به سايت مبارزين کمونيست خوش آمديد

 


آرشيو نوشته هاى "  مهرنوش موسوی "

August 28, 2007

کنگره علنی یا مخفی؟ دو سنت، دو سیاست، کدامیک؟

در نوشته اخیر کورش مدرسی اعلام شده است که درهای کنگره دوم حزب حکمتیست به روی عموم بسته خواهد شد. کورش برای اعلام این امر، چندین دلیل را یادآور میشود، مهمترین آنها این است که نمایندگان کنگره وقتی درهای آن باز باشد محظوریت دارند، نمی توانند بدون دغدغه حرفهایشان را بزنند، یا اینکه مباحثی مطرح خواهد شد که در باره امنیت فعالیت حزب و داخلی است، و یا شرایط امروز به کورش نشان میدهد که این تجربه فعلا ضررش بیشتر از نفعش میباشد، تا دلایلی از این دست که مساحت سالن کنگره جای همه نمی شود! و....


کورش میگوید :
"  در نتیجه برای فراهم کردن کم دغدغه ترین شرایط برای دخالت و بحث نمایندگان جلسات کنگره فقط به روی اعضای کنگره (یعنی نمایندگان) و تعداد محدودی از میهمانان دعوت شده باز خواهد بود. اجلاس های کنگره به اصطلاح بسته خواهند بود." 

اول از همه باید گفت که بسته بودن درهای کنگره حزبی "اصطلاح" نیست. در یا باز است، به روالی که تا کنون بوده، یا بسته است. در ثانی من مخفی کردن کنگره و بستن درهای آن را به روی مردم ایران را یک بدعت گذاری مهم در ادامه سیاستهای تاکنونی کورش، ارزیابی اش از مبارزه مردم، رژیم جمهوری اسلامی و کمونیسم میدانم. قبل از اینکه به اثبات این مدعا بپردازم، اجازه میخواهم کمی مشخصتر به سئوالات و نکات مهمی در مقدمه بحث اشاره کنم.

1. کورش مدرسی وقتی که هنوز هیچگونه انتخاباتی صورت نگرفته است از کجا میداند که کنگره از میان نمایندگانی تشکیل خواهد شد که دغدغه دارند جلو مردم ایران حرفشان را بزنند؟ از کجا میداند ترکیب کنگره را نمایندگانی تشکیل خواهند داد که هنوز کنگره برگزار نشده، هنوز هیچ قرار و قطعنامه و بحثی ارائه نشده، محظورات دارند در ملاء عام بحث کنند، سخنرانی کنند، نظر بدهند و نظر بشنوند؟ این چه محظوراتی است که هنوز یک عده حتی بیانش نکرده اند، از قبل میدانند  محظورات دار است بحثهایی که قرار است ارائه بدهند؟ آیا به این ترتیب کورش دارد از قبل حتی ترکیب نمایندگان کنگره را روشن میکند؟ آیا این عملا "رد صلاحیت" سیاسی آن دسته از کاندیداهایی نیست که دغدغه ارائه بحث، تز، قرار و قطعنامه و بحثهای کلان بر سر سیاست گذاری حزب در حضور اعضاء و عموم مردم را در یک اجلاس باز سیاسی نداردند؟

2. کورش مدرسی چطور میتواند در شرایطی که هنوز انتخاباتی صورت نگرفته، مطمئن باشد که مباحث کنگره حتی در حوزه امنیت فعالیت حزب خواهد بود؟ در حوزه مسائل دغدغه برانگیز خواهد بود؟ هنوز یک قرار، یک قطعنامه، یک تز به هیچ مرجعی در حزب ما برای کنگره نه ارائه نه حتی بحث شده است، چگونه کورش هم ترکیب نمایندگان را از پیش معین، هم حوزه مباحث را تعیین نموده است؟  آیا کورش تعیین میکند در کنگره روی چه مباحثی صحبت شود؟ یا خود کنگره تصمیم میگیرد؟ سئوال این است که اگر ولو نمایندگانی وجود داشته باشند که احساس عدم امنیت میکنند مباحثشان را باز و رک مطرح کنند، چرا اصرار دارند حتما در کنگره حزب مطرح کنند؟ قاعدتا آدمی که محظورات دارد باید تشکیل یک سمینار و یا پلنوم و... را به کنگره ترجیح بدهد، آیا این اصرار برای دغدغه داشتن وسط کنگره زیادی عجیب نیست؟  آیا جای بحث در باره موازین امنیت فعالیت حزب ما کنگره است؟ حفظ امنیت حزب حکمتیست از قضا در شرایط امروز با باز بودن، پنهان نکردن سیاست ناظر بر فعالیتهای آن است و نه برعکس. به این نکته بعدا برمیگردم.

