|
|
||
|
به سايت مبارزين کمونيست خوش آمديد |
||
|
آرشيو نوشته هاى " محمود قزوینی " October 1, 2008نقد کمونیستی بر استراتزی پوپولیستیمحمود قزوینی نقد کمونیستی بر استراتزی پوپولیستی در اینجا نقدم به دیدگاه پوپولیستی بطور عموم نیست بلکه به یک دیدگاه پوپولیستی خاص است که بر حزب حکمتیست حاکم است و توسط تئوریهای رفیق کورش مدرسی بیان شده است. در این نوشته من جنبه های مختلف این دیدگاه را میشکافم. از برخوردش به آنچیزی که " جنبش سرنگونی" نام گرفته است. تا تعیین تاکیکها و استراتزیهای مختلف حول آن. از رابطه این حزب با طبقه کارگر و جنبش کارگری تا دیدگاههای آن در باره مبارزات عمومی. از بحث منشور سرنگونی تا نیروی مسلح حزب و .... بخش اول حزب حکمتیست ٤ سال به جای شعار جمهوری سوسیالیستی، پلاتفرم منشور سرنگونی و شعار تشکیل دولت موقت را به عنوان پرچم "جنبش سرنگونی" و انقلابش قرا ر داده بود. امروز هم که قرار است این پلاتفرم را کنار بگذارند، آن را درست ترین تاکتیک در دوره کنونی تا قبل از شکست " جنبش سرنگونی" میداند. رهبری حزب حکمتیست حتی مسئله را به آنجا کش داده است که برداشتن و حذف منشور سرنگونی و رد آن را مساوی پوپولیسم میداند. با این استدلال سیاست پوپولیستی همیشه بر حزب کمونیست کارگری ایران حاکم بوده است. چه از سال ١٣٧٦ تا سال ١٣٨١ که توسط منصور حکمت رهبری میشد و چه پس از آن تا سال ٢٠٠٤. اگر منشور سرنگونی نشانه افق کارگری است، حزب کمونیست کارگری ایران از سال ٧٦ تا ٨٣ بدون منشور سرنگونی و بدون افق کارگری حرکت میکرد و سیاست پوپولیستی بر آن حاکم بود. ادامه دارد من در سمیناری در حاشیه پلنوم هفتم در آوریل ٢٠٠٧ به نقد منشور سرنگونی و قطعنامه گذشته رفیق کورش در حککا مبنی بر شرکت در کابینه دولتهای ارتجاعی پرداختم، در نشریه کنگره حزب در نقد منشور نوشتم و قراری مبنی بر از دستور خارج کردن منشور به کنگره دهم حزب ارائه دادم. نامه زیر را در ٥ آگوست ٢٠٠٨ نوشتم. اما آن را برای رهبری حزب نفرستادم. چون دیگر به این نتیجه رسیده بودم که بحث کردن در حزب برای تغییر تصمیمی و یا چیزی فایده ای ندارد و تزئینی است. توضیحاتی در باره اهمیت از دستور خارج کردن منشور سرنگونی نوشته و قرار مربوط به از دستور خارج کردن منشور سرنگونی که قبلا به کنگره ٢ و پلنوم ١١ ارائه شده است را اینجا میاورم. یکی از قراهای من قرار مربوط به خارج شدن منشور سرنگونی از دستور حزب است. دلائلم را در پیشنهادی که به کنگره ٢ و سپس به پلنوم نوشتم آمده است و در اینجا هم آن را ضمیمه میکنم. در اینجا میخواهم دو نکته دیگر را که از نظر من از دستور خارج شدن منشور را ضروری میسازد برای دفتر سیاسی بنویسم. - منشور سرنگونی و تشکیل دولت موقت چه در حزب ما و چه در خارج از حزب ما یکنوع ادامه طرح و متد رفیق کورش مدرسی در پلنوم ١٦ حزب تلقی شده است. در حالی این طرح اتفاقا در مقابل آن طرح و برای نفی آن طرح شده بود. هر چند تئوری هایی که