<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
   <title>اسناد</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.mobarez-k.com/asnad/" />
   <link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.mobarez-k.com/asnad/atom.xml" />
   <id>tag:www.mobarez-k.com,2008:/asnad//4</id>
   <updated>2008-10-04T15:00:20Z</updated>
   
   <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/">Movable Type 3.35</generator>

<entry>
   <title>مبارزه علیه مذهب با کدام هویت</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.mobarez-k.com/asnad/2008/10/post_10.html" />
   <id>tag:www.mobarez-k.com,2008:/asnad//4.839</id>
   
   <published>2008-10-04T14:59:58Z</published>
   <updated>2008-10-04T15:00:20Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name>asad</name>
      
   </author>
         <category term="مبارزان کمونيست" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.mobarez-k.com/asnad/">
      
      <![CDATA[<div class="blogbody" dir="rtl"><p align="justify">اخیر در رابطه با کمپین اکس مسلم  مقالاتی در تائید و یا نقد این جریان نوشته شده است . بخش عمده این نوشته ها متاسفانه مجداد در قالب جدالهای دورنی و سازمانی  قالب خورده و اساس مسله آن گونه که محمود قزوینی در مقاله اش سعی نموده در مورد اینکه چرا این جریان ، جریانی ارتجاعی و در کمپ بورژوازی راست غربی است و اساسا ضد مذهب نیست، توجه ها را  جلب نکرده است .</p><a name="more"></a><p align="justify"> بدور از این مجادلات در آن نوشته فوق، سعی من بر این خواهد بود که پیشینه و سابقه اکس مسلم بعنوان جنبشی و  ابزاری در دست کلیسای رسمی و دولتهای بورژوائی غرب در جنگ تبلیغاتی علیه &quot;اردوی&quot; اسلام سیاسی با شخصیهای شناخته شده ای در آن را یاداور شوم تا از توصیف و اطلاق تعاریف غیر واقعی و ذهنی به این &quot;کمپین&quot; جلوگیری شود. یکی از این روایات ساده اندیشانه علاوه بر عبارت پردازیهای رهبری حزب کمونیست کارگری و مینا احدی، از جمله تعبیر مهرنوش موسوی است که گفته و نوشته است این &quot;جنبش&quot;، &quot; برای اولین بار روانشناسی جامعه اروپا را شناخته &quot;. شخصا فکر می کنم شناخت از سابقه این نهاد  توجه به مجادلات را در این زمینه بجای درست تری خواهد برد. من فکر میکنم این دوستان عزیز، ناخواسته و سهوا و یا از روی حسابگریهای دیگری، دارند در میدان &quot;جنگ سرد&quot; دیگری، این بار بین کشمکش و تقابل کمپ دولتهای غربی و نهادهای ایدئولوژیک و تبلیغاتی آن، با کلیسا و رسانه ها و &quot;شخصیتها&quot; ی آن، از یک طرف، با اسلام سیاسی و حرکت و &quot;جنبش&quot; اسلام سیاسی از طرف دیگر، زیر پوشش خودفریبانه و عوام فریبانه &quot;سکولاریسم&quot; در اردوی اول قرار میگیرند.</p><p align="justify">اکس مسلم سابقه و پیشنه ، یک مقایسه </p><p align="justify">در دهه های قبل و در دوران تقسیم دنیا در بین دو اردگاه غرب و شرق ، هر یک از این ارودگاههاحوزهای نفوذ سیاسی و اقتصادی خود را داشتند. در مجادلات و مبارزاتی که در آن دوران اردگاه غرب علیه شوروی و اردوگاه شرق ، این مبارزات  در دنیا سیاست جنگ سرد نام  گرفت. این جنگ سرد هم مثل هر جنگ دیگری ابعاد گوناگونی داشت از نقشه و برنامه های نظامی جنگی تا جاسوسی و &quot;نفوذ به درون کمپ مقابل&quot; برای سست کردن پایه های قلعه حریف از درون. یکی از مهمترین میدان این تقابل و جنگ، سازماندهی تعرض ایدئولوژیک و جذب نیرو از طریق دامن زدن به حرکت &quot;ناراضیان&quot; و برگشتگان از سیستم حریف بود . برای این تعرض ایدئولوژیک موسسات و بنیادها و سرمایه های گزافی اختصاص داده شد. تئوریسنهای  این تعرض ایدئولوژیک به گفته آنها تعرض به دیکتاتوری کمونیستی، استالینیسم، توتالیتاریسم و دفاع از &quot;دگر اندیشان&quot; نام گرفت. علاوه بر سازماندهی نیروهای مسلح، از نوع مجاهدین اسلامی در افغانستان و سپس راه انداختن ارتشهای قومی، سابقه سازماندهی مهاجرت &quot;یهودیان&quot; شوروی از طرف غرب و اسرائیل را همه میدانند. بن لادن و توچمان و عزت بگویچ، محصول این دورانها و شخصیتهای آرایش این دو صف بودند که با فروپاشی شوروی سابق و بازگشت &quot;دمکراسی&quot; به اردوگاه شرق به سرانجام خود رسیدند. </p><p align="justify">امروز همان تقابل در پوشش و با چهره ها و پرسوناژها و در صف بندی دیگری از جانب کل اردوگاه غرب  در مورد اسلام سیاسی پیش میروند. جنبش اکس مسلم جریانی است با همین مختصات ایدئولوزیک و سیاسی وتبلیغاتی و به منظور این بار به گفته خودشان فرو ریختن دیکتاتوریها و رژیم توتالیتر  اسلامی ایجاد شده است. گفته می شود فتح این قلعه فقط با سازمان دادن ناراضیان و یا دگر اندیشان و &quot;برگشتگان&quot; از کمپ حریف است. تحت رژیم دیکتاتورهای اسلامی،  مسلمان رویگردان حق ندارد به مذهب دیگری بپیوند و  این حرکت با شعار آزادی &quot;انتخاب دین&quot; و رویگردانی از  دین رسمی و حکومتی به منظور پیوستن به دین دیگری ایجاد شده است. پشت این جریان و دقیقا با همین تابلوی ایکس مسلم دهها نهاد ایجاد شده و با این مختصات دارند فعالیت می کنند کافی است برای گرفتن اطلاعات در زمینه این نهادها در سرچ گوگل اکس مسلم را بنویسید تا لیست بلند بالائی از این جریانات را به شما بدهند. پشت این کمپین از بورژوازی دست راستی غرب تا موساد و کلیسای کاتولیک خوابیده و برایش هزینه می کنند. جریان اکس مسلم و یا معنی واقعی این کلمه یعنی &quot;مسلمان سابق&quot;، بسیار بیشتر از هر رنگ و لعابی که به آن زده شود، لشکری است در اردوی کلیسای رسمی و نهاد های بورژوائی دولتهای غربی و در بسیاری موارد سازمان یافته و تامین اعتبار مالی و تبلیغاتی از جانب نهادهای رسمی وابسته به راست ترین جناحهای حکومتی راه اندازی شده است.<br />این تقابل و جنگ و کمپین سردیگرش را اسلام سیاسی در ایران و جریانات حزب الله در فلسطین و لبنان و جریانات تروریستی اسلامی در افغانستان و عراق تشکیل می دهد. <br /> تا انجا که بیاد دارم . چند سال قبل جریان مشابه این در دانمارک جلسه ای برگزار نمودند که همان موقع مریم نمازی نیز در آن شرکت کرد و  سلمان رشدی یکی از شخصیتهای این جریان است. شعار و تابلوی این جریان برخلاف ادعای مینا احدی مطلقا رویگردانی از مذهب نیست مسله رویگردانی از اسلام برای پیوستن به مذهب دیگری است. <br />تا اینجا فکر می کنم با سابقه ای که از این جریان در اروپا دادم باید قاعدتا روشن شده باشد که این تنها یک اسم نیست ، این تنها شناخت از روانشانسی مردم و طرح در میدیا نیست جنبشی است صاحب و سابقه ای دارد ضد کمونیستی است  اصلا به مبارزه و تنفکر تودهای میلیونی مردم از اسلام سیاسی ربطی ندارد. اطلاق چنین اسمی به هر نهادی علیرغم  نیت تشکیل دهندگانش نمی تواند از این جنبش با این سابقه تفکیک گردد. فقط جهت اطلاع کسانی که سر خود را زیر برف کرده اند و شرکت در تقابل بورژوازی غرب و رسانه ها و نهادهای آن با اسلام سیاسی را به عنوان سکولاریسم و یا بدتر از آن با این حرکت خود بحث حزب و جامعه و حزب و شخصیتهای منصور حکمت را لوث میکنند، اشاره کوتاهی به منشا اولیه حرکت اکس مسلم را لازم میدانم. این حرکت برخلاف اوهام مینا احدی و رهبری حزب کمونیست کارگری و توجیهات مهرنوش موسوی ، نه با ظهور مینا احدی در رسانه های آلمان آغاز شد و نه علیرغم خودفریبی و عوام فریبیهای اینها، &quot;جنبش&quot;ی است که نام آن &quot;من از مذهب رویگردانم&quot;. این حرکت در سالهای ۱۹۸۸، و در مقطع انتشار کتاب آیه های شیطانی سلمان رشدی، نه توسط او، که توسط افراد دیگری از قبیل Ergun Caner که از اسلام به مسیحیت گروید و در یک سمینار از سلسله سمینارهای &quot;کنفرانس انجیل&quot; در کلیسای معروف و رسما مورد حمایت دولت آمریکا، فراخوان راه انداختن جریان اکس مسلم را علنی ساخت، سازمان داده شده است. دوستان عزیز فکر میکنند میتوانند همراه با این کمپ و لشکر و در گوشه حاشیه ای آن چادری برپا کنند و اسم آنرا عوض کنند و سپس وقتی با اعتراض چپ و کمونیست جامعه روبرو میشوند، بگویند این همان بحث حزب و جامعه است، این همان ظاهر شدن کمونیستها در رسانه های بزرگ و غیره است.  <br /> و یا به گفته  مهرنوش موسوی &quot; این چه مبارزه ارتجاعی هست که دشمن آن اسلام سیاسی است؟ دوستان آن مردمند؟ بریزید دور این تئوریهای پوچ را که یک مثقال حقیقت در آن نیست. چه ربطی دارد که پای موش و گربه بازی دول غربی را به وسط میکشید؟ &quot;.<br />این نوع  نگرش دقیقا در همان چادر در گوشه اردوی کلیسا و بورژوازی غرب نشسته است . خارج از این دایره بسته ، این ارتش و این لشکر کشی و این جمع شدن ناراضیان و برگشتگان از اسلام و مسلمان سابقی ها، فرمانده دارد و مدتها قبل از تظاهر به سکولاریسم، همان رسانه ها و نهادها و کلیساها، کمپین را راه اندازی و میدان &quot;نبرد&quot; را تصرف کرده بودند.<br /> این استدلال مهرنوش مرا بیاد رزمندگان و فدائی و مجاهدین میاورد که در جریان جنگ ارتجاعی ایران عراق از &quot;صف مستقل&quot; خود در دفاع از میهن بحث می کردند، از شرکتشان در سخنرانیهای طالقانی با استدلال اینکه طالقانی رادیکال است مردم را به شرکت دعوت می کردند. رفیق مهرنوش عزیزبا تابلوی مگدونالد نمی شود پارچه فروشی نمود. اکس مسلم تابلو و مارک جریان معین با مشخصات معینی است. درافکار عمومی دنیا همچنانکه مگدونالد را با مشخصات خودش می شناسند، اکس مسلم را با اینکه در دیکتاتوریهای اسلامی به من که مسلمان نیستم اجازه نمی دهند مذهب دیگری راانتخاب کنم،  با آزادی انتخاب دین دیگری، و در اینجا مشخصا مسیحیت، میشناسند.  یک سر دیگر این جریان در ترکیه دردست ناسیونالیستهای فاشیست ترکیه است که با ارتش و ژاندارمری و نیروهای مسلحشان تظاهراتهای صدها هزار نفری در دفاع از &quot; سکولاریسم&quot; راه می اندازند. </p><p align="justify">واما خارج از موارد فوق چند نکته دیگر را اشاره کنم.  </p><p align="justify"> مهرنوش موسوی در این رابطه چنین استدلال می کند &quot;درد مردم اکس مسلم خواندن این مبارزه نیست، و در ادامه استدلال می  کند که برای اولین بار رفقای ما روانشناسی مردم اروپا را تشخیص داده اند و اسم کمپینشان را اکس مسلم گذاشته اند.&quot; این را نمیگویند روانشناسی مردم اروپا، من این را در بهترین حالت به حساب فراموش کاری شما از مکانیسمهای تقابل بورژوازی بین المللی علیه اردوگاه سابق شوروی و سلاحهای جنگ تبلیغاتی در رابطه با &quot;جنگ سرد&quot; اردو و کمپ کشورهای سرمایه داری غرب و کلیسا و نهادهای رسمی آن با اسلام سیاسی مینویسم. متاسفانه  شما، عکس و رخسار مینا احدی را از این کمپ خارج ساخته و بیهوده امتیازات و مدالهای عجیبی به گردن او آویزان میکنید. خفت دادن چپ و کمونیستها بخاطر انتقاد از پیوستن به جناح راست بورژوازی بین المللی و کلیسا، تحت عنوان مرزبندی با &quot;فرقه گرائی&quot;، نمی چسپد، مهرنوش  عزیز. پرچمها، شخصیتها و پول و سرمایه گذاری کردن ها برای راه اندازی کمپین اکس مسلم، شناخته شده تر و آشنا تر از آنند، که بتوان به عنوان درایت  رهبری حزب کمونیبست کارگری در تشخیص روانشناسی مردم اروپا، آنرا به عناوین فریبنده دیگری قالب کرد. <br />شخصا فکر کردم با خواندن فراخون ایکس مسلم در سوئد چرا نباید خیل طرفدارن دادن هویتهای قومی و مذهبی به مهاجرین و پناهندگان نیایند و ما را و از جمله تعداد زیادی از اعضا و فعالین همین کمپین را  که عمری علیه این سیاست هویت تراشی کاذب و ارتجاعیشان مبارزه کردیم. اعلام جرم نکنند .<br /> یادم اورد روزی را که بچه ام از مهد کودک برگشت و از من پرسید بابا جان مسلمم یا مسیحی؟ و وقتی سوال کردم این را چه کسی به توی کودک چهار ساله گفته و منظورت چیست متوجه شدم خانم معلم برای &quot; احترام به مذهب ما که اگر می خواهیم خوراک اسلامی به بچه بدهیم سوال کرده است&quot; ان وقت به همین مهد کودک رفتم و علیه این هویت تراشی بحثی را راه انداختم . اینها و صدها مبارزه خودمان علیه جریانات ارتجاعی  اسلامی که فقط با پسوند نام محمد و احمد و یا زادگاه تولدمان ما را اسلامی و در جمع جوامع اسلامی محصوب گردند را که علیه اینها ایستاده ایم یاداورشد. <br />گفته می شود اکس مسلم توجه زیادی را از مردم جوامع اروپائی به خود اورده است . بینید وقتی من با هویت اکس مسلم ظاهر می شویم ممکن است. حتما هم اینطور است. اما آخر نباید فراموش کرد که مردم اروپا در خلا زندگی نمیکنند. در رابطه با اردوگاه شوروی، چنان تبلیغاتی علیه کمونیسم سازمان دادند که به همین مردم اروپا بقبولانند که کمونیسم یعنی اردوگاه کار اجباری، که کمونیسم &quot;آزادی اعتقاد به مذهب&quot; را سرکوب کرد، که کمونیسم یعنی محو شدن فرد و تبدیل شدن دولت به حاکم بلامنازع در گوشه و زوایای زندگی خصوصی مردم. و این تبلیغات با تکیه بر فاکتهای مربوط به زندگی انسانها در شوروی، توانست مردم را &quot;قانع&quot; کند. اما فراموش نکنیم که این مارکسیستها و کمونیستهای واقعی نبودند که داشتند اذهان مردم اروپا را نسبت به انحرافات سوسیالیسم بورژوائی روشن میکردند، سازمانده و رهبر این روشنگری، دولتها و رسانه های بورژوائی و انبان عظیم زرادخانه مالی و تبلیغاتی بود. عین این مساله و این نوع روشنگری و &quot;روانشناسی&quot; مردم اروپا در مورد تقابل با اسلام سیاسی هم وجود دارد.  خیلی از مردم بخاطر تنفر شدید که از جنایات اسلام سیاسی و کانگسترهایش که هر روزه  شنیعترین صحنه های انرا از تلویزونهایشان می بینند، ممکن است دستهائی را که پشت اس مسلم  با سابقه و تاریخی که ذکر شده را  اصلا نبینند و یا حتی اگر ببینند با سمپاتی به آن برخورد کنند. </p><p align="justify">در زمینه این جریان از زاوایه های مختلفی می شود نوشت اما نکته اساسی در این زمینه این است که این حرکت تابلوی جریان و جنبش معینی است و صاحبان  خودرا دارد. اهدافش به آنچه رهبری حزب کمونیست کارگری از وسط راه به آن در گوشه ای حاشیه ای الصاق کرده است، محدود نیست. این کمپینی در تقابل مسیحیت و کلیسای رسمی و در زمین و میدان دولتهای غرب است و هیچ ربطی به مبارزه واقعی علیه مذهب ندارد. برای مبارزه با مذهب راه سرراستری وجود دارد. <br /></p><div dir="ltr" align="left"><span class="posted"><br /></span></div></div>]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>در حمایت از روز جهاني علیه اعدام و  دفاع از آزادی فرزاد كمانگر و دیگرمعلمانزندانی!</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.mobarez-k.com/asnad/2008/10/post_6.html" />
   <id>tag:www.mobarez-k.com,2008:/asnad//4.838</id>
   