3. با احتساب حرفهایی که من در بالا از وی نقل قول کردم، باید این کنگره درهایش را هم به روی مردم، اپوزیسیون و حتی خود اعضاء حزب هم ببندد. اگر این کنگره فقط کنگره نمایندگان و پاره ایی از میهمانان کمیته رهبری است، پس حق اعضاء برای شرکت در این کنگره چه میشود؟ آیا نمایندگان مورد نظر کورش جلو اعضاء حزب هم محظوریت دارند حرفشان را بزنند؟ آیا اعضاء حزب حق ندارند نگران اینهمه "تدابیر" برای برگزاری کنگره ایی باشند که از قبل تعیین شده است بحثهایی در آن صورت بگیرد که جلو مردم نباید بشوند! نمایندگانی دارد که محظورات دارند حرفشان را رک و صریح بزنند؟ براستی این مباحث چیست؟ این نمایندگان چه کسانی هستند؟

3. اگر این کنگره نشریه علنی دارد ( بگذریم که رفیق کورش که خودش سردبیر این نشریه است این حق را به خود داده که اگر مناسب تشخیص ندهد، راحت مطالبی را نمی زند. ولو اینکه در حوزه امنیت فعالیت هم نباشد.)، بعدها هم قرار است نوار دست چین آن از تلویزیون پخش بشود، پس مسئله چیست؟ نگرانی و دغدغه کدام است؟ اگر مباحث علنا قرار است منتشر شود، نوارهای مباحث قرار است گذاشته شود؟ چرا پس درهای سالن به روی اعضاء و مردم بسته میشود؟ آیا نگرانی فقط اعمال درجه کنترل کورش بر این آزادی و علنیت است؟ اینکه فیلم کجایش قیچی، کجایش نمایش داده شود؟ کنگره ایی که مباحثش علنی باشد، نوارهایش علنی شوند، میماند فقط مباحث انتقادی در صحن اجلاس و انتخاباتش. آیا قرار است این دو قلم مخفی و یا کنترل شده در انظار قرار گیرد؟ به این خاطر دارد بحث "جدید" آورده میشود؟

امیدوارم کورش هم برای مردم و هم اعضاء حزب پاسخ مناسبی برای این سئوالات بی جواب داشته باشد.

سنت برگزاری کنگره علنی یا سنت بستن درها و اجلاس مخفی!