بر آن سوار شد و کاربردی که در حزب پیدا کرد و جرح و تعدیلهایی که در آن شده است، آن را از کاربردش دور ساخت و آن را ابزار تئوری و سیاست غلطی در حزب قرار داد. قبل از سمینار رفیق کورش در المان، قطعنامه من با عنوان" سرنگونی جمهوری اسلامی و تشکیل دولت موقت" و قطعنامه " در رد شعار رفراندوم" به حزب ارائه شده بود. - منشور سرنگونی یک طرح پوپولیستی است. این طرح در زمان ارائه اش در مقابله با طرح رفراندوم دو خردادیها و کمک به دادن تصویری به مردم که چگونه میتوانند ازادانه در سرنوشت سیاسی خود دخالت کنندارائه شده بود و یک خاصیت کاملا تاکتیکی و گذرا داشت. منشور سرنگونی از نظر من ادامه و افزوده ای بر طرح " حق مردم در تعیین سرنوشت سیاسی خود" و منشور ازادیها در حزب کمونیست کارگری بود. از این نقطه نظر طرح منشور سرنگونی میتوانست به درجه ای مورد دفاع قرار گیرد. اما در حزب ما این طرح کاملا خاصیت دیگری پیدا کرد. به استراتزی حزب برای انقلاب خلقی و پرچم جنبش سرنگونی تبدیل شد. دیدگاهی که طرح شرکت در دولتهای ارتجاعی را در حزب کمونیست کارگری ایران طرح کرده بود موقعیتی یافت تا منشور سرنگونی را یکنوع ادامه آن متد و طرح قلمداد کند و منتقدین خود را خلع سلاح سازد و موقعیت خود را ترمیم سازد. همه رفقایی که در حزب قدیم منتقد نظر و طرح سوپر منشویکی و راست رفیق کورش در باره شرکت درهیئت دولتهای موقت ارتجاعی بودند، بیکباره در مقابل استدلالاتی قرار گرفتند که قانع کننده به نظر میامد. بدین طریق رفیق کورش به شیوه اپورتونیستی و با چسبیدن به تز و طرح دولت موقت انقلابی، نظر گذشته خود را ماستمالی کرد و با طرح دولت موقت انقلابی یکسان جلوه داد. شاید برخی از رفقا بگویند حالا چه اصراری است که راجع به طرحی که امروز در دستور نیست بحث کنیم؟ اولا این طرح کنار گذاشته نشده است و دوما به نظر من این طرح یک متد و یک تئوری و سیاست غلطی را همراه خود آورده است که باید کنار زده شود. بخصوص اینکه این طرح به عنوان یک نوع خط مشی به جامعه معرفی میشود. خط مشی متفاوت که گویا دست آوردهای کنونی حزب هم از این تئوری هاست. نسل جوان که دارد به ما جذب میشود اینها را میخواند، بحثها و طرحهای پلنوم شانزده را هم میخواند. همانطور که حتی در داخل حزب ما این کج فهمی ایجاد شد که گویا طرح دولت موقت طرح شده در پلنوم ١٦ حزب و منشور سرنگونی از یک متد سرچشمه میگیرد و اینکه طرح " پلان مسالمت آمیز رفتن از جمهوری اسلامی به نظام آینده سیاسی میتواند با شرکت در دولت دو خردادیها و یا دولتهایی که پس از آن تحت فشار آمریکا میایند، هم انجام شود" با طرح قیام و نابودی نظام و تشکیل دولت موقت یکی است، نسل جوان جذب شده به ما هم و نسل آینده هم به این طرحها و تئوریها رجوع میکند و دچار سردرگمی میشود. برای همین این طرحها کاملا باید از دستور حزب خارج شوند. این طرح به همراه تئوریهایی که در انقلاب ایران و وظائف کمونیستها آمده است باید کنار زده شود.
