به سايت مبارزين کمونيست خوش آمديد

 


آرشيو نوشته هاى "  محمود قزوینی "

November 10, 2008

گفتگوی سایت رضا کمانگر با محمود قزوینی در مورد نقش نیروی نظامی در حزب حکمتیست

رضا کمانگر:

اخیرا مطلبی از شما در نقد سیاست حزب حکمتیست در رابطه با سازماندهی گارد آزادی منتشر شده است. در همین رابطه رجوع کردم به نظرات منصور حکمت در قبال داشتن نیروی مسلح حزب کمونیست کارگری، در این رابطه اسناد فراوانی از منصور حکمت قابل استناد با سیاست های حزب حکمتیست یافت میشود، به چند نمونه از آن اشاره میکنم. منصور حکمت در تنظیم استراتژی ما در کردستان که به تصویب کنگره 6 کومله رسید از لزوم نیروی مسلح حزب کمونیست که در مرزبندی با سنتهای ناسیونالیستی باشد تاکید میکند .

منصور حکمت در زمان حزب کمونیست کارگری هم در قبال گشت سیاسی، نظامی نیروی مسلح حزب در مصاحبه با انترناسیونال چنین میگوئید.

انترناسيونال: نظرتان درباره اهميت گشت سياسى- نظامى اخير نيروى مسلح حزب در حومه مريوان و هدف فعاليتهاى اين نيرو در شرايط کنونى چيست؟

4

منصور حکمت: اهميت اين حرکت، علاوه بر نتايج مستقيم خودِ عمليات از نظر تحکيم رابطه حزب با مردم کردستان، در اين است که يک بُعد مهم فعاليت را که حزب در اين سالها در تدارک آن بوده است عملا آغاز ميکند. اين با توجه به اوضاع سياسى جارى ايران جايگاه تعيين کننده‌اى دارد. داشتن پتانسيل ابراز وجود به عنوان يک حزب مسلح در ابعاد وسيع، شرط حياتى هر نوع فعاليت جدى در کردستان است. با عمليات اخير، حزب کمونيست کارگرى اين بُعد فعاليت را گشوده است. در مورد بخش دوم سؤال بايد بگويم که وظايف نيروى مسلح کاملا تابعى از مشخصات دوره‌هايى است که در اوضاع سياسى ايران و کردستان طى ميشود. در اين مرحله از يکسو اين نيرو ابزار گسترش دخالت و حضور سياسى ما در همين دوره است. در همان حال پايه‌هاى يک نيروى مسلح وسيع است که بايد در دوره‌هاى ديگرى به همين عنوان، يعنى به عنوان يک نيروى نظامى با وظايف اساسا نظامى، نقش بازى کند .

5

انترناسيونال: در چشم انداز آتى اوضاع، جايگاه فعاليت نيروى مسلح را در چهارچوب استراتژى سياسى حزب کمونيست کارگرى چگونه ميبينيد؟

6

منصور حکمت: هر نيرويى بخواهد در آينده کردستان نقش بازى کند، بايد به بُعد نظامى فعاليت و به خصلت مسلح سازمان سياسى بطور جدى فکر کند. دولتهاى مرکزى در چند کشور، و رژيم اسلامى بطور اخص، نظاميگرى و اسلحه را وارد معادلات سياسى کردستان کرده‌اند. هر ابراز وجود سياسى مردم کردستان تاريخا به طرق نظامى سرکوب شده. دشمنان مردم در کردستان هميشه با تعلق به چند جريان مسلح اصلى تعريف شده‌اند. حزب کارگرى، هر قدر هم که در آرزوى يک تعيين تکليف سياسى و غيرنظامى باشد، در اين اوضاع بايد توان دخالت نظامى در بالاترين سطح را داشته باشد. شهرها، جنبش طبقه کارگر، اعتلاى سياسى و قيام شهرى مفاهيم اصلى در استراتژى حزب کمونيست کارگرى هستند. نيروى مسلح حزب بايد در خدمت اين روند باشد. اما اگر لازم شود، اگر شرايط به نحوى پيش برود که چنين ايجاب کند، نيروى مسلح حزب بايد بتواند ابزارى براى ايجاد يک ارتش کارگرى با وظايف اساسا نظامى باشد. اوضاع ايران و کردستان پيچيده است و حزب بايد براى هر احتمال و هر سير تحولى آماده باشد. اين بدون تلاش براى ساختن يک نيروى مسلح مؤثر و ايجاد پتانسيل حضور نظامى وسيع ممکن نيست . 

انترناسيونال، نشريه حزب کمونيست کارگرى ايران، شماره ٣١، مهر ١٣٧٨ (اکتبر ١٩٩٩) 

همچنین درهمین رابطه یعنی گشت سیاسی نظامی انجام گرفته طی نامه ای به اعضای حزب در مورد گشت نظامی و شروع بکار رادیو انترناسیونال در بخشی از نامه مینویسد : 

رفقاى عزيز، در چند هفته اخير دو خبر مهم و خوشحال کننده داشته‌ايم .

اول، گشت نظامى و سياسى چند روزه نيروهاى مسلح حزب به فرماندهى رفيق عبدالله دارابى در درون ايران و ميتينگها و ديدارهاى موفق اين رفقا با مردم حومه مريوان. جزئيات اين عمليات را قطعا خودتان از طريق اطلاعيه‌هاى حزبى دنبال کرده‌ايد. اهميت اين عمليات علاوه بر ارزش سياسى و تبليغى فورى‌اش، در شروع يک عرصه جديد فعاليت است. عرصه‌اى که براى پيشروى ما در کردستان و براى تحکيم موقعيت حزب در کل ايران حياتى است. اين اعلام ورود حزب به دوره جديدى از کار سياسى و حزبى در کردستان است. اينجا از طرف خودم و کميته مرکزى و همه شما دست رفقاى نيروى مسلح حزب، رفيق عبدالله دارابى و همه رفقاى کميته و تشکيلات کردستان حزب را ميفشارم .

دوم ....

منصورحکمت

١٥ اکتبر ١٩٩٩ 

آیا نقدی که از سیاست حزب حکمتیست در قبال سازماندهی گارد آزادی دارید، به معنایی نقد این نظرات منصور حکمت است؟ آیا شما به تجدید نظر در نظرات منصور حکمت در قبال نیروی مسلح حزب رسیده اید؟ 

محمود قزوینی :

داشتن نیروی مسلح با پروژه گارد آ زادی الزاماَ یکی نیست. شما میتوانید طرفدار داشتن نیروی مسلح باشید و مخالف پروژه گارد آ زادی. اینها یک چیز نیستند .

