت می‌کند.

کرملین از مدت‌ها پیش دریافته است، که هند از نظر ویژگی‌ها و چشم‌اندازهای امیدوارکننده‌اش، کاملاً برای چنین موقعیتی آماده است و به‌طور هدفمند در حال ایجاد رابطۀ برابر و محترمانه با آن بوده است، و هم ویژگی‌های خاص ابرقدرتی هند – که اکنون می‌توان با اطمینان کامل گفت – و هم منافع ویژۀ آن را در نظر گرفته است. به‌عنوان مثال، در تمام بحث‌های مربوط به اصلاحات آتی سازمان ملل، روسیه به‌طور مداوم اصرار دارد که هند کاندیدای شماره یک بلامنازع است و از حق کامل برای عضویت دائم گسترده‌تر در شورای امنیت این سازمان بین‌المللی برخوردار است. پکن نیز مدتی است با وجود مشکلات موجود در روابط با دهلی نو، به این موقعیت پیوسته است.

در عین حال، بحران غیرمنتظره در روابط آمریکا و هند، که از نظر بسیاری‌ها پس از سال‌ها تلاش واشنگتن برای جلب رهبری هند، وعدۀ مزایای متعدد به آن و کشاندن آن به اتحادهای مختلف تحت کنترل خود، عمدتاً ضد چینی، به طور غیرمنتظره‌ پدیدار شد، به هیچ وجه محدود به تعرفه‌ها نیست. سیاست خارجی آمریکا، که همواره آغشته به تکبر استعماری آنگلوساکسون است، به سادگی نمی‌تواند هند را به عنوان یک قدرت برابر بپذیرد و آن را به عنوان ابزار مهم، اما صرفاً ابزاری برای اجرای سیاست‌های آمریکا می‌بیند. تلاش‌ها برای دیکته کردن خام به هندی‌ها مبنی بر این را که با چه کسی باید تجارت کنند و عموماً با چه کسی دوست شوند، هندی‌ها به عنوان بی‌توجهی تحقیرآمیز به توانایی و حق آن‌ها برای تعیین مسیر اقدام خود تلقی می‌کنند. به عنوان مثال، آمریکا حتی تا آنجا پیش رفت که از هند خواست پخش کانال تلویزیونی «روسیۀ امروز» (RT) را در خاک خود ممنوع کند، که باعث حیرت شدید مقامات وزارت امور خارجه هند شد و آن‌ها اعلام کردند که این موضوع ربطی به ایالات متحده ندارد.

برای مثال، یک آزمون مهم این است که اگرچه آمریکا اخیراً ایدۀ عضویت دائم هند در شورای امنیت سازمان ملل را پذیرفته، اما در تمام رایزنی‌های بین‌المللی، متحد خود و اساساً یک اقمار محدودکننده، یعنی ژاپن را پیش از هند برای این مقام نامزد کرده است. واضح است که هر دو کشور نمی‌توانند همزمان به چنین جایگاهی انتخاب شوند.

کاخ سفید، از جمله در دورۀ ترامپ، ثابت کرده است که قادر به تفکر استراتژیک فراتر از مثلث بدنام کیسینجر یعنی ایالات متحده، چین و روسیه نیست، که در آن واشنگتن برای جلوگیری از اتحاد دو قدرت دیگر به طور فعال تلاش می‌کند. از این رو، سیاست پیچیده و ناپایدار آن در قبال مسکو – یا سعی می‌کند آن را نابود کند یا بسته به شرایط موجود، آن را به سمت خود جذب نماید. واشنگتن به طور خودکار هند را به لیست کشورهای ذخیرۀ خود افزود و به نظر می‌رسد که در این زمینه، کاملاً اشتباه کرده است.

هند، پس از چین، دومین تمدن بزرگ در حال ظهور است که به حق همه را وادار می‌کند تا آن را در نظر بگیرند و واقعاً مشتاق پیوستن به «چهار بزرگ» باشند. اتحادیۀ اروپا، صرفاً از نظر تئوری، اگر به دلایل مختلف در تبدیل خود به یک فدراسیون «از ریل خارج نمی‌شد»، می‌توانست به این سطح برسد. اما هرگز نخواهد رسید. خودآگاهی و عزت نفس تقویت‌شده نخبگان هندی نیز باید در نظر گرفته شود. اگر تحلیل‌ها و مطبوعات هند را بخوانید، به راحتی می‌توان دید که هندی‌های امروزی کشور خود را به عنوان بخش مستقل از چهار قدرت برتر جهان می‌دانند که منافع خود را دنبال می‌کند، نه به عنوان ابزار مطیع کشور دیگری. طراحان هندی این را «چند وجهی» یا «استقلال استراتژیک» می‌نامند.