   <published>2008-10-04T14:54:15Z</published>
   <updated>2008-10-04T14:55:50Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name>asad</name>
      
   </author>
         <category term="مبارزان کمونيست" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.mobarez-k.com/asnad/">
      <![CDATA[<p align="center"><br /></p>]]>
      <![CDATA[<p align="center"><img style="WIDTH: 269px; HEIGHT: 174px" height="174" hspace="0" src="http://www.iri-crimes.de/fotho/kind/edam.jpg" width="269" align="baseline" border="0" /></p><p align="center">                                                                                                    </p><p align="justify">سایت مبارزان كمونيست</p><p align="justify">بيش از دوسال است فرزاد كمانگر معلم  و فعال حقوق بشر را زندانی کرده اند و هنوز سر انجام سرنوشت او معلوم نیست. در چند روز گذشته نیروهای جمهوری اسلامی ده ها نفر دیگر از معلمين مبارز در شهرهای مختلف ايران را دستگير و زندانی كرده اند.</p><p align="justify">مدارس، دانش آموزان و معلمین و خواست هایشان یک محوراصلی اعتراض و مبارزات دائمی در برابر رژیم براي دستیابی به مطالبات صنفی و سياسی بوده. اعتراضات گسترده معلمين به اشكال مختلف در ابعاد سراسر ایران همچنان ادامه دارد.</p><a name="more"></a><p align="justify"><br /> جمهوری اسلامی با بکار بردن انواع تدابير امنيتی و نظامی در مقابل اعتراضات برحق معلمين و اقدام به روشهای جنايتكارانه زندان و تهدید به اعدام و فشارهای روحي و جمسي ايستاده است. حمايتهاي بين المللي در خارج از كشور، اعتراضات جوامع و نهادهاي مختلف بين المللي در مقابل سركوب و فشار به معلمين تا كنون به نتیجه کامل و کوتاه کردن دست مزدوران اسلامی از سر معلمان نرسیده است. مردم مبارزه در سنندج و کامیاران با اقدامات پر شور خود علیه حکم اعدام فرزاد کمانگر نمونه خوب و موئثری را بدست دادند و با گسترش و سراسری کردن این حرکت امکان تحمیل عقب نشینی به جمهوری اسلامی هست.  <br /> <br />ما روز جهاني علیه اعدام و حمايت از فرزاد كمانگر و معلمان ايران را اقدامی مثبت میدانیم و از آن حمايت ميكنيم. از افكار عمومي٬ مردم مبارز و شريف در داخل و خارج ازكشور ميخواهيم که علیه اعدام بهر بهانه ای و در ۵ اكتبر روز معلم و برای آزادی فرزاد كمانگر و دیگر معلمين دستگير شده به تلاش و اقدامات خود ادامه دهند.<br /> <br />سایت مبارزان كمونيست<br />۳ اكتبر ۲۰۰۸</p><p align="justify" /><p align="justify" /><p align="justify" /><p align="justify"><br /></p>]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>مصاحبه مبارزان کمونیست با اسد نودینیان ,در باره حذف اسامی</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.mobarez-k.com/asnad/2008/09/post_9.html" />
   <id>tag:www.mobarez-k.com,2008:/asnad//4.813</id>
   
   <published>2008-09-20T09:33:40Z</published>
   <updated>2008-10-31T11:56:34Z</updated>
   
   <summary>  ...</summary>
   <author>
      <name>asad</name>
      
   </author>
         <category term="مبارزان کمونيست" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.mobarez-k.com/asnad/">
      <![CDATA[<p align="center"><img hspace="0" src="http://tbn0.google.com/images?q=tbn:TUDcPPEULZ5M9M:/maqalat/P1010087.jpg" align="baseline" border="0" /></p><a name="more"></a><p align="justify">  <br /></p>]]>
      <![CDATA[<h3 class="title"><font color="#333333" size="1">  <br />  <br />  <br />مبارزان کمونیست:  دلیل آوردن لیستی از نام کادرها با شروع بکار مبارزان کمونیست و اکنون حذف آن نام ها چیست؟ <br />  <br />اسد نودینیان: بهنگام راه اندازی سایت&quot;مبارزان کمونیست&quot;، آوردن اسامی در زیر نوشته ای تحت عنوان&quot; جهت اطلاع عموم&quot; که همان موقع منتشر شد ضروری بود به چند دلیل. <br />  <br />-  این جمع فعالین سیاسی کمونیست گمنام و ناشناخته ای نیستند و نزدیک به سه دهه در مراکز کلیدی و رهبری سازمانها و احزابی چون، حزب کمونیست ایران، کومه له قدیم، حزب کمونیست کارگری ایران و حزب کمونیست کارگری – حکمتیست فعالیت کرده ایم. جریانات سیاسی مختلف، فعالین سیاسی و مردمی که در شهرها و مناطق زیادی از کردستان ما را می شناسند باید بدانند ما میخواهیم چکار کنیم. بعد از جدائی از حزب کمونیست کارگری ایران – حکمتیست، لازم بود که همگان بدانند ما از نظر سیاسی کجا ایستاده ایم و خط مشی و اهداف ما چیست. در آن نوشته کوتاه بطور فشرده اهداف و تعلق گرایشی این جمع را مشخص نمودیم تا در این رابطه جای هیچگونه نا روشنی و سوالی باقی نماند. <br />  <br />- نکته دیگر فعالیت سیاسی بدون تشکل بردی ندارد و ما از جمله  فعالین سازندگان آن احزابی بودیم که از آنها اسم بردیم. در طول حیاط سیاسی خود، حتی دوران قبل از قیام 57، برای فعالیت سیاسی خود تشکل  درست کردیم. گذاشتن امضای جمعی ما به پای آن نوشته، اعلام ادامه فعالیت کمونیستی این جمع بصورت متشکل بود. در این راستا ابتدا سایت &quot;مبارزان کمونیست&quot; و در ادامه نشریه مبارزان کمونیست را منتشر کردیم. در شروع کار گفتیم به تناسب امکانات و دامنه فعالین این جمع اشکال سازمانی خود را تغیر خواهیم داد. <br />  <br />- در همان دوران تعداد کادرهائی که بفاصله کوتاهی از آن حزب کناره گرفتیم بیشتر از جمع ما، مبارزان کمونیست بودند. اسامی را آوردیم تا مشخص شود چه کسانی از این تعداد با هم این جمع را تشکیل داده اند. در گرما گرم استعفا از آن حزب طبیعی بود که تصور شود همه با هم دست به اینکار زده ایم، هم  ما و هم آن رفقا نمی خواستیم چنین تصوری بوجود آید. <br />           <br />اگر در ابتدا آوردن اسامی ضروری بود، اکنون حذف آنها ضرورت پیدا کرده است. هیچکدام از موارد بالا به شکل قبلی باقی نمانده و مشکلات اولیه را پشت سر گذاشته ایم. از این به بعد ماندگاری نامها لزومی ندارد و از دو نظر برای ما محدویت ایجاد میکند. هم برای آنهائیکه بخواهند با ما همکاری کنند وبه این جمع بپیوندند و هم برای کسانیکه بخواهند از این جمع جدا شوند. نمی شود دائما  لیست موجود را با رفتن فردی کم و با پیوستن کس دیگری  زیاد کرد. کیفیت فعالیت ما امکان بر داشتن محدویت ها را فراهم کرده است و آوردن اسم ها محصول دوره ای بود که سپری شده و با وضعیت فعلی این جمع خوانائی ندارد.   <br />    <br />  <br />مبارزان کمونیست:  به مشکلات اشاره کردید مشکلات شما چه بود؟ <br />  <br /> اسد نودینیان: اولین و مهم ترین مشکل ما همان مشکلی که جنبش کمونیستی در ایران با آن روبرو است و آن نبودن حزب است. حزبی که کمونیسم معاصر، کمونیسم  كارگرى منصور حکمت  را نمایندگی کند و یا حد اقل بیشتر به این جنبش نزدیک باشد. چگونگی تشکیل حزب و ملزومات آن بعد از متلاشی شدن حزب منصور حکمت و تلاش در این جهت مشغله دائمی جمع ما است. عوارض ناشی از نابودی آن حزب عمیقا بر ما و وجه اجتماعی کمونیسم و آلترناتیو آن در جامعه اثر گذاشت. آن حزب حاصل تلاش و تجربیات نظری و پراتیکی چند نسل از کمونیستها با رهبری منصور حکمت بود. نابودیش اتفاق و یا انشعابی از نوع آنهائیکه در میان جریانات حاشیه ای روی میدهد نیست. این مشکل جدی است که با آن درگیریم. <br />  <br />جمع ما و بقیه رفقا در نتیجه نقدی که به حزب کمونیست کارگری- حکمتیست داشتیم از آن جدا شدیم و همین نقد را با درجاتی از تفاوت و ویژگی به بقیه احزاب موجود در این طیف داریم. در اوایل چهار چوب نقد ما و اینکه ما چه میگوئیم به صورت کنونی برای ما روشن نبود و این مسئله کم کم کامل شد. در این زمینه به جلو رفته ایم و داریم مشکلات اولیه ناشی از آن را پشت سر میگذاریم و از لحاظ نظری و در نتیجه پراتیکی روی آن تمرکز داریم. <br />  <br />اما وجود برنامه یک دنیای بهتر، اساسنامه و اصول سازمانی و دیگر اسناد و سیاست های حزب دوران منصور حکمت نه تنها کار ما را آسان کرده است، پایه های تشکیل حزب و ساختمان آن را برای کمونیستها مهیا نموده است.  <br />  <br />  <br />مبارزان کمونیست: هدف و برنامه اتان چیست و  میخواهید چکار کنید؟ <br />  <br />اسد نودینیان: در جواب به سوال قبلی تا حدودی اهداف و برنامه مبارزان کمونیست را بحث کردم. از همان روز اول فعالیت متشکل را در دستور خود گذاشته ایم. برای دستیابی به ملزومات تشکیل حزب، برای ساختن حزب در وهله اول به کیفیت معینی از فعالیت و کمیتی از کادرهای کمونیست که بتوانند در عرصه های نظری و سیاسی و پراتیکی بمثابه حزب کار کند لازم است. منظور رسیدن به آماری از کمیت و کیفیت بی مرز و نامشخص، تعداد کادر، حتی دامنه  فعالیت، نیست. جمع ما هنوز توان و ظرفیت بالقوه خود را برای کار در این جمع بکارنینداخته است. اگر اینکار را میکرد، با همین تعداد میشود مثل حزب کار کرد و حتی حزب را درست کرد. مثل مشهور، بچه شیر از بچگی باید شبیه شیر باشد، در مورد این جمع هم صادق است و فعلا ما شبیه آن نیستیم. اما نکته مهم برای ما این است که سیاست ناظر بر کار و فعالیت ما و هر گامی که بر میداریم در جهت و راستای تقویت کمونیسم و سازمانیابی آن باشد و ما مصمم به انجام این کاریم. بدون حزب کمونیستی نه انقلاب اجتماعی ممکن است و نه بسر انجام رساندن اعتراض و مبارزات موجود به نفع مردم. مردم از دست جمهوری اسلامی به تنگ آمده اند، جامعه تشنه آلترناتیو کمونیستی و پیدا کردن راه چاره ای برای خلاصی از دست این رژیم است. <br />  <br />  <br />از تمام کمونیستها و انسانهای انقلابی و مبارز میخواهیم که قدم جلو گذارند و برای خلاصی مردم از    دولت اسلامی و به سر انجام رساندن امر انقلاب اجتماعی در ایران ما را یاری دهند و به این حرکت بپیوندند. <br />  </font></h3>]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>بیانیه مبارزان کمونیست در باره جنگ</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.mobarez-k.com/asnad/2007/12/post_8.html" />
   <id>tag:www.mobarez-k.com,2007:/asnad//4.260</id>
   