طرح گارد ازادی ربطی به مصوبات کنگره ٦ کومه له و بحثهای آن دوره ندارد. در آن دوره مبارزه مسلحانه و نیروی نظامی که میبایست این مبارزه مسلحانه را پیش ببرد هر دو موجود بودند و بحث بر سر چگونگی تداوم مبارزه مسلحانه بر مبنای یک سیاست کارگری و کمونیستی بوده است. امروز صحبت از تداوم آن مبارزه مسلحانه در کردستان نیست. اصلا بحث گارد آ زادی درباره منطقه کردستان نیست. حتی در سند گارد ازادی هم صحبتی از مبارزه مسلحانه در شرائط کنونی نیست. صحبت از دستیابی به پتانسیل نظامی و مسلح کردن مردم در سراسر ایران است، آنهم به عنوان یک شکل اصلی سازمانیابی مردم. از این نظر سوال شما به بحث من بر سر گارد آ زادی نزدیک نیست. به نظر من تشکیل گارد آزادی بر اساس سند گارد آزادی، یعنی سازمان دادن مسلح مردم در محیط زیست محال است. مگر اینکه شرائط و اوضاع سیاسی تغییر کند. من به طور مفصل چه بحثی که برای کنگره نوشتم و چه در بحثی که جدیدا به آن اضافه کردم این جنبه را مفصلا توضیح دادم، شما را دعوت میکنم با دقت آن مطالب را بخوانید، صحبت از نفی اسلحه و مسالمت در میان نیست .

بحث این است که از نظر دیدگاه گارد آ زادی یک شکل اصلی متشکل کردن مردم در تهران و سنندج و بندر عباس و بقیه شهرهای ایران در شرائط کنونی، سازماندهی هسته های مسلح است. سند گارد آزادی میگوید: "گارد آزادي هسته تسليح عمومي مردم و تشکيل ميليس توده اي است و يکي از اشکال اصلي سازمان يابي جوانان و مردم بخصوص در محلات و شهر ها است." من میگویم این شکل از سازماندهی مردم با اوضاع سیاسی نمیخورد، آنهم به عنوان شکل اصلی سازمان یابی مردم و گارد آ زادی سازماندهی بر اساس امکان اتفاق یک شرائط خاص، یعنی شرائط سناریوی تنظیم شده است. اما هیچ حزب سیاسی تاکتیک، اشکال سازماندهی و وظایف روز خود را بر اساس یک حالت ممکن در آینده استوار نمیکند. چنانچه یک حالت ممکن در ایران شورش و قیام مردم است. هیچ حزبی امروز کمیته و سازمان برای شورش و قیام مردم در آینده درست نمیکند. مگر جریاناتی که خیلی پرت باشند .

کسی از رفقای حکمتیست پیدا شود و برای ما توضیح دهد که چگونه یک کارگر و دانشجو و انسان زحمتکش میتواند در شرائط کنونی در مشهد و بندر عباس و تهران و سنندج اسلحه ای را ٥ سال، ١٠ سال و یا ١٥ سال در خانه خود و یا جای دیگر مخفی نگهدارد؟ وارد هسته نظامی شود؟ گاه به گاه با سر و روی پوشیده در یک خیابان شهر ظاهر شود و اطلاعیه پخش کند و آن را کنترل خیابان و شهر بنامد...به نظر من کار این انسان زحمتکش کمونیست این میشود که فقط امنیت خود را حفظ کند، ده سال ١٥ سال اگر اسلحه ای گیر آورد آن را رنگ و روغن بزند و جلا دهد. اگر قرار نیست اسلحه ای را در شرائط کنونی و یا در آینده نزدیک بکار ببریم، خوب برای چه باید دسته های نظامی مسلح درست کرد. شرائطی که منجر به مبارزه مسلحانه و سازماندهی مبارزه مسلحانه میشود، شرائطی نیست که ما بنا به اراده مان بتوانیم آن را بسازیم. با تغییر اوضاع سیاسی احزاب سیاسی باید به سرعت آرایش دیگری به خود بگیرند. آن وقت یک حزب کمونیستی با تمام نیرو و به سرعت به طرف مسلح کردن مردم و مبارزه نظامی میرود. اگر شما وظیفه ای را که موقع اش نرسیده است را در دستور خود بگذارید، نه تنها از اهداف روز خود عقب افتاده اید و آن را انجام نمیدهید، بلکه به آن ضربه میزنید. فعال و کادر کمونیست به وظایفی مشغول میشود که وظایف امروزش نیست. هم نیروی خودش را هدر میرود و هم با نشان دادن قهرمانگری خود به مردم، آنها را از نیروی متحد و متشکل خود غافل میکند. بیخود نیست که هیچ فعال کارگری در ایران و کردستان ایران پدیده گارد آزادی را با دید مثبت نگاه نکرده است و به آن جلب نشد .

گارد آزادی با فعالیت سیاسی و تشکیلاتی یک حزب کمونیستی در ایران تناقض دارد و آن را بر باد میدهد. بر اساس اسناد گارد آزادی، گارد آزادی را باید کمیته های کمونیستی تشکیل دهند و کمیته های کمونیستی در ارتباط دائم با آن باشند. این یعنی بر باد دادن هسته های کمونیستی که در محلهای کار و دانشگاه تشکیل میشوند به همراه هسته های مسلح .

گفته میشود گارد ازادی سازمان مسلح است، اما میتوان هسته های گارد ازادی هم تشکیل داد که مسلح نباشند. اما اگر کسی امروزوارد سازمانی شود که سازمان مسلح تعریف شده است، دیگر برایش علی السویه است که اسلحه داشته باشد یا نه. مسئله این است که مردم در این شرائط وارد سازمان مسلح نمیشوند و در سازمان مسلح سازمانیابی نمییابند. آنهم سازمانی که باید یک شکل اصلی سازمانیابی مردم باشد. رفقای ما کارکرد سازمانهای توده ای مسلح چه ارتجاعی و چه انقلابی را دیده اند، اما مثل اینکه دوست ندارند بدانند که آنها چگونه پدید آمدند. سازمانهای مسلح توده ای انواع و اقسام فعالیتهای اجتماعی و سیاسی را هم در دستور کارشان دارند. اما آنها مانند حزب حکمتیست از فصل آخر شروع نکردند، مگر اینکه در شرائطی نظیر فلسطین و لبنان شکل نظامی مبارزه از قبل به یک شکل اصلی مبارزه و اظهار وجود توده ها و نیروهای سیاسی تبدیل شده باشد .

