به سايت مبارزين کمونيست خوش آمديد

 


آرشيو نوشته هاى "  مجيد حسينى "

August 3, 2007

در باره قرارهای پیشنهادی به پلنوم هفتم!


قبل از شروع، لازم به توضیح است که، این بحث راجع به مسائل سازمانی است، بخش زیادی از موضوع مورد بحث هنوز داخلی است، بناچار زبان این نوشته و طرح روشن و سرراست موضوعات محدویت و خصلت خاص خود را دارد.

همه اعضای حزب بطور گنگ و سربسته از وجود اختلاف نظر در رهبری حزب مطلع اند، اما طیف بسیار محدودی از این اعضا در جریان ابعاد  واقعی آن و ربط قرارهای پیشهنادی به پلنوم 7 مندرج در نشریه شماره "دو پلنوم"، مورخ  15 اسفند 1385 با این اختلافات، قرار دارند. ماجرای این اختلافات در کمیته مرکزی و پلنوم ۶ طرح شد، نامه هایی رد وبدل شد، کمیسیونی برای بررسی شکایات تشکیل گردید و غیره و بحث من راجع به این پروسه درون کمیته مرکزی نیست. اما نه اسناد و نوشته های رد و بدل شده مربوط به این اختلافات در اختیار کادر و اعضا قرار گرفته است و نه رهبری حزب در برخورد به آنها سیاست فکر شده ای داشته است و نه رهنمود و الگویی بدست تشکیلات داده است. در حالیکه نزدیک به پنج ماه است، خبر و شایعه این مسئله در حزب  و بیرون به گوش همه خورده است رهبری حزب "خونسردانه " نظاره گر جولان انواع تفاسیر و شایعات راجع به این اختلافات در سطح تشکیلات است و اقدام رسمی نکرده است. در ساده ترین اقدام که از رهبری یک حزب انتظار میرود، میشد با نوشتن نامه یک صفحه ای به تشکیلات، سیاست حزب را گفت و جهتی داد و از هر طرف جلو برخوردهای نادرست را گرفت.

 خارج از پروسه ای که این ماجرا در محدوده کمیته مرکزی از سر گذرانده است، موضوع این اختلافات و چگونگی آن، در درون تشکیلات حزب به حال خود رها شده است. طبیعی است، در خلاء سیاست و روش برخورد رسمی رهبری به این مسئله روش و سیاست دیگری در سطح حزب جای آن را پر می کند و تقویت میشود. کادر و اعضای حزب، جمعها و محافل مختلف درون تشکیلات، تا رسیدن موضع رسمی کمیته مرکزی، منتظر نمی مانند، سکوت نمی کنند و بر اساس روایتهای موجود و درگوشی و محفلی راجع به این اختلافات خط میگیرند و خط می دهند و به قضاوت می نشینند. بر این اساس دوری و نزدیکی ها  و ذهنیت ها، بر مبنای احکام صادر شده درون محافل در حزب شکل گرفت. کمیته رهبری و دفتر سیاسی حزب در برخورد به این اختلافات رهبری نکردند، دنباله رو بودند، و صرفا در نقش فردی هر یک بنوعی و با تعابیر خود در این روند خود بخودی در درون حزب نقش داشتند. حاصل این روش هر چه باشد، حزب و انسجام آن ضربه دیده است. نفع گروهی و محفلی، وقتی بخشی از رهبری هم عملا به این روش برخورد کرده باشد، با مصلحت عمومی حزب و ساختن حزب سیاسی بزرگ و مبانی ان سازگار نیست. سرانجام روند شایعه سازی و محفلی حول این اختلافات را نوشته های ایرج فرزاد و حسین مرادبیگی (حه مه سور) و عبدالله شریفی قطع کرد و موضوع را به سطح دیگری برد. علیرغم  هر نقدی به این نوشته ها وارد باشد چیزی از جایگاه مثبت نوشته ها در این رابطه کم نمی کند. رهبری حزب در برخورد به این اختلافات دو بار اشتباه کرده است، بار اول در جریان بروز اختلافات قبل از کنگره اول، بار دوم  در برخورد به اختلافات و گسترش ان در دوره بعد از کنگره. این جریان آزمونی برای رهبری حزب و چگونگی برخورد به اختلاف نظر در حزب بعد از منصور حکمت بود.