   <published>2007-12-07T15:25:29Z</published>
   <updated>2007-12-07T15:25:52Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name>asad</name>
      
   </author>
         <category term="مبارزان کمونيست" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.mobarez-k.com/asnad/">
      
      <![CDATA[<p align="justify">تشنج شدید میان آمریکا و متحدینش با ایران، ظاهرا حول مساله اتمی، ادامه دارد و هم چنان در مرکز توجه رسانه ها و افکار عمومی جهان قرار گرفته است. آیا به ایران حمله خواهد شد؟ آیا قلدری آمریکا بر جهان و دخالت های جمهوری اسلامی در مسائل خاورمیانه جنگی دیگری را به مردم در این منطقه و بخصوص مردم در ایران تحمیل خواهد کرد؟ </p><p align="justify">حمله به ایران و شروع جنگ یکی از احتمالات است و اقدام به محاصره اقتصادی یکجانبه از طرف آمریکا و بدون تصویب شورای امنیت و تروریست خواندن سپاه پاسداران و تمرکز نیروهایش در منطقه این را میرساند. ملزومات شروع این جنگ از تبلیغات جنگی و روانی گرفته تا آمادگی نظامی آمریکا و متحدینش برای حمله به ایران آماده است و عدم همراهی و یا مخالفت اکثریت کشورهای اروپایی و چین و روسیه و ژاپن در برابر آمریکا شروع این جنگ را تا این لحظه به تاخیر انداخته است.<br /> <br />دولت آمریکا و در راس آن جورج بوش به این جنگ نیاز دارد. این نیاز را مسیر پیشبرد &quot;نظم نوین&quot; و رفع تردید نسبت به توانایی آمریکا در پیش برد این استراتژی بوجود اورده است. بحران اتمی ایران، دخالت ایران در فلسلطین و حتی در عراق دلایل اصلی ضرورت چنین جنگی نیست و اینها ویژگیهای این ماجرا در رابطه با ایران است. در جنگ با ایران آمریکا میخواهد، بعد از عراق، با کوبیدن ایران دست روسیه و چین و آلمان و ژاپن را بپیچاند و تسلط خود بر منابع نفتی خاورمیانه و این منطقه سوق الجیشی تکمیل کند. تهدید بوش به &quot;جنگ سوم جهانی&quot; و همزمان با ان تلاشهای گسترده و بیسابقه دیپلماتیک حول &quot;بحران اتمی&quot; ایران راهی است که آمریکا برای حفظ و تداوم موقعیت برتر خود حاضر به پیمودن ان تا حد شروع جنگ جهانی و بکار بردن سلاحهای اتمی و شمیایی است.<br /> <br />جمهوری اسلامی مایل به این جنگ  نیست، اصرار آن بر ادامه غنی سازی اورانیوم و ادعاهای مکرر آن مبنی بر آمادگی نظامی در مقابل آمریکا و متحدینش هیچ ربطی به توان نظامی این کشور و این آمادگی ندارد. موضع فعلی جمهوری اسلامی به تقابل چین و روسیه وآلمان و اکثریت کشورهای اروپایی با آمریکا و توان دخالتگریهای جمهوری اسلامی در عراق فلسطین و افغانستان متکی است. لشکر کشی نظامی آمریکا، خاورمیانه بحرانی را بحرانی تر کرده است، در نتیجه آن اسلام سیاسی و تروریسم اسلامی توانست به عنوان قطب مقابل ترورسیم دولتی آمریکا قد علم کند و زمینه مناسب تری را برای دخالتگری جهموری اسلامی در کانون های بحرانی خاورمیانه فراهم آورد. حفظ موقعیت فعلی برای جمهوری اسلامی یک پیروزی در مقابل آمریکا و تثبیت نقش برجسته آن در خاورمیانه است. </p><p align="justify"> ایران به مرکز تلاقی و زورآزمایی رقابتهای جهانی و تعین تکلیف &quot;نظم نوین جهانی&quot; تبدیل شده است. در صورت وقوع جنگ و حمله به ایران و یا ادامه &quot;بحران اتمی&quot; و پروسه آن به شکل فعلی، رقابت قطب های جهانی دور و شدت بیشتری به خود می گیرند. مسئله این است آیا منطق سود و چرخش سرمایه جهانی با زورگویی آمریکا و جهان یک قطبی کنار خواهد آمد یا اینکه حول مسئله ایران جهان چند قطبی رسما پا به عرصه وجود خواهد نهاد؟ به این اعتبار مساله ایران محلی نیست و یکی از پیچیده ترین و حاد ترین معضل جهانی بعد از فروپاشی دیوار برلین است و قابل قیاس با یوگسلاوی سابق و عراق و افغانستان و غیره  نیست.</p><p align="justify">هنوز جنگ شروع نشده است از دو جبهه، از طرف آمریکا و جمهوری اسلامی، جنگ علیه مردم ایران شروع شده است.  دولت آمریکا با محاصره اقتصادی و دادن پول و امکانات به دارودسته های کانگستر سیاسی، مذهبی و قومی و تحریک احساسات ارتجاعی آنها و هویت تراشی بنام &quot;فارس&quot; و &quot;ترک&quot; و &quot;کرد&quot; و &quot;عرب&quot; و &quot;بلوچ&quot; و غیره میخواهد مردم را به جان هم بیندازد. در سایه &quot;برکات&quot; فضای  جنگی، فشار و اختناق رژیم علیه مردم، کارگران و فعالین آن، دانشجویان و دانش آموزان و بویژه زنان شدت یافته است. دسته دسته جوانان را به نام &quot;اراذل و اوباش&quot; در ملا عام به جوخه های اعدام می سپارند.  جمهوری اسلامی میخواهد از این فرصت برای به عقب راندن مخالفین درونی خود و خنثی کردن آنها هم بهربرداری نماید. </p><p align="justify">مردم! </p><p align="justify">آمریکا دنبال منافع و برنامه های خود است، جنگ آن با جمهوری اسلامی نفعی بحال شما و مبارزه اتان برای سرنگونی این رژیم جنایت کار ندارد. این جنگ طول عمر این رژیم را بیشتر خواهد کرد و دست رژیم را در فشار بر مردم و سرکوب و اعدام بازتر خواهد نمود و زمینه های تکرار سناریوی سیاه مهلک تر از عراق را در ایران  براه می اندازد.</p><p align="justify">راه چاره تشدید مبارزه مردم و احزاب و سازمانهای سیاسی علیه جمهوری اسلامی است. باید متشکل شد، در شهرها، در کمیته های محلات، در کارخانه ها، دانشگاها و در مدارس تشکلهای لازم محلی و سراسری  را در دفاع از حقوق مدنی و آزادیهای سیاسی مردم بوجود آورد. در صورت وقوع جنگ تنها سازمانهای توده ای، مستقل از رژیم می تواند پشتیبان و نقطه اتکای شما باشند. متحد شدن مردم بستگی به نقش فعالین کارگری، کمونیستها و عناصر فعال و پیشرو در محیط های کار و زندگی دارد. آیا در چنین شرایط خطیری که زندگی و سلامتی چند نسل از مردم در ایران در خطر است این فعالین به نقش مهم و تاریخی خود آگاهند و بدان عمل خواهند کرد؟ </p><p align="justify">مبارزان کمونیست<br />17 نوامبر 2007    </p><p align="justify" />]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>&quot;شواری ملی صلح&quot;، پروژه حفظ نظام اسلامی!</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.mobarez-k.com/asnad/2007/12/post_7.html" />
   <id>tag:www.mobarez-k.com,2007:/asnad//4.259</id>
   
   <published>2007-12-07T15:23:51Z</published>
   <updated>2007-12-07T15:24:24Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name>asad</name>
      
   </author>
         <category term="مبارزان کمونيست" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.mobarez-k.com/asnad/">
      
      <![CDATA[<p>در ارتباط با جنگ، صف بندي و تحرک در میان نيروهاي ملی- مذهبی خارج از حکومت و در درون آن بالا گرفته است. رفسنجانی و کروبی و خاتمی پروژه های قدیمی و شکست خورده &quot;گفتگوی تمدنها&quot; و &quot;اصلاح طلبی&quot; دوخردادی را برای نجات جمهوری اسلامی در شرایط جدید پی میگیرند. شيرين عبادي همراه با ترکیبی از چهره های دوخردادي خارج از حکومت، فعالین ملي- مذهبي، نويسندگان، شاعر وهنرمندان، تشكيل &quot;شوراي ملي صلح&quot; را اعلام كرده اند. تا كنون تعدادي از سازمانهاي سياسي از جمله سازمان اكثريت و جمهوريخواهان ملي در داخل كشور و شاخه اروپايي آن از طرح &quot;شوراي ملي صلح&quot; حمايت كرده اند.</p><p><br />نیرو و محور اصلي اعلام كنندگان و حمايت كنندگان از&quot;شواري ملي صلح&quot; جريان نوانديشان ديني و اسلامی هستند.ملي مذهبي ها يك جريان شناخته شده اپوزيسيون مشروع و مجاز اسلامی در جمهوری اسلامی است. ماهيت پرو اسلامي این جریان و تلاش آنها برای حفظ نظام اسلامي و ایجاد حکومت اسلامی &quot;معتدل&quot; کل پروژه آنها است.</p><p>&quot;شورای ملی صلح&quot; بر متن فشارهای آمریکا و متحدینش برجمهوری اسلامی، همزمان در امید به جلب آنها، بر متن ترس از جنبش مردم برای به گور سپردن این رژیم و سرمایه گذاری بر اختلافات درونی و چند دستگی های درون حکومت شکل گرفته است. اينها از قماش دوخرداديهای رسوایند، &quot;افتخار&quot; نجات نظام جمهوري اسلامي از دست اعتراضات كارگران، جوانان، دانشجويان و زنان نهایت استراتژی آنها است. تشکیل دهندگان&quot;شورای ملی صلح&quot; امکان بازار گرمی مجدد اسلام &quot;معتدل&quot; و حکومت اسلامی &quot;حقوق بشری&quot; را در لابلای طرحهای آمریکا و غرب بو کشیده اند و برای بهره مندی از این فرصت و حفظ نظام پا پیش گذاشته اند. </p><p>ميثاق &quot;شوراي ملي صلح&quot; جنگ نه، صلح و حقوق بشر آري، است.</p><p>ما اعلام ميكنيم: فراخوان به تشكيل &quot;شوراي ملي صلح&quot; توسط جريانات شناخته شده ملي – مذهبي ها و دوخرداديهاي سابق گمراه كننده و علیه مردم است. با اين ترند شناخته شده ميخواهند، با مطالبات دمکراسی و بنام حقوق بشری سدي ديگری درمقابل جنبش مردم براي سرنگوني ايجاد كنند و در مقابل صف بندی مردم علیه جنگ سدی ایجاد نمایند و مشکلات دیگری را به دشواریهای موجود اضافه کنند. تعديل كردن نظام اسلامي پروژه آشنایی است، اينبار بجاي احمدي نژاد و جناح &quot;اصولی گرا&quot;، رفسنجاني- كروبي و خاتمی و خانم شیرن عبادي با طرح &quot;شوراي ملي صلح&quot; و &quot;كميته انتخابات آزاد&quot; پا پیش گذاشته اند.</p><p>ما و مردم بايد در مقابل اين صف ملي – اسلامي ها بايستم.جواب ما و مردم به اينها نه است. ما اعلام ميكنيم راه حل مقابله با جنگ در نسخه هاي ملي – اسلامي و دوخرداديهاي سابق و شكست خورده نيست. همچنانكه در بيانيه مبارزان كمونيست اعلام كرده ايم، يكي از احتمالات، حمله امريكا به ايران و شروع جنگ است. راه حل مقابله با جنگ و جلوگيري از عراقيزه كردن جامعه ايران، در دست مردم در ایران و از طریق تشدید مبارزه و گسترش اعتراضات برای سرنگونی رژیم اسلامی است. </p><p><br />كارگران مبارز و آگاه!<br />جامعه ما وارد دوره بسيار حساس و تعيين كننده اي شده است. رمز عبور مردم و سرنوشت جامعه ايران به تصميم و تحرك سياسي - طبقاتي شما گره خورده است. تضمين حفظ مدنيت جامعه، مقابله با جنگ و قدر قدرتي امريكا و تقویت راديكاليسم كارگري و سوسياليستي و آرمانخواهي طبقاتي جامعه و پايان دادن به بحران كنوني به اراده متحدانه شما گره خورده است.</p><p>مبارزان کمونیست<br />27 نوامبر 2007 </p><p />]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>کنسولگری یا لانه هاي تروريستي جمهوري اسلامي در كردستان عراق! اطلاعيه</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.mobarez-k.com/asnad/2007/11/post_5.html" />
   <id>tag:www.mobarez-k.com,2007:/asnad//4.230</id>
   
