<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
   <title>مختلف</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.mobarez-k.com/moxtalef/" />
   <link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.mobarez-k.com/moxtalef/atom.xml" />
   <id>tag:www.mobarez-k.com,2009:/moxtalef//3</id>
   <updated>2009-01-02T07:54:16Z</updated>
   
   <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/">Movable Type 3.35</generator>

<entry>
   <title></title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.mobarez-k.com/moxtalef/2009/12/post_136.html" />
   <id>tag:www.mobarez-k.com,2008:/moxtalef//3.827</id>
   
   <published>2009-12-30T10:53:14Z</published>
   <updated>2009-01-02T07:54:16Z</updated>
   
   <summary>وبلاگ ویژه روز شمار کارگری...</summary>
   <author>
      <name>asad</name>
      
   </author>
         <category term="نسان نودینیان" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.mobarez-k.com/moxtalef/">
      <![CDATA[<p align="center"><img style="WIDTH: 159px; HEIGHT: 73px" height="73" hspace="0" src="/r2.jpg" width="159" align="baseline" border="0" /></p><p align="center"><strong><font color="#ff0000" size="2"><em><a href="http://rozshomar.wordpress.com/">وبلاگ ویژه روز شمار کارگری</a></em></font></strong></p>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>آثار مارکسيستى</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.mobarez-k.com/moxtalef/2009/12/post_24.html" />
   <id>tag:www.mobarez-k.com,2007:/moxtalef//3.267</id>
   
   <published>2009-12-29T02:10:02Z</published>
   <updated>2009-04-09T07:05:28Z</updated>
   
   <summary>کارل مارکس , سرمايه  (کاپيتال)جلد  ١...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="مبارزان کمونيست" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.mobarez-k.com/moxtalef/">
      <![CDATA[<p align="center"><a href="http://www.kapitalfarsi.com/"><img style="WIDTH: 68px; HEIGHT: 73px" height="73" hspace="0" src="http://www.kapitalfarsi.com/image/logo2.gif" width="68" align="baseline" border="0" /></a><a href="http://asnad1917.wordpress.com/"><img style="WIDTH: 84px; HEIGHT: 73px" height="73" hspace="0" src="/moxtalef/ddddd.jpg" width="84" align="baseline" border="0" /></a></p><p align="center"><a href="http://www.kapitalfarsi.com/"><font color="#000000">کارل مارکس , سرمايه  (کاپيتال)<br />جلد  ١</font></a></p>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>اطلاعیه</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.mobarez-k.com/moxtalef/2009/09/post_204.html" />
   <id>tag:www.mobarez-k.com,2009:/moxtalef//3.1730</id>
   
   <published>2009-09-13T09:51:22Z</published>
   <updated>2009-08-14T06:00:49Z</updated>
   
   <summary> اطلاعیه اعلام موجودیت و آئين نامه شورای حمایت از مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران – استکهلم...</summary>
   <author>
      <name>asad</name>
      
   </author>
         <category term="مطلب" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.mobarez-k.com/moxtalef/">
      <![CDATA[<p align="center"><img height="131" hspace="0" src="http://farm3.static.flickr.com/2621/3802181066_0d018edb0f_m.jpg" width="179" align="baseline" border="0" /></p><p align="center"><a href="http://mobarez.web.surftown.se/?p=2070"> اطلاعیه اعلام موجودیت و آئين نامه شورای حمایت </a></p><p align="center"><a href="http://mobarez.web.surftown.se/?p=2070">از مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران – استکهلم </a></p>]]>
      <![CDATA[<p>اطلاعیه اعلام موجودیت </p><p>   شورای حمایت از مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران – استکهلم</p><p>شورای حمایت از مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران یک نهاد غیر حزبی است که دربرگیرنده احزاب سیاسی، سازمانها، نهادهای زنان، و فعالین مستقل چپ و کمونیست است. هدف شورا شکل دادن به قطبی اجتماعی و چپ برای سازماندهی توده ای ایرانیان آزادیخواه در خارج کشور است. شورا در قبال رویدادهای سیاسی ایران و آینده سیاسی آن بیطرف نیست، طرفدار &quot;همه با هم&quot; نیست، شورا  آگاهانه جانبدار است. شورا بعنوان یک نهاد فرا حزبی ضد کلیت جمهوری اسلامی برای تقویت مبارزات سوسیالیستی و آلترناتیو کارگری در ایران تلاش میکند. </p><p><br />فعالیتهای شورا با اعلام موجودیت آن شروع نشده است. این نهاد در ماههای گذشته و دستکم قبل از مضحکه انتخابات جمهوری اسلامی با نام &quot;ستاد حمایت از مبارزات مردم ایران&quot; فعالیت داشت. مجمع عمومی ستاد در تاریخ 6 اوت 2009 ضمن تصویب اصول و موازین حاکم به کار (سند ضمیمه) نام خود را تغییر داد. </p><p>فعالیتهای شورا، مضاف بر برپائی اجتماعات و میتینگها، در قالب پروژه ها پیش خواهد رفت. پروژه ها از برنامه های سیاسی و فرهنگی تا کمپینهای مختلف را در برخواهد گرفت که توسط بخشهائی از اعضای شورا و همینطور نهادها و غير اعضا همسو با سیاستهای کلی شورا پیش خواهد رفت. اساس کار شورا اتکا به مجمع عمومی و اراده و رای جمعی اعضای آن است. شورا برای ایجاد فضائی بشدت محترمانه و آزادمنشانه، که بتوان خلاقیتها و توانائیهای مختلف را شکوفا کرد و در جهت تقویت مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران در داخل و خارج بخدمت گرفت، تلاش میکند. </p><p>ما زنان و مردان آزادیخواه و بویژه جوانان را به صفوف شورا فرا میخوانیم. شورا مکانی برای بدست دادن ابتکارات و جلب نیرو برای تحقق آنست. ما فعالین سیاسی سوسیالیست و جریانات آزادیخواه در دیگر شهرهای سوئد و کشورهای دیگر را به اقدامات مشابه دعوت میکنیم. باید در مقابل قطبهای دست راستی، که یا جمهوری اسلامی نوع دیگر و یا اختناق آریامهری و سرمایه داری در بسته بندبهای جدید را به ما وعده میدهند، به یک قطب آزادیخواه و سرخ و سوسیالیست شکل داد و از آلترناتیو کارگری برای آینده ایران دفاع کرد.</p><p>١٢ اوت ٢٠٠٩</p><p><br />&quot;shora.com shoraii&quot; &lt;<a href="mailto:shoraye1@gmail.com">shoraye1@gmail.com</a>&gt;</p><p /><p><br />    <br />آئين نامه</p><p>شورای حمايت از مبارزات آزاديخواهانه مردم ايران ـ استکهلم</p><p>          شورای حمايت از مبارزات آزاديخواهانه مردم ايران در استکهلم دربرگیرنده احزاب سیاسی، سازمانها، نهادهای زنان، و فعالین مستقل چپ و کمونیست است.</p><p>      اصول شورا  </p><p>1. يک مشخصه اساسى شورا سرنگونى طلبى و مخالفت با کليت نظام جمهورى اسلامى است. <br />2. پرچم سرخ کارگری معرفه اساسى ديگر این قطب در مقابل کلیه گرایشات سرمایه داری از جمله سبز و شیر و خورشيدى است. <br />3. شورا وظیفه خود را تقویت مبارزات آزاديخواهانه و سوسياليستی و آلترناتيو کارگری برای آينده ايران ميداند. <br />4. در اجتماعات شورا بالاى سن سخنرانى بطور قطع شعار مرگ بر جمهورى اسلامى و پرچم سرخ، بعنوان متمايز کننده و معرف شورا بعنوان يک قطب چپ، قرار ميگيرد. <br />5. در اجتماعات شورا هر جريانی محق است با نام حزب و نهاد و سازمان اش سخنرانى کند، پرچمهای حزبی خود را داشته باشد، و در محل معينی قرار بگيرد.    <br />6. هر جريان عضو شورا ميتواند جداگانه اطلاعيه يا فراخوان خود را براى دعوت از مردم و شرکت در اجتماعات، و پس از آن٬ مستقل از اطلاعيه شورا٬ منتشر کند.   </p><p> شيوه کار شورا</p><p>1- شورا متکى به مجمع عمومى تشکيل دهندگان و اعضايش است. مجمع عمومی عاليترين ارگان تصميم گيرنده شورا است. <br />2- جلسات مجمع عمومی شورا هر دو هفته يکبار برگزار ميشود. مجمع عمومی، با توجه به مبرم بودن شرايط و تصميم کميته هماهنگی ميتواند در فواصل کوتاهتر برگزار شود. <br />3- براى هر مجمع عمومى بايد همه اعضا توسط کميته هماهنگى ترجيحا کتبا مطلع شوند. اسناد و دستور جلسات پيشنهادی با فرصت کافی برای اعضا ارسال شود. <br />4- انتخابات در هر مجمع عمومی برگزار ميشود. تمام منتخبين قابل عزل و انتخاب مجدد اند. يک انتخاب ميتواند ابقا باشد اما اصل انتخابات و دخالت همه اعضا و جريانات را بايد مستمرا حفظ کرد.<br />5- فعاليتهای شورا بصورت مستقل و براساس اصول مندرج دراين آئين نامه پيش ميرود. شورا با جريانات راست همکاری نميکند. شورا بعنوان نهاد در تظاهراتهای اين جريانات شرکت نميکند.  </p><p> عضويت در شورا</p><p>1- عضويت و کناره گيرى از شورا داوطلبانه است. هر کسى با اصول حاکم بکار شورا موافق است، ميتواند بصورت فردى يا جمعی، عضو شورا شود. مجمع عمومی ارگان تصميم گيرنده در باره قبول يا رد عضويت متقاضيان است. مجمع عمومی موظف است بدلائل سياسی و قانع کننده نظرش را در هر مورد بيان کند. هيچ فرد و نهادى راسا کسى را عضو شورا نميکند. پيش از دعوت افراد به جلسه، مجمع عمومی پيشنهاد و تقاضای عضويت را بررسی ميکند.  </p><p>2- فعاليت و قبول مسئوليت در شورا داوطلبانه است. در عين حال قبول هر مسئوليتی همراه با پاسخگوئی لازم به مجمع عمومی است.   </p><p> ارگانهای شورا</p><p>شورا تقسيم کار درونی خود را بصورت کميته ها و پروژه ها پيش ميبرد. کميته ها منتخب مجمع عمومی و روتين هستند. پروژه اما امری موردی است. پروژه در چهارچوب سياستهای شورا توسط بخشی از اعضا و غیر اعضا پيش ميرود. </p><p>کميته های هماهنگی، تبليغات، تدارکات، ارتباطات، از جمله کميته های شورا هستند. مجمع عمومی بنا به نياز ميتواند کميته ای را ايجاد و يا کميته ای را تغيير دهد. </p><p> وظايف و اختيارات کميته ها</p><p>چهارچوب اساسی وظايف و اختيارات کميته ها توسط مجمع عمومی تعيين يا تصويب ميشود.  ارائه هر پلاتفرمی برای فعاليت کميته ها از جانب اعضای شورا در مجمع عمومی بايد تصويب شود. </p><p>کميته هماهنگی: اين کميته شامل دو عضو از هر کميته موجود در شورا است. وظايف اين کميته عبارت است از: </p><p>1- نمایندگی از جانب شورا در رسانه ها و جامعه. <br />2- فراخوان به تشکيل جلسات مجمع عمومی.<br />3- پيگيری تصميمات شورا و کميته ها، و ايجاد هماهنگی در فعاليتها. <br />4- نمایندگان شورا در رسانه ها صرفا منعکس کننده تصميمات شورا هستند و نه نظريات شخصی. نماینده يا هر عضو شورا ميتواند نظريات خود را در ظرفيت فردی بيان کند. <br />   <br />کميته تبليغات: وظيفه اين کميته تهيه و انتشار فراخوانها، اطلاعيه ها، سازماندهی توزيع آن، برپائی نمايشگاه عکس و ميز کتاب، عکس و فيلمبرداری از برنامه های شورا، تهيه وبلاگ خبری، و تبلیغ و ترویج اهداف شورا است. <br />کميته تدارکات: وظيفه اين کميته تدارک نيازهای برنامه های شورا است. تهيه باندرول و پلاکارد، پرچمهای سرخ، وسائل صوتی اجتماعات و نصب آن، حمل و نقل و ... است.   <br />کميته ارتباطات: وظيفه اين کميته ارتباط با احزاب و نهادهای سوئدی پيشرو، بويژه اتحاديه های کارگری، گروه های هنری، سازمانهای زنان و غيره، جهت جلب همبستگی با مبارزات آزاديخواهانه مردم ايران، و دعوت به مراسم و اجتماعات شورا جهت سخنرانی است. </p><p>    شورا قطب سرخ ها، چپ ها، سوسياليستها، کمونيستها و آزاديخواهان در مقابل جمهورى اسلامى و راستها است. اين شورا متعلق به جريان خاصى نيست. متعلق به قطب چپ جامعه است. </p><p>         به شورای حمايت از مبارزات آزاديخواهانه مردم ايران بپيونديد!</p><p>مصوب مجمع عمومی 6 اوت 2009 باتفاق آرا</p><p /><p />]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>  صفحه ویژه</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.mobarez-k.com/moxtalef/2009/09/_18_26.html" />
   <id>tag:www.mobarez-k.com,2009:/moxtalef//3.1718</id>
   
   <published>2009-09-12T15:43:15Z</published>
   <updated>2009-08-14T09:56:47Z</updated>
   
   <summary>  صفحه ویژه رویدادهای بعد از انتخابات , 18تیر و 26 تیر در ایران و تسخیر سفارت رژیم در استهکلم گالری عکس   فیلم و مطالب        ########               صفحه رویدادهای اخیر          صفحه تسخیر سفارت   ######################                    صفحه 18 تیر                    صفحه 26 تیر در...</summary>
   <author>
      <name>asad</name>
      
   </author>
         <category term="مبارزان کمونيست" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.mobarez-k.com/moxtalef/">
      <![CDATA[<p align="center"><img style="WIDTH: 158px; HEIGHT: 121px" height="121" hspace="0" src="http://www.iran-tribune.com/images/stories/tehran_zan21.jpg" width="158" align="baseline" border="0" complete="true" /></p><p align="center">  صفحه ویژه رویدادهای بعد از انتخابات , 18تیر و 26 تیر در ایران و تسخیر سفارت رژیم در استهکلم</p><p align="center"> گالری عکس   فیلم و مطالب        </p><p align="center">########               </p><p align="center"><a href="/2011/06/post_176.html"><font color="#333333">صفحه رویدادهای اخیر</font></a><font color="#333333">         </font><a href="/2011/06/bubbleshare_share_photos_play_1.html"><font color="#333333"> صفحه تسخیر سفارت   </font></a></p><p align="center"><font color="#333333">######################          </font></p><p align="center"><font color="#333333">    </font><a href="/2011/07/_18_1.html"><font color="#333333">      صفحه 18 تیر </font></a><font color="#333333">                   </font><a href="/2011/07/post_196.html"><font color="#333333">صفحه 26 تیر در تهران</font></a>              </p><p align="center">          </p>]]>
      <![CDATA[<p />]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>مصاحبه با رادیو سپهر، ۱۳ اوت</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.mobarez-k.com/moxtalef/2009/08/post_210.html" />
   <id>tag:www.mobarez-k.com,2009:/moxtalef//3.1683</id>
   
   <published>2009-08-15T21:40:45Z</published>
   <updated>2009-08-15T10:23:38Z</updated>
   
   <summary><![CDATA[دلایل خودداری جناحهای رژیم از جنگ تعیین تکلیف، ناپایداری و ناممکن بودن &quot;حمهوری اسلامی دوم&quot;...]]></summary>
   <author>
      <name>asad</name>
      
   </author>
         <category term="ایرج فرزاد" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.mobarez-k.com/moxtalef/">
      <![CDATA[<p align="center"><img hspace="0" src="http://tbn0.google.com/images?q=tbn:8KNU7Yqw3OjzFM:http://www.ashti.nu/jan07bild/iraj-farzad.jpg" align="baseline" border="0" complete="true" /></p><p align="center">دلایل خودداری جناحهای رژیم از جنگ تعیین تکلیف، ناپایداری و ناممکن بودن &quot;حمهوری اسلامی دوم&quot;</p>]]>
      <![CDATA[<p align="right"><br />دلایل خودداری جناحهای رژیم از جنگ تعیین تکلیف، ناپایداری و ناممکن بودن &quot;حمهوری اسلامی دوم&quot;، پلاتفرم و نقشه عمل دوایر و شخصیتهای جناحهای رژیم برای یکسره کردن قدرت و تلاشها برای تحمیل سازشهای متقابل و در نتیجه قرار گرفتن در موقعیت فلج سیاسی برای همه جناحها، فاکتور مردم و ریشه های عمیقتر تقابل جامعه ایران با عنصر آخوند و اسلام سیاسی، ریشه های اجتماعی دفاع جریان راه توده و گرایش ملی اسلامی از آلترنتیو جمهوری اسلامی دوم، پایه های اجتماعی طبقاتی کمونیسم ملی شرق و اسلام زده، موضع اپورتونیستی و پراگماتیستی دولتهای غرب در مقابل نقطه تعادل جدال جناحهای رژیم اسلامی و ...</p><p align="center"><a href="http://www.radiosepehr.se/interviews/2009/IrajFarzad090813.wma">برای شنیدن  مصاحبه اینجا را کلیگ کنید</a></p><p align="center"><br /></p>]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>مرورى بر يک تجربه در خارج کشور</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.mobarez-k.com/moxtalef/2009/08/post_212.html" />
   <id>tag:www.mobarez-k.com,2009:/moxtalef//3.1695</id>
   
   <published>2009-08-15T20:54:51Z</published>
   <updated>2009-08-15T09:22:40Z</updated>
   
   <summary>سياوش دانشورقطب سرخ ها در مقابل قطب سبز و شير و خورشيدى...</summary>
   <author>
      <name>asad</name>
      
