کارگر کمونیست ۸۹۷
مهران محبی
با نزدیک شدن به موعد فعال سازی مکانیسم ماشه توسط سه کشور اروپائی عضو برجام تقلاهای چند جانبه رژیم برای جلوگیری از وقوع آن و در صورت وقوع، چگونگی مواجهه با آن شدت یافته است.
در عرصه دیپلماسی مقامات حکومت چه با طرف های درگیر بر سر مسئله هسته ای و غیره و چه با دولت هائی که می توانند نقش میانجی را بازی کنند فعالیت های گسترده ای را به پیش می برند که تا حالا نتیجه مطلوبی به دنبال نداشته اند. آمریکا و اروپا به عنوان طرف های مذاکره یا به تعبیر دقیق تر طرف های خواهان تسلیم و توافق جمهوری اسلامی با توقف کامل غنی سازی هسته ای و ساخت موشک های بالستیک و دست کشیدن کامل از حمایت از نیروهای تروریستی موسوم به محور مقاومت و همچنین دولت اسرائیل همچنان بر شروط خود جهت فعال نکردن مکانیسم ماشه و انجام ندادن حمله نظامی پافشاری می کنند و حاضر به دادن هیچ تخفیفی نیستند.
این در حالی است که دست تروریست های نیابتی باقی مانده حکومت نیز زیر فشار تهدیدات آمریکا و اسرائیل بسته شده و دولت هائی مانند عراق و لبنان که تا چند ماه پیش کشورهای تحت حاکمیت شان جولانگاه سپاه قدس بودند، حالا برای رژیم ایران شانه بالا می اندازند و صراحتا و با تحکم اعلام می کنند که جمهوری اسلامی حق دخالت در امور داخلی شان را ندارد و از این بابت هم دست جمهوری اسلامی برای چانه زنی با غرب و اسرائیل از طریق تهدید به ناامن سازی منطقه خالی شده است.
جمهوری اسلامی به خوبی این اوضاع رقت بار خود را درک کرده و بر سر یک دوراهی قرار گرفته که نتیجه انتخاب هر کدام یکی است، و آن هم تسریع روند سرنگونی اش است. رژیم می داند با پذیرش شروط اعلام شده از سوی طرف های درگیر، دیگر چیزی از هویت سیاسی و ایدئولوژیکی اش باقی نخواهد ماند و باید ساختار حکومتی خود را مطابق خواست آن ها باز تعریف کند که در آن صورت جامعه آماده سرنگون کردنش، به آن امان نخواهد داد. همچنین می داند با کوتاه نیامدن اش در برابر غرب با فعال شدن مکانیسم ماشه و حمله نظامی مواجه خواهد شد که بازهم به خیزش اجتماعی برای سرنگونی اش منتج خواهد شد.
با اینحال رژیم علی رغم اینکه با تمام توان می کوشد تا مانع فعال شدن مکانیسم ماشه و حمله نظامی شود و به طور ویژه علی لاریجانی به خاطر داشتن ظرفیتی بیشتر نسبت به دیگران در دیپلماسی سازش در رأس تیم مذاکره هسته ای برای این منظور گذاشته شده، ولی خودش هم امیدی به کسب نتیجه مطلوب ندارد. به همین خاطر در داخل دارد خود را برای مواجهه با تبعات اجتماعی بعد از فعال شدن مکانیسم ماشه و حمله مجدد اسرائیل آماده می کند.
در این رابطه مطابق نامه محرمانه لو رفته وزارت اطلاعات که در رسانه های فارسی زبان منتشر شده ارزیابی های اطلاعاتی این وزارتخانه امنیتی نشان می دهند که به دنبال فعال شدن مکانیسم ماشه اوضاع اقتصادی و مشکلات بی سابقه معیشتی ای بر جامعه تحمیل خواهد شد که بنا به همین ارزیابی نتیجه اجتماعی و روانی آن گسترش اعتراضات و وقوع خیزش اجتماعی خواهد بود.
در نامه مذکور، هشدار وزارت اطلاعات به وزارتخانه های مرتبط با اقتصاد و شرکت های بزرگ نسبت به وقوع بحران های بزرگ اقتصادی و امنیتی ناشی از رشد بیکاری و تشدید نارضایتی های اجتماعی در نتیجه فعال شدن مکانیسم ماشه است و خواستار آن شده تا راه هائی برای جبران کمبودها از طریق ایجاد کانال های تجارتی با چین و روسیه بیابند.