امتداد این روش برخورد رهبری حزب درمتن تعدادی از قرارهای پیشنهادی به پلنوم 7، در نحوه طرح علنی این اختلافات بطور غیر مستقیم و از پهلو و در قالب این قرارها خود را نشان میدهد. قرارهای پیشنهادی اولین عکس العمل علنی و رسمی روبیرون جمعی از رهبری حزب در رابطه با اختلافات جاری است. من  بسیار فشرده به نکاتی در همین محدوده اشاره میکنم. هدف این نوشته ارزیابی از کلیت این ماجرا و حتی در سطح محدودتری ارزیابی از پروسه طی شده آن در محدوده کمیته مرکزی و جمع رفقایی که اختلاف سیاسی با حزب دارند نیست.

 گفتم بعضی از اعضای حزب متوجه ربط این قرارها با آن اختلافات هستند، اما اکثریت اعضای حزب، و در بیرون از حزب اشخاص علاقه مندی که مسائل سیاسی و رویدادهای مربوط به احزاب را تعقیب میکنند با خواندن قرارهای پیشنهادی، متوجه وجود مشکلات و موضوعی در حزب میشوند که از دید امضا کنندگانش چنین قرارهایی را ضروری  کرده است. در حالیکه خود آن موضوع گم و نا پیدا است. به مجموعه قرارها دقت کنید گرایش موهوم و شبح مانندی را در مقابل حزب می بینید. گویا این شبح دست به اعمالی خلاف حزب و اصول حزبیت میزند و پیشنهاد دهندگان قرار کمرهمت به نجات حزب بسته اند و با دادن قرار میخواهند برخورد "قاطعانه" به آن انحرافات بکنند. این احکام وقتی صادر میشود که نه جامعه و حتی نه اعضای حزب بدرستی از ماجرا مطلع نیستند. اشکال اصلی این متد برخورد، فقط  قطع مباحث بسرانجام نرسیده سیاسی و روند ناقص آن بوسیله احکام تشکیلاتی نیست. احزاب سیاسی نمی توانند مدتهای طولانی خود را سرگرم جدل درونی کنند، باید تلاش کنند در حد اقل زمان ممکن هر بحث و جدل سیاسی را به نقطه ای برسانند و حزب را روی وظایف سیاسی خود ببرند، از این نظر ایرادی به این جهت وارد نیست. ایراد به سنتی است که در جریان این اختلافات به تعریف دیگری از حزب سیاسی و مبانی ان و تئوری تشکیلات پرو بال داده است، ایراد به تصویر سازی غیر واقعی از مخالفین سیاسی در قالب قرارتشکیلاتی و همزمان درز گرفتن اتوماتیک وار نقش تعداد معینی از رهبری حزب در ایجاد شکاف در حزب است. رسالت قرارها، از این نظر، در متن بی خبری بدنه کادری حزب و تمامیت تشکیلات حزب و جامعه از اختلافات موجود،  به نرم تبدیل کردن  این روشها و پایه گذاشتن سنتی در حزب است که سنت کمونیستها نیست. امضا کنندگان قرارهای پیشنهادی با این حرکت تاوان ضعف وناتوانی و نتایج عملی سنت خود را به گردن جریان انتقادی آویزان می کنند و فرهنگ ضد انتقادی درحزب را قوام می دهند. منشاء این سنت تشکیلاتی، سیاست و سنت سیاسی چپ آشنایی است که عمری را همه ما با ان سر و کله زده ایم که البته این سطح دیگری از بحث این ماجرا است که مورد نظر این نوشته نیست.

 مشکل تا کنونی ما در حزب موازین نوشته شده اش نیست، تعریف دلبخواه از این موازین و مهم تر از این میدان داری سنت و روشهای نوشته نشده ای است که برای اولین بار در متن و روح حاکم بر اکثریت قرارهای پیشنهادی جمعی از رهبری، شکل کتبی هم بخود گرفته اند. اگر هم، این اختلافات پیش نمی امد، طبیعی بود که نویسنده و یا نویسندگان چنین قرارهایی برای ساختن حزب مورد نظر خود و حرکت در جهت کندن حزب از سنت تاکنونی کمونیسم منصور حکمت، مضمون چنین قرارهایی را تحت شرایط دیگری تدوین میکردند. بنابراین خطاب اصلی قرارها  که ظاهرا من و تعداد دیگری هستیم، در اساس حزب و تمام اعضای ان و مبانی اصول حزبیتی است که منصور حکمت سنتهایش را تثبیت کرده است.

