به سايت مبارزين کمونيست خوش آمديد

 


آرشيو نوشته هاى "  اسد نودینیان "

August 5, 2007

سیاستهای جمهوری اسلامی در مقابل پناهجویان


اسد نودینیان : در شرایط کنونی و با توجه با سیاستهای راسیستی و ضد پناهندگی  دول اروپائی  سیاستهای مشترک و اقدامات هماهنگشان علیه خیل وسیع پناهندگی که بخش عمده این مهاجرین و پناهندگان عملا بدلیل سیاستهای ضد انسانی اینها  مجبور به ترک  کشور محل زیست خود  شده اند، مهاجرت میلیونی مردم عراق به كشورهاي مختلف و از جمله اروپا، فرار هزاران فعال سياسي و زنان و جوانان متنفر از حکومت مذهبی  از ايران، مهاجران و پناهندگان از افغانستان، سومالی، لبنان و…  اکنون مساله پناهنده پذیری را با مشکلات بزرگی در اروپا  روبرو نموده است•


 در این میان جمهوری اسلامی با سیاستهای که در زمینه برخورد به پناهندگی در پیش گرفته مشکلات و موانع جدی را برای پناهجویان ایرانی  ایجاد نموده که شناخت از این مشکلات و موانع و یافتن راه مقابله با آن مسئله ای است که امروز باید هر نهاد مدافع حقوق پناهندگی ایرانیان وضعيت جديد پناهنده پذيري را شناخته و به مقابله با این سیاستها بپردازد. در نوشته فوق تلاش من این خواهد بود که این موانع را نشان داده و تا انجا که بتوانم  به راه مقابله با این مسله بپردازم• امیدوارم که نوشته فوق بتواندبحث در این زمینه را در میان فعالین و نهادهای پناهندگی باز کرده تا بتوان راه مقابله واحدی را علیه این سیاستها یافت.  توضيح اينكه، متن اين مطلب، براي سخنراني در كنفرانس سالانه بيمرز آماده شده بود• من امیدوار بودم آنجا فرصتی بیشتر برای بحث حول این سیاستها می داشتیم،  كه بنا بدلائلي سخنراني من انجام نشد• امیدوارم با این مطلب بتوانیم باب این بحث را باز نمائیم. 

سياستهاي سختگيرانه دول اروپايي كه اكنون با محدوديتهاي بسيار عديده اي در بررسي پرونده پناهنده پذيري، تحميل شرايط سخت بر زندگي و معاش خانواده هاي پناهندگان، سرنوشت مبهم و نا روشن فرزندان آنها، موقتي كردن زندگي آنها و گرفتار كردن سرنوشت هزاران پناهنده در كريدورهاي بوروكراتيك و اداري كه با سياستهاي راسيستي دول اروپايي، اداره ميشود، بر كسي پوشيده نيست• ما امروز در تعداد زيادي از كشورهاي اروپايي و اسكانديناوي شاهد اين وضعيت اسفبار براي  صف هزاران نفر  پناهجویان هستيم• پناهندگاني كه از كشورهاي خود براي تامين حداقل زندگي امن، و بدور از تهديد و ارعاب و سركوب، با از دست دادن هست و نيست زندگيشان، در اروپا ساكن شده اند، در موقعيت كنوني وضعيتي به مراتب نا امن تر، پر دردسر و موقت روبرو هستند• بر ما و جامعه انساني، سازمانهاي مدافع پناهندگي، احزاب سياسي است كه اين موقعيت را برتابيم و راه حلهاي اساسي و انساني براي پايان دادن به وضعيت موجود را پيدا كنيم•

