به سايت مبارزين کمونيست خوش آمديد

 


آرشيو نوشته هاى "  مجيد حسينى "

September 25, 2007

پرده دوم شتاب، در جواب به کمپین حزب حکمتیست

انتقاد تعدادی از کنگره مخفی حزب حکمتیست و سیاست های آن، با حمله هستریک این حزب به تعدادی دیگری جواب گرفت.! موضع عوض شد، جواب به آن انتقادات، بحث حول کنگره دوم، سیر حرکت این حزب و دگریسی آن به حاشیه رفت و حمله به ما محورگردید.

 در هشت سپتامبر کمیته رهبری این حزب درنامه به اعضا از کارهای "بزرگ" خود و به جا گذاشتن "دنیای کوچک" این مباحثات صحبت می کند و به اعضای حزبش رهنمود می دهد، سه روز بعدش همان رهبران،خلاف این رهنمود عمل میکنند، با انتشار نوشته های متعدد، پیست رقص خود "گل همین جاست و همین جا برقص" را جلو چشم عموم میگیرند و انگار که امتیاز بد و بیراه گفتن بدیگران را بنام خود ثبت کرده اند. آیا آن ادعا ها در نامه کمیته رهبری مبنا بود یا این پراتیک؟ ماجرا چیست به آن خواهم رسید.

در حالیکه از کناره گیری گروه اول از آن حزب نزدیک به شش ماه میگذرد، ازکناره گیری گروه دوم، جمع ما، حدود سه ماه گذشته است، هنوزجمع ما، راجع به این جدایی رو به بیرون اظهار نظری نکرده ایم، یک جمله ننوشته ایم و سندی را انتشار نداده ایم. باران خشم تعدای از رهبری این حزب تناسبی با کناره گیری متین و متمدنانه و نوشته یک جمله ای ما بهنگام ترک آن حزب ندارد. روز اول لیدر این حزب با مصاحبه اش در مورد این کناره گیری علیه ما خطی داد، بدنبال آن "مش قاسم" جلو افتاد، کمیته رهبری در نامه هشت سپتامبر به اعضا روش"مش قاسم" های این حزب را سیاست خود کرد و در ادامه علیه ما نشریه "پاسخ" ویژه انتشار دادند. با انتشار نشریه پاسخ شماره 60، بحثی را دامن زده اند که تمایلی به وارد شدن به آن در این سطح، بخصوص در این شرایط  نداشتیم.

 انتظار بود در آستانه کنگره به کار خود برسند، از چنین بحثهایی در عمل پرهیز کنند، اما معلوم شد برای پهن کردن این بساط به کمین نشسته اند و برای سلامتی کنگره به باز کردن جبهه فرعی نیاز دارند. بحث ها سطحی و نازل است، در حول و حوش حمله به افراد، هتک حرمت سیاسی مخالفین آن حزب دور میزند و در بی ایمانی افراد و روح خبیث آدمها دنبال مشکل می گردند. اگر عشق به "سوسیالیسم" آقای تقوایی و "سوسیالیسم مردم را رم می دهد" کورش مدرسی دو تکه شدن حککا را توضیح داد، فرمایشات مندرج در نشریه پاسخ هم به خال زده است. نمی شود در توضیح جدایی قبلی، در مصاحبه کورش مدرسی با ینارمحمد(حکمت شماره یک)، به ریشه و خصوصیات حزب از همان بدو تاسیس متوسل شد، به ریشه تاریخی و جهانی آن اشاره کرد، "عمیق" و تحلیل گر بود، نوبت که به خودت رسید جای قبلی حمید تقوایی را در برخورد به ما اشغال کرد و از انگ زدن به مخالف سیاسی آغاز نمود! با این شیوه نمی توان جدایی ما و سر نوشتی که دامن جنبش کمونیسم کارگری را گرفته است و حتی جنجال پیش پا افتاده اخیر شما را توضیح داد. در نتیجه پاسخ به این فرمایشات جواب متقابل نیست، بلکه در عطف توجه فعالین کمونیست به ماجرای  اصلی پشت صحنه است.