شکست محاصرۀ اقتصادی روسیه به طور قانع‌کننده‌ای نشان داده است که محاسبۀ تولید ناخالص داخلی بر اساس برابری قدرت خرید، معیار دقیق‌تری نسبت به نرخ ارز مستقیم برای تعیین قدرت اقتصادی واقعی کشورها و چشم‌انداز توسعۀ آن‌ها است. طبق برآوردهای بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول، تولید ناخالص داخلی بر اساس برابری قدرت خرید در پایان سال ٢٠٢۴ به شرح زیر بود:

چین – ۳۸ تریلیون دلار؛

آمریکا – ۲۹ تریلیون دلار؛

هند – ۱۶ تریلیون دلار؛

روسیه – ۷ تریلیون دلار.

عقب‌ماندگی نسبی روسیه از نظر اقتصادی، از نظر قدرت جهانی در توازن قوا، با توان نظامی-استراتژیک استثنایی آن، که تنها با آمریکا قابل مقایسه است، جبران می‌شود.

در این زمینه، هند هنوز به میزان قابل توجهی از سه کشور دیگر عقب مانده است. به همین دلیل است که کارشناسان جهانی، با تجزیه و تحلیل محتوای بالقوه مذاکرات آتی سطح بالای روسیه و هند، بخش نظامی آن، به ویژه توافقات احتمالی در مورد خرید گستردۀ جنگنده‌های نسل پنجم سوخو- ۵٧ روسیه و سامانه‌های دفاع هوایی پیشرفتۀ اس- ۴٠٠ را در اولویت قرار می‌دهند. گزارش‌های رسانه‌های هندی نشان می‌دهد که دهلی نو علاوه بر چهار گردان هوایی که قبلاً از روسیه سفارش داده است، می‌خواهد پنج گردان دیگر از سامانه‌های دفاع هوایی اس- ۴٠٠  را نیز دریافت کند.

کارشناسان علاقه‌مندی ویژۀ هند به این سلاح‌ها را، از جمله به نتایج آخرین درگیری هند و پاکستان در ماه مه ٢٠٢۵، زمانی که در چندین مورد، جنگنده‌های ژ- ١٠ چینی و سامانه‌های دفاع هوایی پاکستان از هواپیماهای رافال فرانسوی هند و سایر تجهیزات غربی پیشی گرفتند، نسبت می‌دهند. سوخو- ۵٧  و اس- ۴٠٠ های اضافی نه تنها باید این کاستی‌ها را برطرف کنند، بلکه ارتش هند را نیز به جلو سوق دهند. علاوه بر این، تولید محدود سوخو- ۵٧  در روسیه می‌تواند با استقرار ظرفیت تولید جدید از طریق این سفارش، بدون نیاز به بودجۀ اضافی، پوشش داده شود. در واقع، این امر تنها تولید در مقیاس بزرگ‌تر این جنگنده را که قبلاً مورد تحسین بین‌المللی زیادی قرار گرفته است، تحریک می‌کند.

بلومبرگ معتقد است که قصد هند برای خرید سوخو-۵۷ همچنین تحت تأثیر ملاحظاتی مانند آمادگی خدمۀ نیروی هوایی هند، به لطف روابط موجود، برای گذار بی‌وقفه به هواپیماهای نسل جدید روسی است. علاوه بر این، شرکت دولتی هوانوردی هندوستان ال‌تی‌دی، به دلیل همین شرایط، قادر به سرویس و نگهداری ناوگان جدیدترین هواپیماهای ساخت روسیه است.

انتظار می‌رود اجلاس دهلی نو شاهد پیشرفت‌های بیشتری در مذاکراتی باشد که پیش از این توسط راجنات سینگ، وزیر دفاع هند، در مورد خرید سامانۀ رادار وارونژ روسیه آغاز شده بود. این سامانه می‌تواند طیف وسیعی از تهدیدات، از جمله موشک‌های بالستیک و هواپیماها را در فاصلۀ تا ۸۰۰۰ کیلومتر شناسایی و ردیابی کند و برد نظارتی نیروهای مسلح هند را که تنها برای چند قدرت دیگر قابل دسترس است، به طور قابل توجهی گسترش دهد. نکتۀ مهم دیگر برای هند این واقعیت است که تا ۶۰ درصد از قطعات این سامانه‌ها در محل تولید خواهد شد.

