یاشار سهندی-ساکت و گر نه موجب واکنش می شود!

ساکت و گر نه موجب واکنش می شود!

یاشار سهندی

 

بالاخره زد یکی از  “کار آفرینان موفق” و البته محترم حرف دل همه کارفرمایان محترم جهان را مکتوب کرد و به شکل کتابچه قوانین در آورد و صادقانه اولش نوشت ما هیچ تضمینی از کارگر مانند سفته و چک نمی خواهیم ولی همین که قرارداد را امضا کرد هر عمل اش موجب واکنش وعکس العمل ما میشود و همه چیز زیر نگین انگشتر حاج خلیل است وای به حالی کسی که در مورد قوانین که ما خود میدانیم ناعادلانه است هر کس یک به دو بکند اخراج است. حاج خلیل آنقدر زمان برایش مهم است که حتی درخواست مرخصی چون موجب اتلاف وقت و هدر دادن انرژی میشود مبلغی از حقوق کسر میشود چون درکارخانه ایشان جای برای یللی و تللی نیست و ایشان “آدمی است بسیار جدی” و معتقد به حرام وحلال خدا و شکر گذار ذات اقدس الله ، برای همین هر کس در خواندن نماز اهمال کند ١٢٠هزار تومان جریمه خواهد شد.

خبر جریمه ١٢٠ هزار تومانی نماز نخواندن کارگران در شرکت چسب هل و قوانین شخصی کارفرمای چهره سرمایه داری را به عریان ترین شکل آن به نمایش گذاشته است. وزارت کار به “مسئله ورود” کرده و درخواست کرده بنری که وعده جریمه برای نخواندن نماز داده شده است پایین آورده شود و بنری از سخنان ائمه اطهار نصب گردد که بر اهمیت نماز گفته اند اولین سوال در روز قیامت در مورد نماز است و معلوم است چنانچه بلد نباشی جهنم با همه عذابهایش که پیامبران خدا وعده داده اند منتظر مومنین است و ضمنا انجمن صنفی هم تشکیل شود! البته باز نه هر انجمن صنفی؛ بلکه آن انجمنی که وزارت میگوید، در غیر این صورت یا بر پشت فعالینش شلاق می نشیند و یا مانند رضا شهابی هر چند زندانش تمام شده اما دوباره به ستم کاری تمام به زندان برش می گردانند.

وزارت کار یک کلام نگفته است که قوانین شرکت چسب هل “وجاهت قانونی” ندارد و قانون کار شخصی نداریم. اینکه  چرا بر این موضوع تاکید نکرده  دلیل آن بسیار روشن است. این آرزوی دیرین جمهوری اسلامی و ایضا سرمایه در ایران است که کاش میشد شرایطی فراهم بود که قوانین را به شکلی که حاج خلیل قوانین شرکت چسب هل را تدوین کرده است ایشان هم میتوانستند تنظیم کنند. همیشه گفته اند حرفی که از دل برآید لاجرم بر دل نشیند! اصولا در شرکت چسب هل تبریز هر کاری موجب واکنش و عکس العمل است حتی نگاه کردن به کارفرما و فرار کردن هنگام  آتش سوزی. همه چیز جرم محسوب است و تو کارگر مجرمی، چون کارگری. چرا که جز آن دسته عظیم مردم هستی که چیزی جز نیروی کاربرای فروختن نداری و قوانین فروش کالایت را حاج خلیل ها تنظیم میکنند. نفس زندگی ات گروگان گرفته شده و دیگر “چانی زنی” معنا ندارد هر چه ما میگویم همان شرط است. و “داور” که خود ما یعنی حاج خلیل باشیم به تو دستور میدهیم که با شرایط ما باید کار کنی حتی اگر حقوقت بیش از حد دیر دادیم تو حق اعتراض نداری و حقوقت نه در حساب خودت بلکه در حساب سه نفر از معتمدین شرکت، که یکی اش خود ما باشیم نگه داری میشود تا روزی که میل مان بکشد به تو بدهیم. وقتی ما تولد خودمان را جشن میگیریم و بر مبل سلطنتی مان تکیه میزنیم تو باید خوشحال باشی وبه ما گل هدیه بدهی و گر نه…!

