کارگر کمونیست-بحث درباره تشکل کارگری مصاحبه با شهلا دانشفر

بحث درباره تشکل کارگری

مصاحبه “کارگر کمونیست” با شهلا دانشفر

کارگر کمونیست: از یک سئوال ساده شروع کنم؛ به نظر شما تشکل چیست و چه جایگاهی در زندگی و رفاه کارگر می تواند داشته باشد؟

شهلا دانشفر: تشکل اساسا حول مطالبات و اعتراض صورت میگیرد. به عبارت روشنتر انسانها حول مطالبات معینی به هم نزدیک میشوند، جمع تشکیل میدهند و متشکل میشوند. به این اعتبار تشکل حاصل شبکه ای از روابط اجتماعی است که حول مسائل و مطالبات معینی شکل گرفته است و تداوم آن نیز به تداوم این ارتباطات گره خورده است و بدون آن تشکلی هم وجود نخواهد داشت. اما اجازه دهید در مورد جایگاه تشکل در زندگی و رفاه کارگران بیشتر توضیح دهم.

تشکل برای کارگران و بخش های مختلف معترض جامعه ظرف و ابزاری برای مبارزه است. اما جایگاه آن برای طبقه کارگر به عنوان یک طبقه اجتماعی از ظرفی برای ابراز مبارزه فراتر رفته و جایگاهی طبقاتی دارد. دلیلش نیز به روشنی اینست که طبقه کارگر یک پدیده عینی اجتماعی و محصول پیدایش سرمایه داری است. بدین معنا که خصلت جمعی تولید باعث میشود که سرمایه داری خود، کارگران را در واحدهای تولیدی گرد آورد تا کار مشترک تولید صورت گیرد. به این اعتبار موقعیت اجتماعی طبقه کارگر به مبارزات او برای بهبود شرایط زندگی اش خصلت سازمانیافته تری میدهد و امر متشکل شدن، جزیی از سوخت و ساز طبیعی در درون طبقه کارگر است. در عین حال یک خصلت ذاتی سرمایه داری تشدید هر روزه استثمار و مستمند سازی بیشتر کارگران و حاکم کردن توحش هر چه بیشتر بر کل جامعه است. از همین رو کشمکشی بدون وقفه بین طبقه کارگر و سرمایه دار بر سر شرایط فروش نیروی کار و سطح زندگی و معیشتش جاری است. در نتیجه امر متشکل شدن برای کارگر یک ضرورت حیاتی برای بهبود دائمی سطح زندگی اش و معیشتش و برای رهایی از کل این بساط اسثمار و بردگی است. تاکید مارکس بر شعار “کارگران جهان متشکل شوید” در پاسخ به همین ضرورت است. و همیشه تاکید ما بر این بوده که قدرت کارگران در تشکل آنهاست.

به عبارت روشنتر کارگر در تولید جمعی و در فعالیت روزانه اش است که به منافع مشترک طبقاتی اش پی میبرد. به این می رسد که برای تامین شرایط بهتر فروش نیروی کارش و بهبود سطح زندگی خود و خانواده اش، باید با همسرنوشتانش متحد عمل کند و متشکل باشد. کارگر بطور جمعی و در تشکل بعنوان یک طبقه اجتماعی میتواند در برابر کارفرما و دولت سرمایه‌داری قد علم کند. از همین رو از آغاز تا همین امروز یک امر مهم تشکلهای کارگری، بهبود شرایط فروش نیروی کار است. از جمله متشکل شدن کارگران برای انعقاد قراردادهای جمعی با صاحبان سرمایه همواره محور و اساس تلاش و مبارزه جمعی کارگران برای بهبود شرایط کار و زندگی شان بوده است. بعلاوه بسیاری از دستاوردهای جنبش کارگری در سطح جهانی که به صورت قانون به سرمایه داری تحمیل شده است، نتیجه همین تلاش و مبارزه جمعی و تاریخی طبقه کارگر است. و این تلاشی است که بدون وقفه ادامه دارد. در ایران نیز امروز ما شاهد همین روند هستیم. از جمله تشکلهای کارگری و مستقل از دولت نتیجه چنین جنگ جانانه ای از سوی کارگران برای داشتن حق تشکل بوده است. تشکلهایی که نقش ویژه ای در پیشروی های جنبش کارگری داشته و یک دستآورد بزرگ آن است.

