کارگر کمونیست ۸۹۷
یاشار سهندی
زندگی که نه، زنده بودن در سایه سیاه رژیم اسلامی سرمایه، یعنی یا روزت را باید با یک خبر شوم شروع کنی یا با خبری که بند دلت را پاره میکند باید به پایان برسانی. روز شنبه بعد از ظهر خبر پیچید که مجددا حکم اعدام شریفه محمدی را تایید کردند.
چرای آن جرمهایی است که شریفه به آن متهم شده است. فعالیت در حمایت از کارگران یا حتی فعالیت سیاسی که یک حق معمولی است، که در جمهوری اسلامی جوابش طناب دار است. جمهوری اسلامی با مرگ آفرینی سرپاست، بخصوص کشتن بی رحمانه انسانهای که به گروگان گرفته است. جمهوری اسلامی در تبهکاری و جنایب دست هر حکومت ستمکار را در تاریخ واقعی و افسانه ها از پشت بسته است.
جمهوری اسلامی با تایید مجدد حکمی که خود نقض کرده بود، ( باید تاکید کرد که این نقض حکم هم بخاطر فشار مبارزات علیه اعدام، بخصوص حکم شریفه بود) در پی آن است که بار دیگر ثابت کند هنوز هم میتواند جانهای شریف را بگیرد.
جمهوری اسلامی اگر در تامین هر چیزی که لازمه زندگی امروز است، درمانده است و عملا جامعه را به بن بست کشانده است، در کشتن، بخصوص با طناب دار، هیچ مشکلی ندارد؛ جوابش برای حل انبوه مصائبی که بر جامعه تحمیل کرده، چوبه دار است.
وریشه و پخشان و شریفه ، این سه زن را جمهوری اسلامی دست چین کرده است که به جامعه نشان دهد که هنوز میتواند مرگ بیافریند. لیست افراد که حکم شان اعدام است بسیار بیشتر است. اما این سه زن بخصوص برای کمترین کار، یعنی مشارکت در یک امر اجتماعی ساده، یاری رساندن به همنوع، محکوم به مرگ شده اند.
این سه ابتدا به ساکن جرمشان این است که زن هستند. دوم این زنان به آنچه جمهوری اسلامی طلب میکند “تمکین” نکرده اند، دست به فعالیت اجتماعی (مددکاری) زده اند. و این فعالیتها برای حکومتی که نیم قرن در تلاش است که به جامعه بباوراند، هیچکس یاری دهنده هیچکس نیست، یا نباید باشد خود بزرگترین جرم ممکنه است. سوم اینکه جامعه ایران با وجود همه سبعیت جمهوری اسلامی به انحاء مختلف در مبارزه بوده، این سه زن به نوعی نماد این مبارزه و تلاش برای دست یافتن به یک زندگی شریف و انسانی هستند.
سال 1401 فریادی از اعماق جامعه برخواست، زن زندگی آزادی. شعاری در حد یک مانیفست که از سوی جامعه اعلام شد. وبه جمهوری اسلامی سرمایه ثابت کرد جامعه شکست نخورده ، و این حکومت اسلامی است که شکست خورده است. جانهای شریفی از مهسا و نیکا و سارینا و سیاوش و مهرشاد و محسن و … گرفته شد؛ اما جنبشی که همه زندگی را طلب میکند، زنده ماند. و اکنون در بستر این انقلاب، در متن اعتراضات جاری غنی سازی زندگی حق مسلمی است که فریاد زده میشود. و این سه زن بخصوص انتخاب شدند که شاید جامعه ای را که دیگر حتی چیزی برای از دست دادن برایش باقی نمانده است به عقب براند.
به مانند همیشه طناب دار، تنها راه حل جمهوری اسلامی برای مقابله با اعتراض است. و رژیم اسلامی ثابت کرده است میتواند جامعه را غافلگیر کند. بخصوص در این ایام که در جنگ 12 روزه شکست خورده است، و نیز به سالروز جان باختن مهسا امینی، مرگی که انقلاب زن زندگی آزادی را شعله ور ساخت نزدیکیم ، خطر قتل این سه زن بالا گرفته است.
جمهوری اسلامی بیش از هر حکومت دیگری این امر را ثابت کرد که حکم اعدام، یک قتل عمد دولتی است. حکم اعدام نه برای اجرای عدالت که خود اوج بی عدالتی و شقاوت است برای ارعاب جامعه، بخصوص جامعه ای که در مبارزه و تلاش برای یک زندگی متفاوت است.
احکام اعدام جان بسیارانی را در خطر قرار داده است. نزدیک به 60 نفر زندانی سیاسی و مشخص نیست چه تعداد زندانیان جرایم غیر سیاسی در لیست اعدام جمهوری اسلامی هستند. صدور مجدد حکم اعدام شریفه محمدی این تهدید را جدی تر و خطرناکتر کرده است.
اسماعیل بخشی در اعتراض به تایید مجدد حکم شریفه محمدی نوشته است: “باور کردنی نیست. شریفه فقط حامی کارگران بود لعنتیها”؛ براستی که این حکومت تشکیل شده از یک مشت “لعنتیها” ، که هیچ بوی از انسانیت نبردند. طناب دار و چهار پایه اعدام تنها چیزی که به ایشان قوت قلب میدهد و احساس میکنند که زنده هستند. طناب دار را باید با مبارزات و اعتراضات خود به آتش بکشیم.
و همصدا با “شورای بازنشستگان” تاکید میکنیم: ” در «جرائم سیاسی» احکام اعدام دستاویزی برای کشتار مخالفان سیاسی در پوشش حقوقی، و در جرائم عمومی تنها پاسخ حکومت در برابر فجایعی است که خود مسبب اصلی آنها است و در واقع قربانیان دو بار حکم محکومیت میگیرند یکبار با تحمیل شرایط نابهنجار زیستی و یکبار هم با حکم اعدام.
در مقابل این درجه از قتل های حکومتی، واژه اعدام ، تقلیل اتفاقات خونینی ست که علیه جامعه در جریان است!
“اعدام” بر حسب سابقه ی ذهنی خود در میان مردم بار حقوقی دارد که اکثریت بشریت متمدن آنرا از قوانین کیفری خود حذف کرده است، در حالیکه تشدید قتل های حکومتی یک رویکرد ارادی سخت و خشن با قتل های مکرر علیه کلیت جامعه است.
گستردگی اعدام ها بدون رعایت ضوابط حقوقی، یک ابزار قتاله سیاسی برای سرکوب شدید و مرعوب کردن جامعه است.
صدور و تایید حکم اعدام توسط دیوان عالی کشور برای شریفه محمدی گواهی آشکار بر دشمنی حاکمیت با کارگران و زنان است.”
مبارزان کمونیست