من در نوشته ای در ٢٦ مه ٢٠٠٦ در نقد گارد ازادی نوشتم: "یکی از مشکلات اساسی ما در برخورد به گارد آزادی در کردستان و خارج کردستان این است که کادرهای خوب ما که امروز در سازماندهی فعالیت اجتماعی و سیاسی و حزبی نقش دارند نباید در فعالیت گارد آزادی شرکت کنند. و واقعا شرکت در فعالیت گارد آزادی میتواند برای تشکیلات ما مرگبار باشد. افرادی که در فعالیت اجتماعی و سیاسی امروز شرکت دارند نمیتوانند و نباید وارد سازماندهی گارد آزادی شوند. شرکت هر فعال کارگری، هر فعال حقوق زن، هر فعال حقوق کودک، هر دانشجوی مبارز دانشگاه در گارد آزادی، به معنی فاصله گرفتن از فعالیت روزمره خود میباشد. در حالی که همین فعالین و کادرهای کمونیست ما در ایران که تشکیلات ما را امروز میسازند هستند که میتوانند موفقیت و یا عدم موفقیت هر پروژه ما در ایران را رقم بزنند. از اول ماه مه امروز تا مسلح شدن مردم و قیام فردا به همین کادرها گره خورده است. در حالی که ما باید هشیار باشیم تا این کادرها و تشکیلات ما با این بخش تشکیلات تماس حاصل نکنند. البته در همین مورد هم تناقض کم نیست. مثلا قرار است سازمان گارد آزادي در شرایط فعلی از سازمان حزب در محيط کار و زيست جدا باشد و مبناي سازمان دهي آن واحد هاي منفصل باشد که مستقيما به کمیته کل کشور مرتبط هستند. اما از طرف دیگر تشکیل گارد آزادی به کمیته های کمونیستی سپرده میشود که البته اگر در شرائط کنونی چنین شود ما نه کمیته کمونیستی خواهیم داشت و نه گارد آزادی، نه در فعالیت اجتماعی و سیاسی موفق خواهیم بودو نه در فعالیت نظامی ...."

اگر کسی مفتون وجه نظامی مسئله نشده باشد این تناقضات را خواهد دید و به آن فکر خواهد کرد .

به نظر من طرح گارد ازادی و فعالیتهای که بر اساس آن میشود بیگانه از هر نوع فعالیت سیاسی و اجتماعی است. متاسفانه یک نقطه قدرت کمونیستها در کردستان، یعنی سابقه و تجربه فعالیت نظامی و مسلحانه در این مورد به یک نقطه ضعف تبدیل شده است. چون بسیاری از رفقا در این مورد مفتون جنبه نظامی قضیه و اینکه به هر حال چاره ای برای ابراز وجود نظامی شده است میشوند و دقت زیادی روی مسئله و انتقادهایی که میشود ندارند .

همانطور که در مقاله ام هم نوشتم حزب کمونیستی میتواند در کردستان نیروی مسلح داشته باشد و این نیرو همانطور که رفیق حکمت هم گفته است میتواند پایه های یک نیروی مسلح وسیع در آینده باشد که او هم همه اینها را تابع مشخصات دوره سیاسی حال و آینده دانسته است. باید توجه داشت که ضرورت داشتن نیروی مسلح در کردستان به این معنا نیست که باید به هر شکلی شده حزب کمونیستی این ضرورت را متحقق کند. این ضرورت همیشه در کردستان ایران وجود دارد اما حزب کمونیست کارگری مدت ده سال مجبور بود این وظیفه را کنار بگذارد. ضرورت مسلح شدن چیزی در باره دامنه ابعاد آن نمیگوید .

نظر منصور حکمت در باره نیروی مسلح حزب

ببینید گشت سیاسی و نظامی رهبران شناخته شده مردم کردستان با سند گارد ازادی دو چیز مختلف است، این دو را نمیشود با هم مقایسه کرد. در کردستان با گشت سیاسی و نظامی و یا با ابتکارات دیگر میتوان به حزب چهره و پتانسیل نظامی داد. اسلحه در دست و بال مردم کردستان است. اگر حزب سیاسی کمونیستی با نفوذی در کردستان ایران قعالیت داشته باشد و مردم را در انواع و اقسام تشکل سازمان داده باشد، میتواند نیروی مسلح قویی را هم سازمان دهد. من در نقدم نوشتم نمیتوان از نیروی مسلح به سراغ متشکل کردن مردمی رفت که سازماندهی نظامی و مبارزه مسلحانه ای در حرکتشان در حال حاضر وجود ندارد، بلکه بر عکس باید از سازماندهی مردم به سراغ سازماندهی مسلح مردم رفت. حزب حکمتیست با گاد آزادی همه اینها را قاطی کرده است و شیپور را از سر گشادش میزند .

منصور حکمت از زمان جدائی از حزب کمونیست ایران تا مقطع همین گشت سیاسی و نظامی هم معتقد به مسلح بودن حزب در کردستان بوده است، اما هیچگاه از طرح و وظیفه مشخص برای سازماندهی مسلح مردم حرفی نزده است. علت آن روشن است. شرائط آن فراهم نبود. نه شرائط سیاسی ایران و نه نیروها و شرائط سیاسی منطقه و نه وظایف پیش روی حزب اجازه سازماندهی نیروی مسلح حزب را به ما میداد. یک جائی منصور حکمت چشم انداز سازماندهی نیروی مسلح حزب در کردستان را میبیند. نیروی مسلح حزب به درجه ای در آن زمان سازمان داده شد. آن امکانات امروز هم موجود است و میشود از آن در جهت سازماندهی نیروی مسلح بهره برداری کرد. اما سازماندهی در محیط زیست به فاکتورهایی بستگی دارد که هم اکنون برای یک کمونیست فراهم نیست. وقتی منصور حکمت در باره نیروی مسلح حزب حرف میزند اشاره اش به همان نیروی مسلحی پارتیزانی بود که آن زمان شکل گرفته بود و با گشت سیاسی و نظامی رفقا عبدالله دارابی و مجید حسینی اعلام موجودیت کرد. به نظر من منصور حکمت هیچگاه به طرف طرحی مانند طرح گارد ازادی نمیرفت. او نیروی مسلح حزب در کردستان را ابزار دخالت و حضور سیاسی ما در شرائط کنونی میدانست که میتواند با تغییر اوضاع سیاسی به یک نیروی مسلح وسیع تبدیل شود و در دوره ای مانند قیام و یا تغییر و تحولات سریع دیگر وظایفش به وظایف اختصاصا نظامی تغییر یابد .