"خانه تکانی" حزب و پروسه آن!

مقدمتا باید بگویم، انتشار نشریه "پاسخ 60" و مسائل طرح شده در آن، دلیلی است که بطور سر بسته وارد مسائل پایه ای تری بشوم و ناچارم به جریاناتی اشاره کنم که ممکن است بخشی از خوانندگان آشنایی چندانی به آنها نداشته باشند. توضیح مفصل این مسائل را به فرصتهای دیگری موکول میکنم از جمله، انشقاق در حککا، پروسه ای که منجر به جدایی ما شد، تغییر ریلها در حزب حکمتیست، فلسفه درافزوده ها و غیره.

و اما،اهداف غوغای اخیر رهبری حزب حکمتیست، در خود غوغا و شعارهایش پیدا نیست، مبنایی دارد، به مشکلات امروز این حزب و به پروسه ای که این حزب بدنبال جدایی از حزب  کمونیست کارگری ایران پیموده است ربط پیدا میکند. منشاء این غوغا، تغییر شیفت این حزب است، کناره گیری ما نیست، اما از نظر تعدادی عبور حزب از این مرحله به این کناره گیری گره خورده است. به همین دلیل رقابت با حککا و حزب اتحاد کمونیسم کارگری به حاشیه رفته است و حمله به جمع ما  محور است. برای بخشی از رهبران آن حزب، محفل کمیته رهبری، هتک حرمت این تعداد مشخص از کمونیستها شرط انسجام حزب است، برای ما  پس زدن این تحرک و فضا سازیها یک شرط دفاع از کمونیسم و روشهای سالم آن وحفظ فضای سالم سیاسی است.
 
مدتها است که زمزمه های انتقاد رسمی وغیر رسمی این دو حزب از منصور حکمت و دوری از سیاست های آن به گوش جامعه خورده است. مردم و کمونیستها و دشمنان مردم این صداها را میشنوند و عده ای از آن خوشحالند و تعدادی نگران. این زمزمه ها اول در محافل پا گرفت به جلسات و نشریات راه یافت و بعدا سیاست شد. در نتیجه رضا مقدم و ایرج آذرین و کومه له و امثال شعیب ذکریایی نیرو میگیرند و در این روند خود را وارث و صاحب حق میدانند. حتی بعد از جدایی اول، دشمنان و مخالفین کمونیسم "خطر" جنبش کمونیسم کارگری را جدی میدانستند، هنوزمحتاط بودند، دریدگی آنها زمانی اوج گرفت که در دو حزب حککا و حزب حکمتیست پروسه جدائیها ادامه پیدا کرد. حرکتی وسیع تر از محدوده این دو حزب در حمله به کمونیسم منصور حکمت در جریان است.

تا جایی به سیاست رسمی بر می گردد، در مبانی تحلیلی این حزب از جمهوری اسلامی، اختراع ناسیونالیسم اسلامی به جای اسلام سیاسی، معنی منشور سرنگونی در این دوره، عروج و افول دو خرداد، کنار نهادن مبانی کمونیستی سازماندهی در میان کارگران و به جایش"کمیته های کمونیستی" قرار دادن و غییره گامهای عبور از منصور حکمت و تعرض کمونیسم غییر کارگری و خرده بورژوایی است. فعلا بطور غییر مکتوب و غییر رسمی در دالانهای این حزب می گویند منصور حکمت نتوانست حزب سیاسی بسازد، ما میسازیم. مجموعه اینها یک حرکت و روند عمومی در درون حزب حکمتیست است کنگره  دوم نقطه رفیع آن است.

