کنفرانس اسلو، برنده و بازنده

 

 

با برگزاری این کنفرانس و اساسا به دلیل جدلی که حول آن میان احزاب و فعالینی که خود را چپ یا کمونیسم میدانند، نکات زیر را با خوانندگان در میان میگذارم. قبلا به بعضی از این نکات و نگاه از این زاویه به چنین کنفرانس‌هائی  در مصاحبه با برنابه دیدار رفیق اسد نودینیان در ۲۲ اکتبر (دوم آبان) اشاره کرده‌ام.

 

۱ـ  اکثریت شرکت کنندگان در آن کنفرانس جریانات راست از انواع ملی آن، حتی از نوع باند سیاهی ملی و مذهبی بودند که نه تنها جریانات اجتماعی و مصلح جامعه نیستند بلکه ارتجاعی‌اند، علیه مردمند و خود آنها باید موضوع مبارزات مردم برای رسیدن جامعه به امنیت و نوعدوستی در آینده ایران باشد. سازمان حقوق بشر با گرفتن چنین کنفرانسی صحنه را خلاف مطالبات و توقعات مردم از زندگی، خلاف اتحاد مبارزاتی و مطالباتی مردم در ایران چیده و دارد جریانات ارتجاعی را بنام اپوزیسیون و رهبر مردم و آلترناتیو جار می‌زند.

 

۲ـ دستچین چنین جریاناتی برای شرکت در این کنفرانس و حذف جریانات و شخصیت‌های دیگر چپ و مبارز از طرف سازمان حقوق بشر ایران، همچنین در چهار مورد قبلی توسط نهادهای وابسته به دولت‌های غربی، اقدامی آگاهانه و حساب شده‌ در یک جهت و چهار چوب هستند. میخواهند با بزک کردن باندهای ملی و مذهبی در بهترین حالت ملی گرایان فدرالیستچی ذهر سناریو سیاهی ملی و مذهبی را به درون جامعه تزریق کنند و شخصیت‌های کمونیست و رهبران چپ و مبارز کارگری، زنان، جوانان، دانشجویان، معلمین، بازنشستگان و دیگر احزاب چپ و مترقی را که بطور واقعی نقشی در مبارزه مردم برای سرنگونی جمهوری اسلامی دارند حاشیه‌ای کنند و کنار بزنند.

 

۳ـ  کنفرانس اسلو و موارد قبلی آن در برلین، مونیخ، جرج تاون واشنگتن، بُن، و شهر کلن یکی از برنامه‌های غرب است برای افکار سازی، برای آلترناتیو سازی، رهبری تراشی، گرفتن باور به خود از مردم، در ادامه انتقال تکیه و اعتماد از رهبران عملی و چپ رادیکال در جامعه به کانال سازمان‌های حقوق بشری و نهادهای بین الملی و دولت‌ها و در نهایت آمریکا و کسانی چون ترامپ فاشیست است. اگر افکار و ذهنیت مردم از تکیه بر قدرت مبارزات سازمانیافته خودشان به مراجع بین الملی و دولت ها منتقل گردد، می توانند هر مرتجع و دست نشانده‌ای را بعنوان رهبر بر جامعه مبارز ایران تحمیل کنند.

 

۴ـ  بنابراین نقد صحبت سخنرانان در این کنفرانس نمی بایست موضوع اصلی می‌شد، بلکه تمرکز بر روشن کردن جایگاه کنفرانس و توطئه شومی باید انجام می‌گرفت که غرب در پس چنین کنفرانس‌هائی علیه مردم در ایران دنبال میکند. اما نباید از نظر دور داشت که نفس شرکت احزاب و شخصیت‌های چپ در چنین کنفرانسی باعث اعتبار دادن و آرایش دادن عامه پسند به آن میشود و نقد شرکت احزاب سیاسی اینجا معنی پیدا می‌کند. کمونیست‌ها و هر حزب و شخصیت سباسی با مخالف خود مینشیند و صحبت می‌کند، اما نشست اسلو خارج از این قبیل جلسات قرار دارد و در دایره پروژه آلترناتیو سازی اپوزیسیون بورزوائی طرفدار غرب قرار گرفته است.

چرا دعوا و مرافعه نظری میان چپ‌ها و فعالین کمونیست جای افشای چگونگی این کنفرانس و جریان رسوایی چون باند مهتدی در کردستان و روشنفکران فدرالیستچی که بر اساس باد زدن قومی گری ترک و بلوچ و عرب و مذهب ارتجاع را رواج میدهند گرفته است؟ در برخورد به این موضوع، ما فعالین کمونیست بجزء در چند مورد هدف  را به درستی نزدیم و تصویر دعوا و مرافعه درونی از خود بدست دادیم ‌‌‌‌‌‌و توجه‌ها به جای اشتباهی رفت.

