<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
   <title>مقالات</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.mobarez-k.com/maqalat/" />
   <link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.mobarez-k.com/maqalat/atom.xml" />
   <id>tag:www.mobarez-k.com,2009:/maqalat//2</id>
   <updated>2009-07-23T06:27:18Z</updated>
   
   <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/">Movable Type 3.35</generator>

<entry>
   <title> گفتگو</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.mobarez-k.com/maqalat/2009/11/post_39.html" />
   <id>tag:www.mobarez-k.com,2008:/maqalat//2.743</id>
   
   <published>2009-11-28T05:29:38Z</published>
   <updated>2009-07-23T06:27:18Z</updated>
   
   <summary>مردم بايد انتخاب کنند گفتگو با انترناسيونال هفتگى درباره وحدت اپوزيسيون ######جنبش توده اى براى سرنگونى رژيم آغاز ميشود- مصاحبه با انترناسيونال مرداد ٧٨...</summary>
   <author>
      <name>asad</name>
      
   </author>
         <category term="منصور حکمت،" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.mobarez-k.com/maqalat/">
      <![CDATA[<p align="center"><a href="http://images.google.se/imgres?imgurl=http://xs215.xs.to/xs215/07211/zhoobin001b.jpg&imgrefurl=http://kambiz-haghiri.blogfa.com/8609.aspx&usg=__eqT3KJwpCX1JMLui_kUHO2ljiBg=&h=386&w=377&sz=64&hl=sv&start=1&tbnid=J4y6dUb6WTCDMM:&tbnh=123&tbnw=120&prev=/images%3Fq%3D%25D9%2585%25D9%2586%25D8%25B5%25D9%2588%25D8%25B1%2B%25D8%25AD%25DA%25A9%25D9%2585%25D8%25AA%26gbv%3D2%26hl%3Dsv%26sa%3DG"><img width="120" height="123" style="BORDER-BOTTOM: 1px solid; BORDER-LEFT: 1px solid; BORDER-TOP: 1px solid; BORDER-RIGHT: 1px solid" src="http://tbn2.google.com/images?q=tbn:J4y6dUb6WTCDMM:http://xs215.xs.to/xs215/07211/zhoobin001b.jpg" complete="true" complete="true" /></a></p><p align="center" /><p align="center"><font color="#0000ff" size="2"><a href="http://hekmat.public-archive.net/fa/2100fa.html"><font color="#0000ff"><strong>مردم بايد انتخاب کنند <br />گفتگو با انترناسيونال هفتگى درباره وحدت اپوزيسيون</strong></font> </a></font></p><p align="center"><font size="2">######</font></p><h3 align="center"><a href="http://hekmat.public-archive.net/fa/1400fa.html"><font size="2">جنبش توده اى براى سرنگونى رژيم آغاز ميشود- مصاحبه با انترناسيونال مرداد ٧٨</font></a></h3>]]>
      <![CDATA[<p />]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title></title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.mobarez-k.com/maqalat/2009/10/_8.html" />
   <id>tag:www.mobarez-k.com,2009:/maqalat//2.1666</id>
   
   <published>2009-10-13T08:24:22Z</published>
   <updated>2009-08-04T21:03:51Z</updated>
   
   <summary>مبارزان کمونیست شماره 9 منتشر شد.  برای دریافت اینجا را کلیک کنید ...</summary>
   <author>
      <name>asad</name>
      
   </author>
         <category term="مبارزان کمونیست" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.mobarez-k.com/maqalat/">
      <![CDATA[<p align="center"><img width="117" height="149" align="baseline" style="WIDTH: 117px; HEIGHT: 149px" src="/maqalat/m-k-9.jpg" border="0" hspace="0" complete="true" /></p><p align="center"><a href="/maqalat/m-komonist-9-.pdf"><font color="#333333"><strong>مبارزان کمونیست شماره 9 منتشر شد. </strong></font></a></p><p align="center"><a href="/maqalat/m-komonist-9-.pdf"> برای دریافت اینجا را کلیک کنید<br /></a> <br /></p>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>مطلب</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.mobarez-k.com/maqalat/2009/08/post_124.html" />
   <id>tag:www.mobarez-k.com,2009:/maqalat//2.1705</id>
   
   <published>2009-08-10T06:06:55Z</published>
   <updated>2009-08-16T19:43:07Z</updated>
   
   <summary>کمونیسم ملی و فراخوان به اعتصاب عمومی مردم در کردستان!##########حمله ۲۸ مرداد ۵۸،   نقش حزب دمکرات کردستان ايران!...</summary>
   <author>
      <name>asad</name>
      
   </author>
         <category term="مجيد حسينى" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.mobarez-k.com/maqalat/">
      <![CDATA[<p align="center"><img width="93" height="109" align="baseline" style="WIDTH: 93px; HEIGHT: 109px" src="/maqalat/Majid1.jpg" border="0" hspace="0" complete="true" complete="true" /></p><p align="center"><a href="/maqalat/2009/08/post_124.html">کمونیسم ملی و فراخوان به اعتصاب عمومی مردم در کردستان!</a></p><p align="center">##########</p><p align="center"><br /><a href="http://mobarez.web.surftown.se/?p=2059"><font color="#0000ff">حمله ۲۸ مرداد ۵۸،   نقش حزب دمکرات کردستان ايران!</font></a></p><p align="center" />]]>
      <![CDATA[<p align="justify">بمناسبت 28 مرداد سالگرد صدورفرمان حمله به کردستان از طرف خمینی، دفتر سیاسی حزب حکمتیست در تاریخ 23 ژوئیه 2009 فراخوانی بنام &quot;فراخوان به اعتصاب عمومی مردم کردستان در سی امین سالگرد 28 مرداد&quot; داده است. در نظر دارم درمورد جایگاه این فراخوان در چهار چوب سیاست های این حزب، موضع کمونیستی در قبال اعتصاب، اشکالات به این فراخوان و بطور کلی ترجمه عملی سیاست این حزب در کردستان بپردازم. اما قبل از آن اشاره به نکاتی بمناسبت سالگرد 28 مرداد را لازم میدانم.</p><p align="justify">در 28 مرداد سی سال پیش (سال 1358) خمینی جلاد دستور حمله سراسری به کردستان را صادرکرد. از آن روز تاکنون جامعه کردستان و شهر و روستاهای آن جولانگاه نیروهای سرکوبگر رژیم است و فضای نظامی و ارعاب بر این را منطقه حاکم کرده اند. ضد انقلاب اسلامی جنگ خود با مردم را با توپ باران شهر و روستاها، اعدامهای دسته جمعی، قتل عامهای متعدد و کشتار مردم تا به امروز ادامه داده است. آن زمان این حمله رژیم با اعتراض مردم در شهرهای ایران و در دانشگاها در حمایت از مردم کردستان جواب گرفت. بهر میزانی که جمهوری اسلامی توانست این اعتراضات را در تهران و دیگر شهرهای ایران به عقب براند، دامنه وحشیگری و جنایات خود در کردستان را وسعت میداد. حاصل مبارزات مردم در شهرهای ایران و مقاومت مردم در کردستان به ناکامی این حمله رژیم و عقب نشینی آن انجامید و در نتیجه آن احزاب و نیروهای مسلح بشهرها بر گشتند. آنچه در کردستان بنام &quot;جنبش اول &quot; مشهوراست حاصل این مقاومت و مبارزات هماهنگ و مشترک مردم در ایران و در کردستان با هم بود. فرماندهان و مجریان حمله به کردستان و قتل عام زندانیان در سالهای 60 و سنگسار زنان و اعدام کودکان و به گلوله بستن کارگران توسط سران دو جناح رژیم و از جمله سران جناح موسوم به اصلاح طلب از جمله آقای  جلائی پور که مسئولیت مستقیم اعدامهای سال ۵۹ مهاباد را بر عهده داشت، و جلاد مستقیم خمینی، خلخالی، پدر خوانده های جناح سبز و سیاه فعلی جمهوری اسلامی اند. امروز ترس از سقوط  نظامشان توسط مردم همه اینها را به جان هم انداخته است. دوره فعلی بار دیگر ضرورت و اهمیت مبارزه و اعتراض همزمان و هماهنگ مردم در ایران و کردستان را برای بزیر کشیدن جمهوری اسلامی حیاتی کرده و فراخوان به اعتصاب باید همبستگی مبارزاتی و احساس هم سرنوشتی در بین مردم را تقویت بنماید. کمونیستها با محفوظ کردن رابطه مردم کردستان با بقیه ایران و با جواب روشن و عادلانه به مسئله ملی، ناسیونالیسم کرد را در تنگنا قرار داده اند و زمینه های مادی این همبستگی را محکم کرده اند. جمهوری اسلامی با سرکوب مردم و حمله به دستاوردهای انقلاب 57 در شهرها و دانشگاهها و مدارس و کارخانه ها زمینه حمله 28 مرداد را فراهم آورد و مقاومت مردم کردستان در برابر حمله رژیم، کردستان را &quot;سنگر انقلاب&quot; کرد و نه سنگر منحصرا کردستانی. قبل از حمله 28 مرداد جمهوری اسلامی تازه سر کار آمده به خوزستان حمله کرد، به ترکمن صحرا حمله کرد، به دانشگاهها حمله کرد، به زنان حمله کرد به روزنامه ها و رسانه های غیر دولتی حمله کرد و فعالیت سازمانها چپ را ممنوع کرد. 28 مرداد به همه مردم مبارز به همه آزادیخواهان در ایران و در کردستان مربوط است. ناسیونالیست ها دوست دارند 28 مرداد را کردستانی کنند و فراخوان امروز حزب حکمتیست (حککح) به اعتصاب عمومی در کردستان دقیقا همین کار را میکند. در این نوشته  تمرکز بحث بر سر روشن کردن همین نکته است و پنهان کردن یک موضع صراحتا راست با پز &quot;مرزبندی&quot; با سبز و سیاه زیادی ناشیانه است. اگر نیروئی مدعی چپ تازه پس از سی سال از عمر جمهوری اسلامی هنوز بخواهد نشان بدهد که با جناحهای رژیم اسلامی مرزبندی دارد، اوضاعش تعریف زیادی ندارد. اینجا بحث بر سر جایگاه این فراخوان و لایروبی کانالهای تحرک ملی گرائی در شرایط پر تحول و پیچیده امروز توسط این حزب است. </p><p align="justify">اینکه آیا اعتصابی در کردستان صورت میگیرد یا نه و اگر اعتصاب شد چقدر جواب به این فراخوان مشخص و بطور کلی جواب به در خواست اعتصاب عمومی در کردستان به نفوذ سیاسی فراخوان دهنده ارتباط دارد موضوعاتی جداگانه اند. اینها مسائلی هستند که در تاریخ مبارزاتی مردم در این منطقه و با اندک دقتی در تجربه آخرین اعتصابات و از جمله در اعتصاب مردم شهر مهاباد در 18 تیر 1384 در اعتراض به کشتن شوانه قادری، بدنبال آن اعتصابات پشت سر هم در شهرهای اشنویه در سوم مرداد، بانه در هشت مرداد، سنندج در دهم مرداد، بوکان در 12 مرداد، اعتصاب عمومی مریوان در همان روزها و تظاهرات مردم در دیواندره در حمایت از مردم مهاباد و اشنویه خود را نشان داد. هیچکدام از این اعتصابات به فراخوان هیچ نیروی سیاسی انجام نگرفت. بدنبال این مجموعه اعتراض و اعتصابات پراکنده، در 16 مرداد 1384 به فراخوان کومه له شهرهای کردستان بطور یکپارچه اعتصاب کردند و تعطیل شدند. اعتصاب سال 1387 شهر مریوان در اعتراض به بستن مرز را هیچ حزب و سازمانی  فراخوان نداده بود. اشاره به این نمونه ها از اعتراض و اعتصابات شهری و سراسری در کردستان بمنظور نشان دادن سنت عمومی اعتراض و اعتصاب مردم در کردستان در تقابل با جمهوری اسلامی است. وجود این سنت اجتماعی اعتراضی و در پناه آن سنت حزبی بودن جامعه کردستان و توجه مردم به احزاب و جریانات سیاسی در این منطقه از داده های موجود و ابژکتیو آن جامعه اند. نقطه قدرت این سنت در کردستان نقش چپ در شکل دادن به آن و تداعی شدن تحرکات توده ای رادیکال و عمومی با جریانات چپ و کمونیسم در آن است. در نتیجه این زمینه های اجتماعی امکان اینکه به فراخوان جریان سیاسی بی نفوذی در شرایطی حرکت سراسری در کردستان صورت گیرد و به فراخوان جریان صاحب نفوذی در شرایط دیگری جواب داده نشود وجود دارد. تمام مسئله بستگی به تشخیص درست شرایط سیاسی و تشخیص بموقع جریان فراخواند دهنده در انطباق با اوضاع جامعه و پتانسیل و سنت های مبارزاتی درون آن دارد. علاوه بر اینها مردم از سر مواضع احزاب و سبک و سنگین کردن آن به فراخوانها برخورد نمی کنند، اما جریانات سیاسی و کمونیستها بدرست اینکار را خواهند کرد. جواب مردم به فراخوان کومه له در 16 مرداد سال 1384 در همین دایره قابل بررسی است. در نتیجه نفوذ جریانات سیاسی چپ و ناسیونالیست در کردستان مساوی و همطراز با جواب و یا عدم جواب بفرخوان آنها نیست. این موضوعی است که در پرتو تحولات جدید ایران کشمکش بین راست و چپ در صحنه سیاسی جامعه کردستان را در شرایط کاملا متفاوتی با گذشته و با آرایش و صف بندیهای های کاملا جدیدی از نیروهای سیاسی در آن شدت داده و دو باره به جلو صحنه آورده است.</p><p align="justify">فراخوان اخیر حککح در کردستان نمونه ای از تقابل گرایشهای مختلف سیاسی در ایندوره جدید و شکل گیری صف بندیها در میان جریانات چپ است. اعتراضی در کردستان صورت بگیرد یا نه شدت گرفتن کشمکش نیروهای سیاسی حول 28 مرداد و دخالت در آن برای تقویت پایه های اجتماعی جنبش کمونیستی و جدا کردن صف خود از ناسیونالیسم در کردستان بسیار بسیار ضروری است. واضح است که این فراخوان در &quot;خلا&quot; اتفاق نیافتاده و رهبری این حزب خواب نما نشده است. برای پس زدن یک فشار واقعی بر اینها که در جریان رویدادهای خیره کننده جامعه ایران آشکارا به راست چرخیدند، راه دیگری جز زندگی در شکافی که احزاب ناسیونالیست کرد همیشه بین &quot;کردستان&quot; و بقیه ایران باز کرده و به آن قائل بوده اند، ندیدند. رهبران حککح فکر میکنند زیرکی کرده اند و یکماه قبل از 28 مرداد دست جلو بیندازند و با تردستی میتوانند حاصل مبارزات مردم در کردستان را به جیب خود بزنند و درد خود را با آن درمان کنند. نه اینکار نشدنی است. حککح همواره سعی کرده است تحرکات راست خود را عین درایت و تعلق به چپ و کمونیسم بنامد و اینبار هم همین کار را کرد. اگر این حزب نقش کمونیستها در جریان ۲۸ مرداد را واقعه مهم میداند چگونه است که به آنها لقب &quot;سربازان بی جیره و مواجب&quot; رژیم اسلامی داد؟ به نویسنده اطلاعیه &quot;خلق کرد در بوته آزمایش&quot; برچسب &quot;پرووکاتور پلیس&quot; زد و کومه له را شاخه وزارت اطلاعات نام برد. اصلا کسی هست که اگر با این حزب مخالف باشد و برای بد نام کردنش مجاهدتی نکرده باشند؟ در چنیین مقاطعی است که فعالین چپ با انتخاب خط راست و یا چپ سرنوشت سیاسی آینده خود را رقم میزنند. حککح در برخورد به جنبش اعتراضی مردم در ایران براست زد و برای گریز از زیر بار فشار سیاسی این راست روی در کردستان سنگر گرفته است. رهبری این حزب میخواهد این فراخوان و جواب احتمالی به آن را دستمایه توجیه سیاست های عقب مانده خود در برخورد به مبارزات مردم در ایران بنماید و از این طریق خود را منسجم کند و جنبش کمونیستی در کردستان را به سموم محلی گری آلوده بنماید. در این جهت گامهائی بر داشته و این حزب همراهی نکردن مردم در کردستان با اعتراضات بقیه شهرهای ایران را ستایش میکند و از آن فضیلتی ساخته است. عنوان مقاله دبیر کمیته کردستان این حزب بنام &quot; چرا جنبش سبز در کردستان حمایت نشد&quot; بدون هیچ توضیحی محتوای سیاست آنها در کردستان را منعکس میکند. با این وجود جا دارد توجه خوانندگان را به جمله زیر از همین مقاله در رابط  با برخورد دو گانه رهبران این جریان به مردم در کردستان و به مردم در ایران جلب کنم. <br /> <br />&quot;علیرغم همه مبارزات تند و تیزی که بر علیه رژیم در تهران و شهرهای دیگر شد، رادیکالیسم مردم (یعنی رادیکالیسم مردم در کردستان) و جنبشهایشان بر علیه کل جمهوری اسلامی حرف اول را زد و این مردم طرفدار جنبش سبز نشدند.&quot;  کلمات داخل پرانتز از من است.</p><p align="justify"> این حزب نه پیوستن کردستان به اعتراضات مردم در ایران و سکوت و بی تحرکی مردم در این منطقه را &quot;رادیکالیسم&quot; ی میداند که &quot;حرف اول را زد &quot;، تعجب نکنید بی تحرکی &quot;حرف اول را زد&quot;، اما بگفته خودش اعتراض &quot;تند و تیز برعلیه رژیم در تهران و شهرهای دیگر&quot; هیچ حرف رادیکالی را نزد! تقدیس سکوت در کردستان و نفی&quot;مبارزات تند و تیز&quot; خارج از کردستان علیه رژیم دو گانگی و تفاوت در برخورد به مردم در محل و مردم خارج از این محدوده را نشان میدهد. کمتر جریان جدی ناسیونالیستی تا کنون جرئت کرده از موضع کردستانی مبارزات مردم در ایران را اینگونه مورد حمله قرار دهد. اشکال دیگر این موضع در بخش دوم این جمله که رادیکالیسم مورد نظر را از&quot;مردم و جنبشهایشان&quot; استخراج کرده مستتر است. جنبشهای مردم در کردستان یعنی چه و کدام جنبشها مورد نظر است؟ در کردستان چیزی بنام جنبشهای مردم که بتواند &quot;حرف اول&quot; و آنهم رادیکال را بزند نداریم. این تعریف از &quot;جنبش&quot; در کردستان را ناسیونالیستها همیشه کرده اند و کمونیستها در طی سه دهه اخیر همیشه علیه اش ایستاده اند. در کردستان جنبش ملی و کمونیستی را داریم و &quot;مردم و جنبشهایشان&quot; چه صیغه ای است؟ در این جامعه جنبشهای مختلف اجتماعی و متضاد با هم فعالند و کمونیسم  و ناسیونالیسم کرد هر یک تاریخ جداگانه ای پشت سر دارند. انگار که این حزب در تقابل با مبارزات مردم در ایران کم آورده و به کردستان پناه برده و با فرمول &quot;رادیکالیسم مردم و جنبشهایشان&quot; کمونیسم و ناسیونالیسم در منطقه را در برابر با مبارزات مردم در ایران در یک جبهه به صف کرده است. شخصا نویسنده این مقاله، اسد گلچینی را ناسیونالیست نمی دانم ولی سیاست حزب آنها و امتدادش در کردستان معنی دیگری بجز تقویت جبهه بورژوا ناسیونالیستی نمی تواند داشته باشد و این سیاست او و بسیاری دیگر را به این موضع انداخته است. </p><p align="justify">تعریف و تمجید از مردم در کردستان بخاطر اینکه کاری نکردند، همزمان با آن سبز خواندن مبارزات دیگر شهرها و ریختن یکسره آن به کیسه جناحی از رژیم جدائی و دوری بین مردم در کردستان با بقیه مناطق ایران را باد میزند. این حزب به مردم در کردستان میگوید تنها شما علیه سبز و سیاه هستید و مردم متعرض در ایران را نشانه گرفته و آنها طرفداران دو جناح سبز و سیاه معرفی میکند. سیاستی که اعتراضات اخیر مردم در ایران را تحویل دو جناح سبز و سیاه رژیم میدهد و کردستان را از ایران جدا میکند و خطاب به آنها میگوید تنها شما سرنگونی طلب هستید معنی عملی اش جدا کردن حساب کردستان از بقیه ایران است.  </p><p align="justify">دادن فراخوان به اعتصاب عمومی با این سیاست و با این متد جداسازی، حس برتری و غرور ملی و خودمانی در کردستان را در برابر با مردمانی که در آن ور این حیطه جغرافیائی بدور سبز و سیاه  گرد آمده اند تقویت میکند. در این متد کردستان تنها است و در برابر خود مردم ایران و دو جناح حکومتی را یک جا و در کنار هم در مقابل با خود می بیند. این تصور از جامعه ایران بطور کلی بی اساس و پوچ است، خط مضری است که هیچگونه قرابتی با واقعیات جامعه ایران در هیچ دوره از تاریخ آن در سه دهه اخیر ندارد. کمونیستها در اوج توهم بخش هائی از مردم ایران به جمهوری اسلامی در طول 30 سال اخیر هیچگاه اینگونه غیر مسئولانه به مردم در ایران و رابطه مبارزاتی آنها با مردم در کردستان برخورد نکرده اند. همیشه مواظب بوده ایم، جنب و جوش و سینه خیز ناسیوتالیسم کرد را در هر قالبی را زیر نظر بگیریم و اجازه ندهیم در تحت هیچ شرایطی حزب دمکرات کردستان ایران و دیگر نیروهای ناسیونالیست مقاومت مردم در کردستان را دستمایه نفاق و جدائی بین مردم بکنند. جدا سازی بین مردم در کردستان با مردم در ایران یک رکن پایه ای فعالیت جریانات ناسیونالیست در کردستان بوده و هست و خنثی کردن این جدا سازی بخشی از تلاش دائمی نیروهای چپ و کمونیست در آن است. اکنون در اوج اعتراضات توده ای مردم ایران در برابر با رژیم اسلامی حزب حکمتیست از خلاء عدم حزب کمونیستی استفاده کرده و دارد این پرچم قدیمی ناسیونالیستها را راسا بدوش میگیرد و جارش میزند و برای توجیه اش تئوری سر هم بندی میکند. ما بسهم خود جلو این را خواهیم گرفت. جملات زیر از فراخوان دفترسیاسی این حزب بروشنی این را میگوید:</p><p align="justify">&quot;در اوضاع متحولی که دو جناح رژیم اسلامی بر سر سهم خود از قدرت بجان هم افتاده اند، یک بار دیگر، شفافتر و رادیکالتر از همیشه، برعزم خود به تداوم مبارزه تا برچیدن کلیت رژیم اسلامی تاکید کنیم. این اعتصاب الگوئی برای هر کارگر و زحمتکش معترض است که نیروی اعتراض خود را با پرچم آزادیخواهی و در تقابل کامل صف مستقل خود علیه پرچمهای سبز و سیاه هر دو جناح جمهوری اسلامی، به حرکت در آورد.&quot; <br /> <br />اگر کلمات ظاهرا رادیکال این نقل قول ذهن ما را به بیراهه نکشاند در جمله اول گفته آنچه در ایران هست جنگ جناحها است و مردم کردستان &quot;یک بار دیگر&quot; مانند گذشته تا &quot;برچیدن کلیت رژیم اسلامی&quot; باید به میدان بیایند. مثل اینکه مبارزه با کلیت رژیم فقط بر دوش مردم کردستان قرار دارد و اتفاقی نیست که در فراخوان دفترسیاسی این حزب یک کلمه در مورد اهمیت همبستگی مبارزاتی بین مردم در کردستان با مردم در ایران وجود ندارد. آیا از نظر این حزب مردم غیر جناحی در ایران هست یا نه معلوم نیست؟ اگر هست این مردم در کجای این فراخوان جا میگیرند؟ در جمله دوم این نکته را روشن کرده و اعتصاب و اعتراض در کردستان را صف مستقل آزادیخواهی از سبز و سیاه به حساب آورده است. طبق این فراخوان و سیاست این حزب در برخورد به جنبش اعتراضی مردم، آنچه در خارج از کردستان میگذرد سبز است و سیاه و رژیمی، آنچه در کردستان میگذرد آزادیخواهانه است و مردم این منطقه &quot;پرچم آزادیخواهی&quot; را تنها خود بدوش دارند. این حزب سبک ناسیونالیست ها را بکار میگیرد و فکر میکند میتواند از انزجار مردم کردستان از جمهوری اسلامی با فرمول علیه سبز و سیاه ناسیونالیسم کرد را بالا بکشد. جنبش کمونیستی در کردستان ناسیونالیسم را در هر رنگ و بسته بندی حتی با شگردهای &quot;استقلال طبقاتی کارگران&quot; و با تزئیناتی از کلماتی چون کارگر و کمونیسم و غییره می شناسند و قادرند نقاب را از چهره آن کنار بزنند. ما به هیچ جریانی اجازه سواستفاده از مقاومت و مبارزه مردم در کردستان و جلو آوردن کمونیسم کردی و کردستانی را نخواهیم داد. این حزب بار اول در جریان برخورد به فراکسیون درون کومه له پشت ناسیونالیسم رفت و اینبار خود پرچمدار ناسیونالیسم شد. فراخوان اخیر این حزب بر متن سبز خواندن جنبش سراسری مردم نتیجه ای جز محلی گری در کردستان و راست زدن را در بعد سراسری را ندارد و عوارض چنین سیاستی رشد سبزها و جریانات پرو غرب و پرچم شیر و خورسید است.</p><p align="justify">شرط تدارک هر اعتراض رادیکالی در کردستان در گرو طرد سیاستهای حزب &quot;حکمتیست&quot; است!</p><p align="justify">آیا باید از اعتصاب و اعتراضات سراسری مردم در کردستان بمناسبت 28 مرداد و تلاش برای براه انداختن آن دخالت کرد؟ با توجه به ایرادات جدی ناظر بر این فراخوان از طرف حککح جواب به سوال بالا نمی تواند آری یا نه باشد. عنوان سر تیتر بالا جواب به این سوال را در خود دارد. زیرا که تلاش برای براه انداختن اعتصاب عمومی در حمایت از مبارزات سراسری مردم و برای سرنگونی رژیم جدا از طرد و افشای سیاست های حککح نیست. اینکار با کناره گیری و بی موضعی در قبال این ماجرا به پیش نمی رود و راه آن دخالت است، تلاش است در شکل دادن به یک حرکت اعتراضی سراسری در کردستان. نباید هیچ انسان کمونیست و مبارزی و هیچ حزب و نیروی سیاسی چپی در ایران و کردستان به بهانه وجود ناسیونالیسم در کردستان بدام روش حزب &quot;حکمتیست&quot; در برخورد به مبارزات مردم و این اعتصاب مشخص بگردد. اگر ارزیابی جریانی این است که اعتصاب نمی شود باز هم لازم است در این بحث دخالت کند و چپ را تقویت کند و ناسیونالیسم را منزوی نماید. اگر ارزیابی اش چیز دیگری و مثبت است ضرورت این دخالت صد چندان میشود و تنها از این طریق میشود میدانداری راست را محدود کرد و سر جایش نشاند. در هر صورت هدف این است همبستگی مبارزاتی آزادیخواهانه مردم تقویت بشود و جنبش کمونیسم در کردستان را با درایت و موفقیت از این گذرگاه عبور داد و قوام بخشید. مبنای برخورد به این فراخوان نباید از سیاست های راست و ملی گرایانه حزب &quot;حکمتیست&quot; نشئت بگیرد، جامعه مبنا است و موضوع حاشیه ای کردن محلی گری این حزب است. اینکار بدون شرکت فعال و فراخوان به اعتصاب و یا حرکت عمومی در کردستان ممکن نیست. شرایط امروز گرفتن موضع فعال از طرف نیروهای سیاسی را ایجاب میکند. اگر این حزب اینقدر نفوذ داشت که بتواند حدود و ثغور اعتصاب و خواستها و شعارها و سیاست جاری بر آن را تعیین میکرد، میبایست ضمن مخالفت جدی با چنیین حرکتی از طریق دخالت فعالانه در آن مردم را متوجه اشتباهاتشان کرد. اما نه این حزب چنین نفوذی را دارد و نه اینکه اگر اعتصابی در کردستان درگیرد در دایره سیاست های این حزب محبوس خواهد ماند. وجود جنبش کمونیستی قوی در کردستان و سنت مبارزاتی در آن مرزهای سیاست این حزب را درهم خواهد شکست. منفعت جامعه و تقویت جنبش کمونیستی و جنبش اعتراضی برای سرنگونی جمهوری اسلامی در ایران و کردستان تعیین کننده سیاست در قبال این فراخوان است. از قیام 57 به این طرف مردم آزادیخواه در کردستان نه تنها هیچگونه تظاهرات و راهپیمائی و اعتصابی را بر علیه مردم در ایران انجام نداده اند دارای تاریخ غنی و تجارب گرانبهائی از همبستگی مبارزاتی در دوره قیام 57 و بعد از سرکار آمدن جمهوری اسلامی در تقابل با این رژیم هستند. مردم باید از این تجارب تاریخی گذشته خود و دستاوردهای مشترک مبارزاتی با بقیه مردم ایران در ایندوره استفاده بنمایند. پیچیدگی مسئله اینجا است که نیروها و نهادهای ناسیونالیست کرد از سبزها دفاع میکنند، حزب &quot;حکمتیست&quot; جنبش مردم ایران را سبز معرفی میکند، دفاع یکی از سبزها و زدن مهر سبز بر سینه مردم از طرف دیگری، تشدید رقابت حزبی بین این نیروها در کردستان و در انتهای آن تقویت ناسیونالیسم در عمق جامعه کردستان را به همراه دارد. این دو سیاست ظاهرا در کردستان با هم متضادند ولی در خارج از این جفرافیا یکی اند. اگر از منظر مردم در تهران و شیراز و اصفهان و مشهد و تبریز به آن بنگرید همسنگری این دو خط&quot;متضاد&quot; بیشتر بر ملا خواهد شد.</p><p align="justify">مجیدحسینی <br />29 ژوئیه 2009<br />(7 مرداد 1388)<br /><a href="mailto:majid.hosaini@gmail.com">majid.hosaini@gmail.com</a><br /><a href="/">www.mobarez-k.com/</a><br /></p>]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>خاطره ای از 28 مرداد در مریوان</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.mobarez-k.com/maqalat/2009/08/_28.html" />
   <id>tag:www.mobarez-k.com,2009:/maqalat//2.1716</id>
   