   <published>2007-11-25T21:36:41Z</published>
   <updated>2007-11-25T21:37:25Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name>asad</name>
      
   </author>
         <category term="مبارزان کمونيست" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.mobarez-k.com/asnad/">
      
      <![CDATA[<p align="justify"><br />رژيم جمهوري اسلامي ايران در هفته گذشته دو کنسولگری در شهرهاي اربيل و سليماينه با كمك احزاب حاكم در اين منطقه داير كرده است• داير كردن دو لانه تروريستي در این دو شهر مركزي شهرهاي كردستان عراق در شرايط بحرانی مناطق شمالي عراق هشدار دهنده و قابل تعمق است• در شرايطي كه خطر حمله ارتش فاشيستي تركيه به كردستان عراق يك خطر جدي براي مردم اين مناطق است، حضور علنی جمهوری اسلامی خطر این حمله را در رقابت با ایران بالا می برد و گسترش فعالیتهای تروریستی و نا امنی زندگی مردم را افزایش می دهد. </p><p align="justify">رژيم جمهوري اسلامي ايران به قدمت عمر ننگين و حاكميت سياه و مرگبارش در ايران، در مناطق مرزي و كليدي شهرهاي عراق حضور داشته است• تروريسم اين رژيم جنايتكار با همكاري احزاب حاكم در عراق و دارودسته هاي مذهبي و قومي تاكنون تلفات سنگين و مخربي به لحاظ انساني و اجتماعي در نقض حقوق و آزاديهاي مدني و تقويت باندهاي مذهبي و اسلامي ببار آورده است• رژيم جمهوري اسلامي همواره بخش تفكيك ناپذيری از شرايط ترور و خفقان و سركوب آزاديهاي سياسي و مدني و حقوق شهروندي در جامعه كردستان عراق بوده است•  </p><p align="justify">داير كردن لانه هاي جاسوسي رژيم جمهوري اسلامي در شهرهاي اربيل و سليمانيه، تعرض سازمانيافته و با نقشه اين رژيم عليه اپوزيسيون و احزاب و سازمانهاي سياسي و افراد مخالف جمهوری اسلامی در شهرهاي كردستان عراق است• در دو دهه گذشته باندهاي تروريستي رژيم اسلامي با کمک احزاب ناسیونالیستی حاکم بر کردستان عراق ضربات زیادی بر احزاب اپوزسیون رژیم در این منطقه وارد كرده اند. تا کنون صدها نفر از عناصر و فعالین و شخصيت هاي سياسي اپوزيسيون ايراني توسط تروريستهاي جنايتكار اسلامي و باندهاي حزب اللهي  ترور شده اند. داير كردن لانه هاي جاسوسي تحت عنوان «كنسولگري هاي جمهوري اسلامي» امنيت، فعاليت و زندگي هزاران نفر از اعضا و وابستگان احزاب سياسي در كردستان عراق را در معرض خطر جدي قرار میدهد• </p><p align="justify">ما، ضمن محكوم كردن حضور سازمانيافته و علني جنايتكاران اسلامي در شهرهاي اربيل و سليمانيه، از احزاب سياسي در عراق و خارج از كشور ميخواهيم با راه اندازي كمپين هاي اعتراضي عليه جمهوری اسلامی و احزاب كردي حاكم در كردستان عراق به تلاش سازمانيافته ای براي به تعطيل كشاندن اين لانه هاي جاسوسي دست بزنند• </p><p align="justify">مبارزان كمونيست <br />نوامبر ۲۰۰۷</p><p align="justify"><br /></p>]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>این روش ها را باید طرد و محکوم کرد</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.mobarez-k.com/asnad/2007/10/post_2.html" />
   <id>tag:www.mobarez-k.com,2007:/asnad//4.168</id>
   
   <published>2007-10-20T08:51:00Z</published>
   <updated>2007-10-20T08:51:37Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name>asad</name>
      
   </author>
         <category term="اطلاعیه" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.mobarez-k.com/asnad/">
      
      <![CDATA[<p>اطلاعیه 10 مهر 1386 حزب کمونیست کارگری ایران، تحت عنوان&quot;هشدار در مورد جهت گیریهای تازه در حزب حکمتیست&quot;، روش برخورد این حزب به مخالفین سیاسی را به نهایت درجه ابتذا ل رسانده است. اینجا صحت و سقم لیست &quot;جهت گیریهای&quot; حزب حکمتیست مندرج در این اطلاعیه مورد نظرما نیست و باب کردن سنت احکام و فتوا صادر کردن و افترا زدن به جای نقد سیاسی مورد نظر است. <br />این اطلاعیه سند متحول یافته سنت های فرقه ای و مذهبی گونه درحککا و خارج شدن این حزب از دایره نرم های جاری و معمولی بین جریانات سیاسی و سایت ها و نشریات الکترونیکی است. این روش را باید محکوم کرد، طرد و منزوی نمود. روش احکام صادر کردن، فتوا دادن به جای نقد سیاسی برجهالت و عقب مانده ترین نیروها و عناصر مضر در احزاب تکیه دارد و نیروی این طیف را رها خواهد کرد. عوارض چنین روشی به حککا و سوخت و ساز درونی ان محدود نمی ماند و فضای امن و سالم سیاسی را بهم میزند. </p><p>اگر چنین شیوه هایی رواج یابد، مرزی برای باراندن اتهامات بر مخالفین باقی نمی ماند، پرنسیپی رعایت نخواهد شد، احتیاج به اثبات چیزی و دلیل و برهان نیست و هر زمان هر کسی خواست لیست طویلی از اتهامات را ردیف می کند و در این میان حرمت سیاسی کسی محفوظ نخواهد ماند. قبلا رهبری حککا در دوره دو تکه شدن حزب کمونیست کارگری ایران و با &quot;جدل آنلاین&quot; در برخورد به مخالفین خود استعدادهای خود در این زمینه را بنمایش در آورد و با صادر کردن این اطلاعیه آنرا به نهایت تکامل خود رسانده است.</p><p>از اعضای منصف و کمونیست در آن حزب انتظار میرود علیه این روشها اعتراض کنند واجازه ندهند رهبری این حزب ناتوانی و بن بست سیاست ها و تناقضات درونی خود را از این طریق لاپوشانی کند. </p><p><br />ما قبلا در مورد چنین روشهایی هشدار دادیم و متاسفانه رهبری حزب حکمتیست در باد زدن چنین روشهایی سهم دارد. با قرار صادر کردن علیه نظر سیاسی ایرج فرزاد  و هتک حرمت او بنام دفاع از حرمت، با جار زدن تقبیح کادرها قبل از تصویب، با رها شدن نیروی &quot;مش قاسم&quot; ها در ان حزب و تبدیل کردنش به سیاست خود و کمپین اخیر علیه ما و در کنار آن با &quot;گذشت&quot; و چشم پوشی از اشتباهات و موارد غییر اصولی رهبری خود عملا اینگونه روشها را تقویت کرده است.</p><p>این روشها نفعی به حال کارگر و مردم و نیروهای سیاسی ندارد و باید بعنوان روشی مضر مورد نقد صریح و بی گذشت قرار گیرد.  </p><p>مبارزان کمونیست<br />4 اکتبر 2007<br /></p>]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>پلنوم هفت و تنها قرار علنی آن</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.mobarez-k.com/asnad/2007/09/post_4.html" />
   <id>tag:www.mobarez-k.com,2007:/asnad//4.51</id>
   
   <published>2007-09-07T21:30:43Z</published>
   <updated>2007-09-07T21:31:49Z</updated>
   
   <summary><![CDATA[بدنبال پلنوم هفت، تنها قرارو مصوبه علنی این پلنوم، قرار&quot;در دفاع از حرمت سیاسی کورش مدرسی و حمید تقوایی&quot; با برجستگی تمام بر روی سایتهای حزب کمونیست کارگری ایران- حکمتیست درخشید. این قراربیاد ماندنی مشخصه این پلنوم است، هم زمان...]]></summary>
   <author>
      <name>asad</name>
      
