اگر به شکل و تناسب پلکان دقت کنیم، متوجه میشویم که بیشترین جهش و ارتفاع قیمتی در پلههای سه و چهار رخ داده و برعکس شاهد تخفیف ارتفاع قیمت در پلکانهای بالاتر هستیم. درحالیکه اگر هدف تنبیه پرمصرفها بود قاعدتاً ارتفاع پلکان باید به تناسب مصرف بیشتر میشد، اما در مدل فعلی شکل پلکان به ضرر مصرفکننده میانی ترسیم شده. در طول این سالها با افزایش سالانه قیمت برق، این تناسب پلکان همچنان به همین شکل حفظ شده.دو نمودار بالا مقایسه قیمت برق خانگی (مناطق عادی) طی یک دهه از آغاز طرح هدفمندی را نشان میدهد. همانطور که میبینید، در طول این سالها قیمت برق (محور عمودی نمودار) بیش از دو برابر برای هر پله افزایش یافته، اما شکل و تناسب پلهها کماکان دست نخورده مانده است.
دو نمودار بالا مقایسه قیمت برق خانگی (مناطق عادی) طی یک دهه از آغاز طرح هدفمندی را نشان میدهد. همانطور که میبینید، در طول این سالها قیمت برق (محور عمودی نمودار) بیش از دو برابر برای هر پله افزایش یافته، اما شکل و تناسب پلهها کماکان دست نخورده مانده است.برای اینکه درک ملموسی از تناسب غیرمنطقی پلکان قیمتی برق داشته باشیم، بهتر است با یک مثال بررسیاش کنیم. خانوادهای را فرض کنید که مصرفش در آبان ۱۴۰۰ در مرز پله دوم باشد (۲۰۰ کیلو وات ساعت در ماه)؛ اگر این خانواده فقط به اندازه ۱۰ کیلووات ساعت در ماه جدید بیشتر مصرف کند (۲۱۰ کیلووات ساعت)، قبض برقش ناگهان ۷۰% افزایش مییابد. اما اگر خانوادهای در مرز پله چهارم باشد (۴۰۰ کیلووات ساعت مصرف در ماه)، همین خانواده با مصرف ۱۰ کیلووات ساعت بیشتر و افتادن در پله پنجم، قبض برقش فقط ۵% نسبت به قبل اضافه میشود[2].به عبارتی نظام پلکانی کنونی مرکز ثقل افزایش قیمت را روی دوش خانوارهای پلکان سه و چهار انداخته. وقتی همین نکته را بر نمودار توزیع مصرف کل برق در بخش خانگی تطبیق میدهیم، دلایل چنین تصمیمی واضحتر میشود.
توزیع مصرف برق خانگی در سال 97 – منبع: گزارش مرکز پژوهشهای مجلس(قسمتهای رنگی از سوی نویسندگان اضافه شده است)طبق نمودار بالا درحالیکه دامنه مصرف شش پلکان اول هر کدام ۱۰۰ کیلووات ساعت و سر جمع ۶۰۰ کیلوات ساعت تعیین شده، اما در پله آخر دامنه مصرف مشترکینِ خیلی پرمصرف تا ۶۰۰۰ کیلوواتساعت و بیشتر هم میرود! به عبارتی نظام قیمتگذاری فعلی این «اَبَرمصرفکنندگان» را مورد لطف ویژه قرار داده و تا بیش از ده برابر مصرفِ شش پلکان نخست را در یک پله تجمیع کرده است. این یعنی تعرفه برق یک خانوادۀ ساکن در مسکن ۲۰۰ متری (که احتمالاً در پله هفتم بیفتد) با خانوادهای که در ویلای ۳۰۰۰ متری زندگی میکند تفاوتی نخواهد داشت.این موضوع خصوصاً از جایی مهمتر میشود که بدانیم ۰.۲% از «اَبرمصرفکنندگان» معادل ۷.۲% از برق خانگی کشور را مصرف میکنند . یعنی با اقلیتی از ثروتمندان طرفیم که هر یک به تنهایی به اندازه دو سال مصرف برق یک خانوارِ میانی را در یک ماه مصرف میکنند (ویلاهای بزرگ) و از طرفی نظام پلکانی کنونی عامدانه تعرفه برق آنان را با کسانی که به اندازۀ یک دهمشان مصرف دارند، یکسان گرفته است!نمودار قبلی در عین حال این ادعا را تأیید میکند که چطور بیشترین بار افزایش پلکانی قیمت، بر روی مشترکین میانی (قسمت نارنجی) سرشکن شده؛ درحالیکه مشترکین پرمصرف (قسمت قرمز) که در پله هفتم جمع شدهاند و قاعدتاً مرکز ثقل نظام پلکانی باید به آنجا منتقل میشد، بیشترین منتفع نظام پلکانی قیمتگذاری کنونی هستند.در سال ۱۴۰۰ حکومت ادعا کرد که نظام پلکانی قیمتگذاری برق خانگی را این بار به نفع طبقات پایینی و به ضرر طبقات بالایی تغییر داده، به نحوی که ۷% افزایش قیمت برای مصرفکنندگانی در نظر گرفته که در چهارچوب الگوی بهینه مصرف کنند و ۲۳% افزایش قیمت برای مصرفکنندگانِ خارج از چهارچوب الگوی بهینه. حال بماند که اصلاً چرا باید کسانی که مصرف بهینه دارند، علاوه بر مالیات و عوارض برق، به شکلی سالانه هم افزایش هزینه داشته باشند ؟ اما با اِعمال نرخهای جدید در نمودار قیمتی سال ۱۴۰۰ نیز مجدداً میبینیم که بار اصلی برخلاف ادعای حکومت همچنان بر روی مشترکان میانی است.