اینجا اما میخواهم صرفنظر از چندو چون عملی شدن این پروژه، به نقد مضمون این روش و سیاست ناظر بر آن بپردازم.
همه کسانی که سرنوشت و تاریخ کمونیسم کارگری را دنبال کرده اند میدانند که علنی شدن و باز شدن درهای کنگره حزب در سال 2000 به روی جامعه، یک تصمیم یکباره و یا حتی " تشکیلاتی" صرف نبود. یک تاریخی داشت. یک مبحث مهم سیاسی و تئوریک و جامعه شناسانه در ادامه یک روند ی بود که نزدیک 30 سال خشت روی خشت گذاشته و فی الواقع یک مومنتوم مهم در سیر پیشروی کمونیسم کارگری بود. شب نخوابیدم، صبح بیدار شویم و یک تعدادی همپیمان شوند که خوب پس امروز نفعمان در این است که علنی شویم! برای رسیدن به اینجا، تقابل فکری صورت گرفت. یک تاریخی و یک سنتی و یک نوع چپی که به اسم کمونیسم با اسم مستعار شبنامه پرت کرده و فرار میکردند، جلسات زیرزمینی میگرفتند و اصرار داشتند نگذارند کمونیسم کارگری به متن جامعه پرتاب شود نقد شد، تک تک استدلالاتشان جواب گرفت. جنگ فکری شد. و کمونیسم کارگری در این جنگ به نفع گسست از این جنبش، آرمانها و سننش پیروز در آمد. همان دوره که ما اقدام به باز کردن درهای کنگره حزب خود به روی مردم کردیم، به شهادت فاکت و تاریخ هم اوضاع سیاسی ایران به برکت حاکمیت رژیم اسلامی خفقانزده بود ( و هست) و هم درست در مقطعی بود که در درون خود حزب اختلاف سیاسی میان بالاترین اعضاء رهبری به نحویی بود که پس از یکدوره جدال و تقابل فکری، این تعداد از حزب جدا شده و از بیرون حزب به ما حمله میکردند. از قضا همین تعداد یکی از مهمترین نقطه اختلافشان همین بود، دغدغه شان و محظوراتشان این بود که با اتخاذ سیاست درهای باز، با ورود هر چه بیشتر دسته های مختلف مردم، جوانان، زنان و کارگران، جای آنها تنگ خواهد شد و کمونیسم کارگری بیشتر شانس این را خواهد داشت تا در معرض انتخاب مردم قرار بگیرد. ما نه در مقابل آن نارضایتیها و محظورات و نه در مقابل  فاکتور اختناق تمکین کردیم و دست برداشتیم. در ادبیات سیاسی آن دوره ما، ضمن اینکه بر این تاکید میکردیم که ما به این سیاست بورژوایی تمکین نمی کنیم که کمونیسم را میخواهد با مخفی کاری سنتی از دسترس انتخاب مردم دور کند، حاشیه کند. در عین حال بدرست ادعا میکردیم که با سیاست درهای باز، با دعوت از همه و حتی سران آپوزیسیونی که مخالف ما هستند ما یک فرهنگ متعالی را در سطح جنبش بوجود می آوریم تا مخالفین ما از هر دسته و گروهی از قضا بیشترین حق و این امکان را داشته باشند بیایند از نزدیک ما را، اجلاس ما را، سوخت و ساز فکری ما را، نحوه انسانی تقابل فکری ما را، مباحث و نحوه تصمیم گیریهای ما را ببینند و نقد کنند. مطمئن بوده و هستیم که پافشاری ما بر یک فرهنگ بالاتر سیاسی، پافشاری بر فرهنگ تحزب سیاسی پیشرفته و متمدن به نفع جنبش خود ماست، در ادامه سیاست ما برای هژمونی یافتن است. ما تاکید میکردیم و میکنیم که هر آئینه مردم ایران امکان این را داشته باشند که از نزدیک حزب مشروطه را ببینند، دمکرات و کومله را ببینند، راست و چپ را از نزدیک مورد بررسی قرار دهند، شانس ما کمتر نمی شود، بر عکس بیشتر میشود. چرا که از مقایسه میان مباحث، عملکرد، سنت و فرهنگ این جریانات همیشه آن که از همه رادیکالتر، انسانیتر، متمدنتر و عدالتخواهانه تر است مقبول مردم میشود. مردم ایران اگر امکان انتخاب از آنها سلب نشود، سیاستی را از آن خود میکنند که برای آنها متضمن خوشبختی، رفاه، کرامت و آزادی است. و این در نزد کمونیسم کارگری است.
