در دفاع "طوطی وار" از كمونيزم كارگری و منصور حكمت

رفيق كورش مدرسی در شماره هفتم نشريه كنگره مختص به كنگره دوم حزب حكمتيست چنين اظهار ميكنند:
"رفقا!
"تغييرات سريع اوضاع ايران و منطقه عكس العمل سريع ما را ضروري ميكند٠ با تغيير اوضاع ايران٬ و راستش جهان ٬ حزب حكمتيست در مقابل امكانات و درنتيجه وظايف جديدي قرار گرفته است كه بايد پاسخگوي باشد٠ باقي ماندن در دنياي قديم ٬ تكرار طوطي وار شعارها و سياست ها ٬ عادت به وظايف كهنه و دلخوش كردن به ادامه همان كاري كه انجام ميداديم سبك و سياق هر عده كه باشد ٬ روش جرياني كه ميخواهد سازنده انقلاب سوسياليستي و سازنده تاريخ خود باشد نيست٠"
در این جملات یک تغییر ریل آشکار به چشم میخورد که در بیانی دوپهلو، به شکل بعضی "حکم" های بدیع، پیش فرض گرفته شده است. من با ادبیات کمونیسم کارگری آشنا هستم و البته از پایه های نظری این احکام جدید نیز از مقطع اختلافات درون حککا و تشکیل حزب حکمتیست نیز آشنا "شده ام". به نظرم درست تر و اصولی تر این است که با همان صراحت دوران اختلافات درونی، مثل "خلا استراتژیک در سیاستهای کمونیسم کارگری" و یا بحث "دولت موقت"، نظرات و مواضع بیان شوند. عجیب است که طی این سه سال صراحت لهجه در تکامل همان تزهای قدیمی تر، جای خود را به ایما و اشاره داده است.
لطفا روشن كنيد منظور باقي ماندن در دنياي قديم ٬ تكرارطوطي وار شعارها و سياست ها ٬ چيست؟
اگر منظور بدست گرفتن متد وروش منصور حكمت است كه هم اكنون كهنه شده كه بايد آن متد وروش را كنار بگذاريم، اگر منظور كنار گذاشتن "بحران آخر" است كه منصور حكمت در رابطه با اوضاع سياسي ايران و جمهوري اسلامي بيان كرد٬ اگر منظور اين است كه دوران جنبش سر نگوني بپايان رسيده است و جمهوري اسلامي رفتني نيست، همین را بی پرده بگوئید. تا ما هم بدانيم.
راستش متد منصور حكمت براي من و هر كسي ديگر كه بدان معتقد است احكام كهنه و در دنياي قديم نيست، متد منصور حكمت، ثبت شده است، مکتوب است، به زبان خود او قابل شنیدن است و با یک "تکرار طوطی وار" نمیشود از آن به این راحتی و آنهم با این عبارات "عبور" کرد. هرکسی این روزها خود را مجاز میداند، منصور حکمت را "کهنه" بنامد، رضا مقدم و ایرج آذرین طوری میگویند، ابراهیم علیزاده طور دیگری و متاسفانه رفیق کورش هم به این شیوه که میبینیم.
بنظر من رفیق کورش مدرسی، كادرهاي جنبش كمونيزم كارگري را آدمهاي ساده لوح دنباله رو٬ اينكه از خود هيچ اراده اي ندارند و بدون مطالعه احكام و نظرات منصور حكمت را كه بنظر كهنه شده اند، بيان ميكند. اين نوع برخورد نه تنها از ایشان بلكه از كساني ديگر كه زماني بحكم مبارزه سياسي و طبقاطي دركنارشان بوديم، تكرار ميگردند ، آدمها را برابر نميدانند و در تفكرشان هميشه آنها را دنباله رو بي اراده و طوطي وار نظرات ديگران را بيان ميكنند. این روش بیش از حد در توهم به ظرفیت و حدود جاذبه سیاسی و اتوریته "تئوریک" نماینده آن شیوه بحث اسیر مانده است.