تعرفه برق خانگی مناطق عادی خرداد تا اسفند 1400
سرانۀ مصرف برق در کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا.در این سال (به عنوان آخرین سالِ آمار مقایسهای در دسترس[5]) میانگین سرانۀ کشورهای منطقه ۲۰۰۴ کیلووات ساعت در سال بوده که معادل بیش از سه برابر سرانۀ مصرف خانگی برق طی همان سال در ایران است. منبع[6]بنابراین کوبیدن بر طبل دروغین پرمصرفی برق مردم، بهانهای بوده برای آنکه خط مصرف مجاز پایینتر کشیده شود تا مجازات پلکانیِ قیمت بر سطح وسیعتری از مردم اِعمال شود و عواید و درآمدهای دولت از قِبَل قبوض برق بیشتر. اما هنوز هم این تصویر کاملی از دزدی دولت با خط «الگوی مصرف» نیست.از نیمه دهه هشتاد تا الآن درحالی مقدار «الگوی مصرف بهینه» دولت بلاتغییر مانده که آن زمان دولت برای ترویج استفاده از لامپهای کممصرف یارانههای زیادی میداد که این یارانهها هم در سالهای اخیر حذف شدهاند[7]. در ثانی کاهش قدرت خرید لوازم خانگی استاندارد و بهینه، موجهای گرمای هوا در سالهای اخیر، رواج استفاده از وسایل دیجیتالی جدید (کامپیوتر و لپتاپ و موبایل) به عنوان ابزار تحصیلی و همچنین مجازی و خانگیشدن تحصیل دانشآموزان و دانشجویان و دورکاری اجباری بخشی از کارمندان در دوره کرونا هیچیک کوچکترین تأثیری در مقدار «الگوی مصرف مجاز» دولت نداشته است!برمبنای همین مرز تصنعی «الگوی مصرف» است که حکومت ادعا میکند ۳۰% از جمعیت کشور «پرمصرف» هستند[8] و مدام با این آمار ۳۰% در رسانهها بازی میکند تا این بهاصطلاح «پرمصرفی» را معادل «ثروتمندی» جا بزند و این سی درصد را عیناً «سه دهک بالایی» جامعه نشان دهد. درحالیکه فاکتورهایی مثل «بُعد خانوار» (جمعیت خانواده) و فراوانی «مسکن غیرآپارتمانی» در شهرستانها و روستاها نه فقط این معادل گرفتن «پرمصرفی» با «ثروتمندی» مشترکین در پلههای سه تا شش را نقض میکند، بلکه حتی با جای دادن دستهای از زحمتکشان در پله هفتم نیز آنان را به خاک سیاه نشانده است.به طور مثال بررسی آمار «هزینه و درآمد خانوارهای شهری سال ۹۸» نشان میدهد که هرچند تملک لوازمی مثل ماشین ظرفشویی و مایکروفر ارتباط مستقیمی با سطح رفاه و برخورداری دارد، ولی در مورد وسایل گرمایشی برقی این ارتباط معکوس است. یعنی آمار نشان میدهد که خانوارهای کمدرآمد به دلیل محرومیتِ بیشتر از گاز لولهکشی، تکیه بیشتری بر استفاده از وسایل گرمایشی برقی دارند تا خانوارهای پردرآمد. تاحدی که تعداد خانوارهایی که برای گرمایش از برق استفاده میکنند در اولین دهک کمدرآمد ۵ برابر تعداد همان خانوارها در بیشترین دهک درآمدی است[9]. همچنین به طور متوسط نیمه پایینی جامعه دو برابر بیشتر از نیمه بالایی برای گرمایش هوا بر برق تکیه میکند. به شکل مشابهی استفاده از برق به عنوان سوخت آبگرمکن نیز در خانوارهای دهکهای پایین بطور متوسط دو برابر خانوارهای دو دهک بالاست.در مورد استفاده از کولر گازی هم (که بعضاً تا ۶ برابر کولر آبی مصرف برق دارد) برخلاف تصور رایج این وسیله منحصر به خانوادههای ثروتمند نیست، بطوریکه آمار همان سال نشان میدهد که حداقل۱۲% خانوارهای نیمۀ کمدرآمدترِ جامعه بطور متوسط از کولر گازی ثابت و ۱۰% آنها از کولر گازی متحرک برای سرمایش استفاده میکنند. اهمیت این اعداد و ارقام در آنجاست که اگر در خانهای حتی یکی از دو آیتم آبگرمکن برقی یا کولر گازی وجود داشته باشد، به احتمال بسیار زیاد مصرف آن خانوار در پله هفتم قرار خواهد گرفت.