یک قطعه شعر برای هم رزم و هم اندیشه ام شریفه محمدی که مظهرشرافت زنان مبارز ایران است

یک قطعه شعر برای هم رزم و هم اندیشه ام شریفه محمدی که مظهرشرافت زنان مبارز ایران است
ژینا سنندجی
زندانی و کنشگر سیاسی
آنجا که شریف ترین انسان ها را
به جرم شرافت
و بلور انسانیت را
به جرم شفافیت
و زنان شیردل را
به جرم شریفه نعره زنان
و افشاگران قدرت را
به جرم فتنه گران
به مرگ می سپارند
ایران است
این سرای بی کسی
وخاک گل های پریشان شده
بی آبی
آنجا که یادگاران مردم
گل های ماندگارشوند
آنجا که شراره امید
آتشفشان البرزشود
آنجا که آتش بان آتش فشان شریفه
آنجا که رهروان طریقت عشق
نماز ورکوع و سجده را نهی کنند
و نماز را باران
رکوع را سرود
و مبارزه ونافرمانی را سجده خوانند
آنجا ایران است
و راوی ایران وریشه؛بخشان و شریفه اند
آنجا ایران است
یاددار که بردیوارهای زندان نبشته بود
درد رنج و مزد زحمت چون ترانه
همچو باران در شب تیره بشوید زخم را
شریف ه به جان شریفت سوگند
که میراث ترا
چون الله های گل
در بستان رزم رنجبران
و استغاثه مادران خاوران
پاس می داریم
ژینا سنندجی
28 مردادماه 1404