هر کس قصد دارد از منصور حكمت عبور كند، انتخاب آگاهانه خود اوست، ولي لطفا به كادرهاي جنبش كمونيزم كارگري اعلام نكنيد كه شما طوطي وار شعارها و سياست های "کهنه" را تكرار میكنيد. اگر کسی هم میخواهد کمونیستهای این جامعه "طوطی وار" دنبال نظرات منصور حکمت نروند، لطفا این راه را هم باز بگذارد که نظرات جدید و تازه خود را به روشنی و بی ابهام در معرض قضاوت و نقد قرار بدهد. انتظار اینکه دیگران "طوطی وار" به این شیوه فعالیت سیاسی و "نوآوری"ها، تمکین کنند، دیگر نه تنها صادقانه نیست بلکه عين توهين و بي حرمتي است.
عقب نشینی از علنیت و شفافیت
در رابطه با كنگره آنطور معلوم است، رهبري حزب، در نظر دارد كه كنگره را مخفي و دور از دسترس مردم بگيرند. كه اين هم جاي تعمق است. گرفتن كنگره مخفي و غیر علنی عبور دیگری از سنت منصور حكمت است. منصور حكمت با گرفتن كنگره علني سنتي را پايه گذاشت كه در تاريخ جنبش چپ ايران بيسابقه بود. منصور حکمت گفت مردم بايد بدانند ما كي هستيم، چه ميخواهيم و چه راه حلي براي جامعه ايران داريم. آن وقتها به منصور حكمت خيلي چيزها گفتند امروز تعدادي از اپوزیسيونهاي ايراني اين سنت را پيش ميبرند و كنگره هايشان را علني ميگيرند و خود را در معرض جامعه قرار ميدهند. انگار عادت کردن به این کنج گوشه گیری و زندگی در حاشیه جامعه و دور از انظار مردم، به یک سنت جان سخت در میان "چپ" تبدیل شده است. رفیق کورش با خاطر آسوده ادامه زندگی سیاسی در "گروه فشار" را به عنوان کنار گذاشتن "وظایف کهنه" و آنهم بخاطر "سازنده تاریخ" برگزیده است. این فقط موجب تاسف عمیق من است. موجب تاسف بیشترم هست وقتی میبینم تعدادی از کادرهائی که خود زندگی در حزب سیاسی با منصور حکمت را تجربه کرده اند، به راحتی با این بدعتها کنار آمده اند.
حزب حكمتيست اگر مشكل دارد راه حلش گرفتن كنگره مخفي نيست، ما ميتوانستيم مكانيزمهاي موجود كه دخالتگري كادرها و اعضاي حزب را فراهم ميكرد بدست بگيريم، ولي تمام ابزارها و امكاناتي را كه مي توانست ما را كمك كند كه نتيجه آن كنگره مخفي نباشد كنار گذاشتيم. اين سبك از رهبري كه حزب را هدايت كرد و ما را به اينجا رساند كه برويم كنگره مخفي بگيريم، یک عقبگرد آشکار است.
موازيني كه براي ارايه بحث در کنگره دوم حزب حکمتیست گذاشته شده است، از جمله اين است كه صاحب بحث بايد راي پنج نماينده را داشته باشد، در صورتيكه در كنگره هاي قبلي اگر اشتباه نكنم دو نفر بود. براي مثال اگر كسي بحثي داشت و نتوانست راي پنج نفر را جمع كند تكليفش چيست ؟ يعني عملا اين شخص نميتواند در كنگره بحثش را مطرح كند و نظر مخالف امكان اظهار وجود ندارد؟ به نظر من با اين روش، داریم حزب حکمتیست را به یک فرقه بسته و بدون نظرات انتقادی میبریم.
من شخصا يكي از مخالفين گرفتن كنگره مخفي و غیر علنی هستم هر چند در جمع كميته رهبري و دفتر سياسي گرفتن كنگره مخفي را از تصويب گذرانده اند. اين خود عبور از سنت منصور حكمت بود كه همه تایید کنندگان زماني نه چندان دور به آن معتقد بودند. و معنی زمینی اين احکام که كه باقي ماندن در دنياي قديم خوب نیست و نباید طوطي وار شعار ها و سياست های منصور حکمت را تکرار کرد، از اين نگرش بيرون مي آيد.
من شخصا براي كساني كه اين سايست را تصويب كرده اند و خواهان عملي كردن آن هستند متاسف هستم.
غفار غلام ويسي ٢٩ آگوست ٢٠٠٧