دو تصویر از جامعه کردستان

دو تصویر از جامعه کردستان

 

این نوشته خلاصه‌ پیامی است که به مردم در کردستان دادم.

 

عزیزان از طریق این ویدئو می‌خواهم در باره چند مسئله مهم با شما گفتگو کنم. دو تصویر از جامعه کردستان عنوان بحثم با شما است.

 

سه شنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۴ یکی از رفقای کارگر مبارز از اعضا اتحادیه آزاد کارگران ایران و از چهره‌های محبوب جنبش کارگری و مردم در شهرهای سنندج و مریوان را از دست دادیم. مراسم یاد و خاکسپاری منصور کریمی به فاصله‌ای سه ساعت بعد از مرگش با شرکت هزار نفر با گل‌های سرخ و خواندن سرود انترناسیونال در سنندج برگزار گردید. در مراسم او کارگران مبارز انسان‌های آزادیخواه شرکت داشتند. چند نفر از شرکت کنندگان در مراسم در معرفی شخصیت و زندگی پر از مبارزه منصور عزیز علیه استثمار برای عدالت و در راه تامین زندگی شایسته انسان و دفاع از حقوق زن و کودک سخنرانی کردند. شرکت کنندگان در مراسم با سر دادن شعار و خواندن سرود، سخنرانان با تاکید بر ادامه راه مبارزاتی منصور برای آزادی و رفاه زندگی پر افتخار او را ارج نهادند.

 

همزمان با این تصویری شهر سنندج در این مراسم بدست داد و که نشانه‌ واقعیت عمومی جامعه کردستان است، در خارج کشور به دنبال پرونده سازی‌ جریان دست ساز جمهوری اسلامی پژاک بر علیه احزاب سیاسی با تصویر دیگر و متفاوتی روبرو میشویم. امیر کریمی از رهبران پژاک با اتهام و تهمت پراکنی پلیسی علیه تاریخ مبارزاتی مردم در کردستان، علیه احزاب، علیه شخصیت های سیاسی تاریخ دیگر و مورد مورد نظر و دلخواه جمهوری اسلامی را برای کردستان سرهم بندی کرد. این تاریخ سازی با عکس‌العمل وسیعی از طرف احزاب و فعالین چپ و کمونیست روبرو گردید و ماهیت پژاک بعنوان نیروی نیابتی جمهوری اسلامی افشا کردند.

 

در دفاع از پژاک تعدادی از شخصیت‌ها و ایدئولوگ‌‌ها بنام محققین برای  نجات این جریان دست ساز جمهوری اسلامی به تکاپو افتادند. اینها تهمت پراکنی پلیسی پژاک را انتقاد خواندند و ایرادشان این بود که این انتقادات نمی بایست اینگونه بیان می شد و اما مهم متحد نگاه داشتن”صفوف‌مان” در شرایط کنونی مهم است. ناسیونالیست‌ها برای تبرئه باند پژاک اطلاعیه دادند و طورمار نویسی کردند تا باند پژاک این جریان نیابتی جمهوری اسلامی را بعنوان حزب سیاسی جا زنند. فضای اعتراضی رادیکال در افشای پژاک را خنثی سازند و از این طریق آن تصویری که مراسم خاکسپاری منصور کریمی از جامعه کردستان داد از اذهان دور کنند. مراسم منصور عزیز نشان داد جامعه کردستان جامعه‌ای طبقاتی است و تقلا برای تعریف قومی از این جامعه و سنجاق کردن هویت ملی به انسانها عملی است ارتجاعی برای ایجاد اختلاف و انداختن مردم به جان هم. بگذریم از بحث ستم ملی و راه حل آن که اینجا مورد بحث من نیست. اما اینها میخواهند به این شیوه این را به ما قالب کنند به ما بگویند در کردستان یک تصویر هست که آن هم تصویر قومی و ایدئولوژی ناسیونالیستی است. با ترویج و تبلیغ قومی گری و زدن مهر کردی بهر چیزی چون کارگرکرد، زن کرد، زندانی کرد، کولبر کُرد و حتی کوه و دشت و رود و چشمه‌ها هویت ملی را رواج دهند. مردم مواظب باشید و ما داریم خود از زیر هویت مذهبی جمهوری اسلامی رها می کنیم و نباید اجازه دهیم هویت قومی به جان ما و بچه‌هایمان و جامعه بیندازند و جنایت و کشتار آدم‌ها را با هویت قومی ادامه دهنبراه بیندازند.

 

مردم در کردستان تاریخ مبارزاتی و تجربه مقابله با ستم مذهبی و ملی را زیر رهبری کمونیست‌ها دارند. کمونیسم در این منطقه جنبشی شناخته شده است و این راهی که منصور کریمی‌ها، مظفر صالح نیا‌ها، کورش بخشنده‌ها و جمال چراغ ویسی و صدان کارگر و انسان مبارز و کمونیست برایش تلاش کرده‌اند و گوشه‌ای از آن اینچنین در مراسم‌ بدرقه منصور کریمی خود را نشان داد. باید هوشیار باشیم و جست و خیز ناسیونالیست‌ها را زیر نظر بگیریم و نگذاریم ایدئولوژی قومی خود را به خورد مردم دهند. باید از همین امروز امکان مداخله جمهوری اسلامی از طریق باند پژاک در سرنوشت آتی  جامعه خنثی کنیم. باید دائما حقایق را به مردم گفت و مخاطرات را یادآوری کرد تا نیروی مقابله با دارودسته‌های باند سیاهی قومی تقویت و آماده شوند. جامعه کردستان کارگر، زن با حقوق نابرابر، مردم زخمتکش، جوانان مدرن و مبارز و قشر وسیعی فعالین کمونیست در آن زندگی میکند و نمی شود همه را در کیسه قومی ریخت و یکدست نشان داد.