به نظر من گارد آزادی اصلا ادامه خط کمونیسم کارگری نیست. طرح گارد آزادی به هیچ سنت اجتماعی در جامعه متکی نیست. برای همین به جائی هم نمیرسد .

تشکیل گارد آزادی در خارج از کردستان غیر ممکن است و حزب حکمتیست هیچگاه به طرفش نرفت و در کردستان هم تبلیغات اغراق آمیز جای کار و سازماندهی واقعی را گرفته است. سازماندهی واقعی بر اساس سند گارد آزادی ممکن نیست. پس با تبلیغ و آزیتاسیون حول یک و یا دو نمایش که تازه ربطی هم به طرح گارد آزادی ندارد، میخواهند نشان دهند که گارد آزادی ساخته شده است. اینها برای سرپانگه داشتن روحیه تشکیلات خوب است اما برای سازماندهی توده ها نه . 

رضا کمانگر :

اشاره من به استراتژی ما در کردستان که به تصویب کنگره 6 کومله رسید یادداوری متد منصور حکمت در رابطه با سازمان نظامی حزب است. متد او در زمان حزب کمونیست کارگری هم همان است که در مصاحبه با انترناسیونال شاهد هستیم. اما نکته بسیار مهم شناخت منصور حکمت از شرایط و اوضاع سیاسی و نظامی

کردستان و حضور احزاب سنتی است که دولت های منطقه را عامل اصلی نظامیگری در کشورهای منطقه و ازجمله ایران میداند .

من در ادامه بحث به سازمان گارد آزادی در خارج از کردستان میپردازم اما قبل از آن سئوال این است تو میگوئید مخالف نیروی مسلح نیستید، مخالف پروژه گارد آزادی هستید .

احزاب سنتی در کردستان توجه و اتکای اصلیشان بر وزن نیروی نظامیشان استوار است. اگر نیروی مسلح داشته باشند یعنی قدرت دارند، اگر نیروی نظامی نداشته باشند در معادلات به حساب نمیایند. تصویر شما از نیروی نظامی که موافقش هستید چگونه است؟

حزب کمونیستی مورد نظر شما در کردستان چگونه است؟ وظایفش چی است؟ نیروی نظامی

پشت جبهه اش کجاست و...؟

محمود قزوینی :

تا زمانی که شما بحث را بر سر قطعنامه های گذشته که در شرائط مبارزه نظامی با جمهوری اسلامی نوشته شده است میبرید، کاملا بحث را از مسئله دور میکنید. یکی از اولین اطلاعیه های حزب کمونیست کارگری بعد از تشکیل آن اعلام ادامه مبارزه مسلحانه با جمهوری اسلامی و حفظ پتانسیل نظامی در مقابل جریانات بورژوازی در کردستان بوده است. اعلام آن در آن شرائط به رسمیت شناختن مبنای ضروری مبارزه نظامی بود که در کردستان وجود داشت. هر چقدر از آن دوره دور شدیم، از شرائط برای ابراز وجود مبارزه نظامی و مسلحانه نیز دور شدیم. مبارزه سیاسی و اقتصادی جای ابراز وجود مبارزه نظامی را گرفت. احزاب موجود در کردستان موقعیت ابراز وجود نظامی را از دست دادند. جمهوری اسلامی در دهه شست توانست با سرکوب وسیع این موقعیت را به مردم و احزاب فعال در کردستان تحمیل کند. علی رغم اعلام ادامه مبارزه نظامی و مسلحانه با رژیم در اولین اطلاعیه های حزب کمونست کارگری، حزب نمیتوانست این ضرورت را متحقق کند. هم موقعیت حزب این اجازه را به آن نمیداد و هم شرائط مبارزه به سرعت عوض شده بود. اگر به جایگاه آن اطلاعیه که جزء اولین اطلاعیه های حزب و برای اعلام خط مشی بوده است توجه کنیم، میبینیم که آن اطلاعیه جای زیادی در فعالیتهای حزب نیافت. مبارزه سیاسی و اقتصادی در کردستان ایران برجسته شد. حزب سیاسی نمیتواند از این شرائطها بپرد و به آن بی توجه باشد. اگر از متد منصور حکمت صحبت میکنیم باید آن را همه جانبه ببینیم. با فاکت اینکه در کردستان ایران حزب کمونیستی باید نیروی مسلح داشته باشد نمیتوان به سراغ بحثی رفت .

برای یک حزب کمونیستی مانند هر نیروی سیاسی دیگر شرائط مشخص سیاسی تعیین کننده است که چه میکند و به کدام سمت حرکت میکند. از خودش نمیتواند حرکت کند. حتی توده ای ترین احزاب نمیتوانند برمبنای اراده خود به این و یا آن سمت حرکت کنند و این و یا آن تاکتیک و یا شکل تشکل یابی را در دستور خود بگذارند. اگر ضرورت مسلح بودن احزاب در منطقه ای مانند کردستان را بپذیریم، شرائط و اوضع و احوال سیاسی و قدرت و نفوذ یک حزب کمونیستی، شکل و ابعاد نیروی مسلح را تعیین میکند .

بحث ضرورت داشتن نیروی مسلح برای یک حزب کمونیستی در کردستان ایران نه از خطر از هم پاشیدن جامعه که اتفاقا در این مورد احزاب اصلی سیاسی مسلح در کردستان یعنی دموکرات ( با احتمال زیاد) و کومه له ( حتما) جزء صفی خواهند بود که در مقابل چنین خطری ایستادگی خواهند کرد. بلکه از تبدیل سریع مبارزه مردم و احزاب با رژیم در اشکال نظامی، بدون طی کردن دوران مبارزه سیاسی در دوران اعتلای مبارزاتی است. مسلما مبارزه مردم با جمهوری اسلامی در نقاط دیگر ایران هم در نهایت اشکال نظامی به خود میگیرد. اما احزاب سیاسی امکان آمادگی نظامی را در شرائط کوتاه دوران اعتلاء مبارزاتی و یا دورانی که پیچ و مهره رژیم شل میشود و رژیم به طرف از هم پاشیدگی میرود مییابند. اما در کردستان ایران به دلیل تبدیل سریع شکل مبارزاتی که بدون طی مراحلی شکل نظامی میگیرد، احزاب باید از قبل آمادگی نظامی داشته باشند. احزابی که پتانسیل نظامی ندارند قدرت دخالت را در شرائط تغییر و تحولات سریع از دست میدهند. اما نفوذ اجتماعی احزاب در شرائط کنونی که مبارزه در سطح سیاسی و اقتصادی جریان دارد اساسا از طریق سازماندهی و رهبری این مبارزات میگذرد .