   <published>2009-08-04T22:00:57Z</published>
   <updated>2009-08-04T22:08:23Z</updated>
   
   <summary>برگی از تاریخ...</summary>
   <author>
      <name>asad</name>
      
   </author>
         <category term="اسد نودینیان" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.mobarez-k.com/maqalat/">
      <![CDATA[<p align="center"><img width="168" height="106" align="baseline" style="WIDTH: 168px; HEIGHT: 106px" src="/maqalat/eadam-Sanandej-Kurdestan1%2520%28250%2520x%2520154%29.jpg" border="0" hspace="0" complete="true" /></p><p align="center">برگی از تاریخ<br /></p>]]>
      <![CDATA[<p align="justify"><br />دلایل یورش رژیم به کردستان در 28 مردا د را نمی توان بدون توجه به آنچه در قبل و بعد از قیام 57 در ایران و کردستان در جریان بود از هم تفکیک نمود. <br />حملات سرکوبگرانه ای که دولت ضد انقلاب اسلامی از بدو سر کار آمدنش در تقابل به اعتراضات و مبارزات توده ای کارگران، معلمان٬ زنان٬ جوانان، دانشجویان و دانش آموزان و حمله نظامی به مردم در ترکمن صحرا و کردستان بعمل آورد از جمله تلاشهای این رژیم برای تثبت حاکمیت ضد انقلابش در ایران بود.<br /> اما در کردستان بدلیل وجود ما کمونیستها و انقلابيون چپ بويژه در میان طيف كارگران كمونيست و معلمين و دانش آموزان و در میان اقشار مختلف مردم، کمونیستها در راس مقاومت و مبارزات مردم در این منطقه قرار گرفتند. این موقعیت حاصل تلاشهاي آگاهگرانه سياسي ـ طبقاتي در متن مبارزه وسيع و چند ساله بود که ثمر میداد و به دستمايه اجتماعي و توده اي در ميان جامعه تبديل شده بود. از بدو سرکار امدن ارتجاع اسلامی تا 28 مرداد سال 58 ما شاهد توطئه های گوناگونی از جانب رژیم برای سرکوب مردم و خواستها و مبارزات آنها در کردستان و اشغال نظامی آن با توسل به سرکوب خونین بودیم. برای این منظور جمهوری اسلامی وجود مرتجعین مسلح، مکتب قرآن، &quot;قیاده موقت&quot; و مزدورانی(جاشها) را که خود مسلح کرده بود به تکیه گاه خود در کردستان تبدیل نمود و حمله ارتش به شهر و روستاها از طرف این دارودسته ها پشتیبانی میشد. مقاومت مردم کردستان در برابر حملات ارتش و سپاه و کفن پوشان بسیجی، کردستان را به سنگر دفاع از انقلاب ایران تبدیل کرد. <br />ما این شرایط رابدرستی می شناختیم. بدنبال کوچ موفق مردم مریوان رفیق فواد مصطفی  سلطاني  در جلسه ای بر این نکته تاکید نمود که رژیم اسلامی تحمل این شرایط قدرت دوگانه را درکردستان نخواهد نمود و در جریان تهدیدهای و درگیریهای که بعد از کوچ مریوان در پاوه میان مردم و رژیم آغاز شده بود گفت: «که رژیم حمله خود را به کردستان آغاز خواهد کرد». ما برای تدارک مقابله با این وضعیت در تدارک سازمان دادن خود به این مقاومت شدیم.  ما در آنروزها در شهر مریوان به نيروي مسلح اتحاديه دهقانان و توده های مسلح مردم در شهر و   روستا و تشكلهاي دانش آموزان كه شكل سازمانی علني دفاع از آزادي و انقلاب به خود گرفته بودند٬ متكي بوديم.  <br /> از چند روز قبل از ۲۸مرداد٬ جنگ دهقانان ناحيه كرفتو با دهقانان و زحمتكشان اين منطقه اوج گرفته بود٬ نيروي هاي مسلح ستاد حفاظت از انقلاب و اتحاديه دهقانان به كرفتو رفتيم. به مدت ۲روز همراه ساير نيروهاي مسلح اتحاديه هاي دهقاني و نيروهاي انقلابي سقز و بوكان٬ در اين جنگ شركت كرديم. روز ۲۶مرداد به طرف مريوان حركت كرديم٬ و در ارتفاعات منطقه سرشيو از توطئه و حملات ارتش و مجاهدين اسلامي به شهر پاوه و مريوان تحت فرماندهي خلخالي جلاد اطلاع حاصل كرديم٬ و بر ميزان آمادگي و دفاعي خود افزوديم. جمعي از ما از همانجا براي تهيه سنگ قبر رئوف كهنه پوشي كه سمبل و نماد بارز يك انقلابي كمونيست و محبوب در شهر روستاهاي مريوان بود و در جريان حمله ما به مقر سپاه پاسداران در نزديك ايستگاه راديو تلويزيون كه در  ۲۳تير۵۸ جانباخته بود٬ برای انتقال اين سنگ از سنندج به روستاي «رشه ده» رفتند. در ظرف كمتر از ده ساعت سنگ را به محل دفن رئوف رساندند. در ادامه رفقای که به کرفتو برای کمک به دهقانان آنجا رفته  برگشته بودند. بخاطر دارم که در منزل ما تعدادی از رفقا جمع شده بودیم که اخباررادیو را گوش می دادیم که پیام خمینی برای حمله به مردم کردستان را پخش شد و رادیو بطور مرتب آن را تکرار میکرد. روز 27 مرداد٬ فضای شهر ملتهب بود، تدارک دفاع از شهر و در صورت لزوم عقب نشینی از آن در دستور ما قرار گرفت و برای هر شرایطی برنامه ریختیم. هلیکوپترهای رژیم بطور مرتب به پادگان شهر رفت و آمد داشتند و نیرو پیاده میکردند. خبر درگیری و حمله نیروهای جمهوری اسلامی به پاوه لحظه به لحظه ما میرسید. <br />روز 27 مرداد ما در ساختمان اتحادیه دهقانان تجمع کرده بودیم مشغول تدارک کارها شدیم. تمامی نیروهای مسلح را در   چند واحد جداگانه سازماندهی کردیم. هر واحدی وظیفه دفاع قسمتی از شهر را بعهده گرفت. ارتباطات واحدها توسط ابتکارات جوانان انقلابی تامین میشد. در اينجا بمناسبت يادآوري اتفاقات آنروزها٬ ميزان اتحاد و همبستگي   ميخواهم اتفاقی را كه منجر به نجات جان ما(عبه٬ نسان و اسد) شد را تعريف كنم. بعد از چند روز عدم دسترسي به حمام٬ هر سه از ما تصميم گرفتيم قبل از ترك شهر به حمام محله برويم. هنوز تازه وارد حمام شده بودیم که نیروهای مسلح و مزدوران محلی رژیم وارد شهر می شوند و به محله ما آماده بودند و منزل ما را در محاصره نيروهايشان قرار داده بودن. دختر یکی از همسایه هایمان مطلع بود که ما چند لحظه قبل اش در خانه بودیم و به حمام رفته ایم. با مشاهده این مزدوران با عجله به حمام آمده ما را مطلع نمود که مزدوران رژیم در محله ما و در اطراف منزل ما مستقرند. با اطلاع از نقشه دستگيري مان  فورا لباس پوشیده و به محله وصال شهر و دارسیران که در چنین مواقعی محل تجمع امن چپها بود رفتیم. آن شب را ما و بسیاری دیگر در این ميان دوستان و آشنایان خود در این محلات بسر بردیم. روز بعد مطلع شدیم که رژیم با نیروی بزرگی در حال وارد شدن  به شهر است که از آنجا تصمیم به تخلیه مقر و شهر را گرفتیم. تعداد ما بسیار زیاد بود و با اسلحه و تجهیزات خود از شهر بطرف روستای سیف حرکت نمودیم. 9 تن از رفقایمان که در رفت و برگشت بشهر در این شبانه روز از اتومبیل استفاده کرده بودند توسط نیروهای رژیم دستگیر شدند. <br /> در دقايق تصميم به ترك شهر٬ نعره پاسدارن و تظاهراتهای حزب اللهی ها را در شهر های ایران علیه مردم کردستان  که از طریق رادیو و با بلندگو مزدوران در شهر پحش می کردند می شنیدیم .  مزدوران و نيروهاي مسلح  رژیم با نیروی زمینی و هوائی وارد شهر می شد شهر مریوان را ماتمی فرا گرفته بود. ما شهر را ترک کردیم و تصمیم مان را به مقاومت و مقابله با رژیم اسلامی گرفتیم. متاسفانه در 7 شهریور این رفقايي كه در دروازه خروجي شهر مشرف بر درياچه «زريبار» دستگير شده بودند  را در پادگان مریوان بدستور خلخالی جلاد اعدام شدند. <br />تصمیم  ما کمونیستهای متشکل در کومه له به مقاومت در آن شرایط  و اطلاعیه &quot; خلق کرد در بوته آزمایش&quot;  در شرایطی که ارتجاع اسلامی  حمله گسترده خود را از ماه ها قبل در سطح سراسری به دستاوردهای قیام شروع نموده بود تصمیمی تاریخی بود. <br />۲۸مرداد ۵۸ شروع حركت سازمانيافته كمونيستها در دفاع از دستاوردهاي انقلابي قيام ۵۷ بود. نقش و جايگاه كمونيسم و كادرهاي برجسته كمونيست در سازماندهي مقاومت توده اي٬ در دامن زدن به فضاي انقلابي و بويژه در سازماندهي اتحاد و همبستگي در راه سازماندهي مقاومت توده اي و سد كردن حمله نظامي و سركوبگری جمهوري اسلامي٬ بسرعت از محبوبیت سياسي این طیف از کمونیستها را بیشتر کرد. ما در سالهاي سخت سياست سركوب و ارعاب٬ اميد به رهايي و افق سازماندهي انقلاب رهايي بخش سوسياليستي را در ذهن و افكار و فرهنگ جامعه به سنتي ماندني تبديل كرده ایم. مراسمهاي با شكوه روز جهاني كارگر در هماهنگي با طبقه كارگر در سطح دنيا و ايران٬ فستيوال هاي با شكوه و پر قدرت كودكان٬ دفاع از برابری زنان با مردان و ده ها اعتراض و اعتصاب از دستاورهاي ایندوره دخالتگرانه کمونیستها در ايران و كردستان است. كمونيسمي كه از همان روزهاي اول شروع مقاومت توده اي لحظه به لحظه در تمام سنگرهاي سياسي و فكري و هم سرنوشتي سياسي و طبقاتي با طبقه كارگر و مردم در سطح سراسري٬ در مقابل ناسيوناليسم و احزاب ناسيوناليستي ايستادند و ناسيوناليسم و جريانات قومي  ـ مذهبي را افشا و حاشيه اي کرده اند.   <br />امروز سی سال بعد از حمله رژیم به مردم کردستان ما شاهد اعتراضات و مبارزات گسترده ای در سطح سراسری برای به زیر کشیدن رژیم اسلامی هستیم. جا دارد به این مناسبت و در همبستگی با این مبارزات مردم کردستان نیز با توجه به تجربیات مبارزاتی ارزنده که طی سی سال گذشته در مقابله با رژیم اسلامی از خود نشان داده اند و در پیوند با این مبارزات به هر شکل ممکن٬ دامنه اعتراضات خود عليه كل نظام حاكم اسلامي را گسترده كرده و بار دیگر تلاشی همجانبه را برای بزیر کشیدن رژیم اسلامی سازمان دهیم. <br />یاد و خاطر تمامی عزیران که در سنگر مقاومت و مبارزه عادلانه مردم کردستان جان باختند٬ و یاد غزیزانی که در اولین روزهای یورش رژیم اسلامی توسط خالخالی جلاد اعدام شدند گرامی باد. <br />اسد نودینیان <br />10 مرداد1388   1 آگوست 2009 </p><p align="justify" /><p align="justify" />]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>مصاحبه مبارزان کمونیست</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.mobarez-k.com/maqalat/2009/08/post_126.html" />
   <id>tag:www.mobarez-k.com,2009:/maqalat//2.1717</id>
   
