بهرام رحمانی
bahram.rehmani@gmail.com
دریاچه ارومیه حدود 5/6 تا ۸ میلیارد تن ذخیره نمک دارد که بخشی از آن در بستر دریاچه انباشته شده است. این حجم نمک به اندازهای زیاد است که اگر سالانه ۲ میلیون تن از آن برداشت شود، میتواند حدود ۳۰۰۰ سال طول بکشد تا به پایان برسد، و برداشت آن در مدیریت بحران و احیای دریاچه نقش مهمی دارد.
برآوردهای مختلفی از حجم نمک موجود در دریاچه وجود دارد، از جمله بیش از 5/6 میلیارد تن و یا حتی ۸ میلیارد تن نمک در بستر آن. این ذخایر نمک به صورت رسوبات در کف دریاچه انباشته شده است و در بخشهای عمیقتر دریاچه، ارتفاع این لایههای نمک بیش از ۴ متر تخمین زده میشود.
دریاچه ارومیه با وسعت متجاوز از 5000 کیلومتر مربع یک دریاچه وسیع آب شور در شمال غربی ایران است که بین استان¬های آذربایجان شرقی و غربی قرار دارد این دریاچه در پست¬ترین نقطه یک حوضه آبریز بسته به وسعت 52000 کیلومتر مربع قرار گرفته، که بخش کوچکی از آن در استان کردستان واقع شده است. دریاچه ارومیه، بزرگترین دریاچه داخلی ایران، یک پارک ملی و همچنین یکی از بزرگترین سایت¬های رامسر ایران نیز در سال 1355 توسط یونسکو به¬عنوان یک ذخیره¬گاه زیستی شناخته و ثبت شد. این دریاچه توسط تعدادی تالاب¬های آب شیرین-لب¬شور احاطه شده است که بعضی از آن¬ها به¬دلیل تنوع¬زیستی¬شان دارای اهمیت جهانی هستند.
ارومیه، مرکز استان آذربایجان غربی، با جمعیتی حدود 2/1 میلیون نفر در سال ۱۴۰۴، یکی از زیباترین و پرجمعیتترین شهرهای شمال غرب ایران است.
با خشک شدن بستر دریاچه، میلیونها تن نمک در معرض باد قرار گرفتهاند. کارشناسان میگویند طوفانهای نمکی میتوانند تا کیلومترها دورتر گسترش یابند و سلامتی هزاران نفر را تهدید کنند؛ موضوعی که دستکم از دو دهه گذشته از سوی کارشناسان هشدار داده میشد.
ماشالله رزمی، پژوهشگر مسائل اتنیکی و زیست محیطی در ایران، در مصاحبه با آناتولی با اشاره به وضعیت بحرانی دریاچه ارومیه اعلام کرد که طبق پیشبینیها این دریاچه آخرین نفسهای خود را میکشد و تا آخر تابستان امسال کاملا خشک خواهد شد.(خبرگزاری آناتولی، 20-07-2023)
رزمی با تاکید بر اینکه با خشک شدن کامل دریاچه ارومیه زندگی 15 میلیون نفر در اطراف دریاچه در معرض خطر جدی قرار میگیرد، افزود: وزش بادها وطوفانهای نمک امکان حیات را در تمام منطقه به شعاع 500 کیلومتر نابود خواهد کرد و به گفته مسئول سابق سازمان حفاظت از محیط زیست کشور، شهر 3 میلیون نفری تبریز در سالهای آینده غیرقابل سکونت خواهد شد.
این عکس در چند روز گذشته از دریاچه ارومیه گرفته شده و در دریاچه بجای آب اکنون نمک دیده میشود
به این ترتیب، ایران امروز با یکی از جدیترین بحرانهای زیستمحیطی خود، یعنی بحران کمآبی، دستوپنجه نرم میکند. بحرانی که نهتنها بخشهای کشاورزی و صنعتی را فلج کرده، بلکه سکونتگاههای انسانی، منابع طبیعی و امنیت اجتماعی را نیز تهدید میکند.