اگر این قرارها در شرایط دیگری پیشنهاد می شد، در بطن این کشمکش معین طرح نمی گشت، یا اینکه بدنبال ارزیابی رسمی کمیته مرکزی حزب و به سرانجام رساندن سرنوشت این مباحثات از نظر رهبری حزب، نه حتی از نظرجریان انتقادی، داده میشد، نقدها بعنوان نقد به حساب می آمد و بخشی از این ایرادات و نگرانی از شکاف در رهبری حزب جا نداشت. اکنون اختلاف نظر هست، مباحث در هیچ سطوحی از تشکیلات و مخصوصا در مرکزیت آن به جایی نرسیده است و با قرار وارد شدن در وسط یک دعوای سیاسی نا تمام و ناشناخته برای حزب و جامعه، اشتباه محض است و دسته بندیهای درون رهبری حزب را تشدید می کند. در سطح دیگری، قرارهای پیشنهادی رابطه و مرزحزب با جریان انتقادی فعلی و هر مخالف احتمالی دیگری را از نظر هر دو طرف سیاه و سفید کرده است و میدان اتهام و مارک زنی را باز کرده است و در نتیجه ادامه کاری و فعالیت این جمع معین در حزب سخت تر میشود. هنوز قرارها تصویب نشده اند، رفیقی در مسئولیت کلیدی یکی از ارگانهای اصلی رهبری حزب از آن روحیه گرفته است، افتخار مارک زنی و تهدید و نهایت اتهامات ممکن در یک حزب سیاسی را طی نامه رسمی تقدیم ما کرده است.  

 وقتیکه جمع امضا کنندگان قرارهای پیشنهادی نیاز آنچنانی به متقاعد و همفکر کردن بقیه اعضای مرکزیت حزب نمی بینند، احکام تشکیلاتی را جلو مباحث و خط و خطوط انداخته اند، دانسته یا ندانسته دارند بمثابه جمع و فراکسیونی اعلام نشده ای در مقابل بقیه مرکزیت حزب عمل می کنند و در نتیجه باید انتظار تقابل جمعی را داشته باشد و سطحی از کشمکش جمع های موافق و مخالف قرار به حزب تحمیل میشود که غیر لازم و قابل اجتناب است. این روش صدور و ارائه  قرار در حزبی که مشکل دارد، بضرر انسجام مرکزیت و به تبع آن کل حزب است. در چنین شرایطی درست تر بود نویسنده هر قراری بنام خودش قرار و قطعنامه به پلنوم پیشنهاد کند، این واقعی تر است و فضای باز و راحت تری در مباحث بوجود می آورد.  حتما جواب این است که این حزب سیاسی است، حزب مصوبات و قرار و قطعنامه ها است و برای اینها رای گیری میشود و آدمها بالغ و عاقلند و کسی مخالف است رای ندهد و غیره. این جوابی است قانونی و درست و در نگاه اول کامل به نظر میرسد و ظاهرا ایرادی به آن نیست. اما این جواب در هر حزبی سیاسی و بخصوص در این حزب معین جواب نیست، سیاستی است که زحمت هم نظر و متحد کردن بالای حزب را بخود نمیدهد، ادای حزب سیاسی در آوردن را به جای تلاش برای آن میگذارد و دارد در احکام تشکیلاتی حزب سیاسی را جستجو میکند. چنین روشی به جای منسجم کردن حزب و مرکزیت ان جمع محدودی از بالای حزب را بدور هم فشرده میکند. اکنون قرار و قطعنامه محور است و طوری از آن بحث میشود که انگار پی بردن به خاصیت مصوبات و جایگاه آن ابتکار و بدعت و نو آوری حزب ما در این دوره است. مگر ما از دوره حزب کمونیست ایران تا حزب کمونیست کارگری ایران دوره منصور حکمت، حزب قرارها و مصوبات نبوده ایم؟ مگر منصور حکمت و همه ما همیشه نگفته ایم که اشکال ما در کمبود قرار و قطعنامه نیست و اشکال در وجود سنت و گرایشاتی است که تحت شرایط های مختلف سیاسی به اشکال گوناگونی در حزب منعکس میشوند؟ چرا امروز  قرار و قطعنامه دارد مترادف با حزب سیاسی و تا حد جایگزینی حزب سیاسی تقدیس میشود و بحث سنت و گرایش و مکانیسم های رسیدن به حزب سیاسی و تلاش عظیم و همه جانبه ای که از ما می طلبد، در میان نیست؟ نشان دادن قطعنامه و مصوبات بعنوان فاکت تبدیل حزب به حزب سیاسی بیان سطحی نگری عمیقی در حزب است و این متد بطور نا مناسبی حزب را از خود راضی نگاه میدارد، آن را در جدل با سنتهای غیر کمونیستی در جامعه  و درون خود بی خیال میکند، تصویر غیر واقعی و نازلی از گذشته سنت حزبی ما بدست میدهد.