اجازه می خواهم به اخرین نمونه از اظهار نظر رژيم اسلامى حاكم بر ايران  اشاره ای داشته باشم . در رابطه با سفر منوچهر متکی و سکاندالی که در نتیجه این سفر عاید رژیم اسلامی و دولت سوئد شد، قشقائی سفیر رژیم اسلامی در سوئد در مصاحبه ای با تلویزیون رژیم اسلامی  چنین اظهار نظر می کند که " اولا بخشی از سرمایه گذاریهای سوئد در ایران  را ایرانیان مقیم سوئد در پروژهایي  بعهده دارند و به چند نمونه این پروژها اشاره می کند•" ضمن اشاره  به تظاهرات مردم و نیروهای سیاسی می گوید  "در کنار این نیز ( اشاره به جلساتشان بقول او با نخبه گان ایرانی) جمعی از عزیران بعنوان اپوزسیون فعالیت داشتند، این طبیعی است هویت اپوزسیون، اپوزسیون گری است همانطور که هویت و ماهیت ما هم تقویت روابط دوجانبه است. هر کداممون داریم کار خودمون  رو انجام می دیم و هیچ دعوایی هم با هم نداریم" . در همین مصاحبه اشاره می کند که با تعداد 400 نفر ایرانی نشست داشته اند. این  اولین بار نیست که  سفیر ایران در سوئد  این چنین در رابطه با مخالفان رژیم اسلامی اظهار نظر می کند• مصاحبه های سال قبل او با یکی از رادیوهای محلی استهکلم را خیلی ها شاید بیاد دارید .که چگونه خود را نماینده پناهجویان معرفی نموده و اظهار می داشت که آنها پذیرای پناهجویانی که خود نخواهند داوطلبانه به ایران باز گردند نیستند.
جمهوري اسلامي در متن سياستهاي راسيستي و ضد پناهندگي دول اروپايي و در كشور محل اقامت ما سوئد، براي تحميل فشارهاي بيشتر به پناهجويان ايراني، تلاش ميكند• در این رابطه  فشارهاي  اداره مهاجرت سوئد به پناهندگان ايراني، تا جايي كه پناهجويان مجبور شوند به سفارت جمهوري اسلامي براي تهيه پاس ايراني مراجعه كنند• امكان وجود يك روحيه اعتراضي بالا براي به عقب راندن سياستهاي راسيستي دولت سوئد را كم كرده است• اعتراضات موفق و ادامه كار ضمن اينكه كم نيستند و در مواردي با موفقيت و تغيير در سرنوشت زندگي پناهجويان منجر شده است، اما هنوز بعنوان يك بستر و شبكه عمومي كه سياستهاي راسيستي و دخالتهاي جمهوري اسلامي را كوتاه كند وجود ندارد• ما اكنون شاهديم كه صدها پناهجوي ايراني همراه سرنوشت مبهم و ناروشن خانواده هايشان مخفي زندگي ميكنند و در بلاتكليفي مطلق بسر ميبرند• كيس پناهجويان مخفي كيس آشنايي براي ايرانيها  مقیم خارج و سازمانهاي مدافع حقوق پناهندگي است•  پديد زندگي مخفي  اکنون به بخشي از مبارزه و همبستگي و حمايت تبديل شده است• بايد به اين مساله خاتمه داد• بايد زندگي مخفي و بلاتكليفي مطلق را به نفع يك مبارزه سراسري و تعرضي حل كرد•

