به سايت مبارزين کمونيست خوش آمديد

 


آرشيو نوشته هاى "  عبداله کهنه پوشی "

May 1, 2009

برگی از تاریخ

خاطراتی از قیام1357،
 دستگیری وزندانی کردن فرماندهان و رواسای ادارات رژیم شاه در مریوان.

درنیمه های اواخر بهمن ماه 1357 جمعی از کمونیستها و چپهای انقلابی مریوان در منزل مجید حسینی جلسه اضطراری تشکیل دادیم. در این جلسه راجع به چگونگی مشکلاتی که در رابطه با اداره شهر بوجود آمده بود صحبت کردیم و تصمیماتی گرفته شد. از طرف رفیق فواد مصطفی سلطانی پیشنهاد دستگیری رواسا وفرماندهان رژیم در شهر مریوان مطرح شد. در این جلسه اعضا و مسئولین چریکهای فدائی خلق در مریوان با چنین اقدامی مخالفت کردند. حول این موضوع به دلیل مخالفت های آنها و چند نفر دیگر بحثی داغ و طولانی در گرفت. مخالفین عقیده داشتند اگر دست به اینکار بزنیم اعتراض عده ای از مرتجعین ممکن است شهر را به شلوغی بکشاند و فضا را متشنج نماید و کنترل از دستمان خارج گردد. در ادامه معتقد بودند که توان نگه داری رواسای دولت سابق را در زندان نداریم. اما موافقین این اقدام اکثریت بسیار بالائی از شرکت کنندگان در آن جلسه بودند. در آخر بحث بجز چریکها و دو تا سه نفر دیگر بقیه موافق این حرکت بودند. فواد در مورد اهمیت و جایگاه این حرکت بدنبال قیام و بعنوان اقدام انقلابی که به مردم نشان دهیم تفاوتهای حاکمیت دولتی که در آن مردم خارج از قدرت بودند با حاکمیتی که از دل قیام مردم واراده مردم بیرون آمده است. ما با این اقدام خود نشان خواهیم داد وقتی که آنها در حاکمیت بودند کسانی در زندانهای آنها بودند که در خدمت جامعه و از دلسوزان مردم بودند و اکنون که حاکمیت در دست خود مردم است جنایتکارانی که به شکل انگل از قبل رنج و کار مردم زندگی کرده و خون مردم را در شیشه کرده بودند به زندان خواهند رفت. تصمیم گرفتیم و مسئله قطعی شد. تصمیم این بود که همان شب بطور ضربتی تمام این رواسا را دستگیر و زندانی کنیم. چند نفر به همراه چریکهای فدائی از روی محافظه کاری همچنان بر سر موضع خود باقی ماندند. اینها اقلیت کوچکی بودند و جدی گرفته نشدند و نتوانستند در انجام  کار و تصمیم جمع خللی وارد کنند.

ما دست بکار شدیم در چندین گروه آرایش گرفتیم، مسلح شدیم و عملیات ضربتی خود را آغاز کردیم. در حین انجام عملیات عده ای از مخالفین بر گشته و به جمع ما پیوستند. با نیروی بیشتر و قوی تر همه رواسا وفرماندهان و مسئولین بالای رژیم را دستگیر کردیم. بعد از پایان مرحله اول عملیات متوجه شدیم که یکی از تیمها به مکان تعین شده بر نگشته است. روئوف کهنه پوشی و امین مصطفی سلطانی از جمله افراد آن تیم بودند. ما نگران شدیم و فورا به جستجو پرداختیم. دستگیری رئیس آموزش و پرورش بنام احسانی و چند نفر دیگر جزء وظایف آنها بود. امین و رئوف هر دو معلم بودند و در گذشته با احسانی سر مسائل مختلف و محل کار و غیره بارها درگیر شده و مشکلاتی برایشان بوجود آورده بود.  وقتیکه روئوف وارد خانه احسانی می شود بعد از احوال پرسی، احوال یخچال آنها را هم میپرسد که مورد اعتراض امین قرار می گیرد. اما او می گوید میدانم غذاهای خوشمزه دارند و ما هم هنوز شام نخورده ایم . احسانی از انها پذیرائی میکند. وقتی امین و روئوف را پیدا کردیم در خانه احسانی مشغول غذا خوردن و بحث کردن و شوخی بودند. روئوف می گفت راستی سال آینده کجا را برایمان تعین کرده اید؟ امین میخواهد سال آینده به روستای "مه رگ" که قبلا در آنجا معلم بود بر گردد وازاین شوخیها با او می کرد. امین خیلی عصبانی بود اما مگر روئوف جوابش را می داد. احسانی آدم بدی نبود با روئوف و شوخ طبعی او آشنائی داشت. بالاخره او را بازداشت و به بازداشتگاه که در اداره پست و تلگراف نزدیک به میدان چهار راه مرکزی شهربود آوردند. این قبیل افراد را بعد چند ساعت آزاد کردیم. فردای آن روز وقتی مردم متوجه اقدام ما شدند برای همکاری با ما به آنجا هجوم آوردند و این اقدام مارا تقدیر وستایش کردند. از طرف دیگر ساواکیها و مکتب قرآنی ها و مرتجعین و اسلامی های طرفدارشان با خشم و کینه فراوان علیه اقدام ما به تبلیغات وسیعی دست زدند. مردم را تحریک میکردند تا بلکه بتوانند اتحاد مردم را بهم بزنند. مرتجعین اسلامی اقدام به تهیه لیستی نمودند که گویا در زمان رژیم شاه با سازمان اطلاعاتی ساواک همکاری کرده اند. نام عده ای از مردم مبارز و شریف شهر را بطور عمد قاطی لیست ساواکیها کرده بودند تا از این طریق مردم شهر را علیه ما تحریک کنند و از آب گل آلود ماهی بگیرند. آوردن اسامی تعدادی از بازاریان و آدمهای خوش نام شهر در لیست بهانه کرده بودند و به ما فشار می آوردند تا انها را هم بعنوان ساواکی دستگیر کنیم. می گفتند اگر شما ها راست می گوئید چرا اینهارا هم  دستگیر نمی کنید و.. . این توطئه مرتجعین و جریانات اسلامی (مفتی زاده) درمرحله نخست باعث مختصر شلوغی و اغتشاش شهر و گرفتاری یک روزه برای نیروی چپ و کمونیست در شهر شد. برای خنثی کردن این توطئه دست بکار شدیم، لیست ها را جمع آوری کردیم و نیت و مقاصد شوم آنهارا برای مردم توضیح و به افشاگری توطئه آنها و اهدافشان در میام مردم پرداختیم و در نتیجه تلاشی که کردیم، اقدام آنها را به حرکتی بر ضد خودشان تبدیل نمودیم. اکثریت زندانیها را بعد از 48 ساعت به قید ضمانت آزاد و محاکمه و دادگاهی آنها را با حضورمردم به بعد موکول کردیم. اما با قدرت گیری اسلامی ها و با سر کار آمدن رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی نه تنها امکان دادگاهی آنها فراهم نشد بلکه آنها به سر پستهایشان و چه بسا پستهای مهمتری گمارده شدند. برای مثال وهابی یکی از ساواکیهای زمان شاه را در مریوان در راس اطلاعات جمهوری اسلامی برای شناسائی و شکار مبارزین و کمونیستها ابقا کردند. البته رئیس ساواک و معاون و کارمندان دیگر ساواک در مریوان با پیروزی قیام نا پدید شدند و بعدا معلوم شد از مریوان در رفته بودند.

