جنگ عموزاده‌ها یا آرایشی تازه  برای  ایران ؟

  بامداد روز جمعه ۲۲ اوت ۲۰۲۵ (۳۱ مرداد ۱۴۰۴)، مردم شهر سلیمانیه شاهد جنگی بزرگ با شرکت چندین هزار نفر از نیروهای اتحادیه میهنی، با تانک  خودرو زرهی، پهپاد و انواع سلاح‌های سنگین   بودند. این نیرو برای دستگیری سران حزب اپوزیسیون و محاصره و حمله به هتل لاله‌زار و چند ساختمان دیگر دوروبر که محل دفتر و زندگی آنها بود اعزام شده‌بودند.

ماجرا از آن‌جا آغاز شد که خانواده طالبانی که رهبری حزب اتحادیه میهنی را در اختیار دارند، چهار سال پیش در پی اختلافات درونی در این حزب، لاهور شیخ جنگی (عموزاده‌شان از چهره‌های شاخص آن حزب) را از اتحادیه میهنی اخراج کردند. بدنبال جدائی، لاهور شیخ جنگی با جلب ناراضیان در اتحادیه میهنی حزب آلترناتیو و اپوزیسیون بنام “جبهه میهنی خلق” را تاسیس کرد تا با استفاده از نارضایتی مردم در انتخابات شرکت کند و سهم بیشتری از قدرت و ثروت جامعه کردستان را به جیب بزند. در مقابل اتحادیه میهنی فشار بر حبهه خلق و تلاش برای محاکمه لاهور شیخ را جنگی در برنامه داشت.

در چند هفته اخیر، اتحادیه میهنی از طریق دادستانی استان سلیمانیه ابتدا رهبر حزب اپوزیسیون دیگر بنام “نسل جدید” (نه‌وی نوی) را به اتهام تهدید یکی از نمایندگان پارلمان در چند سال پیش، بازداشت و زندانی کرد. سپس با این حمله نظامی به حزب جبهه خلق و بازداشت صدها نفر از اعضای آن، از جمله رهبرشان لاهور شیخ جنگی، صحنه‌هایی از جنایت به ‌وجود آوردند. هنوز مردم از تعداد کشته ها و دستگیر شدگان در این حمله مطلع نیستند و اطلاعات به‌صورت قطره‌چکانی منتشر می‌شود. گفته می‌شود سرنوشت  بیش از ۲۵ نفر هنوز معلوم نیست ، و گویا در حمله پهپادی به محوطه زیرزمینی هتل لازار کشته شده‌اند.

در رسانه‌های کُردی ‌زبان و از سوی برخی نیروهای چپ، این واقعه تحت عنوان «جنگ عموزاده‌ها» مورد تحلیل قرار گرفته است. همچنین افشاگری‌هایی درباره ماهیت جریانات ناسیونالیست قومی و بازخوانی ده‌ها پرونده مشابه صورت گرفته است. به‌ویژه در خصوص بی‌مسئولیتی این جریانات در ایجاد شرایط جنگی در محله‌ها و مناطق مسکونی شهر سلیمانیه، در این حمله اخیر خانه‌های زیادی از مردم در این محله بشدت آسیب دیدند.

در طول نزدیک به سه دهه گذشته، مردم در کردستان بارها و بارها شاهد جنگ قدرت و حل اختلافات با این طریق میان احزاب ناسیونالیست کرد – چه در حاکمیت و چه در اپوزیسیون بوده اند.  این احزاب همواره همکار یا وابسته به یکی از دولت‌های منطقه‌ای بوده‌اند و همین موضوع نقش مهمی در روابط و منازعات درونی آن‌ها ایفا کرده است. مورد اخیر یکی از آنها است و این به بخشی از تاریخ و زیست سیاسی عیان این جریانات در دهه‌های اخیر تبدیل شده است.