حزب بدون قرار و قطعنامه و مصوبه حزب نیست، این درست، اما تمام هنر رهبری این است حزب را تا حد امکان بدور آن مصوبات متحد و شاداب نگاهدارد و به اندازه جایگاهی که قرار و قطعنامه دارد بر دوش آنها بار بگذارد. رمز موفقیت رهبری حزب حکمتیست بعد از منصور حکمت در گروه گسترش و استحکام روشی در رهبری حزب است که دخالت هر چه بیشتر کادرها در امور حزب و سیاستهای آن را تضمین کند و بهر درجه ای اکثریت بالاتری از کادر و اعضای حزب احساس کنند در مشکلات و هدایت به پیش بردن حزب سهیم اند و دخالت دارند فاکتی است قوی از شیوه درست رهبری در حزب. حزب مهم است، همیشه مهم است و بخصوص در این دوره که جدل های سیاسی و طبقاتی به خیابانها کشیده شده است، آن کسی رهبر است، آن مرکزیتی سیاسی و تیز است که در درجه اول حزب، در درجه دوم حزب، در درجه سوم حزب و  انسجام آن را بعنوان ابزار شرکت در این جنگ و جدال طبقاتی متحد و رزمنده نگاه دارد تا بتواند نقش مثبتی بحال جامعه و طبقه کارگر و مردم ایفا نماید.
 
نگاهی مختصر به چند قرار!

محتوا و جهت عموی قرارهای پیشنهادی، ست آپ دیگری به حزب میدهد و با افق ساختن حزب بزرگ و توده ای که به کسب قدرت سیاسی چشم دوخته است خوانایی ندارد. این شیوه ها برای جمع و جور کردن یک حزب معمولی که فقط میخواهد "باشد" عالی است. آن سیستم خرده بورژوایی و چپی که فکر می کند هر مخالفت و جریان انتقادی اوضاع را بهم میریزد و جریان بر وفق مراد به پیش نمی رود، از جدل نظری عصبانی است. تصویب این قرارها، پروبال دستاوردهای تا کنونی ما و مصوبات قبلی حزب در پلنوم دهم دوره منصور حکمت و متمم اصول سازمانی مصوب دفتر سیاسی حزب حکمیست را قیچی میکند و غلظت شرط و شروط فعالیت هر جریان انتقادی در حزب را بطور نادرستی بالا برده است. بعضی از قرارها فرموله کردن مباحث و ذهننیت های محفلی درون تشکیلات راجع به این اختلافات و ارتقای آنها تا سطح اصول و موازین است.

در" قرار شماره 1- قرار در مورد تضمین وحدت اراده در حزب" در چندین بند و در مقدمه بعد از بندها سطوح مختلفی از بحث های جداگانه مربوط و نا مربوطی را با هم قاطی کرده است تا بگویند حزب " کمترین تحمل را در زیر پا گذاشتن مقررات، روش ها و تصمیات مصوب حزبی را دارد." در زیر تیتر نتیجه گیری این قرار جمله بالا را نوشته است. "کمترین تحمل" محور و پیام اصلی و فلسفه این قرار است. این قرار، جایگاهی بجز بیان علنی عصبانیت امضا کنندگان آن بر اساس ذهنیت و نظرشان در تقابل با جریان انتقادی رفقای دیگر ندارد. اصول سازمانی حزب و مصوبات حزب در کلیت خود و بطور مشخص در رابطه با زیر پاگذاشتن مقررات حزبی بندهای صریح و روشن دارد. اگر حزب اضافه کردن بندی به آن اصول سازمانی را ضروری میداند خود بند را طرح کند. اعلام عصبانیت حزب رو به جامعه لازم نیست. کارکرد دیگر و فوری این قرارکشیدن انگشت اتهام  بطرف تعداد معینی است.