وجود ضرورت نیروی مسلح برای یک حزب کمونیستی موجب یک برداشت غلط هم شده است که گویا قدرت اسلحه احزاب را توده ای میکند. اینکه احزاب با نفوذ در کردستان ایران مسلحند، این برداشت غلط را به وجود آورده است که گویا اسلحه احزاب را توده ای میکند. اما اگر حزبی نفوذ توده ای نداشته باشد، نمیتواند با اسلحه و نمایش دادن اینکه ما اسلحه داریم نفوذ اجتماعی کسب کند. مثلا در حزب حکمتیست مشکل اساسی عدم پیشروی حزب کمونیست کارگری عراق را در بی میلی آن حزب به اسلحه و کسب پتانسیل نظامی میدانند. اما یک نگاه واقعی و مارکسیستی به مسئله اصلا اشکال را در اینجا نمیبند. سخنرانی منصور حکمت در باره کمونیسم کارگری در عراق در این مورد گویاست. حزب حاشیه ای اگر به اسلحه هم دست پیدا کند یک حزب مسلح حاشیه ای است. احزاب حاشیه ای مسلح بدترین نوع احزاب حاشیه ای و درمان ناپذیرترین نوع احزاب حاشیه ای هستند. حزب مسلح حاشیه ای کاملا به یک فرقه تبدیل میشود .

برای یک حزب کمونیستی سوال این است که در شرائطی که مبارزه سیاسی و اقتصادی وجه اصلی مبارزه مردم کردستان است، آیا حزب کمونیستی دست به تشکیل سازمان مسلح وسیع میزند؟ به نظر من نه. طرح گارد ازادی که مبنی بر تشکیل نیروی مسلح در محیط زیست مردم است، سازماندهی مسلح وسیع مردم را در شرائطی در دستور خود گذاشته است که در کردستان مبارزه سیاسی و اقتصادی وجه اصلی و اساسی و تنها وجه مبارزه مردم و نیروهای سیاسی است. فرض کنیم پنج سال و یا ده سال دیگر هم شرائط تغییر نکند، آنوقت مسلح شده ها با اسلحه شان چه باید بکنند. به نظر من تصویر غلط از مبارزه و شرائط مبارزه در ایران و کردستان گارد ازادی را در دستور حزب حکمتیست قرار داده است. ما در حوزه حفره های سیاسی ایجاد شده در دنیا مانند لبنان و فلسطین زندگی نمیکنیم. نمیشود خود را از جامعه و تاریخ و شرائط جدا کرد و دستورسیاسی برای خود تعیین کرد .

من مخالف سازماندهی مسلح مردم در شرائط کنونی هستم. این را غیر ممکن میدانم. وقتی مبارزه نظامی در جریان نیست، نمیتوان و نباید مردم را در سطح نظامی سازماندهی کرد. سازماندهی نظامی مردم در محیط زیستشان در شرائط کنونی حتی در کردستان ممکن نیست. سازماندهی مردم در محیط زیست و کار یک سازماندهی روتین کمونیستی است. سازماندهی مسلح نمیتواند جزء سازماندهی روتین باشد. شرائط و اوضاع و احوال، زمان شکل گیری و چگونگی، سازماندهی مسلح مردم را تعیین میکند. اگر صحبتی درکردستان است مسئله پتانسیل نظامی حزب کمونیستی است. فکر میکنم حزب کمونیستی باید در کردستان نیروی مسلح در ابعاد محدود داشته باشد. ابعاد آن را سیر مبارزه مردم و نفوذ حزب و امکانات آن تعیین میکند. این نیرو از سازماندهی مبارزه مردم در محیط زیست بیرون نمیاید. بلکه یک سازمان ویژه حزبی، مانند سازمان انتشارات یک حزب در شرائط مخفی است. چنین سازمانی همانطور که منصور حکمت گفته است امکان دخالت سیاسی در کردستان را افزایش میدهد . با تغییر شرائط حتما باید سازماندهی مسلح مردم در سطح وسیع و تشکیل نیروی نظامی با وظائف اساسا نظامی را در دستور خود قرار داد، اما امروز چنین کاری ممکن نیست. این نکته در همین پاراگرافی که شما از منصور حکمت آورده اید به خوبی بیان شده است " . در اين مرحله از يکسو اين نيرو ابزار گسترش دخالت و حضور سياسى ما در همين دوره است. در همان حال پايه‌هاى يک نيروى مسلح وسيع است که بايد در دوره‌هاى ديگرى به همين عنوان، يعنى به عنوان يک نيروى نظامى با وظايف اساسا نظامى، نقش بازى کند . "

او از ایجاد پایه های یک نیروی مسلح وسیع در شرائط ده سال پیش صحبت میکند و نه از خود سازماندهی نیروی مسلح وسیع توده ای. این را هم باید اضافه کنم که منصور حکمت در آن زمان پیشروی جنبش اعتراضی مردم و شرائطی که به سرنگونی جمهوری اسلامی ختم میشود را سریعتر از آن میدید که سیر وقایع اتفاق افتاد. با این همه او بطرف سازماندهی مسلح توده ها نرفت. در شرائط کنونی باید سازماندهی توده ای مردم که مطلقا سیاسی و اقتصادی است را از سازماندهی نیروی مسلح که یک سازمان ویژه حزبی است جدا کرد .

به نظر من سازماندهی مسلح مردم در محیط زیست و فشار برای تحقق این عمل یک حزب را کاملا در جامعه حاشیه ای میکند و به مبارزه مردم ضربه میزند. این را اکثر رفقای رهبری حزب حکمتیست هم متوجه شده اند. صحبت این بود که حتی اساسنامه گارد ازادی تغییر کند و از نیروی مسلح حزب به نیروی اعمال اراده مردم تغییر کند تا وجه مسلح آن برجسته نباشد. اگر حزب حکمتیست به طرف این اصلاحیه میرفت پروژه گارد آزادی دارای تناقض جدیتری میشد و میبایست آن را تماما کنار بگذارند. رهبری حزب حکمتیست آمادگی تصحیح هیچ اشتباهی را ندارد .