فاز جدید این روند، با "خانه تکانی" حزب، "تکرار طوطی وار"، "خلاء استراتژیک" و هتک حرمت کمونیستها شیپور انقلاب ایدئولوژیک و فرهنگی در حزب حکمتیست را بصدا در آورده است. تولد این نوزاد در کنگره اول بدلیل تنش های قبل از کنگره و کاندید نشدن من و ایرج فرزاد برای کمیته مرکزی سقط شد، نقطه عطف، کنگره دوم است. نسیم کمونیسم منصور حکمت در این حزب مشکل ایجاد کرده است و باید از ان عبور کرد و کنگره مخفی طولانی و یک انقلاب زیر و رو کننده دوای درد است. "غسل تعمید" حمید تقوایی و انقلاب ایدئولوژیک او رسالت خود را به انجام رساند، نوبت "خانه تکانی" این حزب است. اگر حزب سیاسی متفاوت تان را میسازید، بروید بسازید، چرا در نقد منصورحکمت و علم کرد ناتوانی او؟ چرا در پرچم کردن "خلاء استراتژیک" حزب منصور حکمت؟ چرا با "تکرار طوطی وار"؟  آیا واقعا حزب کمونیست کارگری ایران دوره منصور حکمت استراتژی نداشت، یا اینکه استراتژی آن حزب محور حمله مشترک چپ و راست جامعه بود؟ حمید تقوایی در جلسه 26 ژانویه 2004 دفترسیاسی گفت: "بحث حزب و قدرت سیاسی، حزب را بجلو نمی برد"، اکنون این گفته حمید تقوایی و "خلا استراتژیک" کورش مدرسی را پهلوی هم بگذارید آیا کسی می تواند فرق این دو را توضیح دهد؟ چرا قبل از روشن کردن سیاست هایتان، با علم "خانه تکانی" و "تکرارطوطی وار" و غیره به سراغ اعضا میروید؟

وجه دیگر این انقلاب فرهنگی در حزب حکمتیست و از نظر من نقط قوت ایندوره آن مانند تمام انقلابات فرهنگی دیگر جنبه تشکیلاتی این حرکت در درون است. قبل از کنگره اول، انقلاب فرهنگی تدریجی کورش مدرسی در جلسه پالتاکی ده روز مانده به کنگره با حمله هستریک بهر گونه نقد و حتی سوالی در حزب سرعت گرفت. در آن جلسه قطاری براه افتاد، کادرها دسته بندی شدند، ورود به قطار برای تعدادی مجاز شد، این حمله، با ایستادگی ما ناکام ماند و به عقب رانده شد. بدنبال آن مدتی سرگرم جمع و جور کردن خود و بسیج نیرو گردیدند و از سرنوشت قطار و آثار آن در بیرون خبری نبود و قطار در درون جولان داشت. ذهنیت ساخته شده از ایرج فرزاد در آن حزب  و غوغای فعلی علیه ما صدای دلخراش قطار است که راه خود را میرود. این سیر و این انقلاب فرهنگی با صادر کردن قرارپلنوم هفت علیه ایرج دو باره جان گرفت. اول ایرج فرزاد، اکنون جمع ما هم محور شر میشویم. حمید تقوایی با شعارهای خاص خود و حمله به کورش مدرسی انقلاب ایدئولوژیک خود را شروع کرد و کورش مدرسی با "خانه تکانی" و "تکرار طوطی وار" و حمله به ما. داستان تکراری و ملال آوری است.

میخواهند ناکامی دوره قبل از کنگره اول را جبران کنند و با دور گرفتن و شتاب کافی به کنگره دوم وارد شوند. کنگره دوم حلقه ای است برای فشرده کردن جمع محدودی بدور هم و حاشیه ای کردن  تعداد زیادی. ایراد به این کنگره قبل از مخفی بودن آن به جایگاه سیاسی و نقطه"عطف" این کنگره و شروع رسمی انقلاب ایدئولوژیک در این کنگره و تغییر شیفت حزب برمیگردد. نه کورش مدرسی و نه حمید تقوایی مخفیانه امر خود را پیش نبرده اند و هر دو با صراحت از ناکارایی سیاست های منصور حکمت صحبت کرده اند و شنیدن و قبول این واقعیت برای خیلی ها سخت است. کسی که نقطه حرکت و قضاوتش راجع به این حزب این واقعیات نیست، ذهنیت حزب دوره منصور حکمت را فرض میگیرد، دارد این حرکت معین را تقویت میکند. راه دیگری نیست، این تنها راه انسجام دادن این حزب و یکسره کردن معضل است. دیگر، تغییرات تدریجی راهگشا نیست، تناقضات درونی این احزاب، انعکاس تصادم کمونیسم منصور حکمت و نوعی دیگری از کمونیسم در آنها و تحولات جامعه انقلاب در درون را ضروری کرده است.