با همین توضیح مختصر جایگاه تشکل و فعالیت جمعی برای ارتقای شرایط زندگی نه تنها بعنوان ابزار مبارزه بلکه بعنوان پیش شرط تعین و قدرتیابی طبقاتی کارگران روشن میشود.

و اگر از جنبه همین جایگاه طبقاتی تشکل برای کارگر به موضوع نگاه کنیم، ضرورت تشکل حزبی و حزب طبقاتی کارگران نیز روشن تر میشود. طبقه کارگر برای رسیدن به آزادی و برابری قبل از هر چیز باید به تقسیم جامعه به طبقات پایان دهد. به این معنا طبقه کارگر بدون رها کردن کل جامعه از توحش سرمایه داری و از تمامی مصائبش خود نیز رها نخواهد شد. حزب طبقه کارگر، ابزار و سازمان چنین نبردی است. حزب سازمان طبقه کارگر در عرصه سیاسی و برای تصرف قدرت سیاسی است.

تشکلهای توده‌ای کارگری، مثل شورا و سندیکا ظرف اعتراض قدرتمندتر کارگر در برابر سرمایه‌داری و برای تحمیل شرایط بهتر برای فروش نیروی کارش است. اما با قدرت صرف این تشکلها و مبارزات صنفی کارگری، طبقه کارگر نمیتواند  قدرت سیاسی را بگیرد. نمیتواند به استثمار و بربریت سرمایه داری خاتمه دهد. برای این کار حزب لازم است.

بعلاوه حزب ابزاری برای تقویت مبارزات جاری کارگر و پیشبرد این مبارزات تا رسیدن به پیروزی است. از جمله حزب تشکل طبقه کارگر برای مبارزه با گرایشات راست و ارتجاعی در جامعه و انواع سیاستهای سازشکارانه در جنبش کارگری است. ابزار مبارزه با خرافه و مذهب و ناسیونالیسم و قوم گرایی و همه گرایشاتی است که مبارزه کارگران را در چهارچوب حفظ نظم موجود خفه میکند.

با این توضیحات جایگاه حزب به عنوان سازمان طبقه کارگر در عرصه سیاسی برجسته و نمایان است.

اما جدا از حزب، طبقه کارگر برای نبرد دائمی اش علیه سرمایه و برای بهبود شرایط فروش نیروی کارش نیاز به تشکلهای مبارزاتی اش دارد. نیاز به مبارزه متحد و بستن قراردادهای جمعی به قدرت شورا و سندیکایش را دارد. طبقه کارگر با قدرت تشکلهایش است که میتواند به عنوان یک طبقه اجتماعی قد علم کند و به جلو بیاید. خصوصا در شرایطی که اعتراضات کارگری گسترده است، برپایی مجامع عمومی کارگری یک رکن دائمی این مبارزات است، خانواده ها هر روز حضورشان دراین مبارزات چشمگیر تر میشود، رهبران کارگری هر روز بیشتر به چهره های سیاسی و اجتماعی جامعه تبدیل میشوند، همه این تحولات باید نتیجه خود را در به راه افتادن یک جنبش گسترده برای سازمانیابی توده ای کارگری بیان کند. باید در روی آوری هر چه بیشتر به حزب و حزبیت خود را بیان کند. اینجاست که ما بر به راه افتادن جنبشی برای سازمانیابی کارگران در ایران، به عنوان یک هدف در خود در جنبش کارگری تاکید داریم. بر قرار گرفتن امر تشکل به عنوان اولویت و هدف فعالین جنبش کارگری تاکید داریم. و قطعنامه کنگره دهم حزب کمونیست کارگری در مورد جنبش تشکل یابی نیز اشاره اش به همین ضرورت بود.

در هر حال سوال روشن و ساده شما، به نظرم امروز خود بحث مفصلی است و توصیه من به همه کسانیکه این نوشته را میخوانند این است که به گفتگوی نشریه “انترناسیونال” با حمید تقوایی تحت عنوان “در مورد جنبش تشکل یابی کارگری” که بحثی بسیار ارزنده بر سر این موضوع است، مراجعه کنند.