اما چرا کشور به این مرحله رسیده است؟ آیا تغییرات اقلیمی تنها عامل بحران هستند یا باید به دلایل عمیقتری در عرصه عملکرد حاکمیت و سیاستگذاری و ساختار توسعه نیز توجه کرد؟
بحرانهای زیستمحیطی ناشی از خشکشدن دریاچهها، تالابها و رودخانهها در ایران پایانی ندارد؛ اکنون دریای خزر هم دچار مشکل پسروی آب شده است. دادهها نشان میدهند پسروی آب خزر سه برابر شده و این روند همچنان ادامه دارد.
ایران طی سالهای اخیر با بحران جدی کاهش منابع آب مواجه شده است. تغییرات اقلیمی، افزایش دمای هوا و کاهش بارشها، منابع تجدیدپذیر آب را به شدت کاهش داده و بر بسیاری از مناطق کشور اثرگذار بوده است. این بحران، بهویژه در کلانشهرها و استانهای پرجمعیت نمود بیشتری یافته و چالشهای فراوانی را در تامین آب شرب، کشاورزی و صنعت ایجاد کرده
به گزارش ایسنا، تهران، بهعنوان پایتخت و بزرگترین مرکز جمعیتی کشور، با وضعیتی بحرانی در زمینه منابع آب روبهرو است. سرانه پایین منابع آب تجدیدپذیر، کاهش چشمگیر بارش در سالهای اخیر و بهرهبرداری بیش از ظرفیت از منابع زیرزمینی، تهران را به آستانه تنش آبی شدید رسانده است. این شرایط، نیازمند مدیریت دقیق، هماهنگی بیندستگاهی و اتخاذ سیاستهای سازگار با واقعیتهای اقلیمی است.
اکنون دریاچه ارومیه نه تنها یک اکوسیستم در حال مرگ است، بلکه هشداری جدی برای مردم و طبیعت منطقه است. سوءمدیریت منابع طبیعی، بیتوجهی به تغییرات اقلیمی و اولویت دادن به منافع کوتاهمدت، چنین فجایعی را به بار آورده است؛ فجایعی جبرانناپذیر!
بر اساس گزارش سازمان حفاظت محیط زیست ایران در تابستان ۱۴۰۴، سطح دریاچه ارومیه به ۵۸۱ کیلومتر مربع کاهش یافته و حجم آب آن به حدود نیم میلیارد متر مکعب رسیده است؛ ارقامی که نشاندهنده عمق فاجعه هستند. تصاویر ماهوارهای ناسا، که در گزارش اخیر Kurdistan24 و NASA Earth Observatory منتشر شده، نشان میدهند که بخشهای وسیعی از بستر دریاچه کاملا خشک شده و به نمکزار تبدیل شده است.
بیش از ۵۰ سد در حوضه آبریز دریاچه ارومیه ساخته شده که جریان طبیعی آب به دریاچه را مختل کردهاند. سدهای کلیدی مانند سد بوکان بر زرینهرود ـ مهمترین منبع تامین آب دریاچه با سدهای علویان و شهید مدنی بر آجیچای، با انحراف آب به سمت کشاورزی و مصارف شهری، ورودی آب به دریاچه را بهشدت کاهش دادهاند. سدهای مهاباد، سیمینهرود، باراندوزچای و نازلوچای نیز در این بحران نقش داشتهاند. این سدها، که با هدف توسعه کشاورزی و تامین آب شرب احداث شدند، عملا حقابه طبیعی دریاچه را سلب کرده و اکوسیستم آن را به مخاطره انداختهاند.
بستر خشکشده دریاچه به منبعی برای گرد و غبار نمکی تبدیل شده است. وزش باد این ذرات را به شهرهای اطراف، از جمله تبریز و ارومیه، منتقل میکند و خطر بیماریهای تنفسی، آلرژیها و حتی سرطان ریه را افزایش داده است.
کاهش منابع آب، کشاورزی منطقه را با چالش مواجه کرده و درآمد کشاورزان را کاهش داده است. مشکلات تامین آب شرب و صنعتی، همراه با کاهش فرصتهای اقتصادی، مهاجرت اجباری از روستاها به شهرها را افزایش داده و معیشت جوامع محلی را به خطر انداخته است.