   </author>
         <category term="مطلب" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.mobarez-k.com/moxtalef/">
      <![CDATA[<p align="center"><img height="122" hspace="0" src="http://tbn0.google.com/images?q=tbn:nScY0bxtiNSwTM:http://www.aciiran.com/Siavash%2520Daneshvar.jpg" width="102" align="baseline" border="0" complete="true" /></p><p align="center">سياوش دانشور</p><p align="center">قطب سرخ ها در مقابل قطب سبز و شير و خورشيدى<br /></p>]]>
      <![CDATA[<p align="justify" /><p align="justify">اوضاع سياسى ايران بسرعت چهارچوبهاى رايج فعاليت در خارج کشور را تحت تاثير قرار داد و ضرورت برپائى صف بنديهاى جديدى را تاکيد کرد. تلاش براى ايجاد ائتلافها و اتحادها در خارج کشور جديد نيست و در ميان طيفهاى مختلف در اپوزيسيون ايران وسيعا وجود داشته است. نکته اى که شايد همه روى آن کمابيش توافق دارند اين است که تجارب تاکنونى به نتيجه دلخواه و اهداف اعلام شده آن نرسيده است و بناگزير بعد از مدتى در متن تناقضات آن فروپاشيده است. اما تغيير شرايط سياسى در ايران و به ميدان آمدن ميليونى مردم٬ که دنيا و افکار عمومى را در ابعاد وسيعى متوجه ايران و سرنوشت سياسى آن کرده است٬ به موضوع ايجاد صفبنديهاى جديد اهميت اساسى ترى داده است. </p><p align="justify">در دوره اخير بار ديگر جنبش ملى اسلامى و جريانات متفرقه آن پشت مضحکه انتخابات رژيم بخط شدند. دولتها و رسانه ها و انواع نهادهاى نيمه دولتى و حقوق بشرى پشت همين جريان رفتند. هدف اينبود و هست که &quot;جنبش سبز&quot; با تمام متعلقات سياسى و فکريش بعنوان پرچمدار تحولات در ايران معرفى شود. هدف اينست که اعتراض مردم در ايران عليه حکومت اسلامى در چهارچوب جمهورى اسلامى و جناحى از آن قالب زده شود. جناح ديگر اپوزيسيون راست يعنى ناسيوناليسم پروغربى به شمول سلطنت طلبان٬ که در اين روند گيج ميزدند و خط روشنى نداشتند٬ گاهى در کنار سرنگونى طلبان و گاهى در کنار سبزها به جست و خيز مشغول بودند. پلاتفرم اين جريان برافراشتن پرچم سه رنگ٬ تاکيد بر تماميت ارضى٬ و سرود فاشيستى اى ايران بود. اين جريان بتدريج جاى خود را پيدا کرد و امروز عمدتا در ائتلافى با سبز در خارج کشور فعاليت ميکند. گرايشهاى ناسيوناليستى و قوم پرست در اپوزيسيون نيز کمابيش در همين صف قرار دارند. جهتگيريها و سياستهاى بنيادى سبزها اساس سياست و تحليل شان از روند اوضاع در ايران است و قبل از نمايش انتخابات رژيم به استقبال کروبى و موسوى رفته بودند.   </p><p align="justify">در مقابل اين دو طيف٬ که گاه در مقابل هم و عمدتا در کنار هم ظاهر شدند٬ طيف ديگر اپوزيسيون سرنگونى طلب و اردوى چپ قرار دارد. سابقه اين طيف در مخالفت و مقابله با جمهورى اسلامى و حضورش در خارج کشور٬ و گسترش فعاليت آن بويژه از دوره دو خرداد به بعد٬ يک شاخص سياسى و يک تفاوت در اردوهاى اپوزيسيون ايران است. اساس هدف جريانات سرنگونى طلب و کمونيست و سوسياليست ممانعت از حضور علنى جمهورى اسلامى و نمايندگانش در خارج کشور٬ برچيدن سفارتخانه ها و مراکز شبه فرهنگى جمهورى اسلامى٬ و بيرون راندنش از خارج کشور بود. طيف سرنگونى طلب و اساسا چپها و سوسياليستها نيز دراين سالها کمابيش در مقابل جمهورى اسلامى متحد ظاهر شدند.  </p><p align="justify">سابقه موضوع در دوره اخير<br />بعد از دوره اى رخوت در اپوزيسيون و کاهش فعاليتهاى آن بويژه عليه جمهورى اسلامى٬ در ماههاى قبل از مضحکه انتخابات رژيم تلاش کرد فضا را در خارج کشور عوض کند. جمهورى اسلامى از سوئد شروع کرد که تاريخا در آن بازنده بوده و بويژه هيچوقت نتوانسته است در استکهلم بصورت علنى کارى را پيش ببرد. اعزام &quot;هيئت هاى کنسولى&quot; سفارت جمهورى اسلامى به گوتنبرگ و بعد مالمو سوئد و تورنتوى کانادا از اولين اقدامات جمهورى اسلامى بود. اين اقدامات بطور مفتضحانه اى شکست خوردند. قرار بود اين اقدامات تنور مضحکه انتخابات در خارج کشور را گرم کند. روز نمايش انتخابات نيز همين سرنوشت را پيدا کرد. اين فعاليتها قبل از نمايش انتخابات در استکهلم توسط ستادى موقت و متشکل از نيروهاى سرنگونى طلب پيش رفت. بدنبال افتضاح انتصابات رژيم و رويدادهاى متعاقب آن که مردم بدرستى از فرصت بدست آمده استفاده کردند٬ اين نهاد موقت تلاش کرد که شکل پايدارترى بخود بدهد و نام خود را &quot;ستاد حمايت از مبارزات مردم ايران&quot; گذاشت. اين ستاد دربرگيرنده احزاب و سازمانهاى سياسى چپ و کمونيست٬ نهادهاى زنان٬ و فعالين مستقل چپ و کمونيست بود. احزاب چپى که عضو ستاد نبودند در يک هماهنگى مشروط در تظاهراتها و اعتراضها با ستاد قرار داشتند و در بيشتر تظاهراتهاى شهر استکهلم اين هماهنگى کمابيش وجود داشت. </p><p align="justify">تشکيل شورا٬ اهداف و سياستها<br />وضعيت ايران و تشديد قطب بندى سياسى در اپوزيسيون مسئله شکل دادن به يک نهاد پايدار و متکى به اصول و مبانى حداقلى را الزامى ميکرد. اولين اقدام ستاد برافراشتن پرچم سرخ در مقابل پرچم قطبهاى ديگر بود. پرچم سرخ بعنوان پرچم تاريخى جنبش طبقه کارگر و سوسياليسم معرفه اى بود که آينده متفاوتى را برخلاف آينده اسلامى و ناسيوناليستى جريانات ديگر اپوزيسيون به جامعه ارائه ميداد. بسرعت پرچم سرخ٬ آرم و نشانهاى سرخ٬ و دستبند سرخ به معرفه اين قطب و يک وجه تمايز عام آن تبديل شد. سرنگونى طلبان و مخالفين پايدار جمهورى اسلامى با پرچم سرخ کارگران در مقابل جنبشهاى دست راستى بصف شدند. فعاليت شان را متکى بر مجمع عمومى و مشارکت جمعى کردند و در مقابل توهمات ارتجاعى جريانات طرفدار يک جناح رژيم و طرفداران پنتاگون صف متمايزى را شکل دادند. </p><p align="justify">ستاد بدنبال تظاهراتهاى هر روزه و تشديد سرکوب در ايران تظاهراتى را در مقابل سفارت جمهورى اسلامى در استکهلم فراخوان داد که ميزان استقبال وسيع از آن ضرورت يک اقدام فراتر را در اذهان عمومى تاکيد ميکرد. در اينروز مخالفين عصبانى قتل و کشتار مردم در ايران بدنبال پرووکاسيون سفارتيها به لانه جاسوسى رژيم تعرض کردند. درب ورودى را شکستند و به داخل سفارتخانه رفتند. اوباش سفارتى با چماق و کارد و اسلحه به تقابل برخاستند و معترضين از زن ٧٠ ساله تا جوانان ١۶ ساله در اين تقابل آنها را سرجايشان نشاندند. اين خبر با سرعت و انفجارى در داخل و خارج کشور منتشر شد و بيش از ١٢٠ خبرگزارى از جمله رسانه هاى رژيم اسلامى آن را منعکس کردند. در يک کلام استکهلم و صف نيروهاى راديکال و سرنگونى طلب آن الگو و خطوط يک مبارزه واقعى عليه جمهورى اسلامى در خارج کشور را ترسيم کرد. </p><p align="justify">ستاد در ادامه فعاليتهاى خود در مجمع عمومى روز ۶ اوت ٢٠٠٩ نام خود را به &quot;شوراى حمايت از مبارزات آزاديخواهانه مردم ايران-استکهلم&quot; تغيير داد. اين مجمع عمومى همينطور آئين نامه اى را به اتفاق آرا تصويب کرد که در آن اصول شورا٬ شيوه کار آن٬ چگونگى عضويت در آن٬ و ارگانهاى تشکيلات شورا ترسيم شده است. شورا نهادى فراحزبى است و اين چشم انداز را در مقابل خود قرار داده است که ظرف متشکل کننده ايرانيان آزاديخواه خارج کشور عليه جمهورى اسلامى و اردوى رنگارنگ راستى باشد که تلاش دارند به انحا مختلف خارج کشور را به پايگاه و پشت جبهه جمهورى اسلامى در داخل تبديل کنند. شورا هدفش ائتلاف سياسى و اتحاد تشکيلاتى سازمانهاى چپ و نيروهاى دربرگيرنده آن نيست. شورا ضمن برسميت شناسى استقلال هر عضو و جريانش در تمام سطوح٬ و ضمن بدست دادن الگوهائى که عضويت در آن متضمن هيچ نوع محدوديت و مخرج مشترک سياسى نيست٬ تلاش ميکند به قطبى سرخ و چپ و سکولار و آزاديخواه در مقابل قطبهاى راست طرفدار جمهورى اسلامى و سرمايه دارى شکل دهد. شورا در جدال سياسى ايران جانبدار است و در مقابل راه حلهاى ارتجاعى اسلامى و سرمايه دارى اپوزيسيون راست٬ خود را متعهد به تقويت مبارزات آزاديخواهانه و سوسياليستى و آلترناتيو کارگرى براى آينده جامعه ايران ميداند. </p><p align="justify">تلاشهاى مشابهى در کشورهاى ديگر از جمله در کانادا و آلمان و کشورهاى ديگر در جريان است. الگوى استکلهم از اينرو تاکنون عليرغم هر کمبودى موفق بوده است که خود را به چهارچوبهاى قديمى که عملا غير موثر بودن خود را نشان داده اند متکى نکرده است. اين شورا دنبال اتحاد چپ حول حداقل ها نيست. اين شورا هويت جريانات و افراد تشکيل دهنده اش را قلم نميگيرد. اين شورا دنبال پائين کشيدن پرچمهاى حزبى و گروهى نيست. اين شورا خود را به جمع کردن جريانات چپ و فعالين چپ محدود نکرده است و تلاش دارد تربيونى و ارگانى براى سازماندهى اعتراض توده اى ايرانيان آزاديخواه در خارج کشور باشد. اين شورا به الگوئى چپ و اجتماعى فکر ميکند نه الگوئى ائتلافى از جريانات چپ. ترديدى نيست در کنار همکارى و بحث پيرامون مسائل مبارزاتى٬ نزديکى و دورى فکرى و سياسى و سبک کارى نيز ممکن اند. اما اين شورا تلاش دارد براساس اصول اعلام شده اش چه در سياست و چه در شيوه کار بسترى وسيع تر ايجاد کند که قادر باشد تمايلات واقعى و آزاديخواهانه مردم ايران و مشخص تر جنبش طبقه کارگر و راه حل سوسياليستى را تقويت کند. شورا دنبال سياست &quot;همه با هم&quot; نيست. زير عنوان &quot;برخورد غير ايدئولوژيک نکردن&quot; به جريان سبز و شير و خورشيد در ائتلافى اعلام نشده با آنها قرار نميگيرد. اعضا و جريانات شورا اين استقلال را دارند که راسا سياست متفاوتى از شورا اتخاذ کنند اما خود شورا بعنوان يک نهاد چنين سياستى ندارد و مسئول هر سياست جريانات و اعضا دربرگيرنده اش نيست.  </p><p align="justify">از نظر عملى شورا ظرفى است که تلاش دارد ابتکارات و خلاقيتهاى مختلف در آن شکوفا شود. يک ستون کار و فعاليت شورا به پروژه ها متکى است. پروژه برخلاف ارگانهاى تشکيلاتى شورا و فعاليتهاى روتين آن موردى و کمپينى است. پروژه توسط بخشى از اعضاى شورا و کسانى که عضو شورا نيستند اما هدف مشابهى را دنبال ميکنند پيش ميرود. تنها شرط سياسى شورا اينست که يک پروژه با چهارچوبهاى کلى سياستهاى شورا در تناقض نباشد. شورا تلاش دارد ظرفى فعال و مبتکر براى نسل جديد باشد که اينروزها در خارج و داخل با حساسيت و فعالانه کار ميکند. شورا تلاش ميکند در کنار سازماندهى اعتراضات و متينگها و تقويت قطب سرخ ها که امروز با همين نام در شهر معروف است٬ مبتکر برگزارى سمينارها٬ شب هاى همبستگى٬ و فعاليتهاى فرهنگى باشد. </p><p align="justify">از نظر روش کار شورا به مجمع عمومى اعضايش متکى است. مجمع عمومى بالاترين و عاليترين ارگان تصميم گيرى است. در مجامع عمومى هر سياست شورا قابل بازبينى و تغيير و اصلاح اند. در مجامع عمومى شورا همه انتخاب شوندگان قابل عزل و انتخاب مجدداند. شورا ظرفى است که همه ميتوانند در آن تلاش کنند٬ قانع کنند٬ داوطلبانه سهمى بعهده بگيرند٬ در مقابل وظايف شان به جمع متعهد باشند٬ در کار مورد علاقه شان شرکت کنند٬ منشا جذب نيرو و تحکيم و گسترش شورا باشند٬ و قطب سرخ و طرفدار آزادى و سوسياليسم و آلترناتيو کارگرى را در ايران تقويت کنند. </p><p align="justify">هدف مرور کوتاه اين تجربه اين بود که خوانندگان نشريه با تلاشهاى جريانات و افراد دربرگيرنده اين شورا و فراتر تعداد زيادى که همواره در اجتماعات آن شرکت دارند آشنا شوند. ضرورى است اين تجربه را در همه جا بسط و ارتقا داد. امروز ايجاد يک سنگر محکم و روشن سرنگونى طلب با پرچم سرخ که به آينده سوسياليستى و قدرت کارگرى نظر دارد٬ از مهمترين وظايف اردوى چپ جامعه در خارج کشور است. اکثريت ايرانيان خارج کشور تمايلات قوى آزاديخواهانه٬ سکولاريستى٬ ضد تبعيض و مخالفت با جمهورى اسلامى دارند. اين اکثريت هميشه فعال نيست اما در ايندوره مشخص در ابعاد توده اى با سياست &quot;آشتى&quot; کرده است. جريان ارتجاعى سبز و شير و خورشيد و امثالهم تلاش دارند اين نيرو را که هر روز با نگرانى و حساسيت اوضاع ايران را دنبال ميکند و ميخواهد کارى بکند٬ زير پرچمهاى قلابى بخط کنند. چپ نبايد اين مردم را چکى نيروى آنها قلمداد کند. اين اشتباه مهلک سياسى است. اما مادام که آلترناتيو دلچسپ و مدرن و آزاديخواهى وجود ندارد٬ مردم معترض جاى ديگر ميروند. شورا ميتواند با اتکا به الگوى سازماندهى توده اى و اجتماعى و روشهاى مدرن براين مسئله روز فائق آيد و در آن نيروهاى پيشرو و سوسياليست نقش شايسته خود را ايفا کنند. </p><p align="justify">همه جا شوراها را برپا کنيد! همه جا پرچم سرخ کارگرى را برفرازيد! همه جا تريبون اعتراض به جمهورى اسلامى و پرچمدار آينده آزاد و خوشبخت سوسياليستى شويد! *              <br /></p>]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>نقدی بر سیاستهای پوپولیستی &quot;حزب کمونیست کارگری&quot;</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.mobarez-k.com/moxtalef/2009/08/post_216.html" />
   <id>tag:www.mobarez-k.com,2009:/moxtalef//3.1732</id>
   
   <published>2009-08-14T09:53:54Z</published>
   <updated>2009-08-15T09:24:12Z</updated>
   
   <summary><![CDATA[پس از سه دهه جنایت: &quot;در کنار مردم&quot;٬ &quot;همراه ما مردم&quot;...]]></summary>
   <author>
      <name>asad</name>
      