لذا علنی کردن کنگره مصلحت شرایط "روز" نبود، حتی مصوبه تشکیلاتی نبود. ابعاد و دامنه آن فراتر از خود جنبش ما بود. یک تصمیم تاریخی و یک اجماع فکری، تئوریک و سیاسی بود برای گسست هر چه بیشتر از سنن و رویکردهایی که مانع تحزب سیاسی مردم ایران و انتخاب آگاهانه آنها بود. سیاست علنی است. سیاست مخفی نیست، روندها دربسته نیستند. مبارزه و جدال بر سر قدرت سیاسی نیز علنی است. جنبش ما و حزب ما میخواست در این جدال نقش بازی کند. کنگره علنی برای حزب ما در ادامه یک سیستمی بود که  چفت ایجاد شبکه رهبران و شخصیتهای علنی و ابراز وجود آنها، ایجاد روزنامه های کثیرالانتشار، ساده کردن عضویت در حزب، سهل کردن رهبری سیاسی در سطوح مختلف حزبی، ایجاد سکوی "لیدری" تئوریک، سیاسی و اجتماعی و انسجام شبکه رهبری در حزب، ایجاد امکان دخالتگری علنی و سیاسی بدنه کادری حزب در سطوح متمرکز، محلی و... در حزب و حتی یک برداشت و رویکرد کاملا متفاوت به مسئله حفظ امنیت بود! کنگره علنی یکی از حلقه های زنجیره این سیاستهایی بود که سیستم داشت، نقشه داشت، افق معینی داشت. سالها اجزاء مهم این سیستم مورد بحث و انتخاب قرار گرفته بود. برگزاری کنگره به صورت مخفی هم تصادفی نبود. یک سیستم استدلال و یک فرهنگ و یک روشی پشت آن بود. اینطور نبود که سازمانهایی که جان سختی نشان میدادند، کسانی که هنوز هم از مخفی شدن دفاع میکردند نمی فهمیدند چه میکنند یا آن روز به صلاحشان بود که مخفی بشوند. نه. یک نوع معینی از کمونیسم در ایران بودند که نه میخواستند جایی قدرت بگیرند، نه تغییری در زندگی مردم ایجاد کنند، نه قرار بود با جامعه و مردم و سیاست کاری داشته باشند. برای آنها هم اصرارشان برای بسته بودن درها چفت سایر سیاستها و روشهایشان بود. جالب این بود که همین عده وقتی ما مبادرت به تشکیل حزب کردیم، فریادشان بلند شد که مگر کمونیستها بدون آوردن درصد معینی از مردم اصلا اجازه دارند حزب تشکیل بدهند؟ همینها وقتی با حمله ما به این شیوه سنتی  پلاسمایی فعالیت مواجه شدند، از اصرار ما مبنی بر اینکه درها را باز کنید، نقابها را بردارید تا "توده ها" قضاوتتان کنند، عشق عرفانی به "توده ها" یادشان رفت و مقاومتشان مصلحتش بیشتر بود. یادشان افتاد که این یکی هم کفر است، مگر کمونیستها باید علنی کنگره بگیرند. آمدند جدال کردند، بحث کردند و فرار کردند! میخواهم بگویم این جنگ سیاسی و اجتماعی در هر دو طرفش یک جدال سیستماتیک بر سر سرنوشت کمونیسم کارگری با جریانات دیگر و جنبشهای دیگر بود.
در نتیجه اگر رفیق کورش امروز میخواهد برگردد و یک بدعت کهنه دیگری را که کنار گذاشته شده، اسلوبش درهم کوبیده شده، دوباره وارد سیستم عمل و رفتار حزب حکمتیست بکند، باید برود بحث بیاورد، به شعور کادرها، فعالین و اعضاء جنبش کمونیسم کارگری احترام گذاشته، این مباحث را ارائه دهد و با التزام به همان فرهنگ سیاسی متعالی امکان این را به مخالفین فکری خود بدهد تا تزها و مباحث و عملکرد وی را نقد کنند  و انتخاب و قضاوت کنند. و این فقط و تنها با التزام با ارائه علنی و منسجم این نظرات ممکن است. ما هم 8 سال پیش این جدال را علنی کردیم.