 

۵ـ  خارج از اینکه کسی و حزبی خود را کمونیست یا چپ میداند، بخش دیگری از  جریانات راست بورژوائی پروغرب سلطنت طلب و غیر از آن هستند که با استفاده از این کنفرانس و برجسته کردن پروژه باندهای قومی و فدرالیستچی شرکت کننده در آن، از زاویه تمامیت ارضی و خطر سوریه‌ای شدن ایران وارد ماجرا شدند تا پروژه شوم استبدادی کهنه خود را مقبول نشان دهند. اینها توانستند زخمی را که با حمایت از اسرائیل در جنگ ۱۲ روزه بر خود زده بودند تا حدودی ترمیم کنند. ولی ما فعالین سیاسی آزادیخواه با خود مشغولی و جدلی که حول این کنفرانس با هم داشتیم، از هر دو طرف جناحهای اپوزیسیون ارتجاعی ضربه خوردیم و ناخواسته امکان میدانداری و به جلو خزیدن راست ترین جناحها بورژوائی و قومی را آماده کردیم. همانطوریکه در آن مصاحبه گفتم بازنده این کنفرانس ما بودیم.

 

۶ـ یکی از پروژه‌های دولت‌های غربی و کل اپوزیسیون بورژوائی جمهوری اسلامی تقلا برای گرفتن امید از مردم، تغییر افکار و ذهنیت‌های اتکا به خود مبارزاتی رهبران کارگری و زنان و کلیه بخش‌های دیگر اعتراضی جامعه است برای انتقال دادن امیدها و باور به راه نجات به جبهه نهادهای حقوق بشری و سازمان‌های بین المللی و دخالت دولت‌ها است. اگر چنین انتقالی در افکار و ذهنیت مردم در ایران روی دهد، نشانه‌ای از آماده بودن مقدمات تحمیل دولت سرکوبگری دیگری بر جامعه ایران خواهد بود.

 

۷ـ نکته آخر، این کنفرانس ادامه پیدا کند یا نه تا همین الان نتایج مخرب و زیانبارش را در حد محدودی در کردستان بر جا گذاشته است. چون کومه‌له علیزاده و حزب دمکرات کردستان ایران مانند همیشه دارودسته مهتدی را در این نشست در سایه و موازی با خود گرفتند. اینکار آنها ادامه موارد زیادی از جلسات و دید و بازدید گوناگون این دو جریان با دارودسته‌های مختلف ملی و مذهبی در کردستان است. سیاست کومه‌له علیزاده و حزب دمکرات کردستان، ایران کنار آمدن و دوستی با هر سازمان و جریانی است به شرطیکه آن سازمان با سیاست‌های کومه‌له قدیم و منصور حکمت تداعی نگردد.

 

فضای راست درون کنفرانس مخصوصا بعد از پایانش در فضای مجازی این امکان را برای اعضای کومه‌له جدید فراهم آورده است که سخنان خیالی وحدت طلبانه ناسیونالیستی و عوامفریبانه تماما راست ابراهیم علیزاده را بعنوان موضع چپ و حتی کمونیستی در بوق کنند. تعدادی از دوستداران کومه‌له در داخل هم در همین راستا نوشته‌ای در فیس بوک و سایت‌ها منتشر کردند.

 

از طرف دیگر طی چند ماه اخیر مقالات امیدوار کننده و قابل توجه از طرف فعالین کمونیست داخل ایران در توضیح ماهیت ناسیونالیستی کومه‌له علیزاده به سایت مبارزان کمونیست رسیده است. نامه دوستداران داخلی کومه‌له و این مجموعه مقالات نشان از بالا گرفتن مبارزه سیاسی میان فعالین کمونیست و چپ در شهرهای کردستان است. بخاطر شرکت در چنین مباحثات با ارزشی و اهمیت آن برای جنبش کمونیستی در کردستان، تصمیم به انتشار مجدد مطلبی که سال ۱۳۹۷ در سایت‌ها انتشار یافت گرفتم. دو بخش اول این نوشته ۸ بخشی اساسا محدود به نوع رابطه و همکاری احزاب طیف کمونیسم کارگری با دیگر احزاب و سازمان‌ها است. اما ۶ قسمت دیگر آن تحولات کومه‌له جدید بعد از جدائی کمونیسم کارگری را تا سال ۱۳۹۷ بطور دقیقی مورد بررسی قرار داده است. توجه علاقمندان و فعالیت کمونیست مخصوصا در شهرهای کردستان را به خواندن این مقاله برای شناخت از کومه‌له جدید و باندهای مختلف زحمتکشانی جلب میکنم. در روزهای آینده پخش این نوشته را شروع میکنم.

 

مجید حسینی

۶ آبان ۱۴۰۴

۲۸ اکتبر ۲۰۲۵