   <published>2009-08-03T22:08:59Z</published>
   <updated>2009-08-04T22:12:50Z</updated>
   
   <summary>در رابطه با فعالیتهای ستاد حمایت از مبارزات مردم ایران در استهکلم...</summary>
   <author>
      <name>asad</name>
      
   </author>
         <category term="اسد نودینیان" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.mobarez-k.com/maqalat/">
      <![CDATA[<p align="center"><img align="baseline" src="http://tbn0.google.com/images?q=tbn:TUDcPPEULZ5M9M:/maqalat/P1010087.jpg" border="0" hspace="0" complete="true" complete="true" /></p><p align="center">در رابطه با فعالیتهای ستاد حمایت از مبارزات مردم ایران در استهکلم </p>]]>
      <![CDATA[<p align="justify">مبارزان کمونیست میپرسد <br />مبارزان کمونیست: شما یکی از اعضای &quot;ستاد همبستگی با مبارزات مردم در ایران &quot; در استهکلم هستید. لطفا در مورد این ستاد و کارهای آن توضیحاتی بدهید؟ <br />اسد نودینیان- بدنبال اوج گیری مبارزات و خيزش توده ای  در تهران و ساير شهرهاي بزرگ تعدادی از فعالین سیاسی و نمایندگانی از احزاب و سازمانهای سیاسی  چپ در استکهلم به منظور  سازمان دادن تظاهراتها و آکسیونهای اعتراضی رادیکال و درهماهنگ با هم ضرورت ایجا چنین ستادی تشخیص دادیم. ما نمی خواستیم سیمای اعتراضات توده های مردم در خارج کشور را افراد و جریانات معلوملحالی که تا دیروز مردم را برای شرکت در رای دادن فرامیخوانند بدست گیرند. ما میخواستیم صف مردم سرنگونی طلب و حمایت کننده از مبارزات رادیکال مردم در ایران از جریاناتی که هوای رژیم و یا جناحهائی از آن را دارند جدا کنیم. تلاش ما این بود که نماینده نه مردم ایران به کلیت جمهوری اسلامی باشیم و این جریانات را افشا و اعتراضات را به مسیر واقعی خود هدایت کنیم. در یک کلام ما می خواستیم سرخها در مرکز اعتراضات این شهر قرار داشته باشند. <br />در این مدت موفق شدیم آکسیونهای بزرگ اعتراضی سازمان دهیم تظاهراتهای که اكثریت جریانات چپ و سازمانها و نهادهای مدافع حقوق زنان و کودکان مشترکا با هم سازمان دادند. در میان این اکسیونها میتوانم به دو آکسیون بزرگ اشاره کنم. یکی آکسیونی که در 25 ژوئن در جواب به فراخوان سراسری که 4 اتحادیه کارگری بزرگ در دفاع و حمایت از آزادی رهبران کارگری داده بودند٬ بود. این آکسیون که با شرکت بیش از صدها نفر برگزار گردید ٬ تظاهر کنندگان توانستند در ورودي سفارت را با وجود حفاظت نیروهای پلیس سوئد از آن بشكنند و با شعار مرگ بر جمهوري اسلامي و مرگ بر این حکومت ضد زن وارد سفارت بشوند و آن را به تسخیر خود در آورند. این اقدام مهم در حمایت از کارگران و مبارزات مردم در ایران بود و خبر آن در سطح دنیا بطور وسیعی پخش گردید. <br />یکی دیگر از تظاهراتهای بزرگ ما که بیش از 1000 نفر در ان شركت داشتند تظاهرات 18 تیر بود. در این روز ما با وجود اینکه شاهد دو تظاهرات دیگر از طرف سبزها و ناسیونالیستهای ایرانی و تظاهرات دیگری در شهر بودیم به فراخوان ما جمعیت وسیعی جمع شدند این تظاهرات بار دیگر نشان داد که جریانات مختلف چپ و کمونیست قادرند در یک آكسيون مشترک اراده خود براي سرنگونی رژیم اسلامی را به نمايش بگذارند و خواست مردم در ایران برای خلاصی از دست رژیم اسلامی را به گوش مردم شهر برسانند و ابتکار عمل را از دست جريانات حاشيه اي جمهوري اسلامي اكتريتي ها و جريانات سبز را سلب کنیم. این دو حرکت و مجموعه دیگری از تظاهرات و آکسیونهائی که در طی اینمدت توسط &quot;ستاد همبستگی با مبارزات مردم در ایران &quot; سازمان داده شده است در ميديا و رسانه ها منعکس شد و تاثيرات موئثری داشت.  <br />علاوه بر سازماندهی این اعتراضات٬ روزانه با نمایشگاه عکس و میز اطلاعاتی در مركز شهر حضور داشتیم و مردم را از شيوه تظاهراتها٬ سركوب  و آنچه  در ایران میگذرد مطلع میکردیم. <br /> مبارزان کمونیست: به تسخیر سفارت اشاره کردید این اقدام جسورانه انعکاس وسیعی پیدا کرد و عکس العملهای مختلفی بهمراه داشت ممکن است کمی بیشتر در این مورد توضیح بدهید؟ <br />اسد نودینیان- در ابتدا لازم است به فضای حاکم بر تظاهرات و چگونگی تسخیرآن توسط تظاهرکنندگان اشاره بکنم. با شروع تظاهرات و صحبت سخنرانان،  تظاهر کنندگان تصمیم به تسخیر این لانه جاسوسی را گرفتند. نیروهای پلیس سوئد برای جلوگیری از حمله تظاهرات کنندگان به  سفارت در اطراف درب ورودی آن حضور داشتند. در داخل حیاط سفارت مزدوران سفارتی گاه گاهی خود را نشان میدادند و مردم را تحریک می کردند. جمعی از تظاهر کنندگان خشمگین بسوی درب ورودی این لانه جاسوسی نزدیک شده به آن حمله کردند درب ورودی را شکستتند و تعدادی از تظاهر کنندگان با پرچمهای قرمز وارد آنجا شدند. مزدوران سفارتی با چاقو، باتوم، لوله های آهنی و اسلحه های الکترونیکی برای مقابله با تظاهر کنندگان آمدند درگیری میان تظاهر کنندگان وآنها شروع گردید. در جریان این درگیریها چند نفری از ما زخمی و چند نفر از آنها نیز زخمی شدند و هر دم بر تعداد ماشینهای پلیس اضافه میشد و اقدام به تیراندازی هوائی کردند. در نتجیه این اقدام پلیس جمعیتی که در داخل سفارت بودند آنجا را ترک کردند و در جلو درب ورودی سفارت ما به  تظاهرات خود  ادامه دادیم. برای انتقال زخمیهای سفارتی  چند آمبولانس به آنجا آمد. پلیس میخواست سفیر رژیم و کارمندان آن را به محل امنی انتقال دهد. صف فشرده تظاهرات مانع انتقال آنها بود و بالاخره با کشتی و از راه آبی انها را منتقل کردند. صحنه های جالبی بود. تظاهر کنندگان شعار می دادند &quot; این هنوز اول کاره &quot;  &quot;این فقط دست گرمی بود&quot;. <br />در حین تظاهرات اخبار آن فورا از طریق اکثر کانالهای ماهواره اي پخش گردید و از ایران تماسهایي با برخی از تظاهر گنندگان گرفته شد و این اقدام را تبریک گفتند. بیشتر رسانه ها و رادیوها و کانالهای تلویزیونی سوئد خبر تسخیر سفارت در راس اخبارشان بود.<br />این اقدام در شرایطی صورت گرفت که جناح سبزها چند روز قبل از ما با سکوت در جلو سفارت تظاهرات داشتند. تفاوت اين دو تظاهرات نشانه دو الترناتیو مختلف٬ از يك طرف جريانات اصلاح طلب و سبز كه در چارچوب &quot;مسالمت آميز&quot; و در قالب سكوت تجمع و تظاهراتشان برگزار ميشد٬ در طرف دیگر طيف وسيع نیروهای چپ و رادیکال بود. <br />اگر تسخیر سفارت در میان توده های مردم شور و شعف ایجاد نمود٬ در طرف دیگر رژیم و جریانات پرو رژیمی را با هراس و هذیان گوئی کشاند. سفیر رژیم در مصاحبه هایش تلاش كرد با مظلوم نمائی  این اقدام انقلابی را کار تعدادی  &quot; خشونت طلب &quot; و &quot;تروریست&quot; نامید. <br /></p>]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>اطلاعیه</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.mobarez-k.com/maqalat/2009/07/post_125.html" />
   <id>tag:www.mobarez-k.com,2009:/maqalat//2.1715</id>
   
   <published>2009-07-29T21:58:56Z</published>
   <updated>2009-08-04T22:00:44Z</updated>
   
   <summary>حمله نيروهاى عراقی به اردوگاه مجاهدین در خاک آن کشور محكوم است....</summary>
   <author>
      <name>asad</name>
      
   </author>
         <category term="مبارزان کمونیست" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.mobarez-k.com/maqalat/">
      <![CDATA[<p align="center"><a href=" /2011/07/post_199.html"><strong><font color="#333333">حمله نيروهاى عراقی به اردوگاه مجاهدین در خاک آن کشور محكوم است.</font></strong></a></p>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>سخنرانی نسان نودینیان در کلن</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.mobarez-k.com/maqalat/2009/07/post_122.html" />
   <id>tag:www.mobarez-k.com,2009:/maqalat//2.1691</id>
   
   <published>2009-07-23T09:21:53Z</published>
   <updated>2009-07-23T09:28:51Z</updated>
   
   <summary><![CDATA[&quot;&gt;...]]></summary>
   <author>
      <name>asad</name>
      
   </author>
         <category term="نسان نودينيان" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.mobarez-k.com/maqalat/">
      <![CDATA[<p align="center" /><a href="<object width=" height="344"><param value="http://www.youtube.com/v/jviNF4iWv4o&hl=sv&fs=1&" name="movie" /></param /><param value="true" name="allowFullScreen" /></param /><param value="always" name="allowscriptaccess" /></param /><p align="center"><embed width="165" height="119" src="http://www.youtube.com/v/jviNF4iWv4o&hl=sv&fs=1&" type="application/x-shockwave-flash" style="WIDTH: 165px; HEIGHT: 119px" allowfullscreen="true" allowscriptaccess="always" /></embed /></object />&quot;&gt;</p><p align="center" /></a>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title> باید این رژیم آدمکش را بزیر کشید و قاتلان را به سزای اعمالشان رساند.</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.mobarez-k.com/maqalat/2009/07/post_123.html" />
   <id>tag:www.mobarez-k.com,2009:/maqalat//2.1686</id>
   
   <published>2009-07-21T17:00:27Z</published>
   <updated>2009-07-21T17:02:46Z</updated>
   
   <summary><![CDATA[اطلاعیه مبارزان کمونیست&nbsp; ...]]></summary>
   <author>
      <name>asad</name>
      
   </author>
         <category term="مبارزان کمونیست" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.mobarez-k.com/maqalat/">
      <![CDATA[<p align="center"><img width="61" height="59" align="baseline" style="WIDTH: 61px; HEIGHT: 59px" src="http://wupiran.com/etelaeyeha/wup-press-sohrab-neda-yaeqob_clip_image004.jpg" border="0" hspace="0" complete="true" complete="true" /><img width="76" height="66" align="baseline" style="WIDTH: 76px; HEIGHT: 66px" src="http://wupiran.com/etelaeyeha/wup-press-sohrab-neda-yaeqob_clip_image002.jpg" border="0" hspace="0" complete="true" complete="true" /><img width="78" height="61" align="baseline" style="WIDTH: 78px; HEIGHT: 61px" src="http://wupiran.com/etelaeyeha/wup-press-sohrab-neda-yaeqob_clip_image006.jpg" border="0" hspace="0" complete="true" complete="true" /></p><p align="center"><a href="http://mobarez.web.surftown.se/?p=1859"><font color="#333333">اطلاعیه مبارزان کمونیست</font></a><font color="#333333">&nbsp;</font></p><p align="center"> <br /></p>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>سخنرانی و مصاحبه</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.mobarez-k.com/maqalat/2009/07/_26.html" />
   <id>tag:www.mobarez-k.com,2009:/maqalat//2.1679</id>
   
   <published>2009-07-18T22:19:53Z</published>
   <updated>2009-08-04T22:08:55Z</updated>
   
   <summary> سخنرانی اسد نودینیان در تظاهرات 26 تیر در استهکلمبرای شنیدن اینجا را کلیک کنید######در رابطه با 18تیر و فعالیتهای ستادحمایت از مبارزات مردم در ایران مصاحبه رادیو انترناسیونال با اسد نودینیان   ...</summary>
   <author>
      <name>asad</name>
      
   </author>
         <category term="اسد نودینیان" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.mobarez-k.com/maqalat/">
      <![CDATA[<p align="center" /><p align="center"><a href="http://www.youtube.com/watch?v=6YLCsOR8gsc"> سخنرانی اسد نودینیان در تظاهرات 26 تیر در استهکلم</a></p><p align="center"><a href="http://www.youtube.com/watch?v=6YLCsOR8gsc"><font color="#333333">برای شنیدن اینجا را کلیک کنید</font></a></p><p align="center">######</p><p align="center"><a href="/moxtalef/Inspelning%20%282%29.amr">در رابطه با 18تیر و فعالیتهای ستادحمایت از مبارزات مردم در ایران <br />مصاحبه رادیو انترناسیونال با اسد نودینیان </a></p><p align="center"><br /> <br /> <br /></p>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>سخنرانی در پالتاک</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.mobarez-k.com/maqalat/2009/07/post_121.html" />
   <id>tag:www.mobarez-k.com,2009:/maqalat//2.1672</id>
   
   <published>2009-07-16T07:04:42Z</published>
   <updated>2009-07-18T22:25:34Z</updated>
   
   <summary>در باره رویدادهای اخیر درایران، جنگ جناحها ، مبارزه مردم و دخالت کمونیستی در این مبارزه...</summary>
   <author>
      <name>asad</name>
      
   </author>
         <category term="محمود قزوینی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.mobarez-k.com/maqalat/">
      <![CDATA[<p align="center"><img align="baseline" src="http://tbn0.google.com/images?q=tbn:iOiK-YZ1wgNHZM:http://www.tvpn.de/ois/mahmude%2520gazvinie.bmp" border="0" hspace="0" complete="true" /></p><p align="center"><a href="http://www.azadi-b.com/J/file/mahmoud%201d.mp3"><font color="#333333">در باره رویدادهای اخیر درایران، جنگ جناحها ، مبارزه مردم و دخالت کمونیستی در این مبارزه<br /></font></a></p>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>لیبرالیسم چپ، به زیر پرچم دروغین&quot; صف مستقل کارگر&quot; و توازن قوا</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.mobarez-k.com/maqalat/2009/07/post_118.html" />
   <id>tag:www.mobarez-k.com,2009:/maqalat//2.1656</id>
   
   <published>2009-07-11T05:42:14Z</published>
   <updated>2009-07-16T07:04:28Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name>asad</name>
      