 تصمیم به لغو سنت کنگره علنی و بازگشت به سنن "قدیم" بدون اینکه رفیق کورش تن به اثبات سیستم خود بدهد محال ممکن است. نمی شود. سیستم فکری را نمی شود یا به صورت خرد خرد، یا بصورت غیر علنی "رایج" کرد. نمی توان در مقدمه و یا موخره یک بحثی در باره اعلام به برگزاری یک کنگره، با این سبکبالی اعلام کرد که خوب این کنگره عجالتا درهایش بسته خواهد بود. دیر یا زود، امروز یا فردا بالاخره این تقابل برای رجعت با این سنن صورت خواهد گرفت، چه بهتر که این پروسه، سالم، متمدنانه و آزادانه پیش برود. در غیر این صورت یک روش بسیار جالب "هر کی هر کی" در حزب حکمتیست "باب" خواهد شد. هر کسی میتواند به مقتضای قدرت تشکیلاتی این یا آن سنت، این یا آن سیاست، این یا آن روش و تئوری، برنامه و نقشه کار ما را بدون اینکه اصلا خود را مجاب بداند که پاسخگو باشد با ارجاع به مصلحت زیر پا گذاشته، نقض و نفی کند. متاسفانه رفیق کورش برداشتی بسیار سطحی را از سنت برگزاری کنگره علنی و تاریخ آن به نمایش میگذارد. گویی این تنها یک فرآیند "تشکیلاتی" بوده و نه یک فرایند سیاسی و اجتماعی. درصورتیکه حتی برای عقب نشینی از فرایند تشکیلاتی هم ما مسئولیم. باید پاسخگو باشیم.
تصمیم به بستن درهای کنگره یک تصمیم آگاهانه سیاسی و تاریخی است. به اعتقاد من یک عقبگرد دیگر است. به دامنه و حوزه کنگره هم ختم نخواهد شد. نمی شود آن را با تمکین به محظورات این و دغدغه داشتن آن توضیح داد. این توضیحات غیر مستدل، غیر منطقی و سطحی است. کنگره علنی برگزار کردن یک تاکتیک و یا پلیتیک نبوده است تا به فراخور مصلحت روز آن را منتفی کنیم. تعدادی از رفقا تصور میکنند که خوب این یکی استثتاء است. این دسته از دوستان هم برداشت غیر اجتماعی از ضرورت علنی بودن اجلاسهای ما را به نمایش میگذارند. در کمال نداشتن حساسیت و مسئولیت کافی به این روند برخورد میکنند. در سنت که نمی شود استثناء قائل شد. در قرار و مدار تشکیلاتی میتوان شل یا سفت کرد. سنت را که نمی شود با یک چرخش قلم استثناء پیدا کرد. یا اینکه گویا حزب حکمتیست مجاز است هرگاه به "مصلحت" برای رفتار و عمل خود دست در انبان سنن جنبش و طبقات دیگر بکند. و لابد استثناء هم توجیه آن است! در دنیای سیاست به این روش در بهترین حالت فرصت طلبی میگویند. در ثانی خود رفیق کورش در مقدمه نوشته خود آب پاکی بر این ساده لوحی سیاسی ریخته است. کورش از قبل با ادعای اینکه دیگر وقت آن رسیده به جای چسبیدن "طوطی وار"  شعارهای "قدیم"، اسلوب و فعالیت قدیم را کنار بگذاریم و اینکه "تجربه" نشان داده است که باز بودن درهای کنگره به ضرر است، به روشنی میگوید که صحبت بر سر یک استثناء نیست، بل حرکت برای سیاق و اسلوب جدید بر مبنای نفی تاکنون ما است. رفیق کورش دارد از نقد یک تجربه سخن میگوید. هیچ سخنی حتی بر سر استثنائی بودن این تصمیم نیست. هیچ حساسیتی برای زیر پا گذاشتن این دستاورد مهم در این نوشته نیست. انگار نه انگار که این تجربه مفتکی بدست نیامده است.