   </author>
         <category term="علی جوادی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.mobarez-k.com/moxtalef/">
      <![CDATA[<p align="center"><img style="WIDTH: 87px; HEIGHT: 93px" height="93" hspace="0" src="http://wupiran.com/images/Imige_site/ali_javadi_picture_copy.jpg" width="87" align="baseline" border="0" /></p><p align="center">پس از سه دهه جنایت: &quot;در کنار مردم&quot;٬ &quot;همراه ما مردم&quot;</p><p align="justify" />]]>
      <![CDATA[<p align="justify">چرخش به راست و دوری از مواضع پایه ای کمونیسم کارگری و منصور حکمت یک نتیجه و بازتاب تغییر و تحولات اجتماعی و محصول عملکرد سیاسی گرایشات پوپولیستی و توده ایستی حاکم بر &quot;حزب کمونیست کارگری&quot; و &quot;حزب حکمتیست&quot; است. یک شبه خواب نما نشده اند. مدتی است که در مسیری پا گذاشته اند که نتیجه ای جز مواضع کنونی نمیتوانست داشته باشد. خیزش عظیم توده های مردم برای سرنگونی رژیم اسلامی به این سیر تغییر و تحولات شتاب فزاینده ای داده است بطوریکه شناخت برخی از مواضع کنونی این احزاب از مواضع پایه ای کمونیسم کارگری در قبال حاکمیت اسلامی و مبارزات سرنگونی طلبانه توده های مردم امری غیر ممکن شده است. این یادداشت نقدی به مواضع اخیر &quot;حزب کمونیست کارگری&quot; در قبال اصلاح طلبان حکومتی و نگرش پوپولیستی حاکم بر این نقطه نظرات است. </p><p align="justify">  </p><p align="justify">&quot;در کنار مردم&quot;٬ &quot;همراه ما مردم&quot; </p><p align="justify">هیچ استدلالی به اندازه کلام صریح و روشن رهبری این جریان نشاندهنده عمق این مواضع پوپولیستی و راست آنها نیست. حمید تقوایی در برنامه &quot;گفتار روز حمید تقوایی٬ سه شنبه ۱۳ مرداد&quot; تحت عنوان &quot;جنگ جناحها و جنگ مردم&quot; میگوید: &quot;جناح موسوی٬ جناح به اصطلاح مغضوب٬ جناح مغلوب تا جائیکه دارد علیه احمدی نژاد و خامنه ای می جنگد در کنار مردم است.&quot; (دقیقه ٢۱:۴۵)  این مواضع ناشی از یک اشتباه لفظی در یک بیان شفاهی نیست. ناشی از لغزش زبان و یا لکنت فکری در یک برنامه زنده تلویزیونی نیست. سیاست بیان شده توسط یک کادر کم تجربه این حزب نیست که میتواند درک یا فورمولبندی نادرستی از مواضع رسمی حزب ارائه دهد. خیر٬ یک سیاست رسمی است که از زبان بالاترین مرجع سیاسی این حزب٬ یعنی لیدر حزبی٬ بیان شده است. نگرش سیاسی ای است که بروزات متعدد آن را در عرصه های متفاوت شاهدیم. بی دلیل نیست که ایشان چند دقیقه بعد در همان گفتار بار دیگر تاکید میکند که &quot;تا جائیکه اینها می آیند و علیه خامنه ای٬ علیه احمدی نژاد٬ یا علیه دادگاههای فرمایشی٬ یا تنفیذ٬ یا تحلیف و غیره صحبت میکنند٬ ما میگوئیم دارید همراه ما مردم حرکت میکنید&quot; (دقیقه ٢۴:۴۰) برای ما اتخاذ این مواضع تعجب آور نیست. عمیقا تاسف آور است. ما تمامی اجزاء این نگرش فکری پوپولیستی را میشناسیم٬ بر علیه آن جنگیده ایم. به نکات متعددی در این چهارچوب باید اشاره کرد. </p><p align="justify">  </p><p align="justify">۱- این یک سیستم فکری عمیقا پوپولیستی است. مبنای نگرش این جریان در برخورد به کشمکشهای جاری در جامعه نه تاکید بر تقابل جنبشهای اجتماعی و جدال جاری طبقاتی بلکه تقابل &quot;مردم و ارتجاع&quot; و یا به بیان قدیمی تر پوپولیستی &quot;تقابل خلق و ضد خلق&quot; است. در این سیاست طبقات اجتماعی٬ جنبشهای اجتماعی در یک ظرف واحد قرار داده شده و در هم مستحیل میشوند. تخاصم اهداف و منافع متفاوت اجتماعی و طبقاتی تماما به کناری گذاشته میشود. بخشهایی از طبقه حاکم و حتی بخشهایی از خود رژیم سیاسی حاکم٬ که در برپایی بزرگترین قتل عامهای تاریخ کنونی ایران شریک و سهیم بوده اند٬ در کنار طبقه کارگر و در &quot;صف مردم&quot; و ملقب به &quot;همراهی با مردم&quot; میشوند. این سیاست بدون تردید در یک قدم آنطرف تر به اعلام حمایت صریح خود از &quot;مبارزات&quot; این جناح از حاکمیت سیاه اسلامی٬ البته بشرط آنکه و مسلما &quot;تا جائیکه علیه خامنه ای و احمدی نژاد باشد&quot;٬ تبدیل خواهد شد. همانطور که اکنون یکی از اعضای دفتر سیاسی این حزب قادر به کشف جریان &quot;سبز انقلابی&quot; شده و از نقد &quot;رادیکال&quot; خاتمی به وجد آمده است!؟ </p><p align="justify">  </p><p align="justify">اتخاذ چنین مواضعی عملا منجر به باز گذاشتن دست جناح اصلاح طلب حکومتی در مهار و کنترل مبارزات مردم آزادیخواه و برابری طلب و قرار دادن آن در چهارچوب دعواهای جناحی و مقابله با جناح دیگر رژیم اسلامی است. این سیاست در شرایطی که اوج گیری مبارزات مردم عملا امکان سازش و بند و بست میان جناحهای رژیم اسلامی را کور کرده است٬ در شرایطی که جناح راست حاکم در تقلای ارتجاعی خود مبنی بر حفظ رژیم اسلامی کمر به حذف جناح اصلاح طلب خود بسته است٬ در شرایطی که جناح اصلاح طلب حاکم میداند که بقاء خود و تداوم نظام مطلوبش در این شرایط در گرو مقابله با جناح راست است٬ عملا بیشترین کمک به این جناح در جدال جناحی و در تلاش ارتجاعی برای قالب زدن به مبارزات توده های مردم سرنگونی طلب است. این نگرش دارای شباهتهای مهمی با نگرش جریانات اصلاح طلب و توده ایستی در قبال دعواها و کشمکشهای جناحی است. تنها تفاوت در این است که دفاع شان از &quot;مبارزات این جناح&quot; مشروط و تا زمانی است که این جناح علیه &quot;خامنه ای و احمدی نژاد می جنگند&quot;. </p><p align="justify">  </p><p align="justify">این مواضع در تقابل کامل با مواضع رسمی حزب کمونیست کارگری در دوران منصور حکمت است. یک نگاه اجمالی به بیانیه دفتر سیاسی حزب در آن دوران عمق ضدیت این سیاستهای پوپولیستی را با مواضع کمونیسم منصور حکمت در قبال این جناح رژیم اسلامی نشان میدهد. &quot;یک فصل مشترک همه شاخه های اپوزیسیون طرفدار رژیم در تقسیم رژیم اسلامی به جناحهای &quot;مترقی و ارتجاعی&quot;٬ &quot;مردمی و ضد مردمی&quot; و غیره است.&quot; (منصور حکمت٬ قطعنامه دفتر سیاسی در باره &quot;انتخاب خاتمی و عروج مجدد &quot;اپوزیسیون طرفدار رژیم&quot;) و این عین سیاستی است که اکنون به مبنای ارزیابی رهبری &quot;حزب کمونیست کارگری&quot; از جناح اصلاح طلب حکومتی تبدیل شده است. </p><p align="justify">  </p><p align="justify">٢- تاثیرات مخرب این سیاستها و نگرش پوپولیستی فقط به اتخاذ سیاستهای راست در قبال یک جناح از حاکمیت اسلامی محدود نمیشود. سیاستهای ناشی از این نگرش در قبال جنبش ناسیونالیسم پرو غربی به همان اندازه مخرب و راست است. جنبش ناسیونالیسم پرو غربی یک جنبش تماما ارتجاعی و دست راستی است. هدفش در مقابله با رژیم اسلامی ایجاد یک نظام تا مغز استخوان ضد کارگر و استثمارگر و تماما پرو غربی و مبتنی بر هویت ناسیونالیستی است. این جنبش اساسا یک اردوی سرنگونی طلب در جامعه است. خواهان کنار زدن رژیم اسلامی و ایجاد نظامی است که از موضع قدرت و برتر بتواند تلاش طبقه کارگر و کمونیسم و مردم آزادیخواه و برابری طلب را در هم بکوبد. قادر شود بدون دغدغه به انباشت سود و سرمایه بپردازد و موانع حرکت کاپیتالیسم را از سر راه بردارد. هیچ رکن مترقی و آزادیخواهی در سیاستهای این جنبش وجود ندارد. یک نتیجه حاکمیت و غلبه سیاستهای پوپولیستی در این حزب تغییر سیاست و نگرش نسبت به این جنبش و جریانات متعدد آن است. راهی دوری نباید رفت. نیرویی که جناح اصلاح طلب حکومتی را بخاطر &quot;مبارزاتشان علیه خامنه ای و احمدی نژاد&quot; ملقب به مدال &quot;همراه مردم&quot; و &quot;در کنار ما مردم&quot; میکند٬ بدون تردید در قبال جنبشی که در این سه دهه سهمی در جنایت رژیم اسلامی نداشته است بلکه حتی تاریخ معینی در جنبش خویش در مبارزه علیه جناح حاکم و حتی کل رژیم اسلامی داشته است٬ نمیتواند سیاستی متفاوتی در قبال این جریانات اتخاذ کند. این سیاست پوپولیستی ناچار است که مدالهای &quot;افتخار&quot; رنگین تری به این جنبش ارتجاعی اهداء کند. آنها را نیز نیرویی &quot;مردمی&quot;٬ &quot;همراه مردم&quot; و &quot;در کنار ما مردم&quot; قرار دهد. کنار گذاشتن مواضع پایه ای کمونیسم کارگری در قبال این جنبش ارتجاعی و پرو غربی یکی دیگر از نتایج مخرب سیاست پوپولیستی حاکم بر این حزب است. این سیاست تا به آنجا پیش رفته است که اکنون سیاست اتحاد با &quot;نیروهای سرنگونی طلب&quot; از جمله جریانات راست پرو غربی و سلطنت طلبها به یک سیاست این جریان تبدیل شده است. سیاستی که یکی از کادرهای رهبری این جریان اینگونه آن را فورموله کرده است: &quot;&quot;مرگ بر دیکتاتور&quot;٬ &quot;مرگ بر خامنه ای&quot;٬ &quot;مرگ بر جمهوری اسلامی&quot;٬ &quot;حکومت مذهبی نمی خواهیم&quot;٬ &quot;مرگ بر روسیه&quot; و غیره همگی فرم های متفاوتی از شعار سرنگونی رژیم اسلامی هستند٬ این شعار متحد کننده است و تقریبا تمامی جریانات سرنگونی طلب چه راست پرو غربی و چه چپ کمونیست را متحد می کند.&quot; (تاکید از من است) این حزب در شرایطی که اردوهای متفاوت سرنگونی طلب٬ اردوهایی که به قطبها و جنبشهای متفاوت اجتماعی تعلق دارند٬ همگی به سقوط رژیم اسلامی بمثابه گامی در ایجاد نظام سیاسی مطلوب خود نگاه میکنند و جدال میان افق و آلترناتیو و افق های متفاوت این جنبشها با پیشروی جنبش سرنگونی طلبانه توده های مردم شدت گرفته است٬ بجای شدت بخشیدن به نقد سیاستهای این جریانات عملا به دنبال روی از آنها و طرح شعارهای متحد کننده و همراهی با آنها بر آمده است. عمیقا تاسف آور است. </p><p align="justify">  </p><p align="justify">۳- &quot;حزب حکمتیست&quot; و &quot;حزب کمونیست کارگری&quot; هر کدام گوشه ای از نگرش و سیاست توده ایستی  را در برخورد به جامعه و حاکمیت بیان میکنند. سیاست &quot;حزب حکمتیست&quot; در ارزیابی از جوهر اعتراضات جاری و موقعیت جناح اصلاح طلب حکومتی در جامعه در تطابق غیر قابل انکاری با سیاست جریانات توده ایستی قرار دارد. اما سیاست &quot;حزب کمونیست کارگری&quot; در حمایت مشروط از این جناح در مقابله با جناح راست در تطابق با نگرش توده ایستی است. هر کدام از این احزاب در یک رکن سیاستشان با جریانات توده ایستی شریکند٬ و این آینده اجتناب ناپذیر چرخش به راست در این جریانات است. اتخاذ سیاستهای نیمه توده ایستی - نیمه پوپولیستی. </p><p align="justify">  </p><p align="justify">&quot;حزب حکمتیست&quot; با نفی مبارزات توده های مردم و قرار دادن تمامی این اعتراضات در جیب جناح اصلاح طلب حکومتی و جنبش ارتجاعی کنونی آنها٬ جنبش سبزها٬ عملا خود را رو در روی مبارزات مردم قرار داده است. آنها هم مانند این جریانات توده ایستی بر این باورند که مردم نه برای سرنگونی رژیم اسلامی و پایان دادن به سه دهه حاکمیت اسلامی بلکه برای گرفتن شمشیر خونین اسلام از دست جریانات حاکم و دادن آن به دست پسر عموها و برادران تنی آنها در جناح &quot;خط امامی های&quot; سابق و جریانات سازمان دهنده و رهبری کننده &quot;سبزها&quot; به میدان آمده اند! باور نکردنی است اما بیان واقعی موضع سیاسی این جریانات است. این جریان مانند تمام توده ایست ها مبارزات جاری در جامعه را که دارای سه جناح٬ جناح راست٬ جناح اصلاح طلب حکومتی٬ و جناح مردم است٬ به جدال دو جناح رژیم حاکم در جامعه تنزل داده است. کاری که تمامی جریانات توده ایستی و دوم خردادی سابق با هزار و یک عوامفریبی برای سالیان سال به آن مشغولند. در طرف دیگر خط حاکم بر &quot;حزب کمونیست کارگری&quot; با چرخش به راست و تعمیق در مواضع پوپولیستی خود عملا یک جناح از رژیم اسلامی را٬ که به همان اندازه در تمامی تاریخ سه دهه جنایت رژیم اسلامی سهیم بوده است٬ &quot;در کنار ما مردم&quot; و در صف &quot;مردم&quot; قرار داده است. این سیاستها چنانچه صریح و همه جانبه مورد نقد نیروهای کمونیسم کارگری قرار نگیرد میتواند تاثیرات مخرب تری در خلع سلاح کردن مبارزات سرنگونی طلبانه توده های مردم و تحقق آزادی و برابری و رفاه ببار آورد. </p><p align="justify">  </p><p align="justify">سرنگونی رژیم اسلامی یا سرنگونی دولت احمدی نژاد؟ </p><p align="justify">قرار دادن جناح اصلاح طلب حکومتی در &quot;صف مردم&quot; نمیتواند به تقلیل مبارزه علیه سرنگونی کلیت رژیم اسلامی منجر نشود. نتایج این سیاست مخرب تا همین جا بعضا روشن شده است. خارج کردن برخی از سران رژیم اسلامی از جمله رفسنجانی٬ خاتمی و موسوی از لیست افرادی است که باید به جرم جنایت علیه مردم محاکمه شوند٬ یک نتیجه چنین سیاست سازشکارانه و راستی است. رکن مهمتر اما تقلیل سیاست مبارزه برای سرنگونی رژیم اسلامی به سرنگونی &quot;دولت احمدی نژاد&quot; است. حمید تقوایی در همانجا میگوید: &quot;هدف مستقیم حمله ما امروز این است که دولت سرکار یعنی خامنه ای و احمدی نژاد را کنار بزنیم.&quot; و این یک سیاست شناخته شده توده ایستی است. تقلیل مبارزه برای سرنگونی کل رژیم اسلامی به مبارزه برای سرنگونی &quot;دولت سر کار&quot;٬ دولت احمدی نژاد٬ سیاست بخشهای عمده جناح اصلاح طلب حکومتی و دنبالچه های توده ای و اکثریتی آن در شرایط کنونی است. اتخاذ این سیاست یک کج فهمی سیاسی و یا اشتباه تاکتیکی و نتیجه برخی تغییر و تحولات حاضر در حاکمیت اسلامی نیست. نتیجه مستقیم قرار دادن یک جناح از رژیم اسلامی در &quot;همراه ما مردم&quot; است. در این سیاست بخشهای دیگر رژیم اسلامی٬ مانند باند رفسنجانی و خاتمی و سایر جریانات حکومتی که کماکان در مصدر امور هستند و هنوز منتظر الخدمت نشده اند عملا شامل &quot;بخشودگی&quot; و &quot;معافیت&quot; از مبارزات توده های مردم سرنگونی طلب شده اند. </p><p align="justify">  </p><p align="justify">شاید در مقابله با ما استدلال کنند که مگر جدال جناحها را نمی بینید؟ مگر نمی بینید که یک جناح اساسا حاکم شده است؟ در پاسخ باید تاکید کرد که جدالهای جاری در جامعه ایران نه دو طرف بلکه سه طرف دارد. بعلاوه مستقل از اینکه جدال جناحهای رژیم اسلامی چه دینامیسمی به خود بگیرد٬ تلاش برای کسب هژمونی یا تلاش برای حذف جناحی٬ تقابلشان در هر شکلی کماکان بخشی از جدال جناحهای رژیم اسلامی حاکم است و نه هیچ چیز دیگر. بعلاوه تقلیل مبارزه علیه &quot;رژیم&quot; اسلامی به مبارزه علیه &quot;دولت سرکار&quot; یک سیاست تماما توده ایستی است. این سیاست سابقه دیرینه ای در جنبش ملی اسلامی و در عین حال تاریخ معینی در حزب کمونیست کارگری دارد. اگر در زمان عروج خاتمی و جنبش ارتجاعی دوم خرداد ما شاهد شکل گیری یک جریان &quot;دوم خردادی&quot; در حزب بودیم که نهایتا بخشی از کادرهای این حزب را با خود برد٬ در زمان عروج احمدی نژاد در حاکمیت اسلامی ما شاهد تلاشی بودیم که میکوشید مبارزه علیه رژیم اسلامی را تحت لوای &quot;تیز کردن&quot; سیاستها و شعارهای خود به مبارزه علیه جناح راست و دولت احمدی نژاد محدود کند. حمید تقوایی و مصطفی صابر در قطعنامه ای که به هیات رهبری وقت حزب ارائه دادند خواستار آن بودند که حزب شعار &quot;سرنگونی دولت احمدی نژاد&quot; را اتخاذ و در دستور تبلیغاتی خود قرار دهد. این سیاست در آن زمان توسط ما و بخشی از همین رهبری بعنوان یک سیاست توده ایستی و راست نقد و به کناری زده شد. اما اکنون رسما و بی پروا همین سیاست در دستور این حزب قرار داده شده است.   </p><p align="justify">  </p><p align="justify">گوشه هایی دیگر از تارخ چرخش به راست </p><p align="justify">اتخاذ این سیاستها محصول یک تاریخ سیاسی معین است. اتفاقی یک شبه نیست. ناشی از کج فهمی٬ اشتباه تاکتیکی در سیاست و یا عدم شناخت از یک جناح رژیم آدمکشان جمهوری اسلامی نیست. برعکس محصول طبیعی غلبه یک گرایش پوپولیستی بر حزبی است که تاریخ درخشانی در مبارزه علیه کلیت رژیم اسلامی و برای آزادی٬ برابری٬ حکومت کارگری و یک جامعه آزاد کمونیستی داشته است. اشاره مختصر به فرازهایی از این تغییر و تحول گویای اثرات مخرب این چرخش سیاسی است. </p><p align="justify">  </p><p align="justify">زمانیکه رهبری این حزب در شرایطی که خطر حمله نظامی به ایران در دوران نئوکانسرواتیوها در آمریکا شدت گرفته بود در پیام خود از این جریان میخواهد که &quot;به جای حمله نظامی به ایران&quot; از &quot;مبارزات مردم&quot; دفاع کند. زمانیکه رهبری این جریان در جنگ و حمله نظامی احتمالی به دنبال &quot;فرصت ها&quot; میگردد. زمانیکه در جنگ ارتجاعی و خونین اسرائیل در غره در شرایطی که بیش از هزار تن کودک و فرد غیر نظامی به خاک و خون کشیده میشوند٬ رهبری این جریان به جدال با &quot;اومانیسم&quot; و انسانگرایی در حزبشان بر میخیزد. زمانیکه اعضای رهبری این جریان نامه سرگشاده گله آمیز به اوباما می نویسد٬ ... ما در تمامی این سیاستها بروزات متعدد یک سیاست و گرایش پوپولیستی و چرخش به راست را مشاهده میکنیم. </p><p align="justify">  </p><p align="justify">در خاتمه </p><p align="justify">نقد ما به سیاستهای این جریان در عین حال تلاشی برای جلوگیری بیشتر از چرخش به راست در سیاستهای این حزب است. سرنوشت این حزب برای ما مهم است. هر درجه اتخاذ سیاستهای راست در این حزب ضربه ای به چپ و با چند حلقه فاصله ضربه ای به ماست. از طرف دیگر این جریان تا زمانیکه نام &quot;حزب کمونیست کارگری&quot; را با خود حمل میکند٬ از نظر برخی از کسانی که در بر آمد سیاسی جامعه برای اولین بار با کمونیسم کارگری آشنا میشوند٬ بعضا و علیرغم تلاش و خواست ما این نقطه نظرات را به پای جنبش ما  و خط کمونیستی منصور حکمت می نویسند. از این رو ما در عین نقد صریح و روشن امیدواریم که نیرویی در این حزب بتواند در عین حال سدی در مقابل این سیاستهای راست پوپولیستی ایجاد کند. شاید جای خوشبینی زیادی نباشد٬ اما نباید اجازه داد خط پوپولیستی حاکم بر این حزب تمامی سنگ بنای سیاستهای کمونیسم کارگری را در این حزب پایین بکشد. *</p><p align="justify" />]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>نگاهى زنده به يك تاريخ (٢٨ مرداد ١٣٥٨)</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.mobarez-k.com/moxtalef/2009/08/post_215.html" />
   <id>tag:www.mobarez-k.com,2009:/moxtalef//3.1714</id>
   
   <published>2009-08-04T21:52:52Z</published>
   <updated>2009-08-04T21:54:45Z</updated>
   