بحث و پیشنهاد برای کنگره 2 منشور سرنگونی یک طرح پوپولیستی است نوع دیگر از سرنگونی یا نوع دیگری از انقلاب؟ • منشور سرنگونی طرح پوپولیستی است که ضمن التقاط و اغتشاش در مفهوم سرنگونی و انقلاب، از جنبش سرنگونی یک انقلاب پیروزمند را نتیجه گرفته است. مجری انقلاب پیروزمندی که به نابودی کامل دستگاه دولتی قدیم و برقراری دستگاه دولتی نوین، دستگاه دولتی کمونهای انقلابی نائل میشود، جنبش سرنگونی است که اهداف محدود و نازلی به نسبت یک انقلاب ، حتی انقلاب غیر سوسیالیستی دارد. منشور سرنگونی، جنبش سرنگونی و سرنگونی را با انقلاب یکی گرفته است. تفاوت متد منشور سرنگونی با دیدگاه پوپولیستی حمید تقوایی در این است که منشور سرنگونی از انقلاب خود تعریف دقیق بدست داده است و نتیجه انقلاب جنبش سرنگونی را انقلابی دموکراتیک ارزیابی کرده است. در حالی که حمید تقوایی از جنبش سرنگونی انتظار انقلاب سوسیالیستی میکشد. اما انقلابی که در ایران آغاز میشود، نتیجه تکامل جنبش سرنگونی نیست، بلکه با پایان یافتن جنبش سرنگونی و تحقق سرنگونی تازه آغاز میشود و یا اگر انقلاب در بطن جنبش سرنگونی سر بر آورد، دیگر حیات جنبش سرنگونی خاتمه مییابد و سرنگونی جمهوری اسلامی توسط انقلاب، توسط یک قیام پیروزمند متحقق میشود. انقلاب پیروزمند در ایران که ماشین دولتی کهنه را نابود کند و به جای آن ماشین دولتی نوین بر پایه کمونهای انقلابی را برقرار سازد، چیزی جز انقلاب طبقه کارگر نمیتواند باشد. هیچ طبقه ای به جز طبقه کارگر قادر نیست و پتانسیل آن را ندارد که انقلاب در ایران را به فرجام آخر برساند، یعنی ماشین دولتی را خورد کند و به جای آن نظم نوین برقرار سازد. منشور سرنگونی، انقلاب جنبش سرنگونی است. اما از آنجا که انقلاب جنبش سرنگونی یک توهم است، منشور سرنگونی هم توهمی نسبت به توان و ظرفیت جنبش سرنگونی است. منشور سرنگونی منشور و پرچم یک انقلاب است. انقلابی دموکراتیک که سرنگونی نامیده میشود. منشور سرنگونی پرچم نوعی دیگر از سرنگونی نیست، پرچم نوعی دیگر از انقلاب است. • در تبلیغات روزمره در نشریات حزبی و در توضیحات تئوریکی در باره منشور، تبلیغ میشود که هر قدرتی که در ایران پس از جمهوری اسلامی سر کار بیاد باید دستگاه دولتی را کاملا نابود سازد و دستگاه دولتی نوین را برقرار سازد که این کاملا نقض غرض است. دولت بورژوازی در ایران چرا باید سیستم خود را نابود سازد؟ این انتظار از نیروهایی بورژوائی در ایران انتظاری بی نهایت توهم آلود است که نسبت به سالهای 57 هم عقب تر است. مصوبه کنگره اول حزب و سیاست حزب برای جلب پشتیبانی جریانات راست از منشور سرنگونی از این توهم ناشی شده است. این سیاست با سیاست امضاء بیانیه مشترک در مقابله با سناریو سیاه که در بحث سناریو سیاه و سفید آمده است بسیار متفاوت است. طبیعی است که طبقات اصلی جامعه در مقابل پاشیدن شیرازه مدنی جامعه حساسیت نشان دهند و با آن مقابله کنند. اما اینکه طبقات اصلی جامعه و احزاب آن بر سر سرنگونی و تشکیل دولت پس از آن موافق یکدیگر شوند و بیانیه ای را امضاء کنند چیزی جز یک توهم پوپولیستی نیست. کمپ راست در نیروهای سیاسی ایران خواهان سرنگونی جمهوری است، اما مخالف انقلاب است. ولی ما با جلب توافقششان برای منشور، میخواهیم آنها را ترغیب به در پیش گرفتن انقلاب کنیم. اگر طبقات و منافع طبقاتی در جامعه وجود نداشت، به این کار وتلاش به عنوان یک امر خیر نگریسته میشد، اما متاسفانه اینطور نیست و ارائه دهندگان این تاکتیک مجبورند منافع طبقاتی و مادی که این توافق را ممکن میکند توضیح دهند. ظاهرا