این پیامدها نشان میدهند که خشک شدن دریاچه ارومیه تنها به از دست رفتن یک دریاچه محدود نمیشود، بلکه بحرانی است که سلامت، اقتصاد و پایداری اجتماعی منطقه را تهدید میکند.
دریاچه ارومیه که زمانی با ۱۵۰ کیلومتر طول و ۵۵ کیلومتر عرض از بزرگترین دریاچه داخلی و ششمین دریاچه آب شور جهان بود اکنون خشک شده است. با این حال یک کارشناس از طرحی خبر داد که میتواند امیدی برای نجات این دریاچه باشد.
بر اساس اظهارات پروفسور ناصر آق، عضو هیات علمی دانشگاه ارومیه و بنیانگذار «پژوهشکده آرتمیا و آبزیان»، دریاچهای که روزگاری ۳۵ میلیارد مترمکعب آب داشت، اکنون تنها بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیون مترمکعب آب در خود جای داده است؛ آن هم فقط در بخش کوچکی در زیر میانگذر.
ناصر آق که در چند روز گذشته بهصورت میدانی وضعیت دریاچه را بررسی کرده، میگوید: «این فاجعه قابل پیشبینی بود» تغییر اقلیم، تبدیل دریاچه به کویر نمک و تبخیر آب، کاهش بارندگی و ورودی آب، توسعه بیرویه کشاورزی و نبود مدیریت یکپارچه، همگی در کنار هم باعث خشکی دریاچه شدهاند.»
شماری از نمایندگان مجلس و مقامهای مسئول در ایران از آغاز روند مهاجرت روستاییان و تخلیه ساکنان مناطق اطراف دریاچه ارومیه به دلیل اثرات طوفان نمک ناشی از خشکی این دریاچه خبر میدهند.
رییس هیات مدیره فدراسیون صنعت آب ایران میگوید دریاچه ارومیه به «بدبینانهترین حالت خود» نزدیک شده و به همین دلیل، «تخلیه استانهای مجاور ارومیه در حال آغاز شدن است.»
این فدراسیون یکی از تشکلهای بخش خصوصی صنعت آب است و نهادهای دولتی هنوز در این مورد گزارشی منتشر نکردهاند. اما «حاکم ممکان»، نماینده ارومیه در مجلس، نیز گفته که مهاجرت تدریجی روستانشینان حوضه آبریز دریاچه شروع شده و این یک زنگ خطر جدی است.»
رضا حاجیکریم، رییس هیات مدیره فدراسیون صنعت آب، طوفان نمک و افزایش درجه حرارت بهخاطر انعکاس خورشید را که همه از تبعات خشک شدن دریاچه ارومیه است، «شروع ماجرا» نامیده که زندگی و زیستپذیری در منطقه را تحتتاثیر قرار داده و «از بین میبرد.»
محمود طاهری، نماینده شبستر در مجلس، نیز با اشاره به «تهدید» سلامت مردم به دلیل طوفانهای نمکی، خواستار رسیدگی هرچه سریعتر به وضعیت دریاچه ارومیه شد. طاهری در تذکری شفاهی خطاب به رییس جمهور، وزیر نیرو و رییس سازمان محیط زیست، گفت که «خاک حاصلخیز منطقه به خاطر وضعیت دریاچه ارومیه نابود شده و امنیت زیستی آن به خطر افتاده و کشاورزی و دامداری مردم را دچار آسیب کرده است.»
دریاچه ارومیه، که زمانی بزرگترین دریاچه داخلی ایران بود، طی دو دهه گذشته بهدلیل مدیریت ناپایدار منابع آب، سدسازی گسترده و خشکسالی شدید، بهشدت کوچک شد و در آستانه نابودی کامل قرار گرفت.
