در مورد جنجال دونالد ترامپ و جفری اپستین

 

نشریه انقلاب ارگان حزب کمونیست انقلابی آمریکا

۲۱ ژوئیه ۲۰۲۵- ۳۰ تیر ۱۴۰۴

ترجمه و تکثیر توسط : گروه کمونیست‌های انقلابی سنتز نوین کمونیسم در ایران

طی چند هفته گذشته، جنجال بزرگی بر سر روابط دونالد ترامپ با جفری اپستین، قاچاقچی جنسی محکوم و سرمایه‌گذار میلیونر، درگرفته است. پیش از محکومیت اپستین به دو فقره جرم خریدن(جاکشی) کودکان برای فحشا و ترغیب به فحشا در سال ۲۰۰۸ و محکومیت ۱۳ ماهه او به خاطر آن، اپستین در همان محافل فلوریدا و نیویورک که ترامپ به آن‌ها سفر می‌کرد، به جایگاه ویژه‌ای رسیده بود. به گفته خود ترامپ، این دو نفر ۱۵ سال باهم دوست بودند و طبق گزارش‌ها در سال ۲۰۰۴ به دلیل اختلاف بر سر املاک و مستغلات به این دوستی پایان دادند. چند سال بعد، اپستین و همکارش خانم گیسلاین مکسول به جرم چندین فقره قاچاق جنسی دستگیر شدند. مکسول محکوم و به ۲۰ سال زندان محکوم شد. اپستین در سال ۲۰۱۹ در سلول خود درحالی‌که به دار آویخته شده بود، به قتل رسید و گمان می‌رفت که به‌جای محاکمه، خودکشی کرده است.

 

پرونده اپستین و ماگا

پرونده اپستین نقش مهمی در طرز فکر  ماگا (MAGA- جنبش آمریکا را دوباره باعظمت کنیم) ایفا کرده است. بسیاری از اعضای ماگا  با شور و شوق معتقدند که فرقه‌ای وجود دارد که شامل اعضای ارشد حزب دموکرات و افراد مشهور است که زنان و کودکان جوان را مورد آزار جنسی و قاچاق قرار می‌دهند. برخی تا آنجا پیش می‌روند که معتقدند این فرقه‌های فرضی، زنان و کودکان جوان را در مراسم شیطانی به قتل می‌رسانند و خون آن‌ها را می‌نوشند. علاوه بر این، بسیاری معتقدند که همه این‌ها با به‌اصطلاح “دولت پنهان” – بخش‌هایی از سازمان‌های اطلاعاتی و دستگاه‌های سرکوبگر – که “واقعاً” کنترل را در دست دارند، درهم‌آمیخته است.

 

هیچ مدرکی برای چنین فرقه‌ای وجود ندارد. اما شواهد زیادی در طول تاریخ وجود دارد که نشان می‌دهد چگونه اعتقاد به چنین فرقه‌هایی به‌طورکلی به طبقه حاکم خدمت می‌کند. این باور بسیاری از اعضای ماگا، مضامین “نظریه‌های توطئه” کلاسیک را که قدمت آن به هزار سال پیش، به جنگ‌های صلیبی، که در آن مسیحیان اروپایی “جنگ‌های مقدس” علیه مسلمانان به راه انداختند، منعکس می‌کند. همین افسانه‌ی افتراآمیز نوشیدن خون کودکان خردسال، قرن‌ها برای توجیه سلب مالکیت، تبعید اجباری و قتل یهودیان در اروپا، ازجمله در نابودی شش میلیون نفر توسط نازی‌ها، مورداستفاده قرارگرفته است.