   <summary>عبدالله شریفی...</summary>
   <author>
      <name>asad</name>
      
   </author>
         <category term="مطلب" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.mobarez-k.com/moxtalef/">
      <![CDATA[<p align="center"><a href="http://images.google.se/imgres?imgurl=http://www.blogfa.com/photo/a/a-sharifi.jpg&imgrefurl=http://www.a-sharifi.blogfa.com/&usg=__FyvfKrLYoNhK-jjVx3Uky5pAbJA=&h=84&w=68&sz=7&hl=sv&start=16&tbnid=tGfZ3w6DTkIseM:&tbnh=76&tbnw=62&prev=/images%3Fq%3D%25D8%25B9%25D8%25A8%25D8%25AF%25D8%25A7%25D9%2584%25D9%2584%25D9%2587%2B%25D8%25B4%25D8%25B1%25DB%258C%25D9%2581%25DB%258C%26gbv%3D2%26hl%3Dsv"><img width="62" height="76" style="BORDER-BOTTOM: 1px solid; BORDER-LEFT: 1px solid; BORDER-TOP: 1px solid; BORDER-RIGHT: 1px solid" src="http://tbn1.google.com/images?q=tbn:tGfZ3w6DTkIseM:http://www.blogfa.com/photo/a/a-sharifi.jpg" complete="true" complete="true" /></a></p><p align="center">عبدالله شریفی</p>]]>
      <![CDATA[<p align="justify" /><p align="justify">متن زير گوشه اى از خاطرات تاريخى من در رابطه با واقعه ٢٨ مرداد در شهر پاوه است۔ اين خاطره تاريخى با عنوان (درلابلاى خاطرات تاريخى) سال ٢٠٠١ نوشته شد و در نشريه ايسكرا ،نشريه كميته كردستان حزب كمونيست كارگرى، منتشر شد۔ <br />اكنون باز، تب و تاب، حول ٢٨ مرداد بالا گرفته است و روايات و تفاسير هدفمند وبر سر منافع جنبش هاى متفاوت ميدان پيدا كرده اند۔ با توجه به اين دليل باز تكثير اين مطلب را بعنوان انتقال حقايق تاريخى به نسلى كه از اين وقايع هيچ تصويرى ندارد خالى از فايده ندانستم۔<br />من با دستكارى جزئى و تدقيق در پاره اى موارد اساس محتوى مطلب را همانطور كه بوده است مجددا منتشر ميكنم، اما باز تكثير اين مطلب در شرايط كنونى، به دلايل مستتر در مقدمه، افزودن اين مقدمه را ضرورى ساخت۔</p><p align="justify">١۔ ٢٨ مرداد، از جمله وقايع تلخ تاريخى است كه با اتفاقاتى نظير كشتار ٣٠ خرداد ٦٠ و كشتار و قتل عام تابستان ٦٧ مكمل تاريخ سياه و ضد انقلابى و ضد انسانى اسلام سیاسی در جامعه ايران و منطقه خاورميانه در تاريخ معاصر ميباشد۔ سركوب خونين يك انقلاب عظيم اجتماعى در ايران با اين اتفاقات تاريخى قابل توضيح اند۔ اكنون سى سال از آن فاجعه انسانى ميگذرد۔ نيروهايى كه در آن جريان بعنوان نيروهاى مقاومت شناخته ميشدند، بشدت تجزيه شده اند۔ جنبش هاى اجتماعى متفاوت و متضاد كه هريك به نحوى در آن واقعه شريك بودند، اكنون روايت كاملا متفاوت و متناسب با منافع طبقاتى امروزشان را در سياست، راجع به اين گونه مقاطع تاريخى ارائه ميدهند۔</p><p align="justify">٢۔ انقلاب ٥٧ در ايران، مانند هر انقلاب اجتماعى ديگر، اوهام و خرافاتى را بعد از خود، به عنوان میراث های رسوب شده بجاى گذاشت۔ نگرش متاثر از اين خرافات در توضيح وقايع تاريخى بى تاثير نيست۔ انقلابى كه در یک اتحاد غیر رسمی همه با هم عليه استبداد سلطنتى بوقوع پيوست، و در جريان عمل و حتى بعد از فروكش كردن، شروع به تجزيه و پلاريزه شدن كرد، بمراتب از قدرت خرافه مورد نظر بيشتر برخوردار است۔ <br />نيرويى كه آن موقع نيروى &quot;جنبش مقاومت&quot; ناميده ميشد و جنبشى كه ملقب بود به &quot;جنبش خلق كرد&quot; اكنون بشدت قطبى و سى سال از پروسه قطبى شدن را از سر گذرانده است۔<br /> ديگر ٢٨ مرداد معجزه ريسمان وحدت همه با هم نخواهد بود و نمیتواند باشد۔ همانطور که خود ما شرکت کنندگان در تحول اجتماعی به مراتب عظیم تر، یعنی انقلاب ۵۷، وحدت و &quot;اتحاد&quot;ی را که در نهایت با نازل كردن و تحکیم هژمونی جریانات اسلامی علیه رژیم سلطنت به یک کابوس وحشتناکی انجامید، در پرتو انتقادات بیرحمانه قدمهای نارسای آن دوران خود قرار داده ایم.<br /> طی اين سى سال اتفاقاتى روی داده اند، جبهه ناسيوناليستى كرد و جبهه سوسياليستى طبقه كارگر در آن جامعه سى سال جدال بر سر سرنوشت جامعه را تجربه كرده اند۔ يكى از نيروهاى همان جنبش مقاومت و همان نیروی &quot;جنبش کردستان&quot; و همه باهم، يعنى حزب دمكرات كردستان در جنگى طرح ریزی شده و مطابق منافع طبقاتی اش با كمونيستهاى جامعه كردستان، صدها تن از شريف ترين كمونيستهاى آن جامعه را كشت۔ به مقر سازمان پيكار در روز روشن در شهر حمله كردند و سر بريدند۔ نيروهاى آن جنبش همه با هم در جزر و مد اوضاع سياسى جابجا شدند۔ <br />جنگ خليج و شسكت بلوك شرق به سان زلزله اى دنيا را تكان داد، بعد از آن دو خردادى آمد و رفت، هوس و وسوسه مذاکره و سازش با جمهوری اسلامی بار دیگر به سر حزب دمکرات زد.  حضور نظامى آمريكا در عراق و منطقه رويداد، بر متن بمباران شهر بغداد به بهانه حضور نیروهای عراقی در بیابانهای &quot;کویت&quot;  و در بستر تخريب يك جامعه، &quot;حكومت&quot; كردستانى بر پا كردند۔ بخشی از آدمهائی که تا آنوقت در صف کمونیستهای کردستان بودند، زیر سایه سنگین عروج خونین نظم نوین بوش، تاریخ افتخارات خود را بخاطر نزدیک شدن احزاب ناسیونالیست &quot;جنبش کردستان&quot; به قدرت محلی به لجن کشیدند و ناسیونالیسم کرد را &quot;دوستان جدید&quot; خود نامیدند، درست همانطور که همزمان به کمونیستها و مارکسیستها و انقلابیون لجن پاشیدند. اوهام ارتجاعی به عراقيزه شدن ايران موجى از نفرت قومى و مذهبى را به صحنه سياست وارد کرد.<br /> بعد از اين همه اتفاقات و بعد از در هم ریختن این توهمات و &quot;اتحاد&quot; های ناخواسته و تحمیلی، دیگر نمیتوان به تاریخ قبل از این تحولات اعجاب انگیز در سی سال گذشته بازگشت و بر نوستالوژى &quot;هيئت نمايندگى خلق كرد&quot; و &quot;جنبش کردستان&quot; یا کمونیسم ملی و کردی برای اهداف ناگفته امروزی سرمایه گذاری کرد.  </p><p align="justify">٣۔ نوشته ضمیمه (درلابلاى خاطرات تاريخى)، نقش احزاب و جريانات مختلف را در آن حوادث بزبان خاطره نشان داده است۔ راز اين مقاومت و تاريخ متعاقب ان، حضور كمونيزم و رابطه آن كمونيزم با جامعه ميباشد، بنظر من در غياب كمونيزم سازمانيافته در جامعه كردستان مسير مقاومت وتاريخ جدال در سلطه ناسيوناليزم كرد به ناكجا آبادى ميرسيد كه قابل وصف نيست۔ <br />به همين دليل روايت ما، روايت كمونيستها از آن تاريخ واقعى و بر مبناى شناخت و متد علمى استوار است، اگر كسى طالب حقايق آن دوره است بايد درك خود را بر چنين روايت علمى پي ريزد و نقش و جایگاه گرایشات اجتماعی و طبقات و احزاب آنها را، و نیز واگرائیهائی که طی این سی سال در &quot;جنبش کردستان&quot; به عینه اتفاق افتاده است، در معرض تعقل و تعمق جامعه قرار بدهد. </p><p align="justify">٤۔ من از آوردن اسامى زندگان آن واقعه آگاهانه اسم نبردم چون همين تحولات سى سال اخير شامل حال جمعى از اين افرد ميباشد۔ هستند كسانى كه اين مقطع را اكنون با روايت ناسيوناليستى كرد توضيح ميدهند۔ هستند كسانى كه ديگر شركت در آن ماجرا را افتخار خود نميدانند و هستند كسانى كه در زندگى عادى خود بسر ميبرند ونام بردن آنهابا مخاطره امكان لطمه امنيتى روبرو خواهد شد و ۔۔۔۔۔<br /> اما اين مناسبت را بهانه اى جستم تا ليستى از كمونيستهايى كه در آن ماجرا فعال بودند و بعدا هر يك در جايى جان باختند را جهت يادى از زحمات آنها بياورم۔<br />بى شك فعاليت بى دريغ اين رفقا و صدها رفيق ديگر جانباخته در كردستان و در سياه چال هاى رژيم بعنوان بخشى از فعاليتهاى جنبش كمونيستى ايران در تاريخ ثبت خواهد شد۔ چهره نازنيين و دوست داشتنى اين ياران هميشه جلو چشم من زنده است و گل ياد آنها در باغ خاطرات من هرگز پژمرده نخواهد شد۔<br />٣ اوت ٢٠٠٩</p><p align="justify"> </p><p align="justify">---------------------------------------------------------</p><p align="justify">درلابلاى خاطرات تاريخى<br />(٢٨ مرداد ٥٨)<br />٢٢سال قبل، روز ٢٨ مردادسال ٥٨ در ادامه سرکوب خونين انقلاب مردم ايران، خمينى فرمان هجوم عليه مردم آزاديخواه را به کردستان صادر کرد. <br />اگر اين روز يادآور خاطرات تلخى است، اگر يادآور عروج اسلام سياسى، لشکرکشى ارتش وقداره بندان اسلامى، خون، وحشت، کشتار و خانه خرابى و. . . . است، اما همزمان نيز ياد آورمقاومت عظيم مردمى است که ايستادند تا از آزاديها و دستاوردهاى انقلابى که براى رهايى از ستم و فقر و بيحقوقى بپا خواسته بودند، و چندى قبل رژيم مستبد سلطنتى را به زير کشيده بودند، دفاع کنند. اکنون به مناسبت ٢٨ مرداد و گراميداشت تلاشهاى بيدريغ آزاديخواهان و مردم زحمتکش کردستان، بجا است که بسهم خود مرورى کوتاه بر آن رويداد داشته باشم. <br />من در مکانى که نقطه آغاز اين هجوم وحشيانه بود (پاوه ) فعاليت مى کردم، جوانى ١٨ ساله بودم، مسئول تشکيلات کومه له در شهر پاوه بودم. همراه با بقيه فعالين و مبارزين در اين شهر جمعيتى تحت نام &quot;جمعيت دفاع از حقوق رنجبران&quot; را هدايت ميکرديم. <br />لازم به ياد آورى است که در خرداد ماه همان سال بود که مرتجعين محلى، روساى عشاير، ملاها و مکتب قرآنى‌هاى مفتى زاده منطقه هورامان و جوانرود در &quot;سرياس&quot; پاوه جلسه اى برگزار کردند تا مردم را مسلح کنند. تلاش ميکردند که به اختلافات مرده و پوسيده عشايرى تحت نام &quot;گوران&quot; و &quot;جاف&quot; بين مردم شکاف و اختلاف بيندازند، تا به خيال خامشان از آب گل آلود ماهى بگيرند و به اين ترتيب به شيوه ديگرى در برابر نيروى دفاع از دستاوردهاى قيام ٥٧ ارتجاع و افکار ارتجاعى را تحريک کنند. البته دست داشتن دول ايران و عراق در اين ماجرا عيان بود. جمعيت ما بلافاصله گشت سياسى وسيعى را به سراسر منطقه پاوه و جوانرود سازمان داد و عليه اين اقدام ارتجاعى به افشاگرى وسيع پرداخت. گروهى سازمان داديم تا عليه توطئه گرى مرتجعين مقابله کنند. سه اطلاعيه به نام &quot;اتحاد جوانان مبارز هورامان و جوانرود&quot; در اين باره در سطح نسبتا وسيع پخش کرديم، که منجر به اعتراض گسترده مردم شد. آنها ناچارا براى مدتى عقب نشستند اما دست از توطئه گرى برنداشتند. بالاخره ١٥ مرداد مطلع شديم که عده اى مسلح با تحريک مرتجعين محلى در گردنه &quot;مله پالنگانه&quot; جاده کرمانشاه به پاوه را مسدود کرده اند و از رفت و آمد مردم ممانعت مى کنند. ما چند دسته از جوانان پاوه و نوسود و نودشه و جوانرود را از ماجرا مطلع کرديم، با هم تصميم گرفتيم که به محل برويم و طرح تحصن عمومى عليه اشغال و حضور ارتش و سپاه پاسداران اسلامى در شهر پاوه را سازمان دهيم. با حدود ١٠٠ نفر شروع کرديم، ابتدا افراد مسلح تحريک شده را از اقدامشان پشيمان کرديم و به خودملحق کرديم. ظرف ٣ روز در جواب پيامهاى ما حدود ٢٠٠٠ نفر از شهر و روستاى اطراف بما ملحق شدند. مرتجعين و روساى عشاير متوجه شدند که از توطئه خود ناکام مانده اند، اينبار همراه نيروى مسلح خود آمدند و از تحصن پشتيبانى کردند. البته مستقيم و بلافاصله در کنار حزب دمکرات کردستان قرار گرفتند و نماينده حزب در آن تحصن (رحيم بغدادى) از آنها بعنوان اعضاى حزبشان اسم برد. وقتى حرکت مستقيم بنام ارتجاع ميسر نبود، حزب دمکرات مكان مناسبى براى لانه کردن ارتجاع محلى شد. حدود يک هفته پر شور، ما طى دهها سخنرانى مکرر مردم را به اتحاد و مبارزه عليه رژيم اسلامى و عليه دسيسه همدستان رژيم دعوت کرديم. جوانان شهرهاى پاوه، نوسود و نودشه با پرچمهاى قرمز به ما ملحق ميشدند و مردم از آنها استقبال ميکردند. نقش و جايگاه کسانى که اکنون زنده هستند و چه آنهايى که جان باختند در اين تلاش متحدانه فعال بودند، قابل انکار نيست. اينجا من از زنده ها اسم نميبرم، اما لازم است که ياد تلاش رفقاى جان باخته اى چون ياسين ايراندوست (دکتر آرام )، مظفر عزيززاده، جليل حيدرى، منصور حيدرى، توفيق رضايى، رحيم الهى، عزيز الهى، فايق اسماعيلى، عطا امينيان، ادريس محمدى،نصرالله بهمنى، فرهاد لهونى، جمشيد منوچهرى، فرج عبدى، محمد على خالدى، غلامعلى گرگین، صابر مرادى اقدم، نصرالدين قدسى، محمد بهرامى(مام حمه باوان)، منوچهر منوچهرى، جلال سليمى و سايرين را گرامى بدارم.<br /> پس از چند روز دولت اسلامى از طريق استاندارى و ارتش کرمانشاه اعلام کرد که قصد مذاکره با متحصنين را دارد. در هر صورت ما اقدام به تشکيل مجمع عمومى و انتخاب کميته اى براى هدايت تحصن را شروع کرده بوديم و قطعنامه اى هم آماده کرده بوديم تا به تصويب مجمع عمومى برسانيم که خواسته ها و مطالبات تحصن در آن فرموله شده بود. حزب دمکرات کردستان در کنار روساى عشاير و ما در راس چپ و حمايت مردم دو طرف توازن قوا را تشکيل مى دادند. بالاخره قطعنامه تصويب شد، يکى از مهمترين بندههاى آن: &quot;تخليه فورى نيروى مسلح رژيم اسلامى از منطقه بود&quot;. بعد از کشمکشهاى چند ساعته سرانجام کميته اى ١٩ نفره انتخاب شد، ٧ نفر از ما، ٤ نفر از حزب دمکرات و بقيه را روساى مسلح حومه شهرها تشکيل ميدادند که با تاييد و فشار حزب دمکرات وارد کميته شدند. من هم يکى از منتخبين اين کميته بودم. در اين مدت مرتب مردم از شهر و روستاها امکانات تدارکاتى مواد غذايى و کمکهاى خود را به تحصن ميرساندند. بالاخره ما به هيئت دولت در رابطه با مذاکره موافقت کرديم. يک روز بعد هيئتى از طرف دولت با يک هلى کوپتر که مرکب از سه آخوند و دو افسر ارشد ارتش و سپاه پاسداران بودند، در پاسگاه قورى قلعه فرود آمدند. هيئتى ٩ نفره از ما به مذاکره رفتيم. خيلى زود معلوم شد که هيئت دولت براى مذاکره نيامده بودند، بلکه فرستاده شده بودند تا از نزديک وضع را ببينند و امکان ارتباط پنهانى را با مرتجعين محل فراهم سازند. حزب دمکرات مانند هميشه خط سازش و مماشات و بند و بست پنهانى و بدور از نظارت مردم را پيش گرفت، بر سر تعداد شرکت کنندگان در مذاکره تمام تلاش خود را کردند تا ما را حذف کنند و خود در راس هييت قرار بگيرند، اما موفق نشدند. بالاخره مذاکره بدون نتيجه و با وعده وعيدهاى هيئت دولت پايان يافت. چند روز بعد خبر تجمع نيروهاى رژيم و اعزام و تقويت نيروهايش در شهر پاوه رسيد. فانتومها به مانور و صوت شکنى پرداختند. ارتباطات مشکوک روساى عشاير با عراق و ايران و مماشات حزب دمکرات از يک طرف، کم تجربگى ما در مسلح کردن نيروى خودمان از طرف ديگر، باعث شد که هدايت امور از دست کميته خارج شود و روند را به نفع آنها پيش برد.<br />لازم به توضيح است كه جوانان و مردم مبارز نوسود نيز همزمان در جبهه ملاندر با بر پا كردن تحصنى مشابه اما با ابعاد كوچكتر هم جهت با ما به اقدام و ابتكار عمل مشابهى دست زدند۔<br /> در روزهاى آخر تحصن بود که رفيق فواد مصطفى سلطانى همراه رفيق جان باخته كمال قطبى و چند تن از رفقاى ديگر به آنجا آمدند، تعدادى سلاح براى ما آورده بودند، جلسه اى مفصل با چند نفر از ما آنجا تشکيل داد و حول و حوش وظايف آن دوره و چشم انداز آتى بحث کرديم. سرانجام روز ٢٧ مرداد درگيرى در اطراف شهر پاوه شروع شد. <br />آن موقع ديگر نه فرصت مباحث سياسى بود و نه وقت آن، موقع اتخاذ تصميم هاى بزرگ فرا رسيده بود،  ما هم بلافاصله تصميم گرفتيم كه جمعيت نودشه به طرف جمعيت نوسود حركت كند و از ميان جمعيت پاوه جمعى را براى كار سياسى به شهر بفرستيم ۔ سر انجام ما جمع كوچكى مانديم و در درگيريهاى گردنه مل پالنگانه مقاومت كرديم۔ حضور نيروهاى مشكوك و سازش سران عشاير با رژيم جبهه ما را بشدت تضعيف كرد۔<br />رژيم اسلامى با تمام توان شروع به تقويت خود و توپ باران منطقه کرد. ٢٨ مرداد اوج اين در گيرى بود. رفته رفته از پاوه و کامياران و سنندج تا سقز و مهاباد و خلاصه سراسر کردستان ميدان مقاومت مردم عليه توحش اسلامى شد. جلادان اسلامى از خلخالى و چمران و . . . به صف و اعزام شدند. اعدام، کشتار و زندانى کردن هزاران مبارز زن و مرد تنها گوشه اى ازسرکوبگرى ضد انقلابى رژيم اسلام بود. اما حضور سازمان يافته ما کمونيستها (که در کومه له آن دوره فعاليت داشتيم) در صف مقدم اين مبارزه يکى از موثرترين فاکتورهايى بود که به زودى و بعد از ٣ ماه مقاومت و مبارزه اعتراضى گسترده و متحد، باعث شد، موج برگشت. رژيم شکست خورد و ناکام شهرها را يکى بعد از ديگرى تخليه کرد. جلادان اين بار در لباس هيئت صلح اعزام شدند. اما طولى نکشيد، در نوروز ٥٩ با فرمان ١٣ ماده اى خمينى، تعرضى ديگر با ابعاد جنايتکارانه جديد، عليه مردم ايران از کارخانه و مدرسه و کوچه و خيابان شروع شد. کشتار کارگران، زنان و کمونيستها، هجوم مجدد به کردستان، حمله به آزاديهاى مردم، يورش به مطبوعات و احزاب و تشکلها در اقسا نقاط ايران به وحشيانه ترين شيوه صورت گرفت. رهبران ريز و درشت &quot;اصلاح طلبان اسلامى&quot; امروز، موتور اصلى جبهه دوم خرداد، آن زمان فرماندهان عملياتى و فرمانداران و روساى دادگاههاى صحرائى آن کشتار و سرکوب اسلامى بودند. درست است که رژيم اسلامى در نهايت جنون و جنايت انقلاب مردم را در دوره اى، به دلايل قابل توضيح به شکست کشاند، اما هرگز نتوانست آزاديخواهى را بکشد. آن همه توحش و درندگى نتوانست، آرزوهاى انسانى، خواست تغيير زندگى، طلب کردن آزادى و رفاه را شکست دهد. بر بستر دفاع از دستاوردهاى انقلاب ٥٧، دفاع از آزاديهاى سياسى و حق دخالت مردم در تعيين سرنوشت خويش، گرايش راديکال و کمونيستى از زمينه‌هاى اجتماعى و پشتوانه مردمى وسيعى برخوردار شد. با تکيه بر نيروى مردم تشنه آزادى و برابرى، و در شرايط بحران سياسى و اقتصادى حکومت اسلامى، دورنماى سقوط جمهورى اسلامى و برپائى جامعه‌اى برابر و آزاد و مدرن و سوسياليستى در درخششى اميدوار کننده، به توده‌هاى کارگر و زحمتکش ايران و کردستان بشارت جامعه‌اى فارغ از سلطه مذهب و کينه‌توزيهاى قومى را نويد ميدهد. مردم اين بار اجازه نخواهند داد که ارتجاع ديگرى و در لباس و با پوشش ديگرى با تکيه بر مبارزات آنها و حاصل پيگيرى کمونيستها و نيروهاى انقلابى قد علم کند. <br />١٠ آگوست ٢٠٠١ </p><p align="justify"> </p><p align="justify"> </p>]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>فراخوان اعتصاب عمومی به کردستان و دم خروس ناسیونالیسم</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.mobarez-k.com/moxtalef/2009/07/post_214.html" />
   <id>tag:www.mobarez-k.com,2009:/moxtalef//3.1708</id>
   
   <published>2009-07-30T16:16:46Z</published>
   <updated>2009-07-30T16:17:54Z</updated>
   
   <summary>آذر ماجدی...</summary>
   <author>
      <name>asad</name>
      
   </author>
         <category term="مطلب" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.mobarez-k.com/moxtalef/">
      <![CDATA[<p align="center"><img align="baseline" src="http://tbn3.google.com/images?q=tbn:Qfcb7k2Ybkp4yM:http://www.newsecularism.com/images/Writers/Azar-Majedi3.jpg" border="0" hspace="0" complete="true" /></p><p align="center">آذر ماجدی</p>]]>
      <![CDATA[<p align="justify" /><p align="justify">اخیرا &quot;حزب کمونیست کارگری - حکمتیست&quot; (ح ک ک -ح) فراخوانی خطاب به مردم کردستان منتشر کرده و از آنها خواسته است که در سی امین سالگرد لشکرکشی ارتش رژیم اسلامی به کردستان یاد جانباختگان این یورش را گرامی بدارند. در صورت ظاهر، این کار نه تنها ایرادی ندارد، بلکه خیلی هم خوب است. 28 مرداد 1388 یک روز سیاه در تاریخ ایران است. هجوم به کردستان تلاشی ارتجاعی برای سرکوب کامل دستاورد های انقلابی مردم توسط رژیم ضد انقلاب اسلامی بود. این یورش وحشیانه در پرونده سیاه این رژیم به ثبت رسیده است. صدها کمونیست، انسان زحمتکش، شریف و آزادیخواه در اثر لشکرکشی جمهوری اسلامی به کردستان جان باختند. گرامیداشت یاد این جانباختگان امری انسانی و انقلابی است.</p><p align="justify"> </p><p align="justify">اما این فراخوان معین دربرگیرنده نکات و مواضعی است که بسیار سوال برانگیز، ناسیونالیستی و در تناقض کامل با کمونیسم و سنت کمونیستی است که ظاهرا و یا قاعدتا این حزب از آن پیروی میکند. علاوه بر این فراخوان، برخی از کادرهای رهبری این حزب بیانیه دیگری را به همراه تعدادی دیگر در حمایت از این فراخوان امضاء کرده اند که مواضعی حتی ناسیونالیستی تر را به نمایش میگذارد. پس مساله مورد بحث، نه نفس گرامیداشت جانباختگان هجوم وحشیانه رژیم به کردستان، بلکه زمان این فراخوان، شیوه برخورد و مواضع توجیه کننده آن است.</p><p align="justify"> </p><p align="justify">چرا امسال؟</p><p align="justify"> </p><p align="justify">ح ک ک-ح اکنون 5 سال است تشکیل شده و امسال اولین سالی است که بیاد سالگرد 28 مرداد فراخوان به یک عمل گسترده داده است. پیش از آن کادرهای این حزب در حزب کمونیست کارگری بودند و بخش عمده رهبری این حزب و کسانی که بیانیه متمم را امضاء کرده اند از کادرهای کمیته کردستان این حزب بودند. طی این سیزده سال چنین فراخوانی نه از جانب حزب و نه از جانب کمیته کردستان آن صادر نشد. امسال چه تفاوتی با سال های پیش دارد؟ عدد سی خاصیت ویژه ای دارد؟ اگر پاسخ مثبت باشد، باید پرسید که تفاوت سی امین با بیستمین یا بیست و پنجمین در چیست؟ </p><p align="justify"> </p><p align="justify">تفاوت را باید در اوضاع سیاسی جامعه جستجو کرد. اوضاع سیاسی کشور بسیار ملتهب است. مردم ایران بشکلی وسیع و توده ای علیه رژیم اسلامی به میدان آمده اند و با شجاعتی تحسین انگیز به یک مبارزه رودرو با آن مشغولند. یک خیزش وسیع توده ای در ایران در جریان است. دیگر حتی ژورنالیست های سطحی و استراتژیسین های قدرت های امپریالیستی نیز دارند از &quot;آغاز پایان رژیم&quot; صحبت میکنند. سرنوشت جمهوری اسلامی به خیابان ها افتاده است و مردم دارند با شهامت خیره کننده ای به آن لگد میزنند. در این دوره در کردستان شاهد یک اعتراض سازمانیافته در همبستگی با اعتراضات دیگر نقاط نبوده ایم. این مساله میتواند دلایل مختلفی داشته باشد. همانگونه که لزوما در تمام شهرهای ایران تظاهرات یا اعتراضات توده ای سازمان پیدا نکرده است. مبارزات توده ای و اجتماعی مکانیزم و دینامیسم خود را دارد. هیچ قانونمندی از پیشی برای اعتراض همزمان همه نقاط جامعه وجود ندارد. رهبری ح ک ک - ح اما کوشید این سکوت نسبی در کردستان را به پای درایت &quot;انقلابی&quot; و &quot;رادیکالیسم&quot; مردم کردستان بگذارد و سکوت شان را ستایش کند. در این شرایط جریانات رنگارنگ ناسیونالیستی در کردستان و ح ک ک -ح برای گرامیداشت روز 28 مرداد به تکاپو افتاده اند.</p><p align="justify"> </p><p align="justify">هنوز چنین موضعی بخودی خود ایرادی ندارد. تلاش برای به میدان کشیدن مردم کردستان در این وضعیت اعتلای سیاسی، و یادآوری یکی از جنایات وحشیانه رژیم علیه مردم میتواند حرکتی اصولی، کمونیستی و انقلابی باشد. ما تلاش کردیم با تمام این وسواس مسئولانه موضع این حزب را تحلیل و بررسی کنیم. کوشیدیم تمام نکات مثبتی که میشد در این فراخوان یافت را پیشاپیش گوشزد کنیم. اما موضع این حزب خیلی روشن و سیاه روی سفید در این فراخوان اعلام شده است. یک موضع ناسیونالیستی و فرصت طلبانه.</p><p align="justify">&quot;حزب حکمتیست، شما را به اعتصاب عمومی در ٢۸ مرداد ۸۸ سی امین سالگرد حمله به کردستان فرا می خواند. این اعتصاب، برای نشان دادن اتحاد ما در محکوم کردن یورش ٢۸ مرداد جمهوری اسلامی و برای گرامیداشت همه قربانیان آن است. ... این اعتصاب همچنین در شرایط سیاسی امروز نماد اعتراض به کشتار و سرکوب مردم توسط ماشین سرکوب جمهوری اسلامی در یک صف مستقل از &quot;جنبش سبز&quot; و مدافعان رنگارنگ آن است. ... این اعتصاب الگویی برای هر کارگر و زحمتکش معترض است که نیروی اعتراض خود را با پرچم آزادیخواهی و در تقابل کامل صف مستقل خود علیه پرچمهای سبز و سیاه هر دو جناح جمهوری اسلامی، به حرکت درآورد.&quot;  (خط تاکید از ما است.)</p><p align="justify">این پاراگراف کلید پریدن این حزب به واگن ناسیونالیست ها برای گرامیداشت سالگرد 28 مرداد را برملا میکند. در ظاهر امر گویی ح ک ک -ح میخواهد با یادآوری این جنایت و مبارزات مردم کردستان علیه رژیم، به کارگران و زحمتکشان سایر نقاط ایران درس انقلابی گری و استقلال صفوف دهد. به مردم کردستان میگوید &quot;این اعتصاب الگویی&quot; است برای کارگر و زحمتکش تهرانی، مشهدی و تبریزی که صف خود را مستقل کند. این موضعگیری اما بد جوری کار دست این حزب میدهد.</p><p align="justify">از چاله به چاه</p><p align="justify">مساله اینست که رهبری این حزب در قبال مبارزات وسیع و توده ای آزادیخواهانه مردم در نزدیک به دو ماه اخیر موضعی ارتجاعی گرفت. تحلیل های نادرست از وضعیت رژیم و اوضاع سیاسی جامعه، از قبیل حکم دادن به &quot;متعارف شدن&quot; جمهوری اسلامی و &quot;شکست جنبش سرنگونی&quot; مردم، آنها را به این اشتباه مهلک رساند. عدم درک مکانیسم و دینامیسم مبارزات مردم در شرایط دیکتاتوری و خفقان و باقی ماندن در سطح پدیده ها عامل مهمی در اتخاذ چنین موضع ناهنجاری است. رهبری این حزب از تشخیص این واقعیت عاجز است که مردم در شرایط خفقان میکوشند در چهارچوب توازن قوای موجود از شکاف میان جناح های هیات حاکمه استفاده کنند و خواست خود را مطرح کنند؛ تلاش میکنند شکاف میان جناح ها را گسترش دهند و در لابلای این شکاف توازن قوا را به نفع خود تغییر دهند. این حزب از دیدن این حقیقت پایه ای عاجز ماند و لذا مواضعی اولترا راست اتخاذ کرد. از مردم خواست که در خانه ها بمانند. اعتراض نکنند. به خیابان ها نیایند. از کارگران خواست که اعتصاب نکنند. به جریانات اپوزیسیون چپ و کمونیست نهیب زد که دنباله رو جناح های رژیم شده اند. لیدرشان اولتیماتوم داد که کسانی که از مردم میخواهند شعار &quot;مرگ بر جمهوری اسلامی&quot; دهند، دارند مردم را به ماجراجویی میکشانند. </p><p align="justify">فراخوان اعتصاب عمومی در 28 مرداد تلاشی است از روی استیصال برای لاپوشانی موضع راست در قبال اعتراضات توده ای مردم در تهران و بسیاری از شهرهای دیگر و ساکت بودن نسبی کردستان در همین ایام. دارند با سیلی صورتشان را سرخ نگاه میدارند. میخواهند خود را از تک و تا نیاندازند. نمیخواهند به درگاه طبقه کارگر و مردم زحمتکس و رنجدیده اعلام کنند که موضع شان اشتباه بوده و آن را تصحیح میکنند. بلکه با تلاش برای وصله پینه اشتباه فاحش موقعیت خود را وخیم تر میکنند. از چاله درمیایند و به چاه میافتند. </p><p align="justify">ناسیونالیسم در پوشش رادیکالیسم</p><p align="justify">در این فراخوان خصلت فخرفروشی و تکبر ذاتی این حزب یکبار دیگر عیان میشود. این بار ح ک ک -ح از جانب مردم کردستان برای مردم سایر نقاط کشور فخر فروشی میکند. قرار است با یادبود جنایت رژیم در سی سال گذشته، مردم کردستان، بقول این حزب، الگویی از انقلابی گری و آزادیخواهی برای سایر مردم ترسیم کنند. این شیوه برخورد سم است. این شیوه برخورد خواسته یا ناخواسته میان مردم کردستان با سایر نقاط کشور جدایی میاندازد. </p><p align="justify">این حزب با این فراخوان عملا دارد به مردم ایران میگوید، دو ماه مبارزات تان، از جان گذشتگی تان و قربانی هایی که دادید، ربطی به آزادیخواهی نداشت. اینها همه دعواهای دو جناح بود. بیایید از مردم کردستان یاد بگیرید. این یک برخورد ناسیونالیستی است و هیچ ربطی به رادیکالیسم انقلابی یا کمونیستی ندارد. جدا کردن حساب مردم کردستان از سایر نقاط ایران، در شرایطی که تمام جامعه در تلاطم است و در تب مبارزه و مقاومت میسوزد، در شرایطی که رژیم دست پاچه شده و هر دو جناح بیش از پیش به یکدیگر یادآوری میکنند که اگر حواسمان نباشد سقوط میکنیم، در شرایطی که مبارزات مردم تمام دنیا را به تحسین و همبستگی کشانده است، فقط و فقط تمایلات ناسیونالیستی فراخوان دهندگان را برملا میکند. بنظر میرسد ناسیونالیسم کرد دارد غرور زخم خورده اش را تسلی میدهد. این یک مو ضع ناسیونالیستی و بشدت خود خدمت کن است.</p><p align="justify">بیانیه حمایتی شخصیت های کردستان از این فراخوان که اکثریت رهبری حزب ک ک- ح آن را امضاء کرده اند با لحنی بسیار زمخت تر این ناسیونالیسم را به نمایش میگذارد:</p><p align="justify">&quot;ما کمونیستها و آزادیخواهان کردستان افتخار داریم که از پیش کسوتان، سازماندهندگان و شرکت کنندگان در مبارزه انقلابی بوده ایم که گذشته و حال آن هنوز نقطه اتکای مبارزه آزادیخواهانه کل جبهه آزادیخواهی مردم ایران است. تحولات یکماهه اخیر و عدم شرکت اکثریت قاطع مردم کردستان در نمایش انتخاباتی جمهوری اسلامی و مهمتر از آن عدم دنباله روی این مردم آگاه از جنبش سبز ارتجاعی مورد حمایت بخشی از ناسیونالیسم کرد، هشیاری بالای کارگران و مردم تشنه آزادی و جبهه چپ و کمونیست این جامعه را در تحولات طوفانی جامعه ایران نشان میدهد. ایستادگی هشیارانه این دوره مردم کردستان خود نشانه حرکت بسیار هدفمند و آگاهانه آنان است.&quot; </p><p align="justify">درست سر بزنگاه، درست در شرایطی که رژیم در نبرد مرگ و زندگی با مردم دست و پنجه نرم میکند فیل این حزب یاد هندوستان کرده است. برای اولین بار بعد از حداقل بیست سال یاد گرامیداشت سالگرد 28 مرداد افتاده است تا از این طریق کلاس درسی، یا کارگاهی در انقلابیگری برای مردم سازمان دهد. بعلاوه، در تمام فراخوان فقط و فقط به سی سال مبارزه در کردستان علیه رژیم اسلامی اشاره میکند. هیچ اشاره ای به مبارزات مردم سایر نقاط نمیکند. فقط فراخوان به گرامیداشت جانباختگان در کردستان میدهد. نکته واقعا تاسف آور اینجاست که حتی از مردم کردستان نمیخواهد یاد ده ها جوانی که در این مدت بدست این جانیان به فجیع ترین شکلی کشته شدند را نیز گرامی بدارند. یاد نداها، سهراب ها، ترانه ها، یعقوب ها را گرامی بدارند. خیر. این توقع از این رهبری زیادی است. مردم کردستان قرار است فقط یاد جانباختگان نبرد &quot;خود&quot; با رژیم را گرامی بدارد.</p><p align="justify">بورژوازی &quot;ملی&quot; خودی است!</p><p align="justify">در این فراخوان که این چنین با تبختر به مبارزات مردم برخورد میشود؛ کارگران و زحمتکشان متهم میشوند که صف خود را مستقل نکرده اند و باید از الگوی برافراشتن &quot;پرچم تعرض مستقل طبقه کارگر علیه هر دو جناح سرمایه دار حاکم&quot; در کردستان بیاموزند، این حزب یک فراخوان اعتصاب عمومی نه خطاب به کارگران و مردم زحمتکش، بلکه به همه مردم کردستان داده است. فرمان داده شده است که: &quot;روز ٢۸ مرداد ۸۸ باید مراکز کار، ادارات، بازار و همه مکانیسمهای سوخت و ساز جامعه در کردستان تعطیل شود.&quot;</p><p align="justify">باید پرسید در صف مستقل کارگران و زحمتکشان &quot;بازار&quot; قرار است چه نقشی ایفاء کند؟ آیا بازاریان، تجار و بورژوازی کردستان خودی محسوب میشوند؟ در میان صفوف خلق اند؟ این بود تمام درس صف مستقل کارگران توسط &quot;کمونیست های با سابقه&quot; و یک حزب &quot;کمونیست و رادیکال&quot;؟</p><p align="justify">در خاتمه</p><p align="justify"> </p><p align="justify">این فراخوان نه تنها افتضاح موضع ارتجاعی و راست این حزب در قبال مبارزات قهرمانانه مردم علیه رژیم اسلامی را ترمیم و بزک نمیکند، بلکه بد جور دم خروس ناسیونالیسم پنهان در این حزب را نیز برملا میکند. تقلا های رهبری این حزب برای رفع و رجوع مواضع راست، آن را عملا در کنار راست ترین جریانات سیاسی قرار میدهد. کادرهای کمونیست این حزب باید فکری بحال خود بکنند. سکوت در مقابل این همه راست روی بهیچوجه قابل توجیه نیست. مانورهای حقیر از یک موضع راست به یک موضع راست دیگر برای آبرو داری با کمونیسم سنخیت و تطابق ندارد. کمونیست های این حزب باید در مقابل این سیاست های راست یک موضع اصولی و کمونیستی اتخاذ کنند.  باید صریحا اعلام کنند که ایستادن در مقابل مبارزات آزادیخواهانه مردم، تقدیم مبارزات مردم به یکی از جناح های رژیم، فراخوان دادن به مردم که در خانه بمانند و اعتراض نکنند، مواضعی راست و ارتجاعی و به نفع جمهوری اسلامی است. </p><p align="justify"> </p><p align="justify">مساله اینجاست که کمونیسم کارگری و منصور حکمت بیش از ده سال پیش اعلام کرد که جدال سیاسی در ایران سه طرف دارد. در حقیقت، جدال دو جناح رژیم تحت فشار مبارزه مردم علیه کل رژیم تشدید شده است. اعلامیه &quot;جنگ بازنده ها&quot; پس از انتخاب خاتمی، و بیانیه دفتر سیاسی در همین مورد دو اثر ارزشمند تحلیل کمونیستی است. این آثار و متد کار گرفته در آن باید راهنمای ما باشد. حتی زمانی که مردم به خاتمی رای دادند، تحلیل منصور حکمت این بود که این نه &quot;آری&quot; به خاتمی، بلکه نه به ناطق نوری و رژیم اسلامی است. گفت که جدال جناح ها شدت گرفته است و در تحلیل نهایی هیچیک راهی ندارد. ده سال پیش که دانشجویان در اعتراض به بسته شدن نشریه سلام به خیابان ها آمدند، وی اعلام کرد که جنبش سرنگونی به شکلی توده ای به میدان آمده است. اگر قرار بود منصور حکمت هم به شیوه رهبری حزب ک ک - ح این مبارزات را تحلیل کند، باید میگفت که مردم گول یک جناح را خورده اند و مبارزه آنها را همچون این حزب تخطئه میکرد.  </p><p align="justify"> </p><p align="justify">* رفقا مجید حسینی و عبدالله شریفی مقالات جالب و ارزشمندی در نقد این سیاست حزب ک ک -ح نوشته اند. مطالعه آنها را به خوانندگان توصیه میکنیم.  </p><p align="justify"><br /></p>]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>عبدالله شريفى</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.mobarez-k.com/moxtalef/2009/07/post_213.html" />
   <id>tag:www.mobarez-k.com,2009:/moxtalef//3.1703</id>
   