در این نامه به طور ویژه علاوه بر تشدید بیکاری، بر تشدید کمبود داروهای بیماری های خاص و سرطانی، گرانی باز هم شدیدتر مواد غذائی و به خطر افتادن امنیت غذائی و بقاء اکثریت جامعه اشاره شده است که همانطور که در خود نامه قید گردیده، می توانند باعث خیزش های سراسری و در نهایت سرنگونی رژیمشان شوند.
لازم به یادآوری است که در بهمن سال گذشته در جلسه فوق العاده ای که با حضور سران سه قوه و بیش از 60 مقام ارشد جمهوری اسلامی برگزار شد نیز موضوع اصلی بر سر احتمال از سرگیری اعتراضات مردمی بود و عنوان آن را “تهدیدهای امنیتی سخت برای نظام” گذاشته بودند و نتیجه گیری کرده بودند که چنان وضعیتی در نهایت به سرنگونی حکومت می انجامد.
چنین نامه هشدار آمیزی و نشست سری و فوق امنیتی سران و مقامت رژیم که در فاصله شش ماه لو رفته و معلوم نیست چندها نامه و جلسه امنیتی پنهانی دیگر در همین مدت نوشته و برگزار شده اند، آن هم بر سر موضوعات اقتصادی و معیشتی و تبعات امنیتی ای که می توانند برای حکومت به دنبال داشته باشند، حکایت از وحشت پشت پرده رژیم دارند که در زمان حال به اوج خود رسیده است. می دانند که سرکوب دیگر جوابگو نیست و نمی توانند با هر درجه از ددمنشی و وحشیگری ای بیش از هشتاد میلیون انسان را به نظاره بر مرگ خود بنشاند. نامه هشدار آمیز وزارت اطلاعات به وزارتخانه های اقتصادی و شرکت های بزرگ نیز همین واقعیت را ثابت می کند. در این نامه از آمادگی برای سرکوب و مقابله با اعتراضات و خیزش ها صحبتی به میان نیامده (هر چند که هشدارها و آماده باش ها برای سرکوب اعتراضات همیشه بر زبان سران رژیم و رؤسا و فرماندهان امنیتی جاری هستند)، بلکه اصرار بر یافتن راهکارهای اقتصادی و تجارتی (تجارت غیرقانونی و دور زدن تحریم ها) دارد.
در انظار عمومی نیز سران حکومت سعی می کنند با فرار به جلو یقه خود را رها کنند و با اعتراف به کمبودها و گرانی و بیکاری و غیره در جامعه ژست ناراضایتی و همسوئی با مردم بگیرند تا جامعه را به سکوت و سکون بکشانند. همین سران و مقاماتی که امروز با عجز و ابراز درماندگی و ناتوانی در حل مشکلات معیشتی و رفاهی جامعه از مردم می خواهند که تحمل کنند و اگر اعتراض می کنند مسالمت آمیز اعتراض کنند، یعنی با نوشتن نامه به مسؤلان اعتراض خود را اعلام کنند، پیشتر وجود فقر، بیکاری، گرانی و کمبودهای غذائی و داروئی و غیره را انکار می کردند و به معترضان انگ عوامل وابسته به دشمن خارجی و غیره می زدند تا به این بهانه خط و نشان ها برای برخوردهای امنیتی و سرکوب جامعه بکشند.
امروز آن دوران قلدری محض حکومت در برابر مردم به پایان رسیده است. یقین حاصل کرده اند که دیگر نه انکارها و دروغگوئی ها و نه تهدیدات به سرکوب مانند گذشته کارساز نیستند. هم مشکلات معیشتی به طور غیرقابل مقایسه با گذشته تشدید شده که دیگر به معنای واقعی کلمه قابل تحمل نیستند و هم جامعه افق رهائی خود را یافته و بر بستر مسیری که از 1401 با انقلاب “زن، زندگی، آزادی” برای رسیدن به رهائی و رفاه و خوشبختی شروع کرده است گام بر می دارد.
مبارزان کمونیست