 

برای روشن شدن موضوع، کل طبقه‌ی حاکم- چه دموکرات و چه جمهوری‌خواه- نظامی را کنترل می‌کنند که ۱۵۰ میلیون کودک را مورد استثمار و ستم قرار می‌دهد. این کودکان به‌عنوان کارگران کودک در مکان‌هایی مانند معادن کولتان کنگو یا کارخانه‌های پوشاک بنگلادش و سایر نقاط “جنوب جهان” کار می‌کنند. همچنین یک صنعت سرمایه‌داری بین‌المللی عظیم در فحشای اجباری (یا “قاچاق”) زنان وجود دارد.۱ علاوه بر این، زن‌ستیزی و سوءاستفاده جنسی در هر روزنه‌ی جامعه نفوذ می‌کند. اما این اعمال جنایت‌کارانه‌ی هیولاوار از عملکرد روزمره‌ی سیستم اقتصادی و سیاسی سرمایه‌داری-امپریالیسم سرچشمه می‌گیرند و توسط آن تقویت می‌شوند، نظامی که با سلطه‌ی مردسالارانه‌ی وحشیانه بر زنان و کودکان که هزاران سال است مشخصه هر جامعه‌ی سرکوبگری بوده است، درهم‌آمیخته است. به‌عبارت‌دیگر، این‌یک نظام(سیستم) است و نه توطئه‌ای که توسط چند نفر ساخته‌شده باشد.

وجود ادعایی این «حلقه جنسی دولت پنهان» امروزه توسط افراد برجسته ماگا مانند استیو بنن و جی. دی. ونس، که تنها دو نفر از آن‌ها را نام بردیم، به طرز بدبینانه‌ای تشویق و گسترش‌یافته است. شایعاتی در دنیای ماگا مبنی بر «لیست موکلان اپستین» (لیست موکلانی که از او دختران جوان زیر سن قانونی را برای سکس میخریدند-م) وجود داشته (و دامن زده شده است) که ظاهراً هویت کسانی را که بخشی از این فرقه ادعایی بودند، فاش می‌کرد.

 

بازهم، یکی از عوامل پیچیده در این زمینه این است که خود ترامپ به مدت ۱۵ سال از دوستان بسیار سرشناس اپستین بود. درحالی‌که ترامپ سوءظن به‌اصطلاح «دولت پنهان» (یعنی اف بی آی -FBI- و سایر نهادهای دولتی که تحقیقات علیه او را آغاز کردند) را تشویق کرده است، اپستین به‌خودی‌خود یکی از موضوعات اصلی او نبوده است.

 

بااین‌وجود، برخی از طرفداران برجسته ترامپ- به‌ویژه ازجمله دادستان کل آمریکا خانم پم بوندی، رئیس اف بی ای، کاش پاتل و نفر دوم پاتل، دن بونگینو- از پرونده اپستین و به‌ویژه آنچه آن‌ها «لیست موکلان» اپستین می‌نامیدند، سروصدای زیادی به پا کردند. ظاهراً این فهرست شامل اسامی افراد برجسته‌ای است که اپستین ظاهراً زنان و دختران جوان را به آن‌ها اغوا می‌کرده است. باندی و دیگران قول داده بودند که آن را منتشر کنند… تا همین اواخر، زمانی که همه آن‌ها تغییر موضع دادند و اظهار داشتند که چنین فهرستی درواقع وجود ندارد. برای روشن شدن موضوع، هیچ‌کس واقعاً نمی‌داند که آیا چنین فهرستی وجود دارد یا خیر، و تکیه‌بر اظهارات دروغ‌گویان شناخته‌شده باندی، پاتل و بونگینو- یا هر کس دیگری در رژیم ترامپ یا اطراف آن- راهی برای تعیین این موضوع نیست.

 

اما تغییر ناگهانی در مورد وجود این فهرست، بخشی از نیروهای ماگا را خشمگین کرده است. ترامپ به آن‌ها گفت که اساساً از آن صرف‌نظر کرده و بگذرند و روی بخش‌های دیگر دستور کار او تمرکز کنند. جنجالی یک‌هفته‌ای درگرفت که در آن برخی از رهبران برجسته ماگا از ترامپ خواستند که باندی را مجبور به انتشار فهرست کند و در عوض، ترامپ آن مخالفان را ازجمله موارد دیگر به «ضعیف» بودن متهم کرد.