   </author>
         <category term="مجید حسینی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.mobarez-k.com/asnad/">
      <![CDATA[<p align="justify">بدنبال پلنوم هفت، تنها قرارو مصوبه علنی این پلنوم، قرار&quot;در دفاع از حرمت سیاسی کورش مدرسی و حمید تقوایی&quot; با برجستگی تمام بر روی سایتهای حزب کمونیست کارگری ایران- حکمتیست درخشید. این قراربیاد ماندنی مشخصه این پلنوم است، هم زمان با پخش این قرار در سایت های حزب، گویا اشتباها، آن را همراه با قرار داخلی دیگر در مورد فراکسیون سنجاق کردند و برای چند سایت دیگر فرستادند تا ازپیشی زمینه ارائه تصویر دلبخواه از تعداد دیگری از کادرهای کمونیست را در سایه موهبات این قرار چیده باشند. </p>]]>
      <![CDATA[<p align="justify"><br />این قرار، قراردفاع از حرمت کورش مدرسی و حمید تقوایی نیست، قرار بی حرمت کردن ایرج فرزاد و بدرقه او از این حزب است. این قرار، قرار معرفی گوشه کوچکی از سیر حرکت و تغیرشیفت عمومی تر این حزب ازسنت و سیاست و تئوری &quot;دست و پا گیر&quot; حزب سیاسی منصور حکمت است. موضوع این قرار، محتوای آن، حقانیت یا عدم حقانیت قرار، هیچی، مطلقا هیچی در مورد جایگاه سیاسی و واقعی این قرار در بطن کشمکش جاری درون حزب بدست خواننده نمی دهد و ماندن در این سطح اولین اشتباه ممکن و گمراه کننده در برخورد به این قرار است. <br />  <br />ظاهرا، قرار میخواهد مرز حزب حکمتیست را با ارزیابی ایرج فرزاد از آن اختلافات سیاسی که منجر به دو شقه شدن حزب کمونیست کارگری ایران شد بکشد. اما در پس این ماجرا خیز تعرض سنت دیگری، سنت چپ غیر اجتماعی و نو دوران پس از منصور حکمت به سنت کمونیسم درعرصه تشکیلاتی و سیاسی در حزب حکمتیست و جلو تر از این در حزب کمونیست کارگری ایران دور گرفته است. <br />   <br />قبل از وارد شدن به اصل بحث و مستدل کردن مواردی که در مقدمه این نوشته آمده است تاکید میکنم که بحث من راجع به قبول و یا رد نقطه نظرات سیاسی ایرج و حتی آن بخشی از نوشته او که قرار در باره اش صادر شده است نیست. چرا، چون کل صورت مسئله و طرح کیس به این صورت اشتباه است، چون هدف قرار تصویر سازی از ایرج و کوبیدن موضع سیاسی او بمنظوردفاع از مواضع سیاسی معینی و براه انداختن دور جدید تحرک ضد انتقادی است که بدنبال پلنوم در حزب براه انداخته اند. داستان دستاوردهای این پلنوم به این قرار و به این تحرک ضد انتقادی و تغییر صورت مسئله اصلی و سکوت در باره آن تکیه دارد. جواب این نوشته ایرج قرار نیست، بلکه بحث سیاسی و نوشته سیاسی است و با حکم قرار و فضا سازی و دور زدن نظر سیاسی و باطل اعلام کردن آن راه عوضی در مقابل حزب باز کرده اند.</p><p align="justify">فاکت های تاریخی!</p><p align="justify">فاکت ها نشان می دهد که قرارمصوب پلنوم ربطی به دفاع از حرمت کورش و حمید تقوایی ندارد، چون هر دوی اینها در دوره جدایی و پس از آن بی حرمتی های زیادی نسبت بهم انجام داده اند و کلماتی چون جنگ سردی، مکارتیست، توطئه کودتا در سرداشتن و غیره گواه این است. بعلاوه در تقابل بین این دوحزب تعدادی از کادرهای هر دو حزب مارک و اتهامات زیادی را بهم دیگر نسبت داده اند که تا کنون در این رابطه نه قراری علیه کسی صادرشد و نه کسی تذکرگرفته است. خارج از محدوده روابط این دو حزب، مواردی پیش آمده است که رو به مردم و جامعه از کلمات نا مناسب و بعضا توهین آمیزی استفاده شده است که از فرهنگ سیاسی ما بدور است و انتقاد به آن بی نتیجه مانده است. </p><p align="justify">سوال این است اگر ایرج فرزاد در نوشته اش کورش را کنار حمید تقوایی قرار نمیداد، آیا چنین قراری <br />در آن پلنوم صادر می شد؟ اگر ایرج نظرات کورش را نقد نمی کرد آیا تنظیم کنندگان این قرار در دفاع از حرمت حمید تقوایی چنین قراری را به پلنوم ارائه می کردند و آیا مدافعین پر حرارت قرار مصوب مدافعین این یکی هم می بودند؟ یا اگر ایرج در کنگره اول حزب خود را برای کمیته مرکزی حزب کاندید میکرد و کمیته مرکزی بود و در پلنوم حضور داشت این قرار تصویب می شد و اصلا چنین قراری پیشنهاد می شد؟ پراتیک تا کنونی در این رابطه و فاکت ها داد میزند، نه! </p><p align="justify">از فاکتهای قدیمی بگذریم و به وضعیت فعلی یعنی پلنوم هفت و بررسی نزدیک تر قرار برگردیم و قبل از آن توضح کوتاه و تذکری را در رابطه با این بحث لازم میدانم. توضیح این است که بحث من باره اشتباه سیاسی کمیته مرکزی حزب و تصمیم نادرست پلنوم است و باز کردن این بحث با رهبری حزب از روی اعتماد به ظرفیت سیاسی رهبری حزب و کادرها است. تذکر اینجا است که استعداد تبدیل این بحث سیاسی به بحث ایدئولوژیک و اخلاقی و تحریک احساسات عقب مانده از طرف کسانی در این حزب هست و یاید مواظب لوث کردن بحث و جنجال غیر سیاسی بود. </p><p align="justify">نگاهی از نزدیک به قرار</p><p align="justify">از نام قرار شروع کنیم. توجه کنید نام قرار،&quot; در دفاع از حرمت سیاسی کورش مدرسی و حمید تقوایی&quot; است. چرا این نام؟ چرا نام قرار در نقد شیوه برخورد ایرج به آن بخش از ارزیابی اش که قرار در موردش صادر شده است نیست؟ چرا نام کورش و حمید تقوایی و حرمت سیاسی آنها محور قرار است و پرچم میشود و نقد روش به حاشیه قرار رانده میشود؟ مگر کمیته مرکزی حزب متوجه نیست که هر نقدی به ایرج و یا هر فرد دیگری وارد باشد و از جمله نقدی که من به این مصوبه پلنوم دارم قبل از افراد و حرمت آنها به متد نادرستی که ریشه در سنت ها دارد بر میگردد؟ علم کردن حرمت این دو نفردر قرار، تنزل نقد از متد و روش به حرمت افراد شخصی کردن مسئله است تا از این طریق مسیر تصویر مورد نظر از شخصیت سیاسی ایرج هموار گردد.</p><p align="justify"> اگر این روش ایرج بد است، تکرار آن از طرف حزب ده برابر بدتر است و فرهنگی را تقویت می کند که فرهنگ سیاسی ما نیست. با تصویب این قرار پلنوم پرچمدار روشی شد که میخواست با آن به مقابله برخیزد، پلنوم نتنها این مقابله را نکرد با کمال تاسف آن را تا سطح سیاست حزب ارتقاء داد. باید ورای این جدل و هر تعصبی به این منظره و الم شنگه &quot;حرمت&quot; نگاه کرد. امروز نوبت ایرج و خطاب به او است، نوبت بعدی کیست تا از این پس با جسارت بیشتری به گردن هر منتقدی انبانی از اتهامات را آویزان کنند؟ بهر نسبتی حزب در اتکا به این قرارعلیه ایرج و هتک حرمت کمونیستی او جنجال به پا کند تناقض معیارهای دو گانه برخورد حزب به یک پدید شبیه بهم برجسته ترمی گردد و این سنت میخ خود را در حزب محکم تر می کوبد. چنین روشی از زمان نقد تجربه شوری به این طرف در سنت حزبی ما طرد شده بود و اکنون با تصویب این قرار اولین تعرض رسمی خود در حزب حکمتیست را اعلام کرد. </p><p align="justify">شکی نیست که اعضای کمیته مرکزی از موضع دفاع از اصول حزبی به این قرار رای داده اند، با آوردن نام مخالف سیاسی حزب، حمید تقوایی، در پناه نام کورش، خواسته اند درجه بالایی از پای بندی خود به اصول حزبی و رعایت عدالت و انصاف را ورای تعلق حزبی نشان دهند. اما نیت این رفقا با نتایج این قرارهم خوان نیست و آوردن نام حمید تقوایی ربطی به اجرای موازین حزبی و رعایت انصاف و عدالت ندارد. نام حمید تقوایی رنگ آمیزی قرار است، تزئینات قرار برای مقبولیت آن در نزد حاشیه ای ترین قشر چپ غیر اجتماعی در بعد وسیع تر از محدوده حزب کمونیست کارگری ایران است. محتوای این قرار سه جمله ای به همین جا محدود نیست و در قرار اعلام کرده اند: <br />   </p><p align="justify">&quot; صرفنظر از اینکه این بازبینی فاقد کوچکترین درجه ای از انصاف و پایبندی به حقیقت است،...&quot; </p><p align="justify">جمله بالا روح این قرار و کوبیدن هر نقد و شک و گمانی به نظرات رسمی حزب از جانب خطی است که در آن دست بالا را دارد. جمله بالا کانالی است که خیلی صریح ما را به روند مسلطی در حزب که میخواهد با زور قرار و استفاده از ابزارهای حزبی به مقابله با نظرات سیاسی هر منتقدی بر خیزد رهنمود میشود. معلوم میشود، کار کرد قرار دفاع از حرمت کسی نیست، خط  بطلان کشیدن بر نظرات سیاسی ایرج در زمان حال و در آینده در رابطه با هر موضوع دیگری است. چه راه سر راست و راحتی است، احتیاجی به جواب سیاسی و جدل نظری با ایرج نیست و وقتی با قرار سه جمله ای میشود یکی از کادرهای برجسته جنبش کمونیستی را اینگونه آسان سر جایش نشاند و تصویری از او داد که آدمها را بی حرمت می کند و نظراتش &quot;فاقد کوچکترین درجه ای از انصاف و پایبندی به حقیقت است،&quot;  چه لزومی دارد کسی نوشته های او را بخواند؟ </p><p align="justify">اینجا به ربط مستقیم تر قراربه رفیق کورش و نحوه برخورد او به تصویب آن میرسیم و حمیدتقوایی در حزب ما نیست تا متوجه نظرش در رابطه با قراری که از او اسم برده است بشویم اما جدل آنلانی که در آن حزب علیه مخالفین سیاسی خود باز کرده اند پیشتازی انها را در این زمینه نشان می دهد.</p><p align="justify">اگر کورش به صحت نظراتش اعتماد داشت انتظار میرفت به جای تلاش برای تصویب قرارمخالف تصویب آن می بود، انتظار میرفت نماینده فضای بازسیاسی در حزب می بود، انتظار میرفت با گنجاندن رد نظرات سیاسی ایرج در متن قرار مخالفت میکرد، انتظار میرفت مخالف تصویب قرارعلیه کسی باشد که نظرات شخص او را نقد کرده است و هشدار می داد که تصویب این قرار از کورش و از حزب در جامعه تصویر معینی می دهد، انتظار میرفت در نقش مدافع حرمت سیاسی ایرج ظاهر میشد و نمونه رعایت انصاف و عدالت در برخورد به مخالف سیاسی خود می بود. اما مشکل  جدی تر از اینها است و لیدر حزب از پرچمداران جریان ضد انتقادی درون حزب است. کورش خوشحال است حساب ایرج را کف دستش گذاشته است و پلنوم را پشت سر خود بسیج کرده است. این فشارها به ایرج راهگشا نیست، حزب در سوق دادن ایرج و تعداد دیگری از کادرها به استعفا مقصر است و قرار مصوب پلنوم هفت و رویدادهای دورو بر آن و گارد رهبری حزب در برابر تشکیل فراکسیون مقاطعی از پروسه چگونگی برخورد حزب به این رفقا بوده است و در بخش زیر فقط به پلنوم هفت میپردازیم.</p><p align="justify"> پلنوم هفت و تدارک آ ن  </p><p align="justify"><br />هرچه از پلنوم و فضای براه انداخته شده بعد از آن دور میشویم کادرهای حزب و حتی تعداد قابل توجهی از رای دهندگان به قرار بیشتر متوجه مضرات و نادرستی این قرار میشوند. با وجود این فوکوس ذهنها روی این قرارکافی نیست، چون بخش مهمی از ماجرا و پراتیکی که از قبل بنام تدارک پلنوم هفت انجام گرفت و سیر حرکت حزب و علل پذیرش چنین قراری را در پلنوم از انظار دور میکند. <br /> <br />در نشریه &quot;پلنوم 3&quot;، &quot;قرارشماره 16 – تقبیح روش ایرج فرزاد و عبدالله شریفی&quot; چاپ شد که از طرف رفقا آذر مدرسی و خالد حاج محمدی به پلنوم پیشنهاد شده بود. درج این قرار پیشنهادی در نشریه علنی پلنوم، بطور زمخت و باور نکردنی برنامه یک دنیای بهتر حزب و اصول ابتدایی حفظ حرمت انسان و اصل بر بی گناهی و برائت متهم و حتی نرم های جوامع اروپایی دراین اینگونه موارد را زیر پا گذاشته است. بحث این نیست چرا این رفقا چنین قراری داده اند، حتما به آن اعتقاد دارند، بحث سرعلنی کردن این قرار و نام این دو رفیق قبل از اثبات جرم در یک نهاد قانونی حزب و رای این نهاد به علنی کردن آن است. جرم این رفقا چه بود که قرار تقبیح شان پیشنهاد شد؟ جرم این است که چرا&quot;نظر&quot; خود را در ارگانهای حزبی، مطرح نکردند و در&quot;بیرون&quot; طرح کردند و این جرم فقط با معیارسکتی جرمی است که قرار تقبیح می طلبد. ضوابط  نشریه پلنوم دست سر دبیر را باز گذاشته بود و چرا این قرار قبل از بررسی  و قبل از نظر و حکم یک نهاد حزبی بر روی ان بعنوان سند داخلی در اختیار پلنوم گذاشته نشد؟ متاسفم مجبورم یاد آوری کنم که دراکثریت کشورهای اروپایی طرف را حتی وقتی حین انجام قتل با کارد خونی در دست، هنگام دزدی و ارتکاب جرم جنائی دستگیر می کنند، هنوز صورت و قیافه او را در ملا عام نشان نمیدهند چون علیرغم همه آن مدارک از نظر پلیس آدمی که مدرک غیر قابل انکاری هم از او دارند، هنوز&quot;مظنون&quot; به ارتکاب جرم تلقی میشود. با وجود این پلیس اعلام می کند که در این رابطه شخص مظنونی را دستگیر کرده است و تا قبل از محاکمه و اثبات جرم در دادگاه نامش را افشا نمی کنند و صورتش را در تلویزیون نشان نمی دهند و در مصاحبه با او صدایش را عوض می کنند. </p><p align="justify"> اما نشریه پلنوم قبل از طرح مسئله در یک مرجع قانونی و حزبی، قبل از انجام محاکمه و اثبات جرم، قبل از اینکه امکان دفاع از خود به این دو رفیق داده شود، با نام و مشخصات اتهام را به گردن این دو رفیق انداخته و در ملاء عام  در شهرو خیابان و کوچه ها  جارش میزند. چه مصلحت و فشاری این اصول ابتدایی دفاع از حرمت انسانی را در نزد ما استتار کرده است؟ اکنون نمایش دفاع از حرمت کورش و حمید تقوایی را در پناه این قرار پیشنهادی بگذارید تا متوجه عمق این جریان آزار دهنده و مشکلی که حزب با آن دست بگریبان است بشوید.</p><p align="justify">آیا بعد از این قرار پیشنهادی و اینگونه استفاده از آپارات حزبی و امکانات آن عیله مخالفین سیاسی جایی در این حزب برای ایرج و عبدالله باقی مانده است؟ ضروری است که ارگان و نهادهای حزبی و کادرها با صراحت و بدون هیچ گذشت ای جلو زیر پا گذاشتن اصول و موازین حزبی را بهر بهانه ای بگیرند. ایرج و عبدالله می توانند با استناد به درج این قرار در نشریه شماره 3 پلنوم بخاطر هتک حرمت خود بدادگاه شکایت ببرند و اعلام جرم نمایند و بطور یقین مورد بررسی قرار می گیرد.</p><p align="justify">این سنت و روش ما نیست، سنت و روش کمونیسم غیر اجتماعی و دال دالی این عصر است که به جان حزب افتاده است. مردم و جامعه باید بدانند حزب ما را این سنت نه ساخته است، این سنت کادرهای کمونیست را دور هم جمع نکرده و بار نیاورده است، این سنت باکی از ریخت و پاش سخاوتمندانه و زدن تو سر کادرها که برای متحد کردنشان عرقی نریخته است ندارد و راه نجات حزب و آن تعداد ازرفقایی که دچار این اشتباهات میشوند دخالت فعالانه و متین خلاف جریانی کادرها در جامعه و در حزب است.</p><p align="justify"> در &quot;برنامه یک دنیای بهتر&quot; بخش &quot;موازین محاکمات&quot; با این جمله شروع میشود:&quot; اصل در کلیه محاکمات بر برائت متهم است.&quot; و باز هم در همین بخش آمده است: &quot;ممنوعیت دامن زدن به پیشداوری عمومی نسبت به محاکمات و افراد درگیر در آن مادام که محاکمات خاتمه نیافته است.&quot; (خط تاکید از من است)<br />هدف پیشنهاد دهندگان قرار هر چه باشد، این قرار تصویب بشود و یا نه، مهم نیست، مهم نمایش براه انداختن فضایی بود که در بطن آن با حکم قرار، بنام حزب سیاسی، بنام بحران رشد، شخصیت سیاسی آدمها را بدار می کشند و قرار پیشنهادی ثمره خود را داد. بدون زمینه سازی و پیشداوری که این قرار در حزب فراهم آورد تصویب قرار دوم در پلنوم بسادگی امکانپذیر نبود و قرار اولی راه را برای دومی باز کرد و در حقیقت دو بارعلیه ایرج قرار صادر شد. مدافعین قرار تقبیح هنوز این قرار را در جیب دارند و بعنوان وسیله به عقب راندن منتقدین بالای سر حزب نگاه داشته اند. <br />نکات قابل بحث و بسیار زیادی از پلنوم هفت و تدارک آن باقی است و اگر لازم شد به انها برمی گردم . این پلنوم فراموش نشدنی است هم برای کمونیسم منصور حکمت و هم برای خط مقابل ان و از نظر من این پلنوم سرآغاز انقلاب فرهنگی صریح تر و علنی تر از این در آینده در جهت تبدیل حزب به فرقه است. شرط نجات این حزب در قدم اول در گرو مبارزه نظری به ان معنای کلاسیکی که در نظر همه ما هست، نیست و در گرو به عقب راندن این روشهای نادرست است. جلو اعتراض سیاسی و نظررا با قرار نمیشود گرفت. قرار پلنوم و قرار پیشنهادی تقبیح و میدان جنگی که بنام نشریه پلنوم بدور آن سیم خار دار کشیده بودند و کادرها را جان هم انداختند به حزب و وجه اجتماعی آن و منصف بودنش لطمه زده است و جبران آن تلاش بیشتری را از همه ما می طلبد.</p><p align="justify">مجید حسینی  <br />  <a href="mailto:majid.hosaini@gmail.com">majid.hosaini@gmail.com</a><br />آوریل 2007 </p><p align="justify" /><p align="justify" /><p align="justify" /><p align="justify" /><p align="justify" /><p align="justify" /><p align="justify" /><p align="justify">   <br /></p>]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>در باره قرارهای پیشنهادی به پلنوم هفتم!</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.mobarez-k.com/asnad/2007/09/post_3.html" />
   <id>tag:www.mobarez-k.com,2007:/asnad//4.48</id>
   