   <published>2009-07-29T12:26:21Z</published>
   <updated>2009-08-04T21:55:23Z</updated>
   
   <summary>پرسه در يك توهم...</summary>
   <author>
      <name>asad</name>
      
   </author>
         <category term="مطلب" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.mobarez-k.com/moxtalef/">
      <![CDATA[<p align="center"><a href="http://images.google.se/imgres?imgurl=http://www.blogfa.com/photo/a/a-sharifi.jpg&imgrefurl=http://www.a-sharifi.blogfa.com/&usg=__FyvfKrLYoNhK-jjVx3Uky5pAbJA=&h=84&w=68&sz=7&hl=sv&start=16&tbnid=tGfZ3w6DTkIseM:&tbnh=76&tbnw=62&prev=/images%3Fq%3D%25D8%25B9%25D8%25A8%25D8%25AF%25D8%25A7%25D9%2584%25D9%2584%25D9%2587%2B%25D8%25B4%25D8%25B1%25DB%258C%25D9%2581%25DB%258C%26gbv%3D2%26hl%3Dsv"></a></p><p align="center">پرسه در يك توهم</p>]]>
      <![CDATA[<p align="justify"><br /><br />اين هفته از طرف حزب موسوم به حكمتيست، بيانيه اى رسما و علنا با عنوان (فراخوان به اعتصاب عمومى مردم كردستان در سى مين سالگرد ٢٨ مرداد) به تاريخ اول مرداد ١٣٨٨منتشر شد۔ اين در حالى است كه دو هفته قبل تر بيانيه اى مشابه به امضا جمعى كه خود را فعالان سياسى كرد معرفى كرده اند با عنوان، ( ٢٨ مرداد روز عزاى عمومى در سراسر كردستان) در سايت ها منتشر شده بود۔<br />اگر از پيام اخير عبدالله مهتدى و سازمان دادن مراسم هاى ياد بود ٢٨ مرداد توسط سازمان زحمتكشان بگذريم، اين دو فراخوان كه الفاظ و ظاهر متفاوتى دارند، به طرز شگرفى وجه اشتراك ها ى قوى و ماهوى را با خود حمل ميكنند۔ پرداختن به مفاد و مضمون خود اين فراخوانها از اهميت چندانى برخوردار نميباشد، آنچه قابل تامل است ماهيت هدفمند و آگاهانه ناسيوناليستى كرد آنها دقيقا و دقيقا در متن شرايط كنونى اوضاع سياسى ايران ميباشد۔</p><p align="justify">هم سرنوشتی با سیاست سکوت</p><p align="justify">جامعه كردستان ايران در تحركات اخير ساكت ماند۔ اين مشاهده مردم و ناظرين متوقع از جامعه پرجوش و تحول پذير كردستان را با حيرت مواجه ساخت۔ مردمى كه چندين سال سنگر دفاع از دستاوردهاى انقلاب ٥٧ بودند و مقاومت حماسى را در مقابل تهاجمات سركوبگرانه رژيم اسلامى در توشه تاريخى خود دارند، شهرهايى كه مهد اول مه هاى راديكال و هشت مارس هاى حجاب سوزان در اوج قدرت نمايى و نهايت جنايت رژيم بودند چگونه و چرا در اين فرصت خود را به سيل خروشان جنبش سراسرى براى سرنگونى معاف كردند؟!<br />اكنون نزديك به دو ماه است كه سيماى سياسى جامعه ايران دگرگون شده است۔ ما شاهد جنبش عظيم و ميليونى مردم تهران و شهرهاى بزرگ ايران براى ساقط كردن نظام اسلامى ميباشيم۔ ظاهرا ماجراى مضحكه انتخابات رياست جمهورى مجراى خيزش توده اى مردم معترض و منزجر از سلطه سى ساله جنايت و كشتار و فقر بر يك جامعه، شد۔ اين چند هفته اخير شهرهاى عمده ايران ميدان كشمكش روزانه مردم خواهان سرنگونى رژيم اسلامى و دم و دستگاه سركوب و جنايت جمهورى اسلامى بوده است۔ مردم كليت نظام اسلامى و اسلام سياسى را نشانه گرفته اند، جناح هاى متناقض رژيم در تناقض و شكاف  و بحران هاى لاعلاج خود به جان هم افتاده اند، همه اين صحنه پر تلاطم را ديدند و هر كس به سهم خود بر اين محور به تحرك درامد۔  نيروهاى سياسى، احزاب و جنبش ها بر پايه منافع طبقاتى خود هر يك در جايگاهى صف آرايى كردند۔<br /> در اين ميان حزب بهمن شفيق- كورش مدرسى، نيز كل اين حركت عظيم مردم را بپاى &quot;جنبش سبز&quot; موسوى نوشتند و مردم را از اين خيزش سيل آسا ملامت كردند و عملا  به منافع واقعى مردم پشت كردند۔ اين حزب در تقابل با سنت ديرينه كمونيزم كارگرى سكوت و بی تحرکی غیر قابل انتظار مردم در کردستان و نیروهای مدعی چپ و سوسیالیسم را ستود و به آن مدراج فضليت اعطا كرد۔ گفتند كه جامعه قطبى شده، كردستان نميتواند دنباله رو موسوى و يا جناحى از رژيم باشد، گويا نفوذ كمونيزم در كردستان اين سكوت را توضيح ميدهد و غيره.  اما اين فراخوان اخير كه تنها عايدى عملى جلسه اخير دفتر سياسى حزب &quot;حكمتيست&quot; بوده است، اين ژست فضل فروشانه را نيز وارنه كرد و بحث را روشن تر سر جاى خود قرار داد۔ سرانجام فرمول دیگری برای پرده پوشی یک افتضاح سیاسی دیگر و ارائه استدلال &quot;چپ&quot; برای اتخاذ سیاست علنا راست و ضد تحرک مردم در رویدادهای اخیر ایران را كشف كردند! </p><p align="justify">تا آنجا به مساله كردستان بر ميگردد هميشه و همه جا يكى از نقاط قوت و انعكاس نفوذ كمونيزم اين بوده است كه پيوستگى اساسى و سياسى تحركات جامعه كردستان در جنبش سراسرى براى بر چيدن نظام اسلامى همراه بوده است۔ حتى زمانى كه مقاومت مسلحانه و توده اى در جامعه كردستان به گرمى در جريان بود و فضاى سنگين كشتار هاى جمعى ٣٠ خرداد ٦٠ و تابستان ٦٧ جامعه ايران را فراگرفته بود، كمونيستهايى كه در راس سازماندهى و هدايت مقاومت مسلحانه در مقابل تهاجمات خونين لشكر اسلام ايستاده بودند، با اصرار همان تحركات را بر متن تحركات سراسرى طبقه كارگر و مردم محروم ايران عليه نظام اسلامى ميدانستند۔ حداقل طى بيست سال اول تاريخ اين سى ساله اخير در كردستان نقطه قدرت ما كمونيست ها در تقابل با ناسيوناليسم كرد اين بود كه از منزوى كردن و جدا كردن مبارزات مردم در كردستان را از بستر جنبش سراسرى مردم در ايران جلو گيرى كرديم۔ ما كمونيستها با برسميت شناختن ويژگى هاى ستم ملى و تاثيرات آن و ارائه راه حل هاى انسانى و ممكن مانع سلطه ناسيوناليزم كرد و سنت هاى آن جنبش شديم۔ اگر جامعه كردستان قطبى شد، اگر روش هاى مبارزاتى فاز ديگرى در آن جامعه پيدا كرد دقيقا بر روى همين مساله محورى بود كه مبارزات مردم كردستان مبارزاتى است براى آزادى مردم، جهت برابرى زن و مرد، سمت و سويى است بسوى رهايى جامعه ايران از سلطه مذهب و جنايت و۔۔۔ اين تاريخ جنگى بيست ساله با خود دارد، تهاجم نظامى حزب دمكرات كردستان را به حقوق اوليه كارگر و زن و مردم زحمتكش آن جامعه به زانو در آورد۔ امروز نيز عين ماجرا است، هر نوع تمكين به انزوا و جداسازى تحركات مردم ايران و كردستان عليه نظام اسلامى شاخص و نشانه تعلق طبقاتى است و به شما ميگويد كه هر كس كجا ايستاده است۔ </p><p align="justify">دو فراخوان يك بستر</p><p align="justify">نفس اينكه جامعه اى را يكپارچه در مقابل رژيم اسلامى به اعتصاب عمومى كشاند، نه تنها مساله قابل انتقاد نميتواند باشد بلكه بى هيچ ترديدى مايه خرسندى و شاد حالى هر انسان آزاديخواهى  خواهد شد، اما مساله در اين فراخوانها مطلقا اين نيست۔ <br />فراخوان اول به عبارت ديگر مبدعين اوليه كه خود را جمعى از فعالان سياسى كرد معرفى كرده اند، معرفه هستند، تركيبى از شخصيت هاى معلوم الحال حواشى فضا و جو جريانات ناسيوناليستى كرد بصورت پراكنده بوده اند۔ تركيبى كه از صارم خان صادق وزيرى و غنى بلوريان تا ناهيد بهمنى و ناصر رزازى را در برگرفته است۔ اينها خود نيز با صراحت و حتى افتخار از ناسيوناليست بودن خود دفاع خواهند كرد و از متن فراخوانشان دارند ميگويند كه اتفاقا ناسيوناليست كرد هستند با دوز بالا واسلام زده و شرق زدگى، بعداز سى سال يادشان افتاده است كه براى مردم كردستان عزا و سوگ بر پا كنند۔ انتخاب واژه عزاى ملى دلبستگى اين جمع به آن سنت پايدار ناسيوناليسم كرد است۔ انتخاب واژه عزا دارد ميگويد كه اين جمع در جوار شاخه هاى &quot;خشونت ستيز&quot; اسلامى كه &quot;مليحانه و معصومانه&quot; اكنون دربورس دمكراسى و حقوق بشر هستند، همراهند۔ <br />اما فراخوان حزب شفيق- مدرسى  در الفاظ چپ  پيچيده شده است۔ ظاهرا به حد كافى آب بندى شده است، طورى فرموله است كه همه راست روى و ماهيت ناسيوناليستى را پشت اين ظاهر چپ و گمراه كننده پنهان كرده است۔ اما مادام در شرايط كنونى هر اقدامى اجتماعى در راستاى تقويت و همراهى با جنبش سرنگونى طلبانه مردم در سراسر ايران نباشد ونه تنها اين بلكه به نحوى دور زدن اين مسير باشد ، چنيين تحركى قابل ترديد و بايد به صداقت و خلوص آن شك كرد۔ اينكه در شرايط كنونى طيفى و مشخصا طيفى به ياد مساله كردستان آن هم در قالب جداسازى ميافتند بسى جاى تامل است۔ اينكه حزب &quot;حكمتيست&quot; در چنيين شرايطى پرچم اين چنيين ناسيوناليستى زمختى را به دوش ميكشد، قابل توضيح است، به چند دليل بايد اشاره كرد۔<br />١۔ شرايط كنونى شرايطى كه مردم در عرصه وسيع در خيابان در مقابل جنايتكار ترين نظام ايستاده است و همه ميدانند كه اين مردم كل دستگاه آدمكشى اسلامى را هدف قرار داده اند، در حاليكه باز هم همه از ضعف تامين رهبرى چپ و سوسياليست بر اين حركت افسوس ميخورند، تصادفى نيست كه حزبى با نام و اتيكت كمونيستى بسوى موضعى اين چنينى ميچرخد۔ حزب حكمتيست مانند هر پديده اى زنده در روند زمان و مكان با تحولاتى مواجه بوده است۔ تغييراتى چه تدريجى و چه جهشى را از سر گذرانده است۔ اين حزب با غير مسولانه ترين سياست و ماجراجويانه ترين روش سياسى اصرار داشت با دانشگاه و چند دانشجو دنيا را &quot;تغيير&quot; دهد! در آن زمان با كمبود و ضعفهاى آن تحرك ميساخت و جناح چپ دفتر تحكيم وحدت نيروى محركه همه كائنات سياسى اين جريان بود۔ سركوب جنايتكارانه رژيم اسلامى و ماجراجويى اين گونه جريانات حركات دانشجويى را بكلى براى مدتى از نظر سياسى فلج ساخت۔ اين شكست را خواستند با تغيير ريل از دانشجو به كارگر جبران كنند، نگرفت۔ به تقابل غير سياسى عليه كومه له و فضا سازى عليه جريانات سياسى و مخالفينشان روى آوردند۔ كومه له را نئوتوده اى و شاخه سازمان اطلاعات جمهورى اسلامى در اپوزيسيون قلمداد كردند۔ موجى از هتاكى و بيحرمتى عليه مخالفين خود و ”رفتگان دو سال پيش&quot; راه انداختند و رسما مخالفان خود را &quot;سربازان بي جيره و مواجب جمهورى اسلامى&quot; ناميدند۔ کسانی که از شور بختى رهبرى اين حزب، تصادفا از کسانی هستند که نقش غیر قابل انکاری در همان مقاومتها در برابر فرمان یورش رژیم اسلامی در ۲۸ مرداد سی سال پیش داشته اند. این دو روئی و رندی نيز جواب گرفت۔۔۔<br />سرانجام تحركات اعتراضى اخير مردم ايران با سرعت در جايگاه اين جريان موثر بود۔ اين جريان در همان قالب ظاهر چپ در حرف و ادعا آنهم در مورد رویدادهای سی سال پیش، امروز و در عمل اما در كنار سياست هاى نوع سنت حزب توده قرار گرفت و باز با شتاب محتواى سياسى آن از چپ و ظاهر&quot;سرخ&quot; خود فاصله گرفت۔ اكنون باز در پى راهى و جايى است كه اين همه افتضاحات سياسى را جبران كند۔ انگار این دیگر به سنت این جریان تبدیل شده است که هر افتضاح سیاسی و هر بی مسئولیتی در برابر سرنوشت مبارزه مردم و هر سیاست راست را، از تعلق و عشق خود به انقلابیگری نتیجه بگیرند. اكنون كه در مقياس سراسرى، پس از افتضاح سیاسی که بر سر &quot;داب&quot; بالا آوردند و در مورد تحولات جاری جامعه ایران به موضع اولترا راست سقوط کردند و جايگاهى ندارند و منزوي اند، به حركت&quot;خلاف جريانى&quot; در كردستان  و  دروازه قدرت&quot; روى آورده اند۔<br />٢۔ من به عنوان شاهد زنده و حتى كسانى كه سازمايافته از طرف كومه له در مقطع ٢٨ مرداد علنا فعاليت ميكردم به خاطر ندارم كسى جايى تهاجم و لشكر كشى جمهورى اسلامى را آن موقع پديده اى &quot;كردستانى&quot; دانسته باشد۔ از آن موقع هم تا اوايل دهه نود ميلادى با اشغال عراق از جانب آمريكا ناسيوناليسم كرد احيا شد و فكر باز خوانى تاريخ در مورد پديدهايى كه تاثيرات چپ راديكال و انقلابى را به خود داشتند، شروع شد، درست تا آن زمان روايت در مورد ٢٨ مرداد همان بود كه حمله و تهاجم به دستاوردهاى انقلاب ٥٧ بود و ادامه سركوب خونين انقلاب مردم بود۔  كردستانى كردن پديده ٢٨ مرداد عمدى ناسيوناليستى است و تحريفى هدفمند است۔</p><p align="justify">٣۔ واقعا فاجعه انسانى حاصل لشكر كشى توحش اسلامى به مردم كردستان چرا نميتواند مساله كارگران و زنان و جوانان سراسر ايران باشد؟ مگر همين قربانيان اخير به اندازه كافى مايه اندوه و نفرت مردم آزاديخواه كردستان نشده است؟ در فرداى رهايى جامعه از شر سلطه قداره بندان اسلامى از كجا معلوم است كه در هر شهر و برزن ياد بود هاى قربانيان ٣٠ خرداد ٦٠ و كشتار تابستان ٦٧ توسط مردم كردستان بر پا نميشود؟ ياد قهرمانيهاى مردم تركمن صحرا و گنبد را چرا نبايد در شهرهاى كردستان برپا كرد؟ چرا فرمولى كه جنبه سراسرى به ماجرا بدهد، از تعقل سياسى اين جريانات تراوش نميكند؟! <br />٤۔ اميد بستن به پروژه هاى &quot;كردستانى&quot; و از بالا در متن تلاطمات و خيزش مردم، عبث است۔ اينها پروژه هاى دوران سياه و دخالت هاى نظامى و فعال شدن هاى قومى است۔ اين نوستالوژى مشترك كورش مدرسى و صارم خان صادق وزيرى حداقل اكنون خوشبختانه در بورس نيست و بازيگران چنيين پروژه هايى با ناكامى و تلخ كامى سياسى بيشترى مواجه خواهند شد۔ <br />سوالی که باقی میماند این است، آیا رهبری کومه له حاضر است از تحقیر خود توسط این جریان که این سازمان را سازمان موازی وزارت اطلاعات معرفی کرده بود، با این جریان حاشیه ای، همراه شود تا دوش بدوش مدعیان ناسیونالیست، مقاومتی که توسط کمونیستها  در ۲۸ مرداد ۵۸ سازمان یافت، قربانى شود؟ و آيا كومه له سوپاپ اطمينانى خواهد شد كه تلاش برای وصله پینه کردن آخرین افتضاح سیاسی رهبری حزب موسوم به حکمتیست بی دغدغه به سرانجام برسد؟؟</p><p align="justify" /><p align="justify" /><p align="justify"><br />٢٧ جولاى ٢٠٠٩ </p><p align="justify" />]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>مقاله و فراخوان</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.mobarez-k.com/moxtalef/2009/07/post_208.html" />
   <id>tag:www.mobarez-k.com,2009:/moxtalef//3.1665</id>
   