و اگر به عمق مسئله فکر نکنیم، تاکتیک امضاء گرفتن از احزاب ارتجاعی برای منشور مسئله ساده ای جلوه میکند. ما منشوری داریم که هر چه گروههای مختلف و متضاد اپوزیسیون آن را امضاء بزنند، به نفع منشور و خط ماست. اما با نگاه عمیق تر متوجه میشویم که مسئله اینطور نیست و این متد برای ما یک گسست فکری و عملی در اتخاذ تاکتیک است. تلاش برای گرفتن امضاء و جلب توافق جریانات راست ارتجاعی بر سر منشور سرنگونی، چیزی جز انتظار از نیروهای راست ارتجاعی برای همراهی با انقلاب و انقلاب طبقه کارگر نیست. اگر التقاط در منشور طرح چنین تاکتیکی را ممکن میکند، همین التقاط طرح این تاکتیک را رد میکند و پذیرا نمیشود. افزودن مقدمه پر چرب سوسیالیستی بر منشور چیزی از این مسئله نمیکاهد. افزودن مقدمه پر چرب سوسیالیسیتی، فقط یک شیوه چپ سنتی در اتخاذ تاکتیک را به منشور افزوده است. روش چپ سنتی در اتخاذ تاکتیک این است که چپ خود را مجبور میبیند تا تمام فلسفه وجودی خود را به روی کاغذ بیاورد تا تاکتیک اتخاذ شده اش، او را با راست تداعی نکند. وگرنه خود تاکتیک اتخاذ شده ممکن است آنها را با راستها در یک صف قرار دهد. فکر کنیم اگر ما بر هر طرح تاکتیکی خودمان، طرح خودمختاری برای کردستان که قرار بود با حزب دموکرات امضاء کنیم، طرح استقلال کردستان عراق، طرح اجتناب از سناریو سیاه، طرح کنوانسیون حقوق کودک، طرح امضاء برای ممنوعیت حکم اعدام و... یک مقدمه طولانی سوسیالیستی بنویسیم، چه چیزی از خود به بیرون به نمایش میگذاریم. مگر ملی گراها و سلطنت طلبان برای طرح رفراندوم و یا هر طرح دیگر خود مقدمه پادشاهانه و یا ملی گرایانه بر آن مینویسند که ما برای طرحمان مقدمه سوسیالیستی بنویسیم. این هم از خود تناقض در تصمیم اتخاذ شده ناشی میشود. وگرنه در تاریخ ما چنین سنتی موجود نیست. اگر کسی انتظار همراهی و همدلی با بورژوازی در سرنگونی را بپذیرد، این انتظار برآورده میشود اما آن نیرو و شخص به زائده بورژوازی تبدیل میشود. اما اگر کسی انتظار توافق و همدلی با انقلاب و حکومت انقلابی را در قرن 21 از بورژوازی سرا پا ارتجاعی داشته باشد، در بهترین حالت چنین انتظاری درک غیر طبقاتی حزب و نیروی مزبور را بیان میکند. • در تبلیغات حزبی تبلیغ منشور جای توده گیر کردن شعار جمهوری سوسیالیستی را گرفته است. یعنی آن بخش از حزب که باید برنامه حزب و شعرهای برنامه ای را به جامعه پمپاژ کند هم مشغول تبلیغ برنامه دیگری شده است. تبلیغ منشور فراتر از تبلیغ سرنگونی است و در چهارچوب شعار و برنامه اثباتی میگنجد. شعار و برنامه اثباتی که باید به جامعه مرتب پمپاژ شود، برنامه یک دنیای بهتر و تبلیغات پایه ای کمونیستی است. شعار اثباتی که باید توده گیر شود جمهوری سوسیالیستی است. منشور سرنگونی به عنوان پرچم جنبش سرنگونی درکی را وارد حزب کرده است که گویا جنبش سرنگونی وجود دارد که دارای جناحهای چپ و راست میباشد و ما باید راست را کنار بزنیم تا رهبر جنبش سرنگونی شویم. از همان نوع درکی که فکر میکرد جنبش کردستان دارای جناح چپ و راست است و چپ باید رهبر جنبش کردستان شود. در حالی که در درک سنتی ما جنبشهای سرنگونی مختلف و بر علیه هم را تعریف کرده بود. جنبش سوسیالیستی و جنبش بورژوازی در جنبشی به نام جنبش سرنگونی قرار ندارند که با یکدیگر بر سر رهبری آن تلاش کنند. مبارزه مردم برای سرنگونی جمهوری اسلامی را به عنوان یک جنبش واحد تعریف کردن، نتیجه تئوریهایی است که پشتبند منشور آمده است. در این متد جنبش سرنگونی، مانند جنبش دهقانی، جنبش ملی و....