 

این جنجال پنجشنبه‌شب گذشته به سطح بالاتری رسید، زمانی که وال‌استریت ژورنال ترامپ را متهم کرد که یک کارت زن‌ستیزانه برای تولد ۵۰ سالگی اپستین، همراه با یک کارتون نیمه مستهجن، ارسال کرده است. ترامپ نوشتن و کشیدن چنین کارتی را انکار کرد. این به‌نوبه خود توجه بیشتری را از سوی کسانی که عموماً با ترامپ مخالف هستند، جلب کرد.

 

پس چگونه افراد مخالف ترامپ و فاشیسم باید همه این‌ها را درک و ارزیابی کنند؟

اول، ماگا(MAGA) یک نیروی فاشیستی است که با سرعت زیاد در حال حرکت برای تحمیل یک تحول فاشیستی در جامعه ایالات‌متحده آمریکا است. ازنظر گردانندگان ماگا،  این تنها راه‌حل برای بحران شدیدی است که سرمایه‌داری-امپریالیسم ایالات‌متحده آمریکا اکنون با آن مواجه است و یک مأموریت مرگ و زندگی است. هر کاری که ترامپ ۲۵ سال پیش انجام داد یا نداد، نمی‌تواند این واقعیت اساسی و محوری را تغییر دهد: ترامپ یک فاشیست است و او و کل جنبش ماگا او به دلیل فاشیستی بودنش نامشروع هستند.

 

این معنای واقعی دارد! باب آواکیان اخیراً در یک پیام در رسانه‌های اجتماعی این را این‌گونه بیان کرد:

فاشیسم ترامپ رژیمی است که آشکارا و به‌طور تهاجمی حقوق اساسی را سلب می‌کند و آشکارا اعلام می‌کند که هیچ حاکمیت قانون و روند قانونی به‌جز آنچه خودش دیکته می‌کند وجود ندارد و این قدرت مخرب خام است که باید در عرصه بین‌المللی حاکم باشد، بدون اینکه حتی تظاهر به پایبندی به قوانین بین‌المللی یا نگرانی در مورد حاکمیت یا حتی حق وجود مردم و کشورهای کمتر قدرتمند داشته باشد.

این رژیمی است که مصمم به آزادسازی غارت سرمایه‌داری بی‌قیدوبند و مهار نشده است و در پی آن، با پتک (یا اره‌برقی) به برنامه‌ها و خدمات حیاتی که مردم به آن‌ها وابسته‌اند ضربه می‌زند – معیشت مردم را نابود می‌کند، علم و مراقبت‌های بهداشتی را نابود می‌کند، آموزش را تضعیف و منحرف می‌کند و هرج‌ومرجی ایجاد می‌کند که باعث رنج تعداد زیادی از مردم، در اینجا و در سراسر جهان می‌شود.

 

 

یک رژیم فاشیستی مانند این، به کسی مانند دونالد ترامپ به‌عنوان رئیس خود نیاز دارد: یک دیوانه بیمارگونه، با انگشتی روی دکمه هسته‌ای، که دیوانگان خطرناک و انگل‌های دیوانه قدرت را به سمت‌های کلیدی قدرت منصوب می‌کند. (از انقلاب شماره ۱۱۴: شکست فاشیسم ترامپ/ماگا: به دنبال انتخابات آینده… یا تلاش اکنون برای بسیج میلیون‌ها نفر پیرامون این مطالبه قدرتمند و متحدکننده: رژیم فاشیستی ترامپ باید برود!)

 

تاریخچه طولانی و تأسف‌باری از افرادی وجود دارد که به دنبال راهی آسان برای خلاص شدن از شر ترامپ هستند و سعی می‌کنند این واقعیت اساسی در مورد ترامپ، دستگاه سیاسی او و حامیانش را نادیده بگیرند. خیلی اوقات مردم فریب خورده‌اند، یا خودشان را گول‌زده‌اند که فکر می‌کنند این بار ترامپ خیلی زیاده‌روی کرده و از مجازات فرار نخواهد کرد – چه نوار «بگیرشان از کس» در هالیوود اکسس باشد، چه تحقیقات روسیه، چه اولین استیضاح، چه تلاش برای لغو خشونت‌آمیز انتخابات ۲۰۲۰، چه سوءمدیریت او در اسناد دولتی فوق سری، چه کیفرخواست‌های جنایی و حتی محکومیت‌هایش – و بارها و بارها، امیدهای مردم نقش بر آب شده است. چرا؟ چون این فاشیست‌ها درمجموع در مأموریتی هستند که ترامپ برای آن ضروری است، و هر مشاجره‌ای که ممکن است با این یا آن عنصر ازآنچه ترامپ نمایندگی می‌کند داشته باشند، تقریباً مطمئناً به‌خودی‌خود، آن‌ها را از مسیرشان منحرف نخواهد کرد.