 

مراسم با شکوه بدرقه منصور عزیز ادامه همان تاریخ و روندی است که در دوران اول حزب کمونیست ایران و کومه‌له قدیم دنبال میشد. یاد آوری آن تاریخ و هم چون مراسمی پیامی از طرف آزادیخواهان به مردم در ایران است که کمونیزم در کردستان قوی است و فعالین توانائی دارد که بمناسبت های مختلف این پرچم را بر خواهند افراشت. صف ما ضعف خود، نداشتن حزب و حیاتی بودن و اولویتی که برای ایجاد آن پیش روی ماست می شناسد. در خلاء نبودن حزب کارگری کمونیستی همان احزابی که در تاریخ گذشته کردستان جای امید بودند امروز در حسرت دیالوگ با پژاک و دیگر باندهای قومی هستند.

 

شرایط سیاسی در ایران و کردستان نیز بسیار متحول شده، مردم جمهوری اسلامی را نمی خواهند و دولتها در منطقه در فکر آلترناتیو سازی و رهبر تراشی و اقداماتی برای تاثیر گذاری بر حکومت بعد از جمهوری  هستند. رژیم اسلامی هم برای نجات خود برنامه دارد و می‌خواهد با کمک باندهای قومی و مذهبی فجایعی که بر مردم و جامعه یوگسلاوی و عراق و سوریه رفت بر سر مردم در ایران بیاورد. مشاهد میکنیم که چگونه رسانه‌های مختلف دولت‌های منطقه و غربی میکروفون را جلو افرادی بنام محقق و کارشناس و تا دارودسته‌های ارتجاعی را بعنوان رهبر مردم معرفی کنند و جلو رشد مبارزات آزادیخواهانه را بگیرند و توقع مردم از زندگی را پائین بیاورند. آیا برای یکبار هم شده چنین رسانه‌ها سی مانند بی بی سی و انترناشینال و بقیه گزارشی واقعی از مراسم‌های اول مه، جشن آدم برفی،و فستیوالها پخش کنند و با فعالین کمونیست و شخصیت‌های مبارزه در جامعه مصاحبه‌ و گفتگو کنند. در این شرای هر تبلیغ و و انتخابی آگانهانه است و ما هم باید بر اوضاع آگاه باشیم و دوستان و دشمنان خود را بشناسیم و صف خود را برای دخالت در سرنوشت جامعه سازمانیافته و آماده کنیم.

 

عزیزان دست اندرکاران و فعالان عرصه‌های کارگری و اجتماعی، به عنوان یکی از اعضا خانواده خودتان می خواهم بگویم که ما امروز صاحب آن حزبی کمونیستی که در این دوران و درهر بزنگاهی اماده باشد نیستیم. با توجه به سرعت گرفتن تحولات فرصت‌ها دارد از دست میرود این شرایط وظایف سنگینی در زمینه ایجاد سازمان روش دوش فعالین کمونیست قرار داده است. لازم است با حساسیت بیشتر به این چنین جدلهای و انتخاب‌های سیاسی و صف آرائی احزاب نگاه کنیم.  سرنوشت ما کارگران و ستمدیدگان و کسان تشنه عدالت و آزادی در جامعه ایران بهم گره خورد و باید صف چپ در تقابل با راست را در سطح کردستان و در سراسر ایران بوجود آوریم و متحدانه امر خود را پیش ببریم. مردم به اتحاد و همبستگی نیاز دارند. ما هم باید بدانیم بر سر چی اتحاد می‌کنیم. با کی متحد میشویم؟ بر سر چه مطالباتی؟ برای چه نوع جامعه‌ای؟ نگذاریم تجربه انقلاب ۵۷ دیگری تکرار شود. فراموش نکنیم این نیروهای ارتجاعی در این دوره از همین حال از رو خنجرهایشان را برای مصاف با ما بسته‌اند. سلطنت طلبان هیچی نشده اند شعار مرگ بر کمونیست  سر میدهند و باند‌های سیاه قومی همین حال با خط کشیهای ملیشان دارند ما را به مصاف یک جنگ قومی میبرند.

 

شما بیشتر از من به کارهای موازی سازی جمهوری اسلامی، سازمان تراشی موازی آن در جامعه و در میان کارگران و دانشگاه‌ها آشنا هستید.  پژاک باند دست ساز جمهوری اسلامی است امروز کل تاریخ کردستان و احزاب و شخصیت هایش را با اتهام و برچسب پلیسی معرفی میکند فردا اگر قدرتی داشته باشد بهر جنایتی دست میزند.

 

در اخر باید بگویم مراسم گرامیداشت منصور بخشی از روشنائی است که کمونیست‌ها میخواهند توان و پتانسیل جامعه کردستان و ایران را به ما نشان دهند و این مراسم  تاثیرات زیادی بر انسان‌های آگاه و مردم و شناخت از توان و نیروی صف ما را داشته است. در گذشت منصور کریمی عزیز را به خانواده و بستگان و مردم شرکت کننده در مراسم از شهرهای سنندج، مریوان، نگل و کلاترزان تسلیت می گویم. یاد منصور و تمام جان باختگان راه آزادی و سوسیالیسم زنده باد.

 

اسد نودینیان

۱۹نوامبر ۲۰۲۵