   <published>2009-07-13T08:19:02Z</published>
   <updated>2009-07-13T08:23:12Z</updated>
   
   <summary>غفار غلام ویسی برای دریافت مطالب زیر لینگهای پائین را کلیک کنیدتوضیحی در مورد فراخوان به ایجاد بلوک چپ انقلابی و سوسیالیستبرای دریافت فراخوان به ایجاد بلوک چپ انقلابی و سوسیالیست (یک پیشنهاد، یک ضرورت، یک التزام)   ...</summary>
   <author>
      <name>asad</name>
      
   </author>
         <category term="مطلب" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.mobarez-k.com/moxtalef/">
      <![CDATA[<p align="center"><img hspace="0" src="/maqalat/ghafar-golamwaisi.jpg" align="baseline" border="0" /></p><p align="center">غفار غلام ویسی <br />برای دریافت مطالب زیر لینگهای پائین را کلیک کنید</p><p align="center"><a href="http://mobarez.web.surftown.se/?p=1845"><font color="#333333">توضیحی در مورد فراخوان به ایجاد بلوک چپ انقلابی و سوسیالیست</font></a></p><p align="center"><a href="http://mobarez.web.surftown.se/?p=1767"><font color="#333333">برای دریافت فراخوان به ایجاد بلوک چپ انقلابی و سوسیالیست (یک پیشنهاد، یک ضرورت، یک التزام)<br /> <br /></font></a><font color="#333333"> <br /> <br /></font></p>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>مردم،سرنگونى وسناريوهاى محتمل</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.mobarez-k.com/moxtalef/2009/07/post_209.html" />
   <id>tag:www.mobarez-k.com,2009:/moxtalef//3.1652</id>
   
   <published>2009-07-08T07:49:54Z</published>
   <updated>2009-07-29T12:26:11Z</updated>
   
   <summary>عبدالله شریفی...</summary>
   <author>
      <name>asad</name>
      
   </author>
         <category term="مطلب" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.mobarez-k.com/moxtalef/">
      <![CDATA[<p align="center"><a href="http://images.google.se/imgres?imgurl=http://www.blogfa.com/photo/a/a-sharifi.jpg&imgrefurl=http://www.a-sharifi.blogfa.com/&usg=__FyvfKrLYoNhK-jjVx3Uky5pAbJA=&h=84&w=68&sz=7&hl=sv&start=16&tbnid=tGfZ3w6DTkIseM:&tbnh=76&tbnw=62&prev=/images%3Fq%3D%25D8%25B9%25D8%25A8%25D8%25AF%25D8%25A7%25D9%2584%25D9%2584%25D9%2587%2B%25D8%25B4%25D8%25B1%25DB%258C%25D9%2581%25DB%258C%26gbv%3D2%26hl%3Dsv"><img width="62" height="76" style="BORDER-BOTTOM: 1px solid; BORDER-LEFT: 1px solid; BORDER-TOP: 1px solid; BORDER-RIGHT: 1px solid" src="http://tbn1.google.com/images?q=tbn:tGfZ3w6DTkIseM:http://www.blogfa.com/photo/a/a-sharifi.jpg" complete="true" /></a></p><p align="center">عبدالله شریفی </p>]]>
      <![CDATA[<p align="justify" /><p align="justify">بار ديگر &quot;انتخابات&quot; مجرايى شد كه سيماى واقعى جدال ها و رابطه حقيقى مردم ايران را در مقابل نظام اسلامى حاكم به نمايش بگذارد۔ حضور ميليونى مردم يك انفجار عظيمى بود كه بر متن شرايط عينى و پيش زمينه هاى جنگى واقعى، كه يك طرف اين جنگ و جدال مردم آزديخواه ايران و طرف مقابل کليت نظام اسلامى است، بار ديگر در مقابل هم صف آرايى كنند۔ جنگى كه طى سى سال اخير در جريان بوده است، اين بار در شرايط متفاوتى به بهانه ماجراى &quot;انتخابات&quot; بروز اجتماعى يافت۔ در پرتو تحولات چند هفته اخير صحنه سياسى جامعه ايران و آرايش نيروهاى طبقاتى با سرعت در حال دگرگون شدن، است۔</p><p align="justify">هويت اعتراضات اخير را نميتوان از زبان مدياى غربى و رسانه هاى خود رژيم اسلامى و يا جناحهايى از آن بيان كرد۔ ماهيت اساسى حركتى كه در قالب ميليونى درآمد همان مساله قديمى يعنى نفرت مردم از كل نظام اسلامى و رها كردن جامعه از اسارت و حقارت، و جستجوى زندگى انسانى ميباشد۔ </p><p align="justify">حضور ميليونى همه را غافلگير كرد</p><p align="justify">مساله &quot;انتخابات&quot; چگونگى آن و صف بندى نامزدها، فرعى ترين پديده اى بود كه ارزش صرف وقت براى بررسى را ندارد۔ تقلب شد يا به كداميك اجحاف شد، نه مساله مردم بود و نه مساله ماست۔ اين رژيم هر بار كه پاى مضحكه هايى به نام انتخابات رفته است چيزى جز گاوبنديهاى پشت پرده و زور زدنهاى جناحى درون خود نبوده، اين بار نيز چيزىجز تكرار همان روال نبوده است۔ مساله واقعى حضور خيره كننده ميليونها نفر از مردم ايران بود كه در تهران وشهرهاى بزرگ ايران كل معادلات از پيش تعيين شده و محاسبات بالايى ها را بهم ريخت۔ و دسته جات سركوبگر نظام اسلامى را به مرحله حاد رودرويى باهم كشاند وبحران و شكاف هاى درونى رژيم را شدت بخشد۔<br /> پشت اين رويداد اين حقيقت غير قابل كتمان را ميشود ديد كه جنبشى با ابعاد ميليونى براى سرنگونى رژيم اسلامى، اخيرا به ميدان آمد، به قدمت شكل گرفتن رژيم اسلامى در جريان بوده است، افت و خيز اين جنبش، با موازنه هاى مختلف را ميشود در اين سى ساله اخير در تمام مقاطع نشان داد۔ نيروى واقعى اعتراضات اخير و جارى در ايران بخشى از اين نيروى ميليونى است كه كليت نظام اسلامى را نخواسته و نميخواهد و در هر مقطعى از مجارى ممكن استفاده كرده و در اشكال مختلف بروز علنى كرده است۔ </p><p align="justify">ما در اين سى سال اخير شاهد تحركات پراكنده از اقشار و طبقات مختلف و معترض جامعه ايران عليه رژيم اسلامى بوده ايم۔ اين سى سال از تاريخ ايران، تاريخ جدال و كشمكش طبقه كارگر و مردم محروم و تشنه رهايى در برابر جمهورى اسلامى بوده است، اما حركت اعتراضى اين بار دقيقا در شرايط كنونى با موازنه كنونى اين حركت ميليونى و سيل آسا را با خود آورد، که تاثيرات خود را به عينى بر كل معادلات سياسى گذاشت۔ </p><p align="justify">ويژگى اين جنبش اعتراضى اين بود كه همه را غافلگير كرد۔ نه شعارها و نه پرچم سبز، نه شخصيتهاى چون موسوى و نه حتى موضوع به ظاهر مورد اعتراض هيچكدام از اينها نبودند كه باعث بهت و حيرت بشوند، بلكه خود رنگ سبز و پرچمى ها  و كل شخصيتها نيز خود غافلگير به راه افتادن سيل عظيم جمعيت شدند۔<br />اوباما و اروپا مدتى به قول خودشان&quot;ناظر رويدادهاى ايران&quot; شدند و هيچى براى گفتن نداشتند۔ موسوى و جناحهاى &quot;معارض&quot; نيز زمين گير شدند و تا سطح تصيحح كننده شعارها نزول كردند۔  از نقش &quot;رهبرى&quot; اعتراضات به واسطه اى تبديل شدند كه بگويند شعار&quot; مرگ بر ديكتاتور&quot; شعار مانيست، مردم نكنيد، به مراكز نظامى و سركوب حمله نكنيد و غيره، خامنه اى و كل دم و دستگاه اطلاعاتى و قداربندان مسلح و ارگانهاى سركوب و مراجع تقليد و آيات عظام همه در سرگيجه اين اتفاق زمين گير شدند۔</p><p align="justify">اپوزيسيون راست و چپ جمهورى اسلامى نيز در اين زمينه  خود را در مقابل يك اتفاق باور نكردنى  ديدند۔<br />نه تلاش براى ارائه دلايل به حركت در آمدن گسترده مردم در حين عمل و نه تفاسير كنونى و تحليل هاى شبكه هاى B.B.C و C.N.N،  نتوانست و نخواستند كه ماهيت و دلايل اين حركت را منعكس كنند۔<br />در اين ميان سوالى اگر مطرح شود اين است كه دليل اين گستردگى و هجوم سيل آسا و آن هم در اين شكل مردم چه بود؟<br />واقعيت اين است كه شناخت اين مكانيزمها و شناخت ماهوى اين جدال محور اساسى بر توضيح اين اتفاق و رويدادهاى اخير است۔</p><p align="justify"> طبقه كارگر و مردم محروم و اقشار مختلف و معترض و به ستوه آمده تنها ابزارى كه در شرايط كنونى در فقدان رهبرى قدرتمند و راديكال جنبش براى سرنگونى، در دسترس داشتند نيرويى بود كه علنى و به مقياس بالاتر از نرم تاكنونى به ميدان بيايد۔ مردم با اين كار معادلات بالايى ها را به هم ريختند۔ اگر اين حضور به وقوع نميپيوست داستان مانند هميشه به زد و خوردهاى پراكنده و بعدا موج سركوب و سازش از بالا منجر ميشد۔ اگر اين سيل به راه نميفتاد باز داستان فشار از پايين و چانه زنى از بالا آرايش سياسى رژيم را با تحول روبرو نميكرد۔ اين حركت  باعث شد كه بر خلاف نقشه از پيش، موقعيت جمهورى اسلامى را به جايى ببرد كه باز گشت به قبل از &quot;انتخابات&quot; را غير ممكن كند۔ اكنون شرايطى بوجود آمده است كه كل جناح هاى جمهورى اسلامى و نظام اسلامى بايد در فكر اعاده موقعيت خود در دو ماه قبل باشند۔<br />مردم طرفدار موسوى نيستند۔ مردم و جوان ايرانى اسلامى نيستند۔ مردم اگر شعار هاى واقعى خود را نتوانستند به ميدان بياورند و بر فراز موج جمعيت بر افرازند به كمبود واقعى خود يعنى فقدان جريان قدرتمند چپ و اجتماعى كه منافعشان را نمايندگى كند اعتراف كردند۔</p><p align="justify">سناريوها</p><p align="justify">غرب و جمهورى اسلامى با تمام تعارض و تفاوتشان در اين مساله وجه اشتراكى دارند كه هر يك به نحوى مردم را به سياه لشكر جناحى از رژيم معرفى كنند، ريشه و دليل اساسى اين وجه اشتراك در ترس و هراس هر دو طرف اين معادله از حضور مردم در شكل دادن به سناريو دلخواه آتى خود نهفته است۔</p><p align="justify"> ترسيم كردن مردم بعنوان نيروى &quot;انقلاب سبز&quot; موسوى پديده اى كاملا هدفمند و با دورنماى منافع آتى اين سناريوها طراحى شده است۔ بعيد نيست كه پديده موسوى و ماجراى انتخابات براى بخشى از اليت سياسى راست و دو خردادزده سابق يك آلترناتيو در خود باشد، اما قطعا براى مردم ميليونى كه صحنه گردان اعتراضات جارى هستند اين پديده نه آلترناتيو بلكه محملى است كه پروسه اى را شروع كند تا شرايط و توازنى ايجاد شود كه روند اضمحلال و شرايط بازگشت ناپذيرى جمهورى اسلامى را تحميل كند۔ عدم شناخت اين مكانيزم مايه سردرگمى و بى ربطى به كل روانشاسى جنبش هاى اعتراضى و اجتماعى و در علم سياست به در حاشيه ماندن منجر خواهد شد۔</p><p align="justify">از نظر غرب عبور از اسلام سياسى از طريق قابل مذاكره كردن و &quot;قانونى&quot; كردن و &quot;دولتى&quot; كردن بخش عمده آن در كل منطقه خاورميانه در دستور است۔ به ميدان فرستادن سعد حريرى در لبنان، مالكى در عراق و محمود عباس در فلسطين، از جمله امورى مقدماتى است كه اين مسير را توضيح ميدهد۔ </p><p align="justify">اگر موسوى پرو غرب باشد، بر عكس، غرب مطلقا پرو موسوى نيست۔ براى غرب پديده موسوى بر خلاف تبليغات جارى پديده مورد حمايت استراتژيك نيست و حتى پديده قابل دفاع تاكتيكى هم نيست، از منظر پراگماتيسم غرب اين اتفاقات و سنگر گرفتن پشت &quot;كانديد&quot; مخالف ولايت فقيه و بعبارت ديگر پشت پديده موسوى، صرفا امكان و فرصتى بود كه بتواند با قدرت بيشتر و با امكان بيشتر سر ميز مذاكره احتمالى  با رژيم اسلامى برود كه طرف مقابلش تضعيف شده باشد، چون هنوز غرب چشم به تحولات آرام و تدريجى از درون نظام اسلامى دوخته است۔ <br />نبايد ناديده گرفته شود كه اين رويدادها نه تنها وجهه و تصوير كل نظام اسلامى را از چشم مردم شكست بلكه اعتبار و برو بياى قبل از انتخابات را نزد غرب نيز از دست داد۔ به نظر ميرسد كه غرب براى هر سه حالت &quot;استحاله&quot; از درون و يا فرو پاشى رژيم با فشار مردم و يا ماندگار شدن رژيم تا مرحله بعدى اين بار آگاهانه تر و با برنامه تر عمل كند۔<br />تاثير موج وسيع حركت مردم باعث شد كه جناح هاى معارض درونى بر خلاف دو خرداد از پديده خامنه اى و رهبر ولايت فقيه عبور كنند، و همگى در هراسند كه مرحله بعدى عبور از نظام است و اين ميخ آخر تابوت نظام اسلامى خواهد بود۔ به همين دليل، تجديد آرايش سياسى جمهورى اسلامى را بشدت با دشوارى مواجه كرده است۔<br /> غرب اين اتفاق و اين دستاورد جديد را به نفع پراگماتيسم خود در تقابل با اسلام سياسى ترجمه ميكند۔  براى غرب، رژيم جمهورى اسلامى تضعيف شده موقعيتش را در عراق و افغانستان و پاكستان و فلسطين و كل منطقه خاورميانه تغيير ميدهد۔ روشن است كه غرب خواهان بر اندازى قهر آميز نظام اسلامى توسط مردم و قيام و خيزش مردمى نيست، دول غربى بشدت در صورت تامين حضور جبهه سوسيالستى در اين اعتراض نگران خواهند شد و اقدامات خود را خواهند كرد۔</p><p align="justify"> طبيعى است كه به حكم قانونمندى اين حركت، عقب نشينى جناحها و ساكت كردن مردم نميتواند پايدار باشد۔ آرايش جمهورى اسلامى دچار دگرگونى خواهد شد۔ جناح هاى درونى رژيم نيز به مصاف تجديد آرايش خواهند رفت۔ رفتار غرب بر همان محور پراگماتيسم خود خواهد بود با اين امتياز كه فشار را بر رژيم اسلامى و كل بلوك اسلام سياسى تشديد خواهد كرد۔<br />رژيم اسلامى هم در مقابل بر محور سركوب در داخل و گسترش بحران در منطقه به اعاده موقعيت خود خواهد پرداخت۔ تلاش خواهد كرد كه از شكاف چين و روسيه با غرب فشارهاى وارده را بر خود كم كند و با كشاندن جنگ و جدال به لبنان و عراق و فلسطين و افغانستان، صحنه جدال را عوض كند۔ تشدید عملیات و انفجارات انتحاری در عراق در روزهائی که مصادف با رویدادهای ایران بود، قابل تامل اند.</p><p align="justify">اگر چه شواهد كنونى حاكى از آغاز سركوب و بگير و ببند است، اگر چه سياست ارعاب را بار ديگر با اعدام هاى دسته جمعى و دستگيريهاى جمعى در دستور دارند، اما مسلما از چشم مردم نيز كل جمهورى اسلامى آن خاصيت مرعوب كننده قبل از اين تحولات را ندارد و خود رژيم نيز براى دوره طولانى قادر به سركوب گسترده نخواهد بود۔<br />براى مردم آزاديخواه و سرنگونى طلب دور آتى دور تعيين كننده خواهد بود۔ اين بار حضور طبقه كارگر گسترده تر خواهد شد۔ اگر جنبش مردم براى سرنگونى رژيم بخواهد قدمى ديگر به جلو بردارد ناچارا بايد از ابزارهاى بكار گرفته نشده و از پتانسيل هاى بكار انداخته نشده استفاده كند۔<br /> با يك محاسبه ساده ميشود فهميد كه در صورت حضور كمونيزم دخالتگر و منسجم و تحزب يافته ميشد با دو ميليون نفر به خيابان آمده همان روز مراكز سركوب و مراكز رسانه اى و كل قدرت رژيم را ميشد در هم كوبيد و از دستشان خارج كرد و پروسه عملى و سريع ساقط كردن را شروع كرد۔ اين كمبود كليد اساسى درک جهتگیری  مصاف هاى آتى اين جنبش است، بنا بر اين تامين رهبرى اين جنبش كه خاصيت چپ و راديكال و داراى افقى انسانى باشد مصاف اساسى دور آتى خواهد بود۔</p><p align="justify"><br />راه حل ها</p><p align="justify">راه حل هاى پيش رو تابعى از احتمال شكل گرفتن سناريو هايى است كه برشمردم۔ ما بعد از اين جريان با چند حالت متفاوت روبرو خواهيم شد كه توازن قوا و نيرو و رهبرى نقشه مند امكان پا به زمين گذاشتن اين احتمالات را تسهيل ميكند۔<br />احتمال سركوب براى دوره اى و عقب راندن مردم، احتمال تشديد تضادهاى درونى و رفتن بسوى استحاله از درون، احتمال سرنگونى و ساقط شدن كل رژيم،  اينها از احتمالاتى است كه زمينه هاى عينى خود را مدتهاست بروز داده اند۔ از آنجايى كه ما قبلا مفصل راجع به شق استحاله از درون و يا فرو پاشى از درون را گفته ايم اكنون و بنا به جانبدارى و مشكلات خاص به شق آخر يعنى مساله سرنگونى ميپردازم۔<br />يكى از نقاط و معلول احتمالى تحولات اخير ايجاد توهمى است كه چپ جامعه بايد آگاهانه ازآن پرهيز كند۔ موج عظيم ميليونى مردم در مقابل جمهورى اسلامى به خودى خود قادر به سرانجام بخشيدن به كار يعنى بر چيدن نظام اسلامى نخواهد شد۔ حضور ميليونى مردم به خودى خود راديكاليزم جامعه و پيشروى افق انسانى را نمايندگى نميكند، اين تحركات ابتدا به ساكن مترادف حاصل شدن غلبه افق انسانى و سرانجام مثبت به نفع جامعه نخواهد بود۔ اين حقيقت را بايد عميقا باور كرد و حول آن هر نوع خودفريبى بشدت زیانبار خواهد بود.</p><p align="justify">بدون ترديد با تحولات اخير مساله سرنگونى رژيم اسلامى بار ديگر در دستور جنبش طبقات متفاوت قرار گرفت۔ بار ديگر دو آلترنايتو براى سرنگونى خونمايى كردند۔ آلترناتيو راست و آلترناتيو چپ و سوسياليستى، اين دو جبهه با دو آينده متفاوت بار ديگر به موضوع بر چيدن نظام اسلامى و زندگى بعد از جمهورى اسلامى مينديشند۔<br />آلترناتيو راست ناسيوناليستى طرفدار غرب، از امكان و حمايت غرب بر خوردار است، ميتواند بخشى از اپوزيسيون دربارى رژيم و بخش تجزيه شده جناح هاى معارض درونى را با خود همراه كند۔ حزب و شخصيت سياسى قابل اتكا ندارد اما با كمك معمارى رسانه هاى غربى و كمك مالى و معنوى غرب و بر دوش جنبش ملى مذهبى، ميتواند  زير هر بوته اى چند رهبر و ژنرال، وزير، رئيس جمهور بسازند۔ اين جنبش سابقه و تجربه حكومت دارى را نيز همراه دارد۔ طبقه كارگر و چپ جامعه نبايد در مقابل نقاط ضعف كنونى اين جنبش دچار خوشبينى شود۔<br />جبهه سوسياليستى و چپ جامعه متاسفانه با مرگ نابهنگام منصور حكمت و متعاقب آن شقه شدن و پارچه پارچه شدن حزب كمونيست كارگرى ايران از برخوردارى رهبرى توانا و ابزار دخالت در سرنوشت جامعه محروم شد۔ رويدادهاى اخير صحت اين ادعا را ثابت ميكند۔</p><p align="justify">راه حل مطلوب حضور چنيين حزبى و چنيين رهبريى بود، اما متاسفانه نيست، و اين معضل همچان در دستور عاجل فعالين كمونيست و بخش سوسياليست جنبش كارگرى قرار دارد۔<br /> با اين وجود راه حل هاى ممكن هميشه ميتواند كمكى براى ترفيع اين نواقض باشند۔ در فقدان حزبى منسجم و واحد در اين جبهه كه بتواند اين رهبرى را تامين كند، بايد از امكانات موجود استفاده كرد۔<br />در اين ميان اين سوال مطرح است كه امكانات موجود يعنى چه؟ از نظر من براى رفع اين كمبود بايد به راه حل كوتاه مدت و ممكن انديشيد۔  براى جواب به اين قضيه، براى پر كردن خلا رهبرى چپ كه در حقيقت پاشنه آشيل جنبش مردم براى سرنگونى رژيم اسلامى ميباشد، ما مدتى پيش در يك بيانيه طرح شكل دادن يك بلوك چپ در سطح بالا، در ميان احزاب و جريانات و شخصيت هاى چپ و سرنگونى طلب، منتشر كرديم۔ قصد تكرار مفاد آن بيانيه را ندارم اما مختصرا بايد گفت كه آن چه ضرورت طرح آن بيانيه را بر جسته كرد اين بود كه رويدادهاى اخير در ايران و فقدان حضور موثر و رهبرى كننده چپ، را در قبال حوادث اخير نميشد ناديده گرفت۔ احزاب موجود نيز هر يك به نحوى تحت تاثير آين رويداد عمل كردند و برخى تلاش ها شد اما حقيقت اين بود كه بسيار جزيى و در حاشيه باقى ماند۔ در اين ميان لازم است به اختصار به چگونگى نقش دو حزبى كه هر يك بخش هايى از حزب كمونيست كارگرى بزرگترى بودند و دوران دو خرداد را بصورت حزبى واحد تجربه كرده بودند، اشاره كنم۔</p><p align="justify">حزب &quot;حكمتيست&quot; در اين ماجرا رسما و عملا در جهت تكميل كردن سياست هاى راست و دو خردادى كورش مدرسى و رهبرى آن حزب، متاسفانه بشدت بسمت راست چرخيد۔ رهبرى اين حزب به ميدان آمدن ميليون ها انسان را در ايران به پاى جناح هاى رژيم نوشت، و سياست به خانه بازگرداندن مردم را جار زدند۔ البته اين سقوط پر شتاب  حيرت بر انگيز بود اما هيچگاه غير قابل انتظار نبود، چرا؟ چون، سياست هاى دو خردادى و راست كورش مدرسى و رهبرى آن حزب در برخورد به جنبش مردم ايران براى رها شدن از شر جمهورى اسلامى و موقعيت جمهورى اسلامى تحت عنوان &quot;رژيم متعارف و تثبيت شده كه نيروى ناسيوناليسم شكست خورده پرو غرب را نيز با خود همراه كرده است&quot; و اينكه دولت احمدى نژاد بزعم سياست هاى اين حزب در حال باز سازى كاپيتاليسم ايران و در حال تبديل شدن به دولت متعارف بورژوازى و غيره  است، نتيجه اى  ديگر جز آن سياست هاى عتيق را نمي شد استخراج كرد۔ <br />رهبرى حزب موسوم به حزب حكمتيست، در اين اتفاقات در مقابل خواست مردم قرار گرفتند، و نيروى مردم معترض را به جناح موسوى بخشيدند، تصور كنيد اگر حزب كمونيست كارگرى در دوران دو خرداد، &quot;خدايى نخواسته&quot;! به اين روش اوضاع را ميدید، ميبايست قبول ميكرديم كه خاتمى ٢٠ ميليون هوادار دارد و هر اعتراضى را كه هر جا رخ ميداد را به آيت الله ها و يا هر پاسدارى، حاتم بخشى ميكرديم، اكنون به جاى مراجعه به نوشته ها و حافظه هاى تاريخى و اسنادى چون ( زندگى بعد از دو خرداد، آيا كمونيسم در ايران پيروز ميشود، سه جنبش سه آينده، و كوهى از آثار ارزشمند ماركسيستى منصور حكمت) جنبش چپ ميبايست به تكاليف و چشم اندازهاى ايرج آذرين و انقلاب ايران و وظايف كمونيست هاى كورش مدرسى رجوع ميكرد۔ چه شانس بزرگى كه در اين ظلمت مشعلى وجود دارد۔<br />رهبرى حککح، خود و حزبش را جهت اصرار براى اثبات صحت نظرات راست ليدر قربانى كرد و خود را از ليست مدافعان جنبش مردم براى سر نگونى خارج ساخت۔</p><p align="justify">در اين تحول پر شتاب كورش مدرسى به طرز بارزى از خود ايرج آذرين بيشتر به تز هاى دو خردادى و راست او وفا دار ماند۔ موضوع رهبرى اين حزب حتى مانند موضوع آذرين، مقدم در اين شرايط نبود و چند گام عقب تر ماند۔ <br />اين حزب با اين سياست هاى راست،  قطعا  جايگاهى در ايفاى نقش براى رفع خلا رهبرى چپ بر جنبش را ندارد و بى ربطى كامل خود رابه جامعه و سرنوشت آن نشان داد۔</p><p align="justify">حزب كمونيست كارگرى ايران، تلاش هايى كرد، اما هم در تحليل از اوضاع و مهم تر از آن در ارزيابى از موقعيت خودشان، اشتباه جدى كردند۔ نوع ظاهر شدن رهبرى اين حزب قادر نشد كه از مدار و حوزه زندگى درون سازمانى خارج شود و در همان سنت هاى سابق، ماند۔</p><p align="justify"> انتظار اين بود كه در يك ارزيابى از موقعيت كنونى جنبش سرنگونى خواه مردم و تحزب كمونيستى، به اين حقيقت پى برده شود كه  جنبش كمونيستى و سوسياليستى سياستمدار اجتماعى ندارد، حزب پر نفوذ ندارد، نه رهبران سازمانى و درون گروهى ميتوانند نقش سياستمدار كمونيستى در مقياس اجتماعى در مقبل جامعه قرار داده شوند، و نه احزابى كه در ذهنيت جامعه بعد از زلزله سياسى چند سال اخير ميتواند نقش ابزار پر نفوذ و دخالتگر را بازى كنند، اين انتظار و اين واقعبينى متاسفانه به تخت سینه سنت سكتى برخورد كرد، و تاكنون از جانب رهبرى اين حزب منشى ديگرى پا به زمين نگذاشته است۔</p><p align="justify">در چنيين شرايطى عقل سليم ايجاب ميكرد كه سر را به طرف راه حلى از امكانات موجود چرخاند۔ اين خلا را بصورت ديگر پر كرد۔ بحث مطلقا بر سر اتحاد عمل گروهها و يا كنفرانس وحدت چپ و غيره نيست۔ اين سياست ها قبلا آزمايش خود را پس داده اند و بقول معروف آزموده را آزمودن خطا است، بحث بر سر اين است كه در سطح رهبرى جريانات چپ سرنگونى طلب با حفظ مواضع و استقلال تشكيلات خود، در نوعى از الگوى كنگره ملى آفريقا در مقابل دولت آپارتايد آفريقا، چيزى در اين قالب شكل بگيرد۔ اين بلوك را در مقابل جامعه و جهان خارج از ايران چه در سطح افكار عمومى و چه در سطح ديپلماتيك قرار بگيرد و بطور واقعی و اجتماعی خلا یک رهبری چپ در مبارزات جاری مردم ایران را پر کند. </p><p align="justify">به نظر من حزب كمونيست كارگرى و كومه له و حزب كمونيست ايران، به دليل سابقه تاريخى و حافظه تاريخى، كه نفوذ اجتماعى كمونيزم را نمايندگى كرده اند و در مقاطع معين تاريخى در راس جدال هايى قرار گرفته اند، اين دو جريان در اين مقطع و براى اين حل كوتاه مدت مشروط به قائل بودن به يك ارزيابى واقعى و زمينى از موقعيت خود و چپ در شرايط كنونى، ميتوانستند وميتوانند نقش جدى ايفا كنند۔ در تشکیل یک بلوک چپ برای رهبری مبارزات مردم ایران، باید فضا و شرایط  برای پیوستن نهادها و تشکلهائی که بخشهای فعال جنبش کارگری را نمایندگی میکنند،  فراهم باشد.  </p><p align="justify">اتفاقات اخير بار ديگر مهر تاكيدى بر اين مساله نهاد كه بدون حضور كمونيسم متشكل و تحزب يافته هر درجه از نيروى اجتماعى فى النفسه در ميدان باشد قادر به شكل دادن به آينده رهايي بخش نخواهد بود۔ اين تجربه در كنار تجربه حضور طبقه كارگر و در راس آن حضور كارگران صنعت نفت در انقلاب ١٣٥٧ وشكستن كمر رژيم سلطنتى شاه، در فقدان حزب كمونيستى، در ساختن آينده مطلوب خود،كه با سركوب خونيين يك انقلاب روبرو شد۔ اين درس بار ديگر ياداور ميشود كه درجدالها و تخاصمات طبقاتى بايد پرچم و ابزار دخالت و تغيير را مهيا كرد۔ پيروزى و رهايى از شر فلاكت و نكبت بار هر شكل از حاكميت سرمايه، منوط به در دست داشتن حزبى است كمونيستى، حزبى كه  ديدگاههاى تاكنونى كمونيسم كارگرى را به پراتيك اجتماعى تبديل كند۔</p><p align="justify">٦ جولاى ٢٠٠٩</p><p align="justify"><br /></p>]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>&quot;پوپولیسم در بن بست&quot; وصف حال رهبری ح ک ک</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.mobarez-k.com/moxtalef/2009/07/post_211.html" />
   <id>tag:www.mobarez-k.com,2009:/moxtalef//3.1693</id>
   