 

این رویکرد شکست‌خورده اغلب توسط حزب دموکرات دامن زده و حتی آغاز شده است. رهبران اصلی حزب دموکرات ترجیح می‌دهند به‌جای مقابله و سازمان‌دهی مخالفت با برنامه کامل فاشیستی ماگا، به شکست‌های شخصی ترامپ اشاره کنند.

 

چرا؟ بازهم به نقل از باب آواکیان، از پیامی متفاوت:

از بین بردن علل اساسی این فاشیسم در چارچوب این سیستم غیرممکن است و بالاترین اولویت حزب دموکرات، حفظ و اجرای این سیستم است. سران حزب دموکرات همیشه تلاش خواهند کرد تا مبارزه علیه این رژیم فاشیستی را در چارچوب و محدودیت‌هایی نگه‌دارند که ثبات این سیستم را تهدید نکند. اما، حتی اگر انقلابی برای نابودی کلی این سیستم نباشد، مبارزه لازم برای شکست دادن و حذف این رژیم فاشیستی مستلزم مبارزه غیرخشونت‌آمیز اما مصمم و پایدار میلیون‌ها نفر است تا عملکرد این سیستم، تحت حاکمیت فاشیست‌ها، را متوقف کنند – تا کشور را توسط این رژیم فاشیستی “غیرقابل‌کنترل” کنند – تا عوامل و نیروهای مختلف مانند یک جاروی بزرگ و قدرتمند که این رژیم فاشیستی را از قدرت جارو می‌کند، گرد هم آیند. (از انقلاب شماره ۱۱۹: سیاستمداران حزب دموکرات ممکن است در مبارزه حیاتی علیه فاشیسم ترامپ/ماگا مشارکت کنند – اما حزب دموکرات این مبارزه را به‌جایی که باید برود، هدایت نخواهد کرد و نمی‌تواند.)

 

ماگا خود را نابود نخواهد کرد- اما درگیری‌های درون ماگا می‌توانند نقشی ایفا کنند اگر جنبشی قدرتمند مصمم به پایان دادن به حکومت فاشیستی ترامپ در حال حاضر وجود داشته باشد.

این بدان معنا نیست که درگیری‌های درون ماگا نمی‌توانند هیچ نقشی، یا حتی نقش مهمی، در بیرون راندن واقعی این رژیم ایفا کنند. برعکس، اگر وضعیتی از مقاومت گسترده، روزمره، بدون خشونت اما ستیزه‌جویانه وجود داشته باشد، تضادها در اردوگاه ترامپ می‌تواند تشدید شود و یک پویایی رفت و برگشتی می‌تواند آغاز شود که در آن شکاف‌ها و شکاف‌های عمیق‌تر درون رژیم، توده‌های بیشتری را به آمدن به خیابان‌ها تشویق کند و خیزش توده‌ای بزرگ‌تر می‌تواند این شکاف‌ها را تقویت کند. اما، بازهم، چنین پویایی مستلزم آن است که مبارزه خشونت‌آمیز گسترده و بی‌وقفه و مداوم باهدف بیرون راندن رژیم، بر پایه‌ای بسیار بالاتر و پایدارتر از اکنون باشد. هیچ راه میانبر یا جادویی برای خروج از این وضعیت وجود ندارد – اما همان‌طور که در برنامه، موضع و استراتژی «نپذیرفتن فاشیسمِ» ( Refuse Fascism) مشخص‌شده است، یک‌راه خروج وجود دارد. افرادی که مشتاق دیدن شکست این فاشیسم هستند، باید روی این موضوع تمرکز کنند، به «نپذیرفتن فاشیسمِ» بپیوندند، از آن حمایت کنند و فعالانه آن را بسازند.