در پروسه این دگردیسی در حزب حکمتیست، کمپین ادامه دار علیه ایرج فرزاد و تداومش با حمله به جمع ما معنی دارد. انگ ها هر چند نازلتر، عقب مانده تر باشند خیرش به حال آن حزب بیشتر است، باید خیلی چیزهای کلفت و نخراشیده گفت تا تشکیلات راضی شوند ما حوصله امان سر رفته بود و به اصطلاح بمرگ گرفت تا به لرز راضی شد. این پروسه ادامه دار به انتها نرسیده، مانند هر انقلاب فرهنگی دیگری در احزاب و دولتها، سیبلی میخواهد، تا در حمله به آن مخالفین داخلی را سر جای خود بنشانند، به کار خود سرو سامانی دهند و فرهنگ انقلاب را غنی سازند. در نتیجه شکوه ازاینکه ما چیزی به این حزب نگفته ایم و آنها فحش میدهند جایی ندارد و این یک ضرورت سیاسی است.

یک طرح و اجزاء آن

 قرار است هم وزن با نفوذ اجتماعی ما، به اندازه وزن سیاسی ما در ان حزب، بطول پراتیک کمونیستی نزدیک به چهار دهه ما، به میزان تنفر"بروسکه" و دشمنان کمونیسم و جمهوری اسلامی از ما از انبان چپ سنتی و ناسیونالیسم کرد القاب به امانت گیرند و به سینه ما بزنند. قرار است حرمت کمونیستی و اعتبار و نفوذ ما خورد بشود تا گردی بدامن این حزب ننشیند. اسد نودینیان و ایرج فرزاد ونسان نودینیان و .... از آن حزب رفته اند، نظر مخالف داده اند، خود را صاحب نظر میدانند، جرئت کرده اند خود را کسی به حساب آورند و در یک جمله رو به جامعه بگویند استعفا داده ایم، به خط کورش مدرسی نه گفته اند، باید تاوان پس دهند.!! این انتقام جویی است و هیچ ربطی به جدل و مبارزه سیاسی ندارد.

 پس، ای آنهایی که سر خط و سر موضع هستید، در درجه اول نزدیکترین دوستان و عزیزترین رفقای رفتگان، جلو بیفتید بگوئید و بنویسید تا نیش آن درد بیشتری داشته باشد، برای هتک حرمت کمونیستی آنها در حزب بخط شوید، "قاطعیت" حزب را به رخ بقیه اعضا بکشید، به خط شوید تا فرقه و محفل خود را صیقل دهید. با این حساب، شکی نیست، آنچه را تا کنون گفته اند در مقابل اتوریته اجتماعی و کمونیستی ما هیچ خلائی  را پر نمی کند. هنوز خیلی نگفته و نشنیده ها و "ابتکارات" سر خط ها در راه است. حرکت اخیر نشانه استارت یک کمپین ادامه دار و بسیج ایدئولوژیک و یک طرح سیستماتیک و برنامه ریزی شده علیه فعالین کمونیست است. این طرح سیاه است، باید به همین نام معرفی گردد، شرم آور و زشت است، این کار شما نیست، کار دشمنان کمونیسم است. آیا واقعا نمی توانید بدون این کمپین سیاسی امور خود را سر وسامان دهید؟

تا کنون جوانب زیادی از ملزومات این انقلاب فرهنگی خود را نشان داده است و اگر لازم شد در نوشته جداگانه ای به آنها خواهم پرداخت و اینجا به چند نکته آن اشاره خواهم کرد. کمپین به راه افتاده است و شعارهایی شنیده میشود.
 