   <published>2007-09-04T18:29:17Z</published>
   <updated>2007-09-04T18:30:47Z</updated>
   
   <summary>قبل از شروع، لازم به توضیح است که، این بحث راجع به مسائل سازمانی است، بخش زیادی از موضوع مورد بحث هنوز داخلی است، بناچار زبان این نوشته و طرح روشن و سرراست موضوعات محدویت و خصلت خاص خود را...</summary>
   <author>
      <name>asad</name>
      
   </author>
         <category term="مجید حسینی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.mobarez-k.com/asnad/">
      <![CDATA[<p>قبل از شروع، لازم به توضیح است که، این بحث راجع به مسائل سازمانی است، بخش زیادی از موضوع مورد بحث هنوز داخلی است، بناچار زبان این نوشته و طرح روشن و سرراست موضوعات محدویت و خصلت خاص خود را دارد. </p>]]>
      <![CDATA[<p>همه اعضای حزب بطور گنگ و سربسته از وجود اختلاف نظر در رهبری حزب مطلع اند، اما طیف بسیار محدودی از این اعضا در جریان ابعاد  واقعی آن و ربط قرارهای پیشهنادی به پلنوم 7 مندرج در نشریه شماره &quot;دو پلنوم&quot;، مورخ  15 اسفند 1385 با این اختلافات، قرار دارند. ماجرای این اختلافات در کمیته مرکزی و پلنوم ۶ طرح شد، نامه هایی رد وبدل شد، کمیسیونی برای بررسی شکایات تشکیل گردید و غیره و بحث من راجع به این پروسه درون کمیته مرکزی نیست. اما نه اسناد و نوشته های رد و بدل شده مربوط به این اختلافات در اختیار کادر و اعضا قرار گرفته است و نه رهبری حزب در برخورد به آنها سیاست فکر شده ای داشته است و نه رهنمود و الگویی بدست تشکیلات داده است. در حالیکه نزدیک به پنج ماه است، خبر و شایعه این مسئله در حزب  و بیرون به گوش همه خورده است رهبری حزب &quot;خونسردانه &quot; نظاره گر جولان انواع تفاسیر و شایعات راجع به این اختلافات در سطح تشکیلات است و اقدام رسمی نکرده است. در ساده ترین اقدام که از رهبری یک حزب انتظار میرود، میشد با نوشتن نامه یک صفحه ای به تشکیلات، سیاست حزب را گفت و جهتی داد و از هر طرف جلو برخوردهای نادرست را گرفت.</p><p> خارج از پروسه ای که این ماجرا در محدوده کمیته مرکزی از سر گذرانده است، موضوع این اختلافات و چگونگی آن، در درون تشکیلات حزب به حال خود رها شده است. طبیعی است، در خلاء سیاست و روش برخورد رسمی رهبری به این مسئله روش و سیاست دیگری در سطح حزب جای آن را پر می کند و تقویت میشود. کادر و اعضای حزب، جمعها و محافل مختلف درون تشکیلات، تا رسیدن موضع رسمی کمیته مرکزی، منتظر نمی مانند، سکوت نمی کنند و بر اساس روایتهای موجود و درگوشی و محفلی راجع به این اختلافات خط میگیرند و خط می دهند و به قضاوت می نشینند. بر این اساس دوری و نزدیکی ها  و ذهنیت ها، بر مبنای احکام صادر شده درون محافل در حزب شکل گرفت. کمیته رهبری و دفتر سیاسی حزب در برخورد به این اختلافات رهبری نکردند، دنباله رو بودند، و صرفا در نقش فردی هر یک بنوعی و با تعابیر خود در این روند خود بخودی در درون حزب نقش داشتند. حاصل این روش هر چه باشد، حزب و انسجام آن ضربه دیده است. نفع گروهی و محفلی، وقتی بخشی از رهبری هم عملا به این روش برخورد کرده باشد، با مصلحت عمومی حزب و ساختن حزب سیاسی بزرگ و مبانی ان سازگار نیست. سرانجام روند شایعه سازی و محفلی حول این اختلافات را نوشته های ایرج فرزاد و حسین مرادبیگی (حه مه سور) و عبدالله شریفی قطع کرد و موضوع را به سطح دیگری برد. علیرغم  هر نقدی به این نوشته ها وارد باشد چیزی از جایگاه مثبت نوشته ها در این رابطه کم نمی کند. رهبری حزب در برخورد به این اختلافات دو بار اشتباه کرده است، بار اول در جریان بروز اختلافات قبل از کنگره اول، بار دوم  در برخورد به اختلافات و گسترش ان در دوره بعد از کنگره. این جریان آزمونی برای رهبری حزب و چگونگی برخورد به اختلاف نظر در حزب بعد از منصور حکمت بود. </p><p>امتداد این روش برخورد رهبری حزب درمتن تعدادی از قرارهای پیشنهادی به پلنوم 7، در نحوه طرح علنی این اختلافات بطور غیر مستقیم و از پهلو و در قالب این قرارها خود را نشان میدهد. قرارهای پیشنهادی اولین عکس العمل علنی و رسمی روبیرون جمعی از رهبری حزب در رابطه با اختلافات جاری است. من  بسیار فشرده به نکاتی در همین محدوده اشاره میکنم. هدف این نوشته ارزیابی از کلیت این ماجرا و حتی در سطح محدودتری ارزیابی از پروسه طی شده آن در محدوده کمیته مرکزی و جمع رفقایی که اختلاف سیاسی با حزب دارند نیست.</p><p> گفتم بعضی از اعضای حزب متوجه ربط این قرارها با آن اختلافات هستند، اما اکثریت اعضای حزب، و در بیرون از حزب اشخاص علاقه مندی که مسائل سیاسی و رویدادهای مربوط به احزاب را تعقیب میکنند با خواندن قرارهای پیشنهادی، متوجه وجود مشکلات و موضوعی در حزب میشوند که از دید امضا کنندگانش چنین قرارهایی را ضروری  کرده است. در حالیکه خود آن موضوع گم و نا پیدا است. به مجموعه قرارها دقت کنید گرایش موهوم و شبح مانندی را در مقابل حزب می بینید. گویا این شبح دست به اعمالی خلاف حزب و اصول حزبیت میزند و پیشنهاد دهندگان قرار کمرهمت به نجات حزب بسته اند و با دادن قرار میخواهند برخورد &quot;قاطعانه&quot; به آن انحرافات بکنند. این احکام وقتی صادر میشود که نه جامعه و حتی نه اعضای حزب بدرستی از ماجرا مطلع نیستند. اشکال اصلی این متد برخورد، فقط  قطع مباحث بسرانجام نرسیده سیاسی و روند ناقص آن بوسیله احکام تشکیلاتی نیست. احزاب سیاسی نمی توانند مدتهای طولانی خود را سرگرم جدل درونی کنند، باید تلاش کنند در حد اقل زمان ممکن هر بحث و جدل سیاسی را به نقطه ای برسانند و حزب را روی وظایف سیاسی خود ببرند، از این نظر ایرادی به این جهت وارد نیست. ایراد به سنتی است که در جریان این اختلافات به تعریف دیگری از حزب سیاسی و مبانی ان و تئوری تشکیلات پرو بال داده است، ایراد به تصویر سازی غیر واقعی از مخالفین سیاسی در قالب قرارتشکیلاتی و همزمان درز گرفتن اتوماتیک وار نقش تعداد معینی از رهبری حزب در ایجاد شکاف در حزب است. رسالت قرارها، از این نظر، در متن بی خبری بدنه کادری حزب و تمامیت تشکیلات حزب و جامعه از اختلافات موجود،  به نرم تبدیل کردن  این روشها و پایه گذاشتن سنتی در حزب است که سنت کمونیستها نیست. امضا کنندگان قرارهای پیشنهادی با این حرکت تاوان ضعف وناتوانی و نتایج عملی سنت خود را به گردن جریان انتقادی آویزان می کنند و فرهنگ ضد انتقادی درحزب را قوام می دهند. منشاء این سنت تشکیلاتی، سیاست و سنت سیاسی چپ آشنایی است که عمری را همه ما با ان سر و کله زده ایم که البته این سطح دیگری از بحث این ماجرا است که مورد نظر این نوشته نیست.</p><p> مشکل تا کنونی ما در حزب موازین نوشته شده اش نیست، تعریف دلبخواه از این موازین و مهم تر از این میدان داری سنت و روشهای نوشته نشده ای است که برای اولین بار در متن و روح حاکم بر اکثریت قرارهای پیشنهادی جمعی از رهبری، شکل کتبی هم بخود گرفته اند. اگر هم، این اختلافات پیش نمی امد، طبیعی بود که نویسنده و یا نویسندگان چنین قرارهایی برای ساختن حزب مورد نظر خود و حرکت در جهت کندن حزب از سنت تاکنونی کمونیسم منصور حکمت، مضمون چنین قرارهایی را تحت شرایط دیگری تدوین میکردند. بنابراین خطاب اصلی قرارها  که ظاهرا من و تعداد دیگری هستیم، در اساس حزب و تمام اعضای ان و مبانی اصول حزبیتی است که منصور حکمت سنتهایش را تثبیت کرده است. </p><p>اگر این قرارها در شرایط دیگری پیشنهاد می شد، در بطن این کشمکش معین طرح نمی گشت، یا اینکه بدنبال ارزیابی رسمی کمیته مرکزی حزب و به سرانجام رساندن سرنوشت این مباحثات از نظر رهبری حزب، نه حتی از نظرجریان انتقادی، داده میشد، نقدها بعنوان نقد به حساب می آمد و بخشی از این ایرادات و نگرانی از شکاف در رهبری حزب جا نداشت. اکنون اختلاف نظر هست، مباحث در هیچ سطوحی از تشکیلات و مخصوصا در مرکزیت آن به جایی نرسیده است و با قرار وارد شدن در وسط یک دعوای سیاسی نا تمام و ناشناخته برای حزب و جامعه، اشتباه محض است و دسته بندیهای درون رهبری حزب را تشدید می کند. در سطح دیگری، قرارهای پیشنهادی رابطه و مرزحزب با جریان انتقادی فعلی و هر مخالف احتمالی دیگری را از نظر هر دو طرف سیاه و سفید کرده است و میدان اتهام و مارک زنی را باز کرده است و در نتیجه ادامه کاری و فعالیت این جمع معین در حزب سخت تر میشود. هنوز قرارها تصویب نشده اند، رفیقی در مسئولیت کلیدی یکی از ارگانهای اصلی رهبری حزب از آن روحیه گرفته است، افتخار مارک زنی و تهدید و نهایت اتهامات ممکن در یک حزب سیاسی را طی نامه رسمی تقدیم ما کرده است.   </p><p> وقتیکه جمع امضا کنندگان قرارهای پیشنهادی نیاز آنچنانی به متقاعد و همفکر کردن بقیه اعضای مرکزیت حزب نمی بینند، احکام تشکیلاتی را جلو مباحث و خط و خطوط انداخته اند، دانسته یا ندانسته دارند بمثابه جمع و فراکسیونی اعلام نشده ای در مقابل بقیه مرکزیت حزب عمل می کنند و در نتیجه باید انتظار تقابل جمعی را داشته باشد و سطحی از کشمکش جمع های موافق و مخالف قرار به حزب تحمیل میشود که غیر لازم و قابل اجتناب است. این روش صدور و ارائه  قرار در حزبی که مشکل دارد، بضرر انسجام مرکزیت و به تبع آن کل حزب است. در چنین شرایطی درست تر بود نویسنده هر قراری بنام خودش قرار و قطعنامه به پلنوم پیشنهاد کند، این واقعی تر است و فضای باز و راحت تری در مباحث بوجود می آورد.  حتما جواب این است که این حزب سیاسی است، حزب مصوبات و قرار و قطعنامه ها است و برای اینها رای گیری میشود و آدمها بالغ و عاقلند و کسی مخالف است رای ندهد و غیره. این جوابی است قانونی و درست و در نگاه اول کامل به نظر میرسد و ظاهرا ایرادی به آن نیست. اما این جواب در هر حزبی سیاسی و بخصوص در این حزب معین جواب نیست، سیاستی است که زحمت هم نظر و متحد کردن بالای حزب را بخود نمیدهد، ادای حزب سیاسی در آوردن را به جای تلاش برای آن میگذارد و دارد در احکام تشکیلاتی حزب سیاسی را جستجو میکند. چنین روشی به جای منسجم کردن حزب و مرکزیت ان جمع محدودی از بالای حزب را بدور هم فشرده میکند. اکنون قرار و قطعنامه محور است و طوری از آن بحث میشود که انگار پی بردن به خاصیت مصوبات و جایگاه آن ابتکار و بدعت و نو آوری حزب ما در این دوره است. مگر ما از دوره حزب کمونیست ایران تا حزب کمونیست کارگری ایران دوره منصور حکمت، حزب قرارها و مصوبات نبوده ایم؟ مگر منصور حکمت و همه ما همیشه نگفته ایم که اشکال ما در کمبود قرار و قطعنامه نیست و اشکال در وجود سنت و گرایشاتی است که تحت شرایط های مختلف سیاسی به اشکال گوناگونی در حزب منعکس میشوند؟ چرا امروز  قرار و قطعنامه دارد مترادف با حزب سیاسی و تا حد جایگزینی حزب سیاسی تقدیس میشود و بحث سنت و گرایش و مکانیسم های رسیدن به حزب سیاسی و تلاش عظیم و همه جانبه ای که از ما می طلبد، در میان نیست؟ نشان دادن قطعنامه و مصوبات بعنوان فاکت تبدیل حزب به حزب سیاسی بیان سطحی نگری عمیقی در حزب است و این متد بطور نا مناسبی حزب را از خود راضی نگاه میدارد، آن را در جدل با سنتهای غیر کمونیستی در جامعه  و درون خود بی خیال میکند، تصویر غیر واقعی و نازلی از گذشته سنت حزبی ما بدست میدهد. </p><p>حزب بدون قرار و قطعنامه و مصوبه حزب نیست، این درست، اما تمام هنر رهبری این است حزب را تا حد امکان بدور آن مصوبات متحد و شاداب نگاهدارد و به اندازه جایگاهی که قرار و قطعنامه دارد بر دوش آنها بار بگذارد. رمز موفقیت رهبری حزب حکمتیست بعد از منصور حکمت در گروه گسترش و استحکام روشی در رهبری حزب است که دخالت هر چه بیشتر کادرها در امور حزب و سیاستهای آن را تضمین کند و بهر درجه ای اکثریت بالاتری از کادر و اعضای حزب احساس کنند در مشکلات و هدایت به پیش بردن حزب سهیم اند و دخالت دارند فاکتی است قوی از شیوه درست رهبری در حزب. حزب مهم است، همیشه مهم است و بخصوص در این دوره که جدل های سیاسی و طبقاتی به خیابانها کشیده شده است، آن کسی رهبر است، آن مرکزیتی سیاسی و تیز است که در درجه اول حزب، در درجه دوم حزب، در درجه سوم حزب و  انسجام آن را بعنوان ابزار شرکت در این جنگ و جدال طبقاتی متحد و رزمنده نگاه دارد تا بتواند نقش مثبتی بحال جامعه و طبقه کارگر و مردم ایفا نماید. <br /> <br />نگاهی مختصر به چند قرار!</p><p>محتوا و جهت عموی قرارهای پیشنهادی، ست آپ دیگری به حزب میدهد و با افق ساختن حزب بزرگ و توده ای که به کسب قدرت سیاسی چشم دوخته است خوانایی ندارد. این شیوه ها برای جمع و جور کردن یک حزب معمولی که فقط میخواهد &quot;باشد&quot; عالی است. آن سیستم خرده بورژوایی و چپی که فکر می کند هر مخالفت و جریان انتقادی اوضاع را بهم میریزد و جریان بر وفق مراد به پیش نمی رود، از جدل نظری عصبانی است. تصویب این قرارها، پروبال دستاوردهای تا کنونی ما و مصوبات قبلی حزب در پلنوم دهم دوره منصور حکمت و متمم اصول سازمانی مصوب دفتر سیاسی حزب حکمیست را قیچی میکند و غلظت شرط و شروط فعالیت هر جریان انتقادی در حزب را بطور نادرستی بالا برده است. بعضی از قرارها فرموله کردن مباحث و ذهننیت های محفلی درون تشکیلات راجع به این اختلافات و ارتقای آنها تا سطح اصول و موازین است.</p><p>در&quot; قرار شماره 1- قرار در مورد تضمین وحدت اراده در حزب&quot; در چندین بند و در مقدمه بعد از بندها سطوح مختلفی از بحث های جداگانه مربوط و نا مربوطی را با هم قاطی کرده است تا بگویند حزب &quot; کمترین تحمل را در زیر پا گذاشتن مقررات، روش ها و تصمیات مصوب حزبی را دارد.&quot; در زیر تیتر نتیجه گیری این قرار جمله بالا را نوشته است. &quot;کمترین تحمل&quot; محور و پیام اصلی و فلسفه این قرار است. این قرار، جایگاهی بجز بیان علنی عصبانیت امضا کنندگان آن بر اساس ذهنیت و نظرشان در تقابل با جریان انتقادی رفقای دیگر ندارد. اصول سازمانی حزب و مصوبات حزب در کلیت خود و بطور مشخص در رابطه با زیر پاگذاشتن مقررات حزبی بندهای صریح و روشن دارد. اگر حزب اضافه کردن بندی به آن اصول سازمانی را ضروری میداند خود بند را طرح کند. اعلام عصبانیت حزب رو به جامعه لازم نیست. کارکرد دیگر و فوری این قرارکشیدن انگشت اتهام  بطرف تعداد معینی است.</p><p>&quot;قرار شماره 5-  مقررات تکمیلی در مورد ایجاد فراکسیون&quot;، قرار و مقررات محال کردن تشکیل فراکسیون در حزب است. خاصیت این قرار پس گرفتن آن حق و حقوقی است که متمم اصول سازمانی حزب در مورد تشکیل فراکسیون برسمیت شناخته است. بندهای 3 و 4 این قرار راه تفسیر و مانع تراشی در راه ایجاد فراکسیون به بهانه های گوناگون را باز کرده است که میشود ماهها و سالها از تصویب فراکسیون به بهانه ناقص بودن پلاتفرم سیاسی آن و ....جلوگیری کرد. فراکسیون که در واقع تضمین حق انتقاد از جانب اقلیت حزب است، به این ترتیب به امری محال تبدیل شده است، چرا که طبق این قرار این نه خود کسانی که میخواهند فراکسیون تشکیل دهند، بلکه اکثریتی که حزب را در دست دارند تعیین میکنند که فراکسیون چگونه است. در بند 7، فراکسیون و مرکزیت حزب بعنوان دو فراکسیون در مقابل هم تعریف شده اند و رای گیری جلسات بر حسب تعلق فراکسیونی  صورت میگیرد. در این صورت در هر رای گیری، تعداد آرا طرفین از قبل مشخص است، اگر نتیجه رائیها خلاف این از کار در آمد معلوم میشود کسی و یا کسانی در آن جلسه قرار را نقص کرده است. چه برخوردی به رای دهنده ای که قرار را زیر پا گذاشته است میشود، چگونه شخص نقص کننده این قرار در رای گیری مخفی پیدا می کنید و در نتیج این قرار بازار حدس و گمان  و شک کردن گرم میشود برای کشف رای دهنده خاطی کشف براه می افتد. اگر عضوی از این دو فراکسیون، رفیق دیگری خارج از فراکسیون خود را برای انجام کاری و مثلا انتخاب در دفتر سیاسی را مناسب تر از عضو هم فراکسیونی خود دانست باید خلاف نظر خود و خلاف مصلحت حزب رای دهد و تابع این مقررات قرار باشد؟ این چه قرارو سیاستی است که بوسیله احکام نظر و رای افراد را رقم میزند؟ این قرار از موضع کسی که فراکسیون مرکزیت حزب را همیشه اکثریت و محق میداند و فراکسیون مقابل را نا حق و همیشه اقلیت به حساب میآورد نوشته شده است. این قرار تشکیل فراکسیون نیست، قرارجنگ تن به تن کادر و اعضای حزب تا دو تکه کردن حزب در صورت تشکیل فراکسیون است. </p><p> &quot;قرار شماره 7 در مورد نحوه پیش برد اختلاف نظر در حزب&quot; <br />این قرار در رابطه با اختلافات جاری درون حزب و بر اساس تصویر و روایتهای خودبخودی که توسط محافل در تشکیلات شکل گرفت و از طرف تعدادی از امضا کنندگان قرار باد زده شد تنظیم شده است. خطاب این قرار جریان انتقادی درون حزب و تصویر سازی کاذب و غیر واقعی از آن است.<br /> <br />در بندهای 2 و 3 قرار به &quot;تحریم فعالیت در ارگانهای حزبی...&quot; و  به &quot;تبلیغ و تشویق تحریم نشست ها،..&quot; به عنوان یک شیوه اعتراض انحلال طلبانه و ضد حزبی اشاره شده است. اینجا اعلام می کنم که تحریم فعالیت هیچ ارگانی و تشویق به تحریم هیچ نشستی از طرف هیچکسی صورت نگرفته است. منشا این احکام کاندید نشدن من و ایرج فرزاد در کنگره برای کمیته مرکزی حزب و شرکت نکردن ما در جلسه شورای کادرهای کردستان و کمپینی است که حول این دو موضوع علیه ما براه اندخته شد. ما در یک کنگره علنی و قانونی خود را کاندید نکردیم، گناه کردیم و توضیحی لازم دارد تا بگوئیم این حق ما است؟ این چه فرهنگ سیاسی و سنتی است که بخاطر این تصمیم علیه ما فضا سازی کرد و گوشه و زوایای تشکیلات را با  آن مسموم کردند و امروز بنام &quot;تحریم فعالیت در ارگانهای حزبی&quot; از آن اصول و قطعنامه در میآورند؟ بعد از کنگره استعفای خود از کمیته کردستان را طی نامه ای به این کمیته دادیم و پس از یک کش و قوس بالاخره رسما پذیرفته و ثبت شد حالا چرا بنام تحریم نشست ها قرار میشود؟ ما عضو این ارگان نبودیم و مانند بقیه در آن شرکت نمی کنیم، ایرادی هست؟ وانگهی ما به این شیوه رهبری و بعضی ازسیاستهای حزب انتقاد جدی داریم، مگر اختلاف داشتن این تاوان را دارد، چرا یک بار بخاطر عضو نبودن در کمیته مرکزی و کمیته کردستان و بار دیگر بخاطر شرکت نکردن در جلسه ای که مربوط به ما نبود علیه ما کمپین میشود؟ خاصیت این قرار برجسته کردن مقطعی از پروسه این اختلافات در نیمه راه آن بر اساس تصویر غیر واقعی  است بمنظور فاکتور گرفتن نقش مسببین اصلی اوضاع فغلی. </p><p>خارج از ما، این قرار رو به تشکیلات قانونی و علنی است برای فعال در شرایط مخفی و کارگری که به هزار و یک دلیل نمی تواند به جلسه بیاید بدرد نمی خورد. اگرفرد دیگری مایل به فعالیت در ارگانی نبود و یا بدلایلی در نشستی شرکت نکرد و دلایل دیگری در توجیه حرکت خود آورد چگونه خلاف آن را ثابت می کنید؟ اگر گفت مریض بودم، کار داشتم، ترافیک بود و.. توجیهاتش قبول است؟ بند یک این قرار تناقض و ناروشنی های زیادی دارد و امکان هر نوع تفسیری و کار بردی را باز کرده است. از طرفی به قابل تعمیم بودن روش فردی و جمعی مخالف سیاسی تاکید دارد و از طرف دیگربر نتیجه روش فرد و جمع تاکید می کند که باید نتیجه اقدام طرف حزب را تحکیم و تقویت کند. اگر موارد غلط، غیر قابل تعمیم از نظر این قرار مشخص نباشد، قبل از هر چیزی تعریف ازقابل تعمیم و غیر تعمیم و به نفع حزب است و یا بضرر حزب مورد نزاع و کشمکش بی انتهایی در حزب میشود. بسیاری ازحرکات سیاسی آنی و فکر شده و نشده هست که قابل تعمیم نیست و رویدانشان طبیعی و حتی مثبت است. بعلاوه پیش میآید که یک حرکت غیر قابل تعمیم  سیاست و جواب درستی برای یک هدف محدود سیاسی است و نباید بنام قابل تعمیم ابتکار و تشخیص افراد را فیکس کرد. اگر کسی در جلسه ای از روی عصبانیت بیرون رفت حرکتش قابل تعمیم نیست و طبق این قرار ضد حزبی و انحلال طلب می شود. بعلاوه طبق اصول سازمانی حزب عضو حزب اصلا موظف به شرکت در هیچ جلسه حزبی نیست. اگر به دلایل دیگری، از جمله نقش رهبری حزب، شرکت اعضا و کادرها در نشستهای حزبی افت کرده باشد، به جای یافتن ریشه های بی نقشی رهبری، اصولی نیست که تعدادی از منتقدین سیاستهای حزب، محملی برای سرپوش گذاشتن بر ضعف و کمبودهای رهبری حزب و کاهش اتوریته معنوی آن در حزب معرفی شوند. </p><p>ایراد به این قرارها بسیار بیشتر از این است، قرار پیشنهادی و علنی رفقا آذرمدرسی و خالد حاج محمدی برای تقبیح ایرج فرزاد و عبدالله شریفی و نوشته محمد فتاحی در نقد نوشته ایرج دقت و احساس مسئولیت بیشتری از همه ما و مخصوصا از کمیته مرکزی حزب در این پلنوم طلب می کند. </p><p>مجیدحسینی<br /> <a href="mailto:majid.hosaini@gmail.com">majid.hosaini@gmail.com</a></p><p />]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title> در جواب به مصاحبه کورش مدرسی در نشریه پاسخ!</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.mobarez-k.com/asnad/2007/09/post_1.html" />
   <id>tag:www.mobarez-k.com,2007:/asnad//4.46</id>
   