"قرار شماره 5-  مقررات تکمیلی در مورد ایجاد فراکسیون"، قرار و مقررات محال کردن تشکیل فراکسیون در حزب است. خاصیت این قرار پس گرفتن آن حق و حقوقی است که متمم اصول سازمانی حزب در مورد تشکیل فراکسیون برسمیت شناخته است. بندهای 3 و 4 این قرار راه تفسیر و مانع تراشی در راه ایجاد فراکسیون به بهانه های گوناگون را باز کرده است که میشود ماهها و سالها از تصویب فراکسیون به بهانه ناقص بودن پلاتفرم سیاسی آن و ....جلوگیری کرد. فراکسیون که در واقع تضمین حق انتقاد از جانب اقلیت حزب است، به این ترتیب به امری محال تبدیل شده است، چرا که طبق این قرار این نه خود کسانی که میخواهند فراکسیون تشکیل دهند، بلکه اکثریتی که حزب را در دست دارند تعیین میکنند که فراکسیون چگونه است. در بند 7، فراکسیون و مرکزیت حزب بعنوان دو فراکسیون در مقابل هم تعریف شده اند و رای گیری جلسات بر حسب تعلق فراکسیونی  صورت میگیرد. در این صورت در هر رای گیری، تعداد آرا طرفین از قبل مشخص است، اگر نتیجه رائیها خلاف این از کار در آمد معلوم میشود کسی و یا کسانی در آن جلسه قرار را نقص کرده است. چه برخوردی به رای دهنده ای که قرار را زیر پا گذاشته است میشود، چگونه شخص نقص کننده این قرار در رای گیری مخفی پیدا می کنید و در نتیج این قرار بازار حدس و گمان  و شک کردن گرم میشود برای کشف رای دهنده خاطی کشف براه می افتد. اگر عضوی از این دو فراکسیون، رفیق دیگری خارج از فراکسیون خود را برای انجام کاری و مثلا انتخاب در دفتر سیاسی را مناسب تر از عضو هم فراکسیونی خود دانست باید خلاف نظر خود و خلاف مصلحت حزب رای دهد و تابع این مقررات قرار باشد؟ این چه قرارو سیاستی است که بوسیله احکام نظر و رای افراد را رقم میزند؟ این قرار از موضع کسی که فراکسیون مرکزیت حزب را همیشه اکثریت و محق میداند و فراکسیون مقابل را نا حق و همیشه اقلیت به حساب میآورد نوشته شده است. این قرار تشکیل فراکسیون نیست، قرارجنگ تن به تن کادر و اعضای حزب تا دو تکه کردن حزب در صورت تشکیل فراکسیون است.

 "قرار شماره 7 در مورد نحوه پیش برد اختلاف نظر در حزب"
این قرار در رابطه با اختلافات جاری درون حزب و بر اساس تصویر و روایتهای خودبخودی که توسط محافل در تشکیلات شکل گرفت و از طرف تعدادی از امضا کنندگان قرار باد زده شد تنظیم شده است. خطاب این قرار جریان انتقادی درون حزب و تصویر سازی کاذب و غیر واقعی از آن است.
 
در بندهای 2 و 3 قرار به "تحریم فعالیت در ارگانهای حزبی..." و  به "تبلیغ و تشویق تحریم نشست ها،.." به عنوان یک شیوه اعتراض انحلال طلبانه و ضد حزبی اشاره شده است. اینجا اعلام می کنم که تحریم فعالیت هیچ ارگانی و تشویق به تحریم هیچ نشستی از طرف هیچکسی صورت نگرفته است. منشا این احکام کاندید نشدن من و ایرج فرزاد در کنگره برای کمیته مرکزی حزب و شرکت نکردن ما در جلسه شورای کادرهای کردستان و کمپینی است که حول این دو موضوع علیه ما براه اندخته شد. ما در یک کنگره علنی و قانونی خود را کاندید نکردیم، گناه کردیم و توضیحی لازم دارد تا بگوئیم این حق ما است؟ این چه فرهنگ سیاسی و سنتی است که بخاطر این تصمیم علیه ما فضا سازی کرد و گوشه و زوایای تشکیلات را با  آن مسموم کردند و امروز بنام "تحریم فعالیت در ارگانهای حزبی" از آن اصول و قطعنامه در میآورند؟ بعد از کنگره استعفای خود از کمیته کردستان را طی نامه ای به این کمیته دادیم و پس از یک کش و قوس بالاخره رسما پذیرفته و ثبت شد حالا چرا بنام تحریم نشست ها قرار میشود؟ ما عضو این ارگان نبودیم و مانند بقیه در آن شرکت نمی کنیم، ایرادی هست؟ وانگهی ما به این شیوه رهبری و بعضی ازسیاستهای حزب انتقاد جدی داریم، مگر اختلاف داشتن این تاوان را دارد، چرا یک بار بخاطر عضو نبودن در کمیته مرکزی و کمیته کردستان و بار دیگر بخاطر شرکت نکردن در جلسه ای که مربوط به ما نبود علیه ما کمپین میشود؟ خاصیت این قرار برجسته کردن مقطعی از پروسه این اختلافات در نیمه راه آن بر اساس تصویر غیر واقعی  است بمنظور فاکتور گرفتن نقش مسببین اصلی اوضاع فغلی.

خارج از ما، این قرار رو به تشکیلات قانونی و علنی است برای فعال در شرایط مخفی و کارگری که به هزار و یک دلیل نمی تواند به جلسه بیاید بدرد نمی خورد. اگرفرد دیگری مایل به فعالیت در ارگانی نبود و یا بدلایلی در نشستی شرکت نکرد و دلایل دیگری در توجیه حرکت خود آورد چگونه خلاف آن را ثابت می کنید؟ اگر گفت مریض بودم، کار داشتم، ترافیک بود و.. توجیهاتش قبول است؟ بند یک این قرار تناقض و ناروشنی های زیادی دارد و امکان هر نوع تفسیری و کار بردی را باز کرده است. از طرفی به قابل تعمیم بودن روش فردی و جمعی مخالف سیاسی تاکید دارد و از طرف دیگربر نتیجه روش فرد و جمع تاکید می کند که باید نتیجه اقدام طرف حزب را تحکیم و تقویت کند. اگر موارد غلط، غیر قابل تعمیم از نظر این قرار مشخص نباشد، قبل از هر چیزی تعریف ازقابل تعمیم و غیر تعمیم و به نفع حزب است و یا بضرر حزب مورد نزاع و کشمکش بی انتهایی در حزب میشود. بسیاری ازحرکات سیاسی آنی و فکر شده و نشده هست که قابل تعمیم نیست و رویدانشان طبیعی و حتی مثبت است. بعلاوه پیش میآید که یک حرکت غیر قابل تعمیم  سیاست و جواب درستی برای یک هدف محدود سیاسی است و نباید بنام قابل تعمیم ابتکار و تشخیص افراد را فیکس کرد. اگر کسی در جلسه ای از روی عصبانیت بیرون رفت حرکتش قابل تعمیم نیست و طبق این قرار ضد حزبی و انحلال طلب می شود. بعلاوه طبق اصول سازمانی حزب عضو حزب اصلا موظف به شرکت در هیچ جلسه حزبی نیست. اگر به دلایل دیگری، از جمله نقش رهبری حزب، شرکت اعضا و کادرها در نشستهای حزبی افت کرده باشد، به جای یافتن ریشه های بی نقشی رهبری، اصولی نیست که تعدادی از منتقدین سیاستهای حزب، محملی برای سرپوش گذاشتن بر ضعف و کمبودهای رهبری حزب و کاهش اتوریته معنوی آن در حزب معرفی شوند.

ایراد به این قرارها بسیار بیشتر از این است، قرار پیشنهادی و علنی رفقا آذرمدرسی و خالد حاج محمدی برای تقبیح ایرج فرزاد و عبدالله شریفی و نوشته محمد فتاحی در نقد نوشته ایرج دقت و احساس مسئولیت بیشتری از همه ما و مخصوصا از کمیته مرکزی حزب در این پلنوم طلب می کند.

مجیدحسینی
 majid.hosaini@gmail.com

24 مارس 2007


 
 

بازگشت به صفحه اول

Copyright © 2007 mobarez-k.com