جنگ، بقای جمهوری اسلامی و مصافهای پیش رو

 

 

سعید یگانه

 

در طول جنگ و اکنون که آتش بس ناپایدار در جریان است، جمهوری اسلامی نه تنها از سرکوب و ارعاب مردم معترض و مخالف نظم کنونی دست بر نداشته، بلکه از جنگ و فضای جنگی نهایت استفاده را می برند که هرچه بیشتر سکوت مرگ بر جامعه حاکم کنند. قداره را تماما علیه مردم معترض و کارگران از رو بسته اند و به عناوین مختلف دست به تهدید و ارعاب می زنند، اعدام می کنند، به بهانه های مختلف دستگیر می کنند، اموال مصادره می کنند تا نشان دهند با هر نوع بحرانی که روبرو هستند و با هر ضرباتی که متحمل شده اند؛ “پیروز” این جنگ ویرانگر هستند، هنوز سرپا هستند، هنوز قدرت مقابله دارند و مهمتر از همه هنوز زورمان می رسد که هر صدای اعتراضی را خفه کنیم و آشکارا می گویند که برای حفظ نظام از هر جنایتی ابایی نداریم.

 

این رژیمی است که در ۱۸ و ۱۹ دی ماه مردم معترض و کارگران فقرزده و گرسنه را توسط اوباش آدمکش به گلوله بستند و قتل عام کردند و به جهانیان نشان دادند که کسی و هیچ دولتی بیشتر از آنها وحشی و درنده علیه مردمش نیست و با نمایندگی از طرف مردم هر جنایت غیر قابل تصوری را از خود بروز می دهند.

 

نه تنها این، رژیم جنایتکار اسلامی که امروز از هر لحاظ جز تفنگ و زور و جنایت اوباشانش چیزی در چنته ندارند، برای بقای ننگینش به هر ترفندی روی آورده است. طرفدارانش را مسلح به خیابانها آورده تا به رخ جامعه بکشند و به افکار عمومی و دولتها بگویند که هرچه شما مخالفت بکنید مردم با ما هستند. زنان را مسلح می کنند و در خیابانها به رخ مردم می کشند. رژیمی که در برابر بیرون زدن تار موی زنان جنایت می کردند، زنان را به دلیل بی حجابی دستگیر و زندانی و شکنجه و تجاوز می کردند و شوهای تلویزیونی برپا می کردند، اکنون با زنان بی حجاب در خیابانها نمایش می دهند، اسلامیت را کنار گذاشته اند و شب و روز مشغول تبلیغ و ترویج ملی گرایی، وطن پرستی اند و شعار “دفاع از میهن” سر می دهند و “جانفدا” استقدام می کنند، زنان تفنگ دار و ماشین های نظامی را با رنگهای صورتی به نمایش می گذارند و در خیابانها رژِه می روند و مردم معترض را به چالش می کشند.

 

اما این قدرت پوشالی است. رذالت محض است. برای رژیمی که جز سرکوب و اعدام چیزی برای مردم ندارد. حتی اقلیت مردمی که امروز به هر دلیلی از بقای رژیم دفاع می کنند و در کنارش ایستاده اند و با آن نمایش می دهند، نه نشانه اقتدار است و نه مشروعیت. همه این واقعیت ها نشان می دهد که دشمن جمهوری اسلامی نه امریکا است و نه اسرائیل. جمهوری اسلامی دشمن اصلی خود را مردمی می داند که ۴ خیزش انقلابی را علیه او و برای سرنگونی از سر گذرانند و هر بار بعد از سرکوب و کشتار و دستگیری و اعدام دوباره برخاستند و تن به نابرابری و تبعیض حاکم ندادند.

 

جنگ برخلاف تصور و ادعای طیفی از راستها و ناسیونالیستهای جنگ طلب “وطنی”، اگر نفعی داشت به جیب پسمانده های رژیم اوباشان اسلامی رفت و به بقایش افزود. مردم فقیرتر و گرسنه تر شدند. بسیاری از مراکز صنعتی و زیرساختهای حیاتی آنچنان ضربه دیده اند که سالها برای بازسازی آن وقت لازم دارد. این جنگ ارتجاعی هزاران کشته و آواره به جای گذاشت. صدها کارگر در محیط کار کشته و ده ها هزار نفر از کار بیکار و از حداقل معاش هم محروم شدند. علاوه براین، جنگ همه تحولات و تحرکات سیاسی و اعتصابی و اعتراضی را به حاشیه راند و دست اوباشان رژیم اسلامی را برای سرکوب بیشتر و شکستن روحیه اعتراضی و انقلابی در جامعه را باز کرد.