اما آنچه در شرکت چسب هل مکتوب شده قوانینی است که همیشه خدا به شکل نانوشته اجرا میشده گیرم که بخاطر دستشویی رفتن کسی را اخراج نکرده اند اما همیشه موجب واکنش بوده است. درست است بابت تقاضای مرخصی از حقوق کارگری چیزی کسر نگردیده اما به شکلهای دیگری موجب عکس العمل گردیده است و موجبات تحقیر کارگر فراهم بوده است. کارفرمایی به زبان نیاورده که به من نگاه نینداز اما عملا وقتی کارفرمایی از نگاه کارگری خوشش نیاید موجبات واکنش ایشان فراهم میشود و در “بلک لیست” کارفرما قرار میگیرد. میگویند حاج خلیل دچار “نارسیسم” است این راستش پدیده جدید و عجیبی نیست. کدام کارفرمایی است که خود شیفته نباشد و ادعا نکند میتوانست کار دیگری بکند عوض اینکه سرمایه اش را به خطر بیندازد چرا که میخواسته سفره ای پهن باشد و چهار تا کارگر لقمه ای ببرند و به همین سبب انتظار داشته که کارگر نه تنها احترامش را داشته باشد بلکه سپاسگذار ایشان هم باشد و سوال و اعتراض کارگر را نمک نشناسی قلمداد میکند.

این اما دید کارفرمایی تنها نیست، این دیدگاه نظام سرمایه داری است که شخصیتهایش چه به شکل کارفرما و چه به شکل تئوریسین و چه به شکل دولت همیشه انتظار داشتند که جمعیت کارگر ساکت باشند و سرشان به کارشان باشد ، وقت تلف نکنند و کار و کار کنند و هیچی هم نخواهند. کارگر را به هزار قوانین نوشته و نانوشته به بند میکشند این اما کافی نیست خیلی دوست دارند که بی پرده و با صراحت تمام همانی را بگویند و اجرا کنند که حاج خلیل در شرکت چسب هل میکند.

اما یک جای داستان اشکال دارد و این یکی را هیچ کاریش نمیشه کرد! و آن اینکه کارگر انسان است و میل دارد مانند یک انسان زندگی کند. توهین نشنود، تحقیر نگردد، منزلتش حفظ شود و معیشت اش فراهم باشد. و کارگرانی هستند که این را با صدای بلند بیان میکنند؛ مانند رضا شهابی ها و جعفر عظیم زاده ها و شاپور احسانی رادها و بهنام ها و محمود ها و… و اینجا است که دولت به مانند حاج خلیل آن روی دیگرش را نشان میدهد اما این بار دیکتاتوری یک طبقه را به نمایش میگذارد که یکی از افراد آن طبقه حاج خلیل است. زندان، شکنجه ، اعدام و قتل واکنش وعکس العمل طبقه حاکم است برای ساکت کردن  کارگر.

 کارگر نمی توانند خاموش بماند. یعنی به عنوان یک انسان تا وقتی در برپاشنه نابرابری بچرخد معترض خواهد بود شاید مدتی صدایش به جای نرسد اما بالاخره شنیده خواهد شد همانگونه که حاج خلیل فکر میکرد همه چیز تحت فرمانش است اما فقط انعکاس خبر دیکتاتوری اش بساطش را بهم ریخته است. قوانین مکتوب حاج خلیل بیانگر رسوایی نظام سرمایه داری است. و خطاب ما کارگران به حاج خلیل ها این است:” شما نیز ساکت و گرنه موجب واکنش ما خواهد شد!” و این را به تجربه خونبار جنبش مان ثابت کردیم که واکنش ما یعنی مهار کردن خوی وحشی گری سرمایه داری است و واکنش ما موجب بهروزی توده مردم است و واکنش آنها موجب تباهی نفس زندگی است.

 

نظرات مسدود است.



HOME