   <published>2009-07-07T18:52:23Z</published>
   <updated>2009-07-30T16:16:33Z</updated>
   
   <summary>آذر ماجدی...</summary>
   <author>
      <name>asad</name>
      
   </author>
         <category term="مطلب" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.mobarez-k.com/moxtalef/">
      <![CDATA[<p align="center"><img align="baseline" src="http://tbn3.google.com/images?q=tbn:Qfcb7k2Ybkp4yM:http://www.newsecularism.com/images/Writers/Azar-Majedi3.jpg" border="0" hspace="0" complete="true" complete="true" /></p><p align="center">آذر ماجدی</p>]]>
      <![CDATA[<p align="justify" /><p align="justify">به میزانی که خیزش مردم علیه رژیم اسلامی وسعت می یابد سیاست های حزب کمونیست کارگری (ح ک ک) بیشتر به پوپولیسم آغشته و به راست کشیده میشود. این یک طنز تلخ است. از پس از مرگ منصور حکمت، نظریه &quot;سوسیالیسم مردم را رم میدهد&quot;  دو بار از این حزب قربانی گرفت. این تز اولین بار توسط کورش مدرسی در جلسات دفتر سیاسی مطرح شد. کورش مدرسی همراه با بخشی از کادرهای حزب در سال 2004 از حزب انشعاب کرد. حزب موسوم به حکمتیست افت و خیزهای بسیاری را از سر گذرانده است. آنچه از آن حزب اولیه بعد از انشعاب باقیمانده اکنون متاسفانه بشدت به راست درغلطیده است. سیاست آنها در قبال خیزش عظیم مردم تفاوتی با سیاست توده ای ها ندارد. این حزب جوهر سرنگونی طلبانه مبارزات مردم را نفی میکند و مردم را دنباله رو یک جناح از رژیم اسلامی قلمداد میکند. هر روز از مردم میخواهد که در خانه بمانند و در مبارزه شرکت نکنند. از کارگران میخواهد که اعتصاب نکنند و مردم کردستان را از این رو که هنوز خیزش مردم در سایر نقاط به آنجا نرسیده است، بخاطر درک بالای رادیکال شان تحسین میکند و اعلام میکند که این &quot;درایت&quot; مردم کردستان بخاطر نفوذ این حزب در آن منطقه است. &quot;سوسیالیسم مردم را رم میدهد&quot; سال 2003 به سیاست های راه توده ای 2009 ختم شد. </p><p align="justify">اگر حمید تقوایی در سال 2004 با افتخار اعلام میکرد که منشعبین میگفتند سوسیالیسم مردم را رم میدهد و به این خاطر رفتند، اکنون خود به همین نظر رسیده است. ح ک ک درست سربزنگاه متوجه شده است که گویی &quot;سوسیالیسم و حکومت کارگری&quot; زیادی رادیکال است و مردم را رم میدهد. درست زمانی که تقویت کمونیسم اهمیت صد چندان پیدا میکند، در بحبوحه خیزشی که برای به زیر کشیدن رژیم اسلامی شکل گرفته است، در شرایطی که یک انقلاب کارگری میتواند شکل گیرد و کمونیست ها باید برای شکل گیری آن تلاش کنند، رهبری ح ک ک به همین تز روی آورده است. سوسیالیسم، انقلاب کارگری، حکومت کارگری از تبلیغات  تلویزیونی این حزب حذف شده است. </p><p align="justify">جمهوری سوسیالیستی که شکل کنکرت حکومت کارگری است و یکی از شعارهای حزب کمونیست کارگری بوده است، از ادبیات و تبلیغات تلویزیونی این حزب قلم گرفته شده است. و کلمه کارگری جای خود را به کلمه انسانی داده است. اینها اکنون بجای انقلاب کارگری و حکومت کارگری که شعار و برنامه پایه ای حزب کمونیست کارگری بوده است از &quot;انقلاب انسانی و حکومت انسانی&quot; سخن میگویند. یک &quot;انقلاب انسانی&quot; را تبلیغ میکنند، مردم را به سازماندهی یک انقلاب انسانی فراخوان میدهند و قصد دارند اگر یک روز قدرت را بدست آوردند یک &quot;حکومت انسانی&quot; در جامعه مستقر کنند. </p><p align="justify">آیا محق نیستیم که از این چرخش در سیاست و تبلیغات استنتاج کنیم که رهبری ح ک ک  به این نظر رسیده است که &quot;سوسیالیسم مردم را رم میدهد&quot; و لذا بجای آن از الفاظی استفاده میکند، که بنظرش &quot;مردم جلب کن&quot; است؟ تاریخ جنبش کمونیستی مملو از جریانات و احزابی است که بمنظور کسب قدرت یا شرکت در قدرت به راست چرخیده اند. این نه اولین بار است و نه آخرین بار. ح ک ک مدتی است که به راست چرخیده است. این راست روی را ما در سیاست های مختلف و سبک کارشان بارها نشان داده ایم. اکنون که بنظر میرسد، قدرت به خیابان ها افتاده است، اینها از هول از دست دادن فرصت، چرخش به راست خود را تکمیل کرده اند. به عبارتی از هول حلیم در دیگ افتاده اند. </p><p align="justify">پوپولیسم ناب پیکاری در بسته بندی جدید</p><p align="justify">&quot;انقلاب انسانی، حکومت انسانی&quot; همان فرمولبندی قدیمی پوپولیستی است که اکنون در یک بسته بندی جدید توسط ح ک ک به جامعه عرضه میشود. این احتمالا از کشفیات جدید حمید تقوایی است. لابد فکر میکنند که به یک ایده بدیع دست یافته اند. اما باید به این حزب هشدار داد که این همان پوپولیسم ناب قدیمی است. کلمه &quot;خلق&quot; جای خود را به &quot;انسان&quot; داده است. خلق دیگر دمده شده است. دیگر کسی از این کلمه استفاده نمیکند. انسان لفظ مد روز همان کلمه خلق است. این یک طنز تلخ دیگر تاریخ است. </p><p align="justify">بعلاوه، این روزها بساط &quot;حقوق بشری&quot; داغ است. از هر گوشه و کناری یک سازمان و انجمن دفاع از حقوق بشر مثل قارچ از زمین روئیده است. در میان جنبش ملی – اسلامی و بعضا جنبش ناسیونالیسم پرو غرب، زمانی جامعه مدنی مد بود، بعد رفراندوم مطرح شد و حالا حقوق بشر چنین جایگاهی یافته است. لذا برای حزبی که میکوشد با جریانات راست به سازش ها و مصالحه هایی برسد، استفاده از لفظ انسانی بجای کارگری، یک ابزار تاکتیکی تسهیل این سازش است. انسانی صرفا قرار نیست که بجای یک لفظ &quot;مردم رم دهنده&quot; بنشیند، یک تاکتیک سیاسی برای نزدیکی و سازش نیز هست.</p><p align="justify">ممکن است در پاسخ به این نقد گفته شود: &quot;مگر حکومت کارگری یک حکومت انسانی نیست؟ پس چه ایرادی دارد که ما بر این توصیف از انقلاب و حکومت کارگری تاکید کنیم؟ مگر منصور حکمت نگفته &quot;اساس سوسیالیسم انسان است؟&quot; قصد ما نیز اینست که انسانی بودن حکومت کارگری را میان مردم تبلیغ کنیم.&quot; </p><p align="justify">ما از آنجا که از نقد سیلست های ح ک ک هدف و نیت مان ممانعت از راست روی این حزب و تلاش برای باز حاکم کردن سیاست های کمونیسم کارگری منصور حکمت بر این حزب است، میکوشیم که &quot;بهترین و انقلابی ترین&quot; نیت را به رهبری ح ک ک نسبت دهیم و از این موضع حرکت کنیم. اما این نیت خوب نیز رهبری این حزب را از سقوط به گرداب پوپولیسم خلاص نمیکند. این درست است که حکومت کارگری یک حکومت انسانی است. شکی در این نیست. و قطعا باید در تبلیغات خود این محتوای حکومت کارگری را برای مردم توضیح دهیم. اما مساله این نیست که ح ک ک دارد انقلاب کارگری و حکومت کارگری را توضیح و توصیف میکند. کلمه کارگری در تبلیغات این حزب کیمیا شده و کلمه انسانی جانشین آن شده است. </p><p align="justify">بعلاوه، حتی در توضیح این &quot;انقلاب انسانی و حکومت انسانی&quot; هیچ اشاره ای به ماهیت طبقاتی آن، به نقش طبقه کارگر، لزوم سازماندهی طبقه کارگر، ضرورت اعمال رهبری طبقه کارگر بر انقلاب نمیشود. صرفا از یک &quot;انقلاب&quot; عمومی برای سرنگونی رژیم صحبت میشود. غیبت ماهیت طبقاتی انقلاب و حکومت حاصل آن در ادبیات ح ک ک را با آنچه حمید تقوایی &quot;خواست های اساسی انقلاب و فرمان های انقلاب مردم&quot;* میخواند در کنار هم بگذارید، به یک فرمولبندی تقلیل یافته، رقیق شده و پوپولیستی از مفهوم انقلاب نزد حمید تقوایی و رهبری ح ک ک میرسید. بدین ترتیب تصویر پوپولیستی از انقلاب تکمیل میشود. کل این بسته بندی نشان میدهد که این بینش و متد از یک موضع کاملا آگاهانه نشات گرفته است: تقلیل در رادیکالیسم و مطالبات و خواست رادیکال اصلی و اولیه حزب کمونیست کارگری، برای یافتن &quot;دوستان حال و آینده.&quot; <br />در تبلیغات اخیر این حزب مقولات مبارزه طبقاتی، طبقه کارگر و رهبری طبقه کارگر محلی از اعراب ندارد. حتی از سرمایه داری نیز صحبت نمیشود. در یک گفتگویی که قرار است درباره حکومت مورد نظر این حزب صحبت شود و در آن درباره ضرورت انحلال نیروهای سرکوب صحبت میشود، توصیفی که حمید تقوایی از رژیم اسلامی میدهد، از یک آژیتاسیون پوپولیستی فراتر نمیرود. این رژیم بعنوان یک دستگاه &quot;مافیایی غارت و جنایت&quot; متشکل از یک اقلیت کوچک دزد که دار و دسته سرکوب خود را دارند، توصیف میشود. بنظر ایشان &quot;در هیچ جامعه متعارفی&quot; دستگاه سرکوب این چنین خشن نیست. این توصیف آنچنان شور است که مصاحبه کننده مجبور میشود بپرسد: &quot;آیا منظور شما اینست که این دم و دستگاه سرکوب که درست کرده اند برای منافع شخصی خودشان است؟&quot; (خط تاکید از ما است.) <br />یک کلام در مورد ماهیت سرمایه دارانه این نظام، ضرورت سرکوب جامعه بمنظور استثمار طبقه کارگر و حفظ پایه ها نظام سرمایه داری مطرح نمیشود. &quot;در هر جامعه ای که شکاف عظیم میان فقر و ثروت باشد برای حفظ این شکاف ارتش لازم است، پلیس لازم است، شکنجه و زندان لازم است.&quot; این تمام توضیح ایشان در مورد ضرورت سازماندهی دستگاه سرکوب و قهر است. در تمام این مصاحبه طولانی بگردید، یک کلام از جامعه سرمایه داری و نظام طبقاتی صحبت نمی شود. ظاهرا فقط زمانی که شکاف میان فقر و ثروت عظیم باشد دستگاه سرکوب لازم میشود. و دولت هم نه یک ابزار حاکمیت طبقاتی و صیانت منافع طبقاتی، بلکه یک مافیای جنایت و غارت است.<br />در مقابل این بحث ما ممکن است گفته شود که دارند از متد سلبی در توضیح مفاهیم شان استفاده میکنند. این استدلال هم راه بجایی نمی برد. به این دلیل که اولا، منظور از متد سلبی تغییر ماهیت و تقلیل شعارها و اهداف کمونیستی ما نیست. متد سلبی به این معنا نیست که بجای انقلاب کارگری بگوییم انقلاب انسانی و بجای جکومت کارگری یا جمهوری سوسیالیستی بگوییم حکومت انسانی. متد سلبی یعنی آنکه بگوییم &quot;نه به جمهوری اسلامی.&quot; &quot;نه به سرکوب.&quot; &quot;نه به اختناق.&quot; &quot;نه به زن ستیزی.&quot; &quot;نه به حجاب.&quot; &quot;نه به استثمار&quot; و قس علیهذا.  ثانیا، حمید تقوایی در پلنوم 27 زمانیکه ما در نقد قطعنامه پیشنهادی اش بر استفاده از این متد منصور حکمت تاکید کردیم، در پاسخ بما کماکان بر متد خویش که پیش از این مورد نقد منصور حکمت قرار گرفته بود، تاکید میکرد.</p><p align="justify">سناریوی حمید تقوایی از انقلاب مورد نظرش چنین است: یک جامعه متشکل از اقشار ناراضی که همیشه در کنار هم و هم وزن ردیف میشوند: &quot;کارگران، زنان و دانشجویان،&quot; اعتراضات این اقشار مانند &quot;جویبارهایی&quot; به هم می پیوندند و انقلاب شکل میگیرد. اکتورهای دیگر این سناریو دو جریان راست و یک حزب انقلابی است. دعوا میان این حزب انقلابی با آن دو جریان راست برای جلب توجه آن اقشار شکل میگیرد. اگر در این مسابقه حزب انقلابی ببرد و مردم آن را انتخاب کنند، آنگاه یک &quot;انقلاب انسانی&quot; شکل میگیرد و نتیجه آن یک &quot;حکومت انسانی&quot; است که توسط این حزب انقلابی تشکیل میشود و از آن پس همه چی بخوبی و خوشی به پایان میرسد.&quot; این سناریو کمی به فیلم های بالیوودی شبیه است. ولی تقصیر ما نیست. به سخنرانی ها و مصاحبه های اخیر حمید تقوایی توجه کنید. این جوهر و هسته تمام آنها است.</p><p align="justify">پوپولیسم عمیقا توسط منصور حکمت و مارکسیسم انقلابی در سال های 1357- 1362 مورد نقد قرار گرفت. نقد عمیق تئوریک – سیاسی منصور حکمت در متن یک شرایط سیاسی ملتهب و  مبارزه بارز طبقاتی، پوپولیسم را بایگانی کرد و به موزه سپرد. اما بنظر میرسد که نزد حمید تقوایی، انقلابی که وی تبلیغ میکند با انقلاب 1357 آنچنان بهم پیوسته است که برای خلق دوباره آن، خود در جسم چپ غالب آن مقطع رفته است. سازمان پیکار دیگر وجود ندارد. اما رهبری ح ک ک همان نظرات پوپولیستی را در بسته بندی جدید تحویل جامعه میدهد. در مواجهه با این شرایط انسان راهی ندارد جز آنکه این جمله معروف را که دیگر به کلیشه تبدیل شده تکرار کند: &quot;تاریخ همیشه دو بار تکرار میشود. یک بار بصورت تراژدی و یک بار بصورت کمدی.&quot; </p><p align="justify">با این تفاوت که این بار دوم در واقعیت یک کمدی – تراژدی است. کمدی است، چون تحول  یکی از چهره های جنبش مارکسیسم انقلابی به یک پوپولیست به کمدی های برادران مارکس شباهت دارد. تراژدی است، زیرا این سیاست ها و تبلیغات پوپولیستی دارد از جانب حزبی بیان میشود که هم نام حزبی است که منصور حکمت بنیان گذاشت و رادیکال ترین سیاست های کمونیستی را بیش از ده سال در جامعه اشاعه داد. </p><p align="justify">شتاب به راست </p><p align="justify">سیاست ضد رژیمی صرف از زمان تحکیم رهبری حمید تقوایی بر این حزب، به سیاست حاکم این حزب بدل شده است. اما اگر پیش از این اعلام میکردند که با تبلیغ سوسیالیسم جامعه را به چپ کشانده و رهبری آن را بدست میگیرند، اکنون که مردم به خیابان ها آمده اند و یک خیزش عظیم توده ای در شرف وقوع است، ح ک ک سوسیالیسم و حکومت کارگری را بایگانی کرده و در کمد اسناد حزب گذاشته است. مفهوم انقلاب هر چه بارز تر نزد این حزب به امر سرنگونی رژیم تقلیل یافته است. تمام فعالیت شان به تبلیغ خلاصه میشود. اکنون که دریافته اند با اوجگیری مبارزات مردم جنبش های راست نیز فعال شده اند و بجلوی صحنه آمده اند، اینها در رقابت با این جریانات بر شتاب شان در راست روی افزوده اند. یک آژیتاسیون پوپولیستی در مورد یک انقلاب بی نام و نشان، تمام رادیکالیسم آنها را بیان میکند. </p><p align="justify">علاوه بر اتخاذ سیاست های راست روانه، تقلیل در اهداف و آرمان اصلی حزب، حتی در شعارهای فوری نیز تقلیل گرا شده اند. بطور مثال، اکنون دیگر از محاکمه سران رژیم حرف نمیزنند. فقط از محاکمه خامنه ای و بعضا احمدی نژاد صحبت میکنند. فوکوس خود را بر دولت احمدی نژاد و ولایت فقیه متمرکز کرده اند. در عمل مبارزه شان علیه رژیم اسلامی به مبارزه علیه یک جناح تقلیل پیدا کرده است و مانند اپوزیسیون پرو رژیم با جناح دیگر مسامحه میکنند. البته این مساله نزد حمید تقوایی تازگی ندارد. ایشان سه سال پیش هم بیانیه ای با شعار سرنگونی دولت احمدی نژاد به دفتر سیاسی ارائه داد که با نقد شدید ما مواجه شد و عملا به شکلی دیگر بازنویسی شد. همان بینش و متد اکنون فرصت بروز یافته است. حمید تقوایی میکوشد این راست روی را توجیه کند. او به این منظور میگوید: شعار مرگ بر خامنه ای یا ولایت فقیه که مردم میدهند، بمعنای مرگ بر جمهوری اسلامی است. </p><p align="justify">مساله اینجاست که حتی اگر این تحلیل درست باشد، باید این واقعیت را دید که مردم، علیرغم خواست قلبی شان برای سرنگونی رژیم اسلامی، ممکن است بنا بر پراگماتیسم، ترس از سرکوب یا بعضا دنباله روی از جنبش های راست شعارهای دیگری را طرح کنند. اما یک حزب کمونیستی مجاز نیست همان شعارها را تکرار کند. یک حزب کمونیستی باید بکوشد شعارهای مردم را رادیکالیزه کند. &quot;نه&quot; مردم به رژیم اسلامی را تعمیق کند. تکرار صرف شعار مردم، یعنی دنباله روی از توده ها، یک بروز دیگر سیاست پوپولیستی است. </p><p align="justify">ح ک ک اما شعارهایی که در خیابان داده میشودرا تکرار میکند. بدون توجه به اینکه در ساختن و اشاعه این شعارها جنبش های دیگر نیز فعالانه کار میکنند. در اعتراضات این شعار توسط ملی – اسلامی ها باب شد: &quot;خامنه ای پینوشه، ایران شیلی نمیشه.&quot; ح ک ک بدون یک لحظه تعمیق در این شعار و معنای آن، همین شعار را در تلویزیون و سایت اش نوشت و اعضایش در تظاهرات در خارج کشور تکرار کردند. پس از مواجهه با نقد سیاوش دانشور از این شعار، آن را از روی تلویزیون و سایت شان برداشتند، اما حمید تقوایی  و مصطفی صابر کماکان همین تشابه را در تحلیل شان استفاده میکنند. یک لحظه نیز تعمق نمیکنند که نه موسوی و خاتمی سالوادور آلنده هستند و نه اتفاقی که اکنون در ایران شکل گرفته است مانند کودتای 1973 در شیلی است. تبلیغات توخالی و صرفا دهان پرکن، دنباله روی از شعارهای مردم و تحلیل های ژورنالیسم سطحی با چاشنی تکرار یکی در میان کلمه انقلاب، تمام محتوای تبلیغ این حزب را تشکیل میدهد.</p><p align="justify">یکی از کادرهای مرکزی این حزب خیلی صریح و روشن و بدون ذره ای پرده پوشی، مقبولیت و مطلوبیت تکرار شعارهای خیابانی را برای این حزب توضیح میدهد. نقل قول زیرگواه دنباله روی از سیاست &quot;همه با هم&quot; این جریان است. ح ک ک حتی در پی اتحاد و وحدت با جریانات راست و سلطنت طلب است. &quot;مرگ بر دیكتاتور&quot;، &quot;مرگ بر خامنه ای&quot;، &quot;مرگ بر جمهوری اسلامی&quot;، &quot;حكومت مذهبی نمی خواهیم&quot;، &quot;مرگ بر روسیه&quot; و غیره همگی فرم‌های متفاوتی از شعار سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی هستند. این شعار متحد كننده است و تقریبا تمام سرنگونی طلبان چه راست پرو غربی و چه چپ كمونیست را متحد می كند.&quot; </p><p align="justify">منصور حکمت در نقد پوپولیسم 30 سال پیش چنین نوشت:<br />&quot;عبارت پردازى ها، مغلق گويى ها و لفاظى هاى تکبرآميز و سراپا التقاطى و خرده بورژوائى را بر جاى تحليل روشن از انقلاب حاضر و وظايف پرولتاريا و کمونيستها در آن نشانيده بود و راديکاليسم پوپوليستى متکى بر شور و شوق انقلابى ماوراء طبقاتى را جايگزين مارکسيسم لنينيسم و تبلور روشن آن در برنامه و اصول تاکتيک لنينى نموده بود.&quot;</p><p align="justify">شباهت پوپولیسم مورد نقد منصور حکمت با سیاست ها و تبلیغات ح ک ک خیره کننده است. این سرنوشتی است که متاسفانه رهبری ح ک ک به آن گرفتار آمده است. این حزب با شتاب بهت آوری به سوی راست و پوپولیسم حرکت میکند. پیش بینی کرده بودیم. ولی از صمیم قلب آرزو داشتیم که پیش بینی مان غلط از آب درآید. آرزو داشتیم که این رهبری به خود آید و این ابزار مهمی که توسط منصور حکمت برای رهبری انقلاب کارگری و تحقق آرمان های کمونیستی در ایران حدادی شده بود، بی خاصیت نشود. اما از خود بیخود شده اند. چنان شیفته قدرت شده اند که اصول و اهداف کمونیسم کارگری را بی مهابا تقلیل میدهند. باید کوشید راست روی آنها را سد کرد. ما از این گرایش به راست متاثریم. از آنجایی که این حزب تحت نام کمونیسم کارگری فعالیت میکند، سرنوشت آن هنوز برای ما مهم است.</p><p align="justify">این نوشته را با نقل قول دیگری از منصور حکمت از مقاله &quot;پوپولیسم در بن بست&quot; به پایان میبریم: &quot;هر کمونيست واقعى ناگزير بايد بار ديگر، و حتى المقدور يکبار براى هميشه، در معناى &quot;بدون تئورى انقلابى عمل انقلابى ممکن نيست&quot; انديشه کند و به اهميت عملى آن واقف شود&quot;. </p><p align="justify" /><p align="justify">* این خواست ها به آنچه ح ک ک تحت نام ده خواست فوری مردم منتشر کرده است، اشاره دارد. جالب اینجاست که این ده خواست، ابتدا 5 عدد بود. بعد از آنکه حزب ما منشور آزادی، برابر و رفاه را منتشر کرد، اینها یادشان افتاد که تعدادی خواست را از یاد برده بودند و خواست های اعلام شده شان را به ده افزایش دادند. </p><p align="justify"><br /></p>]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>اطلاعیه</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.mobarez-k.com/moxtalef/2009/07/post_207.html" />
   <id>tag:www.mobarez-k.com,2009:/moxtalef//3.1662</id>
   