کارگر کمونیست: چرا معمولا کارگران اینقدر مشکل متشکل می شوند؟ چرا با وجود این همه معضلات اجتماعی و این همه ظلم و اجحافاتی که به کارگر در ایران می رود، کارگران متشکل نمی شوند؟

شهلا دانشفر: یک پاسخ معمول به سوالی از نوع سوال شما اینست که میگویند سرکوب و خفقان مشکل و مانع اصلی است. از نظر من سرکوب را میتوان به عنوان مانع نام برد. ولی در اوضاع سیاسی امروز اختناق دیگر مانع نیست. ببینید سرمایه داری و ابزارهای سرکوبش همیشه در وحشت از سازمانیابی و قدرتیابی اعتراضات کارگری سعی کرده‌اند، مانع سازمانیابی کارگران شوند و از هر فرصتی برای در هم شکستن تشکلهای کارگری استفاده کنند. یک نمونه بارزش تاچر در انگلیس بود. اما علیرغم آن، کارگران جنگیده و سعی کرده‌اند تشکلهایشان را شکل دهند. در ایران نیز ما شاهد تلاش کارگران برای متشکل شدن بوده‌ایم.  از جمله بعد از سرکوب‌های دهه ۶٠ وقتی بحث از تشکل میشد، استدلال این بود که در توازن قوای فعلی ممکن نیست و دولت اجازه متشکل شدن نمیدهد. اما بعد جنبشی به راه افتاد تحت عنوان اینکه تشکل امر خود کارگران است و نیاز به مجوز ندارد. بعد هم تشکلهایی چون “کمیته پیگیری برای ایجاد تشکلهای کارگری”، “سندیکای کارگران شرکت واحد”، “سندیکای نیشکر هفت تپه”، “اتحادیه آزاد کارگران ایران”، “کمیته هماهنگی” و انواع و اقسام نهاد و تشکلهای دیگر کارگری شکل گرفتند و با رهبران و چهره های شناخته شده خود جلو آمدند.

از سوی دیگر کارگران و اساسا کل جامعه از دیوار اختناق عبور کرده‌اند. از جمله تشکل در ایران ممنوع است ولی کارگران تشکل‌هایشان را شکل میدهند و با سرکوبگری حکومت جنگی هر روزه دارند. اعتصاب ممنوع است ولی اعتصاب جزو فعل و انفعالات هر روزه جنبش کارگری است و اخبار آن در صدر خبرهای خود حکومت است. بعلاوه مدیای اجتماعی هر نوع سد فیلترینگ و سانسور را پس زده و امروز کارگران، معلمان و مردم معترض از مدیای اجتماعی دارند به عنوان ظرفی برای سازمانیابی، ارتباط گیری، گفتمان سازی و متحد شدنشان سود میبرند. و بالاخره اینکه تشکلهای کارگری همانقدر با مانع سرکوب روبرو هستند، که تجمعات اعتراضی کارگری روبرویند و مورد تعرض قرار میگیرد. اما علیرغم این کارگران هر روزه جمع میشوند و اعتراض میکنند. بنابراین مانع اصلی برای شکل گیری تشکلهای توده‌ای سراسری کارگری امروز آنهم با وجود پیشروی‌های درخشانی که جنبش کارگری در عرصه‌های مختلف داشته، از نظر من همانطور که در قطعنامه کنگره دهم حزب نیز به آن اشاره کردیم، عدم شکل گیری جنبش تشکلیابی است. جنبشی که اکتیویستها و چهره‌های خود را داشته باشد. وظیفه حزب و فعالین چپ و کمونیست است که با نشان دادن جایگاه طبقاتی و ضرورت حیاتی امر تشکل، با نشان دادن پیشروی‌های جنبش کارگری و تحول کیفی‌ای که پیدا کرده است، افق روشنی در مقابل این جنبش در زمینه سازمانیابی توده‌ای کارگری قرار دهند.

بنابراین وقتی از این منظر به امر سازمانیابی کارگری و شرایط مشخص برای تحقق یافتن آن به موضوع نگاه کنیم، همانطور که اشاره کردم می‌بینیم که مانع اصلی نبود جنبشی برای سازمانیابی کارگری است. و اگر چه فعالین کارگری در بخش‌های مختلف در این جهت تلاش‌های بسیاری کرده‌اند، و ثمره مشخص این تلاش‌ها همین تشکلهای مستقل موجود کارگری است؛ ولی هنوز از شرایط موجود عقبیم.