مساله نسبتا آشنا و قابل توجه ديگري كه بر متن سياستهاي ضد پناهندگي و مشترك جمهوري اسلامي و دولت اروپائی، اجرا ميشود، مساله مهاجريني هستند كه از صاحبان سرمايه و جزو بازيگران سياست اقتصادي و سودآور براي هر دوكشور ميباشند• بطور واقعي ده ها هزار ايراني مهاجر كه بخش اعظم آنها از انسانهاي سياسي، مبارز و شريف تشكيل ميشود در سوئد زندگي ميكنند•  سفير مزدور  جمهوري اسلامي با علم  كردن ملاقات و جلسه منوچهر متكي با تعداد ۴۰۰ ايراني، آگاهانه قصد دارد، فضاي سياسي و اعتراض و همبستگي ايرانيان مهاجر و پناهنده را خدشه دارد كند• از ميان چهارصد ايراني كه در جلسه با متكي و سفير شركت كرده اند،  مزدوراني شناخته شده اي به اسامي "" بهرام و عباس" در شهر گوتنبرگ هستند، كه تحت لواي "خدمات" به همميهنان ايراني  ظاهر ميشوند• و عملا قصد دارند فضاي سياسي و اعتراضي ايرانيان مهاجر و پناهجويان را در مسير مماشات با دولت سوئد و جلوگيري از روحيه اعتراض و مبارزه در عرصه پناهندگي و اعتراض به جمهوري اسلامي را كه در خارج از كشور با برجستگي تمام انجام ميشود، بگيرند• ما بايد تلاش كنيم صف ده ها هزار پناهجو و مهاجر ايراني را كه در بيش از دو دهه گذشته در محكوميت جمهوري اسلامي در افكار عمومي مردم سوئد نقش داشته اند، جدا كنيم• راه ما اين است كه نشان دهيم ايرانيان مهاجر و پناهجو در صف جنبش عظيم و انقلابي كه مردم ايران براي بزير كشيدن و مرگ و نابودي جمهوري اسلامي در پيش گرفته اند، جدا است• ترندهاي سفير مزدور جمهوري اسلامي را بايد در ايجاد و برپايي اعتراضات وسيع عليه سياستهاي اين رژيم جواب داد• كم نبودند اعتراض و مبارزاتي كه صدها پناهجو و مهاجر ايران در كشورسوئد با شرکتشان به حضور مزدوران جمهوري اسلامي در شكل تظاهراتهاي اعتراضي و ميتينگ نقش اشتند• كم نيستند آكسيونهايي كه عليه زن ستيزي و اسلام سياسي و در دفاع از كارگران و دانشجويان و مبارزات مردم زحمتكش در خيابانهاي شهرهاي استكلهم و گوتنبرگ  که پناهجويان و مهاجرين درآنها نقش داشته اند•
اما  علیرغم تمام این فعالیتها ما شاهد تاثیرات این سیاستهای رژیم اسلامی در صف اعتراضی پناهجویان هستیم. کارکرد این سیاستها و و صدها لاف و گزاف زنیهای این عالیجنابان و نشستهای متداولشان با دولت سوئد عملا شرایط سختری را اولا در رابطه با پدیرش پناهندگان ایجاد نموده است ، ثانیا بهانه ای را به  دولت سوئد داده که با اشاره به این صف بازگشتها بخواهد سیاست ضد پناهندگیش را توجیه کند و از طرف دیگر همانگونه که گفتم در میان خود پناهندگان روحیه ای محافظه کارانه را ایجاد نماید که عملا می بینیم در صف اعتراض برای احقاق حقوقشان کمترین شرکت دارند . از نظر من همه اينها "دسيسه هاى " رژيم بايد اسم گذاشته شود. اين رژيم خودش بانى جهنم موجود در ايران است، بانى فرار آدمهاست. اين رژيم دشمن فرهنگ و انسانيت عليه همه مردم در دنياست و مشخصا عليه مردم ايران در هر كجاى دنياست. براى اين رژيم مردم ايران ابزارى هستند براى ادامه حكومتش، حتى وقتى پناهنده باشند ميخواهد كه ابزار و موجب تداوم حكومتش بشوند و اين يك سر ديگر همان حكومت است ..
چه باید کرد؛  می دانید با  فشارهاي پليسي و سیاستهای ضد انسانی که رژیم جمهوري اسلامي به كارگران و مردم زحمتكش ايران، دانشجويان، جوانان، زنان  در ایران ایجاد کرده، فرار از ايران و تلاش براي دستيابي به محل امن براي حفظ جان و امنيت و حرمت انساني ادامه دارد•   کدام زن و دختری هست که ارزو نکند روزی از این جهنم خلاصی پیدا کند این یعنی اینکه تا این از گور برخواسته ها بر جامعه ما حاکم باشند ما شاهد صف فراریان از این جهنم اسلامی خواهیم بود.راه چاره چیست ، انتظار 7 یا 8 ساله برای پذیرش؟