اما این یورش، با چنین وسعت و استفاده از تجهیزات سنگین نظامی، آن هم در بستر کشمکش‌های منطقه‌ای و به‌ویژه پس از جنگ ۱۲ روزه در ایران و تغییر موقعیت جمهوری اسلامی در منطقه، فراتر از اختلافات شخصی و جنگ قدرت میان احزاب محلی است. صرفاً در چارچوب عملکرد درونی این احزاب یا اختلافات شخصی آن‌ها توضیح داده نمی شود. اگر فقط از این زاویه به مسئله نگاه کنیم، عوامل اصلی و لایه‌های پنهان و اصلی  آن را نادیده گرفته‌ایم.

با نگاهی به تحرکات و رویدادهای اخیر   یک ماه گذشته در عراق – از جمله تصمیم دولت آمریکا برای خلع سلاح حشدالشعبی در عراق و حزب‌الله در لبنان، سفر لاریجانی و امضای قرارداد امنیتی با دولت عراق، سپس سفر او به لبنان و دیدار با حزب‌الله و تصمیم حزب‌الله برای رد خلع سلاح  متوجه ربط این واقعه و اقدام اتحادیه میهنی در این بخش کردستان که زیر نفوذ دولت اسلامی است میشویم.

در همین دوره سفر بافل طالبانی به بغداد و دیدار او با نیروهای سیاسی شیعه، حذف بیش از ۵۰۰ نفر از کاندیداهای انتخابات آینده پارلمانی عراق، و مقاومت حشدالشعبی در برابر انحلال خود، همگی در راستای آمادگی رژیم جمهوری اسلامی برای سناریوهای پیش‌رو در یکی از آخرین سنگرهای محور مقاومت آن در عراق میشویم.

از سوی دیگر، نزدیکی لاهور شیخ جنگی به آمریکا و اسرائیل، همکاری او با برخی دولت‌های عربی نزدیک به آمریکا، نگرانی‌هایی جدی برای ایران ایجاد کرده است. این نگرانی به‌ویژه با توجه به نارضایتی گسترده مردم از احزاب حاکم در اقلیم کردستان عراق، به ‌خصوص در منطقه تحت نفوذ ایران (یعنی منطقه تحت حاکمیت اتحادیه میهنی)، شدت گرفته است.

جمهوری اسلامی ایران، برای جلوگیری از نفوذ جریان‌های مخالف در این منطقه، در هماهنگی با اتحادیه میهنی، به‌دنبال تثبیت موقعیت خود از طریق حمایت از این حزب است. جمهوری اسلامی در مناطق عرب‌نشین عراق در راستای حذف و حاشیه ‌ای کردن  نیروهای مزاحم و مخالف خود تلاش می کند. در چنین شرایطی که احتمال جنگ دیگری با اسرائیل هست نیازمند تقویت نفوذ از طریق اتحادیه میهنی و حذف رقیب های اپوزیسیون آن است تا امنیت این قسمت از مرز خود با عراق و کردستان را امن نگه دارد.

خلاصه آن‌که، به‌نظر می‌رسد یکی از عوامل اصلی وقایع هتل لازار و تحولات دو سه هفته اخیر مربوط به احزاب جبهه خلق و نسل جدید، در چارچوب تلاش جمهوری اسلامی ایران برای آرایش جدیدی از نیروهای وابسته و همسو به خود در عراق قابل درک است.

در همین راستا، می‌توان به دیدار کاردار سفارت روسیه در سلیمانیه، تنها یک روز پس از آخرین سخنرانی پوتین درباره وضعیت جهانی و تأکید او بر منازعات خاورمیانه و دفاع از ایران، و نیز درست پس از حمله اتحادیه میهنی به هتل لازار و تأکید روسیه بر همکاری با اتحادیه میهنی، به‌عنوان نمونه‌ای از یارگیری‌های سیاسی در آستانه تحولات آتی اشاره کرد.

تحولات اخیر در عراق به‌روشنی نشان می‌دهد که منطقه، به‌ویژه خاورمیانه، در بطن این تحولات، هم چنان گرفتار مصائب جنگ قدرت‌های بزرگ و اسرائیل و ایران در منطقه در مرحله دیگری است.

اسد نودینیان

اول سپتامبر ۲۰۲۵