   <published>2007-09-04T18:19:22Z</published>
   <updated>2007-09-04T18:21:15Z</updated>
   
   <summary>ما، امضاء کنندگان این یاداشت، طی اطلاعیه ای کوتاه مورخ 22 ژوئن 2007، در کمال متانت کناره گیری خود را از حزب حکمتیست به جامعه اعلام کردیم. در ان اطلاعیه وارد دلایل استعفای خود، اختلافات سیاسی ما با این حزب،...</summary>
   <author>
      <name>asad</name>
      
   </author>
         <category term="مطلب" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.mobarez-k.com/asnad/">
      ما، امضاء کنندگان این یاداشت، طی اطلاعیه ای کوتاه مورخ 22 ژوئن 2007، در کمال متانت کناره گیری خود را از حزب حکمتیست به جامعه اعلام کردیم. در ان اطلاعیه وارد دلایل استعفای خود، اختلافات سیاسی ما با این حزب، سابقه و پروسه ای که این اختلافات از سر گذرانده، نقش و جایگاه این کادرها و مسیری که این حزب میرود نشدیم. 
      <![CDATA[<p>زیرا ما به تصمیم به استعفای خود و رفقای باقی مانده در ان حزب و انتخاب سیاسی هر دو طرف بطور واقعی احترام قائلیم. <br /> ما در نهایت احساس مسئولیت انقلابی و کمونیستی استعفا از ان حزب را دستمایه کمپین تبلیغی علیه آن حزب قرار ندادیم. میخواستیم در عمل و نه با ادعای صرف، حق انتخاب و اختیار انسانها برای ماندن و یا بیرون آمدن از احزاب را رعایت کنیم. میخواستیم با سنت چپ سنتی در پرچم کردن استعفا به ابراز وجود سیاسی به هنگام ترک احزاب از یک طرف، از طرف دیگر با مارک زدن و تصویر سازی و هتک حرمت کمونیست ها و آنکسانی که از جریانات سیاسی جدا میشوند مرزبندی قاطع کنیم. پرنسیپ و رعایت اصول و اخلاق متداول به ما حکم میکرد که اعلام استعفای خود از ان حزب را با اختلافات سیاسی با آن کاملا از هم جدا کنیم و بعد از اتمام این پروسه جدایی در فضای دیگری به اختلافات و جدل سیاسی بر گردیم. به این دلیل بدون اینکه وارد مضمون اختلافات گردیم در یک جمله کوتاه اعلام کردیم که از حزب حکمتیست استعفا داده ایم.<br /> <br />اما بدنبال استعفای ما، رفیق کورش مدرسی لیدر ان حزب در مصاحبه با نشریه پاسخ تحت عنوان&quot; مصاحبه در مورد کناره گیری تعدادی از اعضای کمیته مرکزی&quot;، خلاف روش ما عمل کرد و حتی به گفته های خودش در همین مصاحبه وفادار نماند و در توضیح این جدایی به همان روال سنتی ومعمولی تصویر سازی از ما پناه برد. به جدایی ما برخورد ایدئولوژیک کرد و تصویر کاذبی از ما و این کناره گیری به تشکیلاتش داد. در ابتدا خواننده این مصاحبه تصور میکند ما از این حزب دلخور شده ایم و قهر کرده ایم و فکر نمی کند این کادرها سیاسی اند و با این حزب اختلاف سیاسی جدی و کشمکشی داشته اند که نزدیک به یکسال از عمر آن میگذرد. فکر نمی کند به اندازه حجم یک کتاب در این رابطه نوشته درونی رد و بدل شده است. بعدا در آخر مصاحبه علل جدایی را به دو فاکتور اوضاع سیاسی و مسئله &quot;تحزب کمونیستی&quot; انتقال داده است. تصویر این است که ما با ضبط و ربط حزبی مشکل داریم و اوضاع سیاسی در ما تردید بوجود آورده است.! این تصویر سازی از ما غیر مسئولانه، پوچ و سبک است و هر چه هست بحث سیاسی نیست. اینها انگ ها و ترندهای رایج و دم دست جریانات سنتی &quot;چپ&quot; و احزاب ناسیونالیست کرد است که به روی مخالفین خود پرت میکنند و احزاب کردی ان را بنام&quot;آش بتال&quot; مینامند. در مقابل این تصویر سازیها ما نیازی به هیچگونه جواب و دفاعی از خود نداریم و این مصاحبه گوشه کوچکی از مشکل ما در ان حزب را بر ملاء میکند. کورش مدرسی باید بداند راه انسجام دادن به تشکیلات از مسیر بد نامی کمونیستها بنام &quot;قرار دفاع از حرمت&quot; و انگ زدن به انها بنام اوضاع سیاسی و حزبیت نمیگذرد و از این بابت متاسفیم. </p><p><br />پروین معاذی، اسد نودینیان، عبدالله کهنه پوشی، رستم گودرزی، محمود رضا طاهری، نسان نودینیان، مجید حسینی!<br />27 ژوئن 2007</p><p> </p><p> </p><p />]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>جهت اطلاع عموم</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.mobarez-k.com/asnad/2007/09/post.html" />
   <id>tag:www.mobarez-k.com,2007:/asnad//4.45</id>
   
   <published>2007-09-04T18:16:24Z</published>
   <updated>2007-09-04T18:17:28Z</updated>
   
   <summary>بدينوسيله به اطلاع مردم، دوستان و آشنايان و رفقا ميرسانيم که ما امضا کنندگان اين نامه از عضويت در حزب کمونيست کارگری ايران- حکمتيست استعفا داده ايم. ۱- نسان نودينيان ۲- رستم گودرزی ۳- عبدالله کهنه پوشی ۴- محمود رضا...</summary>
   <author>
      <name>asad</name>
      
   </author>
         <category term="اطلاعیه" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.mobarez-k.com/asnad/">
      <![CDATA[<p align="justify">بدينوسيله به اطلاع مردم، دوستان و آشنايان و رفقا ميرسانيم که ما امضا کنندگان اين نامه از عضويت در حزب کمونيست کارگری ايران- حکمتيست استعفا داده ايم. ۱- نسان نودينيان ۲- رستم گودرزی ۳- عبدالله کهنه پوشی ۴- محمود رضا طاهری ۵- اسد نودينيان <br />۶- مجيد حسينی - ۷ پروين معاذی                                           ۲۲  ژوئن ۲۰۰۷</p><p align="justify" /><p align="justify" /><p align="justify"> <br /></p>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>بدون شرح!</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.mobarez-k.com/asnad/2007/09/post_11.html" />
   <id>tag:www.mobarez-k.com,2008:/asnad//4.961</id>
   
   <published>2007-09-04T10:17:12Z</published>
   <updated>2008-12-10T09:15:55Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name>asad</name>
      
   </author>
         <category term="مبارزان کمونيست" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.mobarez-k.com/asnad/">
      
      <![CDATA[<p align="justify">با درج دو نوشته، &quot;مش قاسم&quot; و&quot; &quot;مبارزان کمونست؟؟؟&quot; گریزان از تحزب کمونیستی !! تکرار به صورت طنز&quot;  توجه عموم را به رها شدن نیرو و استعداد ها و جولان و عربده کشی این فرهنگ سیاسی در حزب حکمتیست جلب میکنیم. آیا رفقای کمونیست در ان حزب مرعوب این فرهنگ خواهند شد و با آن کنار خواهند آمد؟</p><p align="justify">مسئول سایت اسد نودینیان <br />9 سپتامبر 2007</p><p align="justify">مش قاسم های ٨٦ و حکایات جنگ کازرون<br />مش قاسم نماینده درجه چندم بپایان رسیدن دوره اشرافیت در ایران بود. مش قاسم که ابتدا در کنار دایی جان ناپلﺋون امکان نقل رشادتهایش در جنگ های کازرون و ممسنی را داشت٬ به تدریج با قبول نقشش از طرف دایی جان٬ دینامیک شخصی خود را پیدا میکند و مستقلا به شرح جنگ هایش علیه &quot;انگلیسی ها&quot; میپردازد. در رمان ایرج پزشکزاد آشنا شدن با شخصیت مش قاسم خالی از لطف نیست. دیدن مش قاسم های سال ٨٦ اما ترحم برانگیز است.<br />مش قاسم های سال ٨٦ هم دلیل پایان چیزی هستند. به همان درجه که خود مش قاسم واقعی سر در نمیاورد که &quot;جریان چیست؟&quot; از مش قاسم های امروزی هم شاید نباید انتظار زیادی داشت که تا بفهمند چه خبر است! واقعیت اما هنگامی که با درجه ای فاصله به مش قاسم های سال ٨٦ نگاه میکنید٬ روشن میشود.<br />دنیایشان خراب شده است. به بن بست رسیده اند. حرفی برای زدن ندارند٬ آژیتاسیون های کم ویتامین شان هم خودشان را هم سر حال نمیاورد٬ کسی &quot;حسابشان&quot; نمیکند٬ دست در گردن هم از این کمپین به آن کمیپن با هم قدم میزنند و در محفل &quot;خودمانی&quot; شان لعنت میفرستند و بی مایه تر از همیشه ایستاده اند و بر بر به دنیا و مافیها نگاه میکنند و نمیفهمند که چه خبر است؟ دنیایشان خراب شده است. اگر برای مش فاسم واقعی &quot;انگلیسی ها&quot; به طبع احساس دشمن یابی دایی جان دلیل همه چیز بودند٬ برای مش قاسم های ٨٦ &quot;کورش مدرسی&quot; دلیل همه چیز است.<br />اگر اطاق نشیمن دایی جان و یا مهمانی های خان داداش٬ میدان نقل رشادت های مش قاسم بود٬ میدان رشادت مش قاسم های ٨٦ اما سایت های اینترنتی است که فعلا شاید مقالاتشان را چاپ میکنند. اگر چشمان حیرت زده و گاها خندان شنوندگان٬ مش قاسم را تشویق به ادامه شرح داستان میکرد٬ مشق قاسم های سال ٨٦ پشت مونیتورهایشان خودشان خودشان را &quot;گرم&quot; میکنند و به هیجان میایند. با این حال قبول کنید که دنیای مش قاسم واقعی به هر حال رﺋال بود. دنیای مشق قاسم های ٨٦ اما؟<br />اگر دشمنی دایی جان و به طبع او مش قاسم با &quot;انگلیسی ها&quot; دلیل نقش واقعی بود که دولت انگلیس در سیاست آن روز ایران ایفا میکرد٬ دشمنی مش قاسم های ٨٦ هم به همان درجه دلیل نقش سیاسی است که &quot;کورش مدرسی&quot; در دنیای امروز سیاست ایران دارد. انتظار نداشته باشید که مشق قاسم های ٨٦ این را بفهمند٬ همانطور که مش قاسم اصلی٬ طفلک نمیفهمید که چرا؟<br />نگاهی به مشق قاسم های سال ٨٦ همانطور که گفتم ترحم برانگیز است.<br />یکی از آن ها بعد از سال ها برای جلو زدن از &quot;بقیه&quot; در نقد منصور حکمت و کمونیسم کارگری٬ به دفتر خاطراتش رجوع کرده و با رشادت زیاد نشان میدهد که این &quot;کورش مدرسی&quot; از همان روز اول &quot;دشمن بود&quot;. یکی دیگرشان که جواب این طرف را میخواهد بدهد و بدبختانه قصد دفاع از منصور حکمت را ظاهرا دارد٬ با مراجعت به دفتر خاطرات خودش نقل میکند که خیر٬ خود شما یه چیزیت بود و شروع به تعریف جنگ ممسنی میکند که در کجا این طرف چه گفته. طرف ما هم البته برای اثبات حرفش به جنگ کازرون قبلا مراجعه کرده است و صد البته در واقعی بودن دفاتر خاطرات هیچکدامشان شکی نباید کرد!<br />یکی دیگرشان رفته و سیاست را کنار گذشته٬ بعد از چندی در سایت های اینترنی علیه &quot;کورش مدرسی&quot; اطلاعیه میدهد و شرح رشادت های خودش را در جنگ های کازرون و ممسنی علیه &quot;کورش مدرسی&quot; مینوسید و ضمنا اعلام میکند که با حکایات مش قاسم بغل دستی اش هم موافق است!<br />یکی دیگرشان در حیاط را بسته است و رفته خانه و مشغول نوشتن &quot;مقالاتی&quot; است. &quot;مقالاتی&quot; که همه و همه شامل چه جنگهایی هستند که او یک تنه علیه &quot;کورش مدرسی&quot; نکرده است.<br />یکی دیگرشان که مدت هاست &quot;انگلیسی ها&quot; را پیدا کرده است٬ هر از گاهی که پشت مونیتورش &quot;گرم&quot; میشود٬ سعی میکند توضیح دهد که چرا ممسنی و چرا کازرون؟. در خلوت خودش هم با کسی که او را نشناسد البته صد مدال هم به خودش برای بودنش با &quot;کورش مدرسی&quot; به خودش میدهد.<br />یکی دیگرشان.........<br />داستان های جنگ های ممسنی و کازرون اما اگر برای شنوندگان ده باره مش قاسم واقعی تکراری اما خسته کننده نبودند٬ داستان های مش قاسم های ٨٦ اما دیگر رقت انگیز است.<br />مش قاسم های ٨٦ نقد سیاست های حزبی که &quot;کورش مدرسی&quot; درستش کرده است را نمیکنند. نقد لشکری ازلایق ترین کمونیست هایی که در ایران با این حزب هستند را نمیکنند٬ مش قاسم های ما محتاج شیطان &quot;کورش مدرسی&quot; هستند٬ به آن محتاجند تا بن بست خود را پنهان کنند.<br />&quot;کورش مدرسی&quot; بدلیل نقشی که در سیاست امروز ایران دارد٬ جای خود را با &quot;انگلیسی ها&quot; عوض کرده است.<br />برای کورش بابت این همه بذل توجه مش قاسم های ٨٦ به او٬ آرزوی صبر و شکیبایی میکنم.<br />کسی داستان های مش قاسم های ٨٦ را میخواند؟ ابدا بجز چند سایت اینترنتی و ارسال &quot;مراسلاتشان&quot; به هم دیگر کسی حکایاتشان را نمیخواند. کسی مش قاسم های ٨٦ را میشناسد؟<br />شاید شما بشناسید:<br />هر کجا هستید٬ صمیمانه دستی به سرو روی مش قاسم های ٨٦ بکشید. آن ها را نیازارید٬ نوازششان کنید و به آن ها بگوﺋید: &quot;مش قاسم جان! ول کن بابا! دیگه داری خودت را مسخره میکنی!&quot;<br />Posted by بهرام مدرسی at 17:05 | Permanent <br />&quot; مبارزان کمونیست؟؟؟&quot; گریزان از تحزب کمونیستی!! تکرار تاریخ به صورت طنز<br />عباس رضایی<br /><a href="mailto:abbas_rezaei2004@yahoo.com">abbas_rezaei2004@yahoo.com</a><br />امروز سایتی اینترنتی ناگهان معرفی می شود، اسم این سایت &quot;مبارزان کمونیست &quot; می شود!! و اما سوال اینجا است که فلسفه بوجود آمدن این سایت چیست؟ در بررسی این سایت انگیزه بو جود آمدن آن کاملا معلوم می شود. از 12 مطلب نوشته شده در این سایت 10 مطلب در نقد حزب حکمتیست است، البته این خوش بینا نه ترین دید است! چرا که از این 10 مطلب شاید فقط یکی یا دو تای نقد باشد! بقیه عقده های شخصی است که در قالب فحش نامه های به کورش مدرسی به اسم مطلب یا مقاله بروی این سایت قرار گرفته است.<br />سایت یا جریانی که در بدو تولد، خود را به عنوان اپوزسیون یک حزب معرفی کند، معلوم است سر انجام به کجا خواهد رفت.<br />این تجربه را چنان که در نوشته پیشن خود(نا امیدی ،چ