روزنامۀ تایمز انگلیس با ابراز تأسف می‌گوید که پس از اعمال تعرفه‌های ۵۰ درصدی توسط رئیس جمهور ترامپ بر کالاهای هندی، «لابی طرفدار روسیه در هند دوباره به قدرت رسیده است». به گفتۀ این روزنامه، هندی‌ها این را نه تنها به تعرفه‌ها، بلکه به ادعاهای ترامپ مبنی بر اینکه او در جریان تشدید تنش در ماه مه، میانجی آتش‌بس بین هند و پاکستان بوده است، نسبت می‌دهند؛ آتش‌بسی که هرگز اتفاق نیفتاد. زیرا، دو طرف خودشان با آن موافقت کردند. در نتیجه، چنین اظهاراتی فقط اعتبار واشنگتن را تضعیف می‌کند. تایمز خاطرنشان می‌کند: «احساسات مردم هند بدون شک بسیار طرفدار روسیه است».

از زمان آغاز عملیات نظامی ویژه در اوکراین، بنا به گزارش‌ها، هند بی‌سروصدا به یکی از مهمترین مقاصد فروش نفت مسکو تبدیل شده است. واردات هند از نفت روسیه از کمتر از ۱۰۰۰۰۰ بشکه در روز در اوایل سال ۲۰۲۲، در سال ۲۰۲۵ به تقریباً ۱ میلیون و ۸ صد هزار بشکه در روز افزایش یافته است (افزایش ۱۷ برابری). نفت روسیه ارزان‌تر از قیمت‌های جهانی است و به هند اجازه می‌دهد میلیاردها دلار صرفه‌جویی کند و قیمت سوخت داخلی را پایدار نگه دارد. پالایشگاه‌های هند مانند «صنایع ریلاینس، شرکت نفت هند و نایارا انرژی» در نتیجۀ خرید نفت روسیه با تخفیف، پالایش آن در داخل و صادرات آن به اروپا، تجارت پر سودی را سر و سامان داده‌اند. مذاکرات آینده احتمالاً بر یافتن راه‌های اضافی برای ادامۀ خرید نفت هند در مواجهه با تشدید تحریم‌های ایالات متحده و متحدانش متمرکز خواهد بود. با این حال، می‌توان امیدوار بود که برخی راه‌حل‌های غیرعلنی نیز در اینجا مطرح شود.

مبادلات تجاری روسیه با هند در حال حاضر سالانه به بیش از ۷۰ میلیارد دلار رسیده است و انتظار می‌رود تا سال ۲۰۳۰ به رقم قابل توجه ۱۰۰ میلیارد دلار برسد. برای حمایت از تجارت، دو کشور یک روش تسویه حساب روپیه با استفاده از حساب‌های ویژۀ روبل وسترو در بانک‌های هندی ایجاد کرده‌اند [روبل وسترو- حساب‌های بانک‌های روسی در بانک‌های هندی برای معاملات تجاری فرامرزی با روپیه هند]. در ماه اوت امسال، بانک مرکزی هند مقررات را ساده کرد تا شرکت‌های روسی بتوانند روپیه‌های اضافی خود را در اوراق قرضۀ دولتی، سهام و زیرساخت‌های هند سرمایه‌گذاری کنند. با این حال، این سیستم گاهی اوقات با مشکلاتی مواجه شده است.

ایدۀ ادغام روش پرداخت هندی روپیه (RuPay) با طریقۀ روسی میر (Mir) به طور گسترده مورد بحث قرار گرفته است. انتظار می‌رود که این اجلاس به تصمیمی برای ایجاد نقشۀ راهی منجر شود که به هر دو طرف کمک کند تا در مورد همکاری در شبکه‌های کارت داخلی، که بسیاری از مشکلات پرداخت را کاهش می‌دهد، به توافق برسند.