- نصایح شما در مورد اهمیت حزب برای ما بعد از نزدیک به سی سال فعالیت در نقاط کلیدی احزاب، مسخره و خود فریبی محض است. ظاهرا خطاب به ما است ولی رفیق پهلودستی مورد نظر است. بدون حزب و تشکل نمیشود کار مهمی انجام داد، عجب کشف و رهنمود داهیانه ای.! بروید سر هر کوچه و خیابانی از هر رهگذری بپرسید می داند تشکل و حزب و اتحاد خوب است و مشکل اینجا نیست. خود ما از سازندگان این حزب بودیم، بحث این است که از نظر ما حزب حکمتیست روی ریل دیگری است و به مقصد عوضی میرود. اکنون این حزب مورد قبول ما نیست و نه حزبی بودن. ما زور خودمان را برای توجه کادرها به این مسئله زدیم، کافی نبود، شاید. با کناره گیری خود حزب را غافلگیر نکردیم، نزدیک به یکسال با هم کلنجار رفتیم، اگر دوستانی ناراحت نشوند به اندازه حجم یک کتاب نوشته رد و بدل شد، به امید اینکه ماجرا به جای دیگری ختم شود و حزب را متوجه نظرات خود کنیم، حتی در دادن استعفا دو دسته شدیم و تلاشی را آغاز کردیم.

نه تنها فعالیت در یک حزب کمونیستی، حتی بودن و فعالیت کردن در یک حزب و جریان چپ مدرنی را بر فعالیت غیر حزبی و غیر متشکل ترجیح میدهیم. ولی نرم ها و روشهای رهبری حزب حکمتیست پائین تر از حد معمول یک جریان چپ مدرن بود و این روشها سیر صعودی خود را در آن حزب می پیماید. شکی نیست که دوره گذار آن حزب و انقلاب فرهنگی درونی که بحثش شد دلیل این وضعت در آن حزب است و تا قطار به مقصد نرسد این حزب تحمل مخالف سیاسی جدی و "مزاحم" را ندارد. حزب حکمتیست ابزار پیشبرد افق و منش منصور حکمت نیست، انتقاد از آن بخاطر کنار نهادن این افق جایی ندارد، باید این حزب را آن گونه که هست شناخت و نقد کرد، باید در راستای افق فعلی آن تغییر کند و به ابزار متناسب با سیاست های خودش تحول یابد و هر ابزاری بدرد کاری میخورد.  

 حزب مهم است، کدام حزب؟ در بحث این مساله، رفقا نظر و تفکر خود راجع به آن حزب را برای ما فرض میگیرند، به جای ما فکر می کنند و در عالم خیالاتی خود "حزب گریزی" را نقد میکنند و از "حزبیت" دفاع میکنند.!! سخت است متوجه شوید که نظر ما در مورد این حزب با هم فرق دارد؟ اول باید  فرض خود را برای من ثابت کنید بعد از ان به درستی و یا نادرستی بحث شما میرسیم. من هر بلایی سر شما آوردم باید قبول کنید و الا حزب گریز هستید، این، نشد کار و نشد جواب. حزب مهم است، ولی بدون توجه به هم نظری و افق مشترک و تلاش برای آن و صرفا از این سر حرکت کردن پدر حزب را در می آورد و این حرف ظاهرا ساده جزمی میشود که منجر به تقدم حزب و بهتر است بگویم منافع فرقه بر آن افقها میشود. باید مواظب بود و از هول دشمنی کور با ما به چاله نیفتید. دراین تفکر بودن در حزب، مساوی همه صفات عالی و انسانی و کمونیستی است و نبودن در حزب عکس آن است.