در باره تامین نیروی مسلح و پشت جبهه

همانطوری که گفتم ابعاد نیروی مسلح را شرائط و درجه نفوذ یک حزب کمونیستی تعیین میکند. اگر شما نیروی سیاسی ضعیفی باشید و بخواهید سازمان مسلح وسیع داشته باشید به مشکل تامین و پشت جبهه بر میخورید. اما اگر ابعاد نیروی مسلح شما بر مبنای توان حزبی و شرائط سیاسی تعیین شده باشد، چنین مشکلی وجود نخواهد داشت. نیروهای ناسیونالیست در هر شرائطی میتوانند سازمان اردوگاهی در کردستان عراق داشته باشند و کمکهای مادی احزاب ناسیونالیست در اختیارشان است. این امکان برای کمونیستها وجود ندارد .

متشکل کردن و رهبری مبارزه جاری مردم که مبارزه سیاسی و اقتصادی است، وظیفه اصلی و محوری کمونیستهاست. نیروی نظامی حزب کمونیستی در کردستان باید در خدمت این حرکت وبرای دخالت نظامی در تغییر و تحولاتی در آینده باشد که در کردستان به سرعت و بدون مقدمه سیاسی شکل نظامی به خود خواهد گرفت .

اگر تشکیل نیروی نظامی و یا وظائفش با هدف جاری یک حزب کمونستی، یعنی متشکل کردن مبارزه اجتماعی و اقتصادی مردم تناقض داشته باشد، باید از آن اجتناب کرد. نداشتن نیروی مسلح بهتراز داشتن نیروی مسلحی است که حزب سیاسی را از وظایف امروزش دور میکند. برای حزب حکمتیست چنین تناقضاتی هیچگاه وجود ندارد و اصلا آن را نمیبینند. برای یک مارکسیست " شهرها، جنبش طبقه کارگر، اعتلاى سياسى و قيام شهرى مفاهيم اصلى در استراتژى حزب کمونيست کارگرى هستند. نيروى مسلح حزب بايد در خدمت اين روند باشد" اما حزب حکمتیست با این مفاهیم کاری ندارد. مشخصات نیروی نظامی آن را نه وضعیت سیاسی تعیین میکند و نه وضعیت جنبش طبقه کارگر و... جنبش طبقه کارگر، اعتلای سیاسی و قیام در طرح گارد آزادی و مفاهیمی که وجه نظامی حزب حکمتیست را تعریف میکند جائی ندارد. تا جائی که به مسئله نظامی بر میگردد بحث وضعیت سیاسی، اعتلا و غیر اعتلا مفاهیمی بیگانه نزد آنهاست. مفاهیم اصلی نزد حزب حکمتیست همان مفاهیمی نیست که استراتژی یک حزب کمونیستی را تعیین میکند. مسلما نیروی مسلح این حزب هم از این مفاهیم تبعیت نمیکند و تابع آن نیست .

برای بسیاری از رفقا در حزب حکمتیست داشتن نیروی مسلح یک اصل خدشه ناپذیر است. برای من اینطور نیست. اگر حزبی صاحب نفوذ و اعتبار شود، سازماندهی یک نیروی مسلح محدود برایش دشوار نخواهد بود. اما سازماندهی مسلح وسیع در شرائطی که مبارزه نظامی در جریان نیست برای حزبی که دارای نفوذ و اعتباری قابل ملاحظه در جامعه نیست و یا دارای نفوذی بسیار محدود است، دشوار است و این کار نفوذ و اعتبار نمیاورد

هر چقدر بحث کنیم این واقعیت انکار ناپذیر است که سازماندهی مسلح مردم در محیط زیست تاکنون در کردستان نیز صورت نگرفت و گشتهای سیاسی و نظامی که گاها در تبلیغات حزب حکمتیست از آنها نام برده میشود جدا از اهمیت آنها، با سازماندهی مسلح مردم در محیط زیست یعنی طرح گارد آزادی خوانائی ندارد . در بقیه نقاط ایران هم حرفی از تشکیل گارد آزادی زده نمیشود. حتی در شکل غیر مسلح آن. هر چقدر حزب حکمتیست بر این طرح بیشتر پافشاری کند و بخواهند آن را اجرا کنند، بیشتر به یک فرقه منزوی تبدیل میشوند .

رضا کمانگر :

امیدوارم از اینکه از قطعنامه های گذشته و بطورمشخص از نظرات منصورحکمت و متد او در رابطه با مسئله نیروی مسلح حزب کمونیستی سئوال و صحبت کردم عصبانیت نکرده باشم، هدفم فرعی و یا دور کردن موضوع اصلی بحث نیست، برعکس هدفم روشن کردن جلوه های مختلف بحث در رابطه مسئله نیروی مسلح یک حزب کمونیست کارگری است. من ادعا نمی کنم در مسائل سازماندهی نیروی مسلح کمونیستی فوق العاده صاحب نظر هستم، اما احساس اینکه درکردستان یک زخمی، یک آتشفشانی در درون مردم وجود دارد و این زخم از طرف جمهوری اسلامی به مردم چه کارگر باشید و یا جوان و زن و مرد در یک کلام به جامعه ایران و این منطقه تحمیل شده است.ما باید سیاست درست و روشنی داشت باشیم. پتانسیل این آتشفشان را بشناسیم و سازمان مناسب آن را ایجاد کنیم. برای نمونه در چند سال گذشته بدلیل خط سیاسی حزب دمکرات و کومله که از طرف احزاب ناسیونالیست کردستان عراق به آنها دیکته شد و آنها را زمینگیر کرد، در کردستان ایران پژاک سربلند میکند. نفوذ پژاک حاصل رادیکالیسم و رزمندگی این جریان در مقابله با جمهوری اسلامی نیست، برعکس بدلیل عدم حضور و نقشه روشن کمونیزم از نوع ما است که این جریانات ارتجاعی مد روز میشوند. تجربه تاکنونی این را نشان میدهد نفرت عمیق مردم از جمهوری اسلامی یکی از اشکال مبارزات مردم مسئله استفاده از اسلحه در مقاومت با جمهوری اسلامی است. منصور حکمت تصویر روشنی در همان مصاحبه مورد بحث ما میدهد:

هر نیرویی بخوهد در آینده کردستان نقش بازی کند، باید به بعد نظامی فعالیت و به بطور جدی فکر کند. دولتهای مرکزی در چند کشور، و رژیم اسلامی بطور اخص، نظامیگری و اسلحه را وارد معادلات سیاسی کردستان کرده اند. هر ابراز وجود سیاسی مردم کردستان تاریخا به طرق نظامی سرکوب شده. دشمنان مردم در کردستان همیشه با تعلق به چند جریان مسلح اصلی تعریف شده اند. حزب کارگری، هر قدر هم که در آرزوی یک تعیین تکلیف سیاسی و غیر نظامی باشد، در این اوضاع باید توان دخالت نظامی در بالاترین سطح را داشته باشد ...