از همین رو در قطعنامه “موقعیت ویژه جنبش کارگری” در کنگره دهم حزب کمونیست کارگری ایران نکته اصلی بحث ما اینست که با توجه به پیشروی‌های جنبش کارگری در طول یک دهه اخیر و با توجه به ثقل سیاسی مهم جنبش کارگری در اوضاع پر تحرک جامعه، امروز ما در شرایطی قرار داریم که ایجاد تشکلهای توده‌ای کارگری ممکن است. و تاکید اصلی ما  نیز در آنجا بر تعمیق و گسترش این پیشرویها و برداشتن گامهای عملی برای تحقق بخشیدن به جهشی بزرگ برای شکل دادن به یک جنبش وسیع و گسترده برای ایجاد تشکلهای توده‌ای کارگری بود. اکنون بعد از گذشت چند ماه از مقطع تصویب آن قطعنامه، جنبش کارگری تغییرات کیفی‌تری پیدا کرده و به باور من امروز نه تنها در آستانه ایجاد تشکلهای توده‌ای سراسری کارگری، بلکه در آستانه فراهم شدن شرایط برای رفتن بسوی اعتصابات سراسری در سطح محلی و کشوری قرار داریم و جرفه‌های آن در همین مدت در مبارزاتی چون مبارزات سراسری کارگران مخابرات زده شد و به طور واقعی در مقابل کل جنبش کارگری راه نشان داد.

اما برای روشن تر شدن بحث اجازه بدهید مثالی بیاورم. در ٢۶ اسفند ٩۵ بیش از ده هزار کارگر بازنشسته از سراسر ایران جمع شدند و پیگیر خواستهایشان شدند. طی همین دو سه ساله برپایی تجمعاتی سراسری از همین دست را در میان معلمان، پرستاران، کارگران نفت، آتش نشانان، مخابرات، برق، و بخش های دیگری از کارگران شاهد بوده ایم. مشاهده ساده همین اتفاقات آنهم در متن موقعیت متحولی که جنبش کارگری پیدا کرده است، در شرایطی که حضور خانواده ها هر روز چشمگیر میشود، بطور واقعی نشانگر این واقعیت است که امروز بیش از هر وقت ایجاد انواع و اقسام تشکلها و نهادهای توده ای کارگری در تمام این بخشها ممکن است و باید با تمام قوا برای شکل دادن به آنها تلاش کنیم.

این را هم بگویم که وارد شدن ظلم و اجحاف به کارگر، الزاما به تشکلیابی و قدرت برای مبارزه متحد آنان تبدیل نمیشود. فقر و بیحقوقی ممکن است در یکجا به استیصال و ناامیدی منتهی شود، اگر در برابر طبقه کارگر افق روشنی از مبارزه قرار نداشته باشد. اما در ایران چنین نبوده است و از این زاویه نیز وقتی به جنبش کارگری نگاه می‌اندازیم، استیصال را نمی‌بینید، بلکه تعرض را می بینید. تعیین هر روز بیشتر خواستها و شعارها را می‌بینید، گسترش هر روز بیشتر دامنه اعتراضات کارگری و جلو آمدن چهره‌های بیشتری از رهبران محبوب کارگری را می‌بینید. در شعارها و خواستهای اعتراضی کارگران، بلند شدن صدای اعتراض کل جامعه علیه فقر، ریاضت اقتصادی، بی حقوقی، دزدهای حکومتی، حقوق‌های نجومی و اعتراض به تبعیض و نابرابری را می بینید. ثقل سیاسی جنبش کارگری با شعارهای رادیکال، چپ و انسانی را در تحولات سیاسی جامعه می‌بینید. و اینها همه فاکتورهایی است که بر ممکن بودن امر تشکلیابی توده‌ای کارگری در شرایط سیاسی امروز جامعه، بر ضرورت شکل‌گیری آنها و ممکن بودنش تاکید صد چندان میگذارد و برای آن باید جنبشی به راه انداخت. وظیفه ماست که این بحثها را به گفتمان جاری در جنبش کارگری تبدیل کنیم و با این کار به مانع اصلی در برابر امر سازمانیابی توده‌ای کارگری و امر تشکلیابی کارگری و در راس آن تحزب یابی پاسخ دهیم.

مصاحبه با شهلا دانشفر توسط ناصر اصغری از تحریریه کارگر کمونیست، تهیه شده است.

نظرات مسدود است.



HOME