درس و تجربه مهم اين اقدام انقلابي فعالين كمونيست در شهر مريوان٬ بار ديگر به مردم شهر و روستاهاي مريوان اين واقعيت را ثابت كرد که مادام كمونيستها در راس قيام قرار بگيرند٬ و سكان رهبري قيام انقلابي مردم شهر و روستاها را بعهده داشته باشند٬ حاکمیت انقلابی مردم را بر قرار میکنند. اقدام ما، در شكل سازمانيافته و با دستگيري مقامات بالاي رژیم شاه که ماشين سركوب و جنايت شان با پيروزي قيام درهم شكسته شده بود، تا سالهاي بعد از حاكميت سياه رژيم اسلامي در اذهان و افكار انقلابي مردم ثبت و بعنوان دستاورد قيام٬ باقی مانده بود. شهر توسط نیروی چپ و انقلابی اداره میشد، هر چند بصورت كوتاه و موقت! 

عده ای از افراد که در این ماجرا شرکت فعال داشتند متاسفانه اکنون درمیان ما نیستند و به دست جانیان رژیم اسلامی جان باخته اند ازجمله:
1 – محمود سلیمانی که در حین نگهبانی و دفاع از شهر مریوان توسط تیراندازی مرتجعین شهر و مکتب قرآنی ها جان باخت. 
2 - روئوف کهنه پوشی در 23 تیر1357 در جریان حمله و تسخیر اولین مقر مزدوران پاسدار و مفتی زاده ایها در مریوان جان باخت. بعد از تسخیر این مقر بود که مردم مریوان برای خنثی کردن نقش دولت اسلامی از شهر کوچ کردند.
3- امین مصطفی سلطانی 4- حسین مصطفی سلطانی 5 - حسین پیر خضری 6 – احمد پیرحضری 7 - جلال نسیمی بعد از پایان کوچ و باز گشت مردم به شهر دستگیر و توسط خلخالی جلاد در پادگان شهر به جوخه اعدام سپرده شدند.
 8- فوآد مصطفی سلطانی در جاده مریوان سقز مورد هجوم ستونی از مزدورا ن و پاسداران اسلامی قرار گرفت وجان باخت.
9 -عبداله نودينيان در دفاع از شهر مریوان در ارتفاعات مشرف بر شهر و پادگان نظامی آن جان باخت.
10- علی ناصر آبادی که در جریان حمله به ستون جمهوری اسلامی در مسیر جاده شهر به بایوه و باشماخ جان باخت. 
 11- عطا رستمی در  حمله ستونهای رژیم به یکی از مقرهای کومه له در جاده مریوان سقز در روستای توه سوران جان باخت.
 12- موسی شیخ السلامی که درحادثه ای نا گواری جان باخت.
13 – علی کهنه پوشی(علی فایق) که بر اثر سکته قلبی در کشور آلمان در گذشت.
14 – احمد امیری بر اثر بیماری سرطان در اسلو در گذشت.
تمام این رفقا از جمله فعالین برجسته چپ و کمونیست و دست اندر کاران همه حرکتهای مهم در شهر مریوان بودند.

29 آوریل 2009
عبداله کهنه پوشی(شیخ عزیز)


 
 

بازگشت به صفحه اول

Copyright © 2007 mobarez-k.com