برداشت من از بحث شما در رابطه با نیروی مسلح حزب کمونیستی همان نیست که در متد منصور حکمت دنبال میکنیم، اوضاع سیاسی فرق کرده، شکل مبارزات اقتصادی و تشکلهای توده ای وسیع وارد معادلات مبارزات مردم در کردستان شده اند، هیچ کدام تنها امروز متولد نشده اند. در دهه 60 در اوج سرکوبگری رژیم و در اوج وجود نیرویی مسلح کومله ما در کردستان شاهد جنبش اول ماه مه های کردستان هستیم، شاهد عروج تشکلات کارگری مانند سندیکا های خبازان و غیره هستیم، اما ضرورت نیرویی مسلح یک معادله مهم محسوب شده است. میخواهم بگویم داشت ن نیرویی مسلح برای یک حزب کمونیستی فقط بدلیل تمایل به اسلحه نیست که باید فکر بکند، جمهوری اسلامی این وجه از مبارزات را به کردستان تحمیل کرده است .

در مورد گارد آزادی: تا جای که من اطلاع دارم حزب حکمتیست در شرایط کنونی عمل نظامی را در کردستان در دستور گارد آزادی ندارد و در بقیه مناطق ایران هم بحث از تسلیح گارد آزادی نیست .

ببینید، بنظر من در کردستان شباهت های با جنبش انتفاضه فلسطین در دهه 80 تحت نفوذ سازمان آزادیبخش فلسطین بود وجود دارد که در هر جا نیروهای اسرائلی پیدا میشدند با سنگ پرانی جوانان نقاب پوش فلسطینی مواجه میشدند. در کردستان هم نفرت و انزجار مردم به جمهوری اسلامی موج میزند اما هنوز یک شکل مطلوب مقاومت توده ای به سنت مبارزاتی مردم تبدیل نشده است. بنظر شما چرا گارد آزادی نمیتواند بدون اسلحه سازمانده این مقاومت باشد؟ چرا این الگو نمیتواند به خارج از کردستان سرایت کند؟ 

محمود قزوینی:

من در توضیحم در سوال قبلی گفتنم مبارزه نظامی و مسلحانه در کردستان در حال حاضر در جریان نیست. من حرفم این نبود که وقتی در دهه ٦٠ مبارزه نظامی وجود داشت، مبارزه سیاسی و اقتصادی وجود نداشت. اتفاقا آن زمان هم این بحث بوده است که نیروی مسلح یک سازمان کمونیستی باید در خدمت این مبارزه سیاسی توده ای باشد. بحث این است که امروز آن مبارزه نظامی و سازمان نظامی کمونیستی وجود ندارد و اوضاع سیاسی متفاوت است. مبارزه ای که امروز در کردستان جیان دارد اساسا سیاسی و اقتصادی است. این توضیح یک واقعیت در جلو چشمان ما است. اگر مبارزه نظامی در کردستان در جریان بود همه بحثهای امروز ما فرق میکرد. ضرورت نیروی مسلح امروز از وجود مبارزه نظامی در نمیاید. بلکه از فاکتورهای دیگری بیرون میاید که من قبلا در نوشته ام و در سوالات قبلی ام توضیح دادم.

من توضیح دادم که یک حزب کمونیستی باید در کردستان فکری به حال نیروی مسلح خود کند. از ابتدا هم گفتم که رد طرح گارد آزادی به معنای رد هرگونه نیروی مسلح نیست. من ته حرفم این است که در شرائط کنونی نمیتوان توده ها را در محیط زیست در شکل نظامی مسلح کرد. این کار نه تنها شدنی نیست بلکه دست و بال فعالین را در مبارزه و متحد و متشکل کردن مردم میبندد .

اینکه مردم را در سازمانها و کمیته هایی متشکل کنیم که میلیانت باشند و توی گوش شاهرودی و سران رژیم بزنند، وقتی به کردستان میاید، قلم پای نیروی امر به معروف و نهی از منکر را خورد کنند وقتی پایشان را به محله شان میگذارند و یا در خیابان مردم را اذیت و آزار میکنند. مزدوران را گوشمالی دهند و....چنین سازمانهایی را نه تنها در کردستان بلکه در سراسر ایران میتوان و باید تشکیل داد. بخصوص در کردستان این کمیته ها میتوانند بسیار توده ای و محبوب شوند و توده های مردم را وارد عمل خود کنند. مشکل گارد ازادی این است که این کارها که آسان توسط حوزه ها و کمیته ها و هسته های مختلف میتواند انجام شود را به نیروی مسلح میسپارد که هم تشکیل آن را دشوار میسازد و هم مردم را از آن دور میسازد. مردم برای انجام چنین وظائفی که حتی وظائف حوزه ها و کمیته های کمونیستی هم میتواند باشد، وارد سازمان مسلح نمیشوند، حتی اگر قرار باشد مسلح نباشند. مردم در شرائط معمولی که دارند کار و زندگی میکنند، دارای چنین روحیه ای نیستند. حتی وحشت زده میشوند اگر کسی با اسلحه وارد محیط زندگی و کارشان شوند.. نمیدانم چرا درک این مسئله ساده اینقدر دشوار است. اگر کمونیستها از قبل توده ها را در اشکال مختلف سازماندهی نکرده باشند نمیتوانند آنها را در شکل نظامی و مسلح سازماندهی کنند. مگر اینکه مبارزه نظامی از قبل وجود داشته باشد. فکر میکنم این جزء الفبای مبارزه سیاسی باشد. بیائیم مردم را در اشکال غیر نظامی مسلح کنیم، نفوذ کمونیسم و حزب کمونیستی وسیع شود، حتما میتوانیم در قلب یک توده وسیع که به صدها طریق به حزب کمونیستی وصلند، گروههای میلیتانت مسلح هم سازمان داد. اما امروز در سازماندهی توده ای وارد کردن اسلحه و نیروی مسلح یعنی از دست دادن همه چیز .