   </author>
         <category term="محمود قزوینی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.mobarez-k.com/maqalat/">
      <![CDATA[<p align="center" />]]>
      <![CDATA[<p align="justify"><br />١٩ تیر ٨٨، ١٠ یولی ٢٠٠٩</p><p align="justify">سردمداران جمهوری اسلامی روزی نیست که از پروژه براندازی نرم  و انقلاب مخملی و ....حرف نزنند. هر اعتراضی در جمهوری اسلامی، حتی اعتراض جناحی مهر براندازی و سرنگونی رژیم را بر خود دارد و این به طور مرتب توسط کارشناسان دو جناح و یا چند جناح جمهوری اسلامی بیان میشود و هر کدام خود و راه حل خود را ضامن حفظ بقای نظامشان میدانند. اما در هر گام متوجه میشوند که راه حلهایشان کاررائی ندارد و نظامشان بیش از پیش در خطر میگیرد و  با درک خطر با شدت و حدت بیشتری به جان هم میافتند و  به قصد نابودی یکدیگر را میکوبند و برای مردم &quot; معاندین و مخالفین&quot; نظام فرصت و فرجه فراهم میکنند. در ضمن همه آنها تلاش میکنند تا اعتراضات مردم و تهدید سرنگونی را مخفی کنند و با تبلیغات خود سعی میکنند این را جا بندازند که مردم نظامشان را میخواهند و در چهارچوب نظام اسلامی و برای این و یا آن جناح سینه میزنند. کاری که سالها دو خردادیهای داخل و خارج نظام برای آن تلاش کرده اند و امروز نیز جناحهای رژیم و احزاب و سازمانهای هم جنبش آنها مشغول آنند. <br />لیبرالیسم چپ همیشه با موضع به ظاهر &quot;کارگری&quot; و چپ، همان موضع همه لیبرالها و جریانهای ملی - اسلامی را اختیار میکند. حزب حکمتیست که حزبی عموما با مواضع و دیدگاههای پوپولیستی است، در دور اخیر مبارزات مردم به موضع لیبرالیسم چپ چرخیده است و این امر عادی و طبیعی است که پوپولیستها به مواضع لیبرالیسم چپ بچرخند. پوپولیسم خسته از &quot;انقلاب جاری&quot; و عملیلت آوانتوریستی در عمل سیاسی و تشکیلاتی، به لیبرالیسم روی آورده است. <br />حزب حکمتیست یکی از احزابی است که به زیر پوشش کمپین دروغینی پیوسته است که همه وقایع و رویدادهای اخیر در ایران را درگیریهای جناحی جلوه میدهند  و مردم را هواداران موسوی و اعتراضاتشان را پشت سر آنها میدانند. حز ب حکمتیست که تا یکسال پیش بدنبال &quot; انقلاب جاری&quot; جنبش سرنگونی خود و طرحهای عجیب و غریب بود، با فروکش کردن اعتراضات توده ای آشکار طی یک دوره کوتاه به این نتیجه رسید که احمدی نژاد با پرچم ناسیونالیسم ایرانی  دارد اسلام و حکومت اسلامی را به چهارچوب سیاسی متعارف و ماندگار در ایران تبدیل میکند. آنها تمامی درگیریهای جناحی و اعتراضات مردم در دور اخیر را با این خوابشان تعبیر و تفسیر میکنند. بسیاری از این رفقا که  مطالبه ماه و ساعت قدرت گیری سیاسی را از درون کردیدور حزبی مطالبه میکردند و  مشخص نشدن سال و ماه و روز را نشانه دوری از مبحث حزب و قدرت سیاسی میدانستند  و هرگونه بحث در باره متحد و متشکل کردن کارگران و مردم را زائد میدانستند، امروز به کارگر و توازن قوا پناه بردند تا در توجیه سیاستها وتئوریهای  خود بکوشند. نه آن تب و تاب برای تعیین ساعت و روز و طرحهایی مانند لیدر و شرکت در دولتهای موقت ارتجاعی نشانی از درایت و واقع بینی داشت و نه این جانماز اب کشیدن به نام صف مستقل کارگر. <br />یکی از احکام بسیار جالب این دوستان این است که با توجه به توازن قوا مردم نباید شعار سرنگونی طلبانه و ساختارشکنانه مانند مرگ بر جمهوری اسلامی و مرگ بر خامنه ای  سر دهند. هر کسی که با مواضع و طرحهای رهبری حزب حکمتیست آشنائی داشته باشد، میداند این یک ژست دروغین برای توجیه سیاستهای خود و در مقابل وضعیتی است که در برابر  اعتراضات مردم پیدا کرده اند. معضل رهبری حزب  حکمتیست این است که این شعارها که در سطح وسیعی در اعتراضات اخیر و در درگیریهای مردم با نیروهای نظامی رژیم  توسط مردم در خیابانها سر داده شد، موجبات بی پایگی  تز دعوای اسلام سبز و  اسلام سیاه این حزب را جلوی خود این حزب گرفته است.<br />  برخلاف تحریف رهبری این حزب، شرائط روز و اعتراضات میلیونی مردم و حتی  درگیری و مقاومت وتعرض مردم با نیروهای نظامی و تضعیف شدن رژیم، موقعیت طرح این شعارها را بیش از هر زمان دیگری فراهم کرده است. دادن این شعارها باز هم برخلاف تحریف رهبری این حزب به معنی به جنگ آخر رفتن مردم با رژیم نیست. جنگ آخر مردم با این و یا آن شعار صورت نمیگیرد. این شعارها و بخصوص شعار مرگ بر خامنه ای بیان ساده خواست سرنگونی رژیم است و نه اجرای عملی آن یعنی قیام.  کسی مردم را به قیام دعوت نکرده است. رهبری حزب حکمتیست  سر دادن این شعار را مترادف با اجرای عملی آن و رفتن مردم به جنگی نابرابر تعبیر میکند تا نتیجه دلخواه خود را از آن بگیرد. آنها یا قادر به درک این مسائل نیستند و یا رک و راست دارندد برای تعمیق تئوری &quot; گسترش سرمایه داری در چهارچوب اسلام&quot;  آسمان و ریسمان  میبافند و کلاهبرداری میکنند.<br /> ژست توازن قوا گرفتن برای حزبی که طرحها و نقشه های آن در بسیار موارد فانتازی گونه و خارج از هرگونه در نظر گرفتن توازن قوا بوده است گویای احساس مسئولیت نیست. رهبری این حزب که مطالبه نابودی نیروهای سرکوبگر را که به نظر من از شعار مرگ بر خامنه ای و مرگ بر جمهوری  سنگین تر و مشخص تر است را برای یک تظاهرات بسیار محدود در گوشه دانشگاه طرح میکرده است و موجب حیرت  میشد، حالا زمانی که تمامی جامعه وارد یک کارزار شده است و جنگ جناحها تا سرحد مرگ و زندگی رسیده است و جناحهای خود رژیم بطور آشکاری به تضعیف و توسری زدن خامنه ای به عنوان رکن اساسی نظام پرداخته اند و نیروهای رژیم بسیار سردرگم شده اند، اعلام میکند که شعار مرگ بر خامنه ای و مرگ بر جمهوری اسلامی در این توازن قوا مناسب نیست. ( در زیر نقدم را به یکی از سیاستهای اوانتوریستی این حزب در یک حرکت دانشجوئی بخوانید)<br />برای کسانی که تئوریها و تحلیلهای آنها بر هر چیزی و از جمله واقعیت عریان مقدم است، به چنین حرفها و تاکتیکهای ارتجاعی نیز کشیده میشوند و مردم را از شعار مرگ بر خامنه ای و مرگ بر جمهوری اسلامی منع کنند. اینها آن چیزی را در مبارزه میبینند که بر اساس تحلیلها و تئوریهای خود از قبل به آن رسیده اند، یعنی سیاست مبارزه برای اصلاحات در چهارچوب جمهوری اسلامی، آنهم عموما اقتصادی و برای کم کردن فشار بر روی کارگران در زمان گذار موفقیت آمیز به رژیم متعارف اسلامی. این سیاست لیبرالیستی است که به زیر پرچم دروغین &quot; صف مستقل کارگر&quot; ظاهر شده است. دقیقا چنین سیاستی عده ای از کمونیستها مانند ایرج آذرین و رضا مقدم را در سال ٩٩ میلادی به زیر پرچم لیبرالیسم دو خردادی راند. آنها نه دوخردادی بودند و نه خاتمی چی، اما سیاست اتخاذ شده شان آنها را در زمین دو خرداد قرار داد. امروز هم حزب حکمتیست دقیقا با همان سیاست و با همان ستاپ به زمین جنبش ملی - اسلامی پا گذاشته است و ادعا دارد جنگ جناحها و به میدان آمدن مردم نه ناشی از بحران حکومتی جمهوری اسلامی و پروسه سرنگونی رژیم، بلکه برهه ای در روند تاریخی متعارف شدن رژیم است و آنها در این روند صف کارگر را متحد میکنند تا فشار بر طبقه کارگر کاهش یابد. </p><p align="justify">تاکتیک راست لیبرلی با توجیه &quot; تشکل یابی&quot; </p><p align="justify">کورش مدرسی در نفی خواست و تهدید سرنگونی و شعارهای سرنگونی طلبانه مینویسد:  &quot;  این تصور چپ ،  توهم سطحی انقلابیونی است که فکر می کنند با رفتن به خیابان و شعار دادن همه چیز تمام می شود. واقعيت این طور نیست. انقلاب کردن سازمان می خواهد. تشکل می خواهد، هدایت بسیار آگاهانه و قدم بقدم می خواهد، عينا مثل يک جنگ. در جنگ هيچ فرماندهى روز اول سربازانش را به کشتار و قتل عام نميسپارد.  این علامت روش فرماندهی خوبی نیست. برعکس فرماندهى خوب در قدم بقدم جلو رفتن ، تحکیم موقعیت و عوض کردن تناسب قواست. رفتن به یک جنگ زود رس بدترین نسخه است. اين نسخه  یک انقلابی سطحی است.<br />مردمی که با شعار &quot; رای ما را پس دهید&quot; آمدند نمی آیند بگویند &quot; مرگ بر خامنه ای&quot; <br />خوب شعاری که ما می خواهیم بدهیم چی هست؟ مرگ بر جمهوری اسلامی؟ سوال اوليه اينست که این مردم مورد نظر براى چه کارى سر از خيابان درآورده است. در چنين حالتى مردم به سیاست دست می اندازند. شما نميتوانيد برويد آنرا تبديل به حرکتى براى بيمه بيکارى کنيد. این صحنه جنگی است که کسی دیگر آنرا چیده است. شما باید یا سیاست رادیکال تر را جلوی او بگذارید یا آلترناتیو دیگری.شما نمی توانید بروید چنين جنگی را به جنگ دیگری مطابق دلخواه تبديل کنید. کجای تاریخ این اتفاق افتاده است؟ اصلاً منطق بر نمى دارد.<br />در کشمکش جارى امروز، کسی که امروز می رود به میدان فردوسی مدتهاست از پایین دارد کاری می کند و سازمان درست می کند....... می خواهم بگویم که شور انقلابی چیزی است که باید آن را برسمیت شناخت. منتها رهبر انقلابی کسی است که درایت دارد.  نمی شود بچه های مردم را جلوی گلوله دشمن گذاشت. وقتی باید آنها را به جنگ رو در رو با  تفنگ دشمن ببريد  که می دانید پیروزی با شماست. وگرنه چه حسنی دارد که الان ده هزار نفر را هم بکشد و یک دیکتاتوری سیاه بوجود بیاورد؟ .&quot; (کورش مدرسی در مصاحبه با پرتو)</p><p align="justify">فکر میکنم این دیگر مختص تئوری حزب حکمتیست و رهبری آن باشد باشد که مردمی که با یک شعار لیبرلی و محدود  به میدان آمده اند، نمیتوانند شعار و مطالبه دیگری را دست بگبرند و یا یک مبارزه محدود بر سر یک خواست بسیار لیبرالی به یک مبارزه رادیکال تبدیل شود. تاریخ همه  اعتصابات و مبارزات کوچک و بزرگ در جهان و میشود گفت تاریخ هر تک اعتصاب و مبارزه در یک شرائط بحرانی خلاف این را میگوید. در سال ٧٨ مردمی که برای بستن روزنامه سلام جمع شده بودند  دو روز بعد در ١٨ تیر در خیابانها فریاد مرگ بر جمهوری اسلامی سردادند، آنهم با رهبرانی که هنوز به این و یا آن جناح جمهوری اسلامی توهم داشته اند و تلاششان پیروزی یک جناح بر جناح دیگر بوده است، اما جنبش مردم آنها را  به یک انقلابی تبدیل کرد. مردمی که به خاتمی رای داده بودند و در یک انتخابات سراپا ارتجاعی شرکت کرده بودند، مطالبات و خواسته هایی داشتند و برایش به میدان آمده بودند که شرکت در انتخابات مجلس از یک زاویه در رودرروی مطالبات و خواسته های آنها قرار داشته است و همین مردم پس از آن انتخابات، مبارزه خود را بر علیه رژیم گسترش داده اند. کسی میتوانست بگوید مردمی که به خاتمی رای دادند به مبارزه با رژیم کشیده نمیشوند و در همان چهارچوب انتخابات و برای انتخابات و درگیریهای جناحی میمانند و به اصلاحات در رژیم بسنده میکنند که در تئوریها وتحلیلهای خود قبلا این را پذیرفته که مردم طالب اصلاحات در رژیمند و نه تغییر  و نابودی آن. کاری که امروز حزب حکمتیست مشغول تبلیغ آن است و با همین تئوری و دیدگاه حتی واقعیت عریان را تحریف میکند.<br />مردمی که با شعار &quot; رای ما را را پس بده&quot; به میدان آمده بودند، یکروز بعد در خیابانها شعار مرگ بر خامنه ای سر میدادند. اساسا روند حرکت و مبارزه توده ای اینطور است. کمتر مواقعی اتفاق میافتد که توده های وسیع مردم از ابتدا با شعارهای روشن به میدان بیایند. توهمات و شعارهای گنگ و نامفهوم حتی در آخرین مراحل مبارزه هم در بین بخشی از توده ها که اتفاقا در مبارزه فعال هم هستند به موجودیت خود ادامه میدهد.<br />هم چنین برخلاف حزب حکمتیست هیچ کسی را در چپ سراغ نداریم که فکر کرده باشد که با خیابان رفتن همه چیز تمام میشود. اما همه به خیابان رفتن و اعتراض مردم به جمهوری اسلامی را یک مرحله مهم در حرکت اعتراضی مردم میدانند. کسی که با صحبت از این که انقلاب کردن سازمان میخواهد، تشکل میخواهد و هدایت بسیار آگاهانه میخواهد ، از شرکت در مبارزه جاری خودداری میکند و به جای سازماندهی و هدایت مردم به حرفهای کلی در باره تشکل و سازمادهی اکتفا میکند ، دارد دست به فریبکاری آشکار میزند. </p><p align="justify">هدایت آگاهانه و قدم و قدم باید در همین مبارزه و جنگ جاری صورت گیرد و نه با خواندن اوراد در باره &quot; فرماندهی خوب و تحکیم موقعیت و عوض کردن تناسب قوا و.....<br />ابعاد مبارزات توده ای همیشه آنقدر گسترده است که با اوراد لیبرالی هدایت آگاهانه و قدم به قدم و فرماندهی خوب و... هیچ خوانائی ندارد. این اوراد لیبرالی برای تسکین قلوب لیبرالهایی که در شرائط معمولی به آوانتوریسم  دست میزنند خوب است اما بدرد رهبری و هدایت مبارزه مردم نمیخورد.<br />در این مورد مجبورم به یک نقل قول نسبتا طولانی از لنین اشاره کنم که خطاب به چنین لیبرالهایی نوشته شده است.</p><p align="justify">&quot; پلاتفرم انحلال طلبان راجع به کوشش برای قیام میگوید: در پادگانها خشونت، تحقیر و گرسنگی سربازان را به انفجارهایی از اعتراض مایوسانه که بوسیله گلوله و طناب سرکوب میشوند، میکشاند&quot; و غیره ...<br />این یک ارزیابی لیبرالی است. به نظر ما سوسیال دموکراتهای انقلابی در حقیقت کوششهایی برای قیام بیانگر آغاز قیام توده ها است، اگر چه آغازی ناموفق، بی موقع و نادرست باشد. اما ما میدانیم که همانطور که کارگران روسیه توانستند اعتصاب پیروزمند اکتبر  ١٩٠٥ را به پیش ببرند به این دلیل که آنها تجربه سلسله اعتصابات سیاسی ناکام و مواقعی حتی خصوصا &quot; شکست خورده سالهای ١٩٠١ تا ١٩٠٤ را پشت سر داشتند. به همان ترتیب توده ها قادر نیستند که یک قیام پیروزمند را به پیش ببرند، مگر اینکه  آنها تجربه قیام های ناکام را داشته باشند. ما میگوئیم کارگران و دهقانان که بیش از همه توسط سربازخانه ها سرکوب شده اند شروع کرده اند که به شورش برخیزند، بنابر این نتیجه ساده و روشن عبارت است از اینکه : بایستی به آنها توضیح داد که چگونه و به چه علت آنها باید یک قیام موفق را تدارک ببینند..<br />لیبرالها نظر دیگری دارند، آنها  میگویند که سربازان به &quot; انفجارهایی از اعتراض مایوسانه سوق داده میشوند، برای یک لیبرال سرباز شورشی نه انجام دهنده  انقلاب و نه پیشرو توده هی به پا خواسته در قیام است، بلکه قربانی خباثت حکومتی (&quot; سوق یافته به نابودی&quot; ) است که برای نمایش این خباثت به کار میاید.<br />لیبرالها میگویند ببینید چقدر حکومت  ما بد است: او سربازان را به یاس سوق میدهد، بعد آنها را سرکوب میکند...سوسیال دموکراتها میگویند: ببینید که به چه عمق و درجه ای انرژی انقلابی در میان توده ها  در حال نضج گرفتن است، حتی سربازان و ملوانان که بوسیله تعلیمات سربازخانه ای منکوب میشوندشروع به قیام کرده اند، و با قیام ناموفق آنها میاموزند که چگونه باید بطرز موفقیت آمیزی قیام کرد.<br />فرد عامی با این حقیقت بدون شبهه، مقدس و توخالی که غیر ممکن است از پیش اظهار داشت که انقلابی بوقوع  خواهد پیوست یا نه، خود را راضی میکند. یک مارکسیست با آن مطالب راضی نمیشود، او میگوید: تبلیغات ما و تبلیغات تمام سوسیال دموکراتهای کارگری یکی از عواملی است که تعیین خواهد کرد انقلابی صورت خواهد گرفت یا نه. ( لنین،  پلاتفرم رفرمیستها و پلاتفرم سوسیال دموکراتها)&quot;</p><p align="justify">پس برای یک اعتصاب پیروزمند و یک قیام پیروزمند باید اعتصابات و قیامهایی ناکام و شکست خورده را تجربه کرد، نه اینکه با صحبت از فرماندهی خوب و قدم به قدم، مردم را از اعتصاب و قیام بازداشت. کمونیستها همانطور که لنین نوشته است باید به مردم بیاموزند که چگونه یک اعتصاب و قیام پیروزمند انجام دهند و نه اینکه آنها را از اعتصاب و قیام بازدارند. کمونیستها در صورت نفوذ رهبری کننده ممکن است زمان اعتصاب و قیام را برای تغییر توازن قوا عوض کنند تا به پیروزی دست یابند. اما فراخوان علی العموم به مردم در باره اینکه زمانی به جنگ دشمن بروند که پیروزند، فراخوانی برای مبارزه نکردن است. کسی که به تظاهرکنندگان ١٨ تیر در سال ٧٨ و مردمی که دو هفته اخیر به جنگ رزیم رفته اند نصیحت میکند که زمان تظاهرات و شعار مرگ بر خامنه ای نیست، در واقع جای شعارهای لیبرالی خود را خالی میبیند.</p><p align="justify">پرچم دروغین &quot;تشکل یابی&quot;</p><p align="justify">صحبت از تشکل یابی بدین شکل که توسط رهبری حزب حکمتیست طرح شده است یک روش معمول لیبرالی برای دور کردن مردم از مبارزه است. توده های وسیع مردم با تشکل وارد مبارزه نمیشوند، بلکه احزاب و تشکلات موجود باید خود را آنقدر مطرح کرده باشند و آنقدر عناصر پیشرو طبقه را با خود کرده باشند، که توده طبقه زمان تحرک و جوشش و قیام که هیچ حزبی نمیتواند حدس بزند بر سر چه چیزی این تحرک آغاز میشود و یخ میشکند  این احزاب و تشکلات و رهبران را مورد انتخاب قرار دهندد. لنین در این مورد همیشه از این حرف پلخانوف نقل قول میکرد که ما باید چهار دست و پا خود را نعل کنیم تا زمان آمدن جنبش توده ای که کسی نمیتواند حدس بزند بر سر چه چیزی شروع میشود، آماده استفاده از همه حالتها برای کسب رهبری جنبش باشیم. منصور حکمت در بحث حزب و قدرت سیاسی مسئله انتخاب سیاسی احزاب را در مقابل بحث &quot; تشکل یابی&quot;  طرح کرده است. <br />در مقابل این تاکتیک لنینی مبنی بر انتخاب احزاب توسط توده ها و رهبری سیاسی توده ها، سیاست لیبرالی وظایف روزهای معمولی یعنی تشکل یابی را در مقابل ما میگذارد. صحبت از اینکه توده های وسیع مردم باید قدم به قدم متشکل شوند و فرماندهی شوند و فرماندهی هم آنها را فقط زمانی به میدان ببرد که پیروزی تضمین باشد، فقط و فقط  بدرد آموزش لیبرالهایی میخورد که بدنبال مبارزه شسته رفته در جزایری دوردست، میان نیروهای خیالی هستند، نه رهبری مبارزه توده ای وسیع. رهبری مبارزه توده ای میلیونی به کسانی احتیاج دارد که به جای تشکل یابی گام به گام و فرماندهی مدبرانه، تشکل خود را برای انتخاب در دسترس مردم قرار داده باشند و سیاستی را در پیش کرفته باشند که رهبری سیاسی مردم را از آن خود کند. توده های میلیونی به میدان آمده نه تشکل بلکه رهبری سیاسی میخواهند. حزبی که توانسته باشد حداقل بخشی از رهبران پیشرو کارگری و مردم را در خود جای داده باشد میتواند این رهبری را تامین کند و یا اگر وظیفه جلب پیشاهنگ طبقه توسط حزب کمونیستی انجام نشده باشد، تلاش برای انجام سریع آن در زمان حاضر، همراه با رفتن به سوی رهبری سیاسی توده ها  چاره کار است. و نه قرار دادن  سیاست لیبرالی  تشکل یابی  و فرماندهی گام به گام  توده ها برای یک نبرد پیروزمند. اگر صحبت از تشکل یابی توده هاست، باید تشکلی مورد نظر باشد که بتواند مبارزه امروز مردم را در سطح توده ای به جلو ببرد و قوی سازد و نه تشکل یابی علی العموم. فومول امروز نه تشکل یابی علی العموم و فرماندهی برای قدم به قدم به جلو رفتن، بلکه تامین رهبری سیاسی بر مبارزه مردم و پیشبرد مبارزه جاری، کنار زدن شعارها و توهمات ارتجاعی در میان مردم و تبلیغ مطالبات و شعارهای روشن و جا انداختن آنها. سیاست لیبرالی اما خواهان این است که این وضع خاتمه پیدا کند، مردم به خانه هایشان برگردند، تا او قدم به قدم مردم را متشکل کند و آنوقت مردم میتوانند بیایند بیرون و زیر فرماندهی عالی آنها قدم به قدم جلو بروند.   </p><p align="justify">برای اطلاع خوانندگان باید بگویم من قبلا دیدگاههای آوانتوریستی  در درون و بیرون حزب حکمتیست را ( دیدگاه رهبری حزب حکمتیست  شامل آن است)  که از تظاهراتهای کوچک و کم نیرو توقع و انتظارات بزرگ داشته اند و فکر میکرده اند که هر تظاهراتی باید با درگیری با رژیم و سردادن شعارهای مانند مرگ بر جمهوری اسلامی ختم شود مورد نقد قرار داده ام. کورش مدرسی که برای یک تظاهرات دانشجوئی نسخه مطالبه نابودی نیروهای سرکوبگر را میپیچید، حالا در این درگیری بزرگ میگوید مردم نباید شعار مرگ بر جمهوری اسلامی سر دهند. شعار مرگ بر جمهوری اسلامی و یا مطالبه و شعار &quot; نیروهای سرکوبگر باید نابود شوند، نمیتواند شعار یک تظاهرات و اعتصبات محدود و آرام باشد. اما تظاهراتهای از نوع اعتراضات اخیر و یا حتی اعتراضات بسیار محدودتر مانند تظاهرات در فلکه صادقیه تهران در سال گذشته که بر سر نجات یک دختر جوان از دست نیروهای رژیم درگرفت و به سرعت به شعار &quot; جمهوری اسلامی نمیخواهیم ، نمیخواهیم و مرگ بر جمهوری اسلامی کشیده شد، بسیار هم به جا و ضروری است و نشانه خواست و عزم مردم برای سرنگونی است. <br />رهنمود اینکه مردم نباید ، شعار مرگ بر جمهوری اسلامی و &quot; مرگ بر خامنه ای سر دهند. آنهم  مردمی که در سطح میلیونی و صدها هزار نفره به میدان آمده اند و دارند با چوب و سنگ در مقابل بسیج و نیروهای سرکوبگر مقاومت و حتی تعرض میکنند، فقط حاکی از امر و تمایل دیدگاه لیبرالی و محافظه کاری است که تحلیل و تئوری خود را با مبارزه جاری مردم در تناقض میبیند. نیت طرف هر چه باشد این حرف و تبلیغات در آغوش موسوی و کروبی و و خامنه ای ...