شعر – میم، الف دو قطعه شعر

 

دو قطعه شعر

شعر اول:

بر باد نرفتیم

اولین بار نبود
دستان نوازش گر پدری
قلب مملو از شوری
صدای خسته ای
نغمه ی خوش زنی
پاهای پر توان جوانی
خروش زندگی انسانی
بر دار میشد
بگذار بگویمت
ما مردمی بردار بودیم
از مشروطه
کودتا
پنجاه و سه نفر
جزنی ها
اسکویی ها
بهکیش ها
اعظمی ها
.
شصت تا اکنون
ما همواره بر دار شدیم
بر دار شدیم، اما
بر باد نرفتیم

میم. الف☘️
=========

شعر دوم:

چپ میزند

وعده میگذاریم
هر عصر
سر چهار راه های حسرت
اما
این بار نه
حسرت نه

ما پر از فریاد
تو سلاحت رو به ماست
شلیک کن لعنتی
سالهاست
قلب خونینم
سمت چپ میزند
من سراسر قلبم
تو اما
سنگی بر سینه ی سرخم
می‌ترسی، چون

قلبم بد جور چپ می‌زند.

میم، الف☘️