در مجموع، «چهارضلعی» مورد بحث، که روسیه از آن صحبت می‌کند، گام مهم در جهت ایجاد جهان چندقطبی است و منافع روسیه را کاملاً تأمین می‌کند. این امر فضای مانور آن را گسترش می‌دهد و به آن اجازه می‌دهد تا استقلال خود را بدون وابستگی بیش از حد به کسی حفظ کند. از نظر فناوری نوین، هند اکنون در حوزه‌های مختلف، از داروسازی گرفته تا الکترونیک و نرم‌افزار، که به ویژه در آن‌ها توانمند است، محصولات زیادی برای عرضه به مسکو دارد.

بنیاد فرهنگ راهبردی

https://wp.me/pQXdS-38F

١۵ آذر- قوس ١۴٠۴

 

 

 

«اسرائیل امپریالیستی» آرام نمی‌گیرد

والری بورت (Valery BURT) – روزنامه‌نگار، مورخ، نویسنده

ا. م. شیری: این مقاله هم خدمت آن ساده‌دلان، که هنوز «منتظر آمدن آش نذری از مسجد» هستند؛ برقراری «صلح» در لنبان و باریکۀ غزه را جدی تلقی می‌کنند؛ تبدیل سوریه به لبنان و لیبی، به افغانستان و عراق را بی‌اهمیت می‌شمارند؛ از هم‌پاشی هلال شیعی و جبهۀ مقاومت را نمی‌بینند تا برای مهار  اسرائیل به اقدامات عملی در سطح بین‌المللی دست بزنند…

*-*-*

تل‌آویو برای دیکته کردن شرایط خود به همۀ همسایگانش تلاش می‌کند

نوار غزه به آتشفشانی شباهت دارد که تا حدودی از جوش و خروش تهدیدآمیزش کاسته شده است. اما تقریباً هر روز ابرهای شعله‌ور از آن فوران می‌کند و زمین از آتش موشک‌ها و توپخانه‌های رد و بدل شده بین اسرائیلی‌ها و شبه‌نظامیان حماس می‌لرزد. این صلحی است که اخیراً در اینجا برقرار شده است، که تفاوت چندانی با جنگ ندارد.

تل‌آویو از این وضعیت خرسند است. بسیاری در جهان، از جمله سیاستمداران، ساده‌لوحانه معتقدند که صلح به غزۀ رنج‌دیده بازگشته و توجه به آن کاهش یافته است. تظاهرات در دفاع از فلسطینیان تقریباً متوقف شده و اعتراضات علیه سیاست‌های اسرائیل فروکش کرده است. با این حال، مردم به دلیل «جنگ خاموش» بین اسرائیل و شبه‌نظامیان، هر روز در اینجا جان خود را از دست می‌دهند.

روزنامۀ گاردین انگلیس به همراه این موضوع، مسائل زیاد دیگری را مورد توجه قرار داده است: «توهم خطرناک مبنی بر اینکه زندگی در غزه به حالت عادی بازمی‌گردد»، توصیفی است که آگنس کالامارد، دبیرکل سازمان عفو ​​بین‌الملل، از دورۀ پس از آتش‌بس ارائه داد. به گفتۀ او، مقامات اسرائیلی تعداد حملات را کاهش داده و اجازه ورود برخی کمک‌ها به نوار غزه را داده‌اند. اما «جهان نباید فریب بخورد. اسرائیل هنوز به نسل‌کشی در غزه ادامه می‌دهد».

این نشریه مشکلات سرسام‌آور فلسطینی‌ها را فهرست کرده است. مردم فاقد غذا و آب هستند، زیرا مقامات اسرائیلی اغلب از ورود کمک‌های بشردوستانه به نوار غزه جلوگیری می‌کنند. و وقتی غذا می‌رسد، به دلیل نبود برق، نمی‌توانند آن را گرم کنند.

هزاران نفر، از جمله بسیاری از زنان، کودکان و سالمندان، عملاً در فضای باز به سر می‌برند. تنها سرپناه آن‌ها چادرهای فرسوده‌ هستند که زیر باران و سرما و بادهای شدید قرار دارند. بسیاری از آن‌ها فاقد رختخواب، پتو یا لباس گرم هستند. در نتیجه، بیماری‌های مختلفی در غزه شیوع پیدا می‌کند. زمستان نزدیک است و هیچ کس نمی‌داند چه کسی تا بهار زنده خواهد ماند. کسانی که سعی می‌کنند در ویرانه‌های ساختمان‌ها پناه بگیرند، خطر مرگ در زیر آوار را به جان می‌خرند.

