یاشار سهندی-زلزله و هراس از همیاری

زلزله و هراس از همیاری

یاشار سهندی

زلزله ای دیگر در کرمانشاه جان صدها تن را گرفت و دهها هزار را بی خانمان کرد. آخوندها با بی شرمی ذاتی شان این را امتحان الهی دانستند، هشدار دادند از زلزله روز قیامت باید برحذر بود. حکومت جنایتکار با “مدیریت بحران” که میشناسد به تماشا ننشست بلکه فورا بدون هیچ ابهامی نیروهای سرکوبگرش را به منطقه اعزام کرد. بخشی از رانده شدگان از حکومت که با “نیروهای اطلاعاتی” سر وسری دارند و در سایت “آمد نیوز” گرد آمده اند “ارتش الهی” را فرشته نجات معرفی کردند، بخشی دیگر از راندشدگان از “بحران مدیریت بحران” گفتند و برخی فورا ساز کوک کردند که بر آتش نفرت قومی هیزمی بیفزایند چرا که زلزله در مکانی به وقوع پیوسته که مردم به “زبان کردی ” حرف میزنند.

اما یک روزی بیشتر نگذشت که چهره واقعی جامعه به نمایش گذاشته شد آنجا که مردم حس کردند خودشان هستند و میتوانند کاری کنند. سیلی از کمک های مردمی جمع آوری شد و به سوی مناطق زلزله زده ارسال شد. دزدان سر گردنه در نقش نیروهای انتظامی حکومت سعی کردند این اموال را مصادره کنند و یا به نام خودشان توزیع کنند یا مانند زلزله بم به غارت ببرند. رسانه رسمی حکومت با تبلیغات زهرآگینش سعی کرد مردم را از “راهزنان” بترساند که بعد معلوم گشت کامیون حامی کمکهای مردمی غارت نشده بلکه در میان مردمان روستاهای سر راه توزیع شده است. بی بی سی به اتکا به تصاویر دریافتی سیمای حکومتی سعی کرد هم آوا با دستگاه تبلیغاتی حکومت نشان دهد این گونه ارسالها هرج و مرج است به یکی چادر نمی رسد به یکی چند تا میرسد.

موج هراس از حرکت مردم که سعی کردند به خودشان یاری برسانند و ثابت کردند اگر حکومتیان و تمام دستگاه تبلیغاتی بورژوازی اگر  سیخ تو چشمان نکند بهترین کسانی هستند که میتواند امورات خود را اداره کنند به مزدوران دانشگاه دیده بورژوازی هم رسید. کارشناسان بورژوازی یک صدا شدند که بگویند:”..با حمله به حکومت وجدان خود را آسوده نسازیم. اگر بخواهیم قوی شویم تا با استبداد دربیفتیم، باید اشکال‌های خودمان را هم ببینیم. اگر فقط حکومت را عامل بدبختی و فلاکت بدانیم، هیچ تضمینی وجود ندارد که وضع عوض شود.” این درسی است که یک بابای به نام سیامک اقبالی در سایت رادیو زمانه از زلزله گرفته است ایشان تاکید میکند اشکال از خودمان است:” …باور کنید که در ویرانی بناهای “مهر”، بیمارستان‌ها و بناهای خود مردم، فقط دولت مقصر نیست. زنجیره‌ای از فساد و اهمال و ماست‌مالی کردن این وضع را ایجاد کرده که یک سرش در خود مردم است. مهندس طراح، مهندس ناظر، شرکت مجری و … اینها همه از مردم‌اند و از دل بیت رهبری نیامده‌اند. خودمان که شل و اهمال‌کار باشیم، دولت اهمال‌کار بدون برخورد با مشکل فرمان‌روایی می‌کند” فرماندار سابق مهاباد که با یک فرمانش ۵۰ نفر را در دهه ۶۰ اعدام کردند اکنون استاد دانشگاه شده و فرمودند:” بالاخره هلال‌احمر یک نهاد تخصصی برای کمک‌رسانی است…مثلا آنها این همه مواد غذایی و پوشاک را می‌دانند چگونه پخش کنند. نمی‌شود که همه اینها را به مراکز نیازمند برد، پخش این اقلام نیازمند تمرکز و نظارت است و بدون برنامه‌ریزی پخش‌کردن آنها ممکن است باعث شیوع بیماری‌های مختلف شود…” و یادمان نرفته که در زلزله آذربایجان اژه ای جلاد به همین بهانه تعدادی از دانشجویان که برای یاری مردم رفته بودند به زندان انداخت و مدعی شد اینها کنسرو فاسد برده بودند. و آن دیگری در سایت رادیو فردا از “امیل دورکهیم،جامعه‌شناس و فرانسیس فوکویاما،نظریه پرداز سیاسی و آنتونی گیدنز،جامعه‌شناس” مدد گرفته  که هشدار دهد “بدون اعتماد اجتماعی، دموکراسی ممکن نیست.” و یک بابای دیگر در جای دیگر هشدار میداد که این کمک ها درست نیست چون هرج و مرج تولید میکند و کمکی به حل بحران نمی کند. و خیلی ساده به زبان بشری اگر بخواهیم  بگوییم ایشان دارند هشدار میدهند که حرکت مردم درهمیاری به یکدیگر برای کل بورژوازی خطرناک است.

همیاری مردم اصلا به مذاق ایشان خوش نمی آید یک عمر است دارند بر این میکوبند که مردم ایران ذاتا تنبل، خودخواه، همه چیزخواه، متعصب وخشونت طلب و وووهستند  که با یک کیسه سیب زمینی خام میشوند که به طور سنتی بخش ندار جامعه به یکی مثل احمدی نژاد دل خوشند و همین ها هستند که با رای شان جامعه را به عقب می رانند و اصولا شخصیتهای کاریزماتیک مانند خمینی و هیتلر و ترامپ حرف دل همین مردم را میزنند که بر سریر قدرت می نشینند. و عاقلان جامعه باید حواس شان به ایشان باشد که کار دسته همه ندهند!

واقعیت اما به تجربه چیز دیگری است. آنجا که برای ساعاتی و روزهای مردم از بند هویتهای کاذب و خطرناکی که همین جامعه شناسان و نظریه پردازان ساخته و پرداخته اند خلاصی می یابند و فرصتی دست میدهد که خودی نشان دهند مردم چهره انسانی اش را نشان میدهد. به یاری هم می شتابند بر زخمهای همدیگر التیام میگذارند درد و رنج همدیگر را مال خودشان میدانند.زلزله کرمانشاه بار دیگر ثابت کرد که بالا دستی ها جز پاشیدن نمک به زخم مردم کاری دیگر بلد نیستند. زلزله امری طبیعی است ولی آنچه غیر طبیعی و با زندگی بشری ناسازگار است حکومتهای است که جز سود به هیچ چیز دیگر نمی اندیشند که یک امر طبیعی به یک فاجعه بشری تبدیل میکند. زلزله را میشود مهار کرد و با ایمن سازی محیط زندگی مردم و این کاری است که حکومتی مانند جمهوری اسلامی نمی خواهد انجام دهد. برای این حکومت امور دنیوی و اخرواش غارت زندگی مردم است و مرگ سهم مردم از زندگی است که ایشان رقم زده اند.زلزله بار دیگر ثابت کرد اگر دست حکومتهای این چنین از سر مردم کوتاه شود و مردم فرصت ابراز وجود اجتماعی داشته باشند زیباترین صحنه های بشری را میشود در میان درد و رنج به تماشا نشست.

 

نوشتن نظر



HOME