 - یک خط اصلی دربرخورد به مخالفین سیاسی، سوای بسیج نیروی تشکیلاتی، استفاده از ابزار تشکیلاتی، "قرار" صادر کردن در مقابله با نظر سیاسی، کمپین ایدئولوژیک، شعار این هیچی نیست، تئوری نیست و نظر نیست میباشد.

  این یکی از پلاکادر و شعارهای اردوی این کمپین علیه مخالفین سیاسی است که در صف این حرکت بگوش میرسد. هیچی این رفقا، همه چیز است و بقیه هیچی نیست.! در قرار علیه ایرج برخورد تشکیلاتی به نظر، به جای جوابگویی و جدل سیاسی، رسما سیاست آن حزب شد و این نو آوری تاریخ و سنت خود را دارد. آوای این "هیجی" نیست و"نظر" نیست و "تئوری" نیست از محصولات ارزشمند آن سیاست است. تکرار "طوطی وار" این شعارها تعصب را جانشین تعقل و تفکر میکند و خلاقیت و استعدادها را پس میزند. اگر مخالفین سیاسی مانند مارکس، لنین، منصور حکمت بنویسند، با شعار "هیچی" نیست و آویزان کردن چند انگ بگردن نویسنده خود را خلاص می نمایند و منشاء این راه سر "راست" و پر "ثمر" به روند جاری درون این حزب بر میگردد.

- از پاسیفیسم صحبت میشود، این شعار دیگری است که در صف این کمپین سر داده مشود. دست رد ما به سینه آن سیاست ها، بی عدالتی و هتک حرمت ها، کوتاه نیامدن در برابر جو فضایی دورنی و قبول نکردن در افزوده ها عین روش انقلابی انسان های جدی و کمونیست است و در مطالب درونی همین را نوشتم. اگر پاسیف بودیم کارمان به اینجا نمی رسید و پاسیف بودن و تملق گفتن در آن حزب قرب و منزلت دارد. بهتر است بدور و بر خود نگاهی بیندازید، پاسیف های مادالعمر در حاشیه احزاب لم داده و در مرکز جا خوش کرده زیادی را خواهید دید. هنوز هم دارید از قبل کار و فعالیت ما در ان حزب صرف می فرمائید، هر زمان اثری از آن باقی نماند شروع کنید و نمک نشناس نباشید.  
 
نکته آخر، بازهم در مورد "خانه نشینی" که معنی بجز "آش بتال" حزب دمکرات و فرهنگ ناسیونالیسم  کرد در این اینگونه موارد را ندارد صحبت کرده اید. این خطی است روز اول داده شد و تقصیر از شما نیست. یادش بخیر، چند سالی پیش از این بازار در حزب کمونیست کارگری ایران، و در سنت کمونیسم در طول تاریخ، اطلاق "خانه نشینی" بعنوان تهمت علیه کسی بکار برده نمی شد و   اکنون بعنوان یک تهمت و شعار این کمپین مرتب علیه ما تکرار میشود. بار اول هشدار دادیم توجه نکردید. "خانه نشینی" بعنوان تهمت در سنت کمونیستها جایی ندارد، مفتخر کردن ما بدان و دل نکندن شما از آن به معنی و ذهنیتی که پشت "آش بتال" ناسیونالیستهای کرد هست تکیه دارد. اگر شما با قدرت قوه تحلیل خود به این نتیجه رسیده اید، کشف کرده اید ما حوصله کار نداریم، چه نیازی به این همه جنجال دارید، چرا در کدورتهای دوره جدایی شنا می کنید، از سر سیاست بگیرید و سیاسی باشید.

بموقع خود امکان دارد جلو هر روندی را گرفت، اگر روز اول به هشدارهای ما توجه جدی تری میشد، آیا سرنوشت حزب به اینجا میرسید؟ کنگره دوم و این مقطع هم دوره ای است ولی خط کمونیستی در آن حزب در موقعیت دشوارتری به نسبت آن دوران قرار گرفته است.

مجید حسینی
majid.hosaini@gmail.com
24 سپتامبر 2007


 
 

بازگشت به صفحه اول

Copyright © 2007 mobarez-k.com