در غزه حتی یک بیمارستان فعالیت خود را از سر نگرفته است و بسیاری از آن‌ها ویران شده‌اند، عموماً بدون دارو یا تجهیزات پزشکی و عملاً بدون پرسنل هستند. تنها می‌توان با وحشت تصور کرد که فلسطینی‌ها چگونه بدون وجود فاضلاب با نیازهای اولیه خود دست و پنجه نرم می‌کنند. حتی بدون مشاوره تخصصی! واضح است که نوار غزه تحت تهدید مداوم بیماری‌های همه‌گیر قرار گرفته است.

…پس از آتش‌بس در غزه، اسرائیل نیروهای خود را در ۵۳ درصد از این منطقۀ محصور مستقر کرده است. این امر به آن اجازه می‌دهد تا برخی از نیروها را به سایر نقاط بحرانی منتقل کند و به مشکلات آن‌ها در آنجا، به ویژه در کرانۀ باختری، رسیدگی کند.

حملات شهرک‌نشینان مسلح یهودی به روستاهای فلسطینی در حد قابل توجهی افزایش یافته است. آن‌ها خانه‌ها و خودرو‌ها را به آتش می‌کشند و روستائیان را کتک می‌زنند. البته، این اوباشگری نیست، بلکه توسعه‌طلبی است. تلاشی است برای مجبور کردن فلسطینی‌ها به ترک این مناطق و اسکان خودشان در سرزمین آن‌ها.

اخیراً، در پاسخ به موج به رسمیت شناختن فلسطین از سوی بسیاری از کشورها، اسرائیل تلاش کرد بخشی از کرانۀ باختری را ضمیمه خود کند و کنست در حمایت از این تصمیم قطعنامه‌ صادر کرد. با این حال، این امر باعث برانگیختن خشم گسترده‌ای شد. علاوه بر این، اگر این تصرف صورت می‌گرفت، به دلیل نقض قوانین بین‌المللی، از سوی سازمان ملل غیرقانونی شناخته می‌شد [گویا اسرائیل برای تصمیمات سازمان ملل متحد تره هم خرد می‌کند!]

تل‌آویو وانمود کرد که از برنامه‌های خود دست کشیده است. در واقع، اسرائیلی‌ها فقط تاکتیک‌های خود را تغییر داده‌اند و به «الحاق خزنده» متوسل می‌شوند و برای گسترش بیم و هراس در سراسر کرانۀ باختری سعی می‌کنند.

کشاورزان فلسطینی هنگام برداشت محصول، در حالت اضطراب دائم به سر می‌برند و مدام به اطراف نگاه می‌کنند. هر لحظه ممکن است چهره‌های ترسناکی بر بالا سر آن‌ها ظاهر شوند که ظاهر ترسناک آن‌ها نشانۀ مشکل است. روستائیان نمی‌توانند روی حفاظت ارتش و پلیس حساب کنند. آن‌ها معمولاً پس از سرقت توسط شهرک‌نشینان اسرائیلی از راه می‌رسند.

مقامات دولت یهود با افزایش تعداد صدور مجوزها برای شهرک‌نشینان جهت حمل سلاح، تلویحاً «الحاق خزنده» را تشویق می‌کنند. اکنون بیش از ۲۳۰ هزار نفر از ۸۰۰ هزار نفر ساکنان کرانۀ باختری، از چنین حقی برخوردارند. یک ارتش بالفعل تشکیل شده که آماده است «حفظ نظم» در منطقه را بر عهده بگیرد.

اسرائیل با گستاخی همیشگی خود در سوریه عمل می‌کند. پس از تغییر قدرت در سوریه و قدرت گرفتن تشکیلات تروریستی هیئت تحریر الشام در آن کشور، ارتش اسرائیل نیروهای خود را به بهانۀ حفاظت از شهروندان و جوامع دوست خود در ارتفاعات جولان مستقر کرد. رشتۀ کوه هرمون را به زیر کنترل درآورد و نیروهای اسرائیلی از آنجا مناطقی را که خطرناک می‌دانند، گلوله‌باران می‌کنند.

ایالات متحده قصد داشت سوریه را به توافق‌نامه‌های ابراهیم وارد کند و دمشق مشتاق بود تا این نقطۀ بحرانی را از میان بردارد. برای رسیدن به این هدف، تل‌آویو نیاز داشت نیروهای خود را از سرزمین‌های اشغالی خارج کند.