یک موجودین قائم به ذات و قابل تعریف دارد. البته در حزب ما گفته شده است که جنبشهای مختلف سرنگونی داریم، اما این جنبشها در زیر چتر یک جنبش به نام جنبش سرنگونی قرار دارند، یعنی در نهایت جناح چپ و راست یک جنبشند. به پلنوم پیشنهاد میکنم قطعنامه منشور سرنگونی از دستور کار حزب کنار گذاشته شود. قطعنامه سرنگونی جمهوری اسلامی و تشکیل دولت موقت را به صورت یک طرح در ژانویه ٢٠٠٥ برای فقط رفیق کورش فرستادم و برایش در نامه دیگری نوشته بودم که این طرح کامل نیست و من ضمن تکمیل آن قصد دارم بیانیه جداگانه ای مثل منشور آرادیها که بند ٧ قطعنامه را به صورت مطالباتی بیان کند، بنویسم. قطعنامه دفتر سياسى حزب کمونيست کارگرى ايران – حکمتیست 6- حزب کمونیست کارگری ایران اولین شرط برقراری آزادیهای سیاسی و اجتماعی گسترده و تضمین حق مردم برای دخالت در تعیین سرنوشت خویش را سرنگونی جمهوری اسلامی و تشکیل یک دولت موقت میداند. 7- دولت موقت باید با تثبیت پیروزیهای مردم و اعلام نابودی رژیم اسلامی، بیانیه حقوق پایه ای مردم را که در راس آنها لغو آپارتاید جنسی و مذهب زدائی و آزادی احزاب و تشکل ها قرار دارد اعلام نماید. 9- دولت موقت وظیفه دارد ضمن دفع مقاومت نیروهای سرنگون شده و برقراری آزادترین و گسترده ترین آزادیهای سیاسی، به طور فوری ارگان نمایندگی مردم را فرابخواند 10- از نظر حزب کمونیست کارگری ایران- حکمتیست آزادترین و صاحب صلاحیت ترین ارگان نمایندگی مردم، کنگره شوراهای مردم میباشد و از نظر حزب دولت موقت باید کنگره شوراها را برای تصمیم گیری در باره آینده نظام فرابخواند. 11- حزب کمونیست کارگری ایران- حکمتیست در همه شرائط برای تصویب و به اجرا گذاشتن برنامه یک دنیای بهتر و برقراری سوسیالیسم مبارزه میکند. یک تلاش دائمی حزب شکل گیری شوراهای محله و شهر و و تشکیل قدرت سراسری شوراها و تفویض تمام قدرت به آنها میباشد. 12- حزب کمونیست کارگری ایران- حکمتیست میتواند برای دفع تلاشهای نیروهای سرنگون شده و تامین و اجرای مطالبات سیاسی و اقتصادی طبقه کارگر و مردم و دفاع از منافع مسقل طبقه کارگر در دولت موقت شرکت کند.
با داغ شدن مسئله رفراندوم حزب ما به یک قطعنامه در این مورد احتیاج دارد. ما باید تا دیر نشده این قطعنامه را صادر کنیم برای همین پیشنهاد میکنم که رفیق فاتح برای همین ویکن جلسه دفتر سیاسی را فرابخواند. قطعنامه پیشنهادی قطعنامه دفتر سیاسی حزب کمونیست کارگری- حکمتیست در رد شعار رفراندوم 1- در هفته های اخیر طرح شعار رفراندوم که از طرف جریانات ملی- اسلامی طرح گردیده است در فضای سیاسی ایران پژواک وسیعی داشته است. جریانات ملی- اسلامی که در گذشته نزدیک به صورت متحد از بخشی از حاکمیت اسلامی حمایت میکردند، به اتفاق تغییر موضع داده اند و به شعار رفراندوم برای تغییر رژیم پیوسته اند. طرح رفراندوم هم اکنون از طرف مشروطه خواهان سلطنتی و نیروهای ملی اسلامی از جبهه ملی تا بخشهای مختلف نیروهای جمهوری خواه مورد تبلیغ و ترویج قرار میگیرد. هدف این طرح تغییرًآرام و تدریجیً رژیم اعلام شده است. 2- پذیرش تغییر تدریجی رژیم توسط بخشی از طرفداران سابق آن که خواهان اصلاح رژیم از درون بوده اند خود حاکی از بن بست بیشتر رژیم اسلامی برای ادامه موجودیتش و پیشرفت جنبش سرنگونی برای نابودی رژیم است. اما تصور اینکه سردمداران و دست اندرکاران رژیم اسلامی از خامنه ای تا شکنچه گران اوین، از انصار حزب الله تا خاتمی و رفسنجانی و....