بنابراین نه فقط فراوانی استفاده از وسایل برقی گرمایشی در خانوادههای کمدرآمدتر (خصوصاً روستایی و حاشیه شهری) بیشتر است، بلکه با مقایسه بین هزینه و درآمد خانوار در دو سال ۹۸ و ۸۷ متوجه میشویم که در طول این دهه میزان اتکای نیمه کمدرآمد جامعه بر وسایل گرمایشی برقی و آبگرمکن برق دو برابر شده است.مجموع این عوامل است که توضیح میدهد چرا جهش قیمت پله هفتم در تابستان امسال، بخشی از خانوادههای روستایی و حاشیه شهری را هم چنین عاصی و درمانده کرد. اما این هنوز شروع ماجراست. دولت و مجلس هر دو در حال تهیه طرحی هستند که از سال جدید این جهش قیمتی را برای کل دسته «پرمصرف»ها تا سرحد آزادسازی کامل قیمت برق پیش برده و به کل فصول سال تعمیم دهند (در این صورت دیگر نه فقط پلۀ هفتم که شامل ۳% از جامعه بود، بلکه این آزادسازی برای پلکان پنج تا هفتم (بیش از دو برابر الگوی مصرف) و یا پلکان سوم تا هفتم (مشترکین بالای الگوی مصرف) که ۳۰% جامعه را شامل میشوند، اِجرا خواهد شد که برای خانوادههای پرجمعیت شهری و روستایی فاجعهبار خواهد بود.)[10]!به موازاتِ این توطئهچینی حملات مشابهی در حوزههای گاز[11] و آب ترتیب داده شده که هر سه نیز اتفاقاً با اهرمها و ترفندهای مشابهی در حال تدویناند:+ تحمیل الگوی حداقل مصرف: چنانکه گفتیم دولت یک عدد ریاضی ثابتی را به عنوان الگوی مصرف تحمیل میکند که فاکتورهایی مثل جمعیت خانوار، محرومیت بخشی از روستاییان و حاشیهنشینان از گاز لولهکشی، فرسودگی تجهیزات خانگی و مقتضیات زمانه (کرونا و موجهای گرما و سرما) و … را نادیده میگیرد. از همین رو دولت اولاً موظف است نحوه محاسبه مقدار تخیلی «الگوی بهینه مصرف» (عدد مندرآوردی ۲۰۰کیلوواتساعت در ماه که خط شروع تصاعدی کردن قیمت برق است) را علنی کند تا مشخص شود که دقیقاً برای یک خانواده کارگری چند ساعت روشنایی و گرما و تماشای تلویزیون در نظر گرفته که در چند سال گذشته با وجود کرونا و خانگیشدن بسیاری از فعالیتهایی که همه از روی دوش دولت برداشته شده، این «الگوی بهینه» تغییر نکرده است؟+ ثانیاً در مقابل ادعای دولت که «پلکانیسازی» را اهرم «عدالت قیمتی» جا میزند، باید برملا کرد که طول و دامنه و تناسب پلکان است که عملکرد واقعی دولت را افشا میکند. باید پرسید چرا دولت تمرکزش را بر پلکانیسازی قیمت در دامنههای کوتاه اولیه (پله سه و چهار) که بخش زیادی از مردم را شامل میشود قرار داده و در عوض نقطه ثقل افزایش پلکانی قیمت برق را بر دامنههای بزرگ چند هزارکیلووات ساعت مصرف نمیگذارد؟+ ثالثاً برخورداری از برق ارزان یک حق عمومی و اجتماعی در سرزمینی است که جای جای آن ذخایر انرژی وجود دارد. باید از مدافعان دلاریسازی قیمت انرژی پرسید که چرا وقتی نوبت به قیمت ریالی نیروی کار و مستمری بازنشستگی و… میرسد یاد دلاری کردنش نمیافتند و در عوض ناگهان از مدافعان «آزادسازی» و «دخالت حداقلی دولت» به حامی دو آتشه و مشاور سرکوب پلیسی دولت بدل میشوند؟ کمیته عمل سازمانده کارگری – ۳ آذر ۱۴۰۰منبع:https://ksazmandeh.com/?p=6621
مبارزان کمونیست