با این حال، اسرائیل آشکارا اعلام می‌کند که قصد مصالحه ندارد. این امر برجستگی خود را به ویژه در بازدید گستاخانۀ بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، از مناطق جنوبی جمهوری عربی سوریه که تحت کنترل ارتش اسرائیل است، نشان داد. این اتفاق تنها چند روز پس از آن رخ داد که دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، از احمد الشرع، «رهبر» سوریه، استقبال کرد و چشم‌انداز کاهش تنش‌ها روشن شد.

اما این یک توهم بود. اسرائیل اخیراً با انجام یک عملیات مرگبار در جنوب سوریه، این موضوع را تأئید کرد. این امر واکنش عصبی کاخ سفید را برانگیخت. به گزارش تایمز اسرائیل، ترامپ نه تنها متحد سرکش خود را سرزنش نکرد، بلکه خواستار آن شد که «اسرائیل گفتگوی پایدار و صادقانه‌ با سوریه برقرار کند و هیچ چیز مانع تبدیل شدن آن به یک کشور شکوفا نشود».

رئیس جمهور آمریکا برای گفتگوی مفصل‌تر با نتانیاهو، او را به واشنگتن دعوت کرده است. با این حال، این رفتار ترامپ به معلم سختگیری می‌ماند که دانش‌آموز تنبلی را پای تخته سیاه احضار می‌کند.

اسرائیل همچنین نگران قدرت گرفتن حزب‌الله در لبنان است، که در نبردها با ارتش اسرائیل آسیب جدی دیده است. حملاتی به مواضع آن انجام می‌دهد، اما گزارش‌های نظامی دائماً از تلفات غیرنظامیان خبر می‌دهند.

ارتش لبنان نیز برای خلع سلاح گروه شورشی شیعه تلاش می‌کند، اما با مقاومت روبرو می‌شود. رهبران حزب‌الله اقدامات خود را با اشاره به نگرانی‌شان برای لبنان توجیه می‌کنند. آن‌ها ادعا می‌کنند که بدون حزب‌الله، جنوب کشور آسیب‌پذیر خواهد بود. زیرا، ساختارهای دولتی قادر به محافظت از آن در برابر اقدامات اسرائیل نیستند.

اما نکته این نیست. نکتۀ مهم این است که یک حزب‌الله غیرمسلح، نفوذ خود را در لبنان از دست می‌دهد و برای ایران که آن را تأمین مالی می‌کند، بی‌فایده می‌شود. اما اسرائیل فقط می‌تواند چنین چیزی را تصور کند.

وضعیت لبنان شباهت بسیار زیادی با غزه دارد. در غزه حماس سعی می‌کند به هر طریقی آبروی خود را حفظ کند. و در این باره، بحث اصلی آن‌ها همچنان نیروهای مسلح رادیکال‌ها هستند.

رهبری لبنان برای یافتن راه خروج از این وضعیت، به شدت تلاش می‌کند. نواف سلام، نخست وزیر این کشور، اظهار داشت که لبنان برای همکاری با اسرائیل آماده است و برای پیشبرد مذاکرات از آمریکا کمک خواهد گرفت.

اما در حالیکه تل‌آویو هنوز هیچ تمایلی به مصالحه نشان نمی‌دهد و از تخلیۀ چندین تپه در امتداد مرز جنوبی لبنان خودداری می‌کند، چگونه می‌توان از گفتگو صحبت کرد؟ به گفتۀ سلام، آن‌ تپه‌ها هیچ ارزش استراتژیک ندارند و به عنوان «ابزاری برای فشار بر لبنانی‌ها» عمل می‌کنند. با این حال، اسرائیل خلاف این را اصرار دارد. از اینجا، ارتش اسرائیل حرکات جنگجویان حزب‌الله را زیر نظر دارد [بهتر است جناب نواف حرفی از تپه‌ها نزند و برای عضویت در دولت نتانیاهو تلاش کند].

همانطور که نیویورک تایمز در مقاله‌ای با عنوان «اسرائیل امپریالیستی در خاورمیانه جدید» می‌نویسد، «وضعیت لبنان نمونۀ قانع‌کننده از چگونگی تغییر خاورمیانه است، زیرا، نفوذ اسرائیل عملاً در همه جا گسترش یافته است». با این حال، این امر تأثیر مخربی بر این منطقه دارد، که از قبل هم مشکل‌ساز بود.

بنیاد فرهنگ راهبردی

https://wp.me/pQXdS-38N

١۵ آذر- قوس ١۴٠۴