از نظر من راه چاره اصلی تلاشی متحد برای سرنگونی این بخت اسلامیست . این  کم دردسرترین و کم هزینه ترین راه است. اين كار را مردم در ايران مشغولش هستند. احزاب و جريانات سياسى براى آن در خارج كشور هم وجود دارند. از نظر ما پناهجويان هم نبايد از اين حركت غافل باشند. پناهجويان هم بايد به چنين احزابى براى سرنگونى رژيم همراه بشوند. تا آنجا كه به مساله پناهجويان و سياست مشخص ما در سازمان پناهندگى مربوط ميشود،  مادام این رژیم هست و مادام پناهنده خواهیم داشت راه چاره تلاشی متحدانه برای نشان دادن ایران بعنو ان کشوری ناامن است . نشان دادن واقعیتاتی که ناامنی را برای زندگی جوانی که دوست دارد مثل هر جوانی دیگری در این دنیا زندگی کند به موسیقی عشق ورزد دوست داشته باشد و دوستش بدارن ،  اینها جزوه داده های ابتدائی زندگیش باشد. باید این تلاش را سازمان داد این همگامی و همراهی با این تلاش در ایران ، سارمان دادن و شرکت در این تلاش در خارج کشور برای جلب افکار عمومی.

من در اين سخنراني كوتاه قصد آژيتاسيون و بيان واقعيتهايي كه زندگي نا امن و بدور از حرمت انساني را بر مردم ايران و هزاران فعال سياسي و مبارز كه حاضر نيستند به سركوب و تحقير رژيم اسلامي تن بدهند، نميشوم• مساله ما امروز اين است كه نشان دهيم و اعلام كنيم كه ميتوانيم، مبارزه كنيم، ميتوانيم جمهوري اسلامي و سياستهاي ضد انساني و همزمان سياستهاي راسيستي دولت سوئد و اروپايي را عقب بزنيم• مساله ما اين است كه راه ها را براي اعتماد به انسانهاي مبارز به كسانيكه زير بار تحقير سياست ضد پناهندگي قرار گرفته اند، پيدا كنيم و راه مبارزه مشترك را طرح ريزي كنيم• و با اعتماد به نفس بالايي انسانيت و حرمت و حق زندگي را كسب كنيم• اين راه حل ما است•

راه ما سخت است• اما انسانيت .  مردم مبارز در جامعه سوئد، در ميان مهاجرين و پناهجويان ايراني، سازمانهاي انساندوست، كارگران و زنان شريف هم كم نيستند كه در صفوف ما بايستند و مبارزه كنند• نمونه آن  همین تظاهراتهای باشکوه هزاران نفر مردم همین جامعه در سال 2005 برای اقامت عمومی را هزگط نباید از یاد برد.
دوستان پناهنده  بیان این واقعیات به ما نشان می دهد که باید کاری جدی را سازمان داد و این سیاستهای رژیم اسلامی را که جز ریاکاری و فریب چیزی بیش نیست را افشا نمود. اقای قشقایها اینجا دم از ازادی انتخاب بازگشت می زنند و در ایران جوانان و زنان را بجرم پوششان در ملاعام کت کاری و اتک حرمت می کنند کارگران را بجرم برگزاری روز خودشان اول مه دستگیر و زندانی می کنند دانجشویان را تحت فشار و احراج زندان قرار می دهند چه چیزی از این عیان تر ریا کاری اینها را نشان می دهد.
ما مصممیم و این تلاش را سازمان خواهیم داد و رژیم اسلامی را در این سیاتش رسوا خواهیم نمود

پيروز و موفق باشيد•


 
 

بازگشت به صفحه اول

Copyright © 2007 mobarez-k.com