 

این جنگ نمی تواند دائمی باشد. هر دوطرف این جنگ ارتجاعی هر چقدر علیه همدیگر شاخ و شانه بکشند برای پایان آن تلاش می کنند. تاثیرات مخرب این جنگ منطقه ای و جهانی شده و میلیونها انسان در منطفه و جهان و بخصوص در ایران از تبعات مخرب و ویرانگر آن رنج می برند. جمهوری اسلامی از هم اکنون برای روزهای بعد از جنگ خود را آماده می کند. حکومت را نظامی کرده اند و دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی حرف اول را می زنند. هنوز جنگ تمام نشده، با اکثریت مردم کارگر و زحمتکش و زنان و جوانان معترض وارد جنگی تمام عیار شده اند. اعدام می کنند و هزاران جوان اعتراضات دی ماه را اسیر خود در زندانها کرده اند و این بی تردید پایان کار نیست.

 

مردم آزادیخواه، معترض و متنفر از رژیم، کارگران بی تردید در این دوره ضربه سختی خورده اند. معیشت و وضعیت اقتصادیشان بیش از پیش ضعیف و با دشواری به مراتب بیشتری روبرو شده اند. بسیاری هم در قتل عام هزاران نفره دی ماه و هم در طول این جنگ ارتجاعی عزیزانشان را از دست داده اند و از دست اوباشان اسلامی امنیت ندارند. این جنگ و رفتار وحشیانه رژیم اسلامی با مردم مخالف و “غیر خودی”، قدمها مبارزه و تحرک اعتراضی و فضای اعتراضی جامعه را به عقب رانده است. با این وجود جامعه ای که با این همه درد و رنج روبروست و هر نوع اعتراضی وحشیانه سرکوب می شود نمی تواند ساکت بماند. نمی تواند اعتراض نکند. جنگ دوازده روزه اگر اعتراض و اعتصاب کارگران و سایر جنبشهای اجتماعی را قیچی کرد، اما دیری نپائید دوباره سر بلند کرد. آن فاکتورهای بنیادی از سیاست و اقتصاد تا فرهنگ که جامعه را به مصاف مدام با رژیم دیکتاتوری اسلامی و سرمایه کشانده است، نه تنها کاهش نیافته اند عمیقتر و زندگی مردم را دشوارتر کرده است.

 

رژیم جمهوری اسلامی از هر لحاظ برای اکثریت مردم در ایران مرده است اما با زور و اسلحه و سرکوب و اعدام حکم میراند تا بقای رژیم را تضمین کند. مردم نان و آزادی و رفاه و برابری می خواهند که نه امروز و نه هیچوقت در جامعه تحت حاکمیت اوباشان اسلامی قابل تحقق نیست. جامعه ایران ناچار است و باید دوباره جان بگیرد و به مصافهای بعدی برود. آنچه جمهوری اسلامی را بارها در آستانه فروپاشی برد نه جنگ و تهدیدات نظامی، بلکه مردمی است که با دست خالی، اما با اراده ای قوی بارها به جنگ هیولای اسلامی رفتند و هزینه دادند. تا جمهوری اسلامی هست، اعتراض و اعتصاب و خیزشهای انقلابی برای رهایی از جهنم جمهوری اسلامی اجزای این جامعه هستند و خواهند ماند. جنگ تمام خواهد شد و جمهوری اسلامی با مصافهای جدیتری بیش از جنگ روبرو خواهد بود. کارگران و زحمتکشان، زنان و جوانان معترض، دانشجویان این وضع را قبول نخواهند کرد. جنگ اصلی دوباره شروع خواهد شد. سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی به دست مردم خواهان رفاه و آزادی و برابری و در راس آن طبقه کارگر و رهبران و فعالین آگاه و سوسیالیست تنها راه خروج از شرایطی است که در جامعه ایران حاکم است. برای ما فعالین آزادیخواه و سوسیالیست این اوضاع پایان کار نیست، آغاز نبردهای پیش رو است.

 

30 آوریل 2026