جای میگیرد. آنها برای اینکه مبارزه مردم این جهت را پیدا نکند، هزار دوز و کلک و میلیونها دلار خرج میکنند. متاسفانه رهبری حزب حکمتیست با بی سیاستی و با تئوریهای لیبرالی اش به این هدف یاری میدهد.<br />سیاست حزب حکمتیست در رابطه با اعتراضات جاری در ایران یک کلاهبرداری لیبرالی زیر پوشش &quot; صف مستقل کارگر&quot; و توازن قواست.  <br />جمهوری اسلامی در بن بست سیاسی اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و در محاصره اعتراضات مردم قرار دارد. رویدادهای چند هفته گذشته یک حلقه مهم در تضعیف و در کل نابودی جمهوری اسلامی بوده است. در رویدادهای هفته گذشته مبارزه مردم نیرومندتر شده و رژیم بیشتر تضعیف گشته است. سرکوبگریهای کنونی مانند سرکوبگری و وحشت پس از ١٨ تیر سال ٧٨ قابل دوام نیست. ( و ١٨ تیر نشان داد که این سرکوبگری بسیار کم دوام است) <br />احزابی که این وضعیت سیاسی را درک نکنند و  روندهایی که بنیادهای جمهوری اسلامی را به لرزه در آورده و میرود که آن را دگرگون کند را  فقط جدال جناحها میبینند، در جایگاه جدال جناحها و حفظ وضع موجود جای میگیرند. سیاست حزب حکمتیست این حزب را در کنار جریانات لیبرالی ملی اسلامی جای میدهد.</p><p align="justify" /><p align="justify" /><p align="justify">یک نوشته در نقد دیدگاه حزب حکمتیست آنگاه که رهبری حزب از تظاهرات کوچک دانشجوئی مطالبه نابودی دستگاه نظامی رژیم را میکرد.، است. این سیاست ٤ سال پیش در کمال ناباوری من توسط لیدر وقت حزب کورش مدرسی ارائه شده بود<br />هر چند این نوشته و مقدمه آن به وقایع امروز مربوط نیست اما خواننده میتواند ببیند که چگونه پوپولیسم و  آوانتوریسم حزب حکمتیست  با گارد آزادیش و با این تاکتیکهای عجیب و غریب و بی ربط به مبارزه، امروز به سیاست لیبرالی روی آورده است. </p><p align="justify">مقدمه ای بر نوشته<br />نوشته زیر را زمان انتخابات در ایران در نقد یک شعار اعلام شده در یک تظاهرات دانشجوئی در ایران، برای نشریه جوانان حکمتیست نوشته بودم. در آن زمان چون حزب ما این شعارهای اعلام شده و این متد کار و اعتراض را تایید میکرد، نقد من با سیاست و پراتیک جاری حزب در تناقض قرار میگرفت و نمیبایست این نوشته انتشار بیرونی مییافت.  اما پس از انتخابات و امروز این نقد دیگر به سیاست جاری حزب برخورد نمیکند و به عنوان یک نقد سیاسی و سبک کاری کلی عرضه میشود .</p><p align="justify"> به نظر من خواندن نقد سبک کار و دیدگاهی که در آن تظاهرات بروز کرد همچنان برای فعالین و دست اندرکاران فعالیت دانشجوئی و  دیگر حرکتهای اعتراضی خالی از فایده نیست.  ما در سال گذشته حرکت عظیم مردم کردستان را داشتیم که شیوه دخالت نهادهای توده ای علنی و احزاب سیاسی دخیل  در آن بسیار آموزنده بود. از جمله اینکه مطالبات طرح شده در آن حرکت به دلخواه و ذهنیت این و یا آن جریان سیاسی و بدون در نظر گرفتن توازن قوا و شرائط سیاسی نبوده است. بلکه کاملا منطبق بر بسیج هر چه وسیع تر مردم و به میدان آوردن آنها استوار بود. </p><p align="justify">شعار انحلال همه نهادهای سرکوبگر در تظاهراتهای دانشجویی یک شعار چپ روانه  است</p><p align="justify">بنا به برخی گزارشات دانشجویان در برخی از تجمعهای اعتراضی اخیر خود بر علیه انتخابات خواهان اجرای مطالبه انحلال نیروهای سرکوبگر شدند. این دانشجویان در این تجمع های  خود اعلام كرده اند:</p><p align="justify">&quot; ماخواهان </p><p align="justify"> ١- اعلام آزادی سیاسی بی قید وشرط برای همه گروه های سیاسی هستیم</p><p align="justify">٢- انحلال همه نهادهای سركوبگر را خواهانیم</p><p align="justify">در غیر اینصورت انتخابات رژیم تحریم اعلام میشود</p><p align="justify"> </p><p align="justify">  به نظر من این شعار بیموقع و چپ روانه است و بعید میدانم در سطح قابل ملاحظه ای در میان دانشجویان طرح شده باشد و به صورت یک مطالبه در آمده باشد. اگر خواستی را دانشجویان نمیتوانند در تجمع عمومی شان روی کاغذ بنویسند و خواهان اجرای آن شوند، دیگر مطالبه کنونی دانشجویان نیست.  مطالبه برحق و خوبی است، مطالبه بسیار مهم مردم ایران است، اما مطالبه دانشجویان در دانشگاهها در شرائط کنونی نیست. از نظر من توازن قوای کنونی اساسا اجازه طرح چنین خواستی را آنهم در یک تظاهرات محدود در دانشگاه نمیدهد. این شعار مثل این است که در یک اعتصاب کارگری برای افزایش دستمزد و یا حق تشکل و یا در تظاهرات دانشجوئی برای برقراری ازادی سیاسی، مطالبه محاکمه خامنه ای و خاتمی و رفسنجانی طرح شود. طرح چنین مطالباتی در یک آکسیون و تظاهرات در حال حاضر ضرر بزرگی به حرکت جاری میزند. مطالبه انحلال نیروهای سرکوبگر و محاکمه سران رژیم در سطح توده ای در زمان قیام و یا در تظاهراتهای میلیونی مردم، وقتی که دیگر مردم برای انداختن رژیم به خیابان آمده اند طرح میشود و یا باید طرح شود. طرح چنین شعارهایی در یک اعتصاب کارگری و یا تظاهرات دانشجویی دوستی خاله خرسه با آن حرکت و اعتراض میباشد. </p><p align="justify">علارغم پخش این خبر در سطح محدود، بعید میدانم این شعار در تجمع دانشجویی به تصویب رسیده باشد. ممکن است </p><p align="justify">دانشجویانی دوست دارند این شعار مطرح شود و شاید در جمع کوچکی از انها طرح شده باشد، اما این مطالبه دانشجویان در حرکت اخیر نیست. راستش اگر هم دانشجویان در یک تجمع این شعار را طرح کرده باشند دانشجویان کمونیست مسئول که به فکر سرنوشت حرکت جاری مبارزه دانشجویان هستند باید به آنها هشدار دهند و بگویند که از مطالبات چپ روانه که در قدرت و توان مبارزه کنونی و جاری دانشجویان نیست پرهیز کنند.</p><p align="justify"> </p><p align="justify">چنین مطالبات چپ روانه ای از توده ای شدن حرکت دانشجویان نیز جلوگیری میکند. چون دانشجویان در سطح وسیع در توان خود طرح چنین خواستی را نمیبینند و پای چنین مطالبه ای نمیایند. دیگر اینکه طرح چنین خواستی سوت نبرد آخر با رژیم است. حتی اگر چنین خواستی در سطح محدود و در یک تجمع کوچک طرح شود با سرکوب شدید مواجه میشود. برای همین بعید میدانم این مطالبه در سطحی طرح شده باشد که دیگران و از جمله مسئولین دانشگاه و حراست و رژیم شنیده باشند. این باید بیشتر مطالبه یک محفل از دانشجویان کمونیست باشد. که  ارزوی خود را جای واقعیت قرار دادند. اما جوانان دانشجوی کمونیست نباید ارزوی خود را جای واقعیت قرار دهند. آنها باید در طرح مطالبات، شرائط مشخص و توازن قوا را در نظر داشته باشند و نه فقط  ارزو و آرمان خود را.  شعار انحلال نیروهای سرکوبگر مطالبه یک محفل دانشجویی است، نه مطالبه حرکت کنونی دانشجویان. به این رفقا باید گفت طرح این مطالبه بیموقع نه تنها حرکت دانشجویان را به جلو سوق نمیدهد، بلکه اگر هم واقعا بتوان طرحش کرد و دانشجویان جرات کنند در اجتماع عمومی امروشان آن را طرح کنند بشدت سرکوب میشوند. شعار روزهای سرنگونی را نمیتوان در یک تظاهرات معمولی دانشجویی طرح کرد. شعارهای روزهای 18 تیر سال 78 را نمیتوان و نباید در هر آکسیون صنفی وسیاسی دانشجویی طرح کرد. شاید یک هفته و یا یکماه دیگر تظاهراتهای دانشجویی آنقدر پیشرفت کند، مردم آنقدر در سطح وسیع به میدان بیایند، که بتوان این مطالبه را طرح کرد و مردم فریاد بزنند سپاه و ارتش باید منحل شوند. اما الان در تظاهراتهای محدود دانشجویی این یک اشتباه مهلک است. </p><p align="justify">محافل کمونیست و چپ در حرکتهای کنونی دانشجویان باید خواهان اعتراض به انتخابات در رژیم جمهوری اسلامی شوند. میتوانند بگویند ما خواهان جامعه ای هستیم که در آن انتخابات کاملا آزاد برقرار شود. حکومت سکولار و آزاد میخواهیم و.....</p><p align="justify">این مطالبات هنوز اعلام جنگ با رژیم نیست. اما اگر به طور مشخص گفته شود که نیروهای سرکوبگر باید منحل شوند و یا سران رژیم محاکمه شوند، این یک اعلام جنگ و سوت نبرد آخر است. که خیلی زودرس و چپ روانه است. حقیقتش من نمیدانم چرا در یک تطاهرات در زیر سرنیزه در ایران باید گفت ما خواهان انحلال نیروهای سرکوبگر هستیم وگرنه انتخابات را تحریم میکنیم. خوب میتوانند با همان خواست اعلام آزادی سیاسی بی قید و شرط برای همه گروههای سیاسی، اعلام کنند که نفس انتخابات زیر سوال است و باید به آن اعتراض کرد.    </p><p align="justify">یک نقطه بسیار غلط دیگر در روش طرح مطالبه وجود دارد که حاشیه ای تر است. اما خود این اشکال نشان میدهد این مطالبه چقدر پا در هوا طرح شده است. اعلام میشود اگر انحلال نیروهای سرکوبگر انجام نگیرد ما در انتخابات شرکت نمیکنیم و آن را تحریم میکنیم. انحلال نیروهای سرکوبگر بسیار فراتر و پایه ای تر از تحریم انتخابات و اعتراض بر علیه انتخابات است. انحلال نیروهای سرکوبگر یعنی سرنگونی انقلابی و رادیکال رژیم جمهوری اسلامی. چگونه میتوان گفت که اگر رژیم را سرنگون نکنید ما انتخابات را تحریم میکنیم!!! اگر رزیم را سرنگون کنند و یا مردم سرنگون کنند که دیگر حرف از انتخابات نمیتواند وجود داشته باشد. این هم یک وارونگی عجیب در روش طرح خواسته ها میباشد. وقتی انسان نخواهد به طور اجتماعی چیزی را تغییر دهد و عمل کند و فقط از ارزو و خواست خود حرکت کند به این وارونگی ها هم دچار میشود. در واقع طرح مطالبه به این صورت یک راست روی است در پوشش چپ. طرح مطالبه به این صورت که انحلال نیروهای سرکوبگر را به انتخابات گره میزند، یک راست روی است. بری اینکه این توهم را ایجاد میکند که با انتخابات در جمهوری اسلامی میتوان نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی را منحل کرد. فقط باید جمهوری اسلامی نیروهای سرکوبگر را منحل کند تا دانشجویان در انتخابات پیش رو شرکت کنند.  </p><p align="justify">انحلال نیروهای سرکوبگر اساسا نمیتواند به صورت یک مطالبه در شرائط جمهوری اسلامی طرح شود. این مطالبه ای است که مردم باید در نبرد آخر با جمهوری اسلامی آن را به اجرا بگذارند.  </p><p align="justify">مطالبه کنونی در حرکتهای دانشجویی تا آنجا که به نیروهای سرکوبگر برمیگردد، باید ممنوعیت ورود نیروهای نظامی و انتظامی به دانشگاه و انحلال حراست دانشگاه باشد. آوردن کلمه نیروهای سرکوبگر در این مطالبه نابخردی است. نباید گفت ما خواهان ممنوعیت ورورد نیروهای سرکوبگر هستیم. اگر میخواهیم تمامی دانشجویان را و یا حداقل جمع کثیری از آنها را پشت سر دانشجویان چپ و کمونیست بسیج شوند، باید بگوییم ممنوعیت ورود نیروهای نظامی و انتظامی به دانشگاه. نه ممنوعیت ورود نیروهای سرکوبگر به دانشگاه. طرح مطالبه به شکل اولی اصولی و قابل دست یافتن است. برای همین برای آن میتوان نیرو سازمان داد. اما طرح مطالبه به شکل دوم فقط زمینه سرکوب سریع را فراهم میسازد و کسی هم پشت آن بسیج نمیشود.   </p><p align="justify">جدا از اینها فکر میکنیم دانشجویان کمونیست باید با هشیاری بیشتری به حرکتهای دانشجویی برخورد کنند. حرکتهای دانشجویی مانند حرکتهای جنبش کارگران نیست. یک نقطه مثبت حرکت دانشجویی این است که این حرکتها از ابتدا بار سیاسی قویی دارد و اساسا سیاسی هستند. اما حرکتهای دانشجویی همیشه این خاصیت را دارند که به انارشیسم و حرکت های چپ روانه کشیده شوند. به خصوص اینکه  این پتانسیل در میان جوانان کمونیست قوی است. سربرآوردن چنین تمایلاتی مانع توده ای شدن محافل و جریانات کمونیست و چپ است. اگر محافل چپ و کمونیست سعی کنند آرزوی خود را جای واقعیت بگیرند، سعی کنند شعار و مطالبه خود را بدون در نظر گرفتن قدرت و توان حرکت جاری، مطرح و دنبال کنند، خود را در میان دانشجویان ایزوله میکنند و یا اگر قویی شوند و در سطح رهبری جنبش دانشجویی قرار گیرند، آن را به شکست میکشانند و یا عقب نشینی  و شکست جدی را به آن تحمیل میکنند. </p><p align="justify">دانشجویان کمونیست و چپ باید برای رهبری جنبش توده ای دانشجویان پا پیش بگذارند. یکی از انحرافاتی که میتواند مانع جدی این کار باشد، عدم وجود سنت کار توده ای و تمایل به آنارشیسم و چپ روی که رواج آن در شرائط اختناق در میان دانشجویان رادیکال عادی است. باید از سربرآوردن چنین انحرافاتی در حرکت دانشجوئی جلوگیری کرد. </p><p align="justify"><br />پاسخ به بحث برخی از رفقای رهبری</p><p align="justify">یادداشت بالای من در آن زمان در رهبری حزب موجب برانگیختن بحثی شده بود که تقریبا همه رفقای رهبری که در بحث شرکت کرده بودند مخالف بحث من بودند.  پاسخ من به برخی از رفقا را در زیر برای روشن شدن بیشتر بحث میاورم. </p><p align="justify">یکی از اشتباهات برخی از رفقا این است که جای مطالبه و شعار را اشتباه میگیرند. شعار مرگ بر بسیجی و مرگ بر خامنه ای، مرگ بر دیکتاتور و.... زمانی که تظاهراتهای دانشجویی و مردمی با نیروهای سرکوبگر درگیر میشوند مطرح میشود. این مطالبه نیست. این شعار مردم سرنگونی خواه است. این مطالبه و خواست عمیق و پایه ای آنهاست که روی کاغذ نوشته نمیشود و به عنوان مطالبه برای شرکت کردن و یا نکردن در انتخابات عرضه نمیشود.  شعار مرگ بر جمهوری اسلامی نمیتواند مطالبه اعتراضات جاری باشد. این مطالبه یک قیام و یا یک تظاهرات میلیونی است. در تظاهراتهای دانشجویی که که همین الان در جریان است مطالبه اخراج نیروهای نظامی و انتظامی در دانشگاه به جلو رانده شده است. اما مسلما دانشجویان و مردم در هنگام اعتراض و تظاهرات دیگر نه فقط بر مطالبه عنوان شده پای میکوبند، بلکه شعارهایی سر میدهند که آرزوهای پایه ای تر آنها را عنوان میکند. اشتباه گرفتن این دو یعنی مطالبه و شعار یک خطای فاحش است. اگر ما امروز در حرکت دانشجویی که در جریان دارد به جای مطالبه اخراج نیروهای انتظامی و نظامی از دانشگاه، مطالبه انحلال آنها را طرح کنیم، به یک اشتباه چپ روانه ای دست زدیم که راه به جایی نمیبرد. این یک تاکتیک سیاسی حال حاضر نیست. این تبلیغ و ترویج یک خواست و مطالبه است و نه تاکتیک سیاسی که بتواند حرکت جاری دانشجویان را به جایی هدایت کند.  به نظر من حرکت دانشجویان در حال حاضر قادر به برداشتن مطالبه انحلال نیروهای سرکوبگر نیست. توان طرح آن را ندارد. میتوان این مطالبه را تبلیغ کرد، راجع به آن نوشت، شعارهای مختلف برای بیان این خواست تهیه کرد و در تظاهراتها، زمانی که مردم با نیروهای سرکوبگر وارد درگیری میشوند و یا زمانی که شوق و شور جمعی به مردم قدرت و قوت قلب میبخشد طرحش کرد. برخی از این شعارها مانند مرگ بر بسیجی امروز در هر تظاهرات توده ای طرح میشوند. مرگ بر بسیجی یکی از شعارهای مردم برای انحلال نیروهای سرکوبگر است. اما هیچ اعتراضی در حال حاضر نمیتواند نابودی بسیج را به عنوان مطالبه برای حرکت جاری اش طرح کند. این به قدرت و توان دیگری در حرکت اعتراضی مردم احتیاج دارد که هنوز وجود ندارد. حرکت اعتراضی جاری نمیتواند مطالبه سرنگونی را در یک تک حرکت طرح کند. </p><p align="justify">میان یک شعار و یک مطالبه که در یک تظاهرات به صورت خواست و مطالبه آن تظاهرات بیان شود تفاوت است. شعار میتواند در اثر عمومیت حالت مطالبه را پیدا کند. شعار مرگ بر خامنه  ای و رفسنجانی در تظاهراتهایی مانند 18 تیر فریاد زده میشود اما دانشجویان این مطالبه را در یک تک حرکت دانشجویی بر روی کاغذ به عنوان مطالبه شان اعلام نمیکنند.   </p><p align="justify">محمد فتاحی مطالبه انحلال نیروهای سرکوبگر را با شعار جدایی دین از دولت یکی گرفته است و گفته است که اگر میشود آن را گفت، این را هم میشود. من هنوز هیچ حرکت اعتراضی جاری( البته به جز حرکتهایی مانند 18 تیر و 16 اذر) را سراغ ندارم که مطالبه جدایی دین از دولت را به شکل مطالبه طرح کرده باشد. دانشجویان و یا این و آن شخصیت در این و یا آن نوشته آن راطرح کردند اما به صورت مطالبه مثلا فلان حرکت دانشجویی طرح نشده است. من معتقدم میشود این کار را کرد. میتوان جدایی دین از دولت را در شرائط کنونی به قطعنامه و مطالبات فلان اعتراض دانشجویی تبدیل کرد. این هم سرنگونی رژیم را در خود دارد. اما فرق است میان این مطالبه و مطالبه انحلال نیروهای سرکوبگر. میتوان گفت من خواهان پوشش ازاد هستم، ازادی بیان هستم، جدایی دین از دولت هستم و.....</p><p align="justify">هیچکدام از این شعارها و مطالبات نابودی جمهوری اسلامی را به فوریت در خود ندارد. انحلال نیروهای سرکوبگر به عنوان مطالبه این خاصیت را دارد که انحلال جمهوری اسلامی را به فوریت طلب میکند. این سوت آخر نبرد است. </p><p align="justify">من در همین نوشته زیرین نوشتم که </p><p align="justify"> &quot; شاید یک هفته و یا یکماه دیگر تظاهراتهای دانشجویی آنقدر پیشرفت کند، مردم آنقدر در سطح وسیع به میدان بیایند، که بتوان این مطالبه را طرح کرد و مردم فریاد بزنند سپاه و ارتش باید منحل شوند. اما الان در تظاهراتهای محدود دانشجویی این یک اشتباه مهلک است. &quot;</p><p align="justify"> شعارها و مطالبات حرکتهای اعتراضی جاری به درجه قدرت و توان انها وابسته است. در اتخاذ تاکتیک نه فقط خواست و مطالبه حزب که توان حرکت اعتراضی جاری هم تعیین کننده است. </p><p align="justify">در تلویزیون خودمان دیدم رفقا از این صحبت میکنند که دانشجویان خواهان انحلال نیروهای سرکوبگر شدند. به نظر من برای تبلیغات بر سر انحلال نیروهای سرکوبگر رجوع به یک مطالبه گمنام در یک گوشه دانشگاه که در جایی دیگر مطرح نشده است، درست نیست. مردم در بسیاری از تظاهراتهای خود انحلال نیروهای سرکوبگر را فریاد میزنند. به نظر من این خواست در شرائط کنونی خود را در شعار مرگ بر بسیجی و بسیجی برو گم شو، توپ تانک بسیجی دیگر اثر ندارد و.... بیان میکند. باید در مورد این شعارها بیشتر نوشت و حرف زد. باید این شعار را به انحلال نیروهای سرکوبگر ربط داد و یا ربط آن را بیان کرد. خودم حتما اینکار را میکنم. اما فکر میکنم شعار انحلال نیروهای سرکوبگر به آن شکل روشن و شفاف که در گزارش سازمان جوانان ما آمده است در جایی دیگر طرح نشده است و همه گیر نیست. و وقتی ما میگوییم دانشجویان خواهان این خواست شدند به نظر مردم غریبه و نادرست میاید. برای همین باید بگوییم مردم باید خواهان این شوند و  با تفصیل و توضیح در باره شعار مرگ بر بسیجی که یک شعار فراگیر است، انحلال نیروهای سرکوبگر را به طور روشن و واضح توضیح دهیم. </p><p align="justify">مرگ بر بسیجی خواست مردم مبنی بر انحلال نیروهای سرکوبگر را به شکل خوبی در شرائط کنونی بیان میکند. نمیتوان با نوشتن یک مطالبه در گوشه یک دانشگاه آن را به عنوان مطالبه عمومی، بیان شده و توده ای مردم اعلام کرد. ما باید مطالبه انحلال نیروهای سرکوبگر را به خواست عمومی مردم تبدیل کنیم.  این مطالبه هیچ تک حرکت دانشجویی نخواهد شد. اما میتوانیم شعارهایی مانند مرگ بر بسیجی را در حرکتهای قویتر مردم با شعار مرگ بر سپاه و ....تکمیل کنیم. خواست انحلال نیروهای سرکوبگر به این شکل در شعارهای مردم بیان میشود و نه به آن شکل شسته و رفته آن که در منشور ما آمده است و یا در یک تظاهرات دانشجویی بر سر انتخابات و به شکل بیان مطالبه. این مطالبه به آن شکلی که در گزارش سازمان جوانان حکمتیست آمده است، نه قابلیت بیان شدن در یک تظاهرات دانشجویی  را دارد و نه قابلیت توده ای شدن.  </p><p align="justify" />]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>حزب &quot;حكمتيست&quot; و رويدادهاى سياسى در كردستان ايران!</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.mobarez-k.com/maqalat/2009/07/post_119.html" />
   <id>tag:www.mobarez-k.com,2009:/maqalat//2.1650</id>
   