راستش نباید هم انتظار داشت. رفیق کورش دارد به روشنی میگوید که یک روندی را دارد شدت میبخشد. جا دارد از رفیق کورش پرسیده شود منظور از سیاستها و سیاقهای قدیم چیست؟ قدمت این اسلوبهای مورد نقد کورش تا کجا میرسد و حوزه چه سیاستها و اسلوبها و شعارهایی را در برمیگیرد؟ فکر نکنم منظور رفیق کورش سیاستهای تاکنونی شخص خودش باشد. گمانه زنی لازم نیست. کورش مدرسی خواه ناخواه وارد این پروسه شده است. باید آن را به آخر برساند.
یک روزی اسلوب و متد روز این بود که احزاب موسوم به چپ بروند و در زیرزمینها کنگره بگیرند. به اسم مستعار و پشت یک آی دی مخفی اطلاعیه بدهند، درهای جلساتشان را مهر و موم کنند. نزدیک 8 سال است که رسم و اسلوب چیز دیگری است. نه فقط برای ما، بل به تاسی از ما آپوزیسیون هم روش خود را عوض کرد. امروز اگر کسی بخواهد روش تاکنونی را ملغی بکند، نفی کند و... باید بیاید و خود را در مقابل آن قرار بدهد و اسلوب و روش و سیاست خود را ارائه بدهد. سختی کار این است که دیگر نمیتواند به همان دلایلی استناد کند که 8 سال پیش مردود شد و شکست خورد. لذا باید برود و به مقتضای امروز ادله کافی جمع کند. شاید بشود در باره فلان موضع گیری سیاسی یک مطلبی به روش هرمنوتیکی نوشت. اما با سپر جنگ با اسلوبها و شعارها و عملکرد "قدیم" نمی شود به محظورات جدید استناد کرد. امروز بر خلاف 8 سال قبل شما نمی توانید به "اختناق" به عنوان فاکتوری برای بستن درهای کنگره استناد کنید. سنگینی استدلال شما بخواهید و نخواهید روی "مردم" خواهد بود. چرا که پلها پشت سر خراب شده، مردم این اسلوب را با رفتار ما "تجربه" کرده اند. بیهوده نیست که در همین سطور کمی که در باره لزوم بسته شدن درها نوشته شده است، بیشترین اشاره در باره "دغدغه" داشتن، محظورات داشتن نمایندگان در حضور مردم است. و این مردم از شما خواهند پرسید چرا نمایندگانتان محظوریت دارند حرفشان را با حضور ما بزنند. مردم به شما میگویند حرف حق زدن که خجالت و محظوریت ندارد. چه حرفهایی میخواهید بزنید که ارزش جلو مردم زدن ندارد؟... فی الواقع با این عقبگرد شما به تاریخ 8 سال پیش وصل نمی شوید، مجبورید مساحت این عقب نشینی را این بار تقابل آشکار با مردم بگیرید و به قعر تاریخ ببرید.
این بدون ارتباط با سیاستهای اعلام شده کورش در باره اعلام شکست جنبش سرنگونی نظام و دست رد زدن به سینه مردم نیست. از لحاظ سیاسی و فکری کورش رویکردی را به مردم و مبارزاتشان تداوم میبخشد که جدایی مستمر از اسلوب و سیستم فکری کمونیسم کارگری یک وجه مشخصه آن و دوری علنی و پشت کردن به مردم نتیجه بلاواسطه دیگر آن است. اگر کمونیسمی در ایران احتیاج سیاسی به جلب و جذب اعتماد مردم ندارد، شاید از آنروست که تحقق استراتژی خود را به عکس با خلوت حضور مردم دنبال میکند. من در نقد استراتژی کورش و ارزیابی اش از 18 تیر به یک گوشه این سیستم فکری پرداختم، اقدام به بستن درهای کنگره روی مردم، وجه دیگر آن است. امیدوارم نمایندگان کنگره دوم حزب حکمتیست این تصمیم تاریخی را گرفته، نگذارند درهای این حزب به روی مردم ایران بسته شود. نگذارند سیاستهایی بر حزب ما حاکم شود که از بس که ناحق است، حتی شهامت ابراز آن در پیشگاه مردم ایران وجود ندارد. آیا کنگره این کالیبر را از خود نشان خواهد داد؟ باید دید!



 
 

بازگشت به صفحه اول

Copyright © 2007 mobarez-k.com