علی علیزاده (متولد ۱۳۵۴) یکی از پروژه های وزارت اطلاعات سپاه پاسداران، برای بدنام کردن چپ ها واقعی و ضد رژیم در داخل و خارج کشور است. علیزاده تاکنون چندین صاحب عوض کرده است و در حال حاضر مدافع سرسخت جمهوری اسلامی بعنوان یکی از دست راست ترین و وابسته ترین دولتها به جهان سرمایه داریست. علی علیزاده با درنده خویی و وقاحت و قاطعیت تمام تعداد کشته شدن ۱۸ و ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴ را ۳۴۰۰ نفر اعلام می کند، یعنی دقیقاً همان آمار و ارقامی که سپاه پاسداران در اختیار او گذاشته است. منتها قبل از افشای ماهیت ارتجاعی و ضدبشری این مزدور وزارت اطلاع سپاه، بد نیست نگاهی به صاحبان قبلی این موجود ترسو، بزدل، چابلوس و هرجایی بیندازیم تا بیشتر و بهتر با ماهیت خمینی صفت او آشنا شویم. علیزاده بهعنوان یک مفسر دون پایه در شبکههای افق ، چهار و دو جمهوری اسلامی، منوتو متعلق به پسامانده ها و تفاله های شاه و ساواک ، بی بی سی فارسی، الجزیزه و سی ان ان حضور داشته است و نوکری خود به منافع امپریالیسم و ارتجاع داخلی را ثابت نموده است. به همین دلیل و علیرغم دفاع حریصانه و شهوانی اش از پاسدار کثافتی به اسم قاسم سلیمانی بچه بازpedophile و فرمانده منحوس سابق سپاه قدس، دراز دراز در انگلیس راه می رود و از حماس و حزب الله و حوثی های یمن و حشدالشعبی عراق دفاع می کند و سایت جدال را به بلندگوی سپاه و خامنه ای تبدیل کرده است تا در قلب لندن بر جنازهٔ دهها هزار معترض قتل عام شدهٔ دی ماه امسال توسط سپاه و بسیج و لباس شخصی های حاکم ، قهقه سر دهد و نمک بر زخم خلقهای داغدیدهٔ ایران بپاشد.
علی علیزاده، جدال و گشتاپوی هیتلری!
علی علیزاده یک ناسیونال سوسیالیست حکومتی است که از دل نهادهای اطلاعاتی جمهوری نژادپرست و نازیستی اسلامی بیرون آمده است و تا مغز استخوان به فرامین و دستورات پیشوای خود، سید علی خامنه ای پایبند و وفادار است. به همین جهت، علیزاده به شیوهٔ مأموران گشتاپوی و پاسداران اس اس SS نشان جمهوری اسلامی، سعی در شستن چنگالهای فرمانده هان و دستور دهندگان کشتار هولناک دی ماه امسال که در رأس آنها پیشوایش علی خامنه ای قرار دارد را بر دوش گرفته است. پس عجیب نیست که این علیزادهٔ ناسیونال سوسیالیست برای پر کردن سایت سپاه ساختهٔ خود جدال، تعدادی آت و آشغال بدنام مثل رامین کامران( لیدر حزب تکنفری لیبرال ایران)، یک کهنه توده ای تواب به اسم رضا فانی یزدی(مقیم آمریکا)، یک پاسدار کریه تحت عنوان فؤاد ایزدی و پاسدار قیس قریشی و تعدادی جاسوس و آدم فروش به اسم نمایندهٔ کارگران ( بخوان اعضای اطلاعات سپاه) را در برنامه اش بصورت نمایشی مورد مصاحبه و مناظره قرار می دهد تا هر چه بیشتر این سیاست ضدبشری را بعنوان تبلیغ برای چپ معرفی کند!!! هدف او از سایت جدال اینست که