نیروی مسلح حزبی در این شرائط باید با وزن و نفوذ یک حزب کمونیستی و اوضاع سیاسی خوانائی داشته باشد. این نیروی مسلح نمیتواند از سازماندهی توده ای در محیط زیست شروع شود و " یکی از اشکال اصلی سازماندهی مردم باشد". نیروی مسلح حزبی، در حال حاضر نمیتواند نیروی مسلح توده ای در محیط زیست مردم باشد. گارد ازادی مانع شکل گیری واقعی نیروی مسلح حزب کمونیستی در شرائط کنونی است. ما قبلا در حزب کمونیست کارگری پایه های یک نیروی مسلح را سازمان دادیم. مسیر حرکتمان باید به همان طرف باشد .

تجربه تاکنونی گارد آزادی نیز این را میگوید که سازماندهی مسلح مردم در محیط زیست غیر ممکن است . اینکه چند نفر با سر و روی پوشیده وقتی مردم دست بچه هایشان گرفتند بروند سیرک تماشا کنند بروند و اسلحه شان را به مردم نشان دهند و اعلامیه پخش کنند و شعار دهند، فقط موجب وحشت مردم میشوند و از مردم فحش میشنوند. این کارها ربطی به سازماندهی مبارزه مردم در محیط زیست ندارد .

مقایسه کردستان و فلسطین از یک نقطه نظر درست است که نیروهای رژیم در کردستان نیروهایی هستند که هیچگونه پایگاهی ندارند و باصطلاح نیروی بیگانه اند. این به نیروهای سیاسی در کردستان امکان وسیعی برای مبارزه در اشکال میلیتانت میدهد و امکان اینکه توده های وسیع مردم به سرعت وارد مبارزه گسترده با رژیم شوند و اشکال مبارزه توده ای به سرعت شکل نظامی به خود بگیرد وجود دارد .

در باره اینکه مردم در بقیه نقاط ایران در گارد آزادی متشکل شوند، اما فعلا تسلیح نشوند، باید بگویم مردمی که دارند کار و تحصیل و زندگی میکنند وارد نیروی مسلح نمیشوند. گارد آزادی نیروی مسلح تعریف شده است و چهره مسلح به خود گرفته است. مردم در شرائط کنونی وارد نیروی مسلح نمیشوند، حتی اگر هسته های گارد آزادی مسلح نباشند. هسته نیروی مسلح تسلیح نشده موجب نمیشود که مردم و رژیم تصور کنند که این نیرو غیر مسلح است. در ذهن برخی ها مردم شیر ژیانند و حاضرند در هر شرائط هر خطری را بپذیرند. این نشانه دور بودن این ذهنیتها از روحیات و زندگی مردم است. مردم برای مبارزه جاری حتی در شکل میلیتانت آن وارد مناسبات مسلحانه در شرائط کنونی نمیشوند. همیشه میتوان چند جوان عاصی که حاضرند دست به هر کاری بزنند برای چنین کارهایی پیدا کرد، اما این کارها از مبارزه جاری مردم و از جمله جوانان دور است.

یک نکته را هم در آخر میخواهم توضیح دهم اینکه گفته میشود گارد آزادی برای این است که در آینده از شوراهای مردم حمایت کند وگرنه شورا پورا مالیده است .

برای یک کمونیست غیر قابل تصور است که در اینده که شوراها ساخته میشوند حزبش و شوراهای تحت نفوذش غیر مسلح باشند. رفقای ما در حزب حکمتیست یک تجربه از کردستان عراق را گرفته اند و آن را به همه جا تعمیم میدهند. شوراها و حتی نه فقط شوراها بلکه تشکلهای توده ای دیگر تحت نفوذ کمونیستها در شرائط انقلابی و یا در شرائط بحران سیاسی که قدرت حاکمه متزلزل و تضعیف شده و یا قدرتهای جدید هنوز تثبیت نشده اند، مسلح خواهند بود. این شوراها با شوراهای اقتصادی کارخانه متفاوتند. حتی شوراهای معطوف به کارخانه هم مسلح میشوند. در انقلابات دنیا همه جا این طور بوده است. در هر جا کمونیستها بتوانند توده ها را متشکل کنند آنها در شرائئطی هم باید هم مسلح کنند. از تجربه انقلاب ١٩٠٥ و ١٩١٧ روسیه تا تجربه انقلاب ١٩١٨ آلمان و تجربه همه دنیا این را به ما میگوید. حتی در ایران شوراهای ترکمن صحرا در سال ٥٩ که تحت نفوذ چریکهای فدائی بودند توسط آنها مسلح شدند و مسلحانه از خودشان در برابر رژیم دفاع کردند. متاسفانه به خاطر مشی فدائی در مقابل رزیم آن مبارزه عظیم به سرعت به سازش و سپس به سرکوب و خلع سلاح کشیده شد. اگر کمونیستها بتوانند در شرائطی شوراها و سازمانهای توده ای قدرتمند سیاسی تشکیل دهند، حتما باید آنها را مسلح سازند. شوراهایی که تحت نفوذ کمونیستها شکل بگیرند احتیاجی گارد ازادی برای امنیت ندارند. آنها نه تنها باید امنیت خود بلکه امنیت جامعه را در دستور خود بگذارند.

کمونیستهای عراقی اشتباهی عظیمی کردند که شوراهای تشکیل شده تحت نفوذشان را در سال ٩١ مسلح نکردند. تحلیگر کمونیست باید علت آن را بررسی کند و نه اینکه از آن قانون شوراهای غیر مسلح را بسازد و تئوری بیاورد که ما الان باید گارد آزادی درست کنیم تا شوراهای علیل آینده را محافظت کنیم.

اگر سوالی نباشد من بحثم را اینطور فورمولبندی میکنم

در بحث مربوط به سازماندهی نیروی مسلح من فکر میکنم حزب کمونیستی در کردستان ایران باید یک نیروی مسلح محدود و ویژه داشته باشد که قبلا در زمان منصور حکمت در حزب کمونیست کارگری به طرفش رفتیم. سازماندهی توده ای مردم در نیروی مسلح را در شرائط کنونی اشتباه میدانم که پروژه گارد آزادی برای آن تعریف شده است. چنین طرحی نه تنها ممکن نیست، بلکه به مبارزه مردم لطمه میزند. اجرای این پروژه در سراسر ایران حتی حرفش هم توسط هواداران سرسخت آن در حزب حکمتیست زده نمیشود. از این نظر بحث در باره آن بیفایده است.


رضا کمانگر:

خسته نباشید و تشکر از فرصت که در اختیار من گذاشتید.

محمود قزوینی:

با تشکر از شما رفیق عزیز که این فرصت را به من دادید.

10 نوامبر 2008

رضا کمانگر

www.r-kamangar.com

 
 


 
 

بازگشت به صفحه اول

Copyright © 2007 mobarez-k.com