بنیانگذار «پژوهشکده آرتمای و آبزیان» درباره سرنوشت پرندگانی که به دریاچه ارومیه میآمدند میگوید اکنون با افزایش شوری، پرندگان وقتی وارد آب میشوند، نمک بدنشان را میپوشاند و توان پرواز را از دست میدهند و پرندگان اکنون فقط در مصبهای آب دیده میشوند.
در این میان، نگرانی جدیدی چون استخراج لیتیوم از بستر نمکی دریاچه هم به مشکلات دریاچه اضافه شده است. نصرت حیدری، عضو هیات علمی دانشگاه ارومیه و متخصص در شیمی دریا، هشدار میدهد که استخراج لیتیوم از شورابههای دریاچه میتواند منجر به آلودگی شدید زیستمحیطی شود.
آب یک عنصر حیاتی در زیست و زندگی انسان و سایر موجودات و بهطور کلی طبیعت است. بهعبارت دیگر، بدون آب فجایع بزرگی در جامعه رخ میدهد که گاهی غیرقابل جبران است.
خشکسالی، سدسازی، دکلهای نفتی و تغییر اقلیم، سالهاست که جان تالابهای ایران را نشانه رفته است و تا امروز ۶۰ درصد از تالابهای ایران غبارخیز شدهاند؛ حالا هم تعداد مناطق غبارخیز افزایش یافته، هم شدت گردوغبار در این مناطق بیشتر شده است.
آخرین وضعیت تالابها حالا به غبارخیزی شدید رسیده است و 50 سال بعد از کنوانسیون رامسر، تالابهای ایران در وضعیتی بحرانی قرار گرفتهاند. در سال ۱۳۹۸ مطالعهای در ایران برای شناسایی منشا داخلی گردوغبار در داخل کشور انجام شد. طبق این مطالعه از مجموع 5/3 میلیون هکتار مساحت تالابها، حدود یک میلیون و ۴۶۰ هزار هکتار آن یعنی حدود ۴۲ درصد مناطق غبارخیز بودند.
ایران 42 نوع تالاب طبیعی دارد و بیش از 140 تالاب در فهرست آییننامه اجرایی تبصره ماده یک قانون حفاظت، احیا و مدیریت تالابهای کشور نام برده شده است. از میان تالابهای داخلی، نام 25 مورد از آنها در کنوانسیون رامسر ثبت شده و بهعنوان تالاب بینالمللی شناخته میشوند؛ معاهدهای که در سال 1349 در شهر رامسر به تصویب رسید و حالا تعداد اعضای آن به بیش از ۱۸۰ کشور رسیده است.
آنها که سالها درباره وضعیت تالابها هشدار میدهند، میگویند که سازمانهای مربوطه اطلاعات دقیقی از وضعیت تالابها نمیدهند؛ اطلاعاتی که ظاهرا محرمانه است. اما سئوال اینجاست که چرا باید اطلاعات مربوط به تالابها محرمانه باشد؟ تا این اطلاعات نباشد چهطور میتوان ارزشگذاری اکولوژیکی داشت و چطور میتوان روند تخریب را کندتر کرد.
تالاب «کمجان» در استان فارس از اواخر دهه 80، با کمک جامعه محلی احیا شد و کمکم توانست دوباره تنوعزیستی خود را بازگرداند؛ روندی که نزدیک به چهار تا پنج سال زمان برد و اثرات زهکشیهای دهه 60 با ساخت آببندها از بین رفت. در کنار آن اما تالاب انزلی بهعنوان یک تالاب ساحلی باارزش که معیشت بیش از یکمیلیون نفر به آن وابسته است، بهشدت آسیب دیده است. فعالان محیطزیست، هشدار دادند که بهدنبال پسروی دریای خزر، انزلی هم از حالت تالاب ساحلی خارج شده و نمیتواند با دریا تبادلات آبی داشته باشد.
در طول ۴۶ سال گذشته، تجربه حاکمیت جمهوری اسلامی ایران، به یکی از تلخترین و ناکامترین و فاجعهبارترین تجربیات سیاسی در تاریخ معاصر ایران تبدیل شده است. در دهههای طولانی، کشور نه تنها به اهداف اولیه خود دست نیافته، بلکه در تمامی ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، زیستمحیطی و دیپلماتیک با بحرانهای پیدرپی و فروپاشیهای ساختاری روبهرو بوده است. مسئول مستقیم این وضعیت، حاکمیت جمهوری اسلامی و در راس همه دستگاه مخوف روحانیت به رهبری آیتالله خمینی و سپس علی خامنهای بوده است.