گویا بعضی نیروهای چپ مدافع جمهوری اسلامی اند و از آن حمایت تا عملاً باعث خشم و نفرت بخشی از مخاطبان خود بر علیه آنان شود . نازیست های آلمانی استاد ایجاد چنین پروژه هایی در طول حیات خود بودند. البته کسانی که کتاب معروف آدلف هیتلر یعنی «نبرد من» را خوانده باشند در بخشی از کتاب متوجه این نوع نقشه می شوند که هیتلر عمداً واژهٔ سوسیالیسم را در وسط اسم «حزب کارگران آلمان» می گذارد تا باعث بدنامی سوسیالیستها و چپ ها و همزمان، گیجی روشنفکران متزلزل و به مایه بسوی حزب نازی شود. این در حالی بود که حزب نازی نمایندهٔ انحصارات مالی و انحصاری آلمان و دشمن سرسخت و خشن منافع طبقهٔ کارگر آلمان و اروپا بود. اینک حکایت این پاسدار لندن نشین، علی علیزاده است که بعد از گذشت نزدیک به ۹۵ سال از شروع جنبش نازیسم در اروپا، پا جا پای ناسیونال سوسیالیست های هیتلری گذاشته است و با تمام وجود از منافع طبقهٔ حاکم که در شکل و شمایل فرمانده هان سپاه و آقازاده های وابسته به آنها تجلی و تجسم یافته است دفاع می کند. پس بی رحمی و شقاوت این علیزاده ریشه در ایدئولوژی دو ارتجاع ضد چپ و کمونیسم یعنی : آدلف هیتلر و روح الله خمینی ملعون دارد. اگر کسی بطور سیستماتیک و نظامند به برنامه های سفارشی سایت جدال دقت کند دو چیز در آن برجسته می شود، ۱- دفاع تمام عیار از کلیت جمهوری اسلامی و بویژه شخص خامنه ای،۲- توجیه تمامی جنایات و کشتار های رژیم پاسدار سرمایه داران در همهٔ دوران طبقهٔ حاکم . دفاع علیزاده از اعدام نوید افکاری یکی از شرکت کنندگان در قیام مرداد ۱۳۹۷ شیراز، تا سرکوب و قتل عام مردم در جنبش زن،زندگی،آزادی ۱۴۰۱، تا اشک غم ریختن برای ابراهیم رئیسی ( یکی از عاملین قتل عام هزاران زندانی سیاسی در سال ۱۳۶۷) و آخرین آن ابراز شادی از خاموشی موقت قیام سرتاسری در دی ماه ۱۴۰۴ است. یکی از خصوصیات این علیزاده اینست که ضمن عشق و علاقهٔ وافر و فراوانش به جمهوری اسلامی، اما بشیوهٔ آخوند دزد و قاتل، کاظم صدیقی، برای قربانیان رژیم اسلامی اشک تمساح می ریزد. باری، شیشهٔ عمر سیاسی علی علیزادهٔ منفور و هرجایی به بنای پوسیده و موریانه خوردهٔ جمهوری اسلامی گره خورده و وصل است، که با سقوط رژیم، او هم به پایان مأموریت خود خواهد رسید. البته اگر با توجه به سابقه همکاری او با دم و دستگاه تبلیغاتی منوتو، وابسته به شاهدوستان و رضا پهلوی، خط عوض نکند و با تنی مجروح و روانی درب و داغان و پریشان سر از دربار رضا شاه سوم درنیآورد! چون برای پاسدار علیزادهٔ گشتاپونشان، بین شکنجه گر و قانل و متجاوز فرقی نمی کند! حال می خواهد اسمش شیخ باشد و یا شاه. چرا؟ زیرا، ذهنیت و افکار علیزاده در راستای توجیه و سفیدشویی جنایات شاه و شیخ شکل گرفته است و به ماهیت و شخصیت بیمارگونهٔ او تبدیل شده است.
سیامک دهقانی
مبارزان کمونیست