   <published>2009-07-09T19:54:15Z</published>
   <updated>2009-07-09T19:54:55Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name>asad</name>
      
   </author>
         <category term="نسان نودينيان" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.mobarez-k.com/maqalat/">
      <![CDATA[<p align="center"><img hspace="0" src="http://tbn2.google.com/images?q=tbn:9mUe6KmXFGdUfM:http://www.wpiran.org/km/nasan-n.jpg" align="baseline" border="0" /></p>]]>
      <![CDATA[<p align="justify" /><p align="justify">حزب موسوم به حكمتيست در رويدادهاي سياسي در ايران و كردستان بحق جايگاه &quot;مهم&quot; و &quot;رفيعي&quot; را فتح كرد. بر صندلي ناسيوناليستها كه عملا مانع پيوستگي خيزش هاي مقطعي در تقابل با نظام جمهوري اسلامي هستند جلوس کرد. محفلی که دور کورش مدرسی به عنوان فرماندهان پیشبرد سیاستهای &quot;استرتژیک&quot; رهبری شان را توضیح و تشریح کرده اند، بطور واقعی و در دنیای سیاست در صف نه چندان ناشناخته ای قرار گرفتند. </p><p align="justify">اینها که منفی بافی در مورد خیزش میلیونی مردم برای عبور از اسلام سیاسی را در پوشش عوامفریبانه &quot;استقلال طبقاتی کارگران&quot; نمایندگی کردند با تکبر و تفرعن خاصی که دیگر به اخلاقیات این شبه حزب تبدیل شده است بجاي ناسيوناليستها در برابر جنبش سراسری سرنگونی طلبی ظاهر شدند. و البته اينبار در همسوئی با   جلال طالباني، که بویژه پس از تصمیم دولت آمریکا برای خروج نیروهای نظامی از عراق بشدت از تزلزل ارکان حاکمیت رژیم اسلامی به عنوان &quot;همسنگر دیرین&quot; نگران و هراسناک شده است. عدم خيزش و تحركات در هماهنگي با خيزش ميليوني مردم در تهران و ساير شهرها٬ براي حزب حكمتيست ديگر دستاویزی شده است تا بگویند یارهای دیرین سردار رحیم صفوی در کردستان هنوز این توان را دارند که در مقابل پیوستن مردم به تحرکات سراسری برای بزیر کشیدن جمهوری اسلامی مانع و سد بزرگی ایجاد کنند. و سران اين حزب موقعيت كنوني و كم تحركي مردم در برخی شهرهاي کوچکتر و از جمله در کردستان را بعنوان &quot;راديكاليسم انقلابي&quot; قلمداد ميكنند. اسد گلچيني از رهبري حزب &quot;حكمتيست&quot;٬ در نوشته اي تحت عنوان «چرا جنبش سبز در كردستان حمايت نشد» كرنولوژي مواضع احزاب اپوزيسيون در كردستان را نوشته و مفتخرانه مواضع راست و ارتجاعي حزب &quot;حكمتيست&quot; را بعنوان &quot;راديكاليسم انقلابي&quot; مردم كردستان٬ قالب كرده است. هیچ چیز جز این اشتراک در شادی و شوق از عدم سرایت تحرکات میلیونی ایران به کردستان، موضع واقعی تر احزاب کردایه تی را نشان نمیدهد. واقعیت این است که این همسنگری و هم سرنوشتی با بستر ناسیونالیسم کرد را به نام کمونیسم و یا حفظ استقلال طبقه کارگر نمیتوان پنهان کرد.  </p><p align="justify"><br />ما و مردم كردستان با تاريخ بيش از سه دهه جنبش اعتراضي و ضديت مردم با جمهوري اسلامي آشنا هستيم. ما ميدانيم كه در تند پيچ هاي سخت اعتراضي مردم كردستان، نه به جمهوري اسلامي را نمايندگي كرده و راديكاليسم انقلابي را در مقابل كل نظام حاكم و اسلامي نمايندگي كرده اند. در متن تنفر عميق از جمهوري اسلامي و تلاش بخش مهم و عمده مردم در كردستان براي حل مساله كرد٬ احزاب سياسي در دوره هاي مختلف هر كدام نقش و جايگاه منحصر بخود را ايفا كرده اند. كم نيستند آن مقاطعي كه احزاب ناسیونالیست و قومی و بخشهاي مختلف حزب دمكرات و ناسيوناليستها از قبيل پژاك٬ در حاليكه اعتراضات سراسري در ايران وجود داشته٬ از گسترش اين اعتراضات در كردستان ممانعت بعمل آورده و عملا با فضاي ناسيوناليستي و ارتجاعي بخشهايي از شهرهاي كردستان را از پيوستن به اعتراضات سراسري محروم كرده اند. يك بحث پايه اي و دائمي كمونيسم كارگري تاريخا در كردستان همين فضا و تلاش براي خنثي كردن هژموني سياسي ناسيوناليسم كرد در كردستان بويژه در مقاطعي بوده است كه مردم در ايران در مقابل جمهوري اسلامي صف آرايي اعتراضي داشته و در اين مقاطع ناسيوناليسم كرد٬ موانع و سد ايجاد كرده، و عملا در مقابل راديكاليسم انقلابي مردم كردستان صف آرايي كرده اند. در يك كلام ناسيوناليسم كرد اگر در شكاف اوضاع منطقه اي در كردستان و خاورميانه تلاش كرده كه موقعيت و هژموني ناسيوناليستي ـ سياسي خود را اعمال كند٬ اما در بعد داخلي اينبار تلاشش ممانعت از پيوستن مردم كردستان به اعتراضات سراسري بوده است. ما تاريخا تلاش كرده ايم كه اين موقعيت احزاب ناسيوناليستي را خنثي و مردم كردستان را با اعتراضات سراسري هماهنگ و يك صدا كنيم. رهبری حزب &quot;حکمتیست&quot; در بطن رویدادهای اخیر جامعه ایران، به جای سیاست شرمگینانه و جبونانه احزاب ناسیونالیست کرد که شهامت نداشتند صراحتا در تقابل با خیزشهای اخیر در تهران و شهرهای بزرگ ایران حرفی بزنند، نمایندگی همان سیاست ها را بر عهده گرفت. </p><p align="justify">اعتراصات ۱۸تير٬ اعتراضات سراسري دانشجويان در تهران و ساير شهر  نمونه هاي برجسته اي از تلاش ناسيوناليستها در ممانعت از هماهنگي اعتراض سراسري مردم كردستان با اعتراضات سراسري در ايران است. </p><p align="justify">با علم به اين وقايع و سير تاريخي از رويدادهاي چند دهه گذشته٬ و با علم به جايگاه ناسيوناليسم كرد در كردستان ايران بعنوان جرياني مانع در سراسري كردن اعتراضات و مطالبات سراسري٬ ما امروز با پديده جديدي در ميان طيف چپ و كمونيست روبرو هستيم كه با اتخاذ سياستهاي راست و ارتجاعي موانع جديدي تحت نام &quot;جنبش سبز&quot; در مقابل راديكاليسم مردم كردستان ايجاد كرده است. و امروز ما مي بينيم كه حزب&quot;حكمتيست&quot; با چه شتاب سرسام آوري و با اشتياق بسيار مفتخرانه اي جايگاه خود با احزاب ناسيوناليست را عوض كرده و امروز كه متاسفانه يك جريان كه خود را كمونيست ميداند در مقام يك جريان ناسيوناليست محلي عدم هماهنگي و خانه نشيني مردم در كردستان را بعنوان &quot;راديكاليسم انقلابي&quot; جار ميزند. و عملا در مقابل اعتراضات سراسري در اردوي احزاب كردي و ارتجاعي چادر ميزند. حزب &quot;حكمتيست&quot; در ايندوره و بعد از رويدادهاي ۲۲ خرداد امسال عملا به جاي رفيع و ارتقا يافته ناسيوناليسم كرد پرت شد و عملا در مقابل آن صداهاي ميليوني كه مردم در تهران و ساير شهرها آفريدند٬ ايستاد. و متاسفانه اينبار خارج از اينكه صندلي احزاب ناسيوناليست را اشغال در كاتاگوري و بروشور احزابي قرار گرفت كه ترس و وحشت از ساقط شدن رژیم اسلامی را نمایندگی کردند. راستی این تجسم واقعی زندگی با سنت های حزب توده پس از &quot;انقلاب اسلامی&quot; نیست؟ &quot;نئو توده ای&quot; آیا برازنده واقعی اینها نیست؟ </p><p align="justify">به نظر من٬ هر درجه سكوت و اغماض در  افشای مواضع و سياستهاي راست و ناسيوناليستي محفل رهبری حزب &quot;حكمتيست&quot;  كه در دوره اخير سكان اين ناسيوناليسم و زبان &quot;پرخاشگر&quot; آنرا نمایندگی کردند، جایز نیست.</p><p align="justify">&quot;بلوغ&quot; و جهش سیاسی حزب موسوم به &quot;حکمتیست&quot; دیگر قابل دستکاری و حک و اصلاح نیست. آخر و عاقبتشان بخیر! </p><p align="justify"> نسان نودینیان 18تیر1388</p><p align="justify" /><p align="justify" />]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>تحولات جاری و  مواضع اولترا راست حزب حکمتیست</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.mobarez-k.com/maqalat/2009/07/post_117.html" />
   <id>tag:www.mobarez-k.com,2009:/maqalat//2.1634</id>
   