   <published>2009-07-02T21:12:42Z</published>
   <updated>2009-07-12T21:31:33Z</updated>
   
   <summary>برای رد اعتبار نامه رژیم اسلامی در مجامع بین المللی برای منجمد کردن حسابهای بانکی سران رژیم اسلامی برای محاکمه سران رژیم اسلامی به جر جنایت علیه مردم ایران دادخواست زیر را امضا کنید!اینچا را کلیک کنیداطلاعیه مشترک سازمان آزادی...</summary>
   <author>
      <name>asad</name>
      
   </author>
         <category term="مطلب" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.mobarez-k.com/moxtalef/">
      <![CDATA[<p align="center"><img height="64" hspace="0" src="http://wupiran.com/images/Imige_site/sarane%20rejim.jpg" width="212" align="baseline" border="0" /></p><p align="center">برای رد اعتبار نامه رژیم اسلامی در مجامع بین المللی </p><p align="center">برای منجمد کردن حسابهای بانکی سران رژیم اسلامی </p><p align="center">برای محاکمه سران رژیم اسلامی به جر جنایت علیه مردم ایران </p><p align="center">دادخواست زیر را امضا کنید!</p><p align="center"><strong><a href="http://www.petitiononline.com/mk072009/petition.html">اینچا را کلیک کنید</a></strong></p><p align="center"><a href="http://mobarez.web.surftown.se/?p=1817">اطلاعیه مشترک سازمان آزادی زن و مرکز پیگرد سران رژیم اسلامی</a></p><p> <br /> </p><p> <br /><br /> <br /> <br /><a href="http://wupiran.com/images/Imige_site/sarane%20rejim.jpg"></a></p>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>اسلاوی ژیژک</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.mobarez-k.com/moxtalef/2009/07/post_203.html" />
   <id>tag:www.mobarez-k.com,2009:/moxtalef//3.1623</id>
   
   <published>2009-07-01T21:51:10Z</published>
   <updated>2009-07-01T21:54:36Z</updated>
   
   <summary> ایرانیان به خودباوری رسیدند...</summary>
   <author>
      <name>asad</name>
      
   </author>
         <category term="مطلب" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.mobarez-k.com/moxtalef/">
      <![CDATA[<p> </p><p align="center"><img style="WIDTH: 187px; HEIGHT: 117px" height="117" hspace="0" src="http://www.psikeba.com.ar/articulos/imagenes/zizek.gif" width="187" align="baseline" border="0" /></p><p align="center">ایرانیان به خودباوری رسیدند <br /></p>]]>
      <![CDATA[<p align="justify"><br />چهارشنبه, ۱۰ تیر ۱۳۸۸ - ۰۱ ژوئیه ۲۰۰۹ - ۰۶:۴۲<br />اسلاووی ژیژک، فیلسوف شهیر اهل اسلوونی و یکی از رهبران فکری چپ نوین در اروپا، از جمله کسانی بود که در روزهای گذشته زبان به انتقاد از حکومت و حمایت از معترضان ایرانی گشود. ژیژکژیژک خود از منتقدان انقلاب‌های مخملی و پمپاژ ارزش‌های غربی در جهان است. اما وی رخدادهای ایران را شبیه هیچ یک از انقلاب‌های مخملی نمی‌داند و برایش ارزشی کاملا متفاوت قائل است. وی استاد جامعه‌شناسی در دانشگاه لوبلیانا در اسلوونی و مدرس میهمان بسیاری از دانشگاه‌های اروپایی و آمریکایی است. ژیژک در دهه ۱۹۸۰، یکی از مخالفان فعال حکومت کمونیستی در یوگسلاوی سابق بود. اسلاووی ژیژک در یکی از سخنرانی‌های اخیرش برای دانشجویان دوباره به اتفاقات اخیر ایران پرداخته است.<br />خلاصه‌ای از این سخنرانی را می‌خوانید:<br />زمانی که یک رژیم خودکامه با بحران نهایی خود روبه‌رو می‌شود، آشفتگی و سراسیمگی آن معمولاً در دو حرکت خود را نشان می‌دهد؛ قبل از سقوط قطعی مردم تشخیص می‌دهند که بازی به پایان رسیده و دیگر از حکومت هراسی ندراند. نه تنها مشورعیت خود را از دست می‌دهد بلکه واکنش خشم‌آلود آن را مردم نشانه درماندگی حکومت می‌دانند.<br />درست مثل کارتون‌های کودکانه که در آن گربه‌ای در آخرین لحظات فرار به لبه پرتگاهی می‌رسد و در آن لحظه‌ای که به پایین نگاه می‌کند و زیر پای خود را خالی می‌بینند، سقوط می‌کنند. رژیم‌های خودکامه نیز چنین سرنوشتی دارند و فقط کافی است آنها را مجبور کنیم که به زیر پای خود نگاه کنند و پرتگاه را ببینند.<br />ژیژک قبل از ارائه تحلیل خود از مختصات حرکات اعتراضی فعلی در ایران به دیدگاه‌هایی اشاره می‌کند که به نظر وی درک درستی از این حوادث نمی‌دهند:<br />یک عده به غلط این جنبش را چیزی مشابه انقلاب‌های مخملی طرفدار غرب می‌دانند و فکر می‌کنند که این حرکات گام‌های اول برقراری یک نظام دمکراتیک غربی و پایان اسلام سیاسی در ایران است.<br />عده دیگری با ناامیدی از تحول در ایران ‌می‌گویند: لیافت مردم این کشور همین احمدی نژاد و حامیان آن هستند و بنابراین با دیدی انتقادی و ناباورانه به حرکات موجود می‌نگرند.<br />یک نوع اسلام رهایی‌بخش نیز وجود دراد و برای پیدا کردن آن لازم نیست به قرن دهم میلادی بازگردیم، آنچه که د رایران می‌گذرد نمونه زنده آن است.<br />و بالاخره گروه دیگری هستند که احمدی نژاد را قهرمان ملی ایران در مبارزه با خارجی‌ها می‌دانند و فکر می‌کنند که برخلاف تصویری که رسانه‌های غربی از او می‌دهند، وی در پی بهبود وضعیت اقشار فقیر و تحکیم استقلال ایران است. از نگاه این عده حرکات اعتراضی اخیر شبیه به کودتایی است که غرب علیه دولت ملی محمد مصدق به راه انداخت.<br />ژیژک یادآوری می‌کند که این سه دیدگاه با وجود همه تمایزها به حوادث اخیر ایران، از منظر کلیشه‌ای تقابل بین اسلام‌گرایی سیاسی و لیبرالیسم غربی می‌نگرند. به همین خاطر در مورد جایگاه بازیگران اصلی مثل محمود احمدی نژاد و یا میرحسین موسوی و یا در تحلیل خواست‌های مردم سردرگم‌اند.<br />به اعتقاد ژیژک، آن‌چه در ایران شاهد آن هستیم تلاش جمعیت وسیعی از مردم ناراضی برای زنده کردن آرمان‌های اولیه انقلاب ۵۷ است. به همین خاطر است که بسیاری از شعارها و نوع حرکات با آن دوران شباهت فراوانی دارد. این یک جنبش مشروع مردمی است و فعالان آن کسانی هستند که انقلاب اسلامی به رهبری آیت‌الله خمینی، به شعارها و خواست‌های آنها پشت کرده است.<br />احتمالا حکومت قادر خواهد شد که نیروی انفجاری جمعیت را کنترل کند. اما این دیگر آن رژیم سابق نخواهد بود بلکه حکومتی {...} در زمره دیکتاتوری‌های دیگر است. نتیجه هر چه که باشد ما شاهد تحولی در میزان اقتدار و خودباوری مردم ایران هستیم که ممکن است در هیچ یک از نسخه‌های کلیشه‌ای تقابل اسلام‌گرایی با دمکراسی لیبرال نگنجد.<br />نتیجه هر چه که باشد ما شاهد تحولی در میزان اقتدار و خودباوری مردم ایران هستیم که ممکن است در هیچ یک از نسخه‌های کلیشه‌ای تقابل اسلام‌گرایی با دمکراسی لیبرال نگنجد. اگر ما در غرب چنین تفاوتی را درک نکنیم و به ذات واقعی تحولات در ایران پی نبریم، نشان می‌دهد که خود ما نیز موازین دموکراتیک را فراموش کرده‌ایم و آماده پذیرش احمدی نژادهایی از نوع اروپایی آن هستیم. مردم ایتالیا هم اکنون با نمونه‌ای از آن در هیبت برلوسکونی مواجه‌اند، دیگرانی از این تبار و قبیله در انتظار رسیدن به قدرت هستند.<br />در ادامه ژیژک سعی می‌کند واقعیات مربوط به روش حکومت احمدی‌نژاد را برملا کند. به اعتقاد وی احمدی‌نژاد قهرمان اقشار کم درآمد ایران نیست و شیوه‌های او حتی موجب نگرانی و اعتراض بسیاری از رهبران روحانی شده است. همزمان او از تمام ابزارهای تبلیغاتی پیشرفته و جهت دادن به فضای جامعه سوءاستفاده می‌کند و یک طبقه ثروتمند نوکیسه نیز از او حمایت فعال می‌کند.<br />اینها کسانی هستند که قبل از قدرت‌گیری جناح وی صاحب امتیازهای اقتصادی انحصاری شده بودند. فراموش نکنیم که سپاه پاسداران و محافل قدرت اطراف آن یک سازمان شبه‌نظامی متشکل از اقشار فقیر نیست بلکه در سال‌های اخیر به یک شرکت غول آسای اقتصادی و مهم‌ترین مرکز سوداندوزی در ایران بدل شده است.<br />در آن سو نامزدهای معترض را داریم. مهدی کروبی یک اصلاح‌گرا و طرفدار آزادی برای فعالیت گروه‌های مدنی است اما موسوی را بیشتر باید نماد بازگشت به مدینه فاضله دوران انقلاب دانست. مدینه فاضله‌ای که آرمان‌های آن هنوز زنده است و به خواست‌های خود از جمله آزادی کامل نرسیده است.<br />به همین خاطر است که بخش زیادی از ایرانیان در حرکات اخیر خود علیه ربودن این انقلاب و آرمان‌های آن توسط یک گروه متحجر و تندرو به اعتراض برخاسته‌اند. حرکات اخیر یادآور روزهای انقلاب ایران است که پایه‌های یک حکومت استبدادی به لرزه درآمد و در فردای پیروزی آن همه چیز ممکن به نظر می‌رسید. به زبان دیگر جنبش اعتراضی کنونی «بازگشت سرکوب شدگان» انقلاب به میدان مبارزه است.<br />همه اینها نشان می‌دهد که واقعا یک نوع اسلام رهایی‌بخش نیز وجود دراد و برای پیدا کردن آن لازم نیست به قرن دهم میلادی بازگردیم، آنچه که د رایران می‌گذرد نمونه زنده آن است.<br />ژیژک در پایان این تحلیل ضمن اذعان به ناروشن بودن آینده حوادث در ایران می‌نویسد: بعید است که گربه از لبه پرتگاه سقوط کند. احتمالاً حکومت قادر خواهد شد که نیروی انفجاری جمعیت را کنترل کند. اما این دیگر آن رژیم سابق نخواهد بود بلکه حکومتی فاسد و منفور در زمره دیکتاتوری‌های دیگر است. </p><p align="justify" />]]>
   </content>
</entry>

</feed>