از خود بپرسید: اگر در هفته‌های آینده جنبش علیه این فاشیسم بتواند به چیزی شبیه به موج اعتراضات سال ۲۰۲۰ به خاطر قتل جورج فلوید و برونا تیلور توسط پلیس دست یابد، چه؟ بیایید به یاد داشته باشیم که هزاران و درنهایت میلیون‌ها نفر، شب‌به‌شب، از شهرهای بزرگ گرفته تا کوچک‌ترین شهرهای کوچک، به خیابان‌ها ریختند و خواستار توقف قتل پلیس شدند. اگر جنبشی با این اندازه، دامنه و عزم، حول یک خواسته واحد متحد شود که ترامپ باید همین حالا برود!، درگیری‌های داخلی که MAGA درگذشته توانسته است در برابر آن‌ها مقاومت کند، می‌توانند تحت‌فشار یک چالش بزرگ، تشدید شوند و به تضعیف قابل‌توجه انسجام نیروهای فاشیست کمک کنند.

 

 

یک‌بار دیگر از باب آواکیان، انقلاب شماره ۱۲۵: نه دادگاه‌ها، و نه حزب دموکرات: مردم شریف، که به‌طور گسترده و بی‌وقفه بسیج می‌شوند، نیرویی هستند که باید برای شکست فاشیسم ترامپ/MAGA به آن تکیه کرد.

این به میلیون‌ها نفر از مردم شریف بستگی دارد که جلوی این نیروی عظیم فاشیستی ترامپ و وحشتی که در حال تحمیل آن بر مردم این کشور و کل جهان است را بگیرند.

اعتراضات مداوم و بسیج‌های قدرتمند در سراسر کشور بسیار مهم بوده‌اند و پتانسیل آنچه باید انجام شود را نشان می‌دهند. اما همه این‌ها باید به‌زودی جهشی داشته باشند تا به یک قیام مردمی عظیم تبدیل شوند، مصمم به شکست واقعی این رژیم فاشیستی، و متحدشدن حول این مطالبه فوری: رژیم فاشیستی ترامپ باید برود – همین حالا!

 

این به معنای «دیگر طبق معمول کاری از پیش نمی‌رود» است. این به معنای اعتراض و ایجاد مقاومت روزبه‌روز است: غیرخشونت‌آمیز اما پایدار و بی‌وقفه – در پاسخ به سرکوب رژیم فاشیستی با فوران مقاومت حتی بیشتر – متحد کردن همه‌کسانی که می‌توانند متحد شوند، در تعداد فزاینده‌ای که باانگیزه احساس فوریت لازم، باهدف ایجاد یک بحران سیاسی عمیق و تغییرات و «تغییرات» عمده در سراسر جامعه، ازجمله در نهادهای غالب قدرت، به‌گونه‌ای که این رژیم فاشیستی نامشروع نتواند کار کند و واقعاً از بین برود.

 

پانویس‌ها:

 

۱. به “صنعتی شدن” استثمار جنسی، جهانی شدن امپریالیستی و سقوط به جهنم، نوشته ریموند لوتا در revcom.us مراجعه کنید.

 

لینک این مقاله به زبان انگلیسی در سایت رفقای حزب کمونیست انقلابی آمریکا(آر سی پی) این است:

https://revcom.us/en/controversy-over-donald-trump-and-jeffrey-epstein

 

 

۳ مرداد ۱۴۰۴

ترجمه توسط:
گروه کمونیست‌های انقلابی سنتز نوین کمونیسم در ایران

 

منتشرشده در شبکه اجتماعی تلگرام  در لینک زیر:
کانال کمونیسم نوین
https://t.me/New_Communism/3265

مهمانی ترامپ با اپستین در سال ۱۹۹۲ در مار-ئه-لاگو محل سکونت ترامپ در ایالت فلوریدا

تظاهرات