روزی به رفراندومی زیر نظر سازمان ملل برای بود و نبود رژیم خودشان تن بدهند، یک توهم پوچ است. 3- طرح رفراندوم برای تعیین نظام آیندهسیاسی ایران در شرائط حاکمیت رژیم اسلامی ، طرحی ارتجاعی است که در مقابل خواست مردم برای سرنگونی انقلابی رژیم اسلامی و برقراری آزادی و برابری است. طرح رفراندوم به اندازه پروژه دو خرداد جهت اصلاحات رژیم اسلامی پوچ و غیر واقعی است. این پروژه نیروهایی است که مخالف برچیده شدن کامل کل ماشین دولتی جمهوری اسلامی و پایان دادن به عمر اسلام سیاسی در ایران هستند. همان نیروهایی که دیروز مردم را دعوت به حمایت از رژیم اسلامی و خاتمی میکردند، امروز به پروژه رفراندوم پیوسته اند. 4- میگویند طرح رفراندوم قرار است از خشونت مردم بر علیه رژیم جلوگیری کند. اما خشونت ابزارى نيست که مردم عاشق آنند و ازهمان روز اول به آن دست ميبرند. خشونت چيزى است که دولت ها و بويژه رژيم جمهورى اسلامى بر مردم اعمال و به مردم تحميل ميکند. هر طرحی که مانع ميشود تا مردم خشونت جمهورى اسلامى را با قدرت جواب بدهند و به آن خاتمه دهند در عمل کمک ميکند که عمر جمهورى اسلامى طولانى تر شود. جمهورى اسلامى سمبل جنايتکارانه ترين انسان کشى ها و خشونت در تاريخ معاصر است و جز با زور مردم بر نمى افتد. جمهورى اسلامى جز به زور مردم تسليم هيچ چيز نميشود. و تنها با انقلابى که مردم عليه اسلام سياسى به راه بيندازند ميشود اسلام سياسى را در آن موقعيت سياسى، روانى، اجتماعى لازم قرار داد تا مضمحل شود. هرکس هر اقدامى بکند که فاکتور انقلاب مردم عليه اسلام سياسى را حذف کند باعث ميشود که اسلام سياسى بعنوان يکى از بازيگران صحنه در ميدان باقى بماند. تنها راهى که ميتواند مانع تحقق سناريو سياه شود، تنها چيزى که ميتواند مانع پاشيدن زندگى مدنى در جامعه ايران شود قيام مردم عليه اسلام سياسى است. مردمى که به کل بنياد هاى ايدئولوژيک، فلسفه سياسى، ارزشى، دولتى و اجتماعى اسلام سياسى حمله ميکنند هر نوع مشروعيت را از آن سلب ميکنند و ميتوانند بنياد هاى مدنيت را در جامعه حفط کنند. اسلام سياسى در مقابل چنين تعرضى مضمحل ميشود. قيام مردم عليه اسلام سياسي زير پرچم آزادي و برابرى راه نجات جامعه ايران از ويرانى است. با نسخه هائى مانند رفراندم ممکن است از نظر خودشان وضعيت را آرام نگاه دارند ولى جمهوری اسلامی رفتنی است و اوضاع آرام نمیماند. طرح رفراندوم با بیرون نگاه داشتن فاکتور قیام مردم علیه جمهوری اسلامی، به وارد شدن ایران به یک دوره هرج و مرج و سناریو سیاه مانند سومالی و یوگسلاوی و عراق یاری میرساند. 5 - از نظر حزب کمونیست کارگری ایران- حکمتیست قابل تردید نیست که حتی کوچکترین بهبود در زندگی مادی و معنوی مردم ایران و کسب بدیهی ترین حقوق و آزادیهای فردی و مدنی، برقراری آزادیهای گسترده سیاسی و اجتماعی، انتخابات آزاد و رفراندوم و.....در گرو به زیر کشیدن رژیم ارتجاعی و ضد بشری جمهوری اسلامی است. فقط دولتی برخاسته از قیام مردم بر علیه جمهوری اسلامی میتواند همه و یا حتی بخشی از مطالبات آزادیخواهانه و رهایبخش مردم ایران را تحقق بخشد.
7- دامنه تاثیرات شعار رفراندوم در میان مردم محدود میباشد و عموما به بخشی از روشنفکران مجاز و محیط دانشگاه محدود مانده است. مردم ایران خواهان سرنگونی رژیم اسلامی هستند و به شعار رفراندوم توهمی ندارند. اما این به این معنا نیست که این شعار نمیتواند تاثیری در به خانه فرستادن و استیصال مردم داشته باشد. برای همین کمونیست کارگری ایران- حکمتیست فعالیت خود را برای خنثی سازی دامنه تاثیرات شعار رفراندوم بکار خواهد بست و تلاش میکند تا مردم را به یک قیام برای نابودی رژیم اسلامی به میدان آورد.
|
||
|
Copyright © 2007 mobarez-k.com |
||