   <published>2009-07-04T22:21:45Z</published>
   <updated>2009-07-18T22:19:36Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name>asad</name>
      
   </author>
         <category term="اسد نودینیان" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.mobarez-k.com/maqalat/">
      <![CDATA[<p align="center" /><p align="center" />]]>
      <![CDATA[<p align="justify">سرعت تحولات دو هفته اخیر در ایران به گونه ای بود که سیما و آرایش دنیای سیاست و احزاب و جریانات سیاسی را دگرگون کرد. خیلی ها را سراسیمه نمود، جریانات سیاسی از چپ و راست در اپوزسیون را   به همکاریها و همسویهای سوق داد. مسله قدرت سیاسی و آینده آن در ایران را به صدر اخبار دنیا برد. در غرب دولتها تا سیاستمدارنشان، محققین تا ترانه سراها و نویسندگان انسان دوست همگی را به عکس العمل در مقابل و یا تائید این رویدادها کشاند. در یک کلام این تحولات به گونه ای بود که هنوز هم با وجود افت در حرکات اعتراضی روزانه مردم بدلیل سرکوبگریهای رژیم، بحث حول آن در صدر اخبار دنیاست . در یک کلام همگی از موافقین و مخالفینش از آن بعنوان تحولی در جهت عبور مردم از رژیم اسلامی نام می برند. <br />صحنه های پرشور حضور میلیونی مردم و تلاشهای که با وجود سانسور شدید رژیم از طرف مردم برای هدایت و پیشبرد این اعتراضات و رساندن صدای آن به گوش جهانیان و تصاویر و فیلمهای ارسالی از این اعتراضات بخوبی نشان داد که تلاشهای هر دو جناح رژیم چه جناح حاکم با سرکوبگریهایش و سانسور شدیدش در مقابله با مردم  و چه جناح مغلوب با نشان دادن خاصیت و تلاشش برای به ترمز کشاندن و مهار این اعتراضات، نتوانست تلاش مردم را برای عبور از این تندپیجها مهار کند. روز شمار اعتراضات مردم نمایشی از  تلاش آگاهانه مردم برای عبور و در هم شکستن این سیاستهاست.  <br />آنها با ابتکارات خود توانستند تا انجا که امکان بود رنگ خود را به این اعتراضات بزنند. موسوی و کروبی مسجد و تکیه و نماز جمعه را برای تجمعات مردم فراخوان دادند،  مردم کوچه ها و خیابانها را محل اعتراض خود قرار دادند آنها ابطال انتخابات را در فضای &quot; آرام و سکوت&quot; تجویز کردند مردم  مرگ بر دیکتاتور، آزادی اندیشه با ریش و پشم نیمی شه ، زندانی سیاسی آزاد باید گردد. و حتی مرگ بر جمهوری اسلامی را سر دادند. آنها بارها از حمایتشان از قانون ( حتی جسدش) را اعلام نمودند زنان با حضورشان حجاب را پرت کردند. در یک کلام مردم نشان دادند که اعتراضشان به کل این نظام است نشان دادن رژیم اسلامی را نمی خواهند. تلاش مردم تا جای بود که جناح حاکم مردم را سرکوب نمود و موسوی در فردای آن روز اعلام نمود بدلیل سواستفادههای که از اعتراضات مردم شده تعدادی جان باخته اند و عملا جنایات رژیم را پرده پوشی نمود و نتیجاتا خواستار جداسازی صف خود یهایشان از مردم شد. <br />در خارج کشور نیز در همان یکی دو روز اول تلاش جریانات و شخصیتهای معلوم الحالی که می خواستند با باند و پرجم سبزشان اعتراضات مردم را بحساب موسوی شال سبزیها بریزند،  با ابتکارات نیروهای چپ و سوسیالیست عملا تا حدود زیادی خنثی  گردید. <br />این تحولات بحدی سریع  بود که آرایش احزاب و جریانات را به هم زد. از یک طرف نیروهای چپ و سوسیالیست درتلاشی برای اعمال هژمونیشان بر این اعتراضات در سطح خارج کشور با پرچمهای مطالباتی و  شعارهای رادیکال در نمایندگی امیال و خواست  مردم در کنار هم قرار گرفتند.  کمیته های همبستگی با مبارزات مردم در ایران تشکیل گردید. تظاهراتهای عظیم چند هزار نفر برگزار گردید و هر روز در مجادلات و مباحث و سخنرانیهای خیابانی الترناتیوهای گوناگون را در مقابل مردم قرار داد.فضای فعال سیاسی ایجاد شد که هر روز هزاران نفر از ایرانیان مقیم خارج در خیابانها کنار هم قرار گرفته و در مورد آیند این تحولات بحث و تبادل نظرمی پرداختند . <br />در این میان حزب حکمتیست با مواضع اولترا راستش یکی از جریاناتی بوده است که  این تحولات آنها را بشدت به  مسیری انداخت که سیر  و سیاحت در آن را از قبل و با تئوریهای راست دبیر کمیته مرکزشان مبنی بر &quot; متعارف شدن&quot; رژیم اسلامی و پایان دوره سرنگونی خواهی آموخته بودند.اینها در کنار موسوی و کروبی و خاتمی و بلندگوهای تبلیغی دولتهای غرب به این همت گماشتند تا وانمود کنند که جنبش اعتراضی مردم در چهارچوب حکومت اسلامی و اسلام سیر میکند و راه برون رفت از آن هم پایان دادن به اعتراضات اخیر است. و قول خامنه ای و موسوی را مبنی بر اینکه مردم به حکومت اسلامی وفادارند را  تکرار کردند.اینها  با  بیان اینکه&quot;.جنبش جاری ناشی از کشمکش جناحهاست  &quot; و به مردم ربطی ندارد،   و یا به گفته دبیر اولشان&quot; در این شرایط بدلیل اینکه چنین توازن قوایی وجود ندارد نباید شعار سرنگونی داد&quot; عملا وظیفه تبلیغ و ترمز و سد کردن  جنبش اعتراضی مردم را عهددار شدند. کاری را که عمری حزب توده عهددار آن بود امروز اینها بعهده گرفتند.  اینها در طول این دوهفته گیج شده و نمیدانستند چه باید کنند.ابتدا با تئوری جنگ جنا حها از مردم خواستند و آژیتاسیون نمودند که مردم در اعتراضات شرکت نکنند،  با اوج گیری اعتراضات و گسترش آن به شهرهای دیگر، اعلامیه مقاومت صادر کردند و مردم را به مقاومت فراخواندند و  در چند شهر در خارج کشور به اکسیونها آمدند. اما با اوجگیری سرکوبگری وحشیانه رژیم که نه تنها مردم ایران، بلکه جهانیان از این همه سبعیت و وحشیگری دچار هراس و همچنین خشم شدند، اینها زبانشان باز شد و پررو و وقیح در سایتهای اینترنتی شان پدیدار شدند تا رجز بخوانند. خامنه ای و احمدی نژاد و کل رژیم جمهوری اسلامی زمینه این رجزخوانی آنها را با سرکوب وحشیانه مردم فراهم ساختند. اینها که صفشان در مقابل یورش مردم به جمهوری اسلامی گیج و سردرگم شده بود، امروز با سرکوب مردم به حال آمدند و جزء صف پیروزمندان هستند. اما این پیروزی بسیار موقتی خواهد بود.زمانی که دوباره اینها به خلسه فرو روند و سر درگم و گیج شوند دور نیست. کیهان از آتش زیر خاکستری حرف زده است که روزهای آینده زبانه خواهد کشید و این خود باید هشداری به حکمتیستها باشد که زیاد دور ور ندارند و حداقل در بددهنی کمی محطاط تر باشند.  از قرار معلوم &quot; انقلابیگیری &quot; اینها در شدت هتک حرمتها و بدهنیشان است. مش قاسمهایشان مجداد با ا&quot; ابتکار کم نظیزاشان&quot; در وصف این سیاست طلایی &quot; متعارف شدن رژیم&quot; و تحمیل عقبگرد به جنبش توده ای مردم سرمست شدند و دست به قلم بردند.<br />حزب حکمتیست که مواضع ارتجاعی اتخاذ کرده است و به تکرار سیاستها و تئوریهای ایرج آذرین پرداخته است، در بددهنی گوی سبقت را از همه و هر کس ربوده اند. اگر در سیاست و تئوری عقب مانده اند، در بددهنی به یک عنصر پیشرو تبدیل شده اند.<br />ما در سال ٩٩ ایرج آذرین و رضا مقدم را به دلیل اتخاذ همین سیاستهایی که امروز حزب حکمتیست در پیش گرفته است مورد نقد قرار داده ایم و امروز نیز این سیاستها از طرف هر جریانی ارائه شود، مورد نقد ما قرار میگیرد. به آنها دوخردادی گفته شده بود، نه به خاطر اینکه آنها طرفدار خاتمی بودند، بلکه به خاطر اینکه سیاستهایی نظیر سیاستهایی که حزب حکمتیست امروز اتخاذ کرده است آنها را عملا در زمینه دو خرداد قرار میداد. منصور حکمت در مصاحبه با علیرضا میبدی در باره علت استعفای رضا مقدم و دیگران از حزب کمونیست کارگری گفته است: &quot; موضوعى که گفتنى است به اين معنى نيست که کسى در حزب کمونيست کارگرى طرفدار خاتمى است. کسى خيلى بايد پس رفته باشد که از حزب کمونيست کارگرى به اين جهت جدا شود. ولى به اين معنى هست که آينده سياسى روند درازمدت‌ترى خواهد بود، مردم از حمله سياسى به حکومت جمهورى اسلامى دست کشيده‌اند و خواست سرنگونى جمهورى اسلامى الآن بعد از اين انتخابات خواست فورى نبوده و نيست و بايد کار عمقى درون طبقه کارگر کرد و براى مثال کار تئوريک کرد در سطح ديگرى، به عنوان يک سوسياليست فوريت مسأله سرنگونى و شرکت در مبارزه براى سرنگونى، کمرنگ ميشود. خودشان بايد سايه روشن بحثشان را روشن کنند ولى اين يک رگه بحث بوده است. اين بحث در ديالوگى که يک هفته زودتر از رفتن دوستان شروع شد بود. ولى کسانى که رفتند در آن لحظه خودشان را به اين بحث گره نزدند، ولى بعدا ظاهرا به صورت يک بلوک همديگر را ميبينند و براى کارشان طرح ميريزند، ميتوانيم فرض کنيم که ديدگاه مورد بحث قدرت بيشترى بينشان دارد که به نظرم اين ديدگاه غلط است.&quot;<br />به سیاست و تئوری حکمتیستها نگاه کنید مو به مو تکرار حرفهای ایرج آذرین و رضا مقدم است و انگار منصور حکمت در مقابل حکمتیستها دارد حرف میزند. حکمتیستها با ایرج آذرین و رضا مقدم یک تفاوت &quot; کوچک&quot; دارند. ایرج آذرین و رضا مقدم وقتی که ١٨ تیر پیش آمد طور دیگری برخورد کردند ولی حمله به منصورحکمت و مشی کمونیستی را ادامه دادند ، اما حکمتیستهای شیر دل در این راه بسیار پیشرو هستند. آنها همه حرکتهای اعتراضی مردم از حمله به بسیج و سپاه تا شعار مرگ بر خامنه ای و...را به جای موسوی و اسلام سبز مینویسند.<br />کسی طرفدار دو خرداد و جنبش سبز موسوی است که در صحنه سیاسی ایران امروز جنگ جناحها را میبیند، اما قادر به دیدن فوریت مسئله سرنگونی و مبارزه مردم برای این امر که جنگ جناحها هم نتیجه آن است نیست. و این حزب، حزب حکمتیست است، نه کسانی که پس از &quot; بدنبال انتخاب خاتمی&quot;  روندهای اصلی جامعه را بدرست در جهت رفتن جمهوری اسلامی دیده اند و برای آن کار کرده اند. <br />برای ما که شناخت دقیقی از این جریان داریم هیستری کنونیشان  و هجوم گسترده کلوپ دبیر در لندن  قبل از اینکه نشانه ای از جایگاه و تاثیرات آنها در جامعه باشد، تلاشی است برای   مقابله  با ناراضیان به این سیاستهای اولترا راست در دورن خودشان ( که اینجا و انجا در مقالات و سخنان کسانی در میان صفوفشان بروز کرده .) اینها خوب می دانند که در خارج از دیوار و مرز تشکیلاتشان مردم برای چنین تلاش های &quot; مجدانه ای&quot; در لجن پاشی به تحولات و رویداهای این دوره مردم در ایران و  هتک حرمت دیگران نه تنها  تره  خورد نمی کنند بلکه از آن انزجار دارند. کارکرد این تلاشهای کلوپ دبیر  همواره قبل از هر چیز درون تشکیلاتی بوده است. امروز باید این مسله هم برای منتقدین خط رسمی این حزب روشن شده باشد که با چنین خط فاصله های نخواهند توانست این سیاستهای راست را در این حزب دور بزنند. <br />ما، مبارزان کمونیست و مردم فراز و نشیبهای جنگی را که بدان برای یکسره کردن رابطه خود با این رژیم هار اسلامی بر میگردد بدان واقفیم. ما تلاشمان را خواهیم کرد و همانگونه که در بدو این تحولات در بیانیه خود نوشتیم :<br />&quot;در صورتیکه مردم نتوانند صف خود را از جناح دوخردادیها و اصولگرایان بطور قطعی و کامل جدا کنند، خطر تحمیل عقب گرد به جامعه و امکان جنگ و رقابت و تصفیه های خونین بین جناحها و براه انداختن موج کشتار فعالین چپ و کمونیست ها بسیار زیاد است. امکان اینکه هر آیت الله و فرمانده سپاه و بسیج و مرتجعی در رقابت با هم برای جلب نیروهای مذهبی و قومی و جریانات فرقه ای در سطح ایران تلاش بنمایند و به جان مردم بیفتند بیشتر شده است. در هم چون وضعی نیروهای ناسیونالیست ایرانی می توانند وارد گود شوند و بر خرابی اوضاع د بیفزایند. دوره کنونی مقطعی  و گذرا است، روزهای دیگری با حوادث گوناگون و افت و خیز هایش در راه است. باید برای دخالت در تغییر مسیر حوادث به نفع مردم در دل همین رویداد ها فداکارانه و بطور مستمر بکوشیم&quot; بیانیه مبارزان کمونیست اعتراضات مردم و احتمالات ممکن در ایران 18 ژوئن 2009 <br />با دخالت فعال تلاش خواهیم نمود مسیر این رویدادها را به نفع مردم پیش ببریم. قطعا این دوره از تحولات در اوضاع سیاسی ایران تا کنونش انچه را که  مسجل نمود این بوده است که مردم این رژیم را نمی خواهند . این رژیم تا همینجا با اعتراضات کنونی صفوفش به هم ریخته و دیگر همان رژیم قبل از انتخابات در تقابلش با مردم نخواهد بود . مبارزات مردم از گذرگاهای مختلفی خواهد گذشت اما حکم مردم در نه گفتنشان به این رژیم، امروز به امر روز همه کس در ایران تبدیل شده تلاش برای  تحقق این خواست میلیون وظیفه ما کمونیستهاست.  <br />حزب حکمتیست را باید گذاشت تا همراه موسوی و کروبی و خاتمی و خامنه ای و...به این وظیفه همت گمارد و تبلیغ کند که اعتراض مردم در چهارچوب رژیم و بر سر انتخابات آن است  و مردم به نظام اسلامی وفادارند. حزب حکمتیست را باید گذاشت تا مانند موسوی مردم را از شعارهای&quot; ساختار شکنانه&quot; مانند &quot; مرگ بر خامنه ای&quot; و مرگ بر جمهوری اسلامی&quot;  بازدارد.<br />اسد نودینیان <br />3 ژوئیه 2009</p><p align="justify"><br /></p>]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>بیانیه مبارزان کمونیست و مصاحبه با مجید حسینی</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.mobarez-k.com/maqalat/2009/06/post_114.html" />
   <id>tag:www.mobarez-k.com,2009:/maqalat//2.1593</id>
   
   <published>2009-06-24T12:46:17Z</published>
   <updated>2009-07-30T06:06:51Z</updated>
   
   <summary><![CDATA[  &nbsp;بیانیه مبارزان کمونیست در باره:  اعتراضات مردم و احتمالات ممکن در ایران &quot;&quot;&quot;&quot;&quot;&quot;&quot;&quot;&quot;مصاحبه با نشریه مبارزان با  مجيد حسينى در باره دهمین دوره &quot;انتخابات&quot; ریاست جمهوری،  ...]]></summary>
   <author>
      <name>asad</name>
      
   </author>
         <category term="مبارزان کمونیست" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.mobarez-k.com/maqalat/">
      <![CDATA[<p align="center"><strong><font color="#333333" size="3"></font></strong></p><p align="center"><strong><font color="#333333" size="3"> </font></strong><strong><font size="3"><font color="#333333"> </font><font color="#333333">&nbsp;</font><a href="http://mobarez.web.surftown.se/?p=1738"><font color="#333333" size="1">بیانیه مبارزان کمونیست در باره: <br /> </font></a></font></strong><strong><font size="1"></font></strong></p><p align="center"><strong><font color="#333333" size="1"><a href="http://mobarez.web.surftown.se/?p=1738">اعتراضات مردم و احتمالات ممکن در ایران</a></font></strong></p><p align="center"><strong><font size="1"></font></strong><font color="#333333"> &quot;&quot;&quot;&quot;&quot;&quot;&quot;&quot;&quot;</font></p><p align="center"><a href="/maqalat/2009/06/post_109.html"><font color="#333333">مصاحبه با نشریه مبارزان با  مجيد حسينى </font></a></p><p align="center"><a href="/maqalat/2009/06/post_109.html"><font color="#333333">در باره دهمین دوره &quot;انتخابات&quot; ریاست جمهوری،</font></a></p><p align="center"> <br /><br /> <br /></p>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>مصاحبه با نشریه مبارزان کمویست</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.mobarez-k.com/maqalat/2009/06/post_109.html" />
   <id>tag:www.mobarez-k.com,2009:/maqalat//2.1504</id>
   