اکنون مردم ایران نه آبا دارند و نه برق؛ نه پول دارند و نه زندگی قابل زیست؛ نه ذرهای آزادی و رفاه و عدالت دارند. هر چی هست فاجعه پس فاجعه و جنگ و کشتار و اعدام و بیحقوقی است.
در چنین شرایطی، دریاچهها و تالابها خشک شدهاند و دلی اصلیاش هم نه خشکسالی، بلکه سوءاستفاده مدیریت و بیتوجهی و نادانی حاکمیت است. در این میان، دریاچه ارومیه، قلب تپنده آذربایجان، یکی از شگفتیهای طبیعی ایران است که با پهنای وسیع و آبهای شور خود، نقشی بیبدیل در تاریخ، فرهنگ و زیستبوم این منطقه ایفا کرده است؛ اما این جاذبه طبیعی، اکنون با چالشهای بسیاری روبهرو است؛ از کاهش چشمگیر سطح آب گرفته تا تهدیدات زیستمحیطی که حیات این دریاچه را به خطر انداخته است.
دریاچه ارومیه، که در زبان آذری به آن «اورمو گولو» نیز میگویند، بزرگترین دریاچه داخلی ایران، بزرگترین دریاچه آب شور در خاورمیانه و ششمین دریاچه بزرگ آب شور در دنیا بود. این دریاچه شور در شمال غربی ایران و میان دو استان آذربایجان غربی و آذربایجان شرقی واقع شده است.
متاسفانه، در دهههای اخیر سطح آب دریاچه ارومیه بهطور چشمگیری کاهش یافته و تا سال 1401، حدود 95 درصد از آن خشک شده است.
دریاچه ارومیه، با قدمتی طولانی، در طول تاریخ نامهای مختلفی داشته و نقش مهمی در تمدنهای مختلف ایفا کرده است. در دوران باستان، به نامهایی مانند «چیچست» و «اسپوتا» شناخته میشد و از آن برای حمل و نقل، استخراج نمک و… استفاده میشده است. در دورههای مختلف تاریخی، از جمله هخامنشیان، اشکانیان، ساسانیان و اسلامی، این دریاچه یک منبع اقتصادی مهم بوده و شهرهای اطراف آن، مانند تبریز، به مراکز تجاری تبدیل شدهاند. در قرن بیستم، به دلیل فعالیتهای انسانی و تغییرات اقلیمی، با چالشهای زیستمحیطی مواجه شد و سطح آب آن بهشدت کاهش یافت.
تصویر جدید و قدیم از ساحل دریاچه ارومیه
علت خشک شدن دریاچه ارومیه
بزرگترین دریاچه نمک دنیا یکی از سرمایههای زیست محیطی در کشور ما بوده و نابودی آن زندگی ما را تهدید میکند. وجود دریاچه ارومیه نقش موثری در تعدیل آبوهوای ایران و منطقه دارد. طبیعت زیبای ایران مدیون وجود چنین سرمایهای است که مورد کملطفی قرار گرفته است.
دلایل مختلفی برای خشکسالی دریاچه ارومیه ارائه میشوند. بالارفتن دمای کره زمین، کاهش بارندگی و تغییر نزولات جوی مهمترین دلایل خشکسالی عنوان میشوند.
با کاهش بیسابقه تراز آب، دریاچه ارومیه در آستانه خشکی کامل قرار گرفته و دولت وعده داده با تخصیص اعتبار ویژه، از بروز فاجعه زیستمحیطی جلوگیری کند.
صبح روز ۱۴ مرداد ۱۴۰۴، نشست خبری شینا انصاری معاون رییس جمهور و رییس سازمان حفاظت محیط زیست و معاونین سازمان ب
مبارزان کمونیست