   <published>2009-06-23T08:48:47Z</published>
   <updated>2009-07-23T09:38:20Z</updated>
   
   <summary><![CDATA[در باره دهمین دوره &quot;انتخابات&quot; ریاست جمهوری،...]]></summary>
   <author>
      <name>asad</name>
      
   </author>
         <category term="مجيد حسينى" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.mobarez-k.com/maqalat/">
      <![CDATA[<p align="center"><img width="93" height="109" align="baseline" style="WIDTH: 93px; HEIGHT: 109px" src="/maqalat/Majid1.jpg" border="0" hspace="0" complete="true" /></p><p align="center">در باره دهمین دوره &quot;انتخابات&quot; ریاست جمهوری،<br /></p>]]>
      <![CDATA[<p align="justify"><br /></p><p align="justify">مبارزان کمونیست: در اطلاعیه مبارزان کمونیست به ویژگیهای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و حادتر شدن اختلاف میان جناهای رژیم اشاره شده است. در صورتیکه جناحهای درون رژیم همواره با هم اختلاف داشته اند و از نظر شما ویژگی و تفاوتهای این دوره انتخابات با دفعات قبلی در چیست؟<br />مجید حسینی: انتخابات ایندوره با دوره های قبلی، مخصوصا با دوره نهم متفاوت است. با وجود شباهت هایش با دور اول سرکار آمدن خاتمی، دوخردادیها، دارای ویژگیهائی است که در مناظره های تلویزیونی کاندیداتورها و نحوه استفاده مردم از این روزها برای مبارزه علیه کلیت رژیم خارج از دایره  این دو جناح خود را نشان میدهد. این ویژگیها را مرحله کنونی اعتراض و مبارزه مردم و تداوم آن برای بزیر کشیدن جمهوری اسلامی بر متن مشکلات و تناقضات سیاسی و اقتصادی آن بوجود آورده است. مشکلاتی که حکومت اسلامی قادر به حل آنها نیست و بحران اقتصادی جهانی و دور گرفتن روند بین المللی منزوی کردن دولت اسلامی آن را بیشتر کرده است. <br />تداوم جنبشهای اعتراضی در دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد و تقابل سخت و فشرده مبارزات برابری طلبانه زنان، دانشجویان، حضور محسوس تر چپ و جنبش کمونیستی در جنبش های اجتماعی، جلو آمدن بیشتر کارگران به نسبت دوره های قبلی، منزوی تر شدن رژیم در سطح بین المللی و بطورکلی ناکامی اصولگرایان بر اعاده &quot;نظم&quot; در ایران دو باره &quot;اصلاح طلبان&quot;را به جلو صحنه آورده است.  دوباره دوخردادیها جرئت و امکان پیدا کرده اند که راه حل امتحان شده خود را بعنوان تنها راه نجات رژیم اسلامی طرح بنمایند. و شکست اصولگرایان را در بوق کنند و بعنوان شعار اصلی کمپین انتخاباتی خود جارش بزنند. شعار شکست برنامه های دولت احمدی نژاد از طرف &quot;اصلاح طلبان&quot;، به ناتوانی او در به عقب راندن اعتراضات مردم و خفه کردن هر گونه حرکت حق طلبانه ای در دوره قدرتش اشاره دارد. جدی تر شدن &quot;خطر&quot; از طرف مردم و عدم کارائی سیاستهای احمدی نژاد در سطح بین المللی و داخلی مجددا ارزش مصرف &quot;اصلاح طلبان&quot; را بالا برده و برای مهار اعتراضات مردم بنام اصلاحات بمیدان آمده اند تا بار دیگر برای بقاء رژیم عمر بخرند و وقت دست و پا کنند. هر دو جناح رژیم با چهار کاندیداتور تائید شده و جنایت کار آن متوجه اند مردم نظام اسلامی را نمی خواهند و از این مسئله هراسانند و از هول سد کردن این روند بطور بیسابقه ای به جان هم افتاده اند. هر جناح و هر فردی تقصیر را بگردن دیگری می اندازند. از ترس مردم، برای آرام کردن اوضاع سوابق و پرونده های همدیگر را رو میکنند. یکی پیمان های ننگین حکومت قبلی را رو میکند، دیگری شکست دولت فعلی را جار میزند و از دزدی ها و چپاول ثروت آن مملکت پرده بر میدارد. آنچه در این ماجرا و در جریان مناظره تلویزیونی کاندیداتورها فاش شد بسیار کم تر از مشتی از یک خروار است. هنوز آمار املاک و دارائیهای سران این رژیم در کشورهای اروپائی، در ایران، تعداد حسابهای بانکی و موجودی انها در کشورهای مختلف و راز قتل عام سالهای 60 و  ترورها و قتل های زنجیره ای فاش نشده است. ملیارد ملیارد می دزدند کارگر را بخاطر درخواست حقوقش به گلوله می بندند و زندانی میکنند. با هزینه های گزافی نیروهای مزدور بسیج و سپاه و انتظامی و ارتش را پروار می کنند تا هر چند هفته یکبارآنها را به جان زنان و جوانان و دانشجویان پرستاران و معلمان و مردمی که آزادی و حق اشان را می خواهد بیندازند. حالا میخواهند با طرح نارسائیها جزئی و کم اهمیت و اشاره به دزدیهای فقط یک باند در نظام و با طرح بعضی از خواستهای مردم در کمپینهای انتخاباتی و مناظره های  تلویزیونی زمینه مهار و به کجراه بردن  نارضایتی و تنفرمردم از حکومت اسلامی را بوجود آورند و به زیر عبای خود بکشند. 30 سال است می دزدند و می کشند و جامعه 60 ملیونی را به بند کشیده اند، مگر این کلاه سر مردم میرود؟ همه اینها را باید در بند کرد و محاکمه نمود.<br />اما مردم هر دو جناح رژیم را خوب می شناسند، هر دو جناح آن را در هیئت دولت و &quot;اپوزسیون&quot; دولت تجربه کرده اند. این شناخت و این تجربه مردم جنگ خانوادگی سردمداران اسلامی را شدت داده و میدان کشمکش جناحهای آن را تنگ نموده است. این تجربه مردم راه نجاتی برای هیچکدام از این جناحها باقی نگذاشته و هر دو را درمانده کرده و با توازن قوای نزدیک و تقریبا مشابه به جان هم افتاده اند. هر دو جناح از ناتوانی همدیگر در سرکوب مردم سخن میگویند، هر دو راست میگویند، این مشکلی است که این جماعت آخوند و دزد و جنایتکار بدان گرفتارند.  دعوا و مرافعه اینبار جناحها به نسبت تمام دوره های قبلی حاد تر و خصمانه تر است، این یکی از ویژگیهای ایندوره است. ویژگی دیگر تغییر چشمگیر رابطه مردم با دولت اسلامی و حضور آنها در تمام عرصه های اعتراضی اجتماعی بعنوان قطب و جبهه ای جداگانه و مستقل است، قبلا هم این بود اما ابعاد و عمق ایندوره و تاثیر گذاری آن بر فضای عمومی جامعه با گذشته متفاوت است. این تفاوت جایگاه اهمیت دخالت کمونیست ها در حرکتهای اجتماعی و رویدادهای سیاسی را نشان میدهد.    <br />جناح اصولگرایان نفوذ اجتماعی در جامعه ندارند، توان تبلیغات از این سر را ندارند، در نتیجه بطرف استفاده از نفوذ خود در ارگانهای قدرت از جمله سپاه و بسیج و زندان و دادگاه و غیره بیش از گذشته سوق پیدا کرده اند. از قدرت دولتی خود برای رو کردن سوابق دزدیهای رقیب استفاده میکند تا سوابق دیگری برای خود بتراشند، هم اصولگرائی خود را دنبال کنند و هم اینکه &quot;اصلاح طلبی&quot; را از چنگ رقیب در بیاورند و به عمرش پایان دهند. از هم اکنون رقیبان خود را تهدید میکنند که اگر بقدرت برسند آنها را بخاطر تبلیغات غیر قانونی و اتهاماتی  که در جریان این انتخابات به اصولگرایان زده اند محاکمه خواهند کرد. تکیه آنها بر اجرای قانون و عدالت بمعنی استفاده از نیروهای سرکوبگر و قدرت دولتی در برابر جناح رقیب است. این مشخصه دور آتی جنگ و دعوای این دو جناح است. از همین طریق مردم را تهدید میکنند، ظرفیت جنایتکاری و سر کوبگریها خود را به رخ مردم میکشند و رو به جامعه و مردم میگویند ساکت باشید و شلوغ اش نکنید. &quot;اصلاح طلبان&quot; با طرح بعضی از خواستها که نه میخواهند اجرایش کنند و نه توان اجرایش را دارند در فکر آرام کردن مردم و کانالیزه کردن مبارزات آنند. این خاصیت ناموجود بیان عجز و ضعف این جناح در این دوره است، قبلا برگ برنده در دست این جناح بود، این برگ خیلی وقت پیش سوخت و تمام شد.<br />مسیر حرکت هر دو جناح و دعوای آنها در جریان &quot;انتخابات&quot; بر دو روند اثر جدی گذاشته است. یکی اینکه، هم اکنون کشمکش جناحهای رقیب را به جاهای حاد و حساسی رسانده است. امکان اینکه هر آخوند و مرتجعی در فکر استفاده از دارودسته های مافیائی وابسته به خود برای پس زدن حریف گردد بیشتر شده است. بهم خوردن انسجام جناحها و انسجام دولت مرکزی آینده و تشتت بیشتر خواهد شد. هم اکنون نهادهای اصلی دولتی، مجمع تشخیص مصلحت نظام، شورای نگهبان، مجلس، نیروهای سپاه پاسداران و بسیج و غیره حول این ماجرا شاخه شاخه شده اند. خامنه ای متوجه است دفاع تقریبا آشکار او از احمدی نژاد بر خرابی اوضاع افزوده است. عقب نشینی از موضوع قبلی را با بیان اینکه من یک رای دارم و کسی نمیداند رای خودم را به کی میدهم اعلام کرد. این را اعلام کرد تا بتواند از موضع امام نظام بموقع وارد گود شود. این وضع خطردخالت نظامی و انواع توطئه های خونین و یا اقداماتی خارج از روال تا کنونی را از طرف این جناحها در فردای بعد از انتخابات افزایش داده است. مردم تنها از طریق گسترش مبارزه و اعتراضات خود می توانند هر تحولی در جامعه را بنفع دستیابی به رفاه و آسایش خود تغییر جهت دهند و جلو گردنکشی باندها و نیروهای نظامی را بگیرند. نکته دوم جلو آمدن بیشتر مردم در جریان بالا گرفتن اختلافات این دو جناح در این انتخابات است. مردم بدرست از این وضعیت برای باز کردن راه ساقط کردن رژیم استفاده میکنند. اگر دفعه قبلی محمل و بهانه مردم خاتمی بود، این دوره نه خاتمی است و نه میراث داران آن، مبارزات مردم بر پایه های اجتماعی خودش استوار است. بسیاری از شعارها، خواستها و حرکت هائی که در تجمعات ومجالس تبلیغاتی کاندیداتورها داده میشود، هر دو جناح و کلیت رژیم را هدف گرفته است. تقابل این دو روند، یعنی دولت اسلامی با ارگانهای سرکوبگر و دارودسته های مختلف درون آن در برابر مردم بمراحل دیگر جدی تری رسیده است. دوخردادیها در صورت شکست و یا بقدرت رسیدن نمی توانند نقش قبلی را تکرار کنند، نمی توانند برای رژیم عمر بخرند و این یکی از مختصات ایندوره جامعه ایران است مردم از آنها عبور کرده اند. همین واقعییت مبرمیت دخالت فعالانه کمونیستها و رهبران و فعالان جنبشهای اجتماعی را نشان میدهد و مبارزان کمونیست بسهم خود در تقویت و گسترش این حرکت خواهد کوشید. <br />مبارزان کمونیست: منظور از جلو آمدن مردم و تفاوت دوره سیاسی بعد از این انتخابات با سالهای قبل چیست؟<br />مجیدحسینی: وضعیتی که در دهمین دوره انتخابات جریان دارد حاصل رسوائی خاتمی و دوخردادیها و ناتوانی احمدی نژاد در بعقب راندن مردم است. قدمی که مردم با شرکت در جریان انتخاب خاتمی به جلو بر داشتند با سرکوب و اعدام  و بگیر و بندهابی وسیع دولت احمدی نژاد پس گرفته نشد. مردم با رای دادن به خاتمی شکاف درون رژیم را بیشتر کردند و بعنوان جبهه مستقلی در مقابل هر دو جناح ایستاده اند. نکته قابل توجه این است که در جریان این انتخابات شعار و خواستهای مستقل مردم خارج از محدوده مرافعه این دو جناح قابل روئیت است و دیده میشود. میزان توجه به انتخابات بخاطر طرح انتقادها و نزاع بیسابقه جناحها است. دخالت قائم بذات و مستقلانه مردم اوضاع آینده ایران را منعکس میکند. مردم دارند بطور شفاف تر و روشن تری خواست آزادی و رفاه و خلاصی از دست حکومت مذهبی و قوانین آن را دنبال میکنند. جنایتکاران برای رضای کارگران پیش خانواده منصور اسانلو میروند، باید عکس او و دیگر کارگران در بند را بلند کرد. زنان باید حجاب اسلامی را پرت کنند، جدا سازی های زن و مرد را زیر پا نهند. جوانان باید برای خلاصی از فرهنگ اسلامی و شرقی بهر طریقی که امکانش هست تلاش بنمایند. مردم بدرست از رویداد های انتخاباتی و تجمعات آن برای پژواک دادن خواستهای خود بر فراز جامعه بهره میبرند. شکی نیست در این ماجرا توقعات عمومی مردم بالا رفته و زبان آنها در برابر دولت بیشتر باز شده و جرئت و همدلی اجتماعی مردم بالاتر رفته است. در روزهای قبل از انتخابات و در روز انتخابات بیشتر از هر دوره ای رژیم اسلامی و سردمداران اصولگرا و &quot;اصلاح طلب&quot; آن ضربه پذیرند. مردم باید صف خود را متحد کننند و خواستهای خود را طرخ نمایند و از فرصت پیش آمده نهایت استفاده را ببرند. جنگ و جدال جناحهای آن را به خودشان بسپاریم و ما باید بطور فعالانه ای امور خود را پی بگیریم. کارگران، زنان دانشجویان و جوانان به تنگ آمده از دست فرهنگ اسلامی و قوانین مذهبی باید مطالبات خود را پرچم کنند. در تجمعات سخن رانی کنند، شعار بنویسند، متحد شوند، اعتراض کنند و افشاگری بنمایند. از این دوره موقت باید بهره برد و برای نزدیک کردن حکومت اسلامی به لب گور و برای گسترش اعتراضات متحدانه خود تلاش بنمائیم و نمایش انتخاباتی را بر سرشان خراب کنیم. تاثیرات حرکتهای ایندوره مردم بر پیشانی و عملکرد دولتی که سر کار بیاید مهر میزند.<br />بعد از دوخرداد دوره ای از رو در روئی مردم با دولت احمدی نژاد شروع شد و بدنبال این انتخابات بدون هیچ تردیدی دور دیگری از رو درروئی شدید تر مردم با دولت اسلامی آغاز میگردد. در  نتیجه در فردای انتخابات مسئله درهم شکستن توقعات مردم و پس زدن آنها با فشار و سرکوب در دستور اول رئیس جمهور و دولت آن قرار خواهد گرفت. اما ناکامی دولت قبلی و مرحله جدید کشمکش جناحها، محدویت رژیم و نهادهای سرکوبگر آن را در رو در روئی با مردم بیشتر کرده و دست و بال مردم باز تر است. اقدامات و روشهای جاری سرکوبگرانه رژیم جوابگوی اوضاع نیست. مردم هم در این حد توقف نخواهند کرد و دراعتراض و مبارزات خود به ابتکارات مناسب و کاراتری دست خواهند برد. ضعف جبهه مردم بی آلترناتیوئی و عدم حزبی سیاسی و کمونیستی است که مردم انتخابش کرده باشند. این ضعف از جمله مهم ترین خلاء کنونی جامعه ایران و مبارزات آزادیخواهانه در آن است.<br />مبارزان کمونیست: در مورد پشتیبانی تعدادی از جریانات سیاسی و اپوزسیون ملی – مذهبی از بعضی کاندیدا تورها از جمله حزب مشروطه، جمهوریخواهان، اکثریت، حزب توده، و در کردستان حزب  دمکرات، سازمان حقوق بشر کرد، جبهه متحد کرد و جمع &quot;همگرایی در جنبش زنان&quot; نظرت چیست؟<br />مجیدحسینی: اینها جریانات راست و &quot;اپوزسیون&quot; ملی – مذهبی اند که کاری بجز توهم پراکنی در میان مردم و کمک به سر کار آوردن جنایت کارترین حکومت در ایران نبوده و نیست. جواب مردم به پروژه رسوای دوخرداد، جوابی به این طیف هم بود. این خانواده سیاسی قبل تراش بدورخمینی حلقه زدند و همراه با سازی که رسانهای غربی برای حقنه کردن خمینی جلاد میزدند رقصیدند و از هیچ مجاهدتی کوتاهی نکردند. بعدش برای رفسنجانی هورا کشیدند. در ادامه همراه با شاخه نو رسیده &quot;اصلاح طلب&quot; رژیم به کمونیست ها فحش دادند و در کنفرانس برلین حزب منصور حکمت جواب در خوری به آنها داد. اکنون این جماعت در دوره نهم نمایش انتخابات ریاست جمهوری دوباره بدور شاخه های متفرقه دوخردادی جمع شده اند، تبلیغات رسانه هائی چون بی بی سی و رادیو فردا را برای جلوگیری از رشد مبارزات رادیکال و آزادیخواهانه مردم پشت سر دارند. امثال خاتمی و مهدی کروبی می توانند به کالبد این احزاب و سازمانهای ملی – مذهبی و ناسیونالیست و روشنفکران کودن، امید فوت کنند و به شوقشان بیاورند. اگر رژیم قبولشان میکرد و به حسابشان می آورد اینکار را هم نمی کردند و مدافع نظام بودند ولی حالا مدافع بخشی از آنند. اعلام پشتیبانی اینها از کاندیداتورهای منتخب نظام  و شرکت در این مضحکه میزان حقی است که برای مردم قائلند، این سنت سیاسی هیچگاه فرا تر از خمینی و رفسنجانی و کروبی و موسوی و بنی صدر و غیره نرفته و از قدرت مردم بیشتر از نظام می ترسند. اینها شاخک های رساندن اعلام &quot;خطر&quot; رشد کمونیسم و چپ به دشمنان مردمند. مبارزه مردم با جمهوری اسلامی جدا از مبارزه با این طیف نیست. <br />مجیدحسینی<br />6 ژوئن 2009</p><p align="justify" /><p align="justify" /><p align="justify" /><p align="justify" /><p align="justify"> </p><